ترجمه‌پژوهی
4.12K subscribers
4.75K photos
316 videos
499 files
2.63K links
@HasanHashemiMinabad
@SaeideShojaei
سلام
این کانال در مورد ترجمه، زبان، ادبیات و زبان شناسی است.


قراردادن مطالب در کانال به معنای تایید یا رد آنها نیست.
Download Telegram
Forwarded from لهجه‌یاب
🔹لهجه‌یاب بناست گنجینه‌ای از لهجه‌های مختلف زبان فارسی در سرتاسر مرزهای جغرافیایی این زبان باشه.

🔹لهجه‌یاب در عین حال که پروژه‌ای سرگرم‌کننده‌ست پس از تکمیل و غنا یافتن می‌تونه به مطالعات تطبیقی زبان‌شناسی هم کمک کنه.

🔹لهجه‌یاب در فاز مقدماتی از کاربران می‌خواد که با لهجه‌ی خودشان متن مشخصی رو بخونن و به شکل فایل صوتی برای ما ارسال کنن.

🔹 لهجه‌یاب این حق رو برای خودش قائله که فایل‌های صوتی رو با توجه به کیفیت مورد نظر گردانندگان به صورت گزینشی منتشر کنه.

🔹لهجه‌یاب تنها در صورت تقاضای صریح کاربران نام و مشخصات اون‌ها رو در ذیل فایل‌های ارسالی ثبت می‌کنه.

#اعلان

🔈@lahjeyab
ماهنامه تخصصی انجمن مجازی مترجمین ایران، سال هشتم، شماره دوم، شماره پیاپی 86، آبان 1397
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
«حراجمعه» که آمد، ساده و به‌موقع و با نگارشی جذاب، پروپاقرص‌ترین طرفداران فارسی‌زبان «بلک‌فرایدِی» را در کاربرد واژهٔ اعتباربرانگیز مردد کرد. نوواژه‌های دلنشین ثمرهٔ علاقه‌مندی به زبان و درک سلیقهٔ کاربر است.
#واژه
@cheshmocheragh
Forwarded from MediaTrans
- مهلت ارسال چكيده: ١٥ ديماه ١٣٩٧
- نياز به ارسال مقاله كامل نيست.

🔗 http://avt.um.ac.ir

@avt2019 | همايش ترجمه و رسانه
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
✍🏼 اولین زن مترجم نمایشنامه در ایران

در میان زنان صاحب‌قلم و صاحب‌فکر دورهٔ قاجاریه، «تاجماه» ملقب به «آفاق‌الدوله» اولین زن مترجم نمایشنامه در تاریخ ایران است. او در ابتدای ترجمهٔ نمایشنامهٔ «نادرشاه» خود را چنین معرفی می‌کند: «کمینه تاجماه آفاق‌الدوله، همشیرهٔ آقا اسماعیل آجودان‌باشی و عیال فتح‌الله‌خان ارفع‌السلطنهٔ طالشی، این کتاب تئاتر ترجمهٔ نریمان نریمان‌اف را از زبان ترکی به پارسی ترجمه نموده، اگر سهو و غلطی باشد امید است ببخشید… بهتر آن است پس از این…، زبان نیاکان خود را بنگارند تا مردم مرزوبوم به خواندن و نوشتن زبان خویش عادت نمایند و گفتار نیک و سخنان شیرین پارسیان فراموش و نابود نشود».
ترجمهٔ تاجماه از نادرشاه ترجمه‌ای ویژه است. تاجماه بسیار سعی کرده از واژه‌ها و ترکیب‌های فارسی در متن سود جوید. در سراسر متن واژه‌هایی آمده که شاید برای اولین بار در دورهٔ مشروطیت وارد زبان ترجمهٔ متون نمایشی می‌شود؛ واژه‌هایی مانند: خداوند (پادشاه)، تخت و دیهیم، چشمداشت، بهادر، بی‌برنایش (بی‌غیرت)، ناوه‌کشی، شکیبا، مویه، آزرم و….
(برگرفته از: #بنفشه_حجازی، زنان مؤدب. تهران: نشر قصیده‌سرا، جلد اول و دوم، ۱۳۹۴، ص ۳۷۶، ۱۰۵۲–۱۰۵۳)
#ترجمه
@cheshmocheragh
Forwarded from موسسه تاریخ متون
سوم آذرماه؛ زادروز
محمدعلی اسلامی ندوشن
است...
استاد بزرگ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و از مفاخر ماندگار ایران ...
@sibawayhis
Forwarded from Chemins de la Traductologie et de la Littérature
Forwarded from Masood Khoshsaligheh
Calls for Papers and Proposals

CfP journal: Synthesis, special issue on Recomposed: Anglophone
Presences of Classical Literature Deadline for abstracts: January 20,
2019 https://ejournals.epublishing.ekt.gr/index.php/synthesis/pages/view/callforpapers

CfP conference: 6-8 Mach 2019 II Coloquio Internacional
Hispanoafricano de Lingüística, Literatura, Civilización y Traducción
- Panhispanoafricanismo: realidades del presente, retos del futuro.
Abidjan, Ivory Coast http://www.afriqana.org/encuentro10_01.pdf

SECOND CIRCULAR The Consortium for Translation Education Research
(CTER); conference: Complexity and Dispersion in Translation Pedagogy
2nd CTER Congress 2019 Kraków http://cter.edu.pl/en/registration-4/

ISSEI's 16th Conference The University of Zaragoza, Spain, 2-5 July
2019 ISSEI 2019 Conference Website: http://issei2019.info WORKSHOP:
Migration, Multilingualism and Language Rights https://issei2019.info/

Call for contributions: computer-assisted literary translation
workshops Swansea University, UK. 25-26 January and 27-28 May 2019
Deadline for contributions for January workshop December 10, 2019
https://languagestranslationandmediaatswansea.wordpress.com/2019-calt-workshops/?fbclid=IwAR3Trc-rci-Yw4spgQDMrCnwiPqCJtGbJSTqLNgtwJP0PQf2uRz1W1u_6EI

Cfp: Special Issue of Informatics "Advances in Computer-Aided
Translation Technology" Guest editors: Lieve Macken, Joke Daems, Arda
Tezcan Deadline for manuscript submissions: 30 April 2019
https://www.mdpi.com/journal/informatics/special_issues/ACATT

CfP Conference: 21 February, 2019. Interlingual Live Subtitling for
Access: Mapping the ILSA Course, University of Vienna, Austria
http://www.ilsaproject.eu/multiplier-events/

CfP Conference: 1-2 June, 2019. 6th Durham Postgraduate Conference on
Translation Studies. Durham Castle, UK. Deadline for abstracts
February 1st 2019.
https://www.dur.ac.uk/mlac/news/displayevents/?eventno=41196

CfP Conference: 19-20 June 2019 Translating and Interpreting Political
Discourse [TIPD 2019], Hong Kong Baptist University. Deadline for
abstracts: December 15, 2018. http://tran.hkbu.edu.hk/tipd2019

CfP Conference: April 5, 2019, Montreal, Canada. Futurities in
Translation - Voyages in Translation Studies Voyages in Translation
Studies 2019 https://www.facebook.com/permalink.php?story_fbid=2256731647695121&id=153592488009058

CfP conference: 13-14 September 2019Teaching Translation and
Interpreting - TTI6. University of Łódź, http://tti.uni.lodz.pl/

CfP: MA and PhD translation students who would like to present their
research projects at the Artis@Lebanon conference on Translation and
Interpreting in Conflict Zones in Beirut
https://artisinitiative.org/events/upcoming-events/artisbeirut2019/


Conferences, Seminars

Conference programme available: TRANSLATING EUROPEAN WORKSHOP (EU-DGT)
December 10, 2018, University of Alcalá
http://www3.uah.es/traduccion/es/workshop-translating-europe-2018/

Conference: İstanbul Arel University Translation Club (ARCEV) welcomes
your participation at the Conference titled "Human Translation vs.
Machine Translation: Competition or Collaboration?"
https://arcev.arel.edu.tr/en

Conference: Framing, Drafting, Sketching: Hans J. Vermeer's
Theoretical Proposal to Translation Studies. Program online!
Registration open. https://vermeerconf.en.fb06.uni-mainz.de/
@TSFUM
Forwarded from فنّ ادبیّات
- با مسائل مورد علاقه کشورها... هیچ «استحکاکی» پیدا نمی‌کند.
- این می‌تواند به «صلب» سرپرستی از والدین منجر شود.
- حدود و «صغور» این نوع روابط روشن نیست.
- پرداخت «ما به تفاوت» قطعی است.
- آقای «سبقت اللهی»
- «تریپولی» پایتخت لیبی
- نمایشگاه در «مومبای» هند

این‌ها نه سوتی‌های یک شاگرد مدرسهٔ بازیگوش، که برخی از گاف‌های «بی‌بی‌سی فارسی» است! بی‌بی‌سی روزی نیست که غلط نداشته‌باشد. این اغلاط را می‌توان به سه دستهٔ عمده تقسیم کرد:

۱- خطاهای اَعلام: کمبود مطالعهٔ تاریخی و جغرافیایی باعث می‌شود که نویسنده احیاناً از سابقهٔ نام منطقه و شهر و ... در فارسی بی‌خبر باشد. در اخبار بی‌بی‌سی چند ماه «ادلب» را «ادلیب» می‌گفتند. دیدن این که «سعد» را «سَآد» و «ضیا» را «دیا» بگویند و «بُرَیک» را -که در فارسی مثل «حسین» خوانده می‌شود «بورائیک» بر وزن «موزائیک» بخوانند دیگر برای همه جز عده‌ای مُصرّ حرص‌خور مثل من عادی شده، ولی حقّاً زشت است که روزنامه‌نگار نداند در فارسی «طرابلس» و «بمبئی» می‌گوییم نه «تریپولی» و «مومبای». اگر «ملطیه و دُبی» را «مالاتیا و دوبای» بنویسیم و بگوییم به یک اندازه گاف داده‌ایم، ولی برای دانستن اوّلی مطالعه لازم است نه حضور در کنسرت «کامرانْ هومن»! ادامهٔ این روند بعید نیست به این بینجامد که نیم‌ قرن دیگر این ژورنالیست‌ها اگر از دستشان دررفت و کتابی باز کردند خیال کنند مثلاً «ملطیه» منطقه‌ای ست تاریخی و خالی از سکنه *. این خطاها در خبرگزاری کشوری که روزی نصف جهان را آشکارا مستعمره داشت به طریق اولیٰ ناپسند است.

۲- ایرادات نگارشی و ویرایشی: عبارات مبهم که دچار کژتابی ذهن و زبانند، مثل «بازیگر نقش سابق جیمز باند» رایج‌ترین شکل اشتباهات این خبرگزاری ست و آن‌قدر فراوان است که اصلا برشمردنش هم فایده ندارد. روزی نیست که در مطالب بی‌بی‌سی فارسی از این خطاها نباشد.

۲- غلط‌های املایی: این خطا از همه بدتر است و موجب نگارش این یادداشت هم همین است. واقعاً انتظار می‌رود کسی که خود را روزنامه‌نگار نامیده املای «حدود و ثغور» و «اصطکاک» را بلد باشد. «استحکاک» نوشتن فقط از بیسوادی بی‌مبالات برمی‌آید که معلوم نیست چرا تصمیم گرفته بنویسد و حالا که نوشته چگونه توانسته به خبرگزاری‌ای راه یابد که قرار است حرفه‌ای باشد! بی‌بی‌سی فارسی چه‌طور صافی‌هایی دارد که چنین پدیده‌هایی از آن رد می‌شوند؟! و حالا که با هر جور ملاحظاتی رد شده‌اند، مگر آنجا ویراستار ندارد که غلط‌گیر ایشان شود؟! ناسلامتی روزی آنجا مینوی چیز می‌نوشته‌است. روزی انگلیسی‌های ساکن ایران و هند هم فارسی را بهتر از این بلد بودند.
وانگهی «نویسنده»ای که پایهٔ زبانش این است اصلا چه‌طور می‌تواند در چارچوب زبان فارسی «فکر» کند؟ مگر اندیشه و تفکّر را کلمات نمی‌سازد؟ از چنین زبان الکن و معلومات کمی امکان ندارد اندیشهٔ منسجم و پخته‌ای برآید.

گویی زبانمان را از سر راه آورده‌ایم که در قبال چنین خطاهایی هیچ نمی‌گوییم. کاش آموزش و فرهنگ و زبان زودتر سر و صاحب درستی پیدا کند، که کم‌کم دارد برای اصلاح و جبران دیر می‌شود.

* البته این خطاها مختص بی‌بی‌سی نیست. در ترجمه‌های داخل کشور هم وضع خیلی بهتر نیست. همین چند ماه پیش در پرفروش‌ترین نشریّهٔ ادبی، تاریخی و فرهنگی ایران مطلبی منتشر شد که مترجم مکرّراً «یاقوت حموی» معروف را «یاکوت» نوشته‌بود و کسی هم مطلب را (یا اشتباه را) پیش از چاپ ندیده‌بود. از تنگناهایی که گریبان‌گیر ناشر آن مجلّه است خبر داریم ولی عاقبت خطا خطاست.

t.me//fanneadab
Forwarded from Hossein M.H
پیشکش مَردی که خواب کلمه می‌دید.

«فرهنگ حییم» ؛ کتابی که شاید بتوان گفت در چند دهه‌ی اخیر در خانه‌ی هر ایرانی که اندک تحصیلاتی داشت ، لزوما یافت می‌شد و شاید به‌همین دلیل در خاطرات هر یک از ما سهمی دارد.
لذا مناسب است یادی کنیم از خالق این اثر ؛ از مردی که به راستی مظلوم ماند و نامش آنگونه که درخورِ زحمات کم ‌نظیرش بود، در یادها نماند. در وصف گمنامی و مظلومیت آن مرد بزرگ همین بس که تقریبا بیشتر کسانی که سال‌ها و دهه‌ها فرهنگ حییم در دوران تحصیل و هنگام تحقیق و پژوهش، فریاد رس‌شان بود ، حتی نام صاحب این اثر را به درستی تلفظ نمی کنند.

«سلیمان حییم» (حییم بر وزن نعیم و نه حیّم بر وزن قیّم) یک ایرانی وطن پرستِ یهودیِ اهل شیراز و از خانواده‌ای مذهبی و بی بضاعت بود که همه ی رزق شان از اندک درآمد شغل لحاف دوزی ِ پدر خانواده تامین می شد. واژه ی «حییم» که همچون بسیاری از کلمات عبری از ریشه‌ی عربی است، در کتاب مقدس یهودیان، از صفات خداوند و به معنای «زنده و جاوید» است و به‌همین خاطر سلیمان حییم که انسانی مذهبی و مومن بود، همواره از اینکه مردم نام او را به درستی تلفظ نمی کنند شکوه می‌کرد. سلیمان حییم در سال ۱۲۹۴ ه.ش از کالج آمریکایی‌ها در تهران فارغ‌التحصیل شد. او در همین دوران با زبان انگلیسی آشنا شد و استعداد شگرف او در به خاطر سپردن واژه ها نمایان گشت آن‌گونه که به او "دیکسیونر متحرک" می‌گفتند. او در دوران تحصیل به اهمیت و نیاز به یک فرهنگ لغت زبان پی‌برد و به‌تنهایی کار تدوین چنین فرهنگ لغتی را آغاز کرد؛ امری که اهل فن به دشواری های آن واقفند و می‌دانند که امروزه چنین کاری در قالب سازمان‌ها و گروه‌های چندین نفره انجام میگیرد. حییم ولی با همت والایش کار نگارش آن‌ را به ‌پایان برد و علی‌رغم درآمد اندکش آن را با سرمایه‌ی شخصی خود منتشر کرد و این‌گونه در سال ۱۳۰۸، ایران صاحب اولین فرهنگ لغت فارسی – انگلیسی شد.

«فرهنگ حییم» علاوه بر پشتکار کم نظیر مولف‌اش، مدیون دو ویژگی بارز اوست؛ نظم و دقت او و نیز عشق وافر او به کاری که می‌کرد. بسیاری از واژه های فارسی که او می بایست به انگلیسی برگرداند، معادل مشخصی در زبان مقصد نداشتند. واژه هایی چون "گل اندام" ، گلاب پاش" و بسیاری واژه های دیگر که در آن دوران کلماتی رایج بودند ، اینچنین اند. سلیمان حییم اما فقط زمانی معادل انگلیسی واژه را می پذیرفت که از صحت و درستی آن اطمینان یابد تا آنجا که برای معادل چند واژه، مقداری "گل سرشوی" ، "سنگ پا" و "سنجد" را با خود به انگلستان برد تا با مشاوره ی اساتید آکسفورد معادل دقیق آن را بیابد. این همت والا جز با نیروی عشق به کار میسر نیست؛ عشقی که خود او در توصیف آن می گوید: "حتی شب‌ها هنگام خواب هم در رويای لغت به‌سر می‌برم".

این نوشته در بزرگداشت مرد یهودی بزرگی است که تمام عمر خود را با فرهنگ و هنر همدم و همنشین بود؛ آنگونه که ویولن نوازی چیره دست بود و علاوه بر آشنایی با ردیف‌های موسیقی، کمانچه، تار و تنبک را نیز به‌خوبی می‌نواخت. بیش از همه اما او وطن‌پرستی والاهمت بود که دل در گرو میهن داشت و در روزگاری که جمعیت باسوادان ایران کمتر از ۵ درصد بود، برای کودکان فردای میهن، قدم در راهی دشوار گذاشت.

نام بلندش بلندآوازه تر باد.

(به نقل از کانال روابط عمومی کلیمیان شیراز)

#ایران_برای_همه_ایرانیان

@farhangebehtar
Forwarded from نَقد و نظر (ناصر همتی)
📝 «ماشاءالله» بگوییم یا «به‌نام‌ایزد»؟


نگاهی به یک اصطلاحِ لکی/لُری/کُردی که در محاوره‌های میان افغانان هم رایج است.


این ابیات را از خواجه‌ی اهل راز بخوانید:

آب حیوان‌اش ز منقارِ بلاغت می‌چکد
زاغِ کِلکِ من به‌نام‌ایزد چه عالی مشرب است

و:

مَی‌ای در کاسه‌ی چشم است ساقی را به‌نام‌ایزد
که مستی می‌کند با عقل و می‌بخشد خماری خوش

و این بیت را از سنایی:

سگی خواندی «سنایی» را و آنگه گفتی آنِ من
زهی احسان، زهی تحسین! به‌نام‌ایزد! به‌نام‌ایزد!


📝 خیلی بعید است که از کُردها و لک‌زبانان «ماشاءالله» بشنوید؛ آن‌ها وقتی بخواهند کسی را به زیبایی، جوانی و یا هر صفتِ دلپسند دیگر، ستایش کنند و در عین حال از «چشم‌زخم» دور بخواهند می‌گویند: «نومِ خدا». این اصطلاح عیناً در جاهایی از افغانستان هم رایج است: «نامِ خدا».

نامِ خدا (نومِ خدا) همان «به‌نام‌ایزد» است که در شعر و نثر فارسی بسیار رواج داشته و مکرر هم استفاده شده است.

📝 حالا ابیاتی دیگر بخوانید:

به‌نام‌ایزد به چشم من چنانی
که نیکوتر ز ماهِ آسمانی
(انوری)

به‌نام‌ایزد نگویم من که تو آنی که هر باری
زهی صورت بدان صورت نمی‌مانی که هر باری

(مولانا)

روى است به‌نام‌ایزد يا ماه تمام است آن؟
زلف است تعالى الله يا تافته دام است؟

(خاقانی)

چو هفصد پرده‌ی دل را به نور خود بدراند
زعرشش اين صدا آيد: به‌نام‌ایزد! به‌نام‌ایزد!

(مولانا)

#به‌نام‌ایزد #لکی

(نیازی به یادآوری نیست که به‌نام‌ایزد را باید «بنامیزد» خواند)


آذر ۱۳۹۷
ناصر همتی

https://t.me/NaghdoNegh

نومِ خدا

سعید مهرپویا:
مادربزرگم /بی‌بی جان/ با لهجه‌ی شیرینش می‌گفت: «نومِ خدا، صلّ علی آلِ رسول، بترکه چشم حسود» و فوت می‌کرد دور سر ما.
اصالتاً یزدی، زیسته در خراسان (کاشمر و مشهد)

حسین قانعی اردکانی:
در یزد و اردکان ما هم این اصطلاح کاربرد دارد و هر دو را با هم به کار می‌برند به صورت: ماشاءالله و نومِ خدا.

مجتبی احمدی:
در گویش مردم کرمان ما هم «نومِ خدا» در معنی «ماشاءالله» استفاده می‌شود؛ گاهی هم نسل قدیم، دوتا را با هم به‌کار می‌برند؛ مثلا مادربزرگ -خدابیامرز- من می‌گفت: ماشاالله، نومِ خدا...

عرفان خسروی:
هم در مشهد و هم در یزد و هم در دزفول شنیده‌ام که ماشالله نوم خدا می‌گویند. از همه مشهورتر شاید این بیت از ترانه‌ی عروسی مشهور دزفولی‌ها باشد:

پل ببندید پل ببندید پی مفتیل طلا
هر کجا دوما گذرده موشالا نوم خدا

یونس یوسف‌زاده:
نومِ خدا، نومِ رسول، بِترَکَه(سکون بر ت) چشم حسود.
این رو مادربزرگم می‌گفت که سیستانی بود.

رضا تسلیمی:
در روستاهای استان فارس عبارت نوم خدا به همراه «روت» هم به کار می‌رود.
نوم خدا روت یعنی اسم خدا بر تو . این همان ماشاالله بهت هست با تبرک بیشتر. به این وسیله از قداست نام خدا به بنده داده می‌شود و بنده متبرک می‌گردد.

@KhabGard

✔️ «نومِ خدا» فقط کردی یا لری و... نیست

رضا ساکی:
وقتی پیشینه‌ی‌ یک لغت را در گویش بررسی می‌کنید، هرگز ننویسید خاص لری یا کردی یا گیلکی یا بلوچی و... است. چون تقریبا واژه‌ای نیست و ترکیبی وجود ندارد که در یک گویش باشد و ساخت دستوری یا ریشه‌ی‌ لغوی‌اش در گویش‌های دیگر یافت نشود.

البته واژه‌های خاص در گویش‌های ایرانی زیاد داریم اما در برابر آن لغات که در گویش‌های دیگر با همان ساخت یا ساخت متفاوت وجود دارند اندک هستند.

وقتی همین «نوم خدا» را خواندم: t.me/khabgard/2651
خواستم بنویسم اما حوصله نکردم توضیح بدهم چون بسامد بسیاری دارد و مربوط به لر و کرد و افغان نیست و بارها درباره‌اش مقاله و حاشیه نوشته شده است.

این «نام خدا» مربوط به ایران است.

حالا دیدم مخاطبان خوابگرد درباره‌اش نوشته‌اند: t.me/khabgard/2652

پس یک چیز اضافه می‌کنم:
در لری وقتی می‌گویند نوم خدا، در ادامه‌‌اش گاه اضافه می‌کنند «نیر علی» یعنی نور علی. بعد می‌خوانند: نوم خدا نیر علی چش حسید پوقَ بلی. یعنی نام خدا، نور علی، چشم حسود مانند بلوط روی آتش بترکد.

(مثل صلوات بر حضرت محمد (ص) که در خراسان در ادامه‌ی آن می‌آید.)
با احترام
رضا ساکی
@KhabGard