اگه بزرگسالی فقط یه خوبی داشته باشه اونم اینه که شما دیگه نیازی نیست تظاهر به دوستی کنی. آقا ما حرف مشترک نداریم، مسیرهامون خیلی متفاوته، باهم بهمون خوش نمیگذره، پس دوستی دیگه نیازی نیست ادامه پیدا کنه، هرچقدرم قدیمی باشه. تعارف که نداریم.
کاش یه چند تا رفیق به اسم آرش داشتم باهاشون قطع ارتباط میکردم سردم شه یهکم.
بچه که بودم به این فک میکردم که مگه آدم چی میخواد از زندگی؟ بزرگ که شدم فهمیدم خیلی چیزا. سلام بر بزرگسالی و خواستههای ناتموم.
جدی جدی دلیل حال بدم رو نمیفهمم. دیگه چی میخوای کصکش؟ چی برات فراهم کنم گریه نمیکنی.
هرگز اینو متوجه نمیشم چرا ادما دوست دارن از خونه برن بیرون. نه اینکه مجبور باشن، دوست دارن.