بازداشت خشونتآمیز والدین یکی از جانباختگان آبان ۹۸ در بروجرد توسط نیروهای امنیتی
در شامگاه سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴ (۲۲ ژوئیه ۲۰۲۵)، نیروهای لباسشخصی وابسته به اداره اطلاعات جمهوری اسلامی، با یورش به منزل شخصی دو تن از اعضای خانوادههای دادخواه در بروجرد، اقدام به بازداشت خشونتآمیز آنها کردند.
براساس گزارش دریافتی از منابع مطلع، #احمد_معظمی_گودرزی و همسرش #لیلا_صارمی، والدین #فرزاد_معظمی_گودرزی و از بستگان #رضا_معظمی_گودرزی، از جانباختگان اعتراضات آبان ۹۸، بدون ارائه هیچگونه حکم قضایی و با توسل به ضربوشتم، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدهاند.
در جریان این یورش، تلفنهای همراه و سایر وسایل ارتباطی این زوج نیز توسط مأموران امنیتی ضبط شده است. تاکنون هیچ اطلاع رسمی از محل نگهداری، اتهامات وارده یا وضعیت جسمی آنها منتشر نشده است.
این بازداشت در حالی صورت گرفته که خانوادههای دادخواه، بهویژه بستگان جانباختگان آبان ۹۸، طی سالهای اخیر همواره تحت فشار، تهدید و آزار نهادهای امنیتی قرار داشتهاند.
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/ToCeded/5636
در شامگاه سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴ (۲۲ ژوئیه ۲۰۲۵)، نیروهای لباسشخصی وابسته به اداره اطلاعات جمهوری اسلامی، با یورش به منزل شخصی دو تن از اعضای خانوادههای دادخواه در بروجرد، اقدام به بازداشت خشونتآمیز آنها کردند.
براساس گزارش دریافتی از منابع مطلع، #احمد_معظمی_گودرزی و همسرش #لیلا_صارمی، والدین #فرزاد_معظمی_گودرزی و از بستگان #رضا_معظمی_گودرزی، از جانباختگان اعتراضات آبان ۹۸، بدون ارائه هیچگونه حکم قضایی و با توسل به ضربوشتم، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدهاند.
در جریان این یورش، تلفنهای همراه و سایر وسایل ارتباطی این زوج نیز توسط مأموران امنیتی ضبط شده است. تاکنون هیچ اطلاع رسمی از محل نگهداری، اتهامات وارده یا وضعیت جسمی آنها منتشر نشده است.
این بازداشت در حالی صورت گرفته که خانوادههای دادخواه، بهویژه بستگان جانباختگان آبان ۹۸، طی سالهای اخیر همواره تحت فشار، تهدید و آزار نهادهای امنیتی قرار داشتهاند.
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/ToCeded/5636
💔1
بهنام ابراهیمزاده
زندانی سیاسی سابق فعال کارگری وحقوق کودکان
درباره موج جدید سرکوب، بازداشتها و اعدامها در ایران
در پی تحولات منطقهای و جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل، موج تازهای از سرکوب، بازداشتهای گسترده، فشارهای امنیتی و نقض فاحش حقوق بشر در سراسر ایران آغاز شده است. بر اساس اظهارات اخیر رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، تاکنون بیش از دو هزار نفر در جریان این سرکوبها بازداشت شدهاند.
بنا بر گفتههای غلامحسین محسنی اژهای، شماری از این بازداشتشدگان آزاد شدهاند، اما «بقیه باید تخلیه اطلاعاتی شوند»؛ عبارتی که معنای روشن آن، شکنجه، بازجوییهای طولانیمدت و نگهداری در شرایط غیرانسانی است. اژهای با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرده که «مجازات برخی از این افراد ممکن است تا حد سلب حیات باشد». چنین اظهاراتی، نشانهای آشکار از تمایل سیستماتیک جمهوری اسلامی به سرکوب گسترده و خونین مخالفان است.
گزارشهای رسیده از استانهای کردستان، خوزستان، آذربایجان غربی و مناطق شمالی کشور، حاکی از شدت گرفتن موج بازداشتها و حضور گسترده نیروهای امنیتی در سطح شهرهاست. فعالان مدنی، کارگران، دانشجویان، معلمان و شهروندان عادی بدون حکم قضایی و تنها به اتهام «همکاری اطلاعاتی با دشمن»، «تبلیغ علیه نظام» یا «برهم زدن امنیت ملی» بازداشت شدهاند.
در چنین شرایطی که فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در غفلت امنیتی کشته میشوند، جمهوری اسلامی بهجای پاسخگویی، با دستگیری و تهدید مردم، تلاش میکند ناتوانی خود را پنهان کند. این در حالی است که خبرگزاریهای حکومتی مانند فارس، با یادآوری اعدامهای فلهای دهه ۱۳۶۰، فضای روانی جامعه را برای بازگشت به آن دوران تاریک آماده میکنند.
هشدار به جامعه جهانی:
ما از سازمان ملل متحد، شورای حقوق بشر، سازمان عفو بینالملل و تمامی نهادهای بینالمللی میخواهیم به وضعیت بحرانی ایران توجه فوری نشان دهند. سکوت در برابر این سرکوب وحشیانه، به معنای همراهی با آن است.
ما فعالان مدنی، روزنامهنگاران مستقل و مردم آگاه ایران، از همه انسانهای آزاده میخواهیم صدای زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان باشیم. اجازه ندهیم شکنجهگران در سایه سکوت جهانی، به جنایتهای خود ادامه دهند. اسامی بازداشتشدگان باید منتشر شود. ما به حمایت شما نیاز داریم.
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعتصابات_سراسری
#نه_به_اعدام
#StopExecutionsInIran
تیر ۱۴۰۴ / ژوئیه
زندانی سیاسی سابق فعال کارگری وحقوق کودکان
درباره موج جدید سرکوب، بازداشتها و اعدامها در ایران
در پی تحولات منطقهای و جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل، موج تازهای از سرکوب، بازداشتهای گسترده، فشارهای امنیتی و نقض فاحش حقوق بشر در سراسر ایران آغاز شده است. بر اساس اظهارات اخیر رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، تاکنون بیش از دو هزار نفر در جریان این سرکوبها بازداشت شدهاند.
بنا بر گفتههای غلامحسین محسنی اژهای، شماری از این بازداشتشدگان آزاد شدهاند، اما «بقیه باید تخلیه اطلاعاتی شوند»؛ عبارتی که معنای روشن آن، شکنجه، بازجوییهای طولانیمدت و نگهداری در شرایط غیرانسانی است. اژهای با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرده که «مجازات برخی از این افراد ممکن است تا حد سلب حیات باشد». چنین اظهاراتی، نشانهای آشکار از تمایل سیستماتیک جمهوری اسلامی به سرکوب گسترده و خونین مخالفان است.
گزارشهای رسیده از استانهای کردستان، خوزستان، آذربایجان غربی و مناطق شمالی کشور، حاکی از شدت گرفتن موج بازداشتها و حضور گسترده نیروهای امنیتی در سطح شهرهاست. فعالان مدنی، کارگران، دانشجویان، معلمان و شهروندان عادی بدون حکم قضایی و تنها به اتهام «همکاری اطلاعاتی با دشمن»، «تبلیغ علیه نظام» یا «برهم زدن امنیت ملی» بازداشت شدهاند.
در چنین شرایطی که فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در غفلت امنیتی کشته میشوند، جمهوری اسلامی بهجای پاسخگویی، با دستگیری و تهدید مردم، تلاش میکند ناتوانی خود را پنهان کند. این در حالی است که خبرگزاریهای حکومتی مانند فارس، با یادآوری اعدامهای فلهای دهه ۱۳۶۰، فضای روانی جامعه را برای بازگشت به آن دوران تاریک آماده میکنند.
هشدار به جامعه جهانی:
ما از سازمان ملل متحد، شورای حقوق بشر، سازمان عفو بینالملل و تمامی نهادهای بینالمللی میخواهیم به وضعیت بحرانی ایران توجه فوری نشان دهند. سکوت در برابر این سرکوب وحشیانه، به معنای همراهی با آن است.
ما فعالان مدنی، روزنامهنگاران مستقل و مردم آگاه ایران، از همه انسانهای آزاده میخواهیم صدای زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان باشیم. اجازه ندهیم شکنجهگران در سایه سکوت جهانی، به جنایتهای خود ادامه دهند. اسامی بازداشتشدگان باید منتشر شود. ما به حمایت شما نیاز داریم.
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعتصابات_سراسری
#نه_به_اعدام
#StopExecutionsInIran
تیر ۱۴۰۴ / ژوئیه
نامه زندانی سیاسی سیامک امینی از زندان فشافویه به مناسبت هفتمین سال زندانی شدنش
آري آري زندگي زيباست
زندگي ، آتشگهي ديرنده پابرجاست
گر بيفروزيش ، رقص شعله اش در هر كران پيداست
ور نه خاموش است و خاموشي گناه ماست
هموطنان رفقا و دوستان عزیز
امروز که به هفتمین سال در بند بودنم نزدیک میشوم هنوز باور دارم که شعر سیمین بهبهانی
دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می زنم، اگر چه با استخوان خویش نزدیک تر از قبل است، آری از بدو زیستم تا کنون تلاشم برای عدالت و برابری و بهروزی بوده
در سال های سیاه 60 شکنجه ها و کشته شدن نزدیکان و رفقایم را به چشم دیده ام از آخرین آغوش های قبل اعدام تا دادگاه های چند دقیقه ای. از بدو زیستم تا کنون چندین زندان را دیده ام ساعت ها بازجویی شدم و ساعت ها و روز ها زیر شکنجه و کابل بوده ام، و همین چند وقت پیش حتی حمله موشکی به زندان را.. همانطور که قبل تر نیز گفتم همیشه خورشید تابان ایران مشعل راهم بوده و هست گرما بخش قلبم دست های کار و زحمت بوده و هست و...
اما تمام این 7 سال وقتی به آینده ایران آزاد و عاری از بی عدالتی فکر میکنم برایم مانند 7 دقیقه ای میماند.
رژیمی که کوچکترین صدا ها را خفه و عدالت را سرکوب میکند چیزی نیست جز ضحاکی که باید به دست کاوه ها سرش را برید.
البته برای ما سال هاست که فقط اندازه این زندان ها کوچک و بزرگ تر میشود. زندانی به وسعت یک کشور یا زندانی به وسعت خراب های اوین و چهاردیواری های تنگ فشافویه
اما مردم ایران همیشه مانند رودی پرخروش و موجی در موجی پیوسته از این نشیب و صخره ها میگذرند
مردم شریف ایران هیچ دست نجات دهنده ای به سوی ما دراز نخواهد شد، همانطور که در طول تاریخ ما این دست ها فقط برای فشردن گلوی ما به سمت ما دراز شده اند و جنگ ما بیرون از جنگ این دو ارتجاع است نه رژیم کودک کش که با همپیمانان خود نیز مانند جولانی آنطور برخورد میکند نه ارتجاع داخل که هنوز خون کیان پیرفلک ها خدانورها ندا آقاسلطان ها حجری ها و.... بر دستان اش و بر سر مار های ضحاک زمانه است، اما این جنبش را اگر هزاران بار نیز با چوبه های دار ضربه های کابل شکنجه ها و زندان و انفرادی ها سرکوب کنید باز نیز مانند خورشیدی از میانه سیاهی ها بلند خواهد شد، این جنبشی است که قدرت تحرک و تحول دارد و خطری برای استمرار تسلط نیرو های خارجی و بقای سلطه اسلام سیاسی بوده است. مردم ایران سال هاست که میدانند جمهوری اسلامی منافع ملی، میهن و مردم برایش بی معناست و بهترین گواه آن رخداد های حکومتش است، این حکومت برای حفظ خود فرسنگ ها به زیر زمین میخزد و از مردمش سپر انسانی میسازد. این رژیم سال هاست بزرگ ترین قلب استراتژیک یعنی قلب مردم و پایگاه مردمی را از دست داده است و امروز بیش از هر روزی در لبه پرتگاه است،آری ما دقیقا دستانمان مانند دستان پیرمرد داستان پیرمرد و دریای همینگوی است زخمی، خونی پینه بسته اما نور از میان همین زخم ها عبور میکند ما با اتحاد و همدلی خواهیم توانست به جهان ثابت کنیم میتوانیم و این ماهی بزرگ را به کنار ساحل آرام برسانیم تنها راه ما اتحاد است و اتحاد.
تو میتوانی همه گلها را بچینی، اما نمیتوانی آمدن بهار را متوقف کنی
به امید دیدار شما و رقص پیروزی سیامک امینی زندانی سیاسی زندان فشافویه
آري آري زندگي زيباست
زندگي ، آتشگهي ديرنده پابرجاست
گر بيفروزيش ، رقص شعله اش در هر كران پيداست
ور نه خاموش است و خاموشي گناه ماست
هموطنان رفقا و دوستان عزیز
امروز که به هفتمین سال در بند بودنم نزدیک میشوم هنوز باور دارم که شعر سیمین بهبهانی
دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می زنم، اگر چه با استخوان خویش نزدیک تر از قبل است، آری از بدو زیستم تا کنون تلاشم برای عدالت و برابری و بهروزی بوده
در سال های سیاه 60 شکنجه ها و کشته شدن نزدیکان و رفقایم را به چشم دیده ام از آخرین آغوش های قبل اعدام تا دادگاه های چند دقیقه ای. از بدو زیستم تا کنون چندین زندان را دیده ام ساعت ها بازجویی شدم و ساعت ها و روز ها زیر شکنجه و کابل بوده ام، و همین چند وقت پیش حتی حمله موشکی به زندان را.. همانطور که قبل تر نیز گفتم همیشه خورشید تابان ایران مشعل راهم بوده و هست گرما بخش قلبم دست های کار و زحمت بوده و هست و...
اما تمام این 7 سال وقتی به آینده ایران آزاد و عاری از بی عدالتی فکر میکنم برایم مانند 7 دقیقه ای میماند.
رژیمی که کوچکترین صدا ها را خفه و عدالت را سرکوب میکند چیزی نیست جز ضحاکی که باید به دست کاوه ها سرش را برید.
البته برای ما سال هاست که فقط اندازه این زندان ها کوچک و بزرگ تر میشود. زندانی به وسعت یک کشور یا زندانی به وسعت خراب های اوین و چهاردیواری های تنگ فشافویه
اما مردم ایران همیشه مانند رودی پرخروش و موجی در موجی پیوسته از این نشیب و صخره ها میگذرند
مردم شریف ایران هیچ دست نجات دهنده ای به سوی ما دراز نخواهد شد، همانطور که در طول تاریخ ما این دست ها فقط برای فشردن گلوی ما به سمت ما دراز شده اند و جنگ ما بیرون از جنگ این دو ارتجاع است نه رژیم کودک کش که با همپیمانان خود نیز مانند جولانی آنطور برخورد میکند نه ارتجاع داخل که هنوز خون کیان پیرفلک ها خدانورها ندا آقاسلطان ها حجری ها و.... بر دستان اش و بر سر مار های ضحاک زمانه است، اما این جنبش را اگر هزاران بار نیز با چوبه های دار ضربه های کابل شکنجه ها و زندان و انفرادی ها سرکوب کنید باز نیز مانند خورشیدی از میانه سیاهی ها بلند خواهد شد، این جنبشی است که قدرت تحرک و تحول دارد و خطری برای استمرار تسلط نیرو های خارجی و بقای سلطه اسلام سیاسی بوده است. مردم ایران سال هاست که میدانند جمهوری اسلامی منافع ملی، میهن و مردم برایش بی معناست و بهترین گواه آن رخداد های حکومتش است، این حکومت برای حفظ خود فرسنگ ها به زیر زمین میخزد و از مردمش سپر انسانی میسازد. این رژیم سال هاست بزرگ ترین قلب استراتژیک یعنی قلب مردم و پایگاه مردمی را از دست داده است و امروز بیش از هر روزی در لبه پرتگاه است،آری ما دقیقا دستانمان مانند دستان پیرمرد داستان پیرمرد و دریای همینگوی است زخمی، خونی پینه بسته اما نور از میان همین زخم ها عبور میکند ما با اتحاد و همدلی خواهیم توانست به جهان ثابت کنیم میتوانیم و این ماهی بزرگ را به کنار ساحل آرام برسانیم تنها راه ما اتحاد است و اتحاد.
تو میتوانی همه گلها را بچینی، اما نمیتوانی آمدن بهار را متوقف کنی
به امید دیدار شما و رقص پیروزی سیامک امینی زندانی سیاسی زندان فشافویه
آزادی؛ برابری؛ دموکراسی
Photo
محبوبه رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک، متن کوتاهی به مناسبت اولین سالگرد صدور حکم اعدام برای همبندیاش، پخشان عزیزی نوشت.
او پخشان را زنی دلیر و یگانه توصیف کرد تاکید کرد که پخشان بیش از هر چیزی «مددکار» است. خانم رضایی از همه دعوت کرد که برای رهایی پخشان از چنگ اهریمنان بکوشند.
متن یادداشت خانم محبوبه رضایی به شرح زیر است:
«اولین سالگرد صدور حکم اعدام خواهرم پخشان است و هر روز اضطراب و دلهره ما درباره او که جز راستی پایگاهی ندارد بیشتر میشود. پخشان زنی دلیر و یگانه است که همچون همیشه و پیش از هرچیز «مددکار» است. با آنهمه رنج، دلش چون خورشید برافروخته است و لحظهای دست از مددکاری و تیمار زندانیان آسیب دیده برنداشته است. برای سومین بار حکم عزیزمان تایید شده و نمیدانیم برای کسی که تنها گناهش مبارزه برای آوردن روشنیست به کدام سو روی کنیم. به یاد دارم روزی که خبر سرافراز شدن همرزممان رضا رسایی را شنید زنی سوگوار از ایرانزمین بود که همچون همه ما از ناتوانی برای نجات جان فرزند ایران شرمسار شده بود. صدای پخشان عزیزی باشیم و برای رهاییاش از چنگ اهریمنان بکوشیم.
پاینده ایران
محبوبه رضایی
زندان قرچک»
پخشان عزیزی، ۱۳ مردادماه ۱۴۰۲، در تهران بازداشت شد. سه ماه و سه هفته در سلول انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگهداری شد و پس از آن به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
شعبه بیست و ششم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، مردادماه ۱۴۰۳ پخشان عزیزی را از بابت اتهام «بغی» از طریق «عضویت در جمعیتهای معارض کشور» به اعدام و چهار سال حبس محکوم کرد.
این در حالی است که به گفته وکلا و خانواده، پخشان عزیزی هیچ گونه عضویتی در گروهها و دستهجات نداشته و تنها به عنوان مددکار به مدت ۱۰ سال در کمپهای آوارگان روژاوا فعالیت میکرده است و حوزه کاری او ژنولوژی، مطالعات زنان، بوده است.
در بهمن ماه امیر رئیسیان، وکیل دادگستری اعلام کرد که شعبه نهم دیوان عالی کشور، در پرونده خانم عزیزی قرار رد اعاده دادرسی صادر کرده است. پیش از این، مازیار طاطائی، یکی دیگر از وکلای مدافع خانم عزیزی، اعلام کرده بود که در مراجعه به دیوان عالی کشور جهت پیگیری درخواست اعاده دادرسی پخشان عزیزی، شعبه رسیدگی کننده به اعاده دادرسی، با درخواست توقف اجرای حکم در اجرای تبصره ماده ۴۷۸ قانون آئین دادرسی موافقت کرده است.
اواسط دی ماه سال گذشته، امیر رئیسیان از تایید حکم اعدام موکلش در دیوان عالی کشور خبر داد و اعلام کرد که شعبه ۳۹ دیوانعالی کشور بدون توجه به ایرادات متعدد پرونده، حکم اعدام را تایید کرده است.
پخشان عزیزی، اهل مهاباد، پیش از این نیز سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است. در سال ۱۳۸۸ وی به اتهام فعالیت سیاسی بازداشت و پس از چهار ماه با تودیع وثیقه آزاد شده بود.
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
محبوبه رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک، متن کوتاهی به مناسبت اولین سالگرد صدور حکم اعدام برای همبندیاش، پخشان عزیزی نوشت.
او پخشان را زنی دلیر و یگانه توصیف کرد تاکید کرد که پخشان بیش از هر چیزی «مددکار» است. خانم رضایی از همه دعوت کرد که برای رهایی پخشان از چنگ اهریمنان بکوشند.
متن یادداشت خانم محبوبه رضایی به شرح زیر است:
«اولین سالگرد صدور حکم اعدام خواهرم پخشان است و هر روز اضطراب و دلهره ما درباره او که جز راستی پایگاهی ندارد بیشتر میشود. پخشان زنی دلیر و یگانه است که همچون همیشه و پیش از هرچیز «مددکار» است. با آنهمه رنج، دلش چون خورشید برافروخته است و لحظهای دست از مددکاری و تیمار زندانیان آسیب دیده برنداشته است. برای سومین بار حکم عزیزمان تایید شده و نمیدانیم برای کسی که تنها گناهش مبارزه برای آوردن روشنیست به کدام سو روی کنیم. به یاد دارم روزی که خبر سرافراز شدن همرزممان رضا رسایی را شنید زنی سوگوار از ایرانزمین بود که همچون همه ما از ناتوانی برای نجات جان فرزند ایران شرمسار شده بود. صدای پخشان عزیزی باشیم و برای رهاییاش از چنگ اهریمنان بکوشیم.
پاینده ایران
محبوبه رضایی
زندان قرچک»
پخشان عزیزی، ۱۳ مردادماه ۱۴۰۲، در تهران بازداشت شد. سه ماه و سه هفته در سلول انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگهداری شد و پس از آن به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
شعبه بیست و ششم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، مردادماه ۱۴۰۳ پخشان عزیزی را از بابت اتهام «بغی» از طریق «عضویت در جمعیتهای معارض کشور» به اعدام و چهار سال حبس محکوم کرد.
این در حالی است که به گفته وکلا و خانواده، پخشان عزیزی هیچ گونه عضویتی در گروهها و دستهجات نداشته و تنها به عنوان مددکار به مدت ۱۰ سال در کمپهای آوارگان روژاوا فعالیت میکرده است و حوزه کاری او ژنولوژی، مطالعات زنان، بوده است.
در بهمن ماه امیر رئیسیان، وکیل دادگستری اعلام کرد که شعبه نهم دیوان عالی کشور، در پرونده خانم عزیزی قرار رد اعاده دادرسی صادر کرده است. پیش از این، مازیار طاطائی، یکی دیگر از وکلای مدافع خانم عزیزی، اعلام کرده بود که در مراجعه به دیوان عالی کشور جهت پیگیری درخواست اعاده دادرسی پخشان عزیزی، شعبه رسیدگی کننده به اعاده دادرسی، با درخواست توقف اجرای حکم در اجرای تبصره ماده ۴۷۸ قانون آئین دادرسی موافقت کرده است.
اواسط دی ماه سال گذشته، امیر رئیسیان از تایید حکم اعدام موکلش در دیوان عالی کشور خبر داد و اعلام کرد که شعبه ۳۹ دیوانعالی کشور بدون توجه به ایرادات متعدد پرونده، حکم اعدام را تایید کرده است.
پخشان عزیزی، اهل مهاباد، پیش از این نیز سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است. در سال ۱۳۸۸ وی به اتهام فعالیت سیاسی بازداشت و پس از چهار ماه با تودیع وثیقه آزاد شده بود.
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
تداوم بیخبری از وضعیت #امین_کریمی، هنرمند تئاتر اهل ارومیه
با گذشت بیش از سه هفته از بازداشت #امین_کریمی، هنرمند و بازیگر تئاتر اهل ارومیه، همچنان هیچگونه اطلاعی از محل نگهداری یا وضعیت او در دست نیست. این هنرمند پیشتر نیز در جریان جنبش «#ژن_ژیان_ئازادی» بازداشت شده بود. بازداشت اخیر وی توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی صورت گرفته و خانوادهاش تاکنون از حق تماس یا ملاقات با او محروم بودهاند.
ادامه بیخبری از سرنوشت این هنرمند، نگرانیها درباره وضعیت جسمی و حقوقی او را افزایش داده است.
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
با گذشت بیش از سه هفته از بازداشت #امین_کریمی، هنرمند و بازیگر تئاتر اهل ارومیه، همچنان هیچگونه اطلاعی از محل نگهداری یا وضعیت او در دست نیست. این هنرمند پیشتر نیز در جریان جنبش «#ژن_ژیان_ئازادی» بازداشت شده بود. بازداشت اخیر وی توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی صورت گرفته و خانوادهاش تاکنون از حق تماس یا ملاقات با او محروم بودهاند.
ادامه بیخبری از سرنوشت این هنرمند، نگرانیها درباره وضعیت جسمی و حقوقی او را افزایش داده است.
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
🛑 تهران؛ بازداشت و بیخبری از سرنوشت مینا مشهدی مهدی، هنرمند سینما
مینا مشهدی مهدی، بازیگر، تدوینگر و کارگردان ساکن تهران، توسط نیروهای اداره اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
با گذشت سه روز از بازداشت، هیچ اطلاعی از محل نگهداری یا وضعیت وی در دسترس نیست.
📌 از زمان این بازداشت تا کنون خانواده و نزدیکان او همچنان در بیخبری کامل به سر میبرند.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_جمهوری_اسلامی
https://t.me/ToCeded/5643
مینا مشهدی مهدی، بازیگر، تدوینگر و کارگردان ساکن تهران، توسط نیروهای اداره اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
با گذشت سه روز از بازداشت، هیچ اطلاعی از محل نگهداری یا وضعیت وی در دسترس نیست.
📌 از زمان این بازداشت تا کنون خانواده و نزدیکان او همچنان در بیخبری کامل به سر میبرند.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_جمهوری_اسلامی
https://t.me/ToCeded/5643
آزادی؛ برابری؛ دموکراسی
Photo
🔴 حمید مرادی جان باخت — نه در آتش، که در بیتدبیری حکومت
حمید مرادی، فعال دلسوز محیطزیست و از اعضای اصلی انجمن «شنهی نوژین کردستان»، در راه حفاظت از طبیعت، در آتش سوخت و جان داد.
او، بیهیچگونه امکانات ایمنی، تجهیزات، آموزش یا حمایت دولتی، برای خاموش کردن آتشسوزی ارتفاعات آبیدر سنندج وارد میدان شد. آتشی که نه فقط جنگلها را، بلکه دلهای بسیاری را سوزاند.
چند ساعت بعد، در بیمارستان کوثر سنندج، به دلیل شدت سوختگی پر کشید... اما نه، حمید را آتش نکشت. بیمسئولیتی کشت. بیتفاوتی و فساد سیستماتیک کشت. حکومتی کشت که سالهاست شریفترین فرزندان این خاک را به کام مرگ میفرستد، بیآنکه پاسخگو باشد.
ما این درد را قبلاً هم چشیدهایم.
زندهیاد شریف باجور، دیگر فعال سرشناس و نازنین محیطزیست، چند سال پیش به همین شکل و در همان راه جان داد — راهی که بیحمایت و پرخطر، اما لبریز از عشق به خاک و طبیعت بود.
من، بهنام ابراهیمزاده، زندانی سیاسی سابق، در زلزلهی کرمانشاه و مناطق آسیبدیدهای چون سرپلذهاب، ازگله، ثلاث باباجانی و... در کنار شریف باجور به کمک مردم زلزلهزده رفتیم. دیدم که او چگونه برای مردم میدوید، بیمزد، بیمنت. این انسانها نماد وجدان بیدار جامعه ما بودند و هستند — اما همینها، قربانیان حکومتی شدند که نه حامی مردم است، نه طبیعت، و نه حقیقت.
تا کی باید شاهد تکرار این سناریوی تلخ باشیم؟
تا کی باید فعالان، کنشگران و انسانهای شریفمان را در آتش بیتدبیری و بیکفایتی از دست بدهیم؟
کدام زیرساخت برای مقابله با بحران ساخته شده؟ کدام حمایتی از فعالان محیطزیست شده؟ غیر از تهدید، بازداشت، و حذف؟
حمید مرادی رفت، اما خون او فریادی شد. فریادی علیه ظلم، علیه انکار، علیه حکومتی که مردم را نمیبیند، طبیعت را نمیفهمد، و انسانیت را به رسمیت نمیشناسد.
نام حمید و شریف زنده خواهد ماند، چراکه خاک این سرزمین صدای فریادشان را تا همیشه در دل خود حفظ خواهد کرد.
بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی سابق فعال کارگری وحقوق کودکان
25جولای2025
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
حمید مرادی، فعال دلسوز محیطزیست و از اعضای اصلی انجمن «شنهی نوژین کردستان»، در راه حفاظت از طبیعت، در آتش سوخت و جان داد.
او، بیهیچگونه امکانات ایمنی، تجهیزات، آموزش یا حمایت دولتی، برای خاموش کردن آتشسوزی ارتفاعات آبیدر سنندج وارد میدان شد. آتشی که نه فقط جنگلها را، بلکه دلهای بسیاری را سوزاند.
چند ساعت بعد، در بیمارستان کوثر سنندج، به دلیل شدت سوختگی پر کشید... اما نه، حمید را آتش نکشت. بیمسئولیتی کشت. بیتفاوتی و فساد سیستماتیک کشت. حکومتی کشت که سالهاست شریفترین فرزندان این خاک را به کام مرگ میفرستد، بیآنکه پاسخگو باشد.
ما این درد را قبلاً هم چشیدهایم.
زندهیاد شریف باجور، دیگر فعال سرشناس و نازنین محیطزیست، چند سال پیش به همین شکل و در همان راه جان داد — راهی که بیحمایت و پرخطر، اما لبریز از عشق به خاک و طبیعت بود.
من، بهنام ابراهیمزاده، زندانی سیاسی سابق، در زلزلهی کرمانشاه و مناطق آسیبدیدهای چون سرپلذهاب، ازگله، ثلاث باباجانی و... در کنار شریف باجور به کمک مردم زلزلهزده رفتیم. دیدم که او چگونه برای مردم میدوید، بیمزد، بیمنت. این انسانها نماد وجدان بیدار جامعه ما بودند و هستند — اما همینها، قربانیان حکومتی شدند که نه حامی مردم است، نه طبیعت، و نه حقیقت.
تا کی باید شاهد تکرار این سناریوی تلخ باشیم؟
تا کی باید فعالان، کنشگران و انسانهای شریفمان را در آتش بیتدبیری و بیکفایتی از دست بدهیم؟
کدام زیرساخت برای مقابله با بحران ساخته شده؟ کدام حمایتی از فعالان محیطزیست شده؟ غیر از تهدید، بازداشت، و حذف؟
حمید مرادی رفت، اما خون او فریادی شد. فریادی علیه ظلم، علیه انکار، علیه حکومتی که مردم را نمیبیند، طبیعت را نمیفهمد، و انسانیت را به رسمیت نمیشناسد.
نام حمید و شریف زنده خواهد ماند، چراکه خاک این سرزمین صدای فریادشان را تا همیشه در دل خود حفظ خواهد کرد.
بهنام ابراهیم زاده زندانی سیاسی سابق فعال کارگری وحقوق کودکان
25جولای2025
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#ناصر_همتی، شاعر و روانپزشک ، به بیش از پنج سال زندان محکوم شد
۴ مرداد ۱۴۰۴
#ناصر_همتی، روانپزشک، نویسنده، شاعر و فعال مدنی اهل #آبدانان از توابع استان #ایلام، توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به مجموع پنج سال و سه ماه حبس محکوم شده است. وی در روند دادرسی از حق دسترسی به پرونده و حضور در دادگاه محروم بوده است.
بر اساس اطلاعات موجود، شعبه اول دادگاه انقلاب ایلام احکام زیر را برای او صادر کرده است:
۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس به اتهام «تلاش در جهت تحکیم و تأیید حکومت اسرائیل»
۱۵ ماه و یک روز حبس به اتهام «توهین به #خامنهای»
۶ ماه حبس به دلیل فعالیت در یک کانال تلگرامی
او در یادداشتی اعلام کرده که حکم سه سال و نیم زندان، بهعنوان مجازات اشد، قابل اجرا بوده و شامل هیچ تخفیفی نمیشود. با این حال، ۱۵ ماه حبس دیگر فعلاً اجرا نخواهد شد.
همتی در تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۴، هنگام مراجعه به دادگاه انقلاب ایلام برای دریافت نسخهای از رأی صادره، برای نخستینبار موفق به مشاهده پرونده خود شده و از جزئیات اتهامات مطلع گردیده است..
پیشینه خبر 👇👇
https://t.me/behnima/58858
۴ مرداد ۱۴۰۴
#ناصر_همتی، روانپزشک، نویسنده، شاعر و فعال مدنی اهل #آبدانان از توابع استان #ایلام، توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به مجموع پنج سال و سه ماه حبس محکوم شده است. وی در روند دادرسی از حق دسترسی به پرونده و حضور در دادگاه محروم بوده است.
بر اساس اطلاعات موجود، شعبه اول دادگاه انقلاب ایلام احکام زیر را برای او صادر کرده است:
۳ سال و ۶ ماه و یک روز حبس به اتهام «تلاش در جهت تحکیم و تأیید حکومت اسرائیل»
۱۵ ماه و یک روز حبس به اتهام «توهین به #خامنهای»
۶ ماه حبس به دلیل فعالیت در یک کانال تلگرامی
او در یادداشتی اعلام کرده که حکم سه سال و نیم زندان، بهعنوان مجازات اشد، قابل اجرا بوده و شامل هیچ تخفیفی نمیشود. با این حال، ۱۵ ماه حبس دیگر فعلاً اجرا نخواهد شد.
همتی در تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۴، هنگام مراجعه به دادگاه انقلاب ایلام برای دریافت نسخهای از رأی صادره، برای نخستینبار موفق به مشاهده پرونده خود شده و از جزئیات اتهامات مطلع گردیده است..
پیشینه خبر 👇👇
https://t.me/behnima/58858
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فرانکفورت
شنبههای اعتراضی علیه جمهوری اسلامی و در حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران
🗓 شنبه ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵
✊🏼 #نه_به_اعدام
✊🏼 #همصدا_شویم
🚩 آزادی فوری و بیقید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران!
🚩 توقف کامل اعدامها و لغو فوری مجازات اعدام!
صدای اعتراضمان را بلندتر کنیم!
در کنار مردم ایران بایستیم؛
در برابر ماشین سرکوب و مرگ جمهوری اسلامی ساکت نمانیم.
شنبههای اعتراضی علیه جمهوری اسلامی و در حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران
🗓 شنبه ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵
✊🏼 #نه_به_اعدام
✊🏼 #همصدا_شویم
🚩 آزادی فوری و بیقید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران!
🚩 توقف کامل اعدامها و لغو فوری مجازات اعدام!
صدای اعتراضمان را بلندتر کنیم!
در کنار مردم ایران بایستیم؛
در برابر ماشین سرکوب و مرگ جمهوری اسلامی ساکت نمانیم.
🔥1
🔴 اعدامهای فراقانونی؛ زنگ خطر یک سرکوب خونین در ایران
در پی حادثهای مشکوک در زاهدان، بار دیگر موجی از تهدید، بازداشتهای کور، و اعدامهای پنهانی در نقاط مختلف ایران آغاز شده است. غلامحسین اژهای، رئیس قوه قضاییه، با لحنی تهدیدآمیز خواستار «مجازات صحنهگردانان» شد—عبارتی که در واژگان جمهوری اسلامی، به معنای شکنجه، اعترافات اجباری، و اعدامهای فوریست.
در هفتههای اخیر، خبرهایی هولناک از اعدامهای صحرایی ۱۱ شهروند بلوچ توسط نیروهای امنیتی منتشر شده است. به گفته مهشان بلوچ، مدیر سازمان همدلین بانوکان، این افراد «بدون بازداشت، بازجویی یا محاکمه» و تنها در دل کویر هدف گلوله قرار گرفتند.
این اعدامهای میدانی، نه تنها مصداق آشکار قتل فراقضایی هستند، بلکه نشاندهنده گسترش سیاست رسمی پاکسازی خشونتبار اقلیتهای قومی و مذهبی در ایران است.
در همین حال، چوبههای دار در زندانهای زاهدان، کرمان، خوزستان و کردستان دوباره برافراشته شدهاند. جوانان بلوچ، عرب، و کُرد، بار دیگر با اتهاماتی مانند «اقدام علیه امنیت ملی»، «جاسوسی» و «مفسد فیالارض» به اعدام تهدید میشوند—اتهاماتی که اغلب بدون مدارک کافی و در دادگاههایی چند دقیقهای صادر میشوند.
این اعدامها، صرفاً واکنش به اعتراضات نیستند، بلکه بخشی از سیاست نظاممند رعبافکنی و تسلیم جامعه هستند. جمهوری اسلامی در تلاش است با الگوی دهه شصت، صدای اعتراض را در گلو خفه کند.
ما هشدار میدهیم: سکوت در برابر این جنایات، چراغ سبز برای ادامه کشتار است. اکنون زمان ایستادگیست—نه فقط برای نجات جان زندانیان سیاسی، بلکه برای دفاع از کرامت انسانی در ایران.
سردبیران کنشگران حقوق بشر ایران
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
در پی حادثهای مشکوک در زاهدان، بار دیگر موجی از تهدید، بازداشتهای کور، و اعدامهای پنهانی در نقاط مختلف ایران آغاز شده است. غلامحسین اژهای، رئیس قوه قضاییه، با لحنی تهدیدآمیز خواستار «مجازات صحنهگردانان» شد—عبارتی که در واژگان جمهوری اسلامی، به معنای شکنجه، اعترافات اجباری، و اعدامهای فوریست.
در هفتههای اخیر، خبرهایی هولناک از اعدامهای صحرایی ۱۱ شهروند بلوچ توسط نیروهای امنیتی منتشر شده است. به گفته مهشان بلوچ، مدیر سازمان همدلین بانوکان، این افراد «بدون بازداشت، بازجویی یا محاکمه» و تنها در دل کویر هدف گلوله قرار گرفتند.
این اعدامهای میدانی، نه تنها مصداق آشکار قتل فراقضایی هستند، بلکه نشاندهنده گسترش سیاست رسمی پاکسازی خشونتبار اقلیتهای قومی و مذهبی در ایران است.
در همین حال، چوبههای دار در زندانهای زاهدان، کرمان، خوزستان و کردستان دوباره برافراشته شدهاند. جوانان بلوچ، عرب، و کُرد، بار دیگر با اتهاماتی مانند «اقدام علیه امنیت ملی»، «جاسوسی» و «مفسد فیالارض» به اعدام تهدید میشوند—اتهاماتی که اغلب بدون مدارک کافی و در دادگاههایی چند دقیقهای صادر میشوند.
این اعدامها، صرفاً واکنش به اعتراضات نیستند، بلکه بخشی از سیاست نظاممند رعبافکنی و تسلیم جامعه هستند. جمهوری اسلامی در تلاش است با الگوی دهه شصت، صدای اعتراض را در گلو خفه کند.
ما هشدار میدهیم: سکوت در برابر این جنایات، چراغ سبز برای ادامه کشتار است. اکنون زمان ایستادگیست—نه فقط برای نجات جان زندانیان سیاسی، بلکه برای دفاع از کرامت انسانی در ایران.
سردبیران کنشگران حقوق بشر ایران
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این اشکهای بیپایان مریم حسنی، سوگوار پدرش مهدی حسنی است؛ زندانی سیاسیای که در سحرگاه یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴ به دست رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اعدام شد.
حاکمان جانی بدانند: این اشکها و اندوهها، به فریادی کوبندهتر و پرطنینتر علیه ماشین اعدام و سرکوب تبدیل خواهد شد؛ فریادی که بساط ترور و جنایت این رژیم را در هم خواهد پیچید.
ما ایستادهایم، تا پایان. برای لغو مجازات اعدام و برای سرنگونی جمهوری اسلامی.
مریم عزیز، همیشه در کنارت بودیم و هستیم. در این روزهای سخت نیز همراه تو و خانوادهات هستیم.
قوی بمان؛ تا دادخواهی این همه جنایت و خونریزی را به سرانجامی روشن برسانیم.
#نه_به_اعدام
#مهدی_حسنی
#بهروز_احسانی_اسلاملو
https://t.me/behnima/65713
حاکمان جانی بدانند: این اشکها و اندوهها، به فریادی کوبندهتر و پرطنینتر علیه ماشین اعدام و سرکوب تبدیل خواهد شد؛ فریادی که بساط ترور و جنایت این رژیم را در هم خواهد پیچید.
ما ایستادهایم، تا پایان. برای لغو مجازات اعدام و برای سرنگونی جمهوری اسلامی.
مریم عزیز، همیشه در کنارت بودیم و هستیم. در این روزهای سخت نیز همراه تو و خانوادهات هستیم.
قوی بمان؛ تا دادخواهی این همه جنایت و خونریزی را به سرانجامی روشن برسانیم.
#نه_به_اعدام
#مهدی_حسنی
#بهروز_احسانی_اسلاملو
https://t.me/behnima/65713
آزادی موقت رضا عزتتاج با وثیقه سنگین ۲ میلیارد تومانی
بازداشت فراقانونی، بلاتکلیفی خانواده، و ادامه سرکوب امنیتی در اشنویه
رضا عزتتاج، شهروند کُرد اهل روستای شاهوانه از توابع شهرستان اشنویه، روز ۵ مرداد ۱۴۰۴ با تودیع وثیقه سنگین ۲ میلیارد تومانی بهصورت موقت از زندان مرکزی ارومیه آزاد شد.
آزادی موقت این شهروند پس از هفتهها بازداشت فراقانونی و بیخبری مطلق خانواده از وضعیت وی صورت گرفته است. منابع محلی تأیید کردهاند که او از زمان بازداشت، بدون ارائه حکم قضایی به مکان نامعلومی منتقل شده بود و مقامهای امنیتی و قضایی، از ارائه هرگونه اطلاعات به خانوادهاش خودداری میکردند.
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
بازداشت فراقانونی، بلاتکلیفی خانواده، و ادامه سرکوب امنیتی در اشنویه
رضا عزتتاج، شهروند کُرد اهل روستای شاهوانه از توابع شهرستان اشنویه، روز ۵ مرداد ۱۴۰۴ با تودیع وثیقه سنگین ۲ میلیارد تومانی بهصورت موقت از زندان مرکزی ارومیه آزاد شد.
آزادی موقت این شهروند پس از هفتهها بازداشت فراقانونی و بیخبری مطلق خانواده از وضعیت وی صورت گرفته است. منابع محلی تأیید کردهاند که او از زمان بازداشت، بدون ارائه حکم قضایی به مکان نامعلومی منتقل شده بود و مقامهای امنیتی و قضایی، از ارائه هرگونه اطلاعات به خانوادهاش خودداری میکردند.
#اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
بازداشت چهار جوان لُر در بهمئی توسط نیروهای امنیتی
چهار جوان لُر اهل شهرستان بهمئی در استان کهگیلویه و بویراحمد توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.
هویت این افراد کمال مهرپرور، اسماعیل فتحی، بهرام چیرهنژاد و صادق سروش اعلام شده است.
از دلایل بازداشت و محل نگهداری این شهروندان تاکنون اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما خانوادههای آنان نسبت به وضعیت نامشخص فرزندانشان ابراز نگرانی کردهاند.
#کمال_مهرپرور
#اسماعیل_فتحی
#بهرام_چیرهنژاد
#صادق_سروش
#بهمئی
#کهگیلویه_و_بویراحمد
#بازداشت_خودسرانه
#حقوق_بشر_ایران
چهار جوان لُر اهل شهرستان بهمئی در استان کهگیلویه و بویراحمد توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.
هویت این افراد کمال مهرپرور، اسماعیل فتحی، بهرام چیرهنژاد و صادق سروش اعلام شده است.
از دلایل بازداشت و محل نگهداری این شهروندان تاکنون اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما خانوادههای آنان نسبت به وضعیت نامشخص فرزندانشان ابراز نگرانی کردهاند.
#کمال_مهرپرور
#اسماعیل_فتحی
#بهرام_چیرهنژاد
#صادق_سروش
#بهمئی
#کهگیلویه_و_بویراحمد
#بازداشت_خودسرانه
#حقوق_بشر_ایران
❤🔥1
انتقال یک دانشجوی افغانستانی دانشگاه تهران به زندان تربتجام پس از بازداشت در مشهد
سارا گوهری، دانشجوی جامعهشناسی دانشگاه تهران و از مهاجران افغانستانی، پس از چند روز بازداشت در بازداشتگاه وزارت اطلاعات مشهد، به زندان تربتجام منتقل شده است.
بهگفتهی وکیل او، رضا شفاخواه، سارا روز گذشته طی تماس تلفنی کوتاهی از درون زندان، خبر انتقال خود از اداره اطلاعات به زندان تربتجام را به خانوادهاش اطلاع داده است.
بازداشت وی در تاریخ ۱۵ تیرماه و همزمان با سفرش به منطقه مرزی تایباد صورت گرفته است؛ سفری که هدف آن انجام پژوهشی میدانی درباره وضعیت بازگرداندن مهاجران افغانستانی و روایتهای انسانی آنان بوده است.
خانم گوهری پیشتر در شبکههای اجتماعیاش اعلام کرده بود که این سفر بخشی از یک پروژه تحقیقاتی مستقل است و قصد دارد صدای مهاجرانی باشد که سالها در حاشیه زیستهاند.
بازداشت، بازجویی و سپس انتقال یک پژوهشگر مستقل تنها بهدلیل انجام فعالیت دانشگاهی، نشانهای هشداردهنده از تشدید سرکوب آزادیهای علمی، بیگانههراسی ساختاری و سیاستهای محدودکننده حکومت جمهوری اسلامی علیه مهاجران است.
سارا گوهری، دانشجوی جامعهشناسی دانشگاه تهران و از مهاجران افغانستانی، پس از چند روز بازداشت در بازداشتگاه وزارت اطلاعات مشهد، به زندان تربتجام منتقل شده است.
بهگفتهی وکیل او، رضا شفاخواه، سارا روز گذشته طی تماس تلفنی کوتاهی از درون زندان، خبر انتقال خود از اداره اطلاعات به زندان تربتجام را به خانوادهاش اطلاع داده است.
بازداشت وی در تاریخ ۱۵ تیرماه و همزمان با سفرش به منطقه مرزی تایباد صورت گرفته است؛ سفری که هدف آن انجام پژوهشی میدانی درباره وضعیت بازگرداندن مهاجران افغانستانی و روایتهای انسانی آنان بوده است.
خانم گوهری پیشتر در شبکههای اجتماعیاش اعلام کرده بود که این سفر بخشی از یک پروژه تحقیقاتی مستقل است و قصد دارد صدای مهاجرانی باشد که سالها در حاشیه زیستهاند.
بازداشت، بازجویی و سپس انتقال یک پژوهشگر مستقل تنها بهدلیل انجام فعالیت دانشگاهی، نشانهای هشداردهنده از تشدید سرکوب آزادیهای علمی، بیگانههراسی ساختاری و سیاستهای محدودکننده حکومت جمهوری اسلامی علیه مهاجران است.
😡1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سنندج
تصاویری لبریز از غرور، اندوه و خشم؛ تجلی بغض فروخوردهی ملتی که هرگز در برابر فاجعه، ظلم و فداکاری خاموش نمیماند. ملتی که نه فراموش میکند، نه میبخشد؛ تنها زانو میزند، آنهم نه در برابر مرگ، بل در برابر بزرگی جانهایی که برای آزادی، برای طبیعت زخمی کوردستان، جان باختند.
امروز، وداعی دیگر. وداع با چیاکو یوسفینژاد، فرزند دلیر آبیدر. در دل گرمایی سوزان و میان جمعیتی سوگوار اما استوار، مراسم بدرقهی پیکر قهرمانی در جریان است که تنش خاک شد، اما نامش جاودانه خواهد ماند. مردمی آمدهاند؛ دلهایی شکسته، مشتهایی گرهکرده، صدایی که در گلو نمیماند. آمدهاند تا نشان دهند فرزندانشان بیصدا نمیمیرند.
در میان انبوه این جمعیت داغدار، چهرهی آشنای فرشید عبداللهی، پدر شهید هومن عبداللهی، حضوری استوار و پرهیبت دارد. مردی که هنوز داغ پسرش را بر دل دارد، اما در فریادهای مردم التیام مییابد. همان مردم فریاد میزنند:
«کاک هومن قهرمانە، شهیدی کوردستانە»
و امروز:
«چیاکو، قهرمان راه سبز، زندهتر از همیشه!»
#اعتصابات_سراسری
#کوردستان_گورستانی_فاشیستان
#ژن_ژیان_ئازادی
تصاویری لبریز از غرور، اندوه و خشم؛ تجلی بغض فروخوردهی ملتی که هرگز در برابر فاجعه، ظلم و فداکاری خاموش نمیماند. ملتی که نه فراموش میکند، نه میبخشد؛ تنها زانو میزند، آنهم نه در برابر مرگ، بل در برابر بزرگی جانهایی که برای آزادی، برای طبیعت زخمی کوردستان، جان باختند.
امروز، وداعی دیگر. وداع با چیاکو یوسفینژاد، فرزند دلیر آبیدر. در دل گرمایی سوزان و میان جمعیتی سوگوار اما استوار، مراسم بدرقهی پیکر قهرمانی در جریان است که تنش خاک شد، اما نامش جاودانه خواهد ماند. مردمی آمدهاند؛ دلهایی شکسته، مشتهایی گرهکرده، صدایی که در گلو نمیماند. آمدهاند تا نشان دهند فرزندانشان بیصدا نمیمیرند.
در میان انبوه این جمعیت داغدار، چهرهی آشنای فرشید عبداللهی، پدر شهید هومن عبداللهی، حضوری استوار و پرهیبت دارد. مردی که هنوز داغ پسرش را بر دل دارد، اما در فریادهای مردم التیام مییابد. همان مردم فریاد میزنند:
«کاک هومن قهرمانە، شهیدی کوردستانە»
و امروز:
«چیاکو، قهرمان راه سبز، زندهتر از همیشه!»
#اعتصابات_سراسری
#کوردستان_گورستانی_فاشیستان
#ژن_ژیان_ئازادی
🔥1