به نظرم باید تو طول ماه حداقل ده دقیقه میتونستیم یکی از لحظههای ایدهآل گذشته رو زندگی کنیم. لحظهای که همهچیز بینقص بود.
رفتم با دستام پشت کمرم تو آفتاب قدم زدم. انگار هفتاد سالمه و سه ازدواج ناموفق داشتم.
يعنیچی اجسام از آنچه در آینه میبینید نزدیکترن؟ خب چقد؟ چجوری بفهمیم اجسام الان دقیق کجان کصکش؟ چرا اینجوری میکنین؟
به عنوان کسی که با ۹۹ درصد افراد زندگیش قطع ارتباط کرده، باید بگم که قطع ارتباط خیلی خوبه.
دیگه باید بعد از اینهمه شب الگوی قدمهام رو بشناسی. دیگه مجبور نیستم سنگ پرت کنم سمت شیشه اتاقت. مخصوصا که نه سنگ ریز پیدا میکنم، نه نشونهگیریم خوبه.
دوباره صبح شد و خدا یه بار دیگه بهم فرصت داد که یه روز خوب برای خودم و یه روز بد برای بقیه بسازم. خدایا به امید تو.
من به لگو و ماشینکنترلی علاقهای ندارم. کودک درون من توی دوران شیرخوارگی مونده. اگه میشه بهش ممه بده. ممنون.