تصور اینکه چندماه دیگه قراره توی خیابون ولیعصر برفی قدم بزنمو قهوه بخورم داره روحمو جلا میده
مودم مث وقتیه ک غروب پاییز از خواب بیدار میشی و میبینی خونه تاریکه و هیچکس نیست
همینقد دارک
همینقد دارک
شما یکی دوتا کتاب از صادق هدایت و آلبر کامو و داستایفسکی و یه چند تا از شکسپیر و پائولو کوئیلو و اینا بخونی راحت میتونی راجب همه چی گوه بخوری
مامانم گفت علاقه ات چیه برو دنبالش
بالشت و پتوم رو برداشتم رفتم دنبال علاقه ام
بالشت و پتوم رو برداشتم رفتم دنبال علاقه ام
اين احساس كه دوس دارم كيرمو بكنم تو همه و با هيچكس هيچ ارتباطی نداشته باشم ولم نميكنه
وقتی چت های قدیمیم رو با رفیقام میخونم، فقط افسوس میخورم که قدر اون روزهای خوب نوجَوونی رو نمیدونستیم