یه زنی بگیرم که عکسمو تو تموم روزنامه ها بزنن بگن سیب سرخی دیگر نصیب شغال شد.
اینجوریه که تصادفی با یکی آشنا میشی ولی بعدش کارت به جایی میکشه که اگه تصادف میکردی دردش کمتر بود.
عاشق مشاوره دادنم انگار خونه خودم اتیش گرفته بعد دارم سطل اب میبرم دوستم کونشو بشوره.
یه حس تخمی دارم؛ انگار قرار بوده عصر ببینمت ولی خوابم برده. بیدار شدم دیدم شب شده، توعم زنگ نزدی.
بهنظرم از دست دادن غمگینتر از نرسیدنه، من ترجیح میدم به چیزی که دوس دارم نرسم تا اینکه اونو داشته باشم و یهو از دستش بدم.
پرونده جنایی خوندن فقط اونجاش که متوجه یه سری الگوهای رفتاری مشابه بین خودت و قاتل سریالیه میشی :¥¥¥¥
پسر واقعا نمیتونم کنار بیام با این داستان که باید برای چیزایی تلاش کنم که بقیه بدون تلاش دارنش.
انقد بدم میاد وقتی یکی کات میکنه، دوستاش میرن بهش میگن عیب نداره لیاقتتو نداشت. خفه شید بابا. صاف تو صورتش بگید مالید درت بدبخت خر کودن. بذارید با واقعیت رو به رو شه تا دفعه بعد وقت و احساساتش رو برای آدم اشتباهی تلف نکنه؛ ممنون.
بازم ممنون عزیزم؛ به لطفت همون یه کم اعتمادی هم که به آدما داشتم، دیگه ندارم.