یروز که مطمئن شدم عصر خونه برنمیگردی، میرم شیر گازو باز میکنم کتریو میزارم رو گاز،درو از پشت قفل میکنم کلیدو از پنجره پرت میکنم بیرون بعدش تموم پنجره های خونرو میبندم جوری که یه ذره اکسیژنم بهم نرسه.بعد میرم با خیال راحت روی تختم برای سال ها میخوابم.
من جوری نگات میکردم انگار یه ابرانسانی یا از بقیه صد پله بالاتری. تو که اینجوری نبودی ولی بیا بگو دیه کی قراره اونجوری نِگات کنه؟
شما میرید پیش تراپیست...
مام یه لیوان چایی میریزیم میریم یه گوشه و با خودمون حرف میزنیم.
مام یه لیوان چایی میریزیم میریم یه گوشه و با خودمون حرف میزنیم.