تینار
214 subscribers
92 photos
17 videos
1 file
1 link
تینار یعنی تنها...خیلی خیلی تنها
خدا اما بزرگتر از تنهایی ماست

🍂 نوشته ، کتاب ها و مطالبی که میخوانم


https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MzY1NzcwNzU0
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂
و انسان ، بوی آن بهشت را می شنود ، و در او رنج این کویر را فراموش میکند ، و در آتش این دوزخ نمرودی ، گل سرخ ابراهیمی را می یابد ...

#هبوط

@tnarr
🍂
روز ها و شب های بسیار آمدند و بر من سپری شدند ، اینک اما حزن انگیز ترین رویای زندگی ام تنها همین است ، که چگونه و به چه سان باید سال های باقی زندگی را تاب بیاورم ...

آه
آه باید کشید ، آه شاید دست ما را بگیرد
خسته و ملولیم ، به گمانم همه ..

فَبأَىّ‏ِ ءَالَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ

@tnarr
🍂
°ما شما را قبلا جایی ندیده ایم عزیز ؟

•نه ، گمان نمی کنم آقا ، اولین بار است که این لحظه و این مکان را تجربه می کنم

° من شما را می شناسم عزیز ، به یقین
اگرچه بیگانه ای...

@tnarr
🍂
حقیقت، دوستان اندکی دارد...

امام حسین (ع)


@tnarr
🍂
در سیاهه ای دور
در لابلای امواج تاریکی

آن جا که بارقه ها رنگ می باختند
در لحظه احتضار آخرین پرتو های نور

در آن حال که همگان خفته بودند
و خواب نداشتت را می دیدند

#تو را یافتم



@tnarr
🍂
يا داود!
هر كه مرا جويد
مرا يابد

و او كه يابد
سزد كه نبازد ..



@tnarr
🍂
قدر #اشک هایی که هنوز از چشم هایتان جاری می شود را بدانید ...
🍂
داشتم نوشته های که در این سال هایی که گذشت ، ثبت برام مونده بود می خوندم ...
حال هایی که در اون روز و شب ها من رو به نوشتن می کشوند ، که حالا می دونم به حق غیر ارادی بود و لبریز از احساسات اون روزهای زندگیم و شاید
به قول عشاق دودی بود که از آتش عشقی می دمید ، و یا وهمی خیال انگیز از درک عشق

در این دو سال ، یک سری چیز ها رو از دست دادم یا شاید رنگ عوض کردند ، نوشتن و اقرار هام برای خودم یکی از اون چیزا بود ، واگویه های اعتقاداتم ، باورهام و اون ارزش هایی که براش زندگی می کردم ...

نمیدونم ...بعضی از شما گاهی حرف هایی می زدید و می زنید ، حس و حال هایی که منو به فکر می برد
و امید به اینکه در حال خوش بنده ای از بندگان او اثری داشتم ، احساس شعفی در دلم حس می کردم ، گرچه هرچه از از جوهر دلم ساری شده از حزنی بزرگ بود که رنگ محبت در اون لحظه ها به خودش گرفته بود ...
اون غم همچنان برام بزرگه و رهام نکرده

این مدت که حس می کنم از خود حقیقی ام خیلی دور بوده ام ، سخت نیاز به سخن و حرف زدن با خودم رو احساس می کردم ،قصه گفتن و نوشتن نه فقط دلبستگی بلکه نیاز روح جدا مانده از خویش منه ...

شما هایی که تا الان موندید و می شنوید منو ارزش توضیح دادن و درد و دل رو دارید

امیددارم که بتونم به غار بزرگ تنهایی خودم برگردم ...
بسیار محتاجم به دعا
تینار
🍂 داشتم نوشته های که در این سال هایی که گذشت ، ثبت برام مونده بود می خوندم ... حال هایی که در اون روز و شب ها من رو به نوشتن می کشوند ، که حالا می دونم به حق غیر ارادی بود و لبریز از احساسات اون روزهای زندگیم و شاید به قول عشاق دودی بود که از آتش عشقی می…
#پیام_ناشناس
سلام رفیق بامرام!
پیام آخری تو کانال رو خوندم و گفتم نه از باب نصیحت، شاید از باب رفاقت دو تا کلمه برات بنویسم.
اول اینکه کانالت حتما ارزشش رو داشته که بخوایم دیر به دیر آپدیت شدنش رو ندید بگیریم.
دوم اینکه این دنیا تا بخوای آدمای معمولی و زشت و خاص بی سر و ته و ... داره! این وسط خوب بودن و در عین حال معمولی نبودنه که یه خورده سخته!
سوم اینکه نوشته هات فقط واسه خودت نیستن و دیگه از بین نمیرن، یه چیزی تو مایه های همون که بهش میگن ابدیت!
چهارم اینکه این نوشته ها میتونه کمک حال یه عده ی دیگه باشه که نمیخوان زشت معمولی باشن ولی واسه خوب خاص بودن نیاز به حرف زدن و شنیدن با اونایی رو دارن که لااقل دغدغه هاشون از جنس همه!
پنجم اینکه تا وقتی حس می کنی تلاش کردن فایده داره بایس تلاش کنی؛ نیاد اون روزی که بفهمی تلاش هیچ فایده ای نداره! مث عاشقی که عشقش هر چقد شدید و اصیل و از روی صداقت هم باشه، زورش به جواب رد و نخواستن معشوق نمیرسه!
و آخر سر اینکه خیلی مخلصیم با مرام!
شرمنده پیچ فکم شل شد و زیاده گفتم.
عزت زیاد🍁

@HarfBeManBot
🍂
ما در زندگی به واقع هیچی برای از دست دادن نداریم ، الا خود همین زندگی ملال آور ..

@tnarr
🍂
گفتی خراب شو تا شوم خریدارت
خراب تر از این ؟

نمیخری ما را ؟! ..
🍂
هبوط کردیم تا لحظه ای با خود
خلوت کنیم و پرواز را از سر بگیریم
اما آنقدر در گیر و دار این لحظه فرو ماندیم

که پرواز را از یاد بردیم ...
🍂
احساس افسردگی ، دمق بودن ، بی حوصلگی و کرختی در زندگی تنها نشانه خستگی و یاس نیست
این ها علائم راضی نبودن خود حقیقی ما
از خود فعلی حال حاضر ماست ...
🍂
بازتاب رَد دانه های سپید موهای شقیقه اش در آیینه ... و از آن دَم همه چیز قَدری بی اهمیت تر گشت
🍂
🍂
و برای تغییر
که بی آن بتی خواهم بود ..