شما روزی که در زندگی متوجه بشی اکثریت آدمها مادرجنده و حسودن دیگه بعد از اون سعی میکنی همهچیزو private نگه داری.
واقعیت زندگیم رو بخوام شرح بدم اینجوریه که دیگه آهنگا قفلی نیستن، فیلم و سریالا حوصله سربرن، آدما به شدت کصشرن، فحشا حق مطلبو ادا نمیکنن، خونه دلگیره، بیرون زیادی شلوغه، کلا دیگه با هیچی حال نمیکنم.
1💘2
اون نمیدونه چطوری درخواست کمک کنه، برای همین مدتی ناپدید میشه و وقتی حالش بهتر شد برمیگرده.
2
مشکل این نیست که همه مسیرها به گا ختم میشه، مشکل منم که هر بار مسیر گا رو انتخاب میکنم.
ببخشید الان سرم شلوغه واسه هفت هشت تا انسان با سلیقه های مختلف باید ریلز بفرستم.
گربهام بنده خدا خیلی کارای بانمک و اینستایی میکنه ولی خب خونه بهم ریخته است.
آقا ولی جدی کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد، ولی کسی که خودشو زده به مادرجندگی رو نه.
1
از یه سنی به بعد به خودت میای میبینی همهجا داری دنبال صندلی واسه نشستن میگردی.
تنها رانندگی کردن فقط اونجاش که آهنگ مورد علاقهات رو ٣٠ بار پشت سر هم گوش میدی و هیچ کصکشی هم نیست اعتراض کنه.