من وقتی یکیو دوس دارم انقدر گاردمو میارم پایین که فکر میکنه اعتماد به نفس ندارم و داغونم، داداش من یه از خودراضی روانی ام که فقط با تو خوبم.
خیلی دوست داشتم بیام، بشینم و ثابت کنم که من اون هیولایی که تو ذهنت ساختی نیستم ولی نه حالش رو دارم، نه زبون هم رو میفهمیم. هیولا بودن رو میپذیرم.
ناراحت میشم وقتی بهم میگید "مگه کسخلی؟"
چون تا الان باید جواب بله رو گرفته باشید. به اندازه کافی خوب نبودم که به جوابتون شک میکنید؟
چون تا الان باید جواب بله رو گرفته باشید. به اندازه کافی خوب نبودم که به جوابتون شک میکنید؟
اگه دام پزشکی خونده بودم همون اول میفهمیدم چه حیوونی هستیو فرصت نمیکردی قلبمو بشکونی مادرجنده.
عزیزم جات خالیه. نه جات خالیهی تعارفی. اینکه دور و برم رو نگاه میکنم و میخوام باهات حرف بزنم ولی نیستی، جات خالیه.
به نظرم اون تلاشهایی که هیچوقت کسی ازشون اطلاعی پیدا نمیکنه و در نهایتم به نتیجه نمیرسه، تبدیل میشن به بدترین نوع سرافکندگی و غم. فقط خودت میدونی چقدر میخواستی، چقدر زور زدی و نشد. تو میمونی و این نشدن.