آدما میان، میرن. اذیتم میکنن، ناراحتم میکنن، سوءاستفاده میکنن، عقدهگشایی میکنن، مصرفم میکنن، و از خودم دورم میکنن. ولی من باز برمیگردم و دوباره خودم رو پیدا میکنم. من به خودم خوشحالی رو بدهکارم و تا این قرض رو ادا نکنم هیچ جایی نمیرم.
يهو ياد اون لحظهای افتادم كه منتظر تكست طرفی، به زور خودتو ميخوابونی، ساعت ٣ نصف شب بيدار ميشی ميبينی هيچی به هيچی. بعد ميگی بذار بخوابم حتما صبح بيدار شم تكستشو ميبينم، بازم بيدار ميشی و هيچی.
کیرتوش.
کیرتوش.
خدارو شکر هیچوقت تاحالا دو دل نبودم، همیشه هفت هشت تا راه جلوی پام بوده تا قشنگ بتونم تخمی ترینشو انتخاب کنم.