To Be-Analysis
348 subscribers
3 photos
1 video
25 links
هستی کاوی: طریقه ای نو در نگریستن به روان آدمی در روانکاوی
To Be-Analysis: A Novel Perspective on the Human Mind in Psychoanalysis

Contact the Admin: @fl288
Contact Dr. Pajoohandeh: @loverbirds
Download Telegram
Channel created
How Did To Be-Analysis Take Shape?

Why do human beings continually search for objects with which to fill time? How do we experience and tolerate time? And how do objects help us bear the burden of being?

I am Ali Pajoohandeh, a psychoanalytic psychotherapist, teacher, and researcher, and the founder of the Ravanjoo Psychoanalytic School. For more than fifteen years, these interconnected questions have guided my clinical and theoretical work.

They gradually led to the development of To Be-Analysis—an integrative framework within psychoanalysis that reconsiders the discoveries of Freud and other psychoanalytic thinkers from the perspective of time.

In this introductory essay, I trace the intellectual and clinical path through which To Be-Analysis developed, from my early studies of subjective time to concepts such as the Zurvan Object, the four-layer protective shield, the maternal fence, the maternal and paternal walls, and the burden of being.

This is only the beginning of a conversation about To Be-Analysis.

Read the full essay


#Psychoanalysis
#Freud
#Time
#Being
#ToBe_Analysis
#Zurvan_Object
5
سلام. من علی پژوهنده‌ام؛ روان‌درمانگر تحلیلی فارغ التحصیل از مرکز مطالعات روانکاوی تهران (TCPS)، مدرس و پژوهشگر روانکاوی و بنیان‌گذار مدرسه روانکاوی روان‌پژوه.
اگر بخواهم مسیر فکری‌ام را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم بیش از 15 سال است که با یک پرسش درگیرم: چرا انسان‌ها مدام به دنبال یافتن ابژه هایی هستند که با آن زمان را پر کنند؟ انسان چگونه زمان را تجربه و تحمل می‌کند و ابژه‌ها چگونه به او کمک می‌کنند بارِ هستی را تاب بیاورد؟
هستی‌کاوی یا To Be-Analysis ناگهان و با انتخاب یک نام به وجود نیامده است. این نظریه حاصل سال‌ها کار بالینی، تدریس و پژوهش درباره‌ی زمان، تروما، روابط ابژه، سپر محافظتی، تولد و نسبت میان بودن و نبودن است. بخشی از مسیر شکل‌گیری آن را می‌توان در مقالاتی دید که طی چند سال گذشته منتشر کرده‌ام:

▪️ Psychoanalytic Speculations on the Subjectivity of Time: The Prison of the Present
لینک مقاله
در این مقاله کوشیدم تجربه‌ی ذهنی زمان را از منظر روابط ابژه بررسی کنم و نشان دهم چرا «اکنون» برای بعضی انسان‌ها می‌تواند به زندان تبدیل شود.


▪️ Beyond the Death Drive: A Closer Look at the Transitional Time Objects and
Transitional Time Phenomena

لینک مقاله
در این مقاله، رابطه‌ی میان ابژه، تحمل زمان، تنهایی، تروما و رانه مرگ را بسط دادم. مفهوم Transitional Time Object که در این مرحله مطرح شد، بعدها در جریان توسعه‌ی نظریه بازنگری شد و صورت کامل‌تر آن را «ابژه زروانی» (Zurvan Object) نامیدم.


▪️ The Riddle of Time and Space
لینک مقاله
در این مقاله، معمای زمان و فضا را در نقطه‌ی تلاقی روانکاوی و فیزیک دنبال کردم و کوشیدم برای تفاوت تجربه‌ی گذر زمان در وضعیت‌های مختلف روانی، صورت‌بندی دقیق‌تری ارائه دهم.


▪️ Covid-19 and Transitional Time Objects
لینک مقاله
در این پژوهش مشترک با همکار گرامی ام آقای محمد جواد خادمی، اثر فاصله‌ی فیزیکی و جلسات آنلاین بر تجربه‌ی زمان در رابطه‌ی تحلیلی بررسی شد.


▪️ A Closer Observation of the Pcpt-Cs. System in Freud’s Thinking and Its Relation to Time Perception from a Neuroscientific Perspective
لینک مقاله
در این مقاله‌ی مشترک با همکارانم سرکار خانمها دکتر راحله جعفری و مریم هادی، ایده‌ی فروید درباره‌ی دستگاه ادراک ـ آگاهی و منشأ ادراک زمان، از منظر روانکاوی و علوم اعصاب بازخوانی شده است.


این مسیر با دو مقاله‌ی تازه ادامه یافته است:

Time in “Beyond the Pleasure Principle”
در American Imago
و
The Burden of Being: A Psychoanalytic Account of Being and Time
در Free Associations
که هر دو در آستانه‌ی انتشارند.

To Be-Analysis:
حاصل به‌هم‌پیوستن و گسترش همین پژوهش‌هاست؛ تلاشی برای فهم این‌که نخستین ادراک ما از هستی و زمان چگونه شکل می‌گیرد، نخستین ابژه ای که ما را در ترومای تولد یاری می رساند یا همان ابژه زروانی چه ویژگی ها و کارکردهایی دارد و چگونه می‌تواند هستی را تحمل‌پذیر کند و در نهایت چگونه در قالب سایر ابژه ها به تحمل بار هستی‌مان یاری می رساند.
در مقالات ذکر شده و برخی دیگر که می توانید آنها را در رزومه من ببینید و به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده یا در حال انتشارند کوشیده‌ام تا به این پرسش‌ها بپردازم. شایان ذکر است که مجموعه مقالات من به زبان فارسی توسط انتشارات کتاب بهار در دست انتشار است و امید است که به زودی به دست مخاطبان ارجمند برسد.
اما در این کانال می‌خواهم برای نخستین‌بار در شبکه های اجتماعی، مسیر شکل‌گیری و توسعه‌ی این نظریه را به‌تدریج و با زبانی روشن توضیح بدهم؛ از نخستین پرسش‌ها درباره‌ی زمان تا مفاهیمی مانند ابژه زروانی، سپر محافظتی چهارلایه، حصار مادرانه، جدار مادرانه و پدرانه، بار هستی و مراتب مختلف هستی مندی. درباره‌ی کاربردهای بالینی این مفاهیم و نسبت آن‌ها با فروید، رنک، وینیکات و دیگر متفکران روانکاوی نیز صحبت خواهم کرد.
اگر روانکاوی برای شما فقط مجموعه‌ای از نظریه‌های پایان‌یافته غربی نیست و به شکل‌گیری یک نظریه‌ی تازه از درون تجربه‌ی بالینی و پژوهش و توسط یک همزبان و هم وطن خود علاقه دارید، این کانال را از ابتدا دنبال کنید.

این تازه آغاز گفت‌وگو درباره‌ی هستی‌کاوی است.


با احترام
علی پژوهنده
چهارم مرداد ماه 1405

https://t.me/ToBe_Analysis
23👏9👌6👍1
هستی‌کاوی از چه پرسشی آغاز شد؟

همه ما با ساعت و تقویم زندگی می‌کنیم، اما در یک زمان زندگی نمی‌کنیم.

یک ساعت انتظار ممکن است برای کسی به‌سرعت بگذرد و برای دیگری به اندازه یک عمر طول بکشد. ممکن است حادثه‌ای سال‌ها پیش تمام شده باشد، اما فرد هنوز در همان لحظه زندگی کند. گاهی هم آینده از نظر تقویم وجود دارد، اما در روان آدمی هیچ چیزی در انتظار او نیست.

سال‌ها پیش پرسشی ذهن مرا مشغول کرد:

چرا زمان برای برخی افراد تند و برای برخی کند می گذرد؟ چرا همان افراد در موقعیت دیگری حس گذر زمان را متفاوت ادراک می کنند؟ و چه عاملی در ادراک گذر زمان میانجی گری می کند؟

این پرسش، آرام‌آرام مرا به پرسش‌های دیگری رساند. کودک چگونه می‌فهمد که رنج فعلی همیشگی نیست؟ چگونه یاد می‌گیرد منتظر بماند؟ چگونه غیبت را تحمل می‌کند؟ چگونه میان چیزی که بود، چیزی که هست و چیزی که ممکن است در آینده بیاید، پیوند برقرار می‌کند؟

با مشاهده دقیق تر رفتار خودم و دیگران و با مطالعه آثار روانکاوان متعدد متوجه شدم که همواره چیزی یا ابژه ای هست که ما با کمک آن سعی در گذراندن زمان داریم. اگر به این ابژه احساس تعلق و نزدیکی بیشتری داشته باشیم حس گذر زمان تندتر و اگر کمتر، حس گذر زمان کندتر می شود. بعد در یکی مقالاتم با نام معمای زمان و مکان (2022) به شباهت این فرایند با فرمول گذر زمان در جهان فیزیکی پرداختم:
مشاهده مقاله

و سپس شروع به کار بر روی مفهوم ابژه های گذاری زمان که اکنون آنها را ابژه های زروانی می نامم کردم که مقاله مربوط به آن دو سال زودتر از مقاله معمای زمان و مکان توانست امکان چاپ در یک نشریه معتبر روانکاوی را بیابد:

مشاهده مقاله

هستی‌کاوی از همین نقطه آغاز شد: از تلاش برای فهم اینکه انسان چگونه موجودی زمانمند می‌شود و اختلال در این فرایند چگونه خود را در سایکوپاتولوژی نشان می‌دهد.

بنابراین، موضوع هستی‌کاوی فقط "زمان" نیست. پرسش اصلی آن این است که آدمی چگونه بودن خود را در زمان تجربه و تحمل می‌کند.
در پست های بعدی سعی می کنم آرام آرام به همه این مباحث بپردازم. اما پیشاپیش می دانم که در فضای محدود تلگرام نمی توانم چندان کامیابی داشته باشم و امیدوارم بتوانم در آینده رودرو با شما سخن بگویم.

To Be-Analysis
https://t.me/ToBe_Analysis

#فروید
#روانکاوی
#روان‌_درمانی
#هستی_کاوی
#زمان
#هستی
#ابژه_زروانی
#پدیده_زروانی
#Psychoanalysis
#Freud
#Time
#Being
#ToBe_Analysis
#Zurvan_Object
#Zurvan_Phenomenon
8👏4👌2👍1🙏1
What Question Gave Rise to To Be-Analysis?

We all live by clocks and calendars, yet we do not live in the same time.

An hour of waiting may pass quickly for one person and last a lifetime for another. An event may have ended years ago, yet someone may still be living in that same moment. At other times, the future exists on the calendar, but nothing in a person’s psychic life awaits them there.

Years ago, a question began to occupy my mind:

Why does time pass quickly for some individuals and slowly for others? Why do the same individuals experience its passage differently in another situation? And what mediates our perception of the passage of time?

These questions gradually led me to examine the role of objects in our experience and tolerance of time. This was the point from which To Be-Analysis began: an attempt to understand how human beings become temporal beings and how disturbances in this process manifest themselves in psychopathology.

The full essay



To Be-Analysis
https://t.me/ToBe_Analysis

#Psychoanalysis
#Freud
#Time
#Being
#ToBe_Analysis
#Zurvan_Object
#Zurvan_Phenomenon
👏63👍1
ما ایرانیان در شرایط بسیار دشواری از تاریخ کشورمان قرار گرفته ایم که ما را با پرسش های هستی شناختی زیادی مواجه کرده است. ما هر روز با خبرهای جنگ و کشته شدن و اعدام مردمان کشورمان از خواب بر می خیزیم و انتظار فاجعه بخشی از زندگی روز مره مان شده است. در چنین شرایطی پرسش از هستی و زمان، مرگ و زندگی، انتخاب و اجبار و از این قبیل پرسشها چندان عجیب نیست. بسیاری از نظریات مهم روانکاوی و فلسفه اگزیستانسیال قرن بیستم نیز در چنین شرایطی پا به عرصه وجود نهادند.
من سالهاست که به تنهایی در حال کار بر روی نظریه ام درباره هستی و زمان بوده ام. دوستان و همکاران بسیاری نیز در این مسیر یافته ام که اشتیاق شان برایم انگیزه بخش و هموار کننده این مسیر بوده. اما این که در این شرایط زمانی و مکانی تصمیم گرفتم آن را به صورت یک دعوت عمومی از همکاران و دوستانم اعلام کنم شاید به این دلیل بوده که بتوانم کمکی در کاهش بار هستی شان در این روزگار پر آشوب باشم. غور کردن در دنیای روابط ابژه درونی از زاویه زمانی آدمی را برای مدتی از زمان و گیر افتادن در زمان حال که من به آن بار هستی می گویم بیرون می کشد. در اینجا هستی کاوی، خود همچون یک پدیده زروانی است که آدمی را از زمان حال بیرون می کشد. درباره پدیده زروانی در پستهای بعد خواهم گفت اما مختصر این که هر کاری که می کنیم تا خود را سرگرم سازیم و متوجه دشواری زمان نشویم، وحشت نکنیم از هستی خود و این که به زندگی ادامه دهیم و خود را نکشیم! شاید تصور کنید که این دیدگاهی بس تاریک و بدبینانه به زندگی است اما باور کنید که پس از سالها تفکر در این رابطه و خواندن آثار بزرگان فلسفه و روانکاوی باید بگویم که این خوش بینانه ترین نگاهی است که می توان به زندگی داشت. اگر آن را پیچیده کنیم در زمان گیر می افتیم. باید ابتدا ماهیت زمان و هستی خود را بشناسیم تا بعد بتوانیم راهی برای کاهش بار هستی بیابیم.
اینها همه موضوعات بحث های هستی کاوی است که طی دو جلد کتاب در دست نوشتن دارم.
اجمالا همین قدر بدانیم که هستی کاوی هدفش تیره نشان دادن هستی نیست، هستی خود به اندازه کافی تیره است و جاذب هر نوری است که به سمتش می تابد. بنابراین قادر به درک آن نیستیم. تنها قادریم راه بقاء در زیر بار آن را بیابیم. تاب آوری در چنین شرایطی نظیر شرایط امروز ایران نیازمند درکی از هستی و زمان است و وجود ابژه های زروانی مناسب. هر یک از ما برای دیگری یک ابژه زروانی هستیم به خصوص اگر پدر و مادر هستیم برای فرزندان مان. هر یک از ما می توانیم مانند یک پل عمل کنیم که دیگری را از آن طرف (زمان حال دردناک) به این طرف (اکنون قابل تحمل) منتقل کنیم.
بیش از این ها به شما خواهم گفت و بسیار قدردان همراهی تان هستم.
با احترام
علی پژوهنده

https://t.me/ToBe_Analysis
18👏7👍1👌1
Why Speak of To Be-Analysis Now?

We Iranians are living through an extraordinarily difficult period in our country’s history. Each day, we awaken to news of war, killing, and the execution of our fellow citizens. The expectation of catastrophe has become part of everyday life. Under such conditions, questions about being and time, life and death, choice and compulsion are hardly surprising.

For years, I have worked largely alone on my theory of being and time. I have also encountered many friends and colleagues whose enthusiasm has encouraged me and made this path easier. Perhaps I chose this particular time and place to issue a public invitation because I hoped that To Be-Analysis might help reduce some of the burden of being carried by others during these turbulent times.

Read the full text


To Be-Analysis
https://t.me/ToBe_Analysis

#Psychoanalysis
#Time
#Being
#ToBe_Analysis
#Zurvan_Object
#Zurvan_Phenomenon
8👏1
Forwarded from To Be-Analysis
#ابژه_زروانی چیست؟
احتمالا می دانیم که ترومای تولدی که اتو رنک به توصیف و ذکر اهمیت آن پرداخت چه تجربه هولناک و پر اضطرابی است برای بشر آن هم در ابتدای ورودش به این دنیا. در لحظه‌ای که آغوش یا شیر مادر تمام آن اضطراب‌های بیرونی و درونی را تسکین می دهد، نوزاد به آرامش دست می‌یابد. این تجربه اولین رضایت را به او می دهد که تأثیری عمیق در روان او می‌گذارد و احتمالا به عنوان پیش مفهوم لذت در ذهن نوزاد نقش می بندد. چرا که مطابق اصل لذت، مفهوم لذت در ارتباط با کاهش تنش معنا پیدا می کند و مطابق آنچه که گفته شد، نخستین تجربه تنش برای ما پس از تولد است. از این رو، نمی توان همچون اتو رنک معتقد به وجود خاطره خوشی از دوره درون رحمی و تمایل به بازگشت به آن دوره بود و ناچاریم تا اندازه ای از اتو رنک دور شویم. در واقع تفاوت مورد بحث در تقدم زمانی (Temporal Precedence) است. در نظریه اتو رنک زمان گذشته اولین زمانی است که شکل می گیرد و پس از تولد، زمان حال تجربه می شود اما در اینجا ما بر این باوریم که نخستین زمانی که نوزاد تجربه می کند زمان حال است و دوران درون رحمی به دلیل عدم وجود آگاهی از هستی خود قابلیت به تجربه درآمدن را ندارد. از این رو به عنوان زمان گذشته برای ما ثبت نمی شود.
در یک تعریف عام می توان گفت که ابژه زرواني يک ساختار زمان-محور است که پس از تروماي تولد و تجربه جدايي، زمان بي شکل را صورت بندي مي کند و تجربه زمان را براي سوژه قابل تحمل و قابل پيگيري مي سازد. کارکرد آن ساختن تداوم، مهار اضطراب، و امکان دادن به رفت و آمد ميان وضعیتهای زمانی (آنچه آن را حال، گذشته و آینده می خوانیم) است.
#فروید
#روانکاوی
#روان‌_درمانی
#هستی_کاوی
#زمان
#هستی
#ابژه_زروانی
#پدیده_زروانی
#Psychoanalysis
#Freud
#Time
#Being
#ToBe_Analysis
#Zurvan_Object
#Zurvan_Phenomenon
16👏2👎1
Forwarded from Ali Pajoohandeh
What Is the #Zurvan_Object?

Otto Rank described the trauma of birth as a profoundly terrifying and anxiety-laden experience at the very beginning of human life. When the mother’s embrace or milk soothes the infant’s internal and external anxieties, the infant experiences a state of relief. This may become the infant’s first experience of satisfaction and a proto-concept of pleasure.

At this point, To Be-Analysis departs from Rank. The difference concerns Temporal Precedence. For Rank, the past is the first temporal mode to take shape, whereas To Be-Analysis proposes that the infant’s first temporal experience is the present. Since the intrauterine period does not include an awareness of one’s own being, it cannot be experienced or registered as the past.

Read the full text


To Be-Analysis
https://t.me/ToBe_Analysis

#Psychoanalysis
#Freud
#Time
#Being
#ToBe_Analysis
#Zurvan_Object
#Zurvan_Phenomenon
9
چرا نام «ابژه زروانی» را برگزیده‌ام؟
نام «ابژه زروانی» را به این دلیل برگزیده‌ام که می‌خواستم در خود نام، نسبت این ساختار با «زمان» و با اسطوره نیز حاضر باشد؛ اگرچه در نوشته‌های آغازین، از اصطلاح «ابژه‌گذاری زمان» (Transitional Time Object) استفاده می‌کردم. این نام را از اسطوره خدای زُروان وام گرفته‌ام؛ خدایی که در شاخه زروانی سنت زرتشتی، تجسم «زمان بی‌کرانه» و اصل نخستین آفرینش است. در برخی روایت‌های زروانی، زروان موجودی یگانه و در عین حال دوگانه است؛ هم‌زمان سویه‌ای مذکر و مؤنث را در خود دارد و از همین تمامیت دووجهی است که دو فرزند به دنیا می‌آورد که نام یکی اهورامزدا (اورمزد)، به‌عنوان مبدأ نور و خرد و نیکی، و دیگری اهریمن، به‌عنوان مبدأ تاریکی و تباهی است.
در یکی از روایت‌های متأخر زروانی، زروان هزار سال برای داشتن پسری قربانی می‌کند، اما در لحظه‌ای از تردید، سایه‌ای در او پدید می‌آید و از این آمیزه قربانی و تردید، دو جنین شکل می‌گیرند؛ یکی از سوی روشن وجود او و دیگری از سوی تاریک. زروان نذر می‌کند که پادشاهی را به نخستین فرزندی که از او زاده شود بسپارد، و اهریمن که از این وعده آگاه می‌شود، با خشونتی شتاب‌زده زودتر از برادر از رحم زمان بیرون می‌زند و برای مدتی معین بر جهان چیرگی می‌یابد؛ هرچند در افق نهایی، این اهورامزداست که سرانجام کار را به سود خود به پایان خواهد برد. در این اسطوره، زمان بی‌کرانه در هیئت زروان، هم بستر پیدایش خیر و شر است و هم «رحم»ی که این دو را در خود حمل می‌کند و به جهان می‌آورد. به همین دلیل، گمان می‌کنم برای من که در این کتاب، به دنبال نامی برای ساختاری هستم که زمان را در قالب رابطه‌ای تحمل‌پذیر می‌کند و سوژه را از گیر افتادن در لحظه اکنون به سمت آینده می‌برد، ارجاع به زروان کاملاً بجا بوده است. در واقع ابژه زروانی هم ظرف زمان است و هم مظروف آن، هم میدان کشاکش نیروهای ویرانگر و نگاهدارنده، و هم تنها امکانی که در آن، هستی می‌تواند ادامه پیدا کند. از سوی دیگر، همان‌گونه که خواهیم دید، نخستین حامل کارکرد ابژه زروانی که پایه و اساس روابط ابژه اولیه ما را شکل می‌دهد، چندان وابسته به جنسیت نیست و می‌تواند مادر یا پدر باشد، هرچند که غالباً مادر است.

To Be-Analysis
https://t.me/ToBe_Analysis

#فروید
#روانکاوی
#روان‌_درمانی
#هستی_کاوی
#زمان
#هستی
#ابژه_زروانی
#پدیده_زروانی
#Psychoanalysis
#Freud
#Time
#Being
#ToBe_Analysis
#Zurvan_Object
#Zurvan_Phenomenon
7👏4👍1🥰1👌1
Why “Zurvan Object”?
I chose the name “Zurvan Object” because I wanted the structure’s relationship with “time” and myth to be present in the name itself, although in my earlier writings I used the term “Transitional Time Object.” I borrowed this name from the myth of the god Zurvan, who, in the Zurvanite branch of the Zoroastrian tradition, is the personification of “Infinite Time” and the primordial principle of creation. In some Zurvanite accounts, Zurvan is a being who is at once one and twofold. He simultaneously contains masculine and feminine aspects, and it is from this two-sided totality that two children are born: Ahura Mazda, or Ohrmazd, as the principle of light, wisdom, and goodness, and Ahriman as the principle of darkness and destruction.

Read full essay
To Be-Analysis


https://t.me/ToBe_Analysis


#Psychoanalysis
#Freud
#Time
#Being
#ToBe_Analysis
#Zurvan_Object
#Zurvan_Phenomenon
3👏2👍1
پیکرهٔ شیرسر میترایی در موزه‌های واتیکان؛ تصویری که غالباً به زروان، خدای زمان بی‌کرانه، نسبت داده می‌شود، هرچند هویت دقیق آن همچنان محل اختلاف است.

The lion-headed Mithraic statue in the Vatican Museums-an image often associated with Zurvan, the god of Infinite Time, although its precise identity remains a matter of scholarly debate.

https://t.me/ToBe_Analysis
5👍3🙏1