آزادی؛ برابری؛ دموکراسی
317 subscribers
2.6K photos
2.22K videos
57 files
1.45K links
لغو اعدام. آزادی بیان. سکولار دموکراسی



تماس با ادمین : @Kianoushkeshtiara
Download Telegram
آزادی؛ برابری؛ دموکراسی
Video
📍
به نام خدای آزادی

«جان عزیزان ما، برای ما عزیز است.»
حمله به اوین توسط اسرائیل عملی مغایر با تمام کنوانسیون‌های بین‌المللی بود و عدم آزادی عزیزان زندانی در شرایط جنگی به مراتب غیرقانونی‌تر بوده و به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.
آقایان: چگونه این بی‌قانونی‌ها را توجیه می کنید؟!
عزیزان مارا در بدترین شرایط با دست و پای بسته راهی بدترین جا می‌کنید و بعد از مدتی باز آن‌ها را با دستان بسته به جای اول باز می گردانید.
شما فکر می کنید اینها اهل فرارند؟! بزرگی روح آن‌ها را در شب واقعه سهمگین اوین ندیدید؟! خودتان اذعان داشتید که کمک این عزیزان به مجروحان باور کردنی نبوده.
گیرم دستشان‌را بستید با زبان گویاشان چه می کنید.
هر‌ کاری کنید می‌فهمیم که:
«از کوزه همان برون تراود که در اوست.»
آقای نوری‌زاد در تماسی که داشتند؛ گفتند: «شب جمعه به ما خبر دادند که ساعت ۲ نیمه‌شب ما را به اوین منتقل خواهند کرد. وسایلمان را جمع کردیم و بیدار ماندیم تا ساعت ۲، خبری نشد! اسباب گردآوری شده در کف اتاق مانع خواب کف‌خواب‌ها شده بود. ساعت ۳ شد! ۴ شد! ۵ شد! ۶شد! ۷ شد! خبری نشد. بالاخره، ساعت ۸ خبر آمد که حرکت کنید.»
وسایلشان را بار کامیون کردند و خودشان را با دستان بسته سوار اتوبوس. ولی با واهمه‌ای که  از هجمه‌های همیشگی آقای نوری زاد داشتند؛ دستانشان باز می‌ماند.
نزدیک ظهر به اوین می‌‌رسند. یک سری از نوشته‌ها و وسایل شخصی‌شان در میان آن همه بار گم می‌شود.
عکاسان و فیلمبرداران از بدو ورودشان عکس می‌گیرند؛ فیلم می‌گیرند.
محمد گفت: «من اعتراض کردم که که به چه حقی و با چه مجوزی از ما فیلم و عکس می گیرید؟
به آن‌ها گفتم: اگر فیلم واقعی می خواهید؛ حاضرم با شما مصاحبه کنم!

وقت ناهار می شود. آشپزخانه غیر فعال است؛ پس غذای پرسی در ظرف‌های یکبار مصرف و دست‌های دراز شده به آن سوی میله‌ها، صحنه ای از غزه‌ای را در اوین رقم می‌زند.
خب، معلوم است که یکدفعه و با عجله این جمعیت را جابجا کنی باید هم شاهد چنین صحنه‌هایی باشی.
امیدوارم با تکذیبه‌ی دیگری مواجه نشویم!
همه این گفته‌ها عین حقیقت بود.

آقایان: اینان عزیزان ما هستند؛ زبان گویای جمعیت کثیری از مردم که در برزخ مرگ و زندگی دست‌و‌پا می‌زنند.
بر شیپور جنگ می‌دمید و ناقوس مرگ را بصدا در می‌آورید و غافلید از برزخی که برای ما رقم می‌زنید.

دست بردارید از آزار این دلسوزان واقعی ایران و ایرانی.
ما شما را مسئول هرگونه پیامدی می‌دانیم.
بدانید؛ جان عزیزان ما برای ما عزیز است.
پس مراقب رفتارتان باشید.

فاطمه ملکی
۱۸ مرداد ۱۴۰۴
تداوم بی‌خبری از سرنوشت دو شهروند کُرد در مهاباد

بیش از یک ماه از بازداشت #خدر_رسولی و #کلارا_رسولی در شهر مهاباد می‌گذرد و با وجود پیگیری‌های خانواده، هیچ‌گونه اطلاع رسمی از محل نگهداری یا وضعیت این دو شهروند کُرد در دست نیست.

این دو نفر که به ترتیب پدر و خواهر کارو رسولی، فعال سیاسی ساکن خارج از کشور و عضو کادر رهبری حزب دمکرات کردستان ایران هستند، در تیرماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شدند. با گذشت هفته‌ها، بی‌خبری مطلق درباره سرنوشت آنان موجب نگرانی شدید خانواده و نهادهای حقوق بشری شده است.

تا این لحظه هیچ نهاد امنیتی یا قضایی مسئولیت بازداشت و وضعیت این افراد را بر عهده نگرفته و ادامه‌ی بی‌اطلاعی می‌تواند نشانه‌ای از نقض جدی حقوق اولیه بازداشت‌شدگان باشد.

#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام_بچه_های_اکباتان
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
یاد بهروز سلیمانی و پیمانِ جاودان
✍🏻 سروده از سعید اوحدی

بهروز، ای تندر خروشانِ کوهسارِ رهایی،
ای شراره‌ی سرخِ امید در شبانگاهانِ وطن،
آن‌گاه که مزدورانِ حکومت،
چنگالِ خونین خویش را برای اسارت تو گشودند،
تو راهِ تسلیم ندیدی،
که آزادگان زنجیر نمی‌پوشند.

از فرازِ طبقه‌ی هشتم،
بر آسفالتِ داغ فرود آمدی،
و همان‌جا، چشم در چشمِ آسمان دوختی،
آسمانی که خورشیدِ آزادی،
روزی از بَرِ آن خواهد دمید.

پویان، جوانه‌ای از خونِ تو،
چون سروِ استوار بر خاک ایستاده،
و من، سعید اوحدی،
به پیمانِ رفاقت و راه،
نامِ پسرم را بهروز نهادم،
تا هر آوا که از دهانم برآید،
طنین نام تو باشد.

امروز، عکسی‌ست در دستم،
که تویی با پویانت؛
لحظه‌ای ایستادم،
و بغضی که سال‌ها در سینه مانده بود، شکست،
اشک بر گونه‌هایم لغزید،
چنان که بارانی آرام بر خاک تشنه.

ای رفیقِ دیرین،
بدان که در نبردِ مردم و در خاطره‌ی آزادگان،
همیشه زنده‌ای؛
نه فقط در یادها،
که در نام‌ها،
در خون‌ها،
و در هر بهروزی که از تو جان گرفته است.
قرنطینه اجباری، غارت سازمان‌یافته؛ سرقت گسترده از مجتمع همسایه اوین پس از حمله اسرائیل


پس از حمله اسرائیل به زندان اوین، مجتمع مسکونی شماره ۵۰ در خیابان کچویی، که درست در مجاورت این زندان قرار دارد، به گفته ساکنان توسط نیروهایی از نهادی نامشخص به حالت قرنطینه درآمد.
ورود اهالی به منازلشان ممنوع شد و به آنان گفته شد که «یکی از موشک‌ها عمل نکرده» و اجازه ورود وجود ندارد.

یکی از ساکنان در گفت‌وگو با رویداد ۲۴ می‌گوید: «فردای آن روز که به خانه برگشتیم، متوجه شدیم همه پول‌ها، طلاها و اشیای قیمتی‌مان ناپدید شده است.»
رد پوتین روی تخت، درهای شکسته و چمدان‌های خالی؛ پرده تازه‌ای از فساد و غارتگری حکومتی
طبق روایت همین شاهد، «چمدان‌ها و ساک‌ها سر جای خودشان بودند، اما تمام اشیای ارزشمند داخل‌شان ناپدید شده بود.
رد پوتین روی تخت خواب دیده می‌شد و معلوم بود که درها را شکسته و وارد اتاق‌ها شده‌اند.» این ماجرا نه تنها پرده از یک غارت سازمان‌یافته برمی‌دارد، بلکه نشان می‌دهد رژیمی که ادعای «حفاظت از مردم» دارد، در عمل خانه‌ها را به روی صاحبان‌شان می‌بندد و اموال‌شان را تاراج می‌کند...
#اعتصابات_سراسری
🔥1
صدور حکم زندان و شلاق برای ابوالفضل خوران به دلیل حمایت از کارزار «نه به اعدام»

بنا به خبری که به کنشگران حقوق بشر ایران رسیده، #ابوالفضل_خوران، فعال صنفی و زندانی سیاسی، با حکمی ناعادلانه از سوی دستگاه قضایی به یک سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

بر اساس گزارش منابع موثق، این فعال صنفی پیش‌تر نیز به دلیل فعالیت‌های مدنی و صنفی به پنج سال زندان محکوم شده بود. تکرار چنین احکامی علیه افرادی که تنها خواستار پایان دادن به مجازات اعدام و دفاع از حق زندگی و کرامت انسانی هستند، موجی از نگرانی و اندوه در میان خانواده‌ها، کنشگران مدنی و افکار عمومی به وجود آورده است.
صدور مجازات‌هایی چون شلاق که از سوی نهادهای حقوق بشری به عنوان «غیرانسانی و تحقیرآمیز» شناخته می‌شوند، نشانه‌ای آشکار از تشدید سرکوب آزادی بیان و محدود کردن فضای فعالیت مدنی در کشور است.

#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام

پیشینه خبر👇👇


https://t.me/Freedom_and_Equality/12950?single
حمله بردند اسپه جسمانیان
جانب قلعه و دژ روحانیان

تا فروگیرند بر دربند غیب
تا کسی ناید از آن سو پاک جیب

حمله بردی سوی دربندان غیب
تا نیایند این طرف مردان غیب

به نام خداوند جان و خرد!

در روزهای اخیر و در پی انتقال زندانیان سیاسی از زندان تهران بزرگ به زندان اوین پاره ای از زندانیان سیاسی به دلیل امتناع از بستن زنجیر و غل به دست و پا، توسط گارد مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.در روزهای پس از تجاوز اسرائیل و در پی انتقال ناگهانی زندانیان از اوین به تهران بزرگ نیز روایت جانکاه و خشونت بار این انتقال از سوی زندانیان سیاسی منتشر شد.این بار نیز در پی انتقال این زندانیان از تهران بزرگ به اوین اسپه جسمانیان دست تطاول و پای تقابل به سوی اسیران در بند گشودند و بر آیین پاس نداشتن حرمت اسیر فزودند و در سیاه نامگی این سیاق نامیمون،گوی سبقت را از سیاهه های پیشین ربودند‌ و به خیال خامی خواسته اند تا از  مردانی که پیوسته صدای حق و حقیقت بودند،انتقام بگیرند و  آنان را تحقیر کنند.اما نمی دانند که محبوسان آزاده را راهی به یاس و شکست نیست و مصداق این بیت مولانا هستند:

ناامیدان  که فلک ساغر ایشان بشکست
چو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند

ابوالفضل قدیانی این شیر پیر در زنجیر، وقتی از پیشانیش خون می چکد،محمد نجفی وکیل با شرافت و صداقت آن را بر صورت خویش می پاشاند و می گوید:این خون شرافت است.مهدی محمودیان که از سال ۸۸ در پی افشاگری جنایات کهریزک، زندان و حبس های زیادی را از سر گذرانیده و همچنان صدای زندانیان بی صدا و معترض به رویه های نادرست است،نیز از آسیب دیدگان این هجوم است.مطلب احمدیان با تنی رنجور و خسته و بیمار که بیش از ۱۶ سال را بدون وقفه در زندان بوده هم از دیگر زندانیانی است که در این انتقال، ضرب و شتم شده است.
محمد باقر بختیار سردار سرافراز جبهه های جنگ که تمام جنگ هشت ساله را در خط نخست نبرد و فرماندهی بوده هم از گزند گزمگان مصون نمانده است.مصطفی تاج‌زاده که روزگاری بر معاونت سیاسی وزارت کشور تکیه زده بود و از سال ۸۸ به این سو همه ی مواهب و مناصب حکومتی را وا نهاده و تجربه سالها  زندان را به دوش می کشد،از دیگر مضروبان این هجوم انتقالی است.محمدرضا فقیهی وکیل آزاده،حسین شنبه زاده ویراستار،مترجم و فعال شبکه اجتماعی،خشایار سفیدی نوازنده سه تار و  دانشجوی اخراجی دانشکده هنر دانشگاه تهران و مرتضی پروین هنرمند حوزه تجسمی
و سیامک
ابراهیمی فعال سیاسی چپ هم از دیگر زندانیانی هستند که در این نقل و انتقال مورد هجوم  قرار گرفته اند. اما درباره این رویداد بیش از همه باید سازمان زندان ها و قوه قضاییه توضیحی روشنی می داشتند که متاسفانه به رغم اطلاع رسانی گسترده توسط خانواده این زندانیان و رسانه های مختلف، نه تنها هیچ توضیح قانع کننده ای ارائه نشده که به نوعی در جایگاه طلبکاری هم قرار گرفته اند.
اما این ابیات فرخی سیستانی را باید این ایام مصداق مقاومت همه زندانیان عقیدتی و سیاسی و مدنی به ویژه این زندانیان سرافراز دانست:

بودن تو به حصار اندر جاه تو نبرد
آن نه جاهیست که تا حشر پذیرد نقصان

شیر هم شیر بود گرچه به زنجیر بود
نبَرد بند و قلاده شرف شیر ژیان

باز هم باز بود، ورچه که او بسته بود
شرف بازی از باز فکندن نتوان

 
عزیز قاسم زاده

یکشنبه  ۱۹ مرداد ۱۴۰۴

#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
هشدار خانواده بابک شهبازی: در صورت اعدام، اسناد افشا خواهد شد

خانواده #بابک_شهبازی اعلام کرد در صورت اجرای حکم اعدام او، اسنادی منتشر خواهد شد که عملکرد نهادهای امنیتی و قضایی را زیر سؤال می‌برد.

برادر بابک نوشت: «اتهامات مطرح‌شده از جمله اقرارنامه بدون امضا، آموزش جاسوسی با نرم‌افزار Word، دریافت ۱۲۰ میلیون دلار، و ارتباط با دشمن صهیونیستی، همگی با اسناد قابل رد هستند.»

وی تأکید کرد که خانواده فعلاً از مسیر قانونی پیگیر است، اما اگر حکم اجرا شود، ناچار به افشای مستنداتی خواهند شد که به اعتبار دستگاه قضا لطمه جدی وارد می‌کند.

درخواست اعاده دادرسی اول رد شده و دوم هنوز ثبت نشده. انتقال بابک به قزل‌حصار نگرانی‌ها را افزایش داده است.

#نه_به_اعدام #بابک_شهبازی

https://t.me/ToCeded/5768
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🔵 (۱۹ مرداد ۱۴۰۴)

پیام محمد نوری‌زاد از زندان اوین
خطاب به ملت ایران به مناسبت هفتمین سالگرد زندانی شدن اعضای بیانیه ۱۴ مبنی بر استعفای خامنه‌ای:

با مام وطن پیمان بسته‌ایم که تا هستیم، تا رمق داریم، برای شکوه و عظمت ایران آرام نخواهیم گرفت.

بند ۷ زندان اوین

#محمد_نوری‌زاد #بیانیه۱۴ #زن_زندگی_آزادی #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

https://t.me/ToCeded/5769
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی‌خبری نگران‌کننده از شاهرخ دانشورکار و چهار زندانی سیاسی دیگر در آستانه خطر اعدام

تصاویری منتشر شده از شاهرخ دانشورکار، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، نگرانی‌ها را دوچندان کرده است.
او به همراه چهار زندانی سیاسی دیگر ربوده و ناپدید شده و از سرنوشت هیچ‌یک اطلاعی در دست نیست.
این وضعیت، خطر قریب‌الوقوع اجرای حکم اعدام را به‌طور جدی متوجه جان آنان کرده است.
باید صدای آنان باشیم و در برابر این سکوت مرگبار، بی‌تفاوت نمانیم.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
بازداشت مجدد یک شهروند  در کامیاران توسط نهادهای امنیتی

#رامین_گرگانی، فعال مدنی اهل کامیاران، بار دیگر توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شد. گفته می‌شود که این بازداشت توسط مأموران اداره اطلاعات صورت گرفته است.
این شهروند کُرد پیش‌تر نیز به دلیل فعالیت‌های مدنی و اجتماعی‌اش چندین‌بار مورد بازجویی و بازداشت قرار گرفته بود.

بر اساس گزارش‌های محلی، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی اقدام به بازداشت این فعال کرده‌اند. تاکنون از محل نگهداری یا دلیل دقیق بازداشت وی اطلاعات رسمی منتشر نشده است.

وضعیت فعلی #رامین_گرگانی و علت بازداشت او همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.
‌ محکومیت ابراهیم رشیدی به حبس تعزیری و جزای نقدی

کنشگران حقوق بشر  ایران ـ امروز دوشنبه ۲۰ مردادماه ۱۴۰۴،  ابراهیم رشیدی، فعال رسانه ای، توسط قضات شعبه دادگاه انقلاب و شعبه ۱۰۳ دادگاه کیفری۲ شهرستان مشکین شهر، به پرداخت ۲۵۰ میلیون ریال جریمه نقدی و تحمل ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

پیشینه خبر👇👇👇

https://t.me/behnima/49724

#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
حکم سنگین برای یک زندانی سیاسی؛ محمود محرابی به ۱۰ سال زندان محکوم شد

ماهان محرابی، برادر #محمود_محرابی، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که برادرش، زندانی سیاسی، با احکام سنگین و غیرعادلانه روبه‌رو شده است. طبق حکم صادره، اشد مجازات یعنی ۵ سال حبس، قابل اجراست.

جزئیات حکم صادره برای او به شرح زیر است:

۵ سال حبس بابت اقوا و تحریک مردم به جنگ و کشتار

۱ سال حبس بابت تبلیغ علیه نظام

۳ سال حبس بابت تحریک غیرموثر نیروهای نظامی

۱ سال حبس بابت توهین به رهبری و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی


مجازات‌های تکمیلی نیز شامل موارد زیر است:

تبعید به مدت ۲ سال از محل تولد

ممنوعیت فعالیت مجازی به مدت ۲ سال

ممنوع‌الخروجی به مدت ۲ سال

سلب حق دریافت گذرنامه به مدت ۲ سال


علاوه بر این، او با اتهام «توهین به مقدسات» نیز مواجه است، اتهامی که بسیاری آن را ابزاری برای سرکوب آزادی بیان و خاموش کردن صدای معترضان می‌دانند.

#محمود_محرابی از تاریخ ۱۲ بهمن ۱۴۰۱ تاکنون، یعنی ۹۲۲ روز، بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به‌سر برده و با وجود فشار،


#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
بی‌خبری و نگرانی از سرنوشت #نیلوفرحاجیان، قهرمان کیک‌بوکسینگ

از اول آگوست ۲۰۲۴ (۱۱ مرداد ۱۴۰۳)، تمامی پست‌ها و عکس پروفایل اینستاگرام نیلوفر حاجیان، قهرمان کیک‌بوکسینگ و فعال حقوق زنان، به‌طور ناگهانی حذف شده و تاکنون هیچ خبری از او در دست نیست. پیش از این تاریخ، حاجیان به‌صورت روزانه در صفحه خود فعال بود.
نیلوفر حاجیان، متولد ۱۳۶۹ در تهران، قهرمان وزن منفی ۶۰ کیلوگرم کیک‌بوکسینگ کشور، داور و مربی رسمی کیک‌بوکسینگ، و همچنین ورزشکار رشته‌های موی‌تای، جوجیتسو و MMA است. او مدتی برای تحصیل به خارج از کشور رفت و پس از بازگشت به ایران، زندگی مستقل خود را ادامه می‌داد.

به گفته دوستانش، نیلوفر به ایران بازگشت تا با  تا به دیگران در آن جامعه نشان دهد که استقلال یک زن چیزی نیست که نه رژیم و نه یک خانواده سرکوبگر بتوانند آن را از زنان بگیرند، وقتی زنان فعالانه برای حقوقشان تلاش می‌کنند.

نیلوفر برای حقوق زنان و کودکان فعالیت می‌کرد.
آزادی؛ برابری؛ دموکراسی
Photo
زندان به‌مثابه ابزار سرکوب: از شنبه خونین قزلحصار تا تشدید خشونت سازمان‌یافته

در شرایطی که ایران با مجموعه‌ای از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، و حتی احتمال آغاز مجدد جنگ روبه‌روست و سطح نارضایتی عمومی به‌شدت افزایش یافته، تشدید برخورد با زندانیان سیاسی را نمی‌توان اقدامی مقطعی یا واکنشی صرف دانست. این روند بخشی از یک سیاست هدفمند و حساب‌شده برای محدودسازی کامل و سرکوب زندانیان سیاسی است؛ حتی در محیط‌هایی که به‌ظاهر تحت کنترل کامل حکومت‌اند، مانند زندان. در این منطق، زندان نه تنها محل نگهداری، بلکه ابزاری برای اعمال فشار روانی و جسمی، قطع ارتباط با جهان بیرون و جلوگیری از هرگونه فعالیت اعتراضی یا هماهنگی بین زندانیان محسوب می‌شود.

این خشونت آشکار بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، نشانه نگرانی و شکنندگی حاکمیت در مواجهه با مخالفان سیاسی است. وقتی حتی صدای زندانیِ محبوس تحمل نمی‌شود، پیام روشنی به جامعه ارسال می‌شود: ترس از اعتراض، حتی در کوچک‌ترین و محصورترین شکل آن. چنین اقداماتی نه امنیت پایدار به‌همراه دارد و نه سکوت مطمئن ایجاد می‌کند؛ بلکه شکاف میان حکومت و جامعه را عمیق‌تر کرده و اعتبار سیاسی جمهوری اسلامی را، چه در داخل و چه در سطح بین‌المللی، بیش از پیش فرسوده می‌سازد.

از منظر حقوق بشری، این اقدامات به‌روشنی نقض تعهدات بین‌المللی ایران است. طبق میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، که ایران به آن پیوسته، رفتار غیرانسانی و تحقیرآمیز با زندانیان ممنوع است. افزون بر آن، «قواعد نلسون ماندلا» به‌عنوان استاندارد سازمان ملل، بر حق برخورداری زندانیان از کرامت انسانی، مراقبت‌های درمانی و مصونیت از شکنجه تأکید دارد؛ اما شواهد اخیر نشان می‌دهد که این اصول به‌صورت سیستماتیک زیر پا گذاشته می‌شود.

در کمتر از دو هفته گذشته، دو نمونه بارز از این رویکرد قابل مشاهده بوده است:

۱. چهارم مرداد – «شنبه خونین قزلحصار»: در زندان قزلحصار، گارد ویژه به بند ۴ یورش برد و زندانیان سیاسی را به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار داد. شدت خشونت به حدی بود که آن را در ۳۷ سال گذشته کم‌سابقه دانسته‌اند. پس از این حمله، دو زندانی برای اجرای حکم اعدام منتقل شدند، ۱۷ نفر به سلول انفرادی فرستاده شدند و یک نفر نیز به زندان دیگری تبعید شد. یک هفته بعد، زندانیان انفرادی به بند اصلی بازگردانده شدند، در حالی که آثار جراحت و آسیب‌های جسمی بر بدنشان مشهود بود و همچنان تحت درمان قرار دارند. در همین فاصله، پرونده‌ جدیدی علیه احمدرضا حائری، زندانی سیاسی، گشوده شد که نشانگر استمرار سیاست سرکوب و تشدید فشار بر فعالان سیاسی حتی در حبس است.

۳. هفدهم مرداد – زندان تهران بزرگ:
مأموران قصد داشتند گروهی از زندانیان سیاسی را با دستبند و پابند به زندان اوین منتقل کنند.
مخالفت زندانیان با این اقدام، با واکنش
خشونت‌آمیز مأموران روبه‌رو شد . در جریان این تنش،هقت زندانی سیاسی محکوم به اعدام از سایر زندانیان جدا شده و به آنان گفته شد که به زندان
قزلحصار منتقل خواهند شد. با این حال، پس از گذشت چهار روز، هیچ اطلاعی از سرنوشت و وضعیت این افراد دردسترس نیست که موجبات نگرانی شدید خانواده و فعالین سیاسی، مدنی و حقوق بشری را در پی داشته است .

این دو رویداد، تصویری روشن از سیاست جاری ارائه می‌دهند: اعمال خشونت سازمان‌یافته و هدفمند برای خاموش کردن هرگونه اعتراض، حتی در فضایی که دیوارها و میله‌ها به‌خودی‌خود آزادی را سلب کرده‌اند. ترکیب ضرب‌وشتم، انتقال اجباری، و بی‌خبری از وضعیت محکومان به اعدام، نه تنها ابزار کنترل فیزیکی، بلکه سلاحی روانی برای ایجاد ترس و ناامیدی در میان زندانیان است. چنین روندی، نارضایتی را از بین نمی‌برد؛ بلکه آن را به شکلی عمیق‌تر و پایدارتر در بطن جامعه می‌کارد و زمینه را برای اعتراضات گسترده‌تر فراهم می‌سازد. این رویکرد، در عین حال، نقض فاحش اصول بنیادین حقوق بشر و تعهدات بین‌المللی ایران محسوب می‌شود و بر شکنندگی مشروعیت سیاسی حاکمیت می‌افزاید.

برگرفته از اینستاگرام مریم یحیوی، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق