راستش من خیلی نگرانتم. چیزایی که داری تجربه میکنی خیلی طاقتفرسا و خسته کننده و ترسناکن. نمیفهمم چطور هنوز ادامه میدی و خیلی میترسم که یه روز، همینطور که میخندی متلاشی بشی.
من دیگه تصمیم گرفتم منتظر نمونم. یعنی میخوام کلا انتظار هیچیو نداشته باشم و نکشم. کلا دیگه اهمیت نمیدم ببینم چی میشه. به کیرم واقعا.
نه تنها وُیسارو x2 گوش میدم، ویدیوهای آموزشی رو هم تند میکنم، بعد تو دنیای واقعی مدام حس میکنم آدما بیش از حد کُند و اعصاب خورد کن حرف میزنن.
بچهها یعنیچی که دارید برا آیندهتون تلاش میکنید؟ مگه قرار نبود در لحظه زندگی کنیم؟
هر هویتی رو رها کردم. هر احساسی رو از بین بردم. هر خاطرهای رو دفن کردم و هر آرزویی رو نادیده گرفتم. به نظر میرسه بینقصترین فرصت برای زندگی کردنه. بدون زنجیر.