پسر جدی پناهگاهی هم نمونده. دوستات یکی یکی از پیشت میرن و داریوش هم دیگه آهنگهای قدیم رو نمیخونه.
از هیچ چیزی اندازه زیاد عمر کردن متنفر نیستم. خیلی جدی به خود کشی کردن در سن ۳۲-۳۳ سالگی فکر میکنم.
من اوت فیت چکم بابامه هروقت یه کصشری بهم بگه مطمئن میشم استایلم خوبه اون روز.
اگه براتون مقدوره امروز کیر نزنید به اعصاب من. من مشغول دراوردن کیرهای قبلی از اعصابم هستم.
بزرگ میشی و میفهمی همهچیزو نباید درست کرد. بعضی چیزای خراب باید خراب باقی بمونن.
سکس به خودی خود یه تجربهی کامله؛ ولی وقتی پارتنرت شروع میکنه با لذت بغلت میکنه و اونقدر محکم فشار میده که انگار میخواد باهات یکی بشه، به نظر من این مصداق کامل سکسه.
💘1
خواب بعد از ظهر ینی من برای یه لحظه لذت حاضرم بقیه روزمو خراب کنم و از خودم متنفر باشم.