هرچيزی كه منو نكشت، نه تنها قوی ترمم نكرد بلكه اون يه ذره mental health مو هم شاشید توش.
منم دلم برات تنگ شده فقط نمیدونم بعد از سلام، چه خبر؟، چه حرف دیگهای میتونیم با هم بزنیم که ناراحت و پشیمونم نکنه.
TONY
عب نداره شد تجربه.
ولی عب نداره شد تجربه و کیرخر. من اصلا نمیخواستم تجربهش کنم.
این ناراحتی های ماهم شده عین یه کمد پر وسیله که به زور وسایل رو جا دادی توش فعلا لای دست و پات نباشن بعدا درستشون کنی، الانم تا یه ناراحتی جدیدی پیش میاد میرم اینم بچپونم تو کمد تا در باز میشه همهشون آوار میشه سرم دوباره باید تکتک رو به زور جا بدم تو کمد تا بعدا یه کاریشون بکنم.
یه موقع انقدر حواسم بود کسایی که دوسشون دارم اذیت نشن که یادم رفته خودم دارم اذیت میشم.
باید یه استارتاپ بزنم به اسم "الو گریه". هر وقت حالت بد بود زنگ میزنی یه همگریه سفارش میدی، میاد دوتایی باهم گریه میکنید.