تینار
214 subscribers
92 photos
17 videos
1 file
1 link
تینار یعنی تنها...خیلی خیلی تنها
خدا اما بزرگتر از تنهایی ماست

🍂 نوشته ، کتاب ها و مطالبی که میخوانم


https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MzY1NzcwNzU0
Download Telegram
نگفته ام به تو دل بستم
نگفته ام به تو محتاجم

همه ز گفته پشيمانند
من از نگفته پشيمانم ...


@Tnarr🌿
انسان در ناگفته هايش نهفته است كه محرم ترين شخص،شايد از ناگفته هايش او را بشناسد.
عاطفه ی آدمی را مي توان در مويرگ چشمان او هم بازيافت ...

#محمود_دولت_آبادی

@Tnarr🌿
@Tnarr🍃
و تو
هنوز
کنار آن برکه منتظر ایستاده ای
تا آنها که جلوتر رفته اند
برگردند
و آنها که عقب مانده اند
برسند...

@Tnarr🌿
سرم رو به سمت آسمون که می گیرم ، سو سوی ستاره های این شب سیاه دلم رو به یادت می ندازه ، غم و غصه دلتنگیت دوباره بغضی میشه تو گلوم ، هر آدمی تو زندگی ستاره ای داره ،ستاره ای که خودش انتخابش میکنه و بهش دل میبنده ، رسیدن به ستاره ها میشه رویا و هدف هر آدمی ، بعضی ستاره ها اما خیلی دورن ، اونقدر دور که دست هیچ آدمی بهش نمیرسه ، باریکه ی نوری که چشم هر انسانی قادر به دیدنش نیست ، داستان انتخاب آدم ها اما خیلی ساده تره ، اونا به چیزی دل میبندن که از جنس خودشونه ، نزدیکه ، به دست آوردنش آسونه ...
اما ستاره زندگی من اونقدر بزرگه که از حجم دیده شدن ،کسی نمیتونه ببینتش ، شاید راز ستاره من همینه ، همین که دست کسی بهش نمیرسه ،این که دوره ...
دوری ،از من ، از دلم ، از امید دیدنت
تاب و توان این دل بی قرار ،امونم رو میبره ، دلم به همین بودنت خوشه ، اما دستم که بهت نمیرسه ...
گاهی به خودم میگم ،کاش ستاره تو هم مثل بقیه بود ،نزدیک ، مثل همه ی لیلی ها
اما دل بستن که دست خود آدم نیست .
میون این هم بندت ، یکیو خواستی که تموم بی قراری و دلتنگی های عالم رو تو دلش تاب بیاره
میدونی ؟ راز عجیبیه
هیچ مجنونی به لیلی ای دل نمی بنده
این لیلیه که مجنون رو برای دچار شدن انتخاب میکنه ...
داستان شب و ستاره هاش جلوه زندگی آدم هاست ، دلبستن هاو بریدنا
رسیدن ها و جدایی ...
قدر و اندازه آدم ها هم به بزرگی
ستاره های زندگیشونه

مراقب باشید ستاره هاتون حقیر
و کوچیک نباشن...

@tnarr🌙
Forwarded from سیگنال 🍂
Delam Roshaneh
Fatemeh
فرقی نداشت دیشب
و امشب برای من

جز آنکه بر نبودِ تو
یک شب اضافه شد...

#نجمه_زارع

@Tnarr🌿
🍃
آدم ها هرچه که بیشتر پی راز دلشان را می گیرند ،بیشتر پی می برند که تنهایند ، تا جایی که به این بی کسی و غربت عادت می کنند ، می شود یه قسمتی از زندگی ، می شود درد بی درمان دل هر آدمی
انسان به دوست نیاز دارد ، رفیق می خواهد ...یک نفر که پای حرف های نگفته اش بنشیند ، یک نفر که حرف های آدم را از چشمانش معنا کند . هرچه که تنهایی ما بزرگ و بزرگتر می شود ، جنس رفاقت ها هم عوض می شود .
فرقی نمی کند ، این دوست برادرت باشد ، پدر و مادر ت باشند و یا همسرت
آدم ها یکی را باید داشته باشند برای روزهای کم آوردن ، برای دلتنگی های گاه و بی گاهی که سراغ هر انسانی می آید .
فرقی نمیکند این رفیق چقدر از تو دور است و فاصله بینتان افتاده ، دوستی کهنه و قدیمی که پشت روزمرگی های زندگی فراموشت نکرده ...
مهم این است که آدم یکی را داشته باشد
یکی که با تمام دوری ها و عوض شدن هایت ،هنوز هم دوست داشتن هایش
رنگ نباخته ...

آدم باید یکی را داشته باشد
برای روزاهایی که هیچکس نیست
برای شب هایی که بی قراری و دلتنگی امان انسان را می برد
بدون داشتن دوست زندگی سخت است
خیلی سخت ...

#یارفیق...


@Tnarr🌿
اگر دلمان میان روضه ها لرزید
اگر قرار شد اشکی برای امام خود بریزیم
برای تنهایی و غربتش باشد
برای بی مرامی امثال خودمان ...
برای بی وفایی هایمان
زخم دل حسین است که درد دارد
نه سم اسبان نامردمان کوفه...

@Tnarr🌿
@Tnarr🌙
گاهی دلم فقط
به نگاهی از تو خوش است
آقا...

🍃 @Tnarr
دیگر واقعه تمام شده ، و همه رفته اند
همه رفته اند و زینب مانده تنها بر روی تلی بلند ، آن ها که فراغ چشیده اند می دانند تنهایی بعد از از دست دادن عزیزی را ، ‌و کدام عزیزی عزیزتر از حسین زهرا ، زینب در تنهایی بعد فراغ برادر نشسته است و اشک می ریزد ، نه آنچنان که من و شما نگاه می کنیم ، زینب
‎غیر زیبایی در آن بیابان بلا نمی بیند ، آدمی وقتی روحش بزرگ می شود به چه مرتبه ای می رسد که ، آن همه مصیبت و سختی را زیبایی می بیند ، نگاهی به زندگی های خودمان بی اندازیم ، در بهترین سیر حیاتمان خدا جایی ندارد ، شاکر نبوده و نیستیم ، تا دردی می رسد ، غصه ای به سراغمان می آید یقه عالم و آدم را می گیریم ،خدا که جای خودش را دارد
یادمان می رود یک نفری هواسش به ما هست ، اگر دل داده باشی ، میدانی مجنون لیلی اش را هیچگاه ز خاطر نمی برد . اما امروز رسم دلدادگی ها هم عوض شده ، تاب امتحان و ابتلا را بانویی چون زینب دارد فقط انگار
زینبی که برادر و فرزندانش را آنگونه می دانید
تکه تکه می کنند اما باز هم راضی هست به رضای محبوبش ، دختر فاطمه آدم راخجالت کش می کند ، دلم به حال خودم می سوزد راستش ، زینب اما می گرید ، تنهای و بی مونس ، در بلندی ای می نشیند و اشک می ریزد ، اما نه برای آنچه در کربلا دیده است ، نه برای دست های جدا شده عباس و نه برای گلوی تشنه و بریده علی اصغر و نه برای بدن پاره پاره شده علی اکبر و قاسمش
زینب تنها برای ما می گرید ، برای بی وفایی هایمان ، برای غربت برادرش حسین ، زینب برای ما میگرید که راه را می شناسیم اما خودمان را به بیراهه میزنیم و امام خود را تنها می گذاریم ، برای جسم هایی که سیاه به تن می کنند اما دل هایشان در بند دنیاست ، از زبان های که نام برادرش را می برند اما دست هایشان برای یزید می لرزد زینب برای من می گرید که گیر حرف زدن ها و بی عملی خودش هست و تزویر و تظاهر بند بند وجودش را گرفته برای ما که کاری برای امام زمانمان نمی کنیم ، برای نمازی که پشت صدای طبل ها و شیپور عذاداری هایمان گم می شود
آهای رفیق ، سرت را اگر نزدیک بیاوری، صدای گریه ها و زمزمه های زینب را می شنوی در پستویی دلت ، که ندای هل من ناصر ینصرنی برادرش را هر روز برایمان سر می دهد ،
برای مایی که لحظه ای تاب غصه زینب را نداریم ، زیاد نیست این حجم نارفیقی و بی معرفتی ؟ اگر هم می دانیم که چه کرده ایم و راضی هستیم به اشک های دختر علی ، وای به حال ما ...

🍁 @Tnarr
گاهی سراغ دل مجنون را از خودم می گیرم
که چه کشیده ، چقدر ذره ذره وجود لیلی او را آشفته کرده ...
که چقدر انتظار کشیده و چقدر پریشان و بی قرارش شده . گاهی فکر می کنم شاید حالا من هم مجنون شده ام ،شاید این تلاطم درونی من
کم از مجنون نداشته باشد
شاید لیلی من هم همان قدر بزرگ باشد که هست . اما پای دیوانگی که وسط می آید می بینم هنوز خیلی دورم ، می بینم هنوز دلم را به دریا نزده ام ، برای لیلی هنوز آواره صحرایی نشده ام ، می بینم هنوز ازخود گذشتن را یاد نگرفته ام

فکر میکنم ، راز عاشقی و مجنون شدن واقعی همین است ، همین از خود بی خود شدن ها،
از خود گذشتن ها ،
برای لیلی مردن
برای لیلی رفتن...

🍁 @Tnarr
🍂

شنیدم عاشقان را می نوازی
مگر من زان میان بیرونم ای دوست؟

#نظامی

🌿 @tnarr
داستان راز شب را چه کسی می داند؟
شب شاید مادریست بی قرار
مادری دلتنگ که دست کودکش را رها کرده
شب شاید مردیست
مردی که بازوانش تهی بوده از تکیه کردن محبوبش
...
شب حقیقتا چیست ؟
این حجم دلتنگی و آشفتگی یقینا رازی دارد
شب، شاید هم مجنونیست که هر بامداد رخ ماه لیلی اش را می بیند و بی قرار دوری اش می شود ؟
شب دلتنگیست ،بی قراریست ، شب شاید دل آدمیزاد است...

@Tnarr🌙
@tnarr🍁
و داستان از عشق آغاز شد
و ابلیس عاشقی بود که داغ هجران معشوق
رشک و حسادت را در نهادش برانگیخت
تمام داستان خلقت اثری عاشقانه است
آنجا که او در مصاحبت با خالق فریاد میزند که ای لیلی
مرا چه کم از این آدم خاکی
مرا که هزاران سال تو را عابدانه دوست می داشتم ، منی که جز تو محبوبی برنگزیده ام
چه شد که اینگونه رهایم ساختی
و این عاشق سالک هزاره ها وسده ها را دم به دم طی می کند تا به لیلی اش ثابت کند ،شرافت عشقش را ، که جز او کسی لیاقت دوست داشتن لیلی را ندارد
اینکه آدم شایسته عشق خداوند نیست
آه که انسان نمی داند ، بزرگی محبت خدایش را ابلیس عاشقیست هجران دیده
عاشقی که در فراق محبوبش به مجنونی مبدل شد تا که با آتش عشقش دنیا را به جهنمی برای انسان مبدل سازد
آه که انسان نمی داند ،
نمی داند بزرگی عشق و محبت خالق را ...


🍁 @Tnarr
سعی کن وجود تو باشد ، نه
آنچه که دل با نگاهی تمنایش می کند .
این جمله را باید روزی ۱۰ مرتبه برای خودمان تکرار کنیم ، که دوست داشتن خاصیتمان شود نه یک حالت احساسی نسبت به یک انسان ، نه یک واکنش غریزی و برهم خوردن تعادل هورمون های جسممان ،دوست داشتن ،دوست داشته شدن ،عاطفه ...
این ها همه چون نوری هستند ، نور از خودش وجودی ندارد ، وابسته به جایست ، آدمی اگر مبتلا گردد،دنیا را اثری عاشقانه می بیند ، در زمین و زمان محبوبش را می جوید ، انسان اگر به واقع دچار گردد ، عشق را در میان زمینیان نمی گردد ، از کسی تمنایش نمیکند و جنس دلبستگی اش رنگ عوض می کند و صورتی
آسمانی به خود می گیرد . او خود عشق می شود .
دیگر نه اسیر خال رخ صورت لیلیست نه سرگردان جدایی و فراغ دوری
گاهی قطره بارانی او را به یاد محبوبش می اندازد ، گاهی ماه شب تاری ...
و گاهی هم انسانی ، انسانی که او جلوه ی ذات خدایش را در او میبیند ، و دلبسته روحی مبتلا چون خودش می گردد ، نه یک معشوق دیگر ،که او خود نیز بخشی از وجود خداست ...
انسان اگر به واقع مومن باشد به عشق پرودگار ، او نیز در این دنیا ، حلاوت محبت خود را به او می چشاند .
گاهی عشق های کوچک نردبانی می شوند برای دوست داشتنی بزرگ و آسمانی
اما اگر انسان به واقع مومن باشد ،
مومن به دوست داشتن خدا ...
.

@Tnarr🍂
پاییز آمد
انارها رسیده اند
تو
کی
می رسی...؟!

َااَیهاالعَزیز

@Tnarr 🍂
اگر پروانه اسیر شعله شمع نمی شد
اگر سوختن و فنا جزء راه عشق نبود
دیگر ارزش پروانه به چه بود ؟
بین عاقل و دیوانه باید فرقی باشد

ارزش عاشق به همین سوختن هاست ...

@Tnarr🌿