خیلی دوس داشتم ارتباطمون مثل قبل بشه ولی من دیگه به هیچ قحبهزادهای شانس دوباره نمیدم.
بچه ها من واقعا از تلاش کردن خسته شدم. بیاین قول بدیم یه چند وقتی همه تلاش نکنیم که هیچ کدوم عقب نیفتیم تازه استراحتم کرده باشیم.
"چرا ناراحت شدی یهو؟"
یهو نبود عزیزم شما برای یک مدت طولانی داشتی منو ناراحت میکردی بنده هم به اشتباه یک مدت طولانی اخلاق گند شمارو تحمل کردم، الان تصمیم گرفتم که دیگه بسه و سیکتیر.
یهو نبود عزیزم شما برای یک مدت طولانی داشتی منو ناراحت میکردی بنده هم به اشتباه یک مدت طولانی اخلاق گند شمارو تحمل کردم، الان تصمیم گرفتم که دیگه بسه و سیکتیر.
بچه ها میدونستید چیزی وجود داره به اسم "سالگرد تروما" که ممکنه یه روز از خواب بیدار بشی بدون هیچ دلیلی احساس عصبانیت و پریشونی داشته باشی، چون بدنت یادشه پارسال اون روز دقیقاً چه اتفاقی افتاده، حتی اگه خودت یادت نباشه.
میام اینجا دلم میگیره، میرم بیرون دلم میگیره، میشینم بلند میشم دلم میگیره، میخوابم بیدار میشم دلم میگیره، تنها باشم دلم میگیره، تو جمع بشینم دلم میگیره. ای لعنت به این دل که همش میگیره.
یه مرحلهای هم هست که دیگه نمیتونی غم بزرگ رو به چیز بزرگ دیگهای تبدیل کنی. دیگه اون تو رو تبدیل به چیز دیگهای میکنه.
TONY
یکی باید منو از دست نجات دهنده نجات بده.
امروز مچ نجاتدهنده رو درحال مشکل درست کردن گرفتم.
من علاوه بر گرما از ظهر هم متنفرم. کصکش منظورت چیه که مثلا ساعت یکه؟ این چه ساعتیه جدی؟ خودت خجالت نمیکشی یکی؟