Forwarded from Weird Notes
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی تو جمع دوستامم (پنج دقیقه قبل میخواستم خودکشی کنم)
من چون ممکنه هفتهای فقط یه روز بهم خوش بگذره تحمل میکنم زندگی رو، تمرکز و برنامه ریزی میکنم برای اون روز که شاید خوب باشه و از تخمی بودن بقیه روز ها کم میکنه.
اینم بگم از کسایی که ثبات عقیده ندارن و صرفا بخاطر اینکه به چشمت بیان نظرشونو باهات همسو میکنن متنفرم. تو خیلی گوه خوردی که آره اتفاقا با من هم نظری.
TONY
در موردش نشستم سیگار کشیدم بازم فایدهای نداشت.
من امروز فقط در موردش خوابیدم. الان هم میرم بیشتر در موردش بخوابم.
از هرگونه تصمیم گیریای خستم. از اینکه گزینههام کصشرن و هر روز باید بین دراز کشیدن و از گشنگی مردن یا بلند شدن و برده بودن یکی رو انتخاب کنم خستم. از اینکه تو این شلوغی دنیا باید زور بزنم و بدوئم تا عقب نیوفتم خستم. من دیگه حوصله این کیرخرو ندارم و نمیدونم چیکار کنم.
حاجی چرا منو دیدی توی خیابون سلام نکردی؟
من تو خیابون: اه بازم این مادرقحبه.
من تو خیابون: اه بازم این مادرقحبه.
نسیمِ عزیزم امیدوارم حق با تو باشه و تابستون کوتاه باشه چون من دیگه واقعا دارم میپزم.
عزيزم يعنی چی که بعد از من تونستی زندگيت رو ادامه بدی و خوش باشی و با يكی ديگه قاطي بشی مووان كنی؟ تو تا آخر عمرت بايد برای رفتن من ناراحت باشی و بهم وفادار ميموندی.