♦️رئیسجمهور جدید پرو استعفا را رد کرد/ اعلام وضعیت اضطراری در پی اعتراضات نسل Z
در پی کشتهشدن یک معترض جوان در جریان اعتراضات گسترده نسل Z در پرو، خوزه خِری، رئیسجمهور جدید این کشور، اعلام کرد از سمت خود استعفا نخواهد داد.
به گزارش الجزیره دولت پرو شامگاه پنجشنبه اعلام کرد که در پایتخت، لیما، وضعیت اضطراری برقرار خواهد شد، در حالی که دادستانی از آغاز تحقیقات درباره مرگ ادواردو (مائوریسیو) رویز، خواننده رپ ۳۲ ساله و یکی از معترضان خبر داد.
به گفته فرمانده پلیس ملی پرو، ژنرال اسکار آریولا، مأمور پلیسی به نام لوئیس ماگایانِس متهم به شلیک گلوله منجر به مرگ رویز است. این مأمور بازداشت و از کار برکنار شده و پس از آنکه از سوی معترضان مورد ضربوشتم قرار گرفت، به بیمارستان منتقل شده است.
اعتراضات کنونی حدود یک ماه پیش با مطالبات جوانان برای افزایش حقوق و بهبود مستمریها آغاز شد اما بهتدریج به اعتراضاتی فراگیر علیه فساد و ناامنی گسترده در کشور تبدیل شد و در نهایت به برکناری رئیسجمهور پیشین، دینا بولوارته، در هفته گذشته انجامید.
روز چهارشنبه، هزاران نفر در سراسر پرو به خیابانها آمدند و صدها معترض در برابر ساختمان کنگره در لیما با نیروهای پلیس درگیر شدند. آنان خواستار استعفای فوری خوزه خِری شدند که تنها چند روز پیش به عنوان هفتمین رئیسجمهور پرو در کمتر از ده سال گذشته سوگند یاد کرده بود.
خِری در گفتوگو با رسانههای محلی گفت:
«مسئولیت من حفظ ثبات کشور است؛ این وظیفه و تعهد من است.»
او همچنین در پیامی در شبکه اجتماعی X (توییتر سابق) ضمن ابراز تأسف از مرگ رویز اعلام کرد که این حادثه بهطور «عینی و بیطرفانه» مورد بررسی قرار خواهد گرفت و مدعی شد که خشونتها از سوی «عناصر خرابکار» در میان معترضان صلحجو ایجاد شده است.
به گفته خبرنگار الجزیره، مرگ این خواننده جوان «لایه تازهای به بحران سیاسی پرو افزوده» و «خشم عمومی از فساد و ناامنی را شعلهورتر کرده است».
دادستانی کل پرو نیز در بیانیهای در شبکه X اعلام کرد که جسد رویز برای کالبدشکافی از بیمارستان لیما منتقل شده و شواهد صوتی، تصویری و بالستیکی در محل حادثه برای بررسی نقض احتمالی حقوق بشر جمعآوری خواهد شد.
وزیر کشور جدید پرو، وینسنت تیبورسیو، نیز گفت در جریان اعتراضات چهارشنبه، ۸۹ مأمور پلیس و ۲۲ غیرنظامی زخمی و ۱۱ نفر بازداشت شدهاند.
در پی کشتهشدن یک معترض جوان در جریان اعتراضات گسترده نسل Z در پرو، خوزه خِری، رئیسجمهور جدید این کشور، اعلام کرد از سمت خود استعفا نخواهد داد.
به گزارش الجزیره دولت پرو شامگاه پنجشنبه اعلام کرد که در پایتخت، لیما، وضعیت اضطراری برقرار خواهد شد، در حالی که دادستانی از آغاز تحقیقات درباره مرگ ادواردو (مائوریسیو) رویز، خواننده رپ ۳۲ ساله و یکی از معترضان خبر داد.
به گفته فرمانده پلیس ملی پرو، ژنرال اسکار آریولا، مأمور پلیسی به نام لوئیس ماگایانِس متهم به شلیک گلوله منجر به مرگ رویز است. این مأمور بازداشت و از کار برکنار شده و پس از آنکه از سوی معترضان مورد ضربوشتم قرار گرفت، به بیمارستان منتقل شده است.
اعتراضات کنونی حدود یک ماه پیش با مطالبات جوانان برای افزایش حقوق و بهبود مستمریها آغاز شد اما بهتدریج به اعتراضاتی فراگیر علیه فساد و ناامنی گسترده در کشور تبدیل شد و در نهایت به برکناری رئیسجمهور پیشین، دینا بولوارته، در هفته گذشته انجامید.
روز چهارشنبه، هزاران نفر در سراسر پرو به خیابانها آمدند و صدها معترض در برابر ساختمان کنگره در لیما با نیروهای پلیس درگیر شدند. آنان خواستار استعفای فوری خوزه خِری شدند که تنها چند روز پیش به عنوان هفتمین رئیسجمهور پرو در کمتر از ده سال گذشته سوگند یاد کرده بود.
خِری در گفتوگو با رسانههای محلی گفت:
«مسئولیت من حفظ ثبات کشور است؛ این وظیفه و تعهد من است.»
او همچنین در پیامی در شبکه اجتماعی X (توییتر سابق) ضمن ابراز تأسف از مرگ رویز اعلام کرد که این حادثه بهطور «عینی و بیطرفانه» مورد بررسی قرار خواهد گرفت و مدعی شد که خشونتها از سوی «عناصر خرابکار» در میان معترضان صلحجو ایجاد شده است.
به گفته خبرنگار الجزیره، مرگ این خواننده جوان «لایه تازهای به بحران سیاسی پرو افزوده» و «خشم عمومی از فساد و ناامنی را شعلهورتر کرده است».
دادستانی کل پرو نیز در بیانیهای در شبکه X اعلام کرد که جسد رویز برای کالبدشکافی از بیمارستان لیما منتقل شده و شواهد صوتی، تصویری و بالستیکی در محل حادثه برای بررسی نقض احتمالی حقوق بشر جمعآوری خواهد شد.
وزیر کشور جدید پرو، وینسنت تیبورسیو، نیز گفت در جریان اعتراضات چهارشنبه، ۸۹ مأمور پلیس و ۲۲ غیرنظامی زخمی و ۱۱ نفر بازداشت شدهاند.
بسیج: نهاد همیشه فحاش و خودسر و مصون در برابر قانون
در تاریخ ۲۰ مهرماه، گروهی وابسته به بسیج دانشجویی دانشگاه بدون مجوز قانونی اقدام به رنگآمیزی و تخریب دیوارهای ورودی دانشکده دندانپزشکی، از جمله دفتر یکی از انجمنهای دانشجویی کردند. با وجود پیگیری قانونی انجمن مذکور از طریق ریاست و حراست دانشکده، هیچ اقدام مؤثری از سوی نهادهای مسئول صورت نگرفت. در نتیجه، چند روز بعد، اعضای بسیج با حضور در دانشکده به توهین و فحاشی علیه اعضای انجمن و مسئولان دانشکده پرداختند.
این واقعیت که بسیج دانشجویی به خود اجازه میدهد هر کاری بخواهد انجام دهد، حاصلِ رانت این نهاد و مصونیت آن در برابر قانون است.
#اعتصابات_سراسری
در تاریخ ۲۰ مهرماه، گروهی وابسته به بسیج دانشجویی دانشگاه بدون مجوز قانونی اقدام به رنگآمیزی و تخریب دیوارهای ورودی دانشکده دندانپزشکی، از جمله دفتر یکی از انجمنهای دانشجویی کردند. با وجود پیگیری قانونی انجمن مذکور از طریق ریاست و حراست دانشکده، هیچ اقدام مؤثری از سوی نهادهای مسئول صورت نگرفت. در نتیجه، چند روز بعد، اعضای بسیج با حضور در دانشکده به توهین و فحاشی علیه اعضای انجمن و مسئولان دانشکده پرداختند.
این واقعیت که بسیج دانشجویی به خود اجازه میدهد هر کاری بخواهد انجام دهد، حاصلِ رانت این نهاد و مصونیت آن در برابر قانون است.
#اعتصابات_سراسری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یاد خاموشنشدنی نسل درد و امید
مراسم چهلم جانباخته، #مهران_بهرامیان، روز پنجشنبه ۲۴ مهر در باغ رضوان سمیرم اصفهان برگزار شد.
در روزگاری که سکوت، سنگینتر از فریاد است، هر مراسم یادبود، تنها بزرگداشت یک انسان نیست؛
بلکه یادآور حقیقتی تلخ است: زخمهای این سرزمین هنوز تازهاند.
جوانانی که با آرزوهای بزرگ رفتند،
پدران و مادرانی که هنوز در انتظار پاسخاند،
و نسلی که میان خشم و دلتنگی، به دنبال روزنهای از انصاف و حقیقت میگردد.
#مهران_بهرامیان
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#دادخواهی_ادامه_دارد
مراسم چهلم جانباخته، #مهران_بهرامیان، روز پنجشنبه ۲۴ مهر در باغ رضوان سمیرم اصفهان برگزار شد.
در روزگاری که سکوت، سنگینتر از فریاد است، هر مراسم یادبود، تنها بزرگداشت یک انسان نیست؛
بلکه یادآور حقیقتی تلخ است: زخمهای این سرزمین هنوز تازهاند.
جوانانی که با آرزوهای بزرگ رفتند،
پدران و مادرانی که هنوز در انتظار پاسخاند،
و نسلی که میان خشم و دلتنگی، به دنبال روزنهای از انصاف و حقیقت میگردد.
#مهران_بهرامیان
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#دادخواهی_ادامه_دارد
قزلحصار؛فریادی علیه مرگ خاموش
من بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی سابق فعال کارگری هشت سال از عمرم را در زندانهای اوین، رجاییشهر و قزلحصار گذراندهام. نه در بندهای امن سیاسی، که وسط همانهایی که حکومت اسمشان را «عادی» یا «خطرناک» میگذارد. اما من حقیقت را دیدهام؛ آنها قربانیاند. قربانی فقر، اعتیاد، نابرابری، بیعدالتی. و امروز، همانها صدای اعتراض شدهاند.
ششمین روز اعتصاب غذا در قزلحصار است. اعتصابکنندگان سیاسی نیستند، اما چیزی در آنها سیاسیتر از هر بیانیهایست: اعتراض به موج بیرحمانهی اعدامهایی که هر روز همبندیهایشان را میبرد، بیهیچ شفافیت، بیهیچ عدالت.
اینها آدمهاییاند با حکم اعدام، زیر فشار و تهدید، در شرایطی غیرانسانی. لب به غذا نزدهاند، بعضی لبهایشان را دوختهاند. نه از روی ترس، که از شدت درد. درد دیدن اعدام رفقایشان، درد انتظار برای چوبهدار، درد خاموشی دنیا در برابر این فاجعهی تدریجی.
پاسخ حکومت چه بوده؟ نه رسیدگی، نه شنیدن، نه حتی نگاهی انسانی. بلکه تهدید مستقیم به اعدام بیشتر، انتقال به انفرادی، قطع ارتباط کامل با بیرون، و حتی نصب دستگاه پارازیت (جَمر) برای خفهکردن صدا.
من این آدمها را از نزدیک میشناسم. اینها «مجرم» به آن معنایی که حکومت تبلیغ میکند نیستند. اینها بچههای همین خاکاند که اگر عدالت بود، اگر فقر نبود، اگر تبعیض نبود، امروز جایشان پشت میلهها نبود.
حقشان اعدام نیست، حقشان زندگیست. حقشان شنیدهشدن است.
ما هشدار میدهیم: این اعتصاب یک زنگ خطر است. سکوت در برابرش، همراهی با جنایت است. اگر امروز چشم ببندیم، فردا خیلی دیر خواهد بود.
صدای آنها را نمیتوانید خفه کنید. من یکی از آنهاییام که زنده ماندهام تا همین صدا را فریاد بزنم. و ما زیادیم.
بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی سابق
مهر ماه ۱۴۰۴
برابر با هجدهم اکتبر2025
https://t.me/behnima/68350
من بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی سابق فعال کارگری هشت سال از عمرم را در زندانهای اوین، رجاییشهر و قزلحصار گذراندهام. نه در بندهای امن سیاسی، که وسط همانهایی که حکومت اسمشان را «عادی» یا «خطرناک» میگذارد. اما من حقیقت را دیدهام؛ آنها قربانیاند. قربانی فقر، اعتیاد، نابرابری، بیعدالتی. و امروز، همانها صدای اعتراض شدهاند.
ششمین روز اعتصاب غذا در قزلحصار است. اعتصابکنندگان سیاسی نیستند، اما چیزی در آنها سیاسیتر از هر بیانیهایست: اعتراض به موج بیرحمانهی اعدامهایی که هر روز همبندیهایشان را میبرد، بیهیچ شفافیت، بیهیچ عدالت.
اینها آدمهاییاند با حکم اعدام، زیر فشار و تهدید، در شرایطی غیرانسانی. لب به غذا نزدهاند، بعضی لبهایشان را دوختهاند. نه از روی ترس، که از شدت درد. درد دیدن اعدام رفقایشان، درد انتظار برای چوبهدار، درد خاموشی دنیا در برابر این فاجعهی تدریجی.
پاسخ حکومت چه بوده؟ نه رسیدگی، نه شنیدن، نه حتی نگاهی انسانی. بلکه تهدید مستقیم به اعدام بیشتر، انتقال به انفرادی، قطع ارتباط کامل با بیرون، و حتی نصب دستگاه پارازیت (جَمر) برای خفهکردن صدا.
من این آدمها را از نزدیک میشناسم. اینها «مجرم» به آن معنایی که حکومت تبلیغ میکند نیستند. اینها بچههای همین خاکاند که اگر عدالت بود، اگر فقر نبود، اگر تبعیض نبود، امروز جایشان پشت میلهها نبود.
حقشان اعدام نیست، حقشان زندگیست. حقشان شنیدهشدن است.
ما هشدار میدهیم: این اعتصاب یک زنگ خطر است. سکوت در برابرش، همراهی با جنایت است. اگر امروز چشم ببندیم، فردا خیلی دیر خواهد بود.
صدای آنها را نمیتوانید خفه کنید. من یکی از آنهاییام که زنده ماندهام تا همین صدا را فریاد بزنم. و ما زیادیم.
بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی سابق
مهر ماه ۱۴۰۴
برابر با هجدهم اکتبر2025
https://t.me/behnima/68350
Telegram
کنشگران حقوق بشر ایران
قزلحصار؛فریادی علیه مرگ خاموش
من بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی سابق فعال کارگری هشت سال از عمرم را در زندانهای اوین، رجاییشهر و قزلحصار گذراندهام. نه در بندهای امن سیاسی، که وسط همانهایی که حکومت اسمشان را «عادی» یا «خطرناک» میگذارد. اما من حقیقت…
من بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی سابق فعال کارگری هشت سال از عمرم را در زندانهای اوین، رجاییشهر و قزلحصار گذراندهام. نه در بندهای امن سیاسی، که وسط همانهایی که حکومت اسمشان را «عادی» یا «خطرناک» میگذارد. اما من حقیقت…
ارومیه؛ بازداشت نوید محمدی توسط نیروهای امنیتی
نوید محمدی شهروند تُرک اهل ارومیە توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در این شهر، بازداشت شد. بازداشت وی متعاقب حمله به هواداران تیم فوتبال روناهی ارومیه انجام گرفته است.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/ToCeded/6122
نوید محمدی شهروند تُرک اهل ارومیە توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در این شهر، بازداشت شد. بازداشت وی متعاقب حمله به هواداران تیم فوتبال روناهی ارومیه انجام گرفته است.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/ToCeded/6122
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای زندانیان قزلحصار؛ نه به اعدام، نه به بیعدالتی
تصاویر تازهای از ششمین روز اعتصاب زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار منتشر شده است؛ زندانیانی که قربانی فقر، نابرابری و فساد سیستماتیک در دل حکومتی فاسد هستند.
حکومتی که رهبرش با یک فرمان، واردات واکسن کرونا را ممنوع کرد و باعث مرگ دهها هزار ایرانی شد، بیآنکه هرگز پاسخگو باشد.
امروز همان حکومت، زندانیانی را که در نتیجه فقر و ناعادلانۀ اجتماعی دست به کارهای غیرقانونی زدهاند به اعدام محکوم میکند، در حالی که غارتگران اموال مردم و مفسدان کلان آزادانه در سایهی قدرت زندگی میکنند.
بیایید در کنار زندانیان قزلحصار بایستیم و صدای آنان باشیم. نگذاریم خانوادههای بیشتری داغدار شوند.
اعدام، مجازاتی قرونوسطایی و غیرانسانی است؛ تاکنون بیش از ۱۴۰ کشور جهان آن را لغو کردهاند، و حتی در کشورهایی که هنوز لغو نشده، اجرای آن بهندرت صورت میگیرد.
هیچ پژوهشی نشان نداده که اعدام موجب کاهش جرم و جنایت شود؛ تنها چرخهی خشونت و انتقام را تکرار میکند.
بیایید خواهان لغو فوری اعدامها و رسیدگی عادلانه و انسانی به پروندهی این زندانیان باشیم.
#قزلحصار
#نه_به_اعدام
تصاویر تازهای از ششمین روز اعتصاب زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار منتشر شده است؛ زندانیانی که قربانی فقر، نابرابری و فساد سیستماتیک در دل حکومتی فاسد هستند.
حکومتی که رهبرش با یک فرمان، واردات واکسن کرونا را ممنوع کرد و باعث مرگ دهها هزار ایرانی شد، بیآنکه هرگز پاسخگو باشد.
امروز همان حکومت، زندانیانی را که در نتیجه فقر و ناعادلانۀ اجتماعی دست به کارهای غیرقانونی زدهاند به اعدام محکوم میکند، در حالی که غارتگران اموال مردم و مفسدان کلان آزادانه در سایهی قدرت زندگی میکنند.
بیایید در کنار زندانیان قزلحصار بایستیم و صدای آنان باشیم. نگذاریم خانوادههای بیشتری داغدار شوند.
اعدام، مجازاتی قرونوسطایی و غیرانسانی است؛ تاکنون بیش از ۱۴۰ کشور جهان آن را لغو کردهاند، و حتی در کشورهایی که هنوز لغو نشده، اجرای آن بهندرت صورت میگیرد.
هیچ پژوهشی نشان نداده که اعدام موجب کاهش جرم و جنایت شود؛ تنها چرخهی خشونت و انتقام را تکرار میکند.
بیایید خواهان لغو فوری اعدامها و رسیدگی عادلانه و انسانی به پروندهی این زندانیان باشیم.
#قزلحصار
#نه_به_اعدام
♦️ در حمایت از زندانیان بی پناه قزلحصار
✍ عزیز قاسم زاده
جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴، اعتصاب غذای گسترده زندانیان زندان قزلحصار وارد پنجمین روز خود شد. این زندانیان که عمدتا زندانیان غیر سیاسی هستند، به دلیل ساختار فرهنگی حاکم بر جامعه،معمولا مورد حمایت واقع نمی شوند. چرا که نگاه جامعه به زندانیانی غیر سیاسی،نگاهی مبتنی بر مجرم بودن بالفطره آنها است و با این دیدگاه، بخشی از جامعه علاوه بر مجازات های سنگین این زندانیان، حتی اعدام آنها را درست می داند.
این نگاه معلولی، توجهی به ریشه ها و علل و عوامل شرایط حاکم بر این زندانیان که موجب به وجود آمدن این شرایط شده، نمی کند و اساسا در تصورشان نمی گنجد این زندانی ها هم به لحاظ انسانی و هم قانونی دارای حقوقی هستند که نباید آن را ضایع کرد.نگارنده قبل از تجربه هم زیستی با زندانیان با جرائم عمومی، تصور دیگری از آنها داشت که با هم نشینی با این زندانیان تمام دیدگاه های نادرست پیشین خود را بر حسب این تجربه زیستی، فرو نهاد.
گمان من این بود که قاتل کسی است که باید به شدت از او دوری کنی چرا که هر لحظه جانت از سوی او در خطر است و شرور کسی است که هر لحظه ممکن است به تو حمله ور شود.اما تجربه زندان لاکان خیلی چیزها را به من آموخت.زندانیانی را دیدم که نام قاتل بر روی آنها نقش بسته بود اما اگر این تقدیر لحظه ای، گونه ای دیگر رقم می خورد،مقتول اکنون به جای او در جایگاه قاتل نشسته بود و خود مقتول بود. زندانیان به اصطلاح شروری را در بازداشتگاه موقت دیدم که با کمی گفتگو با آنها دریافتم چه جوانان مستعدی برای خوب زیستن هستند و هر بار با مهر سرشار با یک بشقاب ماکارونی و یا میوه و هر خوراکی دیگر دم اتاق ما می آمدند و مرا صدا می زدند که آقا معلم اینها را برای شما آورده ام.جوان دیگری را دیدم که نامش ابوذر بود و بر حسب یک اتفاق و بدشانسی نام قاتل بر او حک شده بود اما هنرمندی بود به تمام معنا.چند روز پس از دستگیری من به همراه چند نفر از معلمان دیگر در ۲۶ خرداد ۱۴۰۲ در بند جرائم عمومی لاکان، او رو کرد به من و گفت: آقا معلم شما که آمدید به ما گفته بودند تا از شما پذیرایی کنیم و بعد پرسید، مراد از پذیرایی را هم که حتما می دانید که چیست و بعد با محبت سرشار گفت: من هم می خواهم به شیوه خودم از شما پذیرایی کنم.آنگاه تسبیح هنرمندانه ای که با هسته های خرما درست کرده بود و اسم و فامیل مرا روی آن نوشته بود، به من هدیه داد.
اینها بخشی از صحنه های زیبایی است که هرگز پیش از هم بندی شدن با این زندانیان، در مخیله من نمی گنجید که زندانی محکوم به اعدام یا شرور می تواند معنایی غیر از آن معنای ذهنی ساخته شده در عالم واقع داشته باشد و انسانی ترین و عاطفه مندترین رفتارها را از او ببینی که تا پایان عمر رهایت نکند.
این روزها زندانیان قزلحصار در مخالفت با حکم اعدام دست به اعتصاب غذا زده اند و اعلام کردهاند که اعتصاب خود را ادامه خواهند داد. زندانیان از هموطنان درخواست حمایت کرده اند. هر وجدان بیدار و عدالت طلبی در این شرایط باید به هر نحو ممکن صدای یاری طلبیدن این زندانیان را بشنود.
اینکه زندانیان سیاسی زندان اوین و برخی زندانیان سیاسی قزلحصار در حمایت از این زندانیان اقدام کرده اند،مسئولیت اخلاقی اقشار دیگر را در حمایت از این زندانیانی که بی پناه هستند،بیشتر می کند. وقتی که زندانیان عادی که معمولا از نظر آگاهی های عمومی و تحصیلات و آرمان های اجتماعی در سطح پایین تری قرار دارند،با اعتصاب غذا و ارسال فایل های تصویری از مردم یاری و همراهی می طلبند و دست از غذا خوردن می کشند،معنایش این است که آنها در بی پناهی تمامشان،دیگر هیچ راهی را برای حمایت از خود نیافته اند،انتظار می رود دست اندرکاران قضایی دست کم پس از انتشار این فیلم ها به جای انکار واقعیت و یا تقابل با این زندانیان و برخوردهای سخت تر با آنها،به حقوق زندانیان بر حسب قوانین موجود از جمله آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها عمل کنند.
وقت آن فرا رسیده است که در برابر امواج مخالفت خواهی بلندی که با حکم اعدام از سوی نحله های گوناگون و متکثر جامعه از فعالان حقوق بشری تا نواندیشان دینی و فعالان سیاسی و مدنی و صنفی تا جامعه هنرمندان و کارگران و زنان و دانشجویان و...در مخالف با اعدام برخاسته است،به این حکم غیر انسانی پایان داده شود و مجازات های جایگزین با در نظر گرفتن ابعاد جرم و تاثیر مجازات اعمال شده بر مجرم و فرهنگ عمومی جامعه، با نظر کارشناسی علمای حقوق و جامعه شناسان و روان شناسان، جایگزین شود.
✍ عزیز قاسم زاده
جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴، اعتصاب غذای گسترده زندانیان زندان قزلحصار وارد پنجمین روز خود شد. این زندانیان که عمدتا زندانیان غیر سیاسی هستند، به دلیل ساختار فرهنگی حاکم بر جامعه،معمولا مورد حمایت واقع نمی شوند. چرا که نگاه جامعه به زندانیانی غیر سیاسی،نگاهی مبتنی بر مجرم بودن بالفطره آنها است و با این دیدگاه، بخشی از جامعه علاوه بر مجازات های سنگین این زندانیان، حتی اعدام آنها را درست می داند.
این نگاه معلولی، توجهی به ریشه ها و علل و عوامل شرایط حاکم بر این زندانیان که موجب به وجود آمدن این شرایط شده، نمی کند و اساسا در تصورشان نمی گنجد این زندانی ها هم به لحاظ انسانی و هم قانونی دارای حقوقی هستند که نباید آن را ضایع کرد.نگارنده قبل از تجربه هم زیستی با زندانیان با جرائم عمومی، تصور دیگری از آنها داشت که با هم نشینی با این زندانیان تمام دیدگاه های نادرست پیشین خود را بر حسب این تجربه زیستی، فرو نهاد.
گمان من این بود که قاتل کسی است که باید به شدت از او دوری کنی چرا که هر لحظه جانت از سوی او در خطر است و شرور کسی است که هر لحظه ممکن است به تو حمله ور شود.اما تجربه زندان لاکان خیلی چیزها را به من آموخت.زندانیانی را دیدم که نام قاتل بر روی آنها نقش بسته بود اما اگر این تقدیر لحظه ای، گونه ای دیگر رقم می خورد،مقتول اکنون به جای او در جایگاه قاتل نشسته بود و خود مقتول بود. زندانیان به اصطلاح شروری را در بازداشتگاه موقت دیدم که با کمی گفتگو با آنها دریافتم چه جوانان مستعدی برای خوب زیستن هستند و هر بار با مهر سرشار با یک بشقاب ماکارونی و یا میوه و هر خوراکی دیگر دم اتاق ما می آمدند و مرا صدا می زدند که آقا معلم اینها را برای شما آورده ام.جوان دیگری را دیدم که نامش ابوذر بود و بر حسب یک اتفاق و بدشانسی نام قاتل بر او حک شده بود اما هنرمندی بود به تمام معنا.چند روز پس از دستگیری من به همراه چند نفر از معلمان دیگر در ۲۶ خرداد ۱۴۰۲ در بند جرائم عمومی لاکان، او رو کرد به من و گفت: آقا معلم شما که آمدید به ما گفته بودند تا از شما پذیرایی کنیم و بعد پرسید، مراد از پذیرایی را هم که حتما می دانید که چیست و بعد با محبت سرشار گفت: من هم می خواهم به شیوه خودم از شما پذیرایی کنم.آنگاه تسبیح هنرمندانه ای که با هسته های خرما درست کرده بود و اسم و فامیل مرا روی آن نوشته بود، به من هدیه داد.
اینها بخشی از صحنه های زیبایی است که هرگز پیش از هم بندی شدن با این زندانیان، در مخیله من نمی گنجید که زندانی محکوم به اعدام یا شرور می تواند معنایی غیر از آن معنای ذهنی ساخته شده در عالم واقع داشته باشد و انسانی ترین و عاطفه مندترین رفتارها را از او ببینی که تا پایان عمر رهایت نکند.
این روزها زندانیان قزلحصار در مخالفت با حکم اعدام دست به اعتصاب غذا زده اند و اعلام کردهاند که اعتصاب خود را ادامه خواهند داد. زندانیان از هموطنان درخواست حمایت کرده اند. هر وجدان بیدار و عدالت طلبی در این شرایط باید به هر نحو ممکن صدای یاری طلبیدن این زندانیان را بشنود.
اینکه زندانیان سیاسی زندان اوین و برخی زندانیان سیاسی قزلحصار در حمایت از این زندانیان اقدام کرده اند،مسئولیت اخلاقی اقشار دیگر را در حمایت از این زندانیانی که بی پناه هستند،بیشتر می کند. وقتی که زندانیان عادی که معمولا از نظر آگاهی های عمومی و تحصیلات و آرمان های اجتماعی در سطح پایین تری قرار دارند،با اعتصاب غذا و ارسال فایل های تصویری از مردم یاری و همراهی می طلبند و دست از غذا خوردن می کشند،معنایش این است که آنها در بی پناهی تمامشان،دیگر هیچ راهی را برای حمایت از خود نیافته اند،انتظار می رود دست اندرکاران قضایی دست کم پس از انتشار این فیلم ها به جای انکار واقعیت و یا تقابل با این زندانیان و برخوردهای سخت تر با آنها،به حقوق زندانیان بر حسب قوانین موجود از جمله آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها عمل کنند.
وقت آن فرا رسیده است که در برابر امواج مخالفت خواهی بلندی که با حکم اعدام از سوی نحله های گوناگون و متکثر جامعه از فعالان حقوق بشری تا نواندیشان دینی و فعالان سیاسی و مدنی و صنفی تا جامعه هنرمندان و کارگران و زنان و دانشجویان و...در مخالف با اعدام برخاسته است،به این حکم غیر انسانی پایان داده شود و مجازات های جایگزین با در نظر گرفتن ابعاد جرم و تاثیر مجازات اعمال شده بر مجرم و فرهنگ عمومی جامعه، با نظر کارشناسی علمای حقوق و جامعه شناسان و روان شناسان، جایگزین شود.
یکشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۴
#یکشنبه_های_اعتراضی
تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی کرمانشاه، شوش و ...... در اعتراض به فقر، سرکوب، بی حقوقی، گرانی و تورم و شرایط فلاکت بار زندگی،
ایران پر درآمد چه بر سر تو آمد
کارگر زندانی ، معلم زندانی آزاد باید گردد
بیت المال و خزانه جولانگاه دزدانه
نه جنگ میخوایم، نه کشتار رفاه میخوایم ماندگار
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصابات_سراسری
#یکشنبه_های_اعتراضی
تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی کرمانشاه، شوش و ...... در اعتراض به فقر، سرکوب، بی حقوقی، گرانی و تورم و شرایط فلاکت بار زندگی،
ایران پر درآمد چه بر سر تو آمد
کارگر زندانی ، معلم زندانی آزاد باید گردد
بیت المال و خزانه جولانگاه دزدانه
نه جنگ میخوایم، نه کشتار رفاه میخوایم ماندگار
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصابات_سراسری
#سعید_ماسوری؛ در حمایت از زندانیان در اعتصاب غذای زندان قزلحصار
سعید ماسوری: اینان “زندگی” و”زیستن شرافتمندانه” را چنان عاشقند که حاضرند برای آن بمیرند – تا شاید این حق زندگی را اگر نه برای خودشان، حداقل برای “دیگرانی ” بعد از خود تبدیل به حق مسلم و در دسترس کنند وکسی نتواند از آنها بگیرد
” شعار نه به اعدام ” چرا مجرمانهترین شعار و نفس جنایت است ؟
در هفتمین روز اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار، سعید ماسوری از قدیمیترین زندانیان سیاسی طی انتشار نامهای از آنها حمایت کرده وی که هم اکنون در زندان قزلحصار محبوس است، در حمایت از اعتصاب این زندانیان نامهای منتشر کرد.
متن نامه زندانی سیاسی #سعید_ماسوری
“شعار نه به اعدام ”
چرا مجرمانهترین شعار و نفس جنایت است؟
در حمایت از زندانیان اعتصابی بند ۲ قزلحصار
ممنوعیت و مجرمانه بودن شعار ” نه به اعدام” بدین خاطر است که روی دیگر این شعار حق حیات است!!
ولی از نگاه حکومت استبدادی از کجا معلوم که کسی که امروز به اعدام “نه” میگوید و آن را فریاد می زند، با بهدست آوردن آن “نه به تبعیض”، “نه به بی عدالتی”، “نه به گرانی و فقر”، “نه به فساد و رانتخواری” و “نه به دیکتاتوری” را هم سر ندهد؟؟ حکومت با این شعار که ” چون صد آید، نود هم پیش ماست” بر این باور است که اگر اجازه مبارزه حتی برای” حق حیات ” را به کسی ندهد، هیچ حق دیگری بطور جدی قابل مطالبه نیست و میتواند نادیده گرفته و سرکوب کند.
در زندانهای این حکومت اعدامی، وقتی احکام اعدام صادر میگردد و مردمان گروه گروه در صف و نوبت اعدام قرار میگیرند، جلو و عقب انداختن تاریخ اجرای حکم فقط و فقط به دلخواه و میل حکومت و قوه قضائیه آن است و با همین حربه زندانیان و خانواده های آنان را تهدید می کنند تا دست از پا خطا نکنند و بدین صورت فرصت هر روز زنده ماندن و زندگی یک زندانی را دستمایه “اقتدار” خود قرار داده ، چرا که میتوانند، چند روز زنده بودن را به کسی بدهند و از کسی سلب کنند!!!
اینکه روزانه گروه گروه زندانیان را به پای چوبه های دار می برند. برخی را می کشند و برخی را برمی گردانند (به اسم مهلت دادن) دقیقا همان “توهم خدایی” داشتن است و لابد مردمان را هم بردگان و قربانیانی میدانند که حیات و زندگیشان در دستان آنهاست!
هموطنان شریف ایران!!
حال شما قضاوت کنید!
آیا فریاد “نه به اعدام” از سوی زندانیانی که همه در صف اعدام هستند و کمترین اعتراض و اعتصاب، مصداق تخلف در زندان بوده و نتیجه اش تسریع ” اعدام “و به دار کشیده شدن خواهد بود، آیا چیزی غیر از جسارت و قهرمانی است؟؟؟
اینان “زندگی ” و” زیستن شرافتمندانه ” را چنان عاشقند که حاضرند برای آن بمیرند، تا شاید این حق زندگی را اگر نه برای خودشان، حداقل برای “دیگرانی” بعد از خود تبدیل به حق مسلم و در دسترس کنند وکسی نتواند از آنها بگیرد.
ولی از سوی دیگر این پاسداران شقاوت و سنگدلی به اعدامهای دستجمعی و گروه گروه روی آورده اند تا هم این قهرمانان سرشار از زندگی را بکشند و هم با ایجاد ترس ناشی از این کشتار و اعدامها، شهامت مطالبه هر حق دیگری را هم در دل هر کس دیگر پیشاپیش بمیرانند.
فلذا بر ما و بر هر ایرانی منصف و شرافتمندی است که حتی برای امکان مطالبه هر حقی (حتی برای خودمان)، با همه توان و هر وسیله ای که در اختیار داریم، به جنبش”نه به اعدام” پیوسته و از زندانیان محکوم به اعدامی که با شعار نه به اعدام – طنابهای داری که دیر یا زود بر گردن تک تک ما خواهد بود، ولی آنها بر گردن خود محکم کرده اند- حمایت کنیم!
و خوشا به حال مردمانی که به اصطلاح “مجرمان و گناهکارانشان” هم از این تبارند.
“نه به اعدام”
درود بر حامیان نه به اعدام
زنده باد آزادی
سعید ماسوری – زندان قزلحصار
مهرماه ۱۴۰۴
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
سعید ماسوری: اینان “زندگی” و”زیستن شرافتمندانه” را چنان عاشقند که حاضرند برای آن بمیرند – تا شاید این حق زندگی را اگر نه برای خودشان، حداقل برای “دیگرانی ” بعد از خود تبدیل به حق مسلم و در دسترس کنند وکسی نتواند از آنها بگیرد
” شعار نه به اعدام ” چرا مجرمانهترین شعار و نفس جنایت است ؟
در هفتمین روز اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار، سعید ماسوری از قدیمیترین زندانیان سیاسی طی انتشار نامهای از آنها حمایت کرده وی که هم اکنون در زندان قزلحصار محبوس است، در حمایت از اعتصاب این زندانیان نامهای منتشر کرد.
متن نامه زندانی سیاسی #سعید_ماسوری
“شعار نه به اعدام ”
چرا مجرمانهترین شعار و نفس جنایت است؟
در حمایت از زندانیان اعتصابی بند ۲ قزلحصار
ممنوعیت و مجرمانه بودن شعار ” نه به اعدام” بدین خاطر است که روی دیگر این شعار حق حیات است!!
ولی از نگاه حکومت استبدادی از کجا معلوم که کسی که امروز به اعدام “نه” میگوید و آن را فریاد می زند، با بهدست آوردن آن “نه به تبعیض”، “نه به بی عدالتی”، “نه به گرانی و فقر”، “نه به فساد و رانتخواری” و “نه به دیکتاتوری” را هم سر ندهد؟؟ حکومت با این شعار که ” چون صد آید، نود هم پیش ماست” بر این باور است که اگر اجازه مبارزه حتی برای” حق حیات ” را به کسی ندهد، هیچ حق دیگری بطور جدی قابل مطالبه نیست و میتواند نادیده گرفته و سرکوب کند.
در زندانهای این حکومت اعدامی، وقتی احکام اعدام صادر میگردد و مردمان گروه گروه در صف و نوبت اعدام قرار میگیرند، جلو و عقب انداختن تاریخ اجرای حکم فقط و فقط به دلخواه و میل حکومت و قوه قضائیه آن است و با همین حربه زندانیان و خانواده های آنان را تهدید می کنند تا دست از پا خطا نکنند و بدین صورت فرصت هر روز زنده ماندن و زندگی یک زندانی را دستمایه “اقتدار” خود قرار داده ، چرا که میتوانند، چند روز زنده بودن را به کسی بدهند و از کسی سلب کنند!!!
اینکه روزانه گروه گروه زندانیان را به پای چوبه های دار می برند. برخی را می کشند و برخی را برمی گردانند (به اسم مهلت دادن) دقیقا همان “توهم خدایی” داشتن است و لابد مردمان را هم بردگان و قربانیانی میدانند که حیات و زندگیشان در دستان آنهاست!
هموطنان شریف ایران!!
حال شما قضاوت کنید!
آیا فریاد “نه به اعدام” از سوی زندانیانی که همه در صف اعدام هستند و کمترین اعتراض و اعتصاب، مصداق تخلف در زندان بوده و نتیجه اش تسریع ” اعدام “و به دار کشیده شدن خواهد بود، آیا چیزی غیر از جسارت و قهرمانی است؟؟؟
اینان “زندگی ” و” زیستن شرافتمندانه ” را چنان عاشقند که حاضرند برای آن بمیرند، تا شاید این حق زندگی را اگر نه برای خودشان، حداقل برای “دیگرانی” بعد از خود تبدیل به حق مسلم و در دسترس کنند وکسی نتواند از آنها بگیرد.
ولی از سوی دیگر این پاسداران شقاوت و سنگدلی به اعدامهای دستجمعی و گروه گروه روی آورده اند تا هم این قهرمانان سرشار از زندگی را بکشند و هم با ایجاد ترس ناشی از این کشتار و اعدامها، شهامت مطالبه هر حق دیگری را هم در دل هر کس دیگر پیشاپیش بمیرانند.
فلذا بر ما و بر هر ایرانی منصف و شرافتمندی است که حتی برای امکان مطالبه هر حقی (حتی برای خودمان)، با همه توان و هر وسیله ای که در اختیار داریم، به جنبش”نه به اعدام” پیوسته و از زندانیان محکوم به اعدامی که با شعار نه به اعدام – طنابهای داری که دیر یا زود بر گردن تک تک ما خواهد بود، ولی آنها بر گردن خود محکم کرده اند- حمایت کنیم!
و خوشا به حال مردمانی که به اصطلاح “مجرمان و گناهکارانشان” هم از این تبارند.
“نه به اعدام”
درود بر حامیان نه به اعدام
زنده باد آزادی
سعید ماسوری – زندان قزلحصار
مهرماه ۱۴۰۴
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
❤1
تفتیش منزل یک زوج بهایی در تهران در حضور کودک سهساله
مأموران امنیتی روز دوشنبه، منزل #نورا_نوزدهی و #نبیل_اشرف، دو شهروند بهایی ساکن تهران را بدون ارائه حکم قضایی در حضور فرزند سهساله این زوج تفتیش کردند. در جریان این بازرسی، تعدادی از وسایل شخصی، از جمله لپتاپ، تلفن همراه، کتابها و …این خانواده ضبط شد.
با احتساب این مورد، شمار موارد تفتیش منازل و بازداشت شهروندان بهایی در چند شهر ایران طی روزهای اخیر به دستکم ۲۰ مورد رسیده است.
به گزارش هرانا، هویت شماری از بازداشتشدگان از جمله فواد عبدالغفاری، فهیم آگاهی، هنگامه شریفینیا، ادیب رحمانی، نگار میثاقیان و شکیب فرزان توسط هرانا تأیید شده است. همچنین منازل سامان اسلامی در زاهدان و شبنم چابکسوار و آرونا کوثری در تهران نیز مورد بازرسی نیروهای امنیتی قرار گرفته است.
برخی از بازداشتشدگان سابقه فشار و محرومیت پیشین بهدلیل باورهای دینی خود را داشتهاند. نگار میثاقیان پیشتر بهدلیل فعالیتهای مذهبی با پیگرد قضایی مواجه شده بود و ادیب رحمانی نیز از ادامه تحصیل در دانشگاههای ایران محروم شده است.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
مأموران امنیتی روز دوشنبه، منزل #نورا_نوزدهی و #نبیل_اشرف، دو شهروند بهایی ساکن تهران را بدون ارائه حکم قضایی در حضور فرزند سهساله این زوج تفتیش کردند. در جریان این بازرسی، تعدادی از وسایل شخصی، از جمله لپتاپ، تلفن همراه، کتابها و …این خانواده ضبط شد.
با احتساب این مورد، شمار موارد تفتیش منازل و بازداشت شهروندان بهایی در چند شهر ایران طی روزهای اخیر به دستکم ۲۰ مورد رسیده است.
به گزارش هرانا، هویت شماری از بازداشتشدگان از جمله فواد عبدالغفاری، فهیم آگاهی، هنگامه شریفینیا، ادیب رحمانی، نگار میثاقیان و شکیب فرزان توسط هرانا تأیید شده است. همچنین منازل سامان اسلامی در زاهدان و شبنم چابکسوار و آرونا کوثری در تهران نیز مورد بازرسی نیروهای امنیتی قرار گرفته است.
برخی از بازداشتشدگان سابقه فشار و محرومیت پیشین بهدلیل باورهای دینی خود را داشتهاند. نگار میثاقیان پیشتر بهدلیل فعالیتهای مذهبی با پیگرد قضایی مواجه شده بود و ادیب رحمانی نیز از ادامه تحصیل در دانشگاههای ایران محروم شده است.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
🔥1
آزادی؛ برابری؛ دموکراسی
Photo
فریاد ناظم بریهی از زندان شیبان: دو دهه حبس بدون مرخصی و درمان
ناظم بریهی، زندانی سیاسی عرب محکوم به حبس ابد، پس از ۲۱ سال حبس در زندان شیبان اهواز، با انتشار پیامی از درون زندان، از بیعدالتی، محرومیت از مرخصی و درمان، و نادیدهگرفته شدن در عفوهای اخیر انتقاد کرد. او که از اهالی حمیدیه و متولد ۱۳۶۵ است، در شهریور ۱۳۸۴ به همراه شش فعال عرب دیگر بازداشت و به اتهام «محاربه و اقدام علیه امنیت ملی» ابتدا به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شد.
این گروه در پی اعتراضات سال ۱۳۸۴ اهواز بازداشت شدند؛ اعتراضاتی که پس از انتشار نامهای منسوب به محمدعلی ابطحی درباره تغییر بافت جمعیتی عربها در خوزستان شکل گرفت. دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی شعبانی، بدون ارائه دلایل مستند، احکام سنگینی علیه آنان صادر کرد؛ احکامی که سازمانهای حقوق بشری آن را مبتنی بر اعترافات اجباری و فاقد روند دادرسی عادلانه میدانند.
همپروندههای بریهی شامل عبدالامام زائری، عبدالزهرا هلیچی، یحیی ناصری، علی حلفی و حمزه سواری هستند. همه جز علی حلفی (محکوم به ۳۰ سال حبس) به حبس ابد محکوم شدهاند. بهجز سواری که در قزلحصار زندانی است، سایرین در شیبان بدون حتی یک روز مرخصی در شرایط جسمی وخیم نگهداری میشوند.
عبدالزهرا هلیچی نیاز فوری به جراحی پا دارد.
یحیی ناصری از خونریزی شدید ناشی از هموروئید رنج میبرد.
علی حلفی با بیماریهای ریوی، گوارشی و زانو درگیر است.
عبدالامام زائری با عفونت گوش، زخم معده، بیماری پروستات و مشکلات قلبی روبهروست اما از درمان محروم مانده است.
ناظم بریهی که خود با نارسایی کلیه، ورم مفاصل و عفونت پوستی مواجه است، در پیامش گفت:
«قانون میگوید حبس ابد حداکثر ۲۵ سال است، اما ما بیش از ۲۰ سال بدون مرخصی ماندهایم. نه کسی را کشتیم و نه خشونتی کردیم. خانوادههایمان نابود شدهاند و هیچ نهادی پاسخگو نیست. ما فقط میخواهیم صدایمان شنیده شود.»
بریهی و همبندانش، نماد نسلی هستند که جوانیشان پشت دیوار زندان گذشت. فریاد آنان یادآور رنج فراموششده زندانیان سیاسی در ایران است؛ فریادی برای عدالت، درمان و حق زیستن.
ناظم بریهی، زندانی سیاسی عرب محکوم به حبس ابد، پس از ۲۱ سال حبس در زندان شیبان اهواز، با انتشار پیامی از درون زندان، از بیعدالتی، محرومیت از مرخصی و درمان، و نادیدهگرفته شدن در عفوهای اخیر انتقاد کرد. او که از اهالی حمیدیه و متولد ۱۳۶۵ است، در شهریور ۱۳۸۴ به همراه شش فعال عرب دیگر بازداشت و به اتهام «محاربه و اقدام علیه امنیت ملی» ابتدا به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شد.
این گروه در پی اعتراضات سال ۱۳۸۴ اهواز بازداشت شدند؛ اعتراضاتی که پس از انتشار نامهای منسوب به محمدعلی ابطحی درباره تغییر بافت جمعیتی عربها در خوزستان شکل گرفت. دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی شعبانی، بدون ارائه دلایل مستند، احکام سنگینی علیه آنان صادر کرد؛ احکامی که سازمانهای حقوق بشری آن را مبتنی بر اعترافات اجباری و فاقد روند دادرسی عادلانه میدانند.
همپروندههای بریهی شامل عبدالامام زائری، عبدالزهرا هلیچی، یحیی ناصری، علی حلفی و حمزه سواری هستند. همه جز علی حلفی (محکوم به ۳۰ سال حبس) به حبس ابد محکوم شدهاند. بهجز سواری که در قزلحصار زندانی است، سایرین در شیبان بدون حتی یک روز مرخصی در شرایط جسمی وخیم نگهداری میشوند.
عبدالزهرا هلیچی نیاز فوری به جراحی پا دارد.
یحیی ناصری از خونریزی شدید ناشی از هموروئید رنج میبرد.
علی حلفی با بیماریهای ریوی، گوارشی و زانو درگیر است.
عبدالامام زائری با عفونت گوش، زخم معده، بیماری پروستات و مشکلات قلبی روبهروست اما از درمان محروم مانده است.
ناظم بریهی که خود با نارسایی کلیه، ورم مفاصل و عفونت پوستی مواجه است، در پیامش گفت:
«قانون میگوید حبس ابد حداکثر ۲۵ سال است، اما ما بیش از ۲۰ سال بدون مرخصی ماندهایم. نه کسی را کشتیم و نه خشونتی کردیم. خانوادههایمان نابود شدهاند و هیچ نهادی پاسخگو نیست. ما فقط میخواهیم صدایمان شنیده شود.»
بریهی و همبندانش، نماد نسلی هستند که جوانیشان پشت دیوار زندان گذشت. فریاد آنان یادآور رنج فراموششده زندانیان سیاسی در ایران است؛ فریادی برای عدالت، درمان و حق زیستن.
اعتصاب،راهپیمایی وتجمع جمعی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه دراعتراض به تعطیلی سالن غذاخوری وتعیین حق غذا 60هزارتوما نی باشعار« دورباشی حیا کن هفت تپه را رها کن»
گزارش ها وفیلم منتشره درشبکه های اجتماعی،از اعتصاب،راهپیمایی وتجمع روز چهارشنبه 30 مهر جمعی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه دراعتراض به تعطیلی سالن غذاخوری وتعیین حق غذا 60هزارتوما نی باشعار« دورباشی حیا کن هفت تپه را رها کن»،خبرمی دهند.
گزارش ها وفیلم منتشره درشبکه های اجتماعی،از اعتصاب،راهپیمایی وتجمع روز چهارشنبه 30 مهر جمعی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه دراعتراض به تعطیلی سالن غذاخوری وتعیین حق غذا 60هزارتوما نی باشعار« دورباشی حیا کن هفت تپه را رها کن»،خبرمی دهند.
♦️احضار و تهدید فعالان دانشجویی در دانشگاه خواجهنصیر
به گزارش شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجهنصیرالدین طوسی، طی روزهای اخیر شماری از فعالان و دانشجویان این دانشگاه تماسهایی از نهادهای اطلاعاتی دریافت کرده و مورد احضار قرار گرفتهاند.
در این گزارش آمده است که علاوه بر احضارهای غیرقانونی، محتوای برخی از تماسها حاوی تهدیدهایی علیه دانشجویان بوده است.
شورای صنفی ضمن تأکید بر مسالمتآمیز بودن اعتراضات دانشجویان و صنفی و رفاهی بودن مطالبات آنان، اعلام کرده است که برخوردهای تهدیدآمیز و سرکوبگرانه نهادهای امنیتی نهتنها در گذشته متوجه اعضای رسمی شورا بوده، بلکه اکنون دیگر فعالان دانشجویی را نیز دربر گرفته است.
در پایان این شورا تأکید کرده است: صدای شورای صنفی، صدای دانشجوست؛ و تا زمانی که مطالبات صنفی و رفاهی با تهدید و فشار پاسخ داده شود و هیچ راهکار مؤثری از سوی مسئولان ارائه نگردد، این صدا همچنان در کنار و حامی دانشجویان باقی خواهد ماند.
#اعتصابات_سراسری
به گزارش شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجهنصیرالدین طوسی، طی روزهای اخیر شماری از فعالان و دانشجویان این دانشگاه تماسهایی از نهادهای اطلاعاتی دریافت کرده و مورد احضار قرار گرفتهاند.
در این گزارش آمده است که علاوه بر احضارهای غیرقانونی، محتوای برخی از تماسها حاوی تهدیدهایی علیه دانشجویان بوده است.
شورای صنفی ضمن تأکید بر مسالمتآمیز بودن اعتراضات دانشجویان و صنفی و رفاهی بودن مطالبات آنان، اعلام کرده است که برخوردهای تهدیدآمیز و سرکوبگرانه نهادهای امنیتی نهتنها در گذشته متوجه اعضای رسمی شورا بوده، بلکه اکنون دیگر فعالان دانشجویی را نیز دربر گرفته است.
در پایان این شورا تأکید کرده است: صدای شورای صنفی، صدای دانشجوست؛ و تا زمانی که مطالبات صنفی و رفاهی با تهدید و فشار پاسخ داده شود و هیچ راهکار مؤثری از سوی مسئولان ارائه نگردد، این صدا همچنان در کنار و حامی دانشجویان باقی خواهد ماند.
#اعتصابات_سراسری
خبر فوری: تلاش مجدد برای اجرای حکم اعدام احسان افرشته
طبق گزارشهای موثق، مسئولان زندان اوین بار دیگر قصد دارند احسان افرشته (افراشته)، زندانی سیاسی محکوم به اعدام را برای اجرای حکم منتقل کنند. این اقدام با مقاومت شدید همبندیهای او روبهرو شده است. مقامات اعلام کردهاند که این بار «به هر شکل ممکن، حتی با استفاده از نیروی قهریه» حکم را اجرا خواهند کرد. گفته میشود اجرای حکم برای روز یکشنبه آینده برنامهریزی شده است.
احسان افرشته، متولد ۱۳۷۳، دانشآموخته مهندسی عمران و متخصص شبکه و IT، اصالتاً اصفهانی و بزرگشده تهران است. او پس از بازگشت از ترکیه ـ بهدنبال فریب نیروهای امنیتی که به پدرش اطمینان داده بودند خطری در انتظارش نیست ـ بازداشت و به اعدام محکوم شد. پدرش پس از صدور این حکم دچار سکته و درگذشت.
احسان در دوران بازداشت تحت فشارهای روانی و جسمی شدید قرار گرفته و دچار حملات عصبی و لرزشهای مداوم شده است. حال جسمی و روحی او وخیم گزارش شده است.
ما در کنشگران حقوق بشر ایران، تلاش مجدد برای اجرای حکم اعدام احسان افرشته را بهطور قاطع محکوم میکنیم و هشدار میدهیم که اجرای این حکم، نقض آشکار حقوق بشر و نمونهای دیگر از سرکوب سیستماتیک مخالفان سیاسی در ایران است. از نهادهای بینالمللی و افکار عمومی جهانی میخواهیم فوراً برای توقف این اعدام اقدامی مؤثر انجام دهند.
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
https://t.me/behnima/68580
طبق گزارشهای موثق، مسئولان زندان اوین بار دیگر قصد دارند احسان افرشته (افراشته)، زندانی سیاسی محکوم به اعدام را برای اجرای حکم منتقل کنند. این اقدام با مقاومت شدید همبندیهای او روبهرو شده است. مقامات اعلام کردهاند که این بار «به هر شکل ممکن، حتی با استفاده از نیروی قهریه» حکم را اجرا خواهند کرد. گفته میشود اجرای حکم برای روز یکشنبه آینده برنامهریزی شده است.
احسان افرشته، متولد ۱۳۷۳، دانشآموخته مهندسی عمران و متخصص شبکه و IT، اصالتاً اصفهانی و بزرگشده تهران است. او پس از بازگشت از ترکیه ـ بهدنبال فریب نیروهای امنیتی که به پدرش اطمینان داده بودند خطری در انتظارش نیست ـ بازداشت و به اعدام محکوم شد. پدرش پس از صدور این حکم دچار سکته و درگذشت.
احسان در دوران بازداشت تحت فشارهای روانی و جسمی شدید قرار گرفته و دچار حملات عصبی و لرزشهای مداوم شده است. حال جسمی و روحی او وخیم گزارش شده است.
ما در کنشگران حقوق بشر ایران، تلاش مجدد برای اجرای حکم اعدام احسان افرشته را بهطور قاطع محکوم میکنیم و هشدار میدهیم که اجرای این حکم، نقض آشکار حقوق بشر و نمونهای دیگر از سرکوب سیستماتیک مخالفان سیاسی در ایران است. از نهادهای بینالمللی و افکار عمومی جهانی میخواهیم فوراً برای توقف این اعدام اقدامی مؤثر انجام دهند.
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
https://t.me/behnima/68580
Telegram
کنشگران حقوق بشر ایران
خبر فوری: تلاش مجدد برای اجرای حکم اعدام #احسان_افرشته
طبق گزارشهای موثق، مسئولان زندان اوین بار دیگر قصد دارند احسان افرشته (افراشته)، زندانی سیاسی محکوم به اعدام را برای اجرای حکم منتقل کنند. این اقدام با مقاومت شدید همبندیهای او روبهرو شده است. مقامات…
طبق گزارشهای موثق، مسئولان زندان اوین بار دیگر قصد دارند احسان افرشته (افراشته)، زندانی سیاسی محکوم به اعدام را برای اجرای حکم منتقل کنند. این اقدام با مقاومت شدید همبندیهای او روبهرو شده است. مقامات…
روزنامه شرق: طی ۱۲ سال، دستکم ۸۸ نفر در ملاعام اعدام شدند
روزنامه شرق در گزارشی آماری و تحلیلی مبتنی بر دادههای رسمی اعلام کرده است که بین سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲، دستکم ۸۸ مورد اعدام در ملاعام به اجرا درآمده است. بر اساس این گزارش، استانهای فارس، خراسان و کرمانشاه بیشترین موارد اجرای حکم اعدام به صورت علنی را به خود اختصاص دادهاند. با این حال، گزارشات مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این برآورده ها را در این بازه زمانی، دستکم دو برابر نشان میدهد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از روزنامه شرق، طی ۱۲ سال، حکم اعدام دستکم ۸۸ زندانی در ملاعام به اجرا درآمد.
در این گزارش آمده است، اگرچه تعداد این اعدامها از میانه دهه ۱۳۹۰ روندی کاهشی داشته، اما از سال ۱۴۰۱ دوباره گزارشهایی از اجرای احکام علنی در برخی استانها منتشر شده است. اجرای اعدام در ملأعام تأثیری در کاهش جرائم خشن نداشته و حتی در برخی سالها، با وجود اجرای چنین احکامی، میزان جرائم خشونتآمیز در جامعه کاهش نیافته است.
با این حال، گزارشات مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این برآورده ها را در این بازه زمانی دستکم دو برابر نشان میدهد.
عبدالصمد خرمشاهی، حقوقدان و وکیل دادگستری، در مصاحبه با این روزنامه گفت: «بر اساس اصول قضایی و قوانین جزایی ایران، اصل بر غیرعلنیبودن اجرای اعدام است و فقط در موارد خاص و با موافقت دادستان کل کشور میتوان حکم را در ملأعام اجرا کرد.» این وکیل تاکید کرده است که هدف مجازات باید اصلاح و بازدارندگی باشد، نه نمایش خشونت در برابر افکار عمومی.
کارشناسان اجتماعی و روانپزشکان تاکید دارند که اجرای احکام در انظار عمومی، علاوه بر عادیسازی خشونت، اثرات روانی گستردهای بر جامعه، بهویژه کودکان و نوجوانان بر جای میگذارد و در بلندمدت میتواند به بازتولید چرخه خشونت در روابط اجتماعی منجر شود. آنان میگویند مواجهه مستقیم مردم با چنین صحنههایی، بهویژه در فضای رسانهای امروز که تصاویر و ویدیوها به سرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر میشوند، موجب کاهش حساسیت جامعه نسبت به رنج انسانی و شکلگیری نوعی بیتفاوتی جمعی میشود؛ پدیدهای که در روانشناسی اجتماعی از آن با عنوان «عادیسازی خشونت» یاد میشود.
در همین زمینه، انجمن علمی روانپزشکان ایران در شهریور امسال با ارسال نامهای رسمی به رئیس قوه قضائیه، خواستار توقف اجرای مجازات «اعدام در ملأعام» شد. در این نامه تأکید شده است که چنین مجازاتهایی نهتنها تأثیر اثباتشدهای بر کاهش جرم ندارند، بلکه پیامدهای روانی و اجتماعی قابل توجهی از جمله افزایش پرخاشگری، بروز اضطراب اجتماعی و تقویت تمایل به خشونت در میان اقشار مختلف جامعه به همراه دارند. انجمن همچنین هشدار داده است که مشاهده صحنههای اعدام، بهویژه برای کودکان و نوجوانان، میتواند به بروز اختلالاتی مانند استرس پس از سانحه (PTSD)، کابوسهای مکرر و رفتارهای پرخطر منجر شود.
کارشناسان حقوقی و اجتماعی بر این باورند که در شرایط کنونی، سیاست کیفری کشور باید از نمایش مجازاتهای خشونتآمیز فاصله گرفته و تمرکز خود را بر اصلاح، بازپروری و بازدارندگی واقعی از طریق آموزش، عدالت اجتماعی و تقویت نظام قضایی مستقل قرار دهد.
#اعتصابات_سراسری
روزنامه شرق در گزارشی آماری و تحلیلی مبتنی بر دادههای رسمی اعلام کرده است که بین سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲، دستکم ۸۸ مورد اعدام در ملاعام به اجرا درآمده است. بر اساس این گزارش، استانهای فارس، خراسان و کرمانشاه بیشترین موارد اجرای حکم اعدام به صورت علنی را به خود اختصاص دادهاند. با این حال، گزارشات مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این برآورده ها را در این بازه زمانی، دستکم دو برابر نشان میدهد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از روزنامه شرق، طی ۱۲ سال، حکم اعدام دستکم ۸۸ زندانی در ملاعام به اجرا درآمد.
در این گزارش آمده است، اگرچه تعداد این اعدامها از میانه دهه ۱۳۹۰ روندی کاهشی داشته، اما از سال ۱۴۰۱ دوباره گزارشهایی از اجرای احکام علنی در برخی استانها منتشر شده است. اجرای اعدام در ملأعام تأثیری در کاهش جرائم خشن نداشته و حتی در برخی سالها، با وجود اجرای چنین احکامی، میزان جرائم خشونتآمیز در جامعه کاهش نیافته است.
با این حال، گزارشات مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این برآورده ها را در این بازه زمانی دستکم دو برابر نشان میدهد.
عبدالصمد خرمشاهی، حقوقدان و وکیل دادگستری، در مصاحبه با این روزنامه گفت: «بر اساس اصول قضایی و قوانین جزایی ایران، اصل بر غیرعلنیبودن اجرای اعدام است و فقط در موارد خاص و با موافقت دادستان کل کشور میتوان حکم را در ملأعام اجرا کرد.» این وکیل تاکید کرده است که هدف مجازات باید اصلاح و بازدارندگی باشد، نه نمایش خشونت در برابر افکار عمومی.
کارشناسان اجتماعی و روانپزشکان تاکید دارند که اجرای احکام در انظار عمومی، علاوه بر عادیسازی خشونت، اثرات روانی گستردهای بر جامعه، بهویژه کودکان و نوجوانان بر جای میگذارد و در بلندمدت میتواند به بازتولید چرخه خشونت در روابط اجتماعی منجر شود. آنان میگویند مواجهه مستقیم مردم با چنین صحنههایی، بهویژه در فضای رسانهای امروز که تصاویر و ویدیوها به سرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر میشوند، موجب کاهش حساسیت جامعه نسبت به رنج انسانی و شکلگیری نوعی بیتفاوتی جمعی میشود؛ پدیدهای که در روانشناسی اجتماعی از آن با عنوان «عادیسازی خشونت» یاد میشود.
در همین زمینه، انجمن علمی روانپزشکان ایران در شهریور امسال با ارسال نامهای رسمی به رئیس قوه قضائیه، خواستار توقف اجرای مجازات «اعدام در ملأعام» شد. در این نامه تأکید شده است که چنین مجازاتهایی نهتنها تأثیر اثباتشدهای بر کاهش جرم ندارند، بلکه پیامدهای روانی و اجتماعی قابل توجهی از جمله افزایش پرخاشگری، بروز اضطراب اجتماعی و تقویت تمایل به خشونت در میان اقشار مختلف جامعه به همراه دارند. انجمن همچنین هشدار داده است که مشاهده صحنههای اعدام، بهویژه برای کودکان و نوجوانان، میتواند به بروز اختلالاتی مانند استرس پس از سانحه (PTSD)، کابوسهای مکرر و رفتارهای پرخطر منجر شود.
کارشناسان حقوقی و اجتماعی بر این باورند که در شرایط کنونی، سیاست کیفری کشور باید از نمایش مجازاتهای خشونتآمیز فاصله گرفته و تمرکز خود را بر اصلاح، بازپروری و بازدارندگی واقعی از طریق آموزش، عدالت اجتماعی و تقویت نظام قضایی مستقل قرار دهد.
#اعتصابات_سراسری