دیگه چیزی به اسم شاد بودن تو زندگیم معنی نداره. در بهترین حالت فقط میتونم ناراحت نباشم
همیشه دوست داشتم صبحا ۵ صبح بیدار شم، برم بدوئم و بعدش صبحونه بخورم. ولی متاسفانه من تازه این ساعت خوابم میبره.
برای همه عزیزانی که بعد کلی وقت میبینیشون بر میگردن میگن «یه وقت احوالی از ما نپرسیا» یا «مارو نمیبینی خوشی»:
دست پیش نگیر سگ پدر، اره خوارکسده نمیبینمت خوشم و کاش کلا ندیده بودمت
دست پیش نگیر سگ پدر، اره خوارکسده نمیبینمت خوشم و کاش کلا ندیده بودمت
بعضی وقتا فکر میکنم همه ادمای دوروبرم بازیگرن و پول گرفتن این نقشارو بازی کنن تا منو دیوونه کنن.