.:: تسلیحات هوایی ::.
🛩 آشنایی با توپ Vulcan M-61 A1
⚪️ این توپ 20 میلیمتری با شش لوله با توانایی شلیک 6600 گلوله در دقیقه یک سلاح قدرتمند برای درگیری های هوایی و زمینی است. مخترع این توپ آقای ریچارد جی گاتلینگ در سال ۱۹۶۰ این سلاح را بر مبنای شلیک سریع طراحی نمود؛ یعنی این سلاح باید توانایی شلیک با سرعت بالا را داشته باشد.
⚪️ سیستم این سلاح به این صورت است که شش لوله پرتاب کننده همگی در یک زمان گلوله ها را شلیک کرده به این ترتیب سرعت نواخت بالاتری از توپ های هم نسل تک لوله خود دارد، همچنین به دلیل بار کمتر و تقسیم کار بین شش لوله از گرم شدن بیش از حد، جلوگیری می شود. این سلاح به وسیله موتور الکتریکی یا هیدرولیکی کار می کند.
⚪️ توپ ولکان در چندین جنگنده آمریکایی مانند: فانتوم اف ۴، ایگل اف ۱۵، فالکون اف ۱۶،هورنت اف ۱۸ دیده می شود.
#تسلیحات_هوایی
@TopGunPilot
🛩 آشنایی با توپ Vulcan M-61 A1
⚪️ این توپ 20 میلیمتری با شش لوله با توانایی شلیک 6600 گلوله در دقیقه یک سلاح قدرتمند برای درگیری های هوایی و زمینی است. مخترع این توپ آقای ریچارد جی گاتلینگ در سال ۱۹۶۰ این سلاح را بر مبنای شلیک سریع طراحی نمود؛ یعنی این سلاح باید توانایی شلیک با سرعت بالا را داشته باشد.
⚪️ سیستم این سلاح به این صورت است که شش لوله پرتاب کننده همگی در یک زمان گلوله ها را شلیک کرده به این ترتیب سرعت نواخت بالاتری از توپ های هم نسل تک لوله خود دارد، همچنین به دلیل بار کمتر و تقسیم کار بین شش لوله از گرم شدن بیش از حد، جلوگیری می شود. این سلاح به وسیله موتور الکتریکی یا هیدرولیکی کار می کند.
⚪️ توپ ولکان در چندین جنگنده آمریکایی مانند: فانتوم اف ۴، ایگل اف ۱۵، فالکون اف ۱۶،هورنت اف ۱۸ دیده می شود.
#تسلیحات_هوایی
@TopGunPilot
.:: خاطرات جنگ های هوایی ایران ::.
🛩 داگ فایت نفسگیر (قسمت اول)
بهمن ماه ١٣٦٥ بود, در پی پیروزیهای نیروهای رزمنده در عملیات کربلای 5 عراق باز روی به بمباران شهرها آورده بود, بهمین جهت بود که پروازهای گشت هوایی برای جلوگیری از نفوذ بمب افکنهای عراقی افزایش یافت, اطلاعات رسیده بود که عراق قصد بمباران شهرستان قم را در دهه سالگرد انقلاب دارد, حدود ساعت دو بعدازظهر بود به همراه سروان کازروني، پس از دريافت اطلاعات پرواز و مدارک مربوط به مأموريت و وضع هواي منطقه به اتاق تجهيزات پروازي رفتيم و پس از چک کردن کلاه پرواز، ماسک اکسيژن و پوشيدن جيسوت بهسمت آشيانه راه افتاديم, در آشيانه پس از انجام مقدمات کار سوار هواپيما شديم و موتورها را روشن کرديم.
در حال چک کردن سيستمها بودم که متوجه اشکالي در يکي از سيستمها شدم. امکان برطرف کردن آن در زمان کوتاه فراهم نبود و مجبور شديم از هواپيماي رزرو استفاده كنيم. سريع خودمان را به آشيانهي هواپيماي جايگزين رسانديم؛ چون همکارانم از چند ساعت پيش در منطقه کيوبك مشغول مأموريت بودند و پس از چند مرحله سوختگيري منتظر ما بودند و نميتوانستند پيش از رسيدن ما منطقه را ترک كنند. با مشاهده هواپيماي جايگزين تعجب کردم چون هواپيمای رزرو فقط مجهز به دو موشک حرارتي سایدویندر بود. اين موشکها بُرد کوتاهي داشتند و براي درگيري نزديک هوايي به کار ميرفتند درحاليكه بايد دستكم چند موشک راداري بردمتوسط اسپارو نیز در کنار سايدواندر زير هواپيما نصب باشد, فرصت برای کامل شدن بارگزاری تامکت رزرو نبود خدمه تامکت دیگر منتظر ما بودند.
کاری نمیشد کرد, با توکل به خدا سوار هواپيما شدیم. موتورها را يکي پس از ديگري روشن کردم و مشغول بررسي سيستمها و فرامين شدم. سروان کازروني هم مشغول بررسي رادار و آماده کردن سيستمهاي ناوبري و ديگر سيستمهاي مورد نياز مأموريت شد تا اگر اشکال جزئي وجود داشت، کارکنان فني حاضر در کنار هواپيما مشکل را برطرف كنند. پس از اطمينان از کار کردن درست تمام سيستمها با همآهنگي برج مراقبت بهسمت ابتداي باند حرکت کرديم. پيش از ورود به باند، بررسيهاي لازم انجام شد و موشکها از بيرون توسط متخصصان مسلح شدند.
با اجازهي برج مراقبت وارد باند شدم. پس از آزمايش موتورها و چک کردن دوباره فرامين، قدرت موتور را در حالت صددرصد گذاشتم و ترمزها را رها کردم. هواپيما در زمان از باند پرواز کنده شد، پس از چند ثانيه از باند پايگاه شکاري اصفهان جدا شديم و در آسمان آبي و آفتابي بهسمت منطقه مأموريتمان که شمال غرب شهر قم بود، پرواز كرديم. خود را به ارتفاع هجدههزار پا رسانديم. نزديک منطقه مأموريت بوديم که با اعلام کد حضور خود را در منطقه به رادارهاي کرج و سوباشي اعلام كردم. با رسيدن به منطقه، هواپيماي ديگر که چند ساعتي در منطقه بود، حفاظت از آنجا را به ما سپرد. ساعت حدود سهوپانزده دقيقه بود. تانکر سوخترسان در منطقه گردش ميكرد تا در صورت نياز بتوانيم سوختگيري هوايي را انجام دهيم.
تانکر سوخترسان نيز با کد اعلام موقعيت كرد. حدود ٤٥ دقيقه گذشت. با حساسيت و دقتِ تمام، در صفحه رادار، جهتهاي مختلف را جستوجو ميکردم و اطراف را زير نظر داشتم. مدتي گذشت. سکوت عجيبي حاکم بود. نگاهي به نشانگر سوخت انداختم. هنوز هم ميتوانستيم پرواز كنيم. يکي از اشکالهايي که انجام مأموريت بهصورت تکفروندي داشت، اين بود که وقتي براي سوختگيري هوايي، كمي از منطقه فاصله ميگرفتيم، نگران بوديم که نكند پيش از پايان سوختگيري، سروکلهي هواپيماهاي دشمن پيدا شود.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot
🛩 داگ فایت نفسگیر (قسمت اول)
بهمن ماه ١٣٦٥ بود, در پی پیروزیهای نیروهای رزمنده در عملیات کربلای 5 عراق باز روی به بمباران شهرها آورده بود, بهمین جهت بود که پروازهای گشت هوایی برای جلوگیری از نفوذ بمب افکنهای عراقی افزایش یافت, اطلاعات رسیده بود که عراق قصد بمباران شهرستان قم را در دهه سالگرد انقلاب دارد, حدود ساعت دو بعدازظهر بود به همراه سروان کازروني، پس از دريافت اطلاعات پرواز و مدارک مربوط به مأموريت و وضع هواي منطقه به اتاق تجهيزات پروازي رفتيم و پس از چک کردن کلاه پرواز، ماسک اکسيژن و پوشيدن جيسوت بهسمت آشيانه راه افتاديم, در آشيانه پس از انجام مقدمات کار سوار هواپيما شديم و موتورها را روشن کرديم.
در حال چک کردن سيستمها بودم که متوجه اشکالي در يکي از سيستمها شدم. امکان برطرف کردن آن در زمان کوتاه فراهم نبود و مجبور شديم از هواپيماي رزرو استفاده كنيم. سريع خودمان را به آشيانهي هواپيماي جايگزين رسانديم؛ چون همکارانم از چند ساعت پيش در منطقه کيوبك مشغول مأموريت بودند و پس از چند مرحله سوختگيري منتظر ما بودند و نميتوانستند پيش از رسيدن ما منطقه را ترک كنند. با مشاهده هواپيماي جايگزين تعجب کردم چون هواپيمای رزرو فقط مجهز به دو موشک حرارتي سایدویندر بود. اين موشکها بُرد کوتاهي داشتند و براي درگيري نزديک هوايي به کار ميرفتند درحاليكه بايد دستكم چند موشک راداري بردمتوسط اسپارو نیز در کنار سايدواندر زير هواپيما نصب باشد, فرصت برای کامل شدن بارگزاری تامکت رزرو نبود خدمه تامکت دیگر منتظر ما بودند.
کاری نمیشد کرد, با توکل به خدا سوار هواپيما شدیم. موتورها را يکي پس از ديگري روشن کردم و مشغول بررسي سيستمها و فرامين شدم. سروان کازروني هم مشغول بررسي رادار و آماده کردن سيستمهاي ناوبري و ديگر سيستمهاي مورد نياز مأموريت شد تا اگر اشکال جزئي وجود داشت، کارکنان فني حاضر در کنار هواپيما مشکل را برطرف كنند. پس از اطمينان از کار کردن درست تمام سيستمها با همآهنگي برج مراقبت بهسمت ابتداي باند حرکت کرديم. پيش از ورود به باند، بررسيهاي لازم انجام شد و موشکها از بيرون توسط متخصصان مسلح شدند.
با اجازهي برج مراقبت وارد باند شدم. پس از آزمايش موتورها و چک کردن دوباره فرامين، قدرت موتور را در حالت صددرصد گذاشتم و ترمزها را رها کردم. هواپيما در زمان از باند پرواز کنده شد، پس از چند ثانيه از باند پايگاه شکاري اصفهان جدا شديم و در آسمان آبي و آفتابي بهسمت منطقه مأموريتمان که شمال غرب شهر قم بود، پرواز كرديم. خود را به ارتفاع هجدههزار پا رسانديم. نزديک منطقه مأموريت بوديم که با اعلام کد حضور خود را در منطقه به رادارهاي کرج و سوباشي اعلام كردم. با رسيدن به منطقه، هواپيماي ديگر که چند ساعتي در منطقه بود، حفاظت از آنجا را به ما سپرد. ساعت حدود سهوپانزده دقيقه بود. تانکر سوخترسان در منطقه گردش ميكرد تا در صورت نياز بتوانيم سوختگيري هوايي را انجام دهيم.
تانکر سوخترسان نيز با کد اعلام موقعيت كرد. حدود ٤٥ دقيقه گذشت. با حساسيت و دقتِ تمام، در صفحه رادار، جهتهاي مختلف را جستوجو ميکردم و اطراف را زير نظر داشتم. مدتي گذشت. سکوت عجيبي حاکم بود. نگاهي به نشانگر سوخت انداختم. هنوز هم ميتوانستيم پرواز كنيم. يکي از اشکالهايي که انجام مأموريت بهصورت تکفروندي داشت، اين بود که وقتي براي سوختگيري هوايي، كمي از منطقه فاصله ميگرفتيم، نگران بوديم که نكند پيش از پايان سوختگيري، سروکلهي هواپيماهاي دشمن پيدا شود.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot
🖋 با درود به بزرگوارانی که تازه به ما پیوستن و همچنین عزیزانی که از قبل با ما همراه بودند؛ در دقایق دیگر مقاله ای از سری مقالات تسلیحات هوایی داخل کانال قرار می گیرد، مقالات سریالی در آینده با هشتک ارائه می گردد تا جستجوی راحتی داشته باشد.
چند مقالات ویژه هم برای شما دوستان دارم که به زودی داخل کانال خلبان قرار می گیرد. با سپاس.
چند مقالات ویژه هم برای شما دوستان دارم که به زودی داخل کانال خلبان قرار می گیرد. با سپاس.
.:: تسلیحات هوایی ::.
🛩 موشک های هوا به هوا
⚪️ استفاده از انواع راکت در زمان جنگ جهانی دوم کاربرد فراوانی داشته و به تدریج راکتها در هواپیماها هم استفاده شدند؛ اما از آنجا که این راکتها امکان تغییر مسیر پس از شلیک را نداشتند، فقط جهت انهدام اهداف زمینی از آنها استفاده میشد. اما به دلیل گستردگی زیاد نبردهای هوایی در جنگ جهانی دوم، کلیه ارتشهای درگیر به اهمیت استفاده از نوعی سلاح پیشرفتهتر با قابلیت رهگیری اهداف هوایی پیبردند. پس از پایان جنگ جهانی، ایالات متحده در زمینه ساخت موشک های هوا به هوا از روی تجربیات نمونه های اولیه آلمان نازی، سرمایهگذاری زیادی کرد و اولین مدل های این موشک ها را تولید نمود.
⚪️ موشک هوا به هوا، موشک هدایت شونده ای است که یک هواگرد جنگی برای نابود کردن یک هدف پرنده از آن استفاده میکند. این نوع موشکها به دو طبقه کلی تقسیم میشوند؛ موشکهای با برد کمتر از ۳۰ کیلومتر که به موشکهای کوتاهبرد یا «در محدودهٔ میدان دید» معروف هستند و اغلب از سیستم آشیانهیابی فروسرخ (هدایت گرمایی) برای یافتن هدف استفاده میکنند و موشکهای میانبرد و دوربرد که به موشکهای «فراتر از محدودهٔ میدان دید» معروف هستند و اغلب از هدایت راداری برای یافتن هدف استفاده میکنند.
⚪️ امروزه این نوع موشک ها توسط ایالات متحده، روسیه، فرانسه، انگلستان، ژاپن و چندین کشور دیگر ساخته می شود و گستردگی زیادی پیدا کرده است. در مقالات آینده به تعدادی از این نوع موشک ها به صورت کامل تر می پردازیم.
#تسلیحات_هوایی
@TopGunPilot
🛩 موشک های هوا به هوا
⚪️ استفاده از انواع راکت در زمان جنگ جهانی دوم کاربرد فراوانی داشته و به تدریج راکتها در هواپیماها هم استفاده شدند؛ اما از آنجا که این راکتها امکان تغییر مسیر پس از شلیک را نداشتند، فقط جهت انهدام اهداف زمینی از آنها استفاده میشد. اما به دلیل گستردگی زیاد نبردهای هوایی در جنگ جهانی دوم، کلیه ارتشهای درگیر به اهمیت استفاده از نوعی سلاح پیشرفتهتر با قابلیت رهگیری اهداف هوایی پیبردند. پس از پایان جنگ جهانی، ایالات متحده در زمینه ساخت موشک های هوا به هوا از روی تجربیات نمونه های اولیه آلمان نازی، سرمایهگذاری زیادی کرد و اولین مدل های این موشک ها را تولید نمود.
⚪️ موشک هوا به هوا، موشک هدایت شونده ای است که یک هواگرد جنگی برای نابود کردن یک هدف پرنده از آن استفاده میکند. این نوع موشکها به دو طبقه کلی تقسیم میشوند؛ موشکهای با برد کمتر از ۳۰ کیلومتر که به موشکهای کوتاهبرد یا «در محدودهٔ میدان دید» معروف هستند و اغلب از سیستم آشیانهیابی فروسرخ (هدایت گرمایی) برای یافتن هدف استفاده میکنند و موشکهای میانبرد و دوربرد که به موشکهای «فراتر از محدودهٔ میدان دید» معروف هستند و اغلب از هدایت راداری برای یافتن هدف استفاده میکنند.
⚪️ امروزه این نوع موشک ها توسط ایالات متحده، روسیه، فرانسه، انگلستان، ژاپن و چندین کشور دیگر ساخته می شود و گستردگی زیادی پیدا کرده است. در مقالات آینده به تعدادی از این نوع موشک ها به صورت کامل تر می پردازیم.
#تسلیحات_هوایی
@TopGunPilot
.:: خاطرات جنگ های هوایی ایران ::.
🛩 داگ فایت نفس گیر (قسمت دوم)
در حال گشت در منطقه ايستايي بودم و دقيقاً بهسمت شمال غرب پرواز ميکردم که افسر کنترل شکاري رادار سوباشي همدان روي راديو آمد و با لحني متفاوت و با صدايي بلند گفت: شاهد٥٤! شاهد ٥٤! رهنورد ؛ بيدرنگ جواب دادم. افسر كنترل از ما خواست که بلافاصله سمت خود را به جنوب غرب تغيير دهيم. سپس در قالب کدهاي روزانه موقعيت چهار فروند هواپيماي مهاجم را اعلام كرد.
در ارتفاع چهاردههزار پايي پرواز ميکردم و با توجه به اعلام رادار، هوايپماهاي دشمن پايينتر از من پرواز ميکردند. از کازروني خواستم که آنها را روي رادار جستوجو كند. چند ثانيه بيشتر نگذشته بود که کازروني هدفها را روي صفحه رادار مشخص كرد. بيدرنگ با کد به رادار اعلام كردم که هدفها را داريم و براي درگيري به سمت آنها ميرويم.
با توجه به محاسباتي که انجام داديم، هواپيماهاي مهاجم در اطراف شمال اراک و در ارتفاع پايين به سمت شهر قم ميآمدند. فاصله آنها با ما حدود صد کيلومتر بود. با همآهنگي، سروان کازروني اطلاعات مربوط به هدفها را درحالت TWS (مود ترک کردن هدف در خلال اسکن رادار اف-١٤) بهدست آورد تا خلبانان عراقي متوجه حضور ما در منطقه نشوند, بدلیل نداشتن موشکهای دوربرد راداری میبایست بدون جلب توجه عراقیها تا حد ممکن به آنها نزدیک شویم.
در صورت قفل راداري روي هواپيماهاي دشمن، سيستم دريافتکننده هشدار راداري موجود در هواپيما، خلبان مهاجم را متوجه حضور و فعاليت اف-١٤ ميکرد و احتمال داشت آنها از ادامه پرواز انصراف دهند و با برگشت به سمت خاک عراق، بمبهاي خود را در يکي از شهرهايي که در مسير برگشتشان قرار داشت فروريزند. در اين صورت از تله طراحي شده ما ميگريختند و با توجه به فاصله ما از آنها احتمال تعقيب و درگيري با آنها وجود نداشت؛ خصوصاً اينکه ما بنزين زيادي نداشتيم و تقریبا موقع سوختگیرییمان بود.سويچهاي لازم را براي درگيري روشن کردم و هرچه به هدفها نزديک ميشديم، رفتهرفته ارتفاع را کم كردم و سرعت مناسب را براي تاکتيک داگ فایت مورد نظر انتخاب كردم.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot
🛩 داگ فایت نفس گیر (قسمت دوم)
در حال گشت در منطقه ايستايي بودم و دقيقاً بهسمت شمال غرب پرواز ميکردم که افسر کنترل شکاري رادار سوباشي همدان روي راديو آمد و با لحني متفاوت و با صدايي بلند گفت: شاهد٥٤! شاهد ٥٤! رهنورد ؛ بيدرنگ جواب دادم. افسر كنترل از ما خواست که بلافاصله سمت خود را به جنوب غرب تغيير دهيم. سپس در قالب کدهاي روزانه موقعيت چهار فروند هواپيماي مهاجم را اعلام كرد.
در ارتفاع چهاردههزار پايي پرواز ميکردم و با توجه به اعلام رادار، هوايپماهاي دشمن پايينتر از من پرواز ميکردند. از کازروني خواستم که آنها را روي رادار جستوجو كند. چند ثانيه بيشتر نگذشته بود که کازروني هدفها را روي صفحه رادار مشخص كرد. بيدرنگ با کد به رادار اعلام كردم که هدفها را داريم و براي درگيري به سمت آنها ميرويم.
با توجه به محاسباتي که انجام داديم، هواپيماهاي مهاجم در اطراف شمال اراک و در ارتفاع پايين به سمت شهر قم ميآمدند. فاصله آنها با ما حدود صد کيلومتر بود. با همآهنگي، سروان کازروني اطلاعات مربوط به هدفها را درحالت TWS (مود ترک کردن هدف در خلال اسکن رادار اف-١٤) بهدست آورد تا خلبانان عراقي متوجه حضور ما در منطقه نشوند, بدلیل نداشتن موشکهای دوربرد راداری میبایست بدون جلب توجه عراقیها تا حد ممکن به آنها نزدیک شویم.
در صورت قفل راداري روي هواپيماهاي دشمن، سيستم دريافتکننده هشدار راداري موجود در هواپيما، خلبان مهاجم را متوجه حضور و فعاليت اف-١٤ ميکرد و احتمال داشت آنها از ادامه پرواز انصراف دهند و با برگشت به سمت خاک عراق، بمبهاي خود را در يکي از شهرهايي که در مسير برگشتشان قرار داشت فروريزند. در اين صورت از تله طراحي شده ما ميگريختند و با توجه به فاصله ما از آنها احتمال تعقيب و درگيري با آنها وجود نداشت؛ خصوصاً اينکه ما بنزين زيادي نداشتيم و تقریبا موقع سوختگیرییمان بود.سويچهاي لازم را براي درگيري روشن کردم و هرچه به هدفها نزديک ميشديم، رفتهرفته ارتفاع را کم كردم و سرعت مناسب را براي تاکتيک داگ فایت مورد نظر انتخاب كردم.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot
🖋 دوستان گرامی، از امروز سری مقالات جدیدی به نام " خلبانان برتر " در کانال خدمت شما گرامیان ارائه می گردد، با توجه به اینکه امروز در قسمت تکخال ها، هاینریش اهرلر معرفی شد و همچنین به خاطر شجاعت و زندگینامه جالب او، اولین سری این مقالات به ایشان اختصاص گردیده، البته قابل ذکر است که از نظر تعداد پیروزی های هوایی و تعداد عملیات ها، خلبانان بهتری نیز قرار دارند، اما هدف ما در این مقالات، ترتیب بندی خلبانان نیست، بلکه معرفی خلبانان برتر است.
با سپاس.
با سپاس.
.:: خلبانان برتر ::.
🛩 هاينريش اهرلر
هاینریش اهرلر یکی از خلبانان مشهور نيروی هوایی آلمان در جنگ جهانی دوم بود، این خلبان در 17 سپتامبر 1917 در شهر اشتندال متولد شد و در آوايل سال 1940 از واحد ضد هوائی به واحد پروازی نيروی هوائی آلمان نازی به نام لوفت وافه پيوست و پس از طی دوران آموزشی به اسكادران شماره چهار JG77 ملحق شد. او در همان سال در اولين ماموريت عملياتی خود در نروژ در ماه می 1940 موفق به كسب اولين پيروزی خود گرديد. واحد عملياتی JG77 در بيشتر مدت جنگ در نروژ و جبهه شمال اروپا مستقر بود. در ژانویه 1942 JG77 با نام جدید JG5 تجديد ساختار داده شد. پايگاه JG5 در شمال نروژ و فنلاند قرار داشت و ماموريت يافته بود تا نيروی هوائی ارتش سرخ شوروی را در جبهه شمال نابود نمايد اما در بيشتر مواقع اين واحد ميبايست با حملات هوائی RAF به نروژ مقابله نمايد.
اهرلر تا ماه فوریه 1942 به درجه ستوان تمامی ارتقا يافت و در جولای 1942 سرگروه اسكادران ششم JG5 گرديد. پس از کسب 64 پيروزی، به نشان صليب شواليه دست يافت. در ژوئن 1943 او به مقام فرماندهی يك گروه اسكادران نائل شد و فرماندهی اسكادران دوم JG5 را به عهده گرفت. و در همين زمان به دريافت برگ بلوط برای صليب شجاعت خويش مفتخر گرديد. در ماه می 1944 موفق شد 9 هواپيمای دشمن را ساقط نمايد و در همين زمان به فرماندهی عملياتی JG5 منصوب شد و درجه اش به سرگردی ارتقا يافت.
نوامبر 1944 واحد RAF در اسكادران 617 نيروی هوائی انگلستان ماموريت يافت تا رزم ناو مشهور و قدرتمند آلمان، موسوم به تيرپيتز را غرق نمايد. بمب افكن های لانكاستر انگلستان به محل استقرار اين ناو عظيم آلمانی در غرب ترامس اعزام شدند. هاينريش اهرلر در اين زمان در پايگاه خود در باردوفس فقط 12 هواپيمای عملياتی از نوع فوك وولف 109 در اختيار داشت، همچنین فقط 10 دقيقه برای آمادگی خود جهت مقابله با حمله انگلیسی ها زمان بود. او به محض نشستن در هواپيما در خصوص مكان و موقعيت هواپيماهای انگلیسی پيامهای متناقضی دريافت نمود. زمانی موقعيت دقيق مكانی تيرپيتز مشخص گرديد كه اين ناو مشهور هدف قرار گرفته بود و ديگر برای كمك به آن دير شده بود.
عدم موفقيت اهرلر را به دادگاه نظامی كشاند و او متهم گرديد كه به اندازه كافی به اين حمله اهميت نداده است. او ابتدا به اعدام محكوم گرديد اما با تخفيف مجازات محكوم به سه سال حبس در يك قلعه نظامی گرديد و متعاقبا به دليل نشان برجسته ای كه دريافت نموده بود اين حكم نيز تغيير يافت و او محكوم به بركناری از فرماندهی گرديد ولی اجازه يافت همچنان پرواز نمايد.
▫️بعدها تحقيقات نشان داد كه علت غرق کشتی تيرپيتز فقدان ارتباط مناسب بين نيروی دريائی و نيروی هوائی آلمان ميباشد و مشخص گرديد كه تيريپتز دو هفته قبل از حمله، موقعيت مكانی خود را تغيير داد و به منطقه هاكويا منتقل شده بود اما اهرلر ظاهرا يك قربانی دم دست برای عدم حفاظت مناسب از تيريپتز بوده است.
اهرلر برای دريافت مجدد پست فرماندهی و صليب شواليه مزين به برگ بلوط و شمشير معرفی گرديد اما اين درخواست رد شد. اهرلر پس از اينكه تمام نشان ها و عناوين فرماندهی از او سلب گرديد در فوریه 1945 به JG7 منتقل شد كه اين واحد به تازگی به هواپيماهای جديد جت شكاری مستر اشمیت ME262 مجهز شده بود و ماموريت داشت از خاك آلمان در برابر تهاجم متفقين دفاع نمايد. در طول 5 هفته بعد اهرلر موفق به ساقط نمودن ۸ هواپیمای دشمن شد و به رقم 208 پيروزی دست يافت در واقع روز 4 آوریل 1945 اهرلر آخرين پرواز خود را انجام داد و موفق شد سه پيروزی آخر خود را در آنجا بدست آورد.
سه پیروزی آخر به این صورت بود که اهرلر پس از آنكه موفق شد دو بمب افكن آمريكائی B17 را سرنگون نمايد تمام مهمات خود را به اتمام رساند اما برای نابودی يك بمب افكن دیگر B17 خود را به هواپيمای مذكور كوبيد و هر دو هواپيما از بين رفتند. اين واقعه برفراز شهر شارليبه نزديك اشتندال، زادگاه اهرلر رخ داد. آخرين مكالمه او با راديوی هواپيمايش به اين شرح است:
من تمام مهماتم را تمام نموده ام. من ميرم تا اين یکی را منهدم كنم. خداحافظ. همه شما را در تالار وال هالا خواهم ديد.
(وال هالا تالار خدايان درافسانه های مردم شمال اروپا است كه سلحشوران جنگ در آنجا گردهم می آيند).
#خلبانان_برتر
@TopGunPilot
🛩 هاينريش اهرلر
هاینریش اهرلر یکی از خلبانان مشهور نيروی هوایی آلمان در جنگ جهانی دوم بود، این خلبان در 17 سپتامبر 1917 در شهر اشتندال متولد شد و در آوايل سال 1940 از واحد ضد هوائی به واحد پروازی نيروی هوائی آلمان نازی به نام لوفت وافه پيوست و پس از طی دوران آموزشی به اسكادران شماره چهار JG77 ملحق شد. او در همان سال در اولين ماموريت عملياتی خود در نروژ در ماه می 1940 موفق به كسب اولين پيروزی خود گرديد. واحد عملياتی JG77 در بيشتر مدت جنگ در نروژ و جبهه شمال اروپا مستقر بود. در ژانویه 1942 JG77 با نام جدید JG5 تجديد ساختار داده شد. پايگاه JG5 در شمال نروژ و فنلاند قرار داشت و ماموريت يافته بود تا نيروی هوائی ارتش سرخ شوروی را در جبهه شمال نابود نمايد اما در بيشتر مواقع اين واحد ميبايست با حملات هوائی RAF به نروژ مقابله نمايد.
اهرلر تا ماه فوریه 1942 به درجه ستوان تمامی ارتقا يافت و در جولای 1942 سرگروه اسكادران ششم JG5 گرديد. پس از کسب 64 پيروزی، به نشان صليب شواليه دست يافت. در ژوئن 1943 او به مقام فرماندهی يك گروه اسكادران نائل شد و فرماندهی اسكادران دوم JG5 را به عهده گرفت. و در همين زمان به دريافت برگ بلوط برای صليب شجاعت خويش مفتخر گرديد. در ماه می 1944 موفق شد 9 هواپيمای دشمن را ساقط نمايد و در همين زمان به فرماندهی عملياتی JG5 منصوب شد و درجه اش به سرگردی ارتقا يافت.
نوامبر 1944 واحد RAF در اسكادران 617 نيروی هوائی انگلستان ماموريت يافت تا رزم ناو مشهور و قدرتمند آلمان، موسوم به تيرپيتز را غرق نمايد. بمب افكن های لانكاستر انگلستان به محل استقرار اين ناو عظيم آلمانی در غرب ترامس اعزام شدند. هاينريش اهرلر در اين زمان در پايگاه خود در باردوفس فقط 12 هواپيمای عملياتی از نوع فوك وولف 109 در اختيار داشت، همچنین فقط 10 دقيقه برای آمادگی خود جهت مقابله با حمله انگلیسی ها زمان بود. او به محض نشستن در هواپيما در خصوص مكان و موقعيت هواپيماهای انگلیسی پيامهای متناقضی دريافت نمود. زمانی موقعيت دقيق مكانی تيرپيتز مشخص گرديد كه اين ناو مشهور هدف قرار گرفته بود و ديگر برای كمك به آن دير شده بود.
عدم موفقيت اهرلر را به دادگاه نظامی كشاند و او متهم گرديد كه به اندازه كافی به اين حمله اهميت نداده است. او ابتدا به اعدام محكوم گرديد اما با تخفيف مجازات محكوم به سه سال حبس در يك قلعه نظامی گرديد و متعاقبا به دليل نشان برجسته ای كه دريافت نموده بود اين حكم نيز تغيير يافت و او محكوم به بركناری از فرماندهی گرديد ولی اجازه يافت همچنان پرواز نمايد.
▫️بعدها تحقيقات نشان داد كه علت غرق کشتی تيرپيتز فقدان ارتباط مناسب بين نيروی دريائی و نيروی هوائی آلمان ميباشد و مشخص گرديد كه تيريپتز دو هفته قبل از حمله، موقعيت مكانی خود را تغيير داد و به منطقه هاكويا منتقل شده بود اما اهرلر ظاهرا يك قربانی دم دست برای عدم حفاظت مناسب از تيريپتز بوده است.
اهرلر برای دريافت مجدد پست فرماندهی و صليب شواليه مزين به برگ بلوط و شمشير معرفی گرديد اما اين درخواست رد شد. اهرلر پس از اينكه تمام نشان ها و عناوين فرماندهی از او سلب گرديد در فوریه 1945 به JG7 منتقل شد كه اين واحد به تازگی به هواپيماهای جديد جت شكاری مستر اشمیت ME262 مجهز شده بود و ماموريت داشت از خاك آلمان در برابر تهاجم متفقين دفاع نمايد. در طول 5 هفته بعد اهرلر موفق به ساقط نمودن ۸ هواپیمای دشمن شد و به رقم 208 پيروزی دست يافت در واقع روز 4 آوریل 1945 اهرلر آخرين پرواز خود را انجام داد و موفق شد سه پيروزی آخر خود را در آنجا بدست آورد.
سه پیروزی آخر به این صورت بود که اهرلر پس از آنكه موفق شد دو بمب افكن آمريكائی B17 را سرنگون نمايد تمام مهمات خود را به اتمام رساند اما برای نابودی يك بمب افكن دیگر B17 خود را به هواپيمای مذكور كوبيد و هر دو هواپيما از بين رفتند. اين واقعه برفراز شهر شارليبه نزديك اشتندال، زادگاه اهرلر رخ داد. آخرين مكالمه او با راديوی هواپيمايش به اين شرح است:
من تمام مهماتم را تمام نموده ام. من ميرم تا اين یکی را منهدم كنم. خداحافظ. همه شما را در تالار وال هالا خواهم ديد.
(وال هالا تالار خدايان درافسانه های مردم شمال اروپا است كه سلحشوران جنگ در آنجا گردهم می آيند).
#خلبانان_برتر
@TopGunPilot
📎 دوستان گرامی لازم دونستم مطلب کوچکی را درباره مقاله بالا ذکر کنم؛ هر بمب افکن B17 برای دفاع از خودش ۱۲ مسلسل ضدهوایی با کالیبرهای مختلف داشته است. یکی از تکنیک های بمب افکن های متفقین برای در امان ماندن از هواپیماهای شکاری آلمان، پرواز دسته جمعی بود، این حرکت علاوه بر اینکه نرخ تعداد بمب باران را روی هدف بالاتر می برد، پوشش کامل تری به وسیله تعداد بالای مسلسل های خود بر علیه جنگنده های طرف مقابل داشت، به این ترتیب بمب افکن ها دژ بسیار قوی را در آسمان تشکیل می دانند که وارد شدن و آسیب رساندن به این دژ، بسیار سخت و خطرناکی بود.
در بسیاری از موارد حتی نزدیک شدن به شعاع آتش و سالم ماندن جنگنده کار شدنی نبود اما خلبان باتجربه ای مانند هاینریش اهرلر علاوه بر شکستن این دژ توانست خود را به یکی از بمب افکن ها بزند.
در بسیاری از موارد حتی نزدیک شدن به شعاع آتش و سالم ماندن جنگنده کار شدنی نبود اما خلبان باتجربه ای مانند هاینریش اهرلر علاوه بر شکستن این دژ توانست خود را به یکی از بمب افکن ها بزند.
.:: تسلیحات هوایی ::.
🛩 آشنایی با موشک هوا به هوا سایدوایندر
⚪️ سایدوایندر (AIM 9) نوعی موشک حرارتیاب کوتاهبرد هوابههوای آمریکایی است که معمولاً توسط هواپیماهای جنگنده، و تعدادی از هلیکوپترهای هجومی، استفاده میشود. این موشک در دهه ۱۹۵۰ وارد ارتش آمریکا شد و مدلهای جدید آن همچنان در این ارتش و چندین ارتش دیگر دنیا فعال هستند. نام این موشک برگرفته از مار سایدوایندر است که طعمه خود را به وسیله گرمای بدن خود طعمه شکار میکند و به خاطر شکل پرواز گونههای اولیه این موشک که مانند حرکت مار پرواز میکردند.
⚪️ سایدوایندر یکی از محبوبترین و پرتیراژترین موشکهای غربی است که بیش از ۱۱۰ هزار عدد از آن برای آمریکا و ۲۷ کشور دیگر تولید شده و حدود یک درصد آنها در جنگ استفاده شدهاند. این موشک یکی از قدیمیترین، ارزانترین و موفقترین موشکهای هوابههوا است که تا به امروز حدود ۲۷۰ هواپیما را سرنگون کردهاست. سایدوایندر بهگونهای طراحی شده که قابلیت بالایی برای بهینهسازی دارد و انواع و مدلهای مختلفی از آن با قابلیتهای متفاوت تولید شدهاند.
⚪️ در جنگ ایران و عراق نیز این موشک از موشکهای اصلی هوابههوای مورد استفاده جنگندههای اف-۴، اف-۵ و اف-۱۴ ایرانی بود. ایران حدودا ۴۰۰ عدد از مدل E این موشک در سالهای ۶۹–۱۹۶۸، ۱۷۰۰ عدد از مدل J/p در سالهای ۷۷–۱۹۷۱، ۲۸۸ عدد از مدل J/p در سالهای ۷۹–۱۹۷۶، را از آمریکا خریداری کرد و در جریان ماجرای مک فارلین در سالهای ۸۶–۱۹۸۵ نیز ۳۰۰ عدد از مدل L را از اسرائیل خریداری کرد.
#تسلیحات_هوایی
@TopGunPilot
🛩 آشنایی با موشک هوا به هوا سایدوایندر
⚪️ سایدوایندر (AIM 9) نوعی موشک حرارتیاب کوتاهبرد هوابههوای آمریکایی است که معمولاً توسط هواپیماهای جنگنده، و تعدادی از هلیکوپترهای هجومی، استفاده میشود. این موشک در دهه ۱۹۵۰ وارد ارتش آمریکا شد و مدلهای جدید آن همچنان در این ارتش و چندین ارتش دیگر دنیا فعال هستند. نام این موشک برگرفته از مار سایدوایندر است که طعمه خود را به وسیله گرمای بدن خود طعمه شکار میکند و به خاطر شکل پرواز گونههای اولیه این موشک که مانند حرکت مار پرواز میکردند.
⚪️ سایدوایندر یکی از محبوبترین و پرتیراژترین موشکهای غربی است که بیش از ۱۱۰ هزار عدد از آن برای آمریکا و ۲۷ کشور دیگر تولید شده و حدود یک درصد آنها در جنگ استفاده شدهاند. این موشک یکی از قدیمیترین، ارزانترین و موفقترین موشکهای هوابههوا است که تا به امروز حدود ۲۷۰ هواپیما را سرنگون کردهاست. سایدوایندر بهگونهای طراحی شده که قابلیت بالایی برای بهینهسازی دارد و انواع و مدلهای مختلفی از آن با قابلیتهای متفاوت تولید شدهاند.
⚪️ در جنگ ایران و عراق نیز این موشک از موشکهای اصلی هوابههوای مورد استفاده جنگندههای اف-۴، اف-۵ و اف-۱۴ ایرانی بود. ایران حدودا ۴۰۰ عدد از مدل E این موشک در سالهای ۶۹–۱۹۶۸، ۱۷۰۰ عدد از مدل J/p در سالهای ۷۷–۱۹۷۱، ۲۸۸ عدد از مدل J/p در سالهای ۷۹–۱۹۷۶، را از آمریکا خریداری کرد و در جریان ماجرای مک فارلین در سالهای ۸۶–۱۹۸۵ نیز ۳۰۰ عدد از مدل L را از اسرائیل خریداری کرد.
#تسلیحات_هوایی
@TopGunPilot
.:: خاطرات جنگ های هوایی ایران ::.
🛩 داگ فایت نفس گیر (قسمت سوم)
بايد در كمترين فاصله آنها را ميزدم؛ هدفها را در صفحه رادار زير نظر داشتم و سروان کازروني هم مرتب اطلاعات مربوط به هدفها را برايم ميگفت. اگر مجهز به موشک فنيکس و يا اسپارو بوديم، از روبهرو آنها را هدف قرار ميدادم، ولي چون فقط موشک حرارتي داشتيم، بايد مطابق تاکتيکهاي خاص پروازي طوري بهسمت آنها حرکت ميكرديم که با چند درجه اختلاف در سمت راست يا چپ ما قرار گيرند تا بتوانيم با گردشي بهموقع، درست پشت سر آنها قرار بگيريم.
تصميم داشتم تا در فرصتي مناسب، موشک حرارتي را بهسمت اگزوز موتور يکي از آنها شليک كنم، ولي يک مسأله فکر مرا مشغول کرده بود و آن نگراني از اين موضوع بود که چون آنها در جهت شمال شرق پرواز ميکردند، ممكن بود حتي پس از سرنگوني يکيشان، بقيه خود را به شهر برسانند. بنابراين تصميم گرفتم که از جلو وارد دسته پروازي آنها شوم و آرايش پروازيشان را بههم بريزم. روي همين اساس سرعتم را بيشتر كردم تا در فاصله بيشتري از شهر با آنها درگير شوم.فاصله كمتر و كمتر ميشد و من بهجاي نگاه کردن به صفحه رادار، دقيقاً جلوي هواپيما را نگاه ميکردم. سروان کازروني هم مرتب فاصله آنها را اعلام ميكرد.
سمت ما ٢٤٠ درجه يعني جنوب غرب بود و چون بعدازظهر بود، نور آفتاب دقيقاً در چشم من بود و همين، ديدن با چشم غيرمسلح از دور را دشوار ميکرد. مطمئناً يکي از دلايل انتخاب اين زمان براي حمله ازسوي دشمن همين موضوع بود؛ چون خلبانان ما نيز هنگام بمبباران اهداف خود در خاک دشمن، اين موضوع را در نظر ميگرفتند و ترجيح ميدادند در ساعتهاي اوليه صبح بهسمت عراق حمله كنند تا خلبانان شکاري عراقي و توپچيهاي پدافند به خاطر تابش شديد آفتاب نتوانند آنها را پيش از رسيدن به هدف، بهراحتي ببينند.ارتفاع هواپيما را به هزار پا رساندم؛ درحاليکه هواپيماهاي دشمن حدوداً در ارتفاع دويست پايي پرواز ميکردند.
سروان کازروني فاصله هواپيماهاي دشمن را پنج مايل اعلام کرد و از آنجا که با کمک رادار دقيقاً روبهروي آنها پرواز ميکرديم، بايد آنها را در جلوي خود ميديدم. چند ثانيه بعد چهار نقطه تيره درست روبهروي خود، ولي در ارتفاع پايينتر ديدم. سرعت آنها كمتر از ما بود. کاملاً آنها را زير نظر گرفتم. کازروني هم رادار را رها کرد و با چشماني باز به کمک شتافت.
هواپيماهاي دشمن از نوع ميراژ اف1 بودند. هزار پا بالاتر از آنها پرواز ميکردم و هنوز مرا نديده بودند؛ چون هيچ واكنشي از خود نشان نميدادند. فرصت مناسب فرا رسيد. ارتفاع را کم کردم، دستههاي گاز هواپيما را به جلو فشار دادم و همزمان با اضافه شدن سرعت، بهسمت آنها شيرجه رفتم.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot
🛩 داگ فایت نفس گیر (قسمت سوم)
بايد در كمترين فاصله آنها را ميزدم؛ هدفها را در صفحه رادار زير نظر داشتم و سروان کازروني هم مرتب اطلاعات مربوط به هدفها را برايم ميگفت. اگر مجهز به موشک فنيکس و يا اسپارو بوديم، از روبهرو آنها را هدف قرار ميدادم، ولي چون فقط موشک حرارتي داشتيم، بايد مطابق تاکتيکهاي خاص پروازي طوري بهسمت آنها حرکت ميكرديم که با چند درجه اختلاف در سمت راست يا چپ ما قرار گيرند تا بتوانيم با گردشي بهموقع، درست پشت سر آنها قرار بگيريم.
تصميم داشتم تا در فرصتي مناسب، موشک حرارتي را بهسمت اگزوز موتور يکي از آنها شليک كنم، ولي يک مسأله فکر مرا مشغول کرده بود و آن نگراني از اين موضوع بود که چون آنها در جهت شمال شرق پرواز ميکردند، ممكن بود حتي پس از سرنگوني يکيشان، بقيه خود را به شهر برسانند. بنابراين تصميم گرفتم که از جلو وارد دسته پروازي آنها شوم و آرايش پروازيشان را بههم بريزم. روي همين اساس سرعتم را بيشتر كردم تا در فاصله بيشتري از شهر با آنها درگير شوم.فاصله كمتر و كمتر ميشد و من بهجاي نگاه کردن به صفحه رادار، دقيقاً جلوي هواپيما را نگاه ميکردم. سروان کازروني هم مرتب فاصله آنها را اعلام ميكرد.
سمت ما ٢٤٠ درجه يعني جنوب غرب بود و چون بعدازظهر بود، نور آفتاب دقيقاً در چشم من بود و همين، ديدن با چشم غيرمسلح از دور را دشوار ميکرد. مطمئناً يکي از دلايل انتخاب اين زمان براي حمله ازسوي دشمن همين موضوع بود؛ چون خلبانان ما نيز هنگام بمبباران اهداف خود در خاک دشمن، اين موضوع را در نظر ميگرفتند و ترجيح ميدادند در ساعتهاي اوليه صبح بهسمت عراق حمله كنند تا خلبانان شکاري عراقي و توپچيهاي پدافند به خاطر تابش شديد آفتاب نتوانند آنها را پيش از رسيدن به هدف، بهراحتي ببينند.ارتفاع هواپيما را به هزار پا رساندم؛ درحاليکه هواپيماهاي دشمن حدوداً در ارتفاع دويست پايي پرواز ميکردند.
سروان کازروني فاصله هواپيماهاي دشمن را پنج مايل اعلام کرد و از آنجا که با کمک رادار دقيقاً روبهروي آنها پرواز ميکرديم، بايد آنها را در جلوي خود ميديدم. چند ثانيه بعد چهار نقطه تيره درست روبهروي خود، ولي در ارتفاع پايينتر ديدم. سرعت آنها كمتر از ما بود. کاملاً آنها را زير نظر گرفتم. کازروني هم رادار را رها کرد و با چشماني باز به کمک شتافت.
هواپيماهاي دشمن از نوع ميراژ اف1 بودند. هزار پا بالاتر از آنها پرواز ميکردم و هنوز مرا نديده بودند؛ چون هيچ واكنشي از خود نشان نميدادند. فرصت مناسب فرا رسيد. ارتفاع را کم کردم، دستههاي گاز هواپيما را به جلو فشار دادم و همزمان با اضافه شدن سرعت، بهسمت آنها شيرجه رفتم.
ادامه دارد...
#خاطرات_جنگ_های_هوایی_ایران
#داگ_فایت_نفس_گیر
@TopGunPilot