حاجی چرا منو دیدی توی خیابون سلام نکردی؟
من تو خیابون: اه بازم این مادرقحبه.
من تو خیابون: اه بازم این مادرقحبه.
نسیمِ عزیزم امیدوارم حق با تو باشه و تابستون کوتاه باشه چون من دیگه واقعا دارم میپزم.
عزيزم يعنی چی که بعد از من تونستی زندگيت رو ادامه بدی و خوش باشی و با يكی ديگه قاطي بشی مووان كنی؟ تو تا آخر عمرت بايد برای رفتن من ناراحت باشی و بهم وفادار ميموندی.
یکی از اتفاقات جالب و بامزه اینه که انسانهای کصشر و تاکسیکی که میشناسین همدیگه رو پیدا میکنن و با هم رفیق میشن و هنگاوت میکنن.
من قبلا میگفتم آدما غیر قابل اعتمادن، تو اومدی که بهم ثابت کنی درست فکر میکردم.
بازکات واقعا اعتیاد آوره، یه بار که تو دامش بیوفتی دیگه نجات پیدا کردن ازش امکان پذیر نیست.
نمیدونم چطوری دقیق بگم ولی باورم نمیشه که تو دورهای هستیم که آدم باید قدردان کسایی باشه که پشت سرش حرف نمیزنن، بهش دروغ نمیگن و در کل تو روابط انسانی بهش آسیب وارد نمیکنن. این میل آسیب زدن به هم دیگه انگار همه جا رو فرا گرفته.