❤ آزربایجان ❤
903 subscribers
35.5K photos
20.4K videos
574 files
7.16K links
عکس های #طبیعت_آزربایجان
📹عکس های جالب📷
🎥فیلم های باحال📕داستان های خواندنی📒
🎻🎵🎶آلبوم ها واهنگ های جدید🎤🎶
#اطلاعات_عمومی

گوزلیک آزربایجاننان باشلانیر
بیزه قوشولون👇
t.me/TorkAz
کانال مشترک👇
t.me/harameyn14
Download Telegram
بوراسی آزربایجان باکو😍😍🇦🇿🇦🇿🇦🇿

@harameyn14
👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢دقیقه ۲۵ استادیوم یادگار امام تبریز ده نمنه دئییللر؟

▫️مجری برنامه جشن نوروزی مقبره‌الشعرا از مردم می پرسد دقیقه ۲۵ یادگار امام هواداران تراکتور چه شعاری می دهند؟ واکنش مردم را ببینید.
یه چیز بگم اینو همیشه یادتون باشه و یه جا سیوش کنید و چند بار بخونیدش:

خوشحالی یه چیز درونیه، دنبال دور دور و لباس شیک و چیزای گرون و این‌چیزا نباشید، چون فوقش مدت خیلی کوتاهی نسبتاً حالتون خوبه، اگه میخواید از درون حالتون خوب باشه یه راهش دلِ خوبه، و نزدیک بودن به خداوند، و بخاطر خدا کاریو انجام دادن. و اینکه از ادما انتظار جبرانش رو نداشته باشید.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌◍⃟⚘🍃࿐ྀུ༅࿇༅═‎
🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لنگیا هم اکنون 😂😂
شوک رحمتی به لیگ!
پرسپولیس در قزوین زمین‌گیر شد

شمس آذر قزوین۳
پرسپولیس ۲


@TorkAz
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اشغال ایران توسط روسیه
اثر Karl August Aerttinger، نقاش آلمانی
موزه هنر Crocker
--
تصویر، مربوط به نبرد گنجه است و ژنرال روس، ایوان پاسوکویچ را نشان می‌دهد.
علاوه بر صحنه پایان جنگ، لباس ایرانیان در این تصویر از نکات قابل توجه نقاشی است.


@TorkAz
جنگ گنجه یکی از اولین و ونابرابرترین جنگ های بین ایرانیان و رئس های اشغالگر روباه صفت بود.
فرمانده گنجه جوادخان گنجه ای از تبار دلاور قاحار بود ولی چون به رشوه خوارهای پایتخت باج ورشوه وهدیه نمی فرستاد، درباریان اورا دوست نداشتند ووقتی جوادخان پیش روی پاسکویچ از تفلیس به سوی گنجه را پیش بینی کرد، سفیری به تهران فرستاده ودرخواست کمک کرد.
فتحعلیشاه زن باره ودهن بین حرف درباریان را که می گفتند جوادخان دروغ می گوید وخوددرفکرساقط نمودن شمااست وکشوردوست شمالی درطمع خاک ایران نیست. اما وقتی جاسوسان پایتخت خبراز قتل عام گنجه ای ها آوردند فتحعلیشان درصدد جمع آوری قشون وارسال به گنجه برآمد و فرماندهی قشون را به عباس میرزا پس 16 ساله خود .اگذارنمود.
عباس میرزا بعد 6 ماه به گنجه رسید ودید نه آش مانده ونه جاش!!
گنجه تخریب وقتل عام شده ودردست روس ها است. از ناچاری قشونش را به سوی ایروان برد تالااقل ایروان ازدست نرود.
درتاریخ ایران وجمهوری آذربایجان ظلم مضاعفی به جوادخان گنجه ای دلاور شده است.
ایران قهرمانان ایرانی را که به خاطر ایران کشته شده اند وشهر ازمام میهن جداشده است را خودی تلقی نکرده ونمی کند اینست که در کتابهای تاریخ ایران ما نام وشرحی از جوادخان نمی بینیم.
ودرتاریخ آذربایجان هم جوادخان را یک وطن پرست ایرانی می دانند که تلاش داشت گنجه ازایران جدا نشود. لذا آنهانیزبهای چندانی به جوادخان نگذاشته اند لذا زندگی جواد خان ازاینجا مانده واز آنجا رانده شده است.
من درکتاب سفر نامه نخجوان وباکوی خودم خرید مجسمه جوادخان را بهانه کرده وشرحی برای جنگ گنجه وجواد خان نوشته ام تا دین خودرا به این قهرمان آذربایجانی وایرانی ادا کرده باشم. این زندگینامه را درزیر تقدیم می کنم.
#جوادخان
#گنجه
#تاریخ
#عبرت
✍️جوادخان گنجه ای:
مطالب زیر از صفحه 55 تا 59 کتاب ( سفرنامه نخجوان- باکو) نوشته سیدمرندی تقدیم می شود:


دریکی ازمغازه‌ها با دو عدد مجسمه چینی کوچک از شاعربزرگ آذربایجان علی‌اکبر صابر و یک فرد دیگری که قیافه‌ای مردانه با سبیل‌های بناگوش در رفته داشت، روبرو شدم. خواستارخرید تندیس صابر شدم. اما مغازه‌دار ‌گفت:"دو تندیس را باهم می‌فروشم!"
روی تندیس دوم باالفبای کریل کلمه جوادخان نوشته شده بود. پرسیدم جوادخان کی هست؟! باخنده دندان‌های طلائی‌اش را نشانم داده و گفت:
-"اَدَه! حاکم گنجه بود دیگه !"
ناچارأ هردو تندیس کوچک را یکجا خریدم. (تصویرشماره20) چراکه عقیده داشتم کسی که لایق ساخت تندیس چینی از بدنش بوده، حتمن زندگی قابل توجهی هم داشته است. اما متأسفانه از هرکسی حتا تحصیل کردگان باکوئی؛ شرح حال جوادخان را می‌پرسیدم، شناخت دقیقی به غیرازاینکه حاکم گنجه بود را نداشت ویا شاید می‌دانستند و نمی‌خواستند برزبان بیاورند!

وقتی ایران آمده و راجع به زندگی جوادخان پرس وجو کردم. دیدم متأسفانه درتاریخ ایران هم همانند تاریخ آذربایجان نسبت به زندگی و قهرمانی وی جفا شده و حق قهرمانی و وفاداری و بزرگی‌اش ادا نشده است! چراکه درکتاب‌های رسمی آذربایجان؛ وی را به جرم ایرانی بودن و ایراندوستی و در ایران به جرم آذربایجانی بودنش! یک سطر هم برای رشادت این قهرمان اختصاص داده نشده است!
لذا دوست دارم برای ادای دین تاریخی‌ام به روح جوادخان و بیش از ده هزارگنجه‌ای بی‌پناه که در سه روز آخر رمضان 1218قمری و با دهانی روزه به خون خود غلطیدند تا گنجه از ایران جدا نشود را؛ حتا اگر زندگی آنها خارج از بحث سفرنامه‌نویسی من باشد مطلبی بنویسم.
جوادخان پسرزیاد از ایل قاجار و حاکم هوشیار و ایرانی گنجه بوده است. وی وقتی دانست که ژنرال سیسیانوف (ایشپیخدیر) چنگ انداختن بر شهرهای قفقاز را طمع دارد، به تهران ماموری فرستاده و درخواست نیرو و امکانات نمود. اما دربار فتحعلیشاه وی را دروغگو دانسته و به کمکش نشتافتند.
جوادخان که قهرمانی ایراندوست بوده است، تا آمدن کمک از دربار ایران؛ اهالی گنجه را بسیج نموده و توانست حدود دو هزار نیرو جمع آوری کرده و باکمترین امکانات تفنگ کهنه و شکاری و شمشیر، راه بر سیسانوف و لشکر ده هزارنفری وی که حدود صد عراده توپ جنگی قلعه‌شکن داشت، بربندد.

جوادخان گنجه‌ای-زیاد اوغلی قاجار(۱۷۴۸–۱۸۰۴ میلادی):
جوادخان، فرزند شاهوردی خان، آخرین حکمران ایران در گنجه است. وی در سوم ژانویه ۱۸۰۴ میلادی (۱۲۱۸قمری) در آغاز دوره اول جنگ‌های ایران و روسیه در زمان قاجار و در جریان تهاجم سپاهیان روسیه تزاری به فرماندهی ژنرال سیسیانوف به گنجه، پس از جنگی دلاورانه با روس‌ها وبا شهید‌شدن پسر و دو برادر و دو هزار دلاور گنجه‌ای ؛ روس‌ها توانستندبرگنجه دست یابند. قشون مجهز و خونریز روس وارد گنجه شده و سه روز شهر را بیرحمانه قتل‌عام کردند. در این قتل عام اکثر اعیان و اهالی گنجه به قتل رسیده ودر جویها خون به جریان افتاد. با این حادثه گنجه برای همیشه از دست ایران رفت. در واقع خاندان جوادخان نماد حاکمیت ایران در قفقاز به‌شمار می‌رفت. جوادخان آخرین حکمران خاندان زیاداوغلی قاجار است که بیش از سیصد سال بر گنجه و قره باغ فرمانروائی کردند. با در گذشت او حاکمیت دولت ایران در گنجه نیز به پایان رسید.
نبرد نابرابر گنجه:
" ژنرال سیسیانوف در ۲۲ نوامبر۱۸۰۳ (۷ شعبان۱۲۱۸ هـ. ق) با نیرویی بزرگ وارد حومه و دروازه‌های شهر گنجه شد و با این اقدام نبرد گنجه آغاز شد. جوادخان با بستن تنگۀ ورود به گنجه، به مدافعۀ شهر برخاست و مهاجمان را به شهر راه نداد. او به دفعات درخواست ژنرال روسی را دایر به تسلیم و تحویل قلعه رد کرد، و در آخر پیغام داد که: «شما باید جسد مرا در پای دیوار قلعه پاره‌پاره بکنید تا بتوانید داخل قلعه شوید.»
جوادخان در اثر خیانت تعدادی از ارامنۀ ساکن گنجه و متفرق شدن نیروهای شمکور و شمس‌الدینلوها به قلعه شهر پناه برد، و به امید رسیدن قوا از ایران، تا آخرین توان خود دفاع کرد. بنا به نوشته مآثر سلطانیه نامه‌های او به دربار رسید و فتحعلی شاه در اثر توطئه درباریان ابتدا وی را دروغگو دانست و وقتی اخبار تأیید خبر توسط جاسوسان به دربار رسید هرچند با اعزام نیروهایی به فرماندهی سعیدخان‌دامغانی به گنجه اقدام کرد اما کار ازکار گذشته وگنجه به دست دشمن افتاده بود. قوای مدافع، ابتدا درتنگه ای مقابل قوای مسلح روس را گرفتند و وقتی شلیک توپ‌های روسی از دلاورمردان ایرانی- گنجه‌ای پشته می‌ساخت مجبوربه عقب نشینی به داخل قلعه شدند. روس‌ها ابتدا راه آب شهر را بستندتا آب به پناهندگان نرسد و مردم و مدافعان در تنگنا باشند. تا اینکه در شب سرد و تاریک آخرین روز رمضان، روس‌ها با شلیک توپ‌های عظیم از جانب دروازه‌های قراباغ و تفلیس، شهر را از طرف غرب و شرق مورد حمله قرار داده تا سپیده‌دم زیر آتش گرفتند و در بامداد روز عید فطر به ۶۰ قدمی قلعه رسیدند. مردم شهر نمدها و پارچه‌ها را به نفت آغشته و آتش می‌زدند و بر سر روس‌ها ‌ریختند. جنگ خونین تا ظهر ادامه پیدا کرد. بعدازظهر نیروهای ژنرال پورتیناکین در حمایت آتش توپخانه، نردبان‌ها به دیوار قلعه نهادند و سه برج حصار را گرفتند؛ ولی جوادخان و یارانش دشمنان را از این برج‌ها بیرون راندند. در حین جنگ دو برج دیگر به اشغال روس‌ها درآمد و جوادخان هم مجروح شد. حسینقلی‌آقا پسر جوادخان به امداد پدر آمد ولی او فرزندش را به دفاع موضع دیگر فرستاد و خود با شمشیر آخته سرتوپ ایستاده تا آخرین قطره خون دلیری و مدافعه کرد و سرانجام به همراه دوهزار دلیرمرد آذربایجانی ایراندوست، جان سپرد و فرزندش و دو برادرش نیز کشته شدند. موقع مرگ، چشمان جوادخان روبه سوی ایران بود تا رسیدن نیروهای امدادی و از دست نرفتن گنجه را ببیند.(تصویرشماره 21)
روس‌ها در دوم شوال ۱۲۱۸ هـ. ق قلعه گنجه را گرفتند و دروازه‌های شهر را به روی مردم بستند، و جمله را قتل‌عام نموده دارایی شهر را به غارت بردند و مساجد را ویران کردند. در خود شهرگنجه ۷۰۰۰ نفر کشته شده و ۱۸۰۰۰ نفر اسیر شدند که اکثرشان زنان بودند. ۵۰۰ نفر از اهالی شهر که بیشترشان زنان و مردن مسن و اطفال خردسال بودند به مسجد پناه بردند. به دستور سیسیانوف همه آن‌ها را در مسجد قتل‌عام کردند. به فرمان وی، مسجدجامع بزرگ شهر به کلیسا تبدیل شد و نام شهر نیز به «الیزابت‌پول» تغییر کرد. پس از اینکه حکومت تزاری از بین رفت، باز نام آن شهر را تغییر دادند و نام آن را (کیروف آباد) گذاشتند، تا سرانجام پس از فروپاشی شوروی در1370، گنجه بار دیگر نام اصلی خود را بازیافت."
@TorkAz
سمت راست: تندیس چینی از جوادخان گنجه ای قهرمان ایرانی گنجه که فرزندان وبرادران وبیش ار دوهزار گنجه ای قهرمان را فدای قشون خونریز روس نمود تا گنجه ازایران جدا نشود.
روس ها پس از فتح گنجه، باقتل عام زنان وپیرمردان وکودکان حمام خون به راه انداختند تاازبقیه ایرانیان زهر چشم بگیرند.
تندیس سمت چپ از شاغر بزرگ آذربایجان علی اکبر صابر می باشد.
@TorkAz
🌺🌺جوادخان گنجه‌ای🌺🌺

✍️امروز عیدفطراست.
درجهان اسلام دوعید بزرگ و مشترک دربین کلیه مسلمین درهرمذهبی وجود دارد:
یکی عید فطر
ودیگری عیدقربان
وعید مبارک غدیرخم برای شیعیان علی ابن ابوطالب سلام الله است.

فکر می کنید چند نفر ازاین 83میلیون وخرده ای ایرانی می داند که روزی و روزگاری درهمچو روزی برای یک دلاور ایرانی وایرانیان چه اتفاقی افتاده است؟!
آیا صدا وسیمای ایران ازواقعه این روز خبر داردوفیلمی وخبری منتشر کرده ویا می کند؟!
فکر بکنید چرا ایران وایرانی توسط کارشناسان محترم صدا وسیما، زندگینامه یک روسپی ژاپنی به نام اوشین را می داند، زندگی نامه راهزن چینی لیان شامپو را می داند و سریالش را دیده ولی چیزی راجع به قهرمانان خودنمی داند؟!

البته به ماند که برای یک قهرمان دیگری هم درعیدقربان یک اتفاق ناگواراتفاق افتاده است که متاسفانه جای فداکاری انها درصفحات تاریخ ایران گم شده و کوچکترین نامی و ذکری نمی شود.
من نمی دانم انتخاب این روزها برای کشتار ایرانیان اتفاقی بوده است ویاروی دسیسه استعمارگر روس!عمدن انتخاب شده است؟! به هرحال می خواهم بگویم که عیدفطر سال1217 هجری قمری همان روزی است که حدود ده هزار ایرانی اهل شهر گنجه توسط قشون خونریز روس قتل عام شدند و همان روزی است که گنجه برای همیشه ازایران جداشد.
قهرمان این مبارزۀ نابرابر جوادخان نام داشت.وی تا روح در بدن داشت نمی خواست گنجه ازایران جداشود ودرنهایت جان خود وبرادران وپسر و ده هزار گنجه ای را دراین راه باخت.
مورد دیگر که درتاریخ ایران جائی نیافته است نبرد گؤک تپه و قتل عام گؤک تپه ای های ترکمن در نزدیکی شهر دوشنبه ودر روز عید قربان توسط قشون خونخوار روسی است . ترکمن ها هم نمی خواستند ازایران جداشده ودردامان مردار روس قرارگیرند ودرنهایت اهالی روستای گؤک تپه نیز پس ازمبارزه ای نابرابر ودرحالیکه از اردوی بی کفایت ایران زمان قاجاری حبری نبود در روزعیدقربان، قربانی راه ایران شدند. قهرمان این مبارزه هم باتیرخان نام داشته است که شاید روزی جریان گؤک تپه را هم تقدیم بکنم.
امروز می خواهم دراین نوشتار یادی از فداکاری جوادخان وشهادت او با دهانی روزه در دو روز قبل از عیدفطر سال1217 قمری(حدودن 1180 شمسی) بنمایم.
البته بدنیست یادآوری نمایم که دارم کتابی باعنوان( سفرنامه نخجوان باکو) را می نویسم وماجرای کامل جوادخان را درآنجا آورده ام. بدنیست این قسمت راازصفحۀ 56 کتاب فوق باهم بخوانیم.

سیدمرندی
#تاریخ_آذربایجان

#جوادخان
@TorkAz
سمنان دا بیر امامزاده

امامزاده بکیر بن اعین یا بقعه بکیر بن اعین یا زیارتگاه بکیر بن اعین از جاهای دیدنی دامغان در استان سمنان به شمار می رود 
@TorkAz
😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به جا مونده از چهارشنبه سوری
این داستان: ..... کبابی😂😂
🔸@TorkAz