وقتی یادم میاد چجوری برای بودنت خودمو کوچیک کردم، خودمو نمیبخشم.
چقدر جاهایی که باید حرف میزدم ساکت موندم. چقدر خواسته هامو قورت دادم که مبادا از دستت بدم. فکر میکردم دوست داشتن یعنی کم شدن یعنی کمتر بخوام کمتر بخندم کمتر خودم باشم.
@TraLin_Org
چقدر جاهایی که باید حرف میزدم ساکت موندم. چقدر خواسته هامو قورت دادم که مبادا از دستت بدم. فکر میکردم دوست داشتن یعنی کم شدن یعنی کمتر بخوام کمتر بخندم کمتر خودم باشم.
@TraLin_Org
من انگار آدمِ پسندیدهاى نيستم؛ زياد از حد توجه ميكنم، زياد نگران ميشم، زيادى احساسم رو خرج ميكنم، احساسِ مسئوليت ميكنم و برای فضاى امن تلاش ميكنم. مردم اينگونه بودن رو نمیپسندن، من بيش از حد بى آزارم.
🙂 @TraLin_Org
🙂 @TraLin_Org
با غم ها و کینه هاش
با استرس هاش و افسردگیاش
و با فکرا و عذاب کشیدناش
یک روانی تو مغزش پرورش داده بود که اگه زنجیرش باز میشد
برای خودش که هیچ
برای جامعه ضرر داشت!
با استرس هاش و افسردگیاش
و با فکرا و عذاب کشیدناش
یک روانی تو مغزش پرورش داده بود که اگه زنجیرش باز میشد
برای خودش که هیچ
برای جامعه ضرر داشت!