.:: تسلیحات هوایی ::.
🛩 موشک های هوا به هوا
⚪️ استفاده از انواع راکت در زمان جنگ جهانی دوم کاربرد فراوانی داشته و به تدریج راکتها در هواپیماها هم استفاده شدند؛ اما از آنجا که این راکتها امکان تغییر مسیر پس از شلیک را نداشتند، فقط جهت انهدام اهداف زمینی از آنها استفاده میشد. اما به دلیل گستردگی زیاد نبردهای هوایی در جنگ جهانی دوم، کلیه ارتشهای درگیر به اهمیت استفاده از نوعی سلاح پیشرفتهتر با قابلیت رهگیری اهداف هوایی پیبردند. پس از پایان جنگ جهانی، ایالات متحده در زمینه ساخت موشک های هوا به هوا از روی تجربیات نمونه های اولیه آلمان نازی، سرمایهگذاری زیادی کرد و اولین مدل های این موشک ها را تولید نمود.
⚪️ موشک هوا به هوا، موشک هدایت شونده ای است که یک هواگرد جنگی برای نابود کردن یک هدف پرنده از آن استفاده میکند. این نوع موشکها به دو طبقه کلی تقسیم میشوند؛ موشکهای با برد کمتر از ۳۰ کیلومتر که به موشکهای کوتاهبرد یا «در محدودهٔ میدان دید» معروف هستند و اغلب از سیستم آشیانهیابی فروسرخ (هدایت گرمایی) برای یافتن هدف استفاده میکنند و موشکهای میانبرد و دوربرد که به موشکهای «فراتر از محدودهٔ میدان دید» معروف هستند و اغلب از هدایت راداری برای یافتن هدف استفاده میکنند.
⚪️ امروزه این نوع موشک ها توسط ایالات متحده، روسیه، فرانسه، انگلستان، ژاپن و چندین کشور دیگر ساخته می شود و گستردگی زیادی پیدا کرده است. در مقالات آینده به تعدادی از این نوع موشک ها به صورت کامل تر می پردازیم.
#تسلیحات_هوایی
@TopGunPilot
🛩 موشک های هوا به هوا
⚪️ استفاده از انواع راکت در زمان جنگ جهانی دوم کاربرد فراوانی داشته و به تدریج راکتها در هواپیماها هم استفاده شدند؛ اما از آنجا که این راکتها امکان تغییر مسیر پس از شلیک را نداشتند، فقط جهت انهدام اهداف زمینی از آنها استفاده میشد. اما به دلیل گستردگی زیاد نبردهای هوایی در جنگ جهانی دوم، کلیه ارتشهای درگیر به اهمیت استفاده از نوعی سلاح پیشرفتهتر با قابلیت رهگیری اهداف هوایی پیبردند. پس از پایان جنگ جهانی، ایالات متحده در زمینه ساخت موشک های هوا به هوا از روی تجربیات نمونه های اولیه آلمان نازی، سرمایهگذاری زیادی کرد و اولین مدل های این موشک ها را تولید نمود.
⚪️ موشک هوا به هوا، موشک هدایت شونده ای است که یک هواگرد جنگی برای نابود کردن یک هدف پرنده از آن استفاده میکند. این نوع موشکها به دو طبقه کلی تقسیم میشوند؛ موشکهای با برد کمتر از ۳۰ کیلومتر که به موشکهای کوتاهبرد یا «در محدودهٔ میدان دید» معروف هستند و اغلب از سیستم آشیانهیابی فروسرخ (هدایت گرمایی) برای یافتن هدف استفاده میکنند و موشکهای میانبرد و دوربرد که به موشکهای «فراتر از محدودهٔ میدان دید» معروف هستند و اغلب از هدایت راداری برای یافتن هدف استفاده میکنند.
⚪️ امروزه این نوع موشک ها توسط ایالات متحده، روسیه، فرانسه، انگلستان، ژاپن و چندین کشور دیگر ساخته می شود و گستردگی زیادی پیدا کرده است. در مقالات آینده به تعدادی از این نوع موشک ها به صورت کامل تر می پردازیم.
#تسلیحات_هوایی
@TopGunPilot
.:: خاطرات جنگ های هوایی ایران ::.
🛩 داگ فایت نفس گیر (قسمت دوم)
در حال گشت در منطقه ايستايي بودم و دقيقاً بهسمت شمال غرب پرواز ميکردم که افسر کنترل شکاري رادار سوباشي همدان روي راديو آمد و با لحني متفاوت و با صدايي بلند گفت: شاهد٥٤! شاهد ٥٤! رهنورد ؛ بيدرنگ جواب دادم. افسر كنترل از ما خواست که بلافاصله سمت خود را به جنوب غرب تغيير دهيم. سپس در قالب کدهاي روزانه موقعيت چهار فروند هواپيماي مهاجم را اعلام كرد.
در ارتفاع چهاردههزار پايي پرواز ميکردم و با توجه به اعلام رادار، هوايپماهاي دشمن پايينتر از من پرواز ميکردند. از کازروني خواستم که آنها را روي رادار جستوجو كند. چند ثانيه بيشتر نگذشته بود که کازروني هدفها را روي صفحه رادار مشخص كرد. بيدرنگ با کد به رادار اعلام كردم که هدفها را داريم و براي درگيري به سمت آنها ميرويم.
با توجه به محاسباتي که انجام داديم، هواپيماهاي مهاجم در اطراف شمال اراک و در ارتفاع پايين به سمت شهر قم ميآمدند. فاصله آنها با ما حدود صد کيلومتر بود. با همآهنگي، سروان کازروني اطلاعات مربوط به هدفها را درحالت TWS (مود ترک کردن هدف در خلال اسکن رادار اف-١٤) بهدست آورد تا خلبانان عراقي متوجه حضور ما در منطقه نشوند, بدلیل نداشتن موشکهای دوربرد راداری میبایست بدون جلب توجه عراقیها تا حد ممکن به آنها نزدیک شویم.
در صورت قفل راداري روي هواپيماهاي دشمن، سيستم دريافتکننده هشدار راداري موجود در هواپيما، خلبان مهاجم را متوجه حضور و فعاليت اف-١٤ ميکرد و احتمال داشت آنها از ادامه پرواز انصراف دهند و با برگشت به سمت خاک عراق، بمبهاي خود را در يکي از شهرهايي که در مسير برگشتشان قرار داشت فروريزند. در اين صورت از تله طراحي شده ما ميگريختند و با توجه به فاصله ما از آنها احتمال تعقيب و درگيري با آنها وجود نداشت؛ خصوصاً اينکه ما بنزين زيادي نداشتيم و تقریبا موقع سوختگیرییمان بود.سويچهاي لازم را براي درگيري روشن کردم و هرچه به هدفها نزديک ميشديم، رفتهرفته ارتفاع را کم كردم و سرعت مناسب را براي تاکتيک داگ فایت مورد نظر انتخاب كردم.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot
🛩 داگ فایت نفس گیر (قسمت دوم)
در حال گشت در منطقه ايستايي بودم و دقيقاً بهسمت شمال غرب پرواز ميکردم که افسر کنترل شکاري رادار سوباشي همدان روي راديو آمد و با لحني متفاوت و با صدايي بلند گفت: شاهد٥٤! شاهد ٥٤! رهنورد ؛ بيدرنگ جواب دادم. افسر كنترل از ما خواست که بلافاصله سمت خود را به جنوب غرب تغيير دهيم. سپس در قالب کدهاي روزانه موقعيت چهار فروند هواپيماي مهاجم را اعلام كرد.
در ارتفاع چهاردههزار پايي پرواز ميکردم و با توجه به اعلام رادار، هوايپماهاي دشمن پايينتر از من پرواز ميکردند. از کازروني خواستم که آنها را روي رادار جستوجو كند. چند ثانيه بيشتر نگذشته بود که کازروني هدفها را روي صفحه رادار مشخص كرد. بيدرنگ با کد به رادار اعلام كردم که هدفها را داريم و براي درگيري به سمت آنها ميرويم.
با توجه به محاسباتي که انجام داديم، هواپيماهاي مهاجم در اطراف شمال اراک و در ارتفاع پايين به سمت شهر قم ميآمدند. فاصله آنها با ما حدود صد کيلومتر بود. با همآهنگي، سروان کازروني اطلاعات مربوط به هدفها را درحالت TWS (مود ترک کردن هدف در خلال اسکن رادار اف-١٤) بهدست آورد تا خلبانان عراقي متوجه حضور ما در منطقه نشوند, بدلیل نداشتن موشکهای دوربرد راداری میبایست بدون جلب توجه عراقیها تا حد ممکن به آنها نزدیک شویم.
در صورت قفل راداري روي هواپيماهاي دشمن، سيستم دريافتکننده هشدار راداري موجود در هواپيما، خلبان مهاجم را متوجه حضور و فعاليت اف-١٤ ميکرد و احتمال داشت آنها از ادامه پرواز انصراف دهند و با برگشت به سمت خاک عراق، بمبهاي خود را در يکي از شهرهايي که در مسير برگشتشان قرار داشت فروريزند. در اين صورت از تله طراحي شده ما ميگريختند و با توجه به فاصله ما از آنها احتمال تعقيب و درگيري با آنها وجود نداشت؛ خصوصاً اينکه ما بنزين زيادي نداشتيم و تقریبا موقع سوختگیرییمان بود.سويچهاي لازم را براي درگيري روشن کردم و هرچه به هدفها نزديک ميشديم، رفتهرفته ارتفاع را کم كردم و سرعت مناسب را براي تاکتيک داگ فایت مورد نظر انتخاب كردم.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot
🖋 دوستان گرامی، از امروز سری مقالات جدیدی به نام " خلبانان برتر " در کانال خدمت شما گرامیان ارائه می گردد، با توجه به اینکه امروز در قسمت تکخال ها، هاینریش اهرلر معرفی شد و همچنین به خاطر شجاعت و زندگینامه جالب او، اولین سری این مقالات به ایشان اختصاص گردیده، البته قابل ذکر است که از نظر تعداد پیروزی های هوایی و تعداد عملیات ها، خلبانان بهتری نیز قرار دارند، اما هدف ما در این مقالات، ترتیب بندی خلبانان نیست، بلکه معرفی خلبانان برتر است.
با سپاس.
با سپاس.
.:: خلبانان برتر ::.
🛩 هاينريش اهرلر
هاینریش اهرلر یکی از خلبانان مشهور نيروی هوایی آلمان در جنگ جهانی دوم بود، این خلبان در 17 سپتامبر 1917 در شهر اشتندال متولد شد و در آوايل سال 1940 از واحد ضد هوائی به واحد پروازی نيروی هوائی آلمان نازی به نام لوفت وافه پيوست و پس از طی دوران آموزشی به اسكادران شماره چهار JG77 ملحق شد. او در همان سال در اولين ماموريت عملياتی خود در نروژ در ماه می 1940 موفق به كسب اولين پيروزی خود گرديد. واحد عملياتی JG77 در بيشتر مدت جنگ در نروژ و جبهه شمال اروپا مستقر بود. در ژانویه 1942 JG77 با نام جدید JG5 تجديد ساختار داده شد. پايگاه JG5 در شمال نروژ و فنلاند قرار داشت و ماموريت يافته بود تا نيروی هوائی ارتش سرخ شوروی را در جبهه شمال نابود نمايد اما در بيشتر مواقع اين واحد ميبايست با حملات هوائی RAF به نروژ مقابله نمايد.
اهرلر تا ماه فوریه 1942 به درجه ستوان تمامی ارتقا يافت و در جولای 1942 سرگروه اسكادران ششم JG5 گرديد. پس از کسب 64 پيروزی، به نشان صليب شواليه دست يافت. در ژوئن 1943 او به مقام فرماندهی يك گروه اسكادران نائل شد و فرماندهی اسكادران دوم JG5 را به عهده گرفت. و در همين زمان به دريافت برگ بلوط برای صليب شجاعت خويش مفتخر گرديد. در ماه می 1944 موفق شد 9 هواپيمای دشمن را ساقط نمايد و در همين زمان به فرماندهی عملياتی JG5 منصوب شد و درجه اش به سرگردی ارتقا يافت.
نوامبر 1944 واحد RAF در اسكادران 617 نيروی هوائی انگلستان ماموريت يافت تا رزم ناو مشهور و قدرتمند آلمان، موسوم به تيرپيتز را غرق نمايد. بمب افكن های لانكاستر انگلستان به محل استقرار اين ناو عظيم آلمانی در غرب ترامس اعزام شدند. هاينريش اهرلر در اين زمان در پايگاه خود در باردوفس فقط 12 هواپيمای عملياتی از نوع فوك وولف 109 در اختيار داشت، همچنین فقط 10 دقيقه برای آمادگی خود جهت مقابله با حمله انگلیسی ها زمان بود. او به محض نشستن در هواپيما در خصوص مكان و موقعيت هواپيماهای انگلیسی پيامهای متناقضی دريافت نمود. زمانی موقعيت دقيق مكانی تيرپيتز مشخص گرديد كه اين ناو مشهور هدف قرار گرفته بود و ديگر برای كمك به آن دير شده بود.
عدم موفقيت اهرلر را به دادگاه نظامی كشاند و او متهم گرديد كه به اندازه كافی به اين حمله اهميت نداده است. او ابتدا به اعدام محكوم گرديد اما با تخفيف مجازات محكوم به سه سال حبس در يك قلعه نظامی گرديد و متعاقبا به دليل نشان برجسته ای كه دريافت نموده بود اين حكم نيز تغيير يافت و او محكوم به بركناری از فرماندهی گرديد ولی اجازه يافت همچنان پرواز نمايد.
▫️بعدها تحقيقات نشان داد كه علت غرق کشتی تيرپيتز فقدان ارتباط مناسب بين نيروی دريائی و نيروی هوائی آلمان ميباشد و مشخص گرديد كه تيريپتز دو هفته قبل از حمله، موقعيت مكانی خود را تغيير داد و به منطقه هاكويا منتقل شده بود اما اهرلر ظاهرا يك قربانی دم دست برای عدم حفاظت مناسب از تيريپتز بوده است.
اهرلر برای دريافت مجدد پست فرماندهی و صليب شواليه مزين به برگ بلوط و شمشير معرفی گرديد اما اين درخواست رد شد. اهرلر پس از اينكه تمام نشان ها و عناوين فرماندهی از او سلب گرديد در فوریه 1945 به JG7 منتقل شد كه اين واحد به تازگی به هواپيماهای جديد جت شكاری مستر اشمیت ME262 مجهز شده بود و ماموريت داشت از خاك آلمان در برابر تهاجم متفقين دفاع نمايد. در طول 5 هفته بعد اهرلر موفق به ساقط نمودن ۸ هواپیمای دشمن شد و به رقم 208 پيروزی دست يافت در واقع روز 4 آوریل 1945 اهرلر آخرين پرواز خود را انجام داد و موفق شد سه پيروزی آخر خود را در آنجا بدست آورد.
سه پیروزی آخر به این صورت بود که اهرلر پس از آنكه موفق شد دو بمب افكن آمريكائی B17 را سرنگون نمايد تمام مهمات خود را به اتمام رساند اما برای نابودی يك بمب افكن دیگر B17 خود را به هواپيمای مذكور كوبيد و هر دو هواپيما از بين رفتند. اين واقعه برفراز شهر شارليبه نزديك اشتندال، زادگاه اهرلر رخ داد. آخرين مكالمه او با راديوی هواپيمايش به اين شرح است:
من تمام مهماتم را تمام نموده ام. من ميرم تا اين یکی را منهدم كنم. خداحافظ. همه شما را در تالار وال هالا خواهم ديد.
(وال هالا تالار خدايان درافسانه های مردم شمال اروپا است كه سلحشوران جنگ در آنجا گردهم می آيند).
#خلبانان_برتر
@TopGunPilot
🛩 هاينريش اهرلر
هاینریش اهرلر یکی از خلبانان مشهور نيروی هوایی آلمان در جنگ جهانی دوم بود، این خلبان در 17 سپتامبر 1917 در شهر اشتندال متولد شد و در آوايل سال 1940 از واحد ضد هوائی به واحد پروازی نيروی هوائی آلمان نازی به نام لوفت وافه پيوست و پس از طی دوران آموزشی به اسكادران شماره چهار JG77 ملحق شد. او در همان سال در اولين ماموريت عملياتی خود در نروژ در ماه می 1940 موفق به كسب اولين پيروزی خود گرديد. واحد عملياتی JG77 در بيشتر مدت جنگ در نروژ و جبهه شمال اروپا مستقر بود. در ژانویه 1942 JG77 با نام جدید JG5 تجديد ساختار داده شد. پايگاه JG5 در شمال نروژ و فنلاند قرار داشت و ماموريت يافته بود تا نيروی هوائی ارتش سرخ شوروی را در جبهه شمال نابود نمايد اما در بيشتر مواقع اين واحد ميبايست با حملات هوائی RAF به نروژ مقابله نمايد.
اهرلر تا ماه فوریه 1942 به درجه ستوان تمامی ارتقا يافت و در جولای 1942 سرگروه اسكادران ششم JG5 گرديد. پس از کسب 64 پيروزی، به نشان صليب شواليه دست يافت. در ژوئن 1943 او به مقام فرماندهی يك گروه اسكادران نائل شد و فرماندهی اسكادران دوم JG5 را به عهده گرفت. و در همين زمان به دريافت برگ بلوط برای صليب شجاعت خويش مفتخر گرديد. در ماه می 1944 موفق شد 9 هواپيمای دشمن را ساقط نمايد و در همين زمان به فرماندهی عملياتی JG5 منصوب شد و درجه اش به سرگردی ارتقا يافت.
نوامبر 1944 واحد RAF در اسكادران 617 نيروی هوائی انگلستان ماموريت يافت تا رزم ناو مشهور و قدرتمند آلمان، موسوم به تيرپيتز را غرق نمايد. بمب افكن های لانكاستر انگلستان به محل استقرار اين ناو عظيم آلمانی در غرب ترامس اعزام شدند. هاينريش اهرلر در اين زمان در پايگاه خود در باردوفس فقط 12 هواپيمای عملياتی از نوع فوك وولف 109 در اختيار داشت، همچنین فقط 10 دقيقه برای آمادگی خود جهت مقابله با حمله انگلیسی ها زمان بود. او به محض نشستن در هواپيما در خصوص مكان و موقعيت هواپيماهای انگلیسی پيامهای متناقضی دريافت نمود. زمانی موقعيت دقيق مكانی تيرپيتز مشخص گرديد كه اين ناو مشهور هدف قرار گرفته بود و ديگر برای كمك به آن دير شده بود.
عدم موفقيت اهرلر را به دادگاه نظامی كشاند و او متهم گرديد كه به اندازه كافی به اين حمله اهميت نداده است. او ابتدا به اعدام محكوم گرديد اما با تخفيف مجازات محكوم به سه سال حبس در يك قلعه نظامی گرديد و متعاقبا به دليل نشان برجسته ای كه دريافت نموده بود اين حكم نيز تغيير يافت و او محكوم به بركناری از فرماندهی گرديد ولی اجازه يافت همچنان پرواز نمايد.
▫️بعدها تحقيقات نشان داد كه علت غرق کشتی تيرپيتز فقدان ارتباط مناسب بين نيروی دريائی و نيروی هوائی آلمان ميباشد و مشخص گرديد كه تيريپتز دو هفته قبل از حمله، موقعيت مكانی خود را تغيير داد و به منطقه هاكويا منتقل شده بود اما اهرلر ظاهرا يك قربانی دم دست برای عدم حفاظت مناسب از تيريپتز بوده است.
اهرلر برای دريافت مجدد پست فرماندهی و صليب شواليه مزين به برگ بلوط و شمشير معرفی گرديد اما اين درخواست رد شد. اهرلر پس از اينكه تمام نشان ها و عناوين فرماندهی از او سلب گرديد در فوریه 1945 به JG7 منتقل شد كه اين واحد به تازگی به هواپيماهای جديد جت شكاری مستر اشمیت ME262 مجهز شده بود و ماموريت داشت از خاك آلمان در برابر تهاجم متفقين دفاع نمايد. در طول 5 هفته بعد اهرلر موفق به ساقط نمودن ۸ هواپیمای دشمن شد و به رقم 208 پيروزی دست يافت در واقع روز 4 آوریل 1945 اهرلر آخرين پرواز خود را انجام داد و موفق شد سه پيروزی آخر خود را در آنجا بدست آورد.
سه پیروزی آخر به این صورت بود که اهرلر پس از آنكه موفق شد دو بمب افكن آمريكائی B17 را سرنگون نمايد تمام مهمات خود را به اتمام رساند اما برای نابودی يك بمب افكن دیگر B17 خود را به هواپيمای مذكور كوبيد و هر دو هواپيما از بين رفتند. اين واقعه برفراز شهر شارليبه نزديك اشتندال، زادگاه اهرلر رخ داد. آخرين مكالمه او با راديوی هواپيمايش به اين شرح است:
من تمام مهماتم را تمام نموده ام. من ميرم تا اين یکی را منهدم كنم. خداحافظ. همه شما را در تالار وال هالا خواهم ديد.
(وال هالا تالار خدايان درافسانه های مردم شمال اروپا است كه سلحشوران جنگ در آنجا گردهم می آيند).
#خلبانان_برتر
@TopGunPilot
📎 دوستان گرامی لازم دونستم مطلب کوچکی را درباره مقاله بالا ذکر کنم؛ هر بمب افکن B17 برای دفاع از خودش ۱۲ مسلسل ضدهوایی با کالیبرهای مختلف داشته است. یکی از تکنیک های بمب افکن های متفقین برای در امان ماندن از هواپیماهای شکاری آلمان، پرواز دسته جمعی بود، این حرکت علاوه بر اینکه نرخ تعداد بمب باران را روی هدف بالاتر می برد، پوشش کامل تری به وسیله تعداد بالای مسلسل های خود بر علیه جنگنده های طرف مقابل داشت، به این ترتیب بمب افکن ها دژ بسیار قوی را در آسمان تشکیل می دانند که وارد شدن و آسیب رساندن به این دژ، بسیار سخت و خطرناکی بود.
در بسیاری از موارد حتی نزدیک شدن به شعاع آتش و سالم ماندن جنگنده کار شدنی نبود اما خلبان باتجربه ای مانند هاینریش اهرلر علاوه بر شکستن این دژ توانست خود را به یکی از بمب افکن ها بزند.
در بسیاری از موارد حتی نزدیک شدن به شعاع آتش و سالم ماندن جنگنده کار شدنی نبود اما خلبان باتجربه ای مانند هاینریش اهرلر علاوه بر شکستن این دژ توانست خود را به یکی از بمب افکن ها بزند.
.:: تسلیحات هوایی ::.
🛩 آشنایی با موشک هوا به هوا سایدوایندر
⚪️ سایدوایندر (AIM 9) نوعی موشک حرارتیاب کوتاهبرد هوابههوای آمریکایی است که معمولاً توسط هواپیماهای جنگنده، و تعدادی از هلیکوپترهای هجومی، استفاده میشود. این موشک در دهه ۱۹۵۰ وارد ارتش آمریکا شد و مدلهای جدید آن همچنان در این ارتش و چندین ارتش دیگر دنیا فعال هستند. نام این موشک برگرفته از مار سایدوایندر است که طعمه خود را به وسیله گرمای بدن خود طعمه شکار میکند و به خاطر شکل پرواز گونههای اولیه این موشک که مانند حرکت مار پرواز میکردند.
⚪️ سایدوایندر یکی از محبوبترین و پرتیراژترین موشکهای غربی است که بیش از ۱۱۰ هزار عدد از آن برای آمریکا و ۲۷ کشور دیگر تولید شده و حدود یک درصد آنها در جنگ استفاده شدهاند. این موشک یکی از قدیمیترین، ارزانترین و موفقترین موشکهای هوابههوا است که تا به امروز حدود ۲۷۰ هواپیما را سرنگون کردهاست. سایدوایندر بهگونهای طراحی شده که قابلیت بالایی برای بهینهسازی دارد و انواع و مدلهای مختلفی از آن با قابلیتهای متفاوت تولید شدهاند.
⚪️ در جنگ ایران و عراق نیز این موشک از موشکهای اصلی هوابههوای مورد استفاده جنگندههای اف-۴، اف-۵ و اف-۱۴ ایرانی بود. ایران حدودا ۴۰۰ عدد از مدل E این موشک در سالهای ۶۹–۱۹۶۸، ۱۷۰۰ عدد از مدل J/p در سالهای ۷۷–۱۹۷۱، ۲۸۸ عدد از مدل J/p در سالهای ۷۹–۱۹۷۶، را از آمریکا خریداری کرد و در جریان ماجرای مک فارلین در سالهای ۸۶–۱۹۸۵ نیز ۳۰۰ عدد از مدل L را از اسرائیل خریداری کرد.
#تسلیحات_هوایی
@TopGunPilot
🛩 آشنایی با موشک هوا به هوا سایدوایندر
⚪️ سایدوایندر (AIM 9) نوعی موشک حرارتیاب کوتاهبرد هوابههوای آمریکایی است که معمولاً توسط هواپیماهای جنگنده، و تعدادی از هلیکوپترهای هجومی، استفاده میشود. این موشک در دهه ۱۹۵۰ وارد ارتش آمریکا شد و مدلهای جدید آن همچنان در این ارتش و چندین ارتش دیگر دنیا فعال هستند. نام این موشک برگرفته از مار سایدوایندر است که طعمه خود را به وسیله گرمای بدن خود طعمه شکار میکند و به خاطر شکل پرواز گونههای اولیه این موشک که مانند حرکت مار پرواز میکردند.
⚪️ سایدوایندر یکی از محبوبترین و پرتیراژترین موشکهای غربی است که بیش از ۱۱۰ هزار عدد از آن برای آمریکا و ۲۷ کشور دیگر تولید شده و حدود یک درصد آنها در جنگ استفاده شدهاند. این موشک یکی از قدیمیترین، ارزانترین و موفقترین موشکهای هوابههوا است که تا به امروز حدود ۲۷۰ هواپیما را سرنگون کردهاست. سایدوایندر بهگونهای طراحی شده که قابلیت بالایی برای بهینهسازی دارد و انواع و مدلهای مختلفی از آن با قابلیتهای متفاوت تولید شدهاند.
⚪️ در جنگ ایران و عراق نیز این موشک از موشکهای اصلی هوابههوای مورد استفاده جنگندههای اف-۴، اف-۵ و اف-۱۴ ایرانی بود. ایران حدودا ۴۰۰ عدد از مدل E این موشک در سالهای ۶۹–۱۹۶۸، ۱۷۰۰ عدد از مدل J/p در سالهای ۷۷–۱۹۷۱، ۲۸۸ عدد از مدل J/p در سالهای ۷۹–۱۹۷۶، را از آمریکا خریداری کرد و در جریان ماجرای مک فارلین در سالهای ۸۶–۱۹۸۵ نیز ۳۰۰ عدد از مدل L را از اسرائیل خریداری کرد.
#تسلیحات_هوایی
@TopGunPilot
.:: خاطرات جنگ های هوایی ایران ::.
🛩 داگ فایت نفس گیر (قسمت سوم)
بايد در كمترين فاصله آنها را ميزدم؛ هدفها را در صفحه رادار زير نظر داشتم و سروان کازروني هم مرتب اطلاعات مربوط به هدفها را برايم ميگفت. اگر مجهز به موشک فنيکس و يا اسپارو بوديم، از روبهرو آنها را هدف قرار ميدادم، ولي چون فقط موشک حرارتي داشتيم، بايد مطابق تاکتيکهاي خاص پروازي طوري بهسمت آنها حرکت ميكرديم که با چند درجه اختلاف در سمت راست يا چپ ما قرار گيرند تا بتوانيم با گردشي بهموقع، درست پشت سر آنها قرار بگيريم.
تصميم داشتم تا در فرصتي مناسب، موشک حرارتي را بهسمت اگزوز موتور يکي از آنها شليک كنم، ولي يک مسأله فکر مرا مشغول کرده بود و آن نگراني از اين موضوع بود که چون آنها در جهت شمال شرق پرواز ميکردند، ممكن بود حتي پس از سرنگوني يکيشان، بقيه خود را به شهر برسانند. بنابراين تصميم گرفتم که از جلو وارد دسته پروازي آنها شوم و آرايش پروازيشان را بههم بريزم. روي همين اساس سرعتم را بيشتر كردم تا در فاصله بيشتري از شهر با آنها درگير شوم.فاصله كمتر و كمتر ميشد و من بهجاي نگاه کردن به صفحه رادار، دقيقاً جلوي هواپيما را نگاه ميکردم. سروان کازروني هم مرتب فاصله آنها را اعلام ميكرد.
سمت ما ٢٤٠ درجه يعني جنوب غرب بود و چون بعدازظهر بود، نور آفتاب دقيقاً در چشم من بود و همين، ديدن با چشم غيرمسلح از دور را دشوار ميکرد. مطمئناً يکي از دلايل انتخاب اين زمان براي حمله ازسوي دشمن همين موضوع بود؛ چون خلبانان ما نيز هنگام بمبباران اهداف خود در خاک دشمن، اين موضوع را در نظر ميگرفتند و ترجيح ميدادند در ساعتهاي اوليه صبح بهسمت عراق حمله كنند تا خلبانان شکاري عراقي و توپچيهاي پدافند به خاطر تابش شديد آفتاب نتوانند آنها را پيش از رسيدن به هدف، بهراحتي ببينند.ارتفاع هواپيما را به هزار پا رساندم؛ درحاليکه هواپيماهاي دشمن حدوداً در ارتفاع دويست پايي پرواز ميکردند.
سروان کازروني فاصله هواپيماهاي دشمن را پنج مايل اعلام کرد و از آنجا که با کمک رادار دقيقاً روبهروي آنها پرواز ميکرديم، بايد آنها را در جلوي خود ميديدم. چند ثانيه بعد چهار نقطه تيره درست روبهروي خود، ولي در ارتفاع پايينتر ديدم. سرعت آنها كمتر از ما بود. کاملاً آنها را زير نظر گرفتم. کازروني هم رادار را رها کرد و با چشماني باز به کمک شتافت.
هواپيماهاي دشمن از نوع ميراژ اف1 بودند. هزار پا بالاتر از آنها پرواز ميکردم و هنوز مرا نديده بودند؛ چون هيچ واكنشي از خود نشان نميدادند. فرصت مناسب فرا رسيد. ارتفاع را کم کردم، دستههاي گاز هواپيما را به جلو فشار دادم و همزمان با اضافه شدن سرعت، بهسمت آنها شيرجه رفتم.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot
🛩 داگ فایت نفس گیر (قسمت سوم)
بايد در كمترين فاصله آنها را ميزدم؛ هدفها را در صفحه رادار زير نظر داشتم و سروان کازروني هم مرتب اطلاعات مربوط به هدفها را برايم ميگفت. اگر مجهز به موشک فنيکس و يا اسپارو بوديم، از روبهرو آنها را هدف قرار ميدادم، ولي چون فقط موشک حرارتي داشتيم، بايد مطابق تاکتيکهاي خاص پروازي طوري بهسمت آنها حرکت ميكرديم که با چند درجه اختلاف در سمت راست يا چپ ما قرار گيرند تا بتوانيم با گردشي بهموقع، درست پشت سر آنها قرار بگيريم.
تصميم داشتم تا در فرصتي مناسب، موشک حرارتي را بهسمت اگزوز موتور يکي از آنها شليک كنم، ولي يک مسأله فکر مرا مشغول کرده بود و آن نگراني از اين موضوع بود که چون آنها در جهت شمال شرق پرواز ميکردند، ممكن بود حتي پس از سرنگوني يکيشان، بقيه خود را به شهر برسانند. بنابراين تصميم گرفتم که از جلو وارد دسته پروازي آنها شوم و آرايش پروازيشان را بههم بريزم. روي همين اساس سرعتم را بيشتر كردم تا در فاصله بيشتري از شهر با آنها درگير شوم.فاصله كمتر و كمتر ميشد و من بهجاي نگاه کردن به صفحه رادار، دقيقاً جلوي هواپيما را نگاه ميکردم. سروان کازروني هم مرتب فاصله آنها را اعلام ميكرد.
سمت ما ٢٤٠ درجه يعني جنوب غرب بود و چون بعدازظهر بود، نور آفتاب دقيقاً در چشم من بود و همين، ديدن با چشم غيرمسلح از دور را دشوار ميکرد. مطمئناً يکي از دلايل انتخاب اين زمان براي حمله ازسوي دشمن همين موضوع بود؛ چون خلبانان ما نيز هنگام بمبباران اهداف خود در خاک دشمن، اين موضوع را در نظر ميگرفتند و ترجيح ميدادند در ساعتهاي اوليه صبح بهسمت عراق حمله كنند تا خلبانان شکاري عراقي و توپچيهاي پدافند به خاطر تابش شديد آفتاب نتوانند آنها را پيش از رسيدن به هدف، بهراحتي ببينند.ارتفاع هواپيما را به هزار پا رساندم؛ درحاليکه هواپيماهاي دشمن حدوداً در ارتفاع دويست پايي پرواز ميکردند.
سروان کازروني فاصله هواپيماهاي دشمن را پنج مايل اعلام کرد و از آنجا که با کمک رادار دقيقاً روبهروي آنها پرواز ميکرديم، بايد آنها را در جلوي خود ميديدم. چند ثانيه بعد چهار نقطه تيره درست روبهروي خود، ولي در ارتفاع پايينتر ديدم. سرعت آنها كمتر از ما بود. کاملاً آنها را زير نظر گرفتم. کازروني هم رادار را رها کرد و با چشماني باز به کمک شتافت.
هواپيماهاي دشمن از نوع ميراژ اف1 بودند. هزار پا بالاتر از آنها پرواز ميکردم و هنوز مرا نديده بودند؛ چون هيچ واكنشي از خود نشان نميدادند. فرصت مناسب فرا رسيد. ارتفاع را کم کردم، دستههاي گاز هواپيما را به جلو فشار دادم و همزمان با اضافه شدن سرعت، بهسمت آنها شيرجه رفتم.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot
.:: خلبانان برتر ::.
🛩 لیدیا لیتویاک
لیلیا لیتویاک در روز ۱۸ اوت ۱۹۲۱ در مسکو بهدنیا آمد. وقتی ۱۲ سال داشت، روز هجدهم اوت "روزهوانوردی شوروی" نامگذاری شد و لیلیا بعدها به شوخی به دوستانش میگفت که تولدش در روز هجدهم، علت نامگذاری این روز بوده است. پدر لیدیا در جریان تصفیههای فراگیر استالین در سال ۱۹۳۷ میلادی کنار گذاشته شد. لیدیا در سال ۱۹۴۱ میلادی، برای جنگ با آلمان اعلام آمادگی کرد و به یکی زنان قهرمان نیروهای مسلح شوروی تبدیل شد. اتحاد جماهیر شوروی تنها کشور در طول جنگ جهانی دوم بود که زنانش به طور منظم در میدان نبرد حضور پیدا میکردند.
او اولین خلبانان زن در جبهه شرق بود. او همزمان، در طول دوره فعالیتش به عنوان خلبان، یک دوجین از بهترین خلبانهای ارتش آلمان نازی در دوره جنگ جهانی دوم را ساقط کرد. لیدیا موفق شد در ۶۶ ماموریت نظامی ۱۲ پیروزی به دست آورد. او که با یک هواپیمای LA-5 پرواز میکرد در اولین پرواز عملیاتی خود در ۱۳ سپتامبر ۱۹۴۳ برفراز جبهه استالینگراد، هدف قرار گرفت و سرنگون شد اما در دومین پرواز خود موفق شد با همکاری فرمانده خود یک بمب افکن یونکرس ۸۸ آلمانی را سرنگون کند و به اولین پیروزی خود دست یابد. چند دقیقه بعد او موفق شد اولین پیروزی زنان در تاریخ جنگهای هوائی را به دست آورد و به تنهائی توانست یک هواپیمای شکاری مستر اشمیت آلمانی را سرنگون کند. این هواپیما توسط یکی از خلبانان آس لوفت وافه به نام اروین مایر هدایت میشد.
لیدیا روز اول اوت ۱۹۴۳ میلادی در ۲۱ سالگی آخرین نبرد هوایی خود را تجربه کرد. در سال ۱۹۷۹ میلادی، بقایای جسد لیلیا پیدا شد. ولی تا سال ۱۹۸۶ میلادی، نزدیک به هفت سال طول کشید تا دستگاه اداری رسماً نام او را از فهرست "مفقودالاثرها" خارج کند و اعلام کند که او "در حین درگیری کشته شده است. استالین بیم آن داشت که ناپدیدشدگان میدان جنگ به دشمن پناه برده باشند. به همین دلیل شوروی استالینی، آنهایی که در جریان نبرد ناپدید میشدند، پاداش و جایزهای دریافت نمیکردند در سال ۱۹۹۰ میلادی و زمانی که اتحاد جماهیر شوروی روزهای آخر خود را میگذراند، میخائیل گورباچف، آخرین جانشین استالین، در حین جشنهای چهل و پنجمین سالگرد پیروزی شوروی در جنگ جهانی دوم نشان قهرمان اتحاد شوروی را به لیدیا ولادیمیروونا لیتویاک داد.
#خلبانان_برتر
@TopGunPilot
🛩 لیدیا لیتویاک
لیلیا لیتویاک در روز ۱۸ اوت ۱۹۲۱ در مسکو بهدنیا آمد. وقتی ۱۲ سال داشت، روز هجدهم اوت "روزهوانوردی شوروی" نامگذاری شد و لیلیا بعدها به شوخی به دوستانش میگفت که تولدش در روز هجدهم، علت نامگذاری این روز بوده است. پدر لیدیا در جریان تصفیههای فراگیر استالین در سال ۱۹۳۷ میلادی کنار گذاشته شد. لیدیا در سال ۱۹۴۱ میلادی، برای جنگ با آلمان اعلام آمادگی کرد و به یکی زنان قهرمان نیروهای مسلح شوروی تبدیل شد. اتحاد جماهیر شوروی تنها کشور در طول جنگ جهانی دوم بود که زنانش به طور منظم در میدان نبرد حضور پیدا میکردند.
او اولین خلبانان زن در جبهه شرق بود. او همزمان، در طول دوره فعالیتش به عنوان خلبان، یک دوجین از بهترین خلبانهای ارتش آلمان نازی در دوره جنگ جهانی دوم را ساقط کرد. لیدیا موفق شد در ۶۶ ماموریت نظامی ۱۲ پیروزی به دست آورد. او که با یک هواپیمای LA-5 پرواز میکرد در اولین پرواز عملیاتی خود در ۱۳ سپتامبر ۱۹۴۳ برفراز جبهه استالینگراد، هدف قرار گرفت و سرنگون شد اما در دومین پرواز خود موفق شد با همکاری فرمانده خود یک بمب افکن یونکرس ۸۸ آلمانی را سرنگون کند و به اولین پیروزی خود دست یابد. چند دقیقه بعد او موفق شد اولین پیروزی زنان در تاریخ جنگهای هوائی را به دست آورد و به تنهائی توانست یک هواپیمای شکاری مستر اشمیت آلمانی را سرنگون کند. این هواپیما توسط یکی از خلبانان آس لوفت وافه به نام اروین مایر هدایت میشد.
لیدیا روز اول اوت ۱۹۴۳ میلادی در ۲۱ سالگی آخرین نبرد هوایی خود را تجربه کرد. در سال ۱۹۷۹ میلادی، بقایای جسد لیلیا پیدا شد. ولی تا سال ۱۹۸۶ میلادی، نزدیک به هفت سال طول کشید تا دستگاه اداری رسماً نام او را از فهرست "مفقودالاثرها" خارج کند و اعلام کند که او "در حین درگیری کشته شده است. استالین بیم آن داشت که ناپدیدشدگان میدان جنگ به دشمن پناه برده باشند. به همین دلیل شوروی استالینی، آنهایی که در جریان نبرد ناپدید میشدند، پاداش و جایزهای دریافت نمیکردند در سال ۱۹۹۰ میلادی و زمانی که اتحاد جماهیر شوروی روزهای آخر خود را میگذراند، میخائیل گورباچف، آخرین جانشین استالین، در حین جشنهای چهل و پنجمین سالگرد پیروزی شوروی در جنگ جهانی دوم نشان قهرمان اتحاد شوروی را به لیدیا ولادیمیروونا لیتویاک داد.
#خلبانان_برتر
@TopGunPilot
.:: معرفی نیروهای هوایی کشورها ::.
🛩 نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا
⚪️ نیروی هوایی آمریکا به عنوان یک یگان مستقل از ارتش و بر اساس تصمیم شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا تأسیس شد. نیروی هوایی در کنار نیروهای دیگر زیر فرماندهی وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا قرار گرفت. نیروی هوایی آمریکا با داشتن بیش از ۵۱۳۷ هواپیما و بالگرد بزرگترين نيروى هوايى در جهان است.
▫️ نیروی هوایی آمریکا دارای ساختار قدرتمند با ۱۰ مرکز فرماندهی به شرح ذیل است:
فرماندهی هوافضایی، فرماندهی پشتیبانی، فرماندهی سیستمهای نیروی هوایی، فرماندهی آموزش، فرماندهی ترابری، فرماندهی هوایی استراتژیک، فرماندهی هوایی آلاسکا، فرماندهی نیروی هوایی ذخیره، سرویس اطلاعات نیروی هوایی، فرماندهی آکادمی.
⚪️ فرمانده نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا از سوی رئیس جمهور آمریکا و با تأیید مجلس سنای این کشور انتخاب میشود.
#معرفی_نیروهای_هوایی_کشورها
@TopGunPilot
🛩 نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا
⚪️ نیروی هوایی آمریکا به عنوان یک یگان مستقل از ارتش و بر اساس تصمیم شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا تأسیس شد. نیروی هوایی در کنار نیروهای دیگر زیر فرماندهی وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا قرار گرفت. نیروی هوایی آمریکا با داشتن بیش از ۵۱۳۷ هواپیما و بالگرد بزرگترين نيروى هوايى در جهان است.
▫️ نیروی هوایی آمریکا دارای ساختار قدرتمند با ۱۰ مرکز فرماندهی به شرح ذیل است:
فرماندهی هوافضایی، فرماندهی پشتیبانی، فرماندهی سیستمهای نیروی هوایی، فرماندهی آموزش، فرماندهی ترابری، فرماندهی هوایی استراتژیک، فرماندهی هوایی آلاسکا، فرماندهی نیروی هوایی ذخیره، سرویس اطلاعات نیروی هوایی، فرماندهی آکادمی.
⚪️ فرمانده نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا از سوی رئیس جمهور آمریکا و با تأیید مجلس سنای این کشور انتخاب میشود.
#معرفی_نیروهای_هوایی_کشورها
@TopGunPilot
🛩 خلبان خودکار
⚪️ خلبان خودکار سامانه ای است که برای هدایت یک وسیلهٔ نقلیه بدون کمک انسان استفاده میشود. این وسیله تا کنون در هواپیما، قایق، فضاپیما ،موشک و... استفاده شده است.
⚪️ نخستین خلبان خودکار با هدف اینکه در دوران اولیه حمل و نقل هوایی، برای ایمنی بیشتر پرواز، آن هم در شرایطی که زمان پرواز در مسافت های طولانی فشار بسیار زیادی به خلبان وارد می نمود، ساخته شد.
⚪️ اولین خلبان خودکار در هواپیما توسط شرکت اسپری در سال ۱۹۱۲ توسعه داده شد. در این وسیله هواپیما مجاز بود که بر روی یک خط مستقیم پرواز کرده تا از حجم کار خلبان کاسته شود. همه هواپیمای جنگنده و مسافربری امروزی یک سیستم خلبان اتوماتیک دارا میباشند.
@TopGunPilot
⚪️ خلبان خودکار سامانه ای است که برای هدایت یک وسیلهٔ نقلیه بدون کمک انسان استفاده میشود. این وسیله تا کنون در هواپیما، قایق، فضاپیما ،موشک و... استفاده شده است.
⚪️ نخستین خلبان خودکار با هدف اینکه در دوران اولیه حمل و نقل هوایی، برای ایمنی بیشتر پرواز، آن هم در شرایطی که زمان پرواز در مسافت های طولانی فشار بسیار زیادی به خلبان وارد می نمود، ساخته شد.
⚪️ اولین خلبان خودکار در هواپیما توسط شرکت اسپری در سال ۱۹۱۲ توسعه داده شد. در این وسیله هواپیما مجاز بود که بر روی یک خط مستقیم پرواز کرده تا از حجم کار خلبان کاسته شود. همه هواپیمای جنگنده و مسافربری امروزی یک سیستم خلبان اتوماتیک دارا میباشند.
@TopGunPilot
.:: خاطرات جنگ های هوایی ایران ::.
🛩 داگ فایت نفس گیر (قسمت چهارم)
هواپيماهاي دشمن پا به فرار گذاشتند؛ در فاصله حدود دو مايلي، متوجه حضور ما شدند و خطر را بهخوبي احساس كردند. آرايششان بههم ريخت و بيدرنگ سه فروند بهسمت راست گردش كردند و يک فروند بهسمت چپ گردش كرد. من با مانوري مناسب به تعقيب دسته سه فروندي رفتم. با صداي بلند به کازروني گفتم كه مواظب هواپيماي چهارم باشد که بهسمت شهر و يا پشت سر ما نرود.سرعتم خيلي زياد بود و داشتم از يکي از آنها رد ميشدم که با مانور Hi Yo Yo يعني مانوري كه خلبان با کشيدن شديد هواپيما بهسمت بالا، سرعت را در کوتاهترين زمان به ارتفاع تبديل ميكند و خود را در محل مورد نظرش قرار ميدهد، به پشت سر آنها رفتم. در همين هنگام کازروني گفت: هواپيماي چهارم بهسمت غرب گردش كرد.سرم را به عقب برگرداندم تا موقعيت هواپيماي دشمن را ببينم.
متوجه شدم کازروني خودش را ١٥٠ درجه چرخانده است و دقيقاً پشت هواپيماي خودمان را از بالای کاناپی زير نظر دارد. خيالم راحت شد. هواپيماهاي ميراژ دشمن مجهز به دو توپ بودند. آنها معمولاً هنگام بمبباران، مجهز به دو تير موشک حراراتي نيز در نوک بالها بودند تا در صورت رويارويي با هواپيماهاي رهگير، از خود دفاع كنند؛ بنابراين قرار گرفتن آنها در پشت سر براي ما خطرآفرين بود.با يک مانور سريع، خودم را پشت سر يکي از آنها و در موقعيت شليک موشک قرار دادم که ناگهان هر سه فروند به سمت چپ تغيير مسير دادند و بمبهاي خود بيهدف در بيابان رها کردند.
منتظر اين لحظه بودم. نگرانيام كمتر شد. باوجود اينکه جهت عمومي هر سه فروند بهسمت چپ بود، ولي از نظر فاصله طولي، فاصله جانبي و ارتفاع در حالتهاي مختلفي قرار داشتند و پيوسته در حال جابهجا شدن بودند. با رها کردن بمبهايشان، قدرت مانورشان بيشتر شد؛ بهطوريکه براي من ميسر نبود که خودم را در پارامتر مناسب براي زدن موشک قرار دهم. يعني در تمام مدتي که آنها از سمت چپ در حال گردش بهسمت غرب بودند (حدود ٢٧٠ درجه) به آنها فشار آوردم تا شايد يکي را بزنم يا يکيشان به زمين بخورد، ولي نشد. به نظر ميرسيد خلبانان عراقي از مهارت بالايي برخوردارند. چرخشها ادامه پيدا کرد تا آنها در راستاي غرب (مسير فرار) قرار گرفتند و با استفاده از کاهش ارتفاع و افزايش سرعت قصد داشتند از مهلکه فرار كنند.
اين يک روش معمول براي فرار از دست هواپيماي رهگير است؛ زيرا در اين حالت کار براي خلبان هواپيماي رهگير سخت و خطرآفرين ميشود؛ بهطوريکه ممکن است دست از تعقب بردارد. بدترين دشمن خلبان در اينگونه پروازها زمين است و تاکنون خلبانان زيادي در دنيا در پروازهاي آموزشي و يا جنگي به دليل سرعت زياد در ارتفاع کم با خطاي ديد روبهرو شدهاند. غفلت لحظهاي، ايجاد نوسان توسط خلبان و يا عدم تجربه و مهارت کافي در اين لحظه باعث خواهد شد كه هواپيما به موانع يا زمين برخورد كند و خلبان جان خود را از دست بدهد، ولي من دستبردار نبودم.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot
🛩 داگ فایت نفس گیر (قسمت چهارم)
هواپيماهاي دشمن پا به فرار گذاشتند؛ در فاصله حدود دو مايلي، متوجه حضور ما شدند و خطر را بهخوبي احساس كردند. آرايششان بههم ريخت و بيدرنگ سه فروند بهسمت راست گردش كردند و يک فروند بهسمت چپ گردش كرد. من با مانوري مناسب به تعقيب دسته سه فروندي رفتم. با صداي بلند به کازروني گفتم كه مواظب هواپيماي چهارم باشد که بهسمت شهر و يا پشت سر ما نرود.سرعتم خيلي زياد بود و داشتم از يکي از آنها رد ميشدم که با مانور Hi Yo Yo يعني مانوري كه خلبان با کشيدن شديد هواپيما بهسمت بالا، سرعت را در کوتاهترين زمان به ارتفاع تبديل ميكند و خود را در محل مورد نظرش قرار ميدهد، به پشت سر آنها رفتم. در همين هنگام کازروني گفت: هواپيماي چهارم بهسمت غرب گردش كرد.سرم را به عقب برگرداندم تا موقعيت هواپيماي دشمن را ببينم.
متوجه شدم کازروني خودش را ١٥٠ درجه چرخانده است و دقيقاً پشت هواپيماي خودمان را از بالای کاناپی زير نظر دارد. خيالم راحت شد. هواپيماهاي ميراژ دشمن مجهز به دو توپ بودند. آنها معمولاً هنگام بمبباران، مجهز به دو تير موشک حراراتي نيز در نوک بالها بودند تا در صورت رويارويي با هواپيماهاي رهگير، از خود دفاع كنند؛ بنابراين قرار گرفتن آنها در پشت سر براي ما خطرآفرين بود.با يک مانور سريع، خودم را پشت سر يکي از آنها و در موقعيت شليک موشک قرار دادم که ناگهان هر سه فروند به سمت چپ تغيير مسير دادند و بمبهاي خود بيهدف در بيابان رها کردند.
منتظر اين لحظه بودم. نگرانيام كمتر شد. باوجود اينکه جهت عمومي هر سه فروند بهسمت چپ بود، ولي از نظر فاصله طولي، فاصله جانبي و ارتفاع در حالتهاي مختلفي قرار داشتند و پيوسته در حال جابهجا شدن بودند. با رها کردن بمبهايشان، قدرت مانورشان بيشتر شد؛ بهطوريکه براي من ميسر نبود که خودم را در پارامتر مناسب براي زدن موشک قرار دهم. يعني در تمام مدتي که آنها از سمت چپ در حال گردش بهسمت غرب بودند (حدود ٢٧٠ درجه) به آنها فشار آوردم تا شايد يکي را بزنم يا يکيشان به زمين بخورد، ولي نشد. به نظر ميرسيد خلبانان عراقي از مهارت بالايي برخوردارند. چرخشها ادامه پيدا کرد تا آنها در راستاي غرب (مسير فرار) قرار گرفتند و با استفاده از کاهش ارتفاع و افزايش سرعت قصد داشتند از مهلکه فرار كنند.
اين يک روش معمول براي فرار از دست هواپيماي رهگير است؛ زيرا در اين حالت کار براي خلبان هواپيماي رهگير سخت و خطرآفرين ميشود؛ بهطوريکه ممکن است دست از تعقب بردارد. بدترين دشمن خلبان در اينگونه پروازها زمين است و تاکنون خلبانان زيادي در دنيا در پروازهاي آموزشي و يا جنگي به دليل سرعت زياد در ارتفاع کم با خطاي ديد روبهرو شدهاند. غفلت لحظهاي، ايجاد نوسان توسط خلبان و يا عدم تجربه و مهارت کافي در اين لحظه باعث خواهد شد كه هواپيما به موانع يا زمين برخورد كند و خلبان جان خود را از دست بدهد، ولي من دستبردار نبودم.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot