Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سنندج
تصاویری لبریز از غرور، اندوه و خشم؛ تجلی بغض فروخوردهی ملتی که هرگز در برابر فاجعه، ظلم و فداکاری خاموش نمیماند. ملتی که نه فراموش میکند، نه میبخشد؛ تنها زانو میزند، آنهم نه در برابر مرگ، بل در برابر بزرگی جانهایی که برای آزادی، برای طبیعت زخمی کوردستان، جان باختند.
امروز، وداعی دیگر. وداع با چیاکو یوسفینژاد، فرزند دلیر آبیدر. در دل گرمایی سوزان و میان جمعیتی سوگوار اما استوار، مراسم بدرقهی پیکر قهرمانی در جریان است که تنش خاک شد، اما نامش جاودانه خواهد ماند. مردمی آمدهاند؛ دلهایی شکسته، مشتهایی گرهکرده، صدایی که در گلو نمیماند. آمدهاند تا نشان دهند فرزندانشان بیصدا نمیمیرند.
در میان انبوه این جمعیت داغدار، چهرهی آشنای فرشید عبداللهی، پدر شهید هومن عبداللهی، حضوری استوار و پرهیبت دارد. مردی که هنوز داغ پسرش را بر دل دارد، اما در فریادهای مردم التیام مییابد. همان مردم فریاد میزنند:
«کاک هومن قهرمانە، شهیدی کوردستانە»
و امروز:
«چیاکو، قهرمان راه سبز، زندهتر از همیشه!»
#اعتصابات_سراسری
#کوردستان_گورستانی_فاشیستان
#ژن_ژیان_ئازادی
تصاویری لبریز از غرور، اندوه و خشم؛ تجلی بغض فروخوردهی ملتی که هرگز در برابر فاجعه، ظلم و فداکاری خاموش نمیماند. ملتی که نه فراموش میکند، نه میبخشد؛ تنها زانو میزند، آنهم نه در برابر مرگ، بل در برابر بزرگی جانهایی که برای آزادی، برای طبیعت زخمی کوردستان، جان باختند.
امروز، وداعی دیگر. وداع با چیاکو یوسفینژاد، فرزند دلیر آبیدر. در دل گرمایی سوزان و میان جمعیتی سوگوار اما استوار، مراسم بدرقهی پیکر قهرمانی در جریان است که تنش خاک شد، اما نامش جاودانه خواهد ماند. مردمی آمدهاند؛ دلهایی شکسته، مشتهایی گرهکرده، صدایی که در گلو نمیماند. آمدهاند تا نشان دهند فرزندانشان بیصدا نمیمیرند.
در میان انبوه این جمعیت داغدار، چهرهی آشنای فرشید عبداللهی، پدر شهید هومن عبداللهی، حضوری استوار و پرهیبت دارد. مردی که هنوز داغ پسرش را بر دل دارد، اما در فریادهای مردم التیام مییابد. همان مردم فریاد میزنند:
«کاک هومن قهرمانە، شهیدی کوردستانە»
و امروز:
«چیاکو، قهرمان راه سبز، زندهتر از همیشه!»
#اعتصابات_سراسری
#کوردستان_گورستانی_فاشیستان
#ژن_ژیان_ئازادی
🔥1
🖤رسول بداغی، زندانی سیاسی سابق انقلاب ۱۴۰۱، امروز به زندگی خود پایان داد.
رسول در دوران حبس، با اتهاماتی همچون «افساد فیالارض، محاربه و عضویت در گروههای مخالف نظام» روبرو بود و تحت شکنجههای شدید جسمی و روحی و همچنین دریافت قرصهای نامعلوم قرار داشت.
پس از ماهها حبس و شکنجه در زندان شیبان و در بازداشت اطلاعات سپاه اهواز، او آزاد شد، ولی زخمهای عمیق روحی و جسمی باقیمانده از آن دوران باعث شد تا امروز به زندگی خود خاتمه دهد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
رسول در دوران حبس، با اتهاماتی همچون «افساد فیالارض، محاربه و عضویت در گروههای مخالف نظام» روبرو بود و تحت شکنجههای شدید جسمی و روحی و همچنین دریافت قرصهای نامعلوم قرار داشت.
پس از ماهها حبس و شکنجه در زندان شیبان و در بازداشت اطلاعات سپاه اهواز، او آزاد شد، ولی زخمهای عمیق روحی و جسمی باقیمانده از آن دوران باعث شد تا امروز به زندگی خود خاتمه دهد.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
❤1
آزادی؛ برابری؛ دموکراسی
Photo
🔴 فریادهای خاموش، مقاومتهای زنده
(به کارزار حمایت از زندانیان سیاسی بپیوندیم)
✍️ #اسماعیل_عبدی
مقدمه: مقاومت در عصر پاکسازی حافظه
در تحلیلهای معاصر علوم اجتماعی، زندان صرفاً مکان سلب آزادی فردی نیست؛ بلکه نهادی سیاسی و نمادین است که به مهندسی حافظه جمعی و بازتولید روابط قدرت میپردازد. در جوامعی که شکاف طبقاتی و اقتدارگرایی ساختاری تثبیت شده، زندان به آینهای بدل میشود که میزان تحمل نظام سیاسی در برابر مقاومت مدنی را آشکار میکند.
حوادث اخیر پیرامون زندان اوین – از حمله موشکی و آوار سنگین بر جان انسانها تا انتقال تحقیرآمیز زندانیان به مکانهایی فاقد حداقل استانداردهای بهداشتی و امنیتی – مصداقی روشن از پروژهای عمیقتر است: تلاش برای پاکسازی نمادهای مقاومت، حذف حافظه مبارزات جمعی و بازنویسی تاریخ بر اساس منطق قدرت.
وقتی زمزمههای تغییر کاربری اوین به مراکز تجاری و تفریحی شنیده میشود، پیام روشن است: «مقاومت را فراموش کنید، تاریخ را خاموش کنید». اما جامعهای که حافظه خود را از دست بدهد، قدرت مقاومت و بازسازی خود را نیز از دست خواهد داد. پایداری تاریخی، همان بازداشتن قدرت از حذف حافظه است.
چارچوب حقوقی: قوانین چه میگویند؟
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۳۹: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده باشد، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.»
آییننامه سازمان زندانها، ماده ۱۱۳: «زندانها باید مجهز به امکانات بهداشتی و درمانی کافی بوده و شرایط زندگی زندانیان به نحوی باشد که کرامت انسانی آنان محفوظ بماند.»
اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۵: «هیچکس نباید مورد شکنجه یا رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.»
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۱۰: «با همه اشخاصی که از آزادی محروم شدهاند باید با انسانیت و احترام به شأن ذاتی شخص انسانی رفتار شود.»
انتقال زندانیان در شرایط غیرانسانی، محرومیت از خدمات درمانی، زنجیر کردن انسانها و قطع تماس آنان با خانواده، نقض آشکار این قوانین داخلی و تعهدات بینالمللی است. این وضعیت نشان میدهد که دفاع از زندانیان، نه فقط یک امر اخلاقی بلکه وظیفهای حقوقی و مدنی است.
چرا امروز باید بایستیم؟
زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی نمایندگان همان ارزشهاییاند که هر جامعهای برای زیست شرافتمندانه بدان نیاز دارد: عدالت، آزادی، برابری و کرامت انسانی. آنان معلمان، کارگران، زنان، دانشجویان و فعالانی هستند که بهجای سکوت، انتخاب کردند که بایستند و سخن بگویند؛ و اکنون به دلیل همین انتخاب، در زنجیر و زیر آوار تحقیر قرار دارند.
بیتفاوتی در برابر رنج آنان، یعنی پذیرش این پیام که «اعتراض جرم است و عدالتخواهی خطرناک». سکوت، فقط زندان را تنگتر نمیکند؛ سکوت، تاریخ را پاک میکند و آینده را به اسارت میبرد.
مطالبات ما در فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران:
۱. توقف فوری هرگونه تغییر کاربری زندان اوین بهعنوان بخشی از حافظه تاریخی مقاومت مردم ایران.
۲. انتقال زندانیان به محلهایی ایمن و انسانی، در چارچوب اصل تفکیک جرائم و رعایت آییننامه سازمان زندانها.
۳. تشکیل هیأتی مستقل و مردمی برای بررسی وقایع حمله و نحوه انتقال زندانیان.
۴. تضمین حقوق اولیه زندانیان، از جمله دسترسی به خدمات درمانی، وکیل و تماس با خانواده.
۵. آزادی فوری زندانیان بیمار و سالخورده، براساس اصل عدم تحمل کیفر (ماده ۵۰۲ آیین دادرسی کیفری).
۶. آزادی بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی که صرفاً به دلیل تلاش برای آزادی و عدالت در بند هستند.
فراخوان انسانی
من، اسماعیل عبدی، معلم و کنشگر صنفی، که خود تجربه زندان را از سر گذراندهام، بهخوبی میدانم که رنج زندانی، فقط رنج او نیست؛ این زخم، زخمی بر پیکر جامعه است.
با توجه به اعدامهای اخیر، آزار سیستماتیک زندانیان و فرستادن آنها به انفرادی همراه با ضرب و شتم و انتقالهای ناعادلانه، بدیهی است اگر امروز از کرامت آنان دفاع نکنیم، فردا کرامت همه ما زیر سؤال خواهد رفت.
از شما مردم شریف، فعالان صنفی، دانشجویان، کارگران، زنان و همه آنان که باور دارند «انسان شایسته زندگی در کرامت است» میخواهم با امضای این کارزار، صدای جمعی ما را بلندتر و رساتر کنید.
یادمان باشد: مقاومت با اتحاد زنده میماند و فراموشی، بزرگترین پیروزی استبداد است.
با احترام و همبستگی
اسماعیل عبدی – معلم و کنشگر صنفی
(به کارزار حمایت از زندانیان سیاسی بپیوندیم)
✍️ #اسماعیل_عبدی
مقدمه: مقاومت در عصر پاکسازی حافظه
در تحلیلهای معاصر علوم اجتماعی، زندان صرفاً مکان سلب آزادی فردی نیست؛ بلکه نهادی سیاسی و نمادین است که به مهندسی حافظه جمعی و بازتولید روابط قدرت میپردازد. در جوامعی که شکاف طبقاتی و اقتدارگرایی ساختاری تثبیت شده، زندان به آینهای بدل میشود که میزان تحمل نظام سیاسی در برابر مقاومت مدنی را آشکار میکند.
حوادث اخیر پیرامون زندان اوین – از حمله موشکی و آوار سنگین بر جان انسانها تا انتقال تحقیرآمیز زندانیان به مکانهایی فاقد حداقل استانداردهای بهداشتی و امنیتی – مصداقی روشن از پروژهای عمیقتر است: تلاش برای پاکسازی نمادهای مقاومت، حذف حافظه مبارزات جمعی و بازنویسی تاریخ بر اساس منطق قدرت.
وقتی زمزمههای تغییر کاربری اوین به مراکز تجاری و تفریحی شنیده میشود، پیام روشن است: «مقاومت را فراموش کنید، تاریخ را خاموش کنید». اما جامعهای که حافظه خود را از دست بدهد، قدرت مقاومت و بازسازی خود را نیز از دست خواهد داد. پایداری تاریخی، همان بازداشتن قدرت از حذف حافظه است.
چارچوب حقوقی: قوانین چه میگویند؟
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۳۹: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده باشد، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.»
آییننامه سازمان زندانها، ماده ۱۱۳: «زندانها باید مجهز به امکانات بهداشتی و درمانی کافی بوده و شرایط زندگی زندانیان به نحوی باشد که کرامت انسانی آنان محفوظ بماند.»
اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۵: «هیچکس نباید مورد شکنجه یا رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.»
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۱۰: «با همه اشخاصی که از آزادی محروم شدهاند باید با انسانیت و احترام به شأن ذاتی شخص انسانی رفتار شود.»
انتقال زندانیان در شرایط غیرانسانی، محرومیت از خدمات درمانی، زنجیر کردن انسانها و قطع تماس آنان با خانواده، نقض آشکار این قوانین داخلی و تعهدات بینالمللی است. این وضعیت نشان میدهد که دفاع از زندانیان، نه فقط یک امر اخلاقی بلکه وظیفهای حقوقی و مدنی است.
چرا امروز باید بایستیم؟
زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی نمایندگان همان ارزشهاییاند که هر جامعهای برای زیست شرافتمندانه بدان نیاز دارد: عدالت، آزادی، برابری و کرامت انسانی. آنان معلمان، کارگران، زنان، دانشجویان و فعالانی هستند که بهجای سکوت، انتخاب کردند که بایستند و سخن بگویند؛ و اکنون به دلیل همین انتخاب، در زنجیر و زیر آوار تحقیر قرار دارند.
بیتفاوتی در برابر رنج آنان، یعنی پذیرش این پیام که «اعتراض جرم است و عدالتخواهی خطرناک». سکوت، فقط زندان را تنگتر نمیکند؛ سکوت، تاریخ را پاک میکند و آینده را به اسارت میبرد.
مطالبات ما در فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران:
۱. توقف فوری هرگونه تغییر کاربری زندان اوین بهعنوان بخشی از حافظه تاریخی مقاومت مردم ایران.
۲. انتقال زندانیان به محلهایی ایمن و انسانی، در چارچوب اصل تفکیک جرائم و رعایت آییننامه سازمان زندانها.
۳. تشکیل هیأتی مستقل و مردمی برای بررسی وقایع حمله و نحوه انتقال زندانیان.
۴. تضمین حقوق اولیه زندانیان، از جمله دسترسی به خدمات درمانی، وکیل و تماس با خانواده.
۵. آزادی فوری زندانیان بیمار و سالخورده، براساس اصل عدم تحمل کیفر (ماده ۵۰۲ آیین دادرسی کیفری).
۶. آزادی بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی که صرفاً به دلیل تلاش برای آزادی و عدالت در بند هستند.
فراخوان انسانی
من، اسماعیل عبدی، معلم و کنشگر صنفی، که خود تجربه زندان را از سر گذراندهام، بهخوبی میدانم که رنج زندانی، فقط رنج او نیست؛ این زخم، زخمی بر پیکر جامعه است.
با توجه به اعدامهای اخیر، آزار سیستماتیک زندانیان و فرستادن آنها به انفرادی همراه با ضرب و شتم و انتقالهای ناعادلانه، بدیهی است اگر امروز از کرامت آنان دفاع نکنیم، فردا کرامت همه ما زیر سؤال خواهد رفت.
از شما مردم شریف، فعالان صنفی، دانشجویان، کارگران، زنان و همه آنان که باور دارند «انسان شایسته زندگی در کرامت است» میخواهم با امضای این کارزار، صدای جمعی ما را بلندتر و رساتر کنید.
یادمان باشد: مقاومت با اتحاد زنده میماند و فراموشی، بزرگترین پیروزی استبداد است.
با احترام و همبستگی
اسماعیل عبدی – معلم و کنشگر صنفی
❤1
آزادی؛ برابری؛ دموکراسی
Photo
بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی:
«جمهوری اسلامی حتی از کشتن کودکان نیز پروایی ندارد»
ما جمعی از زندانیان سیاسی و مدنی، کشته شدن رها شیخی، کودک سهسالهای در خمین به دست مأموران جمهوری اسلامی را بهشدت محکوم میکنیم. این فاجعه، نشانهای دیگر از خشونت ساختاری و بیپروایی این نظام در قبال جان انسانهاست.
در شرایطی که حکومت با تبلیغات گسترده، از وحدت ملی پس از جنگ اخیر با اسرائیل سخن میگوید، چگونه میتوان شلیک به یک کودک و خانوادهاش را، تنها بهدلیل بیتوجهی به فرمان ایست، نماد انسجام دانست؟
رفتار دوگانه جمهوری اسلامی با کودکان فلسطینی در مقایسه با کودکان ایرانی، نشانگر آن است که هرجا بقای نظام به خطر افتد، جان کودکان نیز بیارزش میشود. از کارون حاجیزاده تا کیان پیرفلک، نیکا شاکرمی، اسرا پناهی، سارینا اسماعیلزاده و قربانیان سرنگونی هواپیمای اوکراینی، همگی گواه این واقعیت تلخاند.
در ماجرای رها و خانوادهاش، نهتنها آموزش لازم برای ایست بازرسی رعایت نشده، بلکه اصول اولیه استفاده از سلاح نیز نادیده گرفته شده است. این خشونت عریان، نقض فاحش ابتداییترین حقوق انسانی است.
حاکمیت، برای پوشاندن شکستهای اطلاعاتیاش، موجی جدید از ایستهای بازرسی را به راه انداخته است؛ همانطور که گشت ارشاد به بهای جان مهسا امینی انجامید، این کنترلها نیز امروز در لباسی دیگر جان مردم را تهدید میکنند.
ما ضمن ابراز همدردی با خانواده رها، خواستار محاکمه فوری عاملان و آمران این جنایت و تغییر اساسی در رفتار جمهوری اسلامی با جان فرزندان ایران هستیم.
امضاکنندگان:
امک ابراهیمی، مطلب احمدیان، سعید احمدی دلجو، سجاد ایماننژاد، محمود اوجاقلو، محمدباقر بختیار، شهریار براتی، مرتضی پروین، سید مصطفی تاجزاده، خشایار سفیدی، حسین شنبهزاده، سید محمدرضا فقیهی، ابوالفضل قدیانی، محسن قشقایی، مهدی محمودیان، محمد نجفی
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
«جمهوری اسلامی حتی از کشتن کودکان نیز پروایی ندارد»
ما جمعی از زندانیان سیاسی و مدنی، کشته شدن رها شیخی، کودک سهسالهای در خمین به دست مأموران جمهوری اسلامی را بهشدت محکوم میکنیم. این فاجعه، نشانهای دیگر از خشونت ساختاری و بیپروایی این نظام در قبال جان انسانهاست.
در شرایطی که حکومت با تبلیغات گسترده، از وحدت ملی پس از جنگ اخیر با اسرائیل سخن میگوید، چگونه میتوان شلیک به یک کودک و خانوادهاش را، تنها بهدلیل بیتوجهی به فرمان ایست، نماد انسجام دانست؟
رفتار دوگانه جمهوری اسلامی با کودکان فلسطینی در مقایسه با کودکان ایرانی، نشانگر آن است که هرجا بقای نظام به خطر افتد، جان کودکان نیز بیارزش میشود. از کارون حاجیزاده تا کیان پیرفلک، نیکا شاکرمی، اسرا پناهی، سارینا اسماعیلزاده و قربانیان سرنگونی هواپیمای اوکراینی، همگی گواه این واقعیت تلخاند.
در ماجرای رها و خانوادهاش، نهتنها آموزش لازم برای ایست بازرسی رعایت نشده، بلکه اصول اولیه استفاده از سلاح نیز نادیده گرفته شده است. این خشونت عریان، نقض فاحش ابتداییترین حقوق انسانی است.
حاکمیت، برای پوشاندن شکستهای اطلاعاتیاش، موجی جدید از ایستهای بازرسی را به راه انداخته است؛ همانطور که گشت ارشاد به بهای جان مهسا امینی انجامید، این کنترلها نیز امروز در لباسی دیگر جان مردم را تهدید میکنند.
ما ضمن ابراز همدردی با خانواده رها، خواستار محاکمه فوری عاملان و آمران این جنایت و تغییر اساسی در رفتار جمهوری اسلامی با جان فرزندان ایران هستیم.
امضاکنندگان:
امک ابراهیمی، مطلب احمدیان، سعید احمدی دلجو، سجاد ایماننژاد، محمود اوجاقلو، محمدباقر بختیار، شهریار براتی، مرتضی پروین، سید مصطفی تاجزاده، خشایار سفیدی، حسین شنبهزاده، سید محمدرضا فقیهی، ابوالفضل قدیانی، محسن قشقایی، مهدی محمودیان، محمد نجفی
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
👏1
✅ محمد فرامرزی همان شخص مدعی خداناباوری که در کنفرانس مونیخ گفت #رضاپهلوی کعبه من است و مقابلش سجده کرد، برخلاف ادعایش که گفت از آسیب دیدگان ۱۴۰۱ است، مشخص شده در ایران عضو بسیج بوده و مقابل قالیباف دولا راست میشده و احتمالا از نیروهای سرکوبگر بوده!
زیبا نیست؟/سهام نیوز
زیبا نیست؟/سهام نیوز
عفو بین الملل؛ محکومیت اعدام مهدی حسنی و بهروز احسانی ، هشدارکمیسر عالی در باره موج اعدامها
فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، با اشاره به اعدام این دو زندانی سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی در زندان قزلحصار، هشدار داد که دیکتاتوری حاکم با تشدید اجرای احکام اعدام، در حال نقض فاحش حق حیات و زیر پا گذاشتن قوانین بینالمللی حقوق بشر است
کانون حقوق بشر ایران، سهشنبه ۷ مردادماه ۱۴۰۴ - در پی اعدام دو زندانی سیاسی، بهروز احسانی و مهدی حسنی در زندان قزلحصار کرج، موجی از واکنشها و نگرانیهای بینالمللی نسبت به افزایش شمار اعدامها در ایران، بهویژه پس از تنشهای منطقهای اخیر، به وجود آمده است. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سازمان عفو بینالملل با انتشار بیانیههایی، این اعدامها را ناقض آشکار حقوق بشر و «ابزاری برای سرکوب سیاسی» دانستهاند. در بیانیه عفو بینالملل آمده است:
«بهروز احسانی و مهدی حسنی در بحبوحه بحران وحشتناک اعدام در ایران که منجر به اعدام نزدیک به ۷۰۰ نفر در سال جاری شده است، خودسرانه اعدام شدند. آنها پس از محاکمهای به شدت ناعادلانه توسط دادگاه انقلاب، مخفیانه و بدون اطلاع قبلی به خود یا خانوادههایشان اعدام شدند. آنها نزدیک به دو سال قبل از محاکمهای که تنها پنج دقیقه طول کشید و در طی آن اجازه صحبت در دفاع از خود را نداشتند، از دسترسی به وکلای خود محروم بودند. «اعترافات» اجباری که از طریق ضرب و شتم، حبس انفرادی طولانی مدت و تهدید به آسیب بیشتر به آنها و خانوادههایشان گرفته شده بود، به عنوان مدرکی برای محکومیت آنها استفاده شد.»
فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، با اشاره به اعدام این دو زندانی سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی در زندان قزلحصار، هشدار داد که دیکتاتوری حاکم با تشدید اجرای احکام اعدام، در حال نقض فاحش حق حیات و زیر پا گذاشتن قوانین بینالمللی حقوق بشر است
کانون حقوق بشر ایران، سهشنبه ۷ مردادماه ۱۴۰۴ - در پی اعدام دو زندانی سیاسی، بهروز احسانی و مهدی حسنی در زندان قزلحصار کرج، موجی از واکنشها و نگرانیهای بینالمللی نسبت به افزایش شمار اعدامها در ایران، بهویژه پس از تنشهای منطقهای اخیر، به وجود آمده است. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سازمان عفو بینالملل با انتشار بیانیههایی، این اعدامها را ناقض آشکار حقوق بشر و «ابزاری برای سرکوب سیاسی» دانستهاند. در بیانیه عفو بینالملل آمده است:
«بهروز احسانی و مهدی حسنی در بحبوحه بحران وحشتناک اعدام در ایران که منجر به اعدام نزدیک به ۷۰۰ نفر در سال جاری شده است، خودسرانه اعدام شدند. آنها پس از محاکمهای به شدت ناعادلانه توسط دادگاه انقلاب، مخفیانه و بدون اطلاع قبلی به خود یا خانوادههایشان اعدام شدند. آنها نزدیک به دو سال قبل از محاکمهای که تنها پنج دقیقه طول کشید و در طی آن اجازه صحبت در دفاع از خود را نداشتند، از دسترسی به وکلای خود محروم بودند. «اعترافات» اجباری که از طریق ضرب و شتم، حبس انفرادی طولانی مدت و تهدید به آسیب بیشتر به آنها و خانوادههایشان گرفته شده بود، به عنوان مدرکی برای محکومیت آنها استفاده شد.»
توقیف اموال ۲۲ شهروند بهایی در اصفهان به دستور دادگاه ویژه اصل ۴۹
🔴 در اقدامی نگرانکننده و ادامهدار از فشارهای ساختاری علیه جامعه بهایی در ایران، اموال بیش از ۲۲ شهروند بهایی ساکن اصفهان به دستور دادگاه ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی توقیف شده است. این دستور قضایی توسط قاضی مرتضی براتی صادر شده؛ فردی که پیشتر نیز به دلیل نقض حقوق بشر از سوی دولت بریتانیا تحریم شده است.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، نه تنها این اموال بدون محاکمه عادلانه توقیف شدهاند، بلکه صاحبان آنها و وکلایشان حتی امکان دسترسی به پروندهها در سامانه قضایی را نیز نداشتهاند. همچنین این شهروندان به حالت ممنوعالمعامله درآمدهاند، به این معنا که از انجام هرگونه معامله و فعالیت مالی رسمی محروم شدهاند.
کارشناسان حقوق بشر، این اقدام را در تضاد آشکار با اصول دادرسی عادلانه، حقوق مالکیت، و موازین بینالمللی حقوق بشر میدانند. توقیف گستردهٔ اموال بدون حکم قطعی دادگاه و بدون رعایت فرآیندهای قانونی شفاف، میتواند به عنوان نمونهای از تبعیض سیستماتیک علیه بهاییان در ایران تلقی شود.
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
🔴 در اقدامی نگرانکننده و ادامهدار از فشارهای ساختاری علیه جامعه بهایی در ایران، اموال بیش از ۲۲ شهروند بهایی ساکن اصفهان به دستور دادگاه ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی توقیف شده است. این دستور قضایی توسط قاضی مرتضی براتی صادر شده؛ فردی که پیشتر نیز به دلیل نقض حقوق بشر از سوی دولت بریتانیا تحریم شده است.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، نه تنها این اموال بدون محاکمه عادلانه توقیف شدهاند، بلکه صاحبان آنها و وکلایشان حتی امکان دسترسی به پروندهها در سامانه قضایی را نیز نداشتهاند. همچنین این شهروندان به حالت ممنوعالمعامله درآمدهاند، به این معنا که از انجام هرگونه معامله و فعالیت مالی رسمی محروم شدهاند.
کارشناسان حقوق بشر، این اقدام را در تضاد آشکار با اصول دادرسی عادلانه، حقوق مالکیت، و موازین بینالمللی حقوق بشر میدانند. توقیف گستردهٔ اموال بدون حکم قطعی دادگاه و بدون رعایت فرآیندهای قانونی شفاف، میتواند به عنوان نمونهای از تبعیض سیستماتیک علیه بهاییان در ایران تلقی شود.
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
افشاگری #عینالله_رضازاده جویباری از زندان تهران بزرگ: پشت پرده حمله اسرائیل به زندان اوین و استفاده ابزاری از زندانیان بهعنوان سپر انسانی
عینالله رضازاده جویباری، از زندان تهران بزرگ، در افشاگری جدیدی جزئیاتی تکاندهنده دربارهی حملهی اخیر رژیم صهیونیستی به زندان اوین و نحوهی انتقال زندانیان به زندان تهران بزرگ ارائه داده است.
وی ادعا کرده است که در جریان این حمله، نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با آگاهی کامل از احتمال حمله، نهتنها از جان زندانیان محافظت نکردند، بلکه آنها را عملاً بهعنوان "سپر انسانی" در برابر حمله قرار دادند. رضازاده جویباری میگوید انتقال برخی زندانیان به زندان تهران بزرگ با هدف پراکندهسازی آنان و جلوگیری از جلب توجه رسانهها انجام شده است.
او همچنین نحوهی انتقال، بیاطلاعی خانوادهها، و رفتار غیرانسانی مأموران را از دیگر ابعاد این عملیات پنهانی دانسته و تأکید کرده که این اقدامات نقض آشکار حقوق بشر و قوانین بینالمللی است.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
عینالله رضازاده جویباری، از زندان تهران بزرگ، در افشاگری جدیدی جزئیاتی تکاندهنده دربارهی حملهی اخیر رژیم صهیونیستی به زندان اوین و نحوهی انتقال زندانیان به زندان تهران بزرگ ارائه داده است.
وی ادعا کرده است که در جریان این حمله، نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با آگاهی کامل از احتمال حمله، نهتنها از جان زندانیان محافظت نکردند، بلکه آنها را عملاً بهعنوان "سپر انسانی" در برابر حمله قرار دادند. رضازاده جویباری میگوید انتقال برخی زندانیان به زندان تهران بزرگ با هدف پراکندهسازی آنان و جلوگیری از جلب توجه رسانهها انجام شده است.
او همچنین نحوهی انتقال، بیاطلاعی خانوادهها، و رفتار غیرانسانی مأموران را از دیگر ابعاد این عملیات پنهانی دانسته و تأکید کرده که این اقدامات نقض آشکار حقوق بشر و قوانین بینالمللی است.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
Forwarded from کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران
🔴 بیانیه اعتراضی جمعی از کارگران و کارکنان صنعت نفت گچساران درباره جانباختن سید صابر آسایش
تبعیض در جان، تبعیض در درمان، تبعیض در عدالت!
ما، جمعی از کارکنان و دلسوزان صنعت نفت گچساران، با قلبی آکنده از اندوه و خشمی فروخورده، درگذشت جانسوز همکار پرتلاشمان، سید صابر آسایش را که در حین انجام وظیفه دچار سانحه شد، تسلیت گفته و همزمان فریاد اعتراض خود را اعلام میداریم.
صابر آسایش نه تنها در میدان کار، بلکه در میدان بیعدالتی و تبعیض جان باخت. او پس از سانحهای شدید، به دلیل پیمانکاری بودن، از پذیرش در بیمارستان تخصصی نفت محروم شد و به بیمارستان رجایی گچساران منتقل گردید؛ تصمیمی که شاید جان او را گرفت.
سؤال ما این است:
آیا در صنعت نفت، جان انسانها با نوع قراردادشان سنجیده میشود؟
آیا خدمات درمانی برای «رسمیها»ست و دیگران باید جان خود را بدهند؟
آیا نباید بهجای نوع قرارداد، انسانبودن ملاک باشد؟
این حادثه، نتیجهی مستقیم بیتوجهی به اصول ایمنی و نبود عدالت در ساختار منابع انسانی نفت است. این سکوت جایز نیست.
خواستههای ما روشن است:
1. تحقیق فوری، شفاف و علنی درباره علت حادثه و شناسایی مقصران
2. برخورد قانونی با مسئولان سهلانگار در حوزه ایمنی و عملیات
3. پایاندادن به تبعیض درمانی؛ همه کارکنان نفت باید تحت پوشش درمان تخصصی صنعت نفت باشند
4. دلجویی رسمی، جبران خسارت کامل، و ثبت نام صابر آسایش به عنوان شهید خدمت
5. اصلاح فوری ساختار تبعیضآمیز بین نیروهای رسمی، شرکتی و پیمانکاری در نفت
اگر امروز برای صابر سکوت کنیم، فردا نوبت دیگریست. ما این ظلم را نمیپذیریم. ما سکوت نخواهیم کرد. به یاد صابر آسایش؛ نه فقط برای مرگش، بلکه برای مظلومیتی که بر او رفت.
جمعی از کارکنان، همکاران و دلسوزان صنعت نفت
گچساران – مرداد ۱۴۰۴
https://t.me/komitepaygir/10720
تبعیض در جان، تبعیض در درمان، تبعیض در عدالت!
ما، جمعی از کارکنان و دلسوزان صنعت نفت گچساران، با قلبی آکنده از اندوه و خشمی فروخورده، درگذشت جانسوز همکار پرتلاشمان، سید صابر آسایش را که در حین انجام وظیفه دچار سانحه شد، تسلیت گفته و همزمان فریاد اعتراض خود را اعلام میداریم.
صابر آسایش نه تنها در میدان کار، بلکه در میدان بیعدالتی و تبعیض جان باخت. او پس از سانحهای شدید، به دلیل پیمانکاری بودن، از پذیرش در بیمارستان تخصصی نفت محروم شد و به بیمارستان رجایی گچساران منتقل گردید؛ تصمیمی که شاید جان او را گرفت.
سؤال ما این است:
آیا در صنعت نفت، جان انسانها با نوع قراردادشان سنجیده میشود؟
آیا خدمات درمانی برای «رسمیها»ست و دیگران باید جان خود را بدهند؟
آیا نباید بهجای نوع قرارداد، انسانبودن ملاک باشد؟
این حادثه، نتیجهی مستقیم بیتوجهی به اصول ایمنی و نبود عدالت در ساختار منابع انسانی نفت است. این سکوت جایز نیست.
خواستههای ما روشن است:
1. تحقیق فوری، شفاف و علنی درباره علت حادثه و شناسایی مقصران
2. برخورد قانونی با مسئولان سهلانگار در حوزه ایمنی و عملیات
3. پایاندادن به تبعیض درمانی؛ همه کارکنان نفت باید تحت پوشش درمان تخصصی صنعت نفت باشند
4. دلجویی رسمی، جبران خسارت کامل، و ثبت نام صابر آسایش به عنوان شهید خدمت
5. اصلاح فوری ساختار تبعیضآمیز بین نیروهای رسمی، شرکتی و پیمانکاری در نفت
اگر امروز برای صابر سکوت کنیم، فردا نوبت دیگریست. ما این ظلم را نمیپذیریم. ما سکوت نخواهیم کرد. به یاد صابر آسایش؛ نه فقط برای مرگش، بلکه برای مظلومیتی که بر او رفت.
جمعی از کارکنان، همکاران و دلسوزان صنعت نفت
گچساران – مرداد ۱۴۰۴
https://t.me/komitepaygir/10720
تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفتهی هفتاد و نهم؛
در ۴۸ زندان کشور، با وجود فشارهای فزاینده بر زندانیان سیاسی
کارزار سراسری زندانیان سیاسی با عنوان «سهشنبههای نه به اعدام» که در اعتراض به مجازات اعدام و بهویژه احکام صادره علیه فعالان سیاسی و مدنی، هر هفته به شکل اعتصاب غذا برگزار میشود، وارد هفتهی هفتاد و نهم خود شده است.
این حرکت اعتراضی، امروز سهشنبه ۷ مرداد، با مشارکت زندانیان سیاسی در دستکم ۴۸ زندان کشور ادامه یافت؛ آنهم در شرایطی که شرکتکنندگان با انواع فشارهای جسمی و روحی، محدودیتهای مضاعف، و تهدیدهای مکرر از سوی نهادهای امنیتی و مسئولان زندان مواجهاند.
این کارزار مسالمتآمیز، با وجود سرکوب سیستماتیک، همچنان صدای اعتراض به نقض بنیادین حقوق بشر، بهویژه حق حیات، در زندانهای جمهوری اسلامی ایران است
#اعتصابات_سراسری
در ۴۸ زندان کشور، با وجود فشارهای فزاینده بر زندانیان سیاسی
کارزار سراسری زندانیان سیاسی با عنوان «سهشنبههای نه به اعدام» که در اعتراض به مجازات اعدام و بهویژه احکام صادره علیه فعالان سیاسی و مدنی، هر هفته به شکل اعتصاب غذا برگزار میشود، وارد هفتهی هفتاد و نهم خود شده است.
این حرکت اعتراضی، امروز سهشنبه ۷ مرداد، با مشارکت زندانیان سیاسی در دستکم ۴۸ زندان کشور ادامه یافت؛ آنهم در شرایطی که شرکتکنندگان با انواع فشارهای جسمی و روحی، محدودیتهای مضاعف، و تهدیدهای مکرر از سوی نهادهای امنیتی و مسئولان زندان مواجهاند.
این کارزار مسالمتآمیز، با وجود سرکوب سیستماتیک، همچنان صدای اعتراض به نقض بنیادین حقوق بشر، بهویژه حق حیات، در زندانهای جمهوری اسلامی ایران است
#اعتصابات_سراسری
هشدار فوری کنشگران حقوق بشر: صدور احکام سنگین برای ۷۰ جوان اهوازی؛ شکنجه، اعترافات اجباری و محاکمه در بیعدالتی مطلق
ما، جمعی از کنشگران حقوق بشرایران ، با نگرانی و خشم عمیق، صدور احکام سنگین و غیرقانونی علیه دستکم ۷۰ جوان عرب اهوازی را محکوم میکنیم. این جوانان، همگی در سنین ۲۳ تا ۲۸ سال و متولد دهههای ۷۰ و ۸۰، در پی بازداشتهای گسترده و غیرقانونی در استان خوزستان، پس از هفتهها حبس در سلولهای انفرادی، تحت شکنجههای شدید جسمی و روانی، به بند ۵ زندان شیبان منتقل شدهاند.
تنها ۴۸ ساعت پس از انتقال به زندان و بدون دسترسی به وکیل اختیاری، این جوانان در دادسرای انقلاب اهواز به ریاست قاضی احسان عدیبیمهر، در روندی فراقضایی و نمایشی، محاکمه شدهاند. اتهامات ساختگی آنان شامل موارد زیر است:
۵ سال زندان به اتهام «جاسوسی و همکاری با موساد»
۱ سال زندان به اتهام «تبلیغ علیه نظام»
۲ سال زندان به اتهام «توهین به علی خامنهای»
۲ سال ممنوعالخروجی
اجبار به شرکت در جلسات اجباری «اصلاحی» تحت نظارت نهادهای امنیتی همچون سپاه و بسیج
منابع نزدیک به این زندانیان از شکنجههای سیستماتیک، تهدید به تجاوز، تحقیر مداوم، و اعترافگیری زیر فشار خبر دادهاند. این اعترافات در شرایطی گرفته شدهاند که فاقد هرگونه مشروعیت قضایی و استانداردهای حقوقی هستند و بر پایه بیحقوقی مطلق صورت گرفتهاند.
این اقدام بخشی از یک سیاست آشکار پاکسازی قومی و امنیتیسازی زندگی جوانان عرب اهوازی است که در سکوت نهادهای بینالمللی، به فاز جدیدی وارد شده است.
در حالیکه جمهوری اسلامی درگیر بحرانهای منطقهای با اسرائیل و کشورهای دیگر است، در داخل مرزهایش با سوءاستفاده از فضای امنیتی و غیبت رسانههای مستقل، سرکوب خشن، بازداشتهای گسترده، شکنجه و حتی اعدام را علیه فعالان مدنی، اقلیتهای قومی، و معترضان عادی شدت بخشیده است.
ما نسبت به تداوم چرخه سرکوب و صدور احکام فلهای و اعدامهای خاموش در زندانهای ایران هشدار میدهیم.
ما جامعه جهانی را فرامیخوانیم تا سکوت را بشکند و در برابر نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران، بهویژه علیه اقلیتهای قومی، واکنشی قاطع، فوری و هماهنگ نشان دهد.
جمهوری اسلامی هر روز بازداشت میکند، هر شب شکنجه میکند و در سکوت، اعدام میکند. ما وظیفه داریم این چرخه جنایت را افشا کنیم.
این فقط یک هشدار نیست، فریادی است از دل خوزستان، از دهان مادرانی که فرزندانشان بیگناه، پشت دیوارهای شکنجه خاموش شدهاند..
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
ما، جمعی از کنشگران حقوق بشرایران ، با نگرانی و خشم عمیق، صدور احکام سنگین و غیرقانونی علیه دستکم ۷۰ جوان عرب اهوازی را محکوم میکنیم. این جوانان، همگی در سنین ۲۳ تا ۲۸ سال و متولد دهههای ۷۰ و ۸۰، در پی بازداشتهای گسترده و غیرقانونی در استان خوزستان، پس از هفتهها حبس در سلولهای انفرادی، تحت شکنجههای شدید جسمی و روانی، به بند ۵ زندان شیبان منتقل شدهاند.
تنها ۴۸ ساعت پس از انتقال به زندان و بدون دسترسی به وکیل اختیاری، این جوانان در دادسرای انقلاب اهواز به ریاست قاضی احسان عدیبیمهر، در روندی فراقضایی و نمایشی، محاکمه شدهاند. اتهامات ساختگی آنان شامل موارد زیر است:
۵ سال زندان به اتهام «جاسوسی و همکاری با موساد»
۱ سال زندان به اتهام «تبلیغ علیه نظام»
۲ سال زندان به اتهام «توهین به علی خامنهای»
۲ سال ممنوعالخروجی
اجبار به شرکت در جلسات اجباری «اصلاحی» تحت نظارت نهادهای امنیتی همچون سپاه و بسیج
منابع نزدیک به این زندانیان از شکنجههای سیستماتیک، تهدید به تجاوز، تحقیر مداوم، و اعترافگیری زیر فشار خبر دادهاند. این اعترافات در شرایطی گرفته شدهاند که فاقد هرگونه مشروعیت قضایی و استانداردهای حقوقی هستند و بر پایه بیحقوقی مطلق صورت گرفتهاند.
این اقدام بخشی از یک سیاست آشکار پاکسازی قومی و امنیتیسازی زندگی جوانان عرب اهوازی است که در سکوت نهادهای بینالمللی، به فاز جدیدی وارد شده است.
در حالیکه جمهوری اسلامی درگیر بحرانهای منطقهای با اسرائیل و کشورهای دیگر است، در داخل مرزهایش با سوءاستفاده از فضای امنیتی و غیبت رسانههای مستقل، سرکوب خشن، بازداشتهای گسترده، شکنجه و حتی اعدام را علیه فعالان مدنی، اقلیتهای قومی، و معترضان عادی شدت بخشیده است.
ما نسبت به تداوم چرخه سرکوب و صدور احکام فلهای و اعدامهای خاموش در زندانهای ایران هشدار میدهیم.
ما جامعه جهانی را فرامیخوانیم تا سکوت را بشکند و در برابر نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران، بهویژه علیه اقلیتهای قومی، واکنشی قاطع، فوری و هماهنگ نشان دهد.
جمهوری اسلامی هر روز بازداشت میکند، هر شب شکنجه میکند و در سکوت، اعدام میکند. ما وظیفه داریم این چرخه جنایت را افشا کنیم.
این فقط یک هشدار نیست، فریادی است از دل خوزستان، از دهان مادرانی که فرزندانشان بیگناه، پشت دیوارهای شکنجه خاموش شدهاند..
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
🔴 تجمع اعتراضی در خمام؛ «توپ، تانک، فشفشه، این برق باید وصل بشه!»
مردم و کسبه شهر خمام در استان گیلان، روز سهشنبه در اعتراض به قطعیهای مکرر برق، دست به تجمع اعتراضی زدند.
تجمع با شعار «توپ، تانک، فشفشه، این برق باید وصل بشه» آغاز شد.
پس از این اعتراض، مسئولان وعده دادند قطعی برق از ۴ ساعت به ۱ ساعت کاهش یابد.
مردم تأکید کردند:
«تجمع ما نتیجه داد، اما اگر صدایمان شنیده نشود، این تازه اول راه است.»
مردم و کسبه شهر خمام در استان گیلان، روز سهشنبه در اعتراض به قطعیهای مکرر برق، دست به تجمع اعتراضی زدند.
تجمع با شعار «توپ، تانک، فشفشه، این برق باید وصل بشه» آغاز شد.
پس از این اعتراض، مسئولان وعده دادند قطعی برق از ۴ ساعت به ۱ ساعت کاهش یابد.
مردم تأکید کردند:
«تجمع ما نتیجه داد، اما اگر صدایمان شنیده نشود، این تازه اول راه است.»
پیام وریشه مرادی برای جانباختگان زیست محیطی کردستان:
پیکرهایتان به خاک و جانهای همیشه بیدارتان پیشکش به طبیعت
سوزی در سینهٔ این خاک است، زمین فرزندانِ خود را با رنجی گران به آغوش کشید. به هر بهانهای کشته میدهیم و شاهدیم این تلخیِ بیپایان را. شعلهٔ رقصانِ پیکرهاتان در میانِ درختانِ شعلهور، بر دامانِ کوهستان، خوابِ کودکانِ این سرزمین را آشفته و بُغضِ ما مردمانِ سینهسوخته را دوچندان نمود. آتشی که پیکرهایتان را بلعید، شعلهٔ خشمیست که زبانههای سرکشش، بنیانِ ستم را در خود خاکستر خواهد کرد. نام و یادتان، آوازی شد بر ئاویەر؛ زمزمهای شد در گوشِ جانِ ما که ماندهایم و فدایِ جانتان، برای مامِ زمین را نظاره کردیم. پیکرهایتان به خاک و جانهای همیشه بیدارتان، پیشکش به طبیعت. جاوید باد یادتان که برای زندگی، برای نجاتِ طبیعت، جان دادید.
از پسِ میلههای زندان، با دلی آکنده از اندوه و احترام، مراتبِ همدردیِ عمیقِ خود را با خانوادههای داغدار و سرافرازِ حمید مرادی، چیاکۆ یوسفنژاد و خبات امینی اعلام میدارم.
وریشە مرادی، زندانی اعدامی بند زنان قرچک،
مرداد ۱۴۰۴
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/ToCeded/5677
پیکرهایتان به خاک و جانهای همیشه بیدارتان پیشکش به طبیعت
سوزی در سینهٔ این خاک است، زمین فرزندانِ خود را با رنجی گران به آغوش کشید. به هر بهانهای کشته میدهیم و شاهدیم این تلخیِ بیپایان را. شعلهٔ رقصانِ پیکرهاتان در میانِ درختانِ شعلهور، بر دامانِ کوهستان، خوابِ کودکانِ این سرزمین را آشفته و بُغضِ ما مردمانِ سینهسوخته را دوچندان نمود. آتشی که پیکرهایتان را بلعید، شعلهٔ خشمیست که زبانههای سرکشش، بنیانِ ستم را در خود خاکستر خواهد کرد. نام و یادتان، آوازی شد بر ئاویەر؛ زمزمهای شد در گوشِ جانِ ما که ماندهایم و فدایِ جانتان، برای مامِ زمین را نظاره کردیم. پیکرهایتان به خاک و جانهای همیشه بیدارتان، پیشکش به طبیعت. جاوید باد یادتان که برای زندگی، برای نجاتِ طبیعت، جان دادید.
از پسِ میلههای زندان، با دلی آکنده از اندوه و احترام، مراتبِ همدردیِ عمیقِ خود را با خانوادههای داغدار و سرافرازِ حمید مرادی، چیاکۆ یوسفنژاد و خبات امینی اعلام میدارم.
وریشە مرادی، زندانی اعدامی بند زنان قرچک،
مرداد ۱۴۰۴
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/ToCeded/5677
ه ياد عزيزان زنده ، رامين حسين پناهى و زانيار و لقمان مرادى.
جاودانگى
————
سبكبال ساز مى نواختيم
انسان را
شاد و رها و آزاد مى خواستيم
حتى
نجات شما
مزدوران بد اقبال پول را
تا شايسته شويد
هدر نرويد، زندگى كنيد
عشق بورزيد
انسان شويد.
اما شما ساز را در بند كرديد
اگر چه آواز را نه
ما را بر دار كرديد
اگر چه فرياد را نه
شما جهالت و بطالت
تباهى و تاريكى
از اين همه واژه هاى خوب
لعنت تاريخى را
انتخاب كرديد.
ماتم و نفرت را
و ما شادى و عشق را
شما خدا و حجره هاى سياه جنايت
و ما آفتاب و انسان و سعادت
* *. *
فردا كه زنده نامهاى زيبايشان
با سرود گلباران جاودانگى يادشان
در ميدان بزرگ شهر
در سالگرد جشن با شكوه
ميلاد رهايى
طنين انداز شود.
شما مُرداريد
نام سياهتان گُم است
شمايى نيستيد
و در آن لحظه با شكوه انسانى
حتى
از " نعمت" نفرين و لعنت نيز
بر خوردار نيستيد.
.
(١٩ شهريور٩٧ -هاشم فاضلى)
جاودانگى
————
سبكبال ساز مى نواختيم
انسان را
شاد و رها و آزاد مى خواستيم
حتى
نجات شما
مزدوران بد اقبال پول را
تا شايسته شويد
هدر نرويد، زندگى كنيد
عشق بورزيد
انسان شويد.
اما شما ساز را در بند كرديد
اگر چه آواز را نه
ما را بر دار كرديد
اگر چه فرياد را نه
شما جهالت و بطالت
تباهى و تاريكى
از اين همه واژه هاى خوب
لعنت تاريخى را
انتخاب كرديد.
ماتم و نفرت را
و ما شادى و عشق را
شما خدا و حجره هاى سياه جنايت
و ما آفتاب و انسان و سعادت
* *. *
فردا كه زنده نامهاى زيبايشان
با سرود گلباران جاودانگى يادشان
در ميدان بزرگ شهر
در سالگرد جشن با شكوه
ميلاد رهايى
طنين انداز شود.
شما مُرداريد
نام سياهتان گُم است
شمايى نيستيد
و در آن لحظه با شكوه انسانى
حتى
از " نعمت" نفرين و لعنت نيز
بر خوردار نيستيد.
.
(١٩ شهريور٩٧ -هاشم فاضلى)
یورش خشونتآمیز مأموران امنیتی به منزل فروغ خسروی، معلم بهبهانی
منزل#فروغ_خسروی معلم پایه ابتدایی ساکن بهبهان، شامگاه جمعه ۳۰ خرداد، هدف یورش خشونتآمیز نیروهای اطلاعات سپاه قرار گرفت. این ماموران بدون ارائه هرگونه حکم قضایی وارد منزل شده، فضای رعب و وحشت ایجاد کرده، و تلفن همراه وی را ضبط کردند.
به گفته منابع محلی، مهاجمان شامل شش مامور لباس شخصی بودند و یکی از آنها از دیوار خانه بالا رفت. در جریان این اقدام، صدای فریاد، جیغ و درگیری شدید شنیده میشد. شاهدان عینی گزارش دادهاند که مأموران با خشونت وارد خانه شدند و حدود نیم ساعت خانه را تفتیش کردند. در لحظه یورش، دختر خردسال وی و چند کودک دیگر در خانه حضور داشتند و از شدت ترس گریه میکردند.
یکی از زنان مأمور، خواهر فروغ خسروی را در حالتی خفهکننده گرفته بود. گروه مهاجم پس از تفتیش، محل را ترک کردند. یکی از افراد لباسشخصی نیز از تمام عملیات فیلمبرداری میکرد.
در پی این حمله، فروغ خسروی شکایتی علیه اطلاعات سپاه بهبهان نزد مرجع قضایی ثبت کرده و در روز جلسه دادرسی، با حضور شهود عینی حادثه، به شعبه دوم بازپرسی مراجعه کرده است. با این حال، روحالله فرزادنسب، بازپرس شعبه، نهتنها از بیطرفی قضایی خودداری کرده، بلکه با جانبداری آشکار از سپاه، با تهدید شاکی به اخراج از محل کار و ممانعت از بیان اظهارات، روند رسیدگی را مختل کرده است.
نهایتاً این بازپرس با صدور قراری پر ایراد و فاقد مبانی حقوقی محکم، به نفع سپاه بهبهان قرار منع تعقیب صادر کرده است.
این رویداد نمونهای نگرانکننده از نقض حریم خصوصی، تعرض به حقوق شهروندی، و استفاده ابزاری از دستگاه قضایی برای حمایت از نیروهای امنیتی در ایران است.
یورش خشونتآمیز مأموران امنیتی به منزل فروغ خسروی، معلم بهبهانی
منزل#فروغ_خسروی معلم پایه ابتدایی ساکن بهبهان، شامگاه جمعه ۳۰ خرداد، هدف یورش خشونتآمیز نیروهای اطلاعات سپاه قرار گرفت. این ماموران بدون ارائه هرگونه حکم قضایی وارد منزل شده، فضای رعب و وحشت ایجاد کرده، و تلفن همراه وی را ضبط کردند.
به گفته منابع محلی، مهاجمان شامل شش مامور لباس شخصی بودند و یکی از آنها از دیوار خانه بالا رفت. در جریان این اقدام، صدای فریاد، جیغ و درگیری شدید شنیده میشد. شاهدان عینی گزارش دادهاند که مأموران با خشونت وارد خانه شدند و حدود نیم ساعت خانه را تفتیش کردند. در لحظه یورش، دختر خردسال وی و چند کودک دیگر در خانه حضور داشتند و از شدت ترس گریه میکردند.
یکی از زنان مأمور، خواهر فروغ خسروی را در حالتی خفهکننده گرفته بود. گروه مهاجم پس از تفتیش، محل را ترک کردند. یکی از افراد لباسشخصی نیز از تمام عملیات فیلمبرداری میکرد.
در پی این حمله، فروغ خسروی شکایتی علیه اطلاعات سپاه بهبهان نزد مرجع قضایی ثبت کرده و در روز جلسه دادرسی، با حضور شهود عینی حادثه، به شعبه دوم بازپرسی مراجعه کرده است. با این حال، روحالله فرزادنسب، بازپرس شعبه، نهتنها از بیطرفی قضایی خودداری کرده، بلکه با جانبداری آشکار از سپاه، با تهدید شاکی به اخراج از محل کار و ممانعت از بیان اظهارات، روند رسیدگی را مختل کرده است.
نهایتاً این بازپرس با صدور قراری پر ایراد و فاقد مبانی حقوقی محکم، به نفع سپاه بهبهان قرار منع تعقیب صادر کرده است.
این رویداد نمونهای نگرانکننده از نقض حریم خصوصی، تعرض به حقوق شهروندی، و استفاده ابزاری از دستگاه قضایی برای حمایت از نیروهای امنیتی در ایران است.