آدما تغییر میکنن، مثلا من پارسال همه سعیمو میکردم اکیپ درست کنم باهاشون همه جا برم، ولی الان اگه بفهمم جایی که دارم میرم ۳ نفر بیشترن حتما میپیچونم
بعضی وقتا دلتنگی یه چرخه اس ؛ اینطوری که من دلم برای تو تنگ میشه تو دلت برای اون و اون دلش برای کس دیگه
ولی آهنگ فرستادن من برای بقیه اینجوریه که اولش با موزیکای خارجی شروع میشه، وقتی صمیمی شدیم هر روز براش خودمو تو گل میپلکونوم میفرستم
ولی من فکر کنم تو خواب توی معدن کار میکنم وگرنه این حجم بدن درد وقتی بیدار میشم منطقی نیست