درد امانم را بریده ...
گفتم ای کاش حداقل یک نفر باشد که وقتی درد داری کمی غصه ات را بخورد !
مُسَکِنت باشد ! درد را تنها داشتن سخت است ، تنها اگر نبودم که البته نیستم ،او همیشه بوده و هست اما همراهی از جنس انسان داستانش فرق دارد ، آدمیزاد گاهی کم می آورد.
تو اگر بودی درد را به جان میخریدم !
حداقل باید یک نفر باشد که حرف دلت را بفهمد، و آرامت کند
کسی اگر نباشد ، درد که نه ! بغض خفه ات می کند !
کاش یک نفر بود ...
@Tinnaar🌿
گفتم ای کاش حداقل یک نفر باشد که وقتی درد داری کمی غصه ات را بخورد !
مُسَکِنت باشد ! درد را تنها داشتن سخت است ، تنها اگر نبودم که البته نیستم ،او همیشه بوده و هست اما همراهی از جنس انسان داستانش فرق دارد ، آدمیزاد گاهی کم می آورد.
تو اگر بودی درد را به جان میخریدم !
حداقل باید یک نفر باشد که حرف دلت را بفهمد، و آرامت کند
کسی اگر نباشد ، درد که نه ! بغض خفه ات می کند !
کاش یک نفر بود ...
@Tinnaar🌿
و می نویسم دوست ، رفیق
و می خوانم همراه، همراز ،همدل
راستش دفتر زندگی ام را که ورق میزنم و از لا به لای تصاویر ادم هایی یک روزی خیلی برایم مهم بودند ،چند نفری بیشتر به ذهنم نمی اید،
واقعیتش را بخواهید،از کودکی یخرده ادم خجالتی و ارامی بوده ام ، الانش هم خیلی اهل چرب زبانی و خوش صحبتی نیستم و نمی خواهم باشم ، این ها را گفتم که بدانید رفیق بودن با شخص خشک و سردی چون من گاهی سخت بوده، والبته هست ، ادم اهل درد و دل هم نیستم ، همیشه حرف هایم را جز خودم و خودش به کسی نزده ام ، میدانید با ادم ها هرچه هم نزدیک و دوست باشی اما درمان دلت نیستند، واقعیتش هنوز کسی نبوده که تمام خودم را در او ببینم ،وگرنه درد ودل کردن که حرفت را بفهمد بد چیزی هم نیست ،تازه خیلی ارام هم می شوی
گاهی حال ادم انقدر خراب و داغون می شود
نمی داند چطور خالی شود ، گوشه دلت سنگین می شود ، بغض تمام وجودت را دربر می گیرد ،
خدا برای بنی بشری نیاورد ،بد روزگاریست
دست خودت هم که نیست ، دل که بگیرد
درد که وجودت را درنوردد،ادم وعالم هم که بیایند ،ارام نمی گیری...
در کنار این بی پناهی ها ، درست در بد ترین اوقات زندگیت، گوشه قلبت یک نوری میدمد و امید در روحت ریشه می زند
دلت که از بند درد و غبار تشویش رهایی می باد
از گوشه پلک هایت که قطره اشکی روان می شود
ارام که می شوی تازه میبینی و می فهمی صاحب این دل کسی دیگر است
رفیق و مونس کنج ویرانه وجود انسان خداست
انجایی که کسی حرف و غم هایت را نمیفهمد
خداهست
قلب ما به حضور اوست که ارام می شود
قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمَا
🌿@Tinnaar
و می خوانم همراه، همراز ،همدل
راستش دفتر زندگی ام را که ورق میزنم و از لا به لای تصاویر ادم هایی یک روزی خیلی برایم مهم بودند ،چند نفری بیشتر به ذهنم نمی اید،
واقعیتش را بخواهید،از کودکی یخرده ادم خجالتی و ارامی بوده ام ، الانش هم خیلی اهل چرب زبانی و خوش صحبتی نیستم و نمی خواهم باشم ، این ها را گفتم که بدانید رفیق بودن با شخص خشک و سردی چون من گاهی سخت بوده، والبته هست ، ادم اهل درد و دل هم نیستم ، همیشه حرف هایم را جز خودم و خودش به کسی نزده ام ، میدانید با ادم ها هرچه هم نزدیک و دوست باشی اما درمان دلت نیستند، واقعیتش هنوز کسی نبوده که تمام خودم را در او ببینم ،وگرنه درد ودل کردن که حرفت را بفهمد بد چیزی هم نیست ،تازه خیلی ارام هم می شوی
گاهی حال ادم انقدر خراب و داغون می شود
نمی داند چطور خالی شود ، گوشه دلت سنگین می شود ، بغض تمام وجودت را دربر می گیرد ،
خدا برای بنی بشری نیاورد ،بد روزگاریست
دست خودت هم که نیست ، دل که بگیرد
درد که وجودت را درنوردد،ادم وعالم هم که بیایند ،ارام نمی گیری...
در کنار این بی پناهی ها ، درست در بد ترین اوقات زندگیت، گوشه قلبت یک نوری میدمد و امید در روحت ریشه می زند
دلت که از بند درد و غبار تشویش رهایی می باد
از گوشه پلک هایت که قطره اشکی روان می شود
ارام که می شوی تازه میبینی و می فهمی صاحب این دل کسی دیگر است
رفیق و مونس کنج ویرانه وجود انسان خداست
انجایی که کسی حرف و غم هایت را نمیفهمد
خداهست
قلب ما به حضور اوست که ارام می شود
قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمَا
🌿@Tinnaar
وقتی حرف میزد،دوست داشتم فقط نگاهش کنم،این را برای اینکه کلمات کنار یکدیگر شکل عاشقانه پیدا کند نمیگویم،که اصلا این کار را بلد نیستم که نوشتن کار من نبوده و نیست،من همان عکاس گوشه گیرم که زندگیش را با کتاب و عکس و...،پر میکند و عکس های او...
این که دوست داشتم به چشمانش نگاه کنم و او فقط حرف بزند و فقط حرف بزند،یک بلوف نوشتاری عاشقانه نبود که دوست داشتم از هرچه که دوست دارد بگوید،از زمین و زمان و دغدغه هایش و ...
لذت زندگیم این بود صبحها که چشمانم را باز میکردم و باریکه نور آفتاب از پنجره اتاقم بر روی رختخواب همیشه پهنم میوفتاد اول شعر صبح بخیرش را بخوانم و بعد نگاهش یادم بیاید و به خودم بگویم او نشانه حضور خدا هست در زندگیت ...
من میدانستم آن چشمان آخر مرا دیوانه میکند،درست ترش آن است،دیوانه تر میکند!
پ.ن:
مرا به نورِ پسِ ابرها امید نده...
که از سیاهی پایان قصه مطمئنم...
@Tinnaar🌿
این که دوست داشتم به چشمانش نگاه کنم و او فقط حرف بزند و فقط حرف بزند،یک بلوف نوشتاری عاشقانه نبود که دوست داشتم از هرچه که دوست دارد بگوید،از زمین و زمان و دغدغه هایش و ...
لذت زندگیم این بود صبحها که چشمانم را باز میکردم و باریکه نور آفتاب از پنجره اتاقم بر روی رختخواب همیشه پهنم میوفتاد اول شعر صبح بخیرش را بخوانم و بعد نگاهش یادم بیاید و به خودم بگویم او نشانه حضور خدا هست در زندگیت ...
من میدانستم آن چشمان آخر مرا دیوانه میکند،درست ترش آن است،دیوانه تر میکند!
پ.ن:
مرا به نورِ پسِ ابرها امید نده...
که از سیاهی پایان قصه مطمئنم...
@Tinnaar🌿
یک وقت هایی هم هست باید زیر حرف هایت بزنی . .
همان حرفهایی که از ته دل و با نهایت دلگیری زدی شان ، همان حرف هایی که فکر میکردی اگر آسمان هم به زمین بیاید زیرشان نمی زدی.
یک وقت هایی هم هست باید زیر حرف هایت بزنی
دروازه دلت رابه غیرخدا روی همه ببندی
و حرف هایت را ناگفته رها کنی
دقیقا همان حرف هایی، که می دانی چه بگوی چه نگویی، دیگر هیچ چیز مثل اولش نخواهد شد . .
یک وقت هایی هم هست باید دست روی دلت بگذاری و از خودت بگذری . .
@Tinnaar🌿
همان حرفهایی که از ته دل و با نهایت دلگیری زدی شان ، همان حرف هایی که فکر میکردی اگر آسمان هم به زمین بیاید زیرشان نمی زدی.
یک وقت هایی هم هست باید زیر حرف هایت بزنی
دروازه دلت رابه غیرخدا روی همه ببندی
و حرف هایت را ناگفته رها کنی
دقیقا همان حرف هایی، که می دانی چه بگوی چه نگویی، دیگر هیچ چیز مثل اولش نخواهد شد . .
یک وقت هایی هم هست باید دست روی دلت بگذاری و از خودت بگذری . .
@Tinnaar🌿
پیشنهاه میکنم روزانه اوقاتی را برای محاسبه خودتان قرار دهید
ادمیزاد را که ول کنید، در کشاکش مشکلات و مصاعب و خوشی ها و بدحالی های بی جهت گم می گردد
مراقب حال دلت که نباشی
ناگهان میبینی در جایی ایستاده ای که شاید روزی
دیگران را بخاطر ان رفتار ها و حالات سرزنش کرده بودی
محاسبه نفست را نکنی ، حالت بد می شود
غریبه می شوی باخودت ، غرقه خواهی شد در پوچی؛ در بی هدفی
حالت از خودت بهم خواهد خورد
داستان زندگی خیلی از ادم ها اینگونه است،
اسیرند در پای هواها و امیال خود و دیگران...
ما اولاد بشر ، نمیدانیم چرا و برای کدام مقصد صبح ها چشم هایمان را باز می کنیم...
جواب را اما میدانم من
نه این که رسیده باشم به مقصد، خیر اقا
اما اسارت کشیده ام ، دچار گشته ام
دنیای بدی دارد ؛ خدارا که گم کنی در زندگی ات
بندگی که نکنی ،صفحه دلت کدرو سیاه میشود
زنگار می بندد
حواسمان به دل و دلبستن هایش باشد
دنیا با دلی که از محبت خدا پر شده باشد
بهشت است
محبت خدا رو تجربه کنید…
@Tinnaar🌿
ادمیزاد را که ول کنید، در کشاکش مشکلات و مصاعب و خوشی ها و بدحالی های بی جهت گم می گردد
مراقب حال دلت که نباشی
ناگهان میبینی در جایی ایستاده ای که شاید روزی
دیگران را بخاطر ان رفتار ها و حالات سرزنش کرده بودی
محاسبه نفست را نکنی ، حالت بد می شود
غریبه می شوی باخودت ، غرقه خواهی شد در پوچی؛ در بی هدفی
حالت از خودت بهم خواهد خورد
داستان زندگی خیلی از ادم ها اینگونه است،
اسیرند در پای هواها و امیال خود و دیگران...
ما اولاد بشر ، نمیدانیم چرا و برای کدام مقصد صبح ها چشم هایمان را باز می کنیم...
جواب را اما میدانم من
نه این که رسیده باشم به مقصد، خیر اقا
اما اسارت کشیده ام ، دچار گشته ام
دنیای بدی دارد ؛ خدارا که گم کنی در زندگی ات
بندگی که نکنی ،صفحه دلت کدرو سیاه میشود
زنگار می بندد
حواسمان به دل و دلبستن هایش باشد
دنیا با دلی که از محبت خدا پر شده باشد
بهشت است
محبت خدا رو تجربه کنید…
@Tinnaar🌿
آدمی ام یک خرده عجیب
این را نمی گویم طوری برسانم بهتان که ادم خاصی هستم
منتها خلقیاتم با انچه مورد پذیرش عرف است کمی در تضاده
از وقتی یادم هست ، دنبال خودم هستم، ان اوایل از احوالات درونی ام که با هم سن و سالانم صحبت می کردم ،بی رو دربایستی مسخره ام می کردند
کم کم یاد گرفتم راز هایم را برای خودم نگه دارم
از من که بپرسید می گویم، ادم های ساکت و ارام غرق حرف های ناگفته اند
منتها دنبال یکی مثل خودشان اند
که از بد حادثه خیلی کم اند
ادم اهل تظاهری هم نیستم، از بنده خدایی خوشم نیاید قشنگ مشخص است
ظاهر سازی هم بلد نیستم
اخر دروغ وریا مگر شاخ و دم دارد
چرا انچه نیستم باشم؟
ما ادم ها فکر می کنیم گناه فرایند مشخص و تعریف شده ایست
نه جانم ، دروغ دروغ است،پشت در مصلحت پرستی و اخلاق هم جای پنهان کردن ندارد
بنظرم ادم حرف دلش را هم اگر نزند دروغ گفته
میترسم
من همیشه از دروغ گفتن بیزار بوده ام
شعار هم ندهم که تا حالا دچارش نشده ام ،نه ،کم هم نبوده
اما این روزها قضیه اش فرق دارد
حرف در دل مانده
توان اظهارش هم نیست
نگفتنم هم خودش دروغ است
حرف های پشت نگاه وبه زبان نیامده
میترسم
از خودم
دارم دروغ می گویم...
@Tinnaar🌿
این را نمی گویم طوری برسانم بهتان که ادم خاصی هستم
منتها خلقیاتم با انچه مورد پذیرش عرف است کمی در تضاده
از وقتی یادم هست ، دنبال خودم هستم، ان اوایل از احوالات درونی ام که با هم سن و سالانم صحبت می کردم ،بی رو دربایستی مسخره ام می کردند
کم کم یاد گرفتم راز هایم را برای خودم نگه دارم
از من که بپرسید می گویم، ادم های ساکت و ارام غرق حرف های ناگفته اند
منتها دنبال یکی مثل خودشان اند
که از بد حادثه خیلی کم اند
ادم اهل تظاهری هم نیستم، از بنده خدایی خوشم نیاید قشنگ مشخص است
ظاهر سازی هم بلد نیستم
اخر دروغ وریا مگر شاخ و دم دارد
چرا انچه نیستم باشم؟
ما ادم ها فکر می کنیم گناه فرایند مشخص و تعریف شده ایست
نه جانم ، دروغ دروغ است،پشت در مصلحت پرستی و اخلاق هم جای پنهان کردن ندارد
بنظرم ادم حرف دلش را هم اگر نزند دروغ گفته
میترسم
من همیشه از دروغ گفتن بیزار بوده ام
شعار هم ندهم که تا حالا دچارش نشده ام ،نه ،کم هم نبوده
اما این روزها قضیه اش فرق دارد
حرف در دل مانده
توان اظهارش هم نیست
نگفتنم هم خودش دروغ است
حرف های پشت نگاه وبه زبان نیامده
میترسم
از خودم
دارم دروغ می گویم...
@Tinnaar🌿
خدا را که قبول داریم
همه مان در عمق باورهایمان به خدا ایمان داریم
ولی جنس این ایمان در ادم های مختلف کمی متفاوته
یکی در کشاکش بلا ها ومصیبت ها یادش می افتد که خدایی دارد
یکی تمام حلال و حرام خدا را زیر پا می گذارد و پشت همه کاراهایش تبصره ای با محتوا ذیل می زند
>دل باید پاک باشد<
حرف غلطی نیست
اتفاقا خیلی زیباست
اما
اخر دل که پاک باشد دیگر این همه هرز نمی روند،به بی راهه نمیکشد ،بد حالی ندارد
شما تصور کن یکی را دوست داری
دل بسته اش شدی
ادم وقتی محبت کسی را در دل دارد حتی حاضر نیست لحظه ای او را بیازاد
میترسد
از فراق و از دست دادن معشوق می ترسد
حالا شما رابطه ی خودت با خدا را ببین
اینچنین است؟
اگر جنس رابطه مان با خدا رنگ دوست داشتن گرفت
اگر دلمان پیوسته بین خوف و رجا قرار گرفت
اگر از دست دادنش ،از رویگردانیش هراس در دلمان ایجاد شد
به اینجا اگر برسیم میشود گفت، بذرایمان
در نهانمان کاشته شده است
وگرنه این روزها که همه لاف تقوا و ایمان را میزنند،همش که همین نیست
دل باید مبتلا شود،
حرف از محبت است
محبت خدا...
@Tinnaar🌿
همه مان در عمق باورهایمان به خدا ایمان داریم
ولی جنس این ایمان در ادم های مختلف کمی متفاوته
یکی در کشاکش بلا ها ومصیبت ها یادش می افتد که خدایی دارد
یکی تمام حلال و حرام خدا را زیر پا می گذارد و پشت همه کاراهایش تبصره ای با محتوا ذیل می زند
>دل باید پاک باشد<
حرف غلطی نیست
اتفاقا خیلی زیباست
اما
اخر دل که پاک باشد دیگر این همه هرز نمی روند،به بی راهه نمیکشد ،بد حالی ندارد
شما تصور کن یکی را دوست داری
دل بسته اش شدی
ادم وقتی محبت کسی را در دل دارد حتی حاضر نیست لحظه ای او را بیازاد
میترسد
از فراق و از دست دادن معشوق می ترسد
حالا شما رابطه ی خودت با خدا را ببین
اینچنین است؟
اگر جنس رابطه مان با خدا رنگ دوست داشتن گرفت
اگر دلمان پیوسته بین خوف و رجا قرار گرفت
اگر از دست دادنش ،از رویگردانیش هراس در دلمان ایجاد شد
به اینجا اگر برسیم میشود گفت، بذرایمان
در نهانمان کاشته شده است
وگرنه این روزها که همه لاف تقوا و ایمان را میزنند،همش که همین نیست
دل باید مبتلا شود،
حرف از محبت است
محبت خدا...
@Tinnaar🌿
نگاه ادم ها به عشق متفاوت است
ان زمان ها که کوچکتر بودم
یعنی حل و حوش ۱۲سالگی ام یادم هست
یکی بود ،فکر میکردم دوستش دارم
در مخیله ام بود که حتما این احساس دوطرفه است
نمیدانم چه شد ناگاه احساس کردم وابسته اش شدم،چقد دلم برایش تنگ می شد ، جنس دلتنگی کودکی هم که میدانید...
هیچ گاه نفهمیدم چرا ان موقع ان احساسات در من غلیان پیدا کرد
احساساتی که هیچ اساس و پایه ای نداشت
شاید بگوید دوست داشتن دلیل نمی خواهد
ولی خیر ،اینطوری هاهم نیست
حالا که خیلی بزرگتر شده ام
ادم های اطرافم را که میبینم
یاد ان روزا می افتم
جوان های این دور و زمانه تنها اند
نمی دانند از خودشان چه می خواهند
معیار و هدف ندارند
از ترس تنهایی به هر بنی بشری پناهنده می شود
و بعد از مدتی حس عادت و وابستگی های خود را به پای دوست داشتن می گذارند
دوست داشتنیکه اگر سراغ اش را بگیری
به هیچ ختم میشود
گاهنا هم به نفس...
اما در من داستان دوست داشتن ادما کمی فرق می کند
برای کسی مثل من ادم فقط یک بار عاشق می شود
یک بار دل می بندد
این دل ما صاحب دارد
اینطور نیست که هر بنی بشری را در ان راه دهیم
عشق مفهومیت بسیار مقدس
نباید الوده شود
من از یک جای داستان زندگی ام عاشق شده ام
عشقی که هیچ گاه طعم شیرین و حلاوت بی حدش را فراموش نمیکنم
انقدر زیباست که ادم می خواهد بال در بیاورد
دعا می کنم روزیتان بشود
این دوست داشتن پاک و اسمانی را که دلتان بچشد دیگر دنیا برایتان شکل دیگری می شود
اینها را نگفتم که فکر کنید،اعتقادی به دل بستن های زمینی نداشته باشم
نه
اما برای من ،دوست داشتن هم برای اوست
یکی باشد که تو را به یاد او بی اندازد
ایینه ای باشد از خدا برایت
ان طور که تو در او خدا را ببینی
جنس این ادم ها هم خیلی کم است
طوری که اگر یک روز احساس کردی
پیدایش کرده ای ،یادت نرود که خود خدا حواسش بهت بوده
هدیه خداست
اگر حضوری این چنین
در زندگی ات رقم خورد
خاطرمان جمع باشد که خدا خواسته
پاسخ دوست داشتن ات را بدهد
خدا حواسش به دل ما هست
حواسمان باشد که
ادم فقط یک بار عشق را تجربه می کند
عشق خدا..🌿@Tinnaar
ان زمان ها که کوچکتر بودم
یعنی حل و حوش ۱۲سالگی ام یادم هست
یکی بود ،فکر میکردم دوستش دارم
در مخیله ام بود که حتما این احساس دوطرفه است
نمیدانم چه شد ناگاه احساس کردم وابسته اش شدم،چقد دلم برایش تنگ می شد ، جنس دلتنگی کودکی هم که میدانید...
هیچ گاه نفهمیدم چرا ان موقع ان احساسات در من غلیان پیدا کرد
احساساتی که هیچ اساس و پایه ای نداشت
شاید بگوید دوست داشتن دلیل نمی خواهد
ولی خیر ،اینطوری هاهم نیست
حالا که خیلی بزرگتر شده ام
ادم های اطرافم را که میبینم
یاد ان روزا می افتم
جوان های این دور و زمانه تنها اند
نمی دانند از خودشان چه می خواهند
معیار و هدف ندارند
از ترس تنهایی به هر بنی بشری پناهنده می شود
و بعد از مدتی حس عادت و وابستگی های خود را به پای دوست داشتن می گذارند
دوست داشتنیکه اگر سراغ اش را بگیری
به هیچ ختم میشود
گاهنا هم به نفس...
اما در من داستان دوست داشتن ادما کمی فرق می کند
برای کسی مثل من ادم فقط یک بار عاشق می شود
یک بار دل می بندد
این دل ما صاحب دارد
اینطور نیست که هر بنی بشری را در ان راه دهیم
عشق مفهومیت بسیار مقدس
نباید الوده شود
من از یک جای داستان زندگی ام عاشق شده ام
عشقی که هیچ گاه طعم شیرین و حلاوت بی حدش را فراموش نمیکنم
انقدر زیباست که ادم می خواهد بال در بیاورد
دعا می کنم روزیتان بشود
این دوست داشتن پاک و اسمانی را که دلتان بچشد دیگر دنیا برایتان شکل دیگری می شود
اینها را نگفتم که فکر کنید،اعتقادی به دل بستن های زمینی نداشته باشم
نه
اما برای من ،دوست داشتن هم برای اوست
یکی باشد که تو را به یاد او بی اندازد
ایینه ای باشد از خدا برایت
ان طور که تو در او خدا را ببینی
جنس این ادم ها هم خیلی کم است
طوری که اگر یک روز احساس کردی
پیدایش کرده ای ،یادت نرود که خود خدا حواسش بهت بوده
هدیه خداست
اگر حضوری این چنین
در زندگی ات رقم خورد
خاطرمان جمع باشد که خدا خواسته
پاسخ دوست داشتن ات را بدهد
خدا حواسش به دل ما هست
حواسمان باشد که
ادم فقط یک بار عشق را تجربه می کند
عشق خدا..🌿@Tinnaar
عالم بودن ، اهل مطالعه بودن
تحصیلات و هرچی شبیه این چیزاس
اینا همش تا حدیه
ادم فقط باید حواسش به خودش باشه
تا یه وقت هرز نره
کج نره
بد نشه
دور و ور خودمون خیلیا رو می بینیم
که همه چی دارن و هیچی ندارن
همشم بخاطر اینه که مراقب نفس خودشون نیستن
در طول روز و شب خودمون رو محاسبه کنیم
گره گشاست...
@Tinnaar🌿
تحصیلات و هرچی شبیه این چیزاس
اینا همش تا حدیه
ادم فقط باید حواسش به خودش باشه
تا یه وقت هرز نره
کج نره
بد نشه
دور و ور خودمون خیلیا رو می بینیم
که همه چی دارن و هیچی ندارن
همشم بخاطر اینه که مراقب نفس خودشون نیستن
در طول روز و شب خودمون رو محاسبه کنیم
گره گشاست...
@Tinnaar🌿
گاهی وقتا یادم میره تو رو
گاهی وقتا یادم میره صدات کنم
فراموش میکنم نگاهت رو
اما خودت هر بار صدام کردی
نگاهم کردی
دست نوازشت رو به سرم کشیدی
همین که یهو دلم نرم محبتت میشه
همین که یادم می ندازی دوست داشتنت رو
همین که گوشه چشمام اشکی جاری میشه
دوباره تو گوشم زمزنه میکنی که تنهات نمی زارم
میگی غصه نخور ، آروم بگیر
خدایا ، تو رو نداشتم چیکار می کردم
به کی پناه می بردم؟
اِلهی و ربی
مَن لئ غَیرُک
ما غیر تو کسی رو نداریم...
@Tinnaar🌿
گاهی وقتا یادم میره صدات کنم
فراموش میکنم نگاهت رو
اما خودت هر بار صدام کردی
نگاهم کردی
دست نوازشت رو به سرم کشیدی
همین که یهو دلم نرم محبتت میشه
همین که یادم می ندازی دوست داشتنت رو
همین که گوشه چشمام اشکی جاری میشه
دوباره تو گوشم زمزنه میکنی که تنهات نمی زارم
میگی غصه نخور ، آروم بگیر
خدایا ، تو رو نداشتم چیکار می کردم
به کی پناه می بردم؟
اِلهی و ربی
مَن لئ غَیرُک
ما غیر تو کسی رو نداریم...
@Tinnaar🌿
دکتر شریعتی یک جمله ای داشتند تحت این مضمون ، که گاهی آدم ها در ظاهر و صورت عمل و فریضه ای توقف پیدا می کنند یا به قول خودمان گیر می کنند ...
کم هم نمی بینیم، در جامعه و اطراف خودمان این آفت ظاهربینی را
این که الان این جمله را می نویسم
بی تاثیر از این نبوده که برخی از هموطنانمان
این روزها ندای ربنای یک هنرمندی را در فضای مجازی منتشر کرده و دلبستگی هایشان را به حضرت استاد، اظهار کرده و به تمجید و تعریف از ربنای خاصه ایشان می پردازند.
که البته هم اثر بسیار فاخریست
اما داشتم به این فکر می کردم ، ما به صداها دلبسته هستیم؟
یا ندای ربنا و استغاثه وبندگی
و صدا زدن پروردگار را
شبیه کسی شده ایم که قران را میخواند
و نمیداند چه می گوید
چه می خواهد
همین نماز خواندمان
روزه گرفتنمان و ...
این ها را من باب مثال عرض کردم
در لحظه به لحظه زندگی ،تمام اعمال و حوادث روزمره مان درگیر این تشرع و ظاهربینی ها
این گیر افتادن ها ،این سرعت گیرها هستیم و خواهیم بود
کمی حواسمان بیشتر به اصل هاباشد
مسیر و راه مشخص است
اسیر منظره و گل های کنار جاده نشویم
او منتظر ماست...
🌿@Tinnaar
کم هم نمی بینیم، در جامعه و اطراف خودمان این آفت ظاهربینی را
این که الان این جمله را می نویسم
بی تاثیر از این نبوده که برخی از هموطنانمان
این روزها ندای ربنای یک هنرمندی را در فضای مجازی منتشر کرده و دلبستگی هایشان را به حضرت استاد، اظهار کرده و به تمجید و تعریف از ربنای خاصه ایشان می پردازند.
که البته هم اثر بسیار فاخریست
اما داشتم به این فکر می کردم ، ما به صداها دلبسته هستیم؟
یا ندای ربنا و استغاثه وبندگی
و صدا زدن پروردگار را
شبیه کسی شده ایم که قران را میخواند
و نمیداند چه می گوید
چه می خواهد
همین نماز خواندمان
روزه گرفتنمان و ...
این ها را من باب مثال عرض کردم
در لحظه به لحظه زندگی ،تمام اعمال و حوادث روزمره مان درگیر این تشرع و ظاهربینی ها
این گیر افتادن ها ،این سرعت گیرها هستیم و خواهیم بود
کمی حواسمان بیشتر به اصل هاباشد
مسیر و راه مشخص است
اسیر منظره و گل های کنار جاده نشویم
او منتظر ماست...
🌿@Tinnaar