کمک کردن به بقیه خیلی خوبه اینجوریه که :
من که دیگه نمیتونم شاد باشم ولی بیا یکاری کنیم تو خوشحال بشی که به واسطش منم چیزی حس کنم.
من که دیگه نمیتونم شاد باشم ولی بیا یکاری کنیم تو خوشحال بشی که به واسطش منم چیزی حس کنم.
تا حالا شده یهو به خودتون بیاد و بگید "وای من پا دارم، وای من دست دارم، وای من وجود دارم"؟ جدی خیلی عجیبه باورم نمیشه بعضی وقتا.
رها کردن اینطوریه که یهو به خودت میای میبینی آسمون آبی تره، آدما مهربونن، قهوهت خوشمزهاس، پرنده ها برات میخونن و دنیا میگه بیا همه چیزای خوب مال تو. رها کنین بچه ها. جدی رها کنین.
واقعا لذتی که تو ملاقات با انسانهای جدید و درست حسابی بعد از قطع ارتباط با مادرجندهها هست، تو هیچی نیست.
آدمی که حد خودشو نمیدونه واقعا عذابه. عزیزم اون شوخی رو دوستم باهام کرد که خندیدم.
تو سگ کی باشی؟ مگه من با تو شوخی دارم مادرقحبه؟
تو سگ کی باشی؟ مگه من با تو شوخی دارم مادرقحبه؟
از ۲۷ سالگی به بعد تقریبا همه کلمات و جملهها براتون همون معنی خودشونو دارن. اوکی شب خوش ینی اوکی شبخوش. نه ینی نه. خوبم مرسی ینی خوبم مرسی. قبلا اگه کسی بهم میگفت سرم درد میکنه شب بخیر، معنیش برام این بود که عزیزم قهرم باهات باید بیای کصمو بخوری و خایهمالیمو بکنی. ولی الان نه.
TONY
آدمی که حد خودشو نمیدونه واقعا عذابه. عزیزم اون شوخی رو دوستم باهام کرد که خندیدم. تو سگ کی باشی؟ مگه من با تو شوخی دارم مادرقحبه؟
از آدمایی که همیشه طلبکارن که چرا پیاممو دیر جواب دادی هم بدم میاد. کصکش حوصله ندارم، خستم، کشتیهام غرق شدن، میفهمی؟
بلوغ عاطفی فقط این پارتنرایی که اجازه نمیدن هیچ مادرجندهای تو رابطهشون دخالت کنه.
آدم نفهم رو شاید بتونم تحمل کنم ولی آدم کج فهم رو هرگز. من یه چیز میگم و اون هر چیزی که تو ذهن خودش میگذره رو ازش برداشت میکنه. حتی نمیشنوه من چی میگم. دور شو ازم، تخم سگ.