در بد زمانه ای دوستت دارم...
.
زمانهیِ تا ٣ صبح آنلاین بودن و دلت هزار راه رفتن که با کدام گور به گور شده ای حرف میزند، زمانهیِ عاشق شدن نیست.
زمانهیِ استوری پشت استوری گذاشتن و حرف دلت را زدن و اینکه طرف آنورِ گوشی در شیشوبش این بماند که با من است یا نه، زمانه یِ عاشق شدن نیست.
زمانهیِ پیام دادن و صدبار ادیت کردن و آخر سر پاک کردنش، زمانه یِ عاشق شدن نیست.
زمانهیِ حرف دلت را با آهنگ زدن و آخرش هم طرف با خودش بگوید، برای همه میفرستد، فقط من که نیستم، زمانهیِ عاشق شدن نیست.
کاش در زمان چادر گلدار دوستت داشتم، مثلاً تو از سر کوچه بیایی و من هزار تا پلاسکو در دلم آتش بگیرد و بریزد و به روی خودم هم نیاورم که «چه قدر دوستت دارم» زیر آوار مانده.
زمانهیِ کاسهی آش نذری دم در خانه بردن و منتظر کاسهی خالی ماندن، زمانهیِ عاشق شدن است، نه حالا که حرف دلت را به هزار طریق بزنی و تهش هم « 😊 » بزنی که ابهت قضیه بریزد..
#ناشناس
@Tinnaar🌿
.
زمانهیِ تا ٣ صبح آنلاین بودن و دلت هزار راه رفتن که با کدام گور به گور شده ای حرف میزند، زمانهیِ عاشق شدن نیست.
زمانهیِ استوری پشت استوری گذاشتن و حرف دلت را زدن و اینکه طرف آنورِ گوشی در شیشوبش این بماند که با من است یا نه، زمانه یِ عاشق شدن نیست.
زمانهیِ پیام دادن و صدبار ادیت کردن و آخر سر پاک کردنش، زمانه یِ عاشق شدن نیست.
زمانهیِ حرف دلت را با آهنگ زدن و آخرش هم طرف با خودش بگوید، برای همه میفرستد، فقط من که نیستم، زمانهیِ عاشق شدن نیست.
کاش در زمان چادر گلدار دوستت داشتم، مثلاً تو از سر کوچه بیایی و من هزار تا پلاسکو در دلم آتش بگیرد و بریزد و به روی خودم هم نیاورم که «چه قدر دوستت دارم» زیر آوار مانده.
زمانهیِ کاسهی آش نذری دم در خانه بردن و منتظر کاسهی خالی ماندن، زمانهیِ عاشق شدن است، نه حالا که حرف دلت را به هزار طریق بزنی و تهش هم « 😊 » بزنی که ابهت قضیه بریزد..
#ناشناس
@Tinnaar🌿
دیشب که غرق اضطراب و بی قراری به خواب رفته بودم ، نمیدانستم داستان امروز و آن همه ترس به کجا خواهد کشید
صبح که بیدار شدم ، هنوز دل آشوبه شب در وجودم احساس می شد
قدری نشستم ،با خودم حرف زدم
گفتم ببین اقا جان ،شما که خودت را می شناسی
حتی می دانی این همه ترس هم بی جهت است،
گفتم شاید سر خودم شیره بمالم شاید یادم رفت
دیدم نه ، این که ما ادم ها کامل نیستیم
امریست مسلم وحتمی
هرکسی هم یه عیبی دارد
من اما یک ترسی داشتم
که بر میگشت به خودم
خلاصه اینکه
دیدم این حرف زدن ها با خودم زیاد موثر واقع نمی شود
دلم را بند زدم به خدا
ندا زدم پروردگارم ، محبوبم
مگر خودت نمی گویی تو را یاد کنم تا دلم ارام بگیرد
مگر تو این قلب اشفته را به خودت همیشه حواله نکردی
حالا بیا برای بنده ات کاری کن
تو میدانی من بر خودم تسلط و غلبه ای نیست
نفسم ضعیف و پاهایم سست است
مرا بر خودم اعتمادی نیست
اما الان دلم تنها به تو خوش است
این را گفتم و دل را زدم به دریا...
اغراق نکنم
نمیدانم چه شد ،چه گذشت ، چطور تمام شد
اصلا...
فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا
خدا از جایی که فکرش را نمیکردند، بر آنها درآمد
...
همیشه از جایی که فکرش را نمیکنیم، میگیرد و می دهد.
#حشر_2
تو حواست به ما هست
وعده که می دهی مثل ما زیرش نمی زنی
هوایمان را داری
تو خدایی دیگر...
بنده نوازی می کنی
اما من...
(مثل همیشه پای معامله با توست
و دوباره قول های که به تو داده ام...)
@Tinnaar🌿
صبح که بیدار شدم ، هنوز دل آشوبه شب در وجودم احساس می شد
قدری نشستم ،با خودم حرف زدم
گفتم ببین اقا جان ،شما که خودت را می شناسی
حتی می دانی این همه ترس هم بی جهت است،
گفتم شاید سر خودم شیره بمالم شاید یادم رفت
دیدم نه ، این که ما ادم ها کامل نیستیم
امریست مسلم وحتمی
هرکسی هم یه عیبی دارد
من اما یک ترسی داشتم
که بر میگشت به خودم
خلاصه اینکه
دیدم این حرف زدن ها با خودم زیاد موثر واقع نمی شود
دلم را بند زدم به خدا
ندا زدم پروردگارم ، محبوبم
مگر خودت نمی گویی تو را یاد کنم تا دلم ارام بگیرد
مگر تو این قلب اشفته را به خودت همیشه حواله نکردی
حالا بیا برای بنده ات کاری کن
تو میدانی من بر خودم تسلط و غلبه ای نیست
نفسم ضعیف و پاهایم سست است
مرا بر خودم اعتمادی نیست
اما الان دلم تنها به تو خوش است
این را گفتم و دل را زدم به دریا...
اغراق نکنم
نمیدانم چه شد ،چه گذشت ، چطور تمام شد
اصلا...
فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا
خدا از جایی که فکرش را نمیکردند، بر آنها درآمد
...
همیشه از جایی که فکرش را نمیکنیم، میگیرد و می دهد.
#حشر_2
تو حواست به ما هست
وعده که می دهی مثل ما زیرش نمی زنی
هوایمان را داری
تو خدایی دیگر...
بنده نوازی می کنی
اما من...
(مثل همیشه پای معامله با توست
و دوباره قول های که به تو داده ام...)
@Tinnaar🌿
میگم ...
ارامش چه شکلیه؟
اصلا چی جوریه
چه حالی داره؟
تجربش کردید تا حالا؟
میگن بالاترین نعمتیه که یه ادم میتونه داشته باشه
احساس میکنم تصور بعضی ادما جدا از واقعیته اونه
خیلیا تصور میکنن ادمی که هیچ گرفتاری و بدبختی و مشکلی نداره
یکی که هرچی خواسته تو زندگیش به دست اورده
غصه بدهی و چک بلامحل نداره ،خلاصه بگم ،تامینه
اینا ولی ارامش نیست
شاید بشه اسمشو گذاش اسایش ...
اینقد مطمنم که هیچ ادمی نیست که تو زندگیش مشکلی نداشته باشه
دردی نداشته باشه
چه مادی و چه ...
ما ادما در رنج افریده شدیم
[لَقَد خَلقَ الاِنسانَ فی الکَبَد]
داره میگه ای ادم من تو رو تو درد و سختی افریدم
واقعیتش اینه همه ادما درد میکشن
منتها جنس این رنج ها فرق داره...
برای عوام و مردمی که غرق این دنیا و مشکلات ظاهری و سطحیش شدن...
درد یه مفهومیه که همه اونو میفهمن
اما یه عده هم هستن
رنجشون... ،دردشون فرق داره
ممکنه همه سختی های اون مردم دیگه روداشته باشن
یا اینکه تو اسایش باشن...
اما بی قرارن ، منتظرن، درد میکشن
درد دوری از یکی
یکی که میبیننشو نمیتونن به کسی نشونش بدن
شاید یخرده عجیب باشه
اما به نظرم ارامش حال این ادماس
ارامش یعنی دلت بی قرار و اشفته اون باشه...
(برای ارامش هم دعاکنیم)
@Tinnaar
ارامش چه شکلیه؟
اصلا چی جوریه
چه حالی داره؟
تجربش کردید تا حالا؟
میگن بالاترین نعمتیه که یه ادم میتونه داشته باشه
احساس میکنم تصور بعضی ادما جدا از واقعیته اونه
خیلیا تصور میکنن ادمی که هیچ گرفتاری و بدبختی و مشکلی نداره
یکی که هرچی خواسته تو زندگیش به دست اورده
غصه بدهی و چک بلامحل نداره ،خلاصه بگم ،تامینه
اینا ولی ارامش نیست
شاید بشه اسمشو گذاش اسایش ...
اینقد مطمنم که هیچ ادمی نیست که تو زندگیش مشکلی نداشته باشه
دردی نداشته باشه
چه مادی و چه ...
ما ادما در رنج افریده شدیم
[لَقَد خَلقَ الاِنسانَ فی الکَبَد]
داره میگه ای ادم من تو رو تو درد و سختی افریدم
واقعیتش اینه همه ادما درد میکشن
منتها جنس این رنج ها فرق داره...
برای عوام و مردمی که غرق این دنیا و مشکلات ظاهری و سطحیش شدن...
درد یه مفهومیه که همه اونو میفهمن
اما یه عده هم هستن
رنجشون... ،دردشون فرق داره
ممکنه همه سختی های اون مردم دیگه روداشته باشن
یا اینکه تو اسایش باشن...
اما بی قرارن ، منتظرن، درد میکشن
درد دوری از یکی
یکی که میبیننشو نمیتونن به کسی نشونش بدن
شاید یخرده عجیب باشه
اما به نظرم ارامش حال این ادماس
ارامش یعنی دلت بی قرار و اشفته اون باشه...
(برای ارامش هم دعاکنیم)
@Tinnaar
تصور میکنم هر روز
میان وهم ها تو را میبینم
انگار تو گم کرده ی من را
صدا میزنم ، تورا صدا میزنم
خواندنت با دل است
این زبان بیچاره عاجز می شود
خدایا ما گمشده ایم
ما برخود ستم کرده ایم
ماتو را دیده ایم و انکارت کردیم
خدای من این که با تو عهد میبندیم
این که بارها به تو قول داده و زیرش می زنیم
از غفلت و نابینایی این چمشان سرتاسر الوده و ناپاکمان است
پروردگارم ،ما از تو دست کشیده ایم
و تو نکشیدی
ما به غیر تو دل بستیم ، قلبمان را از غیر تو پر کردیم و عشق تورا از یاد بردیم
اما محبت تو به ما همیشه بوده
همیشه هست،تو انگار قصد بریدن از ما را نداری...
خدای من دوباره به سوی تو بازمیگردم
تو را میخوانم و از تو طلب میکنم ،که تویی پناه و قرار هر بی پناهی
تویی انیس دل های تنها و غریب
خدای من
این روز ها ،
این شب ها
در این ایام که برای توست ،ما را دوباره دریاب
دلمان را ،نفسمان را ،محبت هایمان را
خدای من، تمام مارا برای خودت قرار ده
برای خود خودت...
ما را غیر تو، خدایی نیست...
ای مهربان ترین، مهربان ها
هَارِبٌ مِنْکَ إِلَیْکَ
گریزان از تو به سوی توام...
@Tinnaar🌿
میان وهم ها تو را میبینم
انگار تو گم کرده ی من را
صدا میزنم ، تورا صدا میزنم
خواندنت با دل است
این زبان بیچاره عاجز می شود
خدایا ما گمشده ایم
ما برخود ستم کرده ایم
ماتو را دیده ایم و انکارت کردیم
خدای من این که با تو عهد میبندیم
این که بارها به تو قول داده و زیرش می زنیم
از غفلت و نابینایی این چمشان سرتاسر الوده و ناپاکمان است
پروردگارم ،ما از تو دست کشیده ایم
و تو نکشیدی
ما به غیر تو دل بستیم ، قلبمان را از غیر تو پر کردیم و عشق تورا از یاد بردیم
اما محبت تو به ما همیشه بوده
همیشه هست،تو انگار قصد بریدن از ما را نداری...
خدای من دوباره به سوی تو بازمیگردم
تو را میخوانم و از تو طلب میکنم ،که تویی پناه و قرار هر بی پناهی
تویی انیس دل های تنها و غریب
خدای من
این روز ها ،
این شب ها
در این ایام که برای توست ،ما را دوباره دریاب
دلمان را ،نفسمان را ،محبت هایمان را
خدای من، تمام مارا برای خودت قرار ده
برای خود خودت...
ما را غیر تو، خدایی نیست...
ای مهربان ترین، مهربان ها
هَارِبٌ مِنْکَ إِلَیْکَ
گریزان از تو به سوی توام...
@Tinnaar🌿
گاهی بهتر است
برای خودمان مرز بکشیم
برای رفتارهایمان ، عادت هایمان
حرف زدن ها ،ادم ها
گاهی لازمه برای رشد به خودمون سخت بگیریم
این محکم شدن ،جدیّت ،برای ما ادم ها لازم است
گاهی در اطراف خودمان می بینیم
انسانی که غم ودرد تکانشان نمی دهد
عاجز نمی شود ، کم نمی اورد
تکیه گاه است
این که شما به انسانی تبدیل شوید
که بتوان تکیه گاه خودتان اولا و فرد دیگری باشید راهیست طولانی و دشوار
پناه و مامن ادم هاشدن خود کم جایگاهی نیست
ربطی هم به مرد یا زن بودن ندارد
تزکیه و تذهیب ،یعنی ما خودمان را بپاییم
خودمان را بازخواست کنیم ، از خود حساب بکشیم
این ها را نباید با غرور تکبر اشتباه گرفت
که البته مرزشان بینشان خیلی باریک است
خود شناسی تازه اول به راه سر و سامان رسیدن است
راهی که در اخر به حقیقت وجود خود خواهیم رسید
برای خودمان مرز بکشیم
مرزهای درست ...
@Tinnaar
برای خودمان مرز بکشیم
برای رفتارهایمان ، عادت هایمان
حرف زدن ها ،ادم ها
گاهی لازمه برای رشد به خودمون سخت بگیریم
این محکم شدن ،جدیّت ،برای ما ادم ها لازم است
گاهی در اطراف خودمان می بینیم
انسانی که غم ودرد تکانشان نمی دهد
عاجز نمی شود ، کم نمی اورد
تکیه گاه است
این که شما به انسانی تبدیل شوید
که بتوان تکیه گاه خودتان اولا و فرد دیگری باشید راهیست طولانی و دشوار
پناه و مامن ادم هاشدن خود کم جایگاهی نیست
ربطی هم به مرد یا زن بودن ندارد
تزکیه و تذهیب ،یعنی ما خودمان را بپاییم
خودمان را بازخواست کنیم ، از خود حساب بکشیم
این ها را نباید با غرور تکبر اشتباه گرفت
که البته مرزشان بینشان خیلی باریک است
خود شناسی تازه اول به راه سر و سامان رسیدن است
راهی که در اخر به حقیقت وجود خود خواهیم رسید
برای خودمان مرز بکشیم
مرزهای درست ...
@Tinnaar
الهی
ای که قرار بیقراری های دل هایی
ما را که دلتنگیم
مارا که غریبیم
ما که تنها و بی مونس مانده ایم را
ما را که جز تو رفیق و دوستی نداریم
ماهایی که حرف دلمان به زبان نمی اید
و درد هایمان بی درمان شده
ماهایی که جز تو کسی را نداریم
تو انیس و همدم باش
تو...
#یاانیس_من_لا_انیس_له
@Tinnaar🌿
ای که قرار بیقراری های دل هایی
ما را که دلتنگیم
مارا که غریبیم
ما که تنها و بی مونس مانده ایم را
ما را که جز تو رفیق و دوستی نداریم
ماهایی که حرف دلمان به زبان نمی اید
و درد هایمان بی درمان شده
ماهایی که جز تو کسی را نداریم
تو انیس و همدم باش
تو...
#یاانیس_من_لا_انیس_له
@Tinnaar🌿
حول حوش ۷،۸سال ام بود فکر می کنم
ماه رمضان بود و من هم مثل همیشه
لقمه بزرگتر از دهنم بر میداشتم ،
روزه بودم
نماز رو هم خیلی قبل تر شروع کرده بودم
مثل الان ام نبود ، واقعیتش من کودکی درست حسابی ای داشتم
و پدر و مادری که با حلال ترین حلال خدا بزرگم کردند
و همچنان هم ...
سرتون رو درد نیاورم
اواسط ماه خدا بود
داشتم می رفتم به مدرسه
اول ابتدایی بودم به گمونم
ورودی در مدرسه دوستم رو دیدم
یخمک به دست ، اون هم دوتا
دید که نگاهم به دستاشه،تعارف کرد...
من از خودم بی خبر گرفتم، نصفش کردم
نصف اول رو که خوردم تازه یادم افتاد روزه ام ...
چشمتون روز بد نبینه ، زدم زیر گریه، اونم چه گریه ای ...
دوستم هم که کنارم بود ،گیج و حیرون نمیدونست چیکار کنه
اصلا نمیدوست چرا دارم گریه می کنم
یادمه تو مدرسه اروم نشدم ،موقع ظهر بود ...
میدونستم بابام مسجده، اخه اون زمانا مثل الان نبود، یکیو گم میکردی باید تومسجد پیداش می کردی ، پاتوق بود
خلاصه ...
وقتی رسیدم،وسط نماز بود ،
همونجا مستقیم رفتم دستامو حلقه زدم به پاهاش و زدم زیر گریه، و کنارش نشستم تا نماز تموم بشه...
سلام که داد ، اولش پیشونیمو بوسید و گفت چیشده بابا
داستانو براش گفتم ...
یه لبخند کوچیک زد و گفت :
ببین باباجون، خدا خیلی مهربون تر از اونه که
بخاد بخاطر این کارت ازت دلخور شه
تازشم تو که اصلا حواست نبود که روزه ای
پس عیبی نداره،روزت هم سرجاشه
اینارو که گف یخرده اروم شدم
خیلی خوشحال بودم که هنوز روزه ام و مهمتر از اون خدا رو ناراحت نکردم
بابا هم منو تا مدرسه رسوند و رفت...
اینارو که الان می نویسم، خیلی دلم برای اون روزام تنگ میشه...
وقت ایی که نمیتونستم ناراحتی خدا رو از خودم تحمل کنم ،دلشو از خودم برنجونم
و دوریشو تحمل کنم ...
اما این روزا ...
(داستان زندگی هممونه به گمانم... )
خدایا خودت دستمونو بگیر
و مارو برگردون به خودت.
فَرَبّي اَحْمَدُ شَئٍ عِنْدي
ای محبوب ترین من!!
@Tinnaar
ماه رمضان بود و من هم مثل همیشه
لقمه بزرگتر از دهنم بر میداشتم ،
روزه بودم
نماز رو هم خیلی قبل تر شروع کرده بودم
مثل الان ام نبود ، واقعیتش من کودکی درست حسابی ای داشتم
و پدر و مادری که با حلال ترین حلال خدا بزرگم کردند
و همچنان هم ...
سرتون رو درد نیاورم
اواسط ماه خدا بود
داشتم می رفتم به مدرسه
اول ابتدایی بودم به گمونم
ورودی در مدرسه دوستم رو دیدم
یخمک به دست ، اون هم دوتا
دید که نگاهم به دستاشه،تعارف کرد...
من از خودم بی خبر گرفتم، نصفش کردم
نصف اول رو که خوردم تازه یادم افتاد روزه ام ...
چشمتون روز بد نبینه ، زدم زیر گریه، اونم چه گریه ای ...
دوستم هم که کنارم بود ،گیج و حیرون نمیدونست چیکار کنه
اصلا نمیدوست چرا دارم گریه می کنم
یادمه تو مدرسه اروم نشدم ،موقع ظهر بود ...
میدونستم بابام مسجده، اخه اون زمانا مثل الان نبود، یکیو گم میکردی باید تومسجد پیداش می کردی ، پاتوق بود
خلاصه ...
وقتی رسیدم،وسط نماز بود ،
همونجا مستقیم رفتم دستامو حلقه زدم به پاهاش و زدم زیر گریه، و کنارش نشستم تا نماز تموم بشه...
سلام که داد ، اولش پیشونیمو بوسید و گفت چیشده بابا
داستانو براش گفتم ...
یه لبخند کوچیک زد و گفت :
ببین باباجون، خدا خیلی مهربون تر از اونه که
بخاد بخاطر این کارت ازت دلخور شه
تازشم تو که اصلا حواست نبود که روزه ای
پس عیبی نداره،روزت هم سرجاشه
اینارو که گف یخرده اروم شدم
خیلی خوشحال بودم که هنوز روزه ام و مهمتر از اون خدا رو ناراحت نکردم
بابا هم منو تا مدرسه رسوند و رفت...
اینارو که الان می نویسم، خیلی دلم برای اون روزام تنگ میشه...
وقت ایی که نمیتونستم ناراحتی خدا رو از خودم تحمل کنم ،دلشو از خودم برنجونم
و دوریشو تحمل کنم ...
اما این روزا ...
(داستان زندگی هممونه به گمانم... )
خدایا خودت دستمونو بگیر
و مارو برگردون به خودت.
فَرَبّي اَحْمَدُ شَئٍ عِنْدي
ای محبوب ترین من!!
@Tinnaar
همیشه شبیه ترین ها به تو دوست داشتنی بوده اند، انگار روی حرف مان با خود توست
حرف که می زنند
نگاهشان که به چشمانمان گره می خورد
تک تک کارهایشان مارا یاد تو می اندازد
این که بتوانیم این ادمها را بشناسیم
رنگ و لعاب خدایشان را از از میان این همه بزک ها و دورنگی ها تشخیص دهیم
یعنی خودمان زمان دلداده ات بوده ایم
منتها بدی ها،خجالت ها ،نفس خجل و روسیاهمان شرم داشته دوباره به سمتت بیاید
گاهی بعضی ادم ها ما را عجیب یاد تو می اندازند
خود گمشده ما را به ما نشان میدهند
گاهی خودمان را در دیگری می بینیم
بعضی وقت ها هم
که دلمان برای خود واقعی مان تنگ می شود
عاشق می شویم ...
همه ما می شود ایینه ات باشیم
ایینه تو ...
شبیه ترین به تو
اما شرط دارد
می گویند باید مومن شد...
به تو...
راستش
مومن بودن یعنی همان عاشقت بودن...
(مومن ایینه خداست)
@Tinnaar🌿
حرف که می زنند
نگاهشان که به چشمانمان گره می خورد
تک تک کارهایشان مارا یاد تو می اندازد
این که بتوانیم این ادمها را بشناسیم
رنگ و لعاب خدایشان را از از میان این همه بزک ها و دورنگی ها تشخیص دهیم
یعنی خودمان زمان دلداده ات بوده ایم
منتها بدی ها،خجالت ها ،نفس خجل و روسیاهمان شرم داشته دوباره به سمتت بیاید
گاهی بعضی ادم ها ما را عجیب یاد تو می اندازند
خود گمشده ما را به ما نشان میدهند
گاهی خودمان را در دیگری می بینیم
بعضی وقت ها هم
که دلمان برای خود واقعی مان تنگ می شود
عاشق می شویم ...
همه ما می شود ایینه ات باشیم
ایینه تو ...
شبیه ترین به تو
اما شرط دارد
می گویند باید مومن شد...
به تو...
راستش
مومن بودن یعنی همان عاشقت بودن...
(مومن ایینه خداست)
@Tinnaar🌿
انسان یک شبه صاحب ایمان نمی شود سلیمان.
آدم خودش را مومن می داند،اما یکدفعه حادثه غیر منتظره ای پیش می آید، دچار شک می شود، تردید می کند.
دوباره خودش را جمع و جور می کند، ایمانش قوی می شود، پشت سرش دوباره به پرتگاه شک سقوط می کند این وضع همینجور ادامه پیدا می کند تا به مرحله مشخصی نرسیده ایم یک بار به این طرف تاب می خوریم، یک بار به آن طرف.
گاه مومنیم، گاهم منکر، گاه در تردید. گاه اهل بهشتیم، گاه اهل جهنم. فقط این طوری می توانیم پیش برویم.
در هر قدمی کمی به حق نزدیک تر می شویم.
بدون احساس شک، نمی توان صاحب ایمان شد.
پ ن :شک و دودلی هامون...
#ملت_عشق
@Tinnaar🌿
آدم خودش را مومن می داند،اما یکدفعه حادثه غیر منتظره ای پیش می آید، دچار شک می شود، تردید می کند.
دوباره خودش را جمع و جور می کند، ایمانش قوی می شود، پشت سرش دوباره به پرتگاه شک سقوط می کند این وضع همینجور ادامه پیدا می کند تا به مرحله مشخصی نرسیده ایم یک بار به این طرف تاب می خوریم، یک بار به آن طرف.
گاه مومنیم، گاهم منکر، گاه در تردید. گاه اهل بهشتیم، گاه اهل جهنم. فقط این طوری می توانیم پیش برویم.
در هر قدمی کمی به حق نزدیک تر می شویم.
بدون احساس شک، نمی توان صاحب ایمان شد.
پ ن :شک و دودلی هامون...
#ملت_عشق
@Tinnaar🌿
باران می باردد،صدای قطره قطره اش در گوشم میپیچید، این که باران خاصیتش شستن و رفع الودگیست قطعا کنایه ای پر مغز از دل های ما که خیلی هم از قضا در گیر ودار زندگی پاک نمانده،دل هایی که به دست همه داده ایم به غیر تو
امشب شبی از شب های قدر ،ماه مهربانی توست
همان شبی که دوباره بهانه به دستمان می دهی تا برگردیم به سویت، بهانه ای که دوباره گره بزنی مرا به خودت،تو اهل بهانه دادنی
من اما اهل بهانه گرفتن ،هزار درد در دلم را بهانه می کنم برای شکایت از تو،تو اما چنان مهربانی
که بازهم میخانی ام،
نمیدانم کجای این زمین نشسته اید
و این نوشته را می خوانید
نمیدانم که هستید و در دلتان چه غمی دارید
اما امشب ،حوالی اسمان دل من ،بدجور بارانیست
حواسمان هست؟ ،میبینی چه اتفاق خوبیست
کنایه و ایهام استعاره دست به دست هم داده اند همه چیز به رحمانیت تو ختم شود،
به لطف وکرم محبت بی نهایتت
امشب اگر اسمان جغرافیای زمینی شما ابری نبود
ناراحت نباشید
خودش سپرده که برایتان رحمت و یک دنیا ارامش بباردند از اسمان
منتها حواسمان باشد ،بی بهره نمانیم
کاسه های دلمان را خالی کنیم از غیر خدا
امشب همه بهره ای میبرند به وسعت بزرگی ظرف دلشان
ظرف های بزرگ برداریم...
@tinnaarr🌿
امشب شبی از شب های قدر ،ماه مهربانی توست
همان شبی که دوباره بهانه به دستمان می دهی تا برگردیم به سویت، بهانه ای که دوباره گره بزنی مرا به خودت،تو اهل بهانه دادنی
من اما اهل بهانه گرفتن ،هزار درد در دلم را بهانه می کنم برای شکایت از تو،تو اما چنان مهربانی
که بازهم میخانی ام،
نمیدانم کجای این زمین نشسته اید
و این نوشته را می خوانید
نمیدانم که هستید و در دلتان چه غمی دارید
اما امشب ،حوالی اسمان دل من ،بدجور بارانیست
حواسمان هست؟ ،میبینی چه اتفاق خوبیست
کنایه و ایهام استعاره دست به دست هم داده اند همه چیز به رحمانیت تو ختم شود،
به لطف وکرم محبت بی نهایتت
امشب اگر اسمان جغرافیای زمینی شما ابری نبود
ناراحت نباشید
خودش سپرده که برایتان رحمت و یک دنیا ارامش بباردند از اسمان
منتها حواسمان باشد ،بی بهره نمانیم
کاسه های دلمان را خالی کنیم از غیر خدا
امشب همه بهره ای میبرند به وسعت بزرگی ظرف دلشان
ظرف های بزرگ برداریم...
@tinnaarr🌿
سکوت زبان حرف زدن خدا با بندگانش هست، ادم هی خطا کند ،کج برود،بد کند،بد شود
اینها همه اش سخت است برایش
دیدن این حجم از جهالت ما برایش عذاب اور است ،اما باز سکوت می کند
این شبها که بسیار عزیز و بزرگ
برای شکستن سکوت خدابه این فکر میکنم
بشینم دعا کنم ،حرف بزنم ،دردهایم رابگویم
اما او که جوابی نمی دهد
باز هم سکوت می کند
همیشه همینطور بوده...
به خودم می گویم،کجای راه را اشتباه می روم که این همه دعا و زاری ام بی ثمر شده است
باز به خودم بر میگردم ،
همه اش تقصیر خودم است
اگر حالمان بد است خودمان سببیم
اگر در زندگی ارامش نداریم باز هم خودمان مقصریم
اصلا ریشه تمام بدبختی ها خودمانیم
بنشینیم تا صبح ناله کنیم که چه شود
دعا راهگشاست اما کافی نیست
مدام قول می دهیم و زیرش میزنیم
خدا برای همه چیز از ما می گذرد
بزرگی ومحبت او به ما غیر قابل وصف بوده و هست
این حجم بی وفایی انسان قطعا دلش را ازرده می کند
بخاطر دل خدا هم شده کمی عمل کنیم
خودمان را بسازیم ،بخدا دعا بدون عمل ثمری ندارد
هی اه و ناله سر میدهیم که خدایا ما بی پناهیم
ماکسی را نداریم،
تنهایی هایمان را به رخش میکشیم
یکبار هم شده خودمان را جای او بگذاریم
شاید بفهمیم حال بی وفایی خودمان را...
او خیلی از ما تنها تر است
ما او را داشته وداریم
،اما او حتی مارا هم ندارد،
...
جای خدا بودن سخت است
خیلی...
@tinnaarr🌿
اینها همه اش سخت است برایش
دیدن این حجم از جهالت ما برایش عذاب اور است ،اما باز سکوت می کند
این شبها که بسیار عزیز و بزرگ
برای شکستن سکوت خدابه این فکر میکنم
بشینم دعا کنم ،حرف بزنم ،دردهایم رابگویم
اما او که جوابی نمی دهد
باز هم سکوت می کند
همیشه همینطور بوده...
به خودم می گویم،کجای راه را اشتباه می روم که این همه دعا و زاری ام بی ثمر شده است
باز به خودم بر میگردم ،
همه اش تقصیر خودم است
اگر حالمان بد است خودمان سببیم
اگر در زندگی ارامش نداریم باز هم خودمان مقصریم
اصلا ریشه تمام بدبختی ها خودمانیم
بنشینیم تا صبح ناله کنیم که چه شود
دعا راهگشاست اما کافی نیست
مدام قول می دهیم و زیرش میزنیم
خدا برای همه چیز از ما می گذرد
بزرگی ومحبت او به ما غیر قابل وصف بوده و هست
این حجم بی وفایی انسان قطعا دلش را ازرده می کند
بخاطر دل خدا هم شده کمی عمل کنیم
خودمان را بسازیم ،بخدا دعا بدون عمل ثمری ندارد
هی اه و ناله سر میدهیم که خدایا ما بی پناهیم
ماکسی را نداریم،
تنهایی هایمان را به رخش میکشیم
یکبار هم شده خودمان را جای او بگذاریم
شاید بفهمیم حال بی وفایی خودمان را...
او خیلی از ما تنها تر است
ما او را داشته وداریم
،اما او حتی مارا هم ندارد،
...
جای خدا بودن سخت است
خیلی...
@tinnaarr🌿
در این فکر بودم ، زار و اه و ناله می کنیم این شب ها رابرای چه؟
تا نیکو نگارش کند سرنوشت یکسال اتی را؟
تاغرقه شویم در یک جبرگرایی مطلق و بهانه برای بی عملی های خودمان
میبینی …
ما همه اهل معامله ایم،
یادمان نداده اند تو را بخاطر خودت بخوانیم ، درد دلمان فراق از تو باشد
دوریه از تو ...
خیلی چیز ها را یادمان نداده اند
کاسبی را اما خود بلدیم...
@Tinnaarr🌿
تا نیکو نگارش کند سرنوشت یکسال اتی را؟
تاغرقه شویم در یک جبرگرایی مطلق و بهانه برای بی عملی های خودمان
میبینی …
ما همه اهل معامله ایم،
یادمان نداده اند تو را بخاطر خودت بخوانیم ، درد دلمان فراق از تو باشد
دوریه از تو ...
خیلی چیز ها را یادمان نداده اند
کاسبی را اما خود بلدیم...
@Tinnaarr🌿