متوجه نمیشی اون لحظه چقدر کم واکنش نشون دادی تا وقتی که واسه دوست صمیمیت تعریف میکنی.
1
عاشق این خونههاییم که همیشه رو میزشون و تو کابینت کلی خوراکی هست؛ من تقریبا هر چیز خوردنیها که تو خونه باشه رو میخورم، تا تموم نشه هم نمیخوابم، بخوابمم صبح به امید خوردن اونا بیدار میشم.
1
فاصله سنیم با دختر آیندم خیلی داره زیاد میشه، این مسئله قلب منو جریحه دار میکنه.
1
مسواک زدم؛ ده دقیقه بعدش رفتم سیگار کشیدم تا دندونم بفهمه رییسش کیه. رییس احمقش.
1
عزیزم با من از برنامهریزی واسه آینده صحبت نکن، من شاید همین فردا در و پنجرهها رو ببندم و شیر گازو باز کنم.
1
من متوجه شدم که کنار اعتیادم به سیگار یه اعتیاد خیلی بدی هم به غصه خوردن دارم. به این صورت که مثلا وسط دوستامم و در حال تفریح که یکی ته دلم سیخ میزنه که این کصشرا چیه؟ برو خونه بشین تو اتاقت غصه بخور جای این مسخره بازیا.
1
آدم پیش خودش میگه این دیگه این شکلی نیست، بعد میشینه فکر میکنه میبینه خودشم همون شکلیه.
1💔1
منو به جاهای شاد دعوت نکنید؛ من به افسردگیم تعهد دارم. منو دعوت کنید بریم بیابون گریه کنیم، بشینیم زیر زمین خونتون تریاک بکشیم، تو یه کافهی درب و داغون علی سنتوری گوش بدیم، من دیگه توان بزن برقص و الکی خوشحال بودن ندارم.
هرکی هر جایی هست نسبت به وضعیت خودش به کصکشی افتاده ولی به زیبایی داره ظاهرو حفظ میکنه.