تینار
214 subscribers
92 photos
17 videos
1 file
1 link
تینار یعنی تنها...خیلی خیلی تنها
خدا اما بزرگتر از تنهایی ماست

🍂 نوشته ، کتاب ها و مطالبی که میخوانم


https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MzY1NzcwNzU0
Download Telegram
عاقل اگر به
عشٖق دهد دل میسر است

عاشق ولی بموعظه
عاقل نمی شود...

#فیض_کاشانی

@Tnarr🌿
ما می توانیم معتقد باشیم
باور به این که خدا هست، قریب به اتفاق تمام ما به این باور معتقدیم .که بله ، خدا هست
اما این اعتقاد تا کجای زندگی ما رسوخ کرده
سبک تعاملات مان با یکدیگر به نحویست که خدا هست ؟
ارتباطمان بادنیای اطرافمان به گونه ای هست که نفر سومی هم وجود دارد ؟، شما می توانید موحد باشید ، یا حتی مومن
و تماما حرف از خدا هم بزنید
اما همه این ها تا جایی مشخص است
فرق یک انسان که باور به حضور یک قدرت برتر در زندگی دارد با کسی که چنین باوری نداشته و ندارد در چیست؟

شما قادرید تماما در ذهنتان مرور کنید که
خالقی هست ، و نامش را لقلقه زبان کنید
شاید دیگران هم ما را انسان باورمندی بشناسند ، اما در ضمیر باطن و ناخودآگاه عمق اعتقاد انسان شاید اینچنین نباشد .

آیا شما حال خوشی دارید
زندگیتان توامان با آرامش بوده است
اضطراب و دلهره در زندگیتان جایی ندارد؟
راستش سوال های سختیست
اما می توان فکر کرد ،آیا من چنین ام؟

به باور من میزان باور هر انسان به خدا ، به قدر لذتیست که از حضور او در زندگی احساس می کند
خدا را نباید به کلام محدود ساخت

خدا را باید زندگی کرد...

@tnarr🌿
جسم انسان سنگینی دارد
بالا نمی رود
روح اما می خواهد پر بکشد
تحمل ندارد
تاب نمی آورد

روح چاره ای می اندیشد ،
دل را به عشق مبتلا می سازد
و انسان به معراج می رود

عشق
آدم را سبک کرده بود...

@Tnarr🌿
تاریکی هیچ شبی برایم هراس انگیز نیست

ترس من از سیاهی دل خودم هست
از مرض دل باید ترسید...

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ

@Tnarr🌿
🌿سالروز درگذشت
#مهدی_اخوان_ثالث
ﮔﻠﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ
ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ

ﻣﻘﺼﺮ ﺩﻝ
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﺎﺳﺖ ...

@Tnarr🌿
می شود عاشق بود و دل نبست
می توان تمنا کرد اما نخواست

می شود زنده بود و زندگی کرد و در عین حال هزاران بار شهید شد
می شود تو را دید و به هیچ کس نشان نداد

می شود ...
خیلی چیزها را میشود تحمل کردو تاب آورد

اگر فقط تو بخواهی ...

@Tnarr🌿
گاهی دلم خیلی حسرت داشتن حال مامان سیما رو میخوره ، تو این بیست و چند سالی که زندگی بهم بخشیده ندیدم تا حالا حرفاش تو دلش مونده باشه ، امروز اما نشستیم با هم حرف دل زدیم ، از اون قبلنا گفت و داستان عشق بابا و خودش ، میگفت بابا اصلا شبیه تو نیست ، یعنی اصلا شبیه هیچ کدوممون نیستی ، بابات وقتی که مهرم به دلش افتاد ، خیلی به این در و اون در زد ، پاشنه در خونمون رو از جا در آورده بود ...
میگفت خودش شبیه باباس
میگفت حسرت گذشته رو نخورده هیچ وقت
حالا که ۲۷سال از رسیدنشون بهم می گذره
فکر نمیکنم حرفی تو دلش مونده باشه که بابا محمد نزده باشه ...
مامان سیما اما همش همین نیست ، دلخوری ای نیست که تو دلش باشه ، یه وجه دیگش هم اینه که اونقدرا صبور نیست ، گاهی روزا خیلی زود کم میاره ، زیر بار سختی ها و مشکلات تکیه گاهی محکمی مثل بابا محمد اگه نباشه خدا میدونه چطور بتونه تاب بیاره غم و غصه رو ،فکر میکنم این یه مهارته که مامان سیما داره که خودشو خیلی راحت خالی می کنه ، همیشه هم میگه نمیدونم به کی رفته این امیرحسین ...
گاهی اوقات خیلی حسرت حال مامان سیما رو میخورم ، این که حرفی تو دلت غمباد نکرده باشه ، این که بتونی خیلی راحت حرفاتو بزنی .
گاهی وقت ها حالم از این همه صبور بودن و تو خودم ریختن بهم می خوره، از این همه سکوت ، از این همه سنگ صبور بودن ، فکر میکنم وجه اجتمائی یک آدم آروم و سنگین خیلی بد نباشه ، لااقل رفیق خوبی هستی ، که یکی بیاد و راز دلش رو بهت بسپاره ، که دستشو بگیری و بلندش کنی ،گاهی اوقات آدمیزاد خسته میشه از این همه صبر ، این که همیشه تکیه گاه کسی باشی ، این که بخاطر دوست داشتن عزیزانت و بخاطر این که نخای ناراحتشون کنی از خودت بگذری ...
گاهی این سکوت و حرف نزده بغضی میشه تو گلو ، البته مقصر شاید کسی نیست ، شاید این حس تنهایی و خلوت درونی منه که اذیتم می کنه ، اما با تموم این چیزا ، اینا تنها چیزایی هست که این آرامش و سکون دردنیمو تسکین میده ، هر آدمی نیازمند به پناه و تکیه گاهیه
که تو اوج نامیدی و تنهایی بهش پناه ببره ،اما من همیشه حسرت داشتن یکی رو خوردم
یکی که سکوت و آرامش دلم رو دوست داشتن معنی کنه ،یکی که بفهمه معنی نگاه های که محبت ازش میباره ...
میترسم ، یه روز حسرت خیلی چیزا رو بخورم
حسرت حرف هایی که تو کنج دل مونده و زده نشه ،حسرت محبتی که هیچ وقت تبدیل به دوست داشتن نشه ، حسرت روزایی که هیچ وقت بر نمی گرده ...
حسرت نداشتن تو رو

گاهی میشینم یه گوشه و فکر میکنم کاش شبیه به مامان سیما بودم ...

@Tnarr🌿
نگفته ام به تو دل بستم
نگفته ام به تو محتاجم

همه ز گفته پشيمانند
من از نگفته پشيمانم ...


@Tnarr🌿
انسان در ناگفته هايش نهفته است كه محرم ترين شخص،شايد از ناگفته هايش او را بشناسد.
عاطفه ی آدمی را مي توان در مويرگ چشمان او هم بازيافت ...

#محمود_دولت_آبادی

@Tnarr🌿
@Tnarr🍃
و تو
هنوز
کنار آن برکه منتظر ایستاده ای
تا آنها که جلوتر رفته اند
برگردند
و آنها که عقب مانده اند
برسند...

@Tnarr🌿
سرم رو به سمت آسمون که می گیرم ، سو سوی ستاره های این شب سیاه دلم رو به یادت می ندازه ، غم و غصه دلتنگیت دوباره بغضی میشه تو گلوم ، هر آدمی تو زندگی ستاره ای داره ،ستاره ای که خودش انتخابش میکنه و بهش دل میبنده ، رسیدن به ستاره ها میشه رویا و هدف هر آدمی ، بعضی ستاره ها اما خیلی دورن ، اونقدر دور که دست هیچ آدمی بهش نمیرسه ، باریکه ی نوری که چشم هر انسانی قادر به دیدنش نیست ، داستان انتخاب آدم ها اما خیلی ساده تره ، اونا به چیزی دل میبندن که از جنس خودشونه ، نزدیکه ، به دست آوردنش آسونه ...
اما ستاره زندگی من اونقدر بزرگه که از حجم دیده شدن ،کسی نمیتونه ببینتش ، شاید راز ستاره من همینه ، همین که دست کسی بهش نمیرسه ،این که دوره ...
دوری ،از من ، از دلم ، از امید دیدنت
تاب و توان این دل بی قرار ،امونم رو میبره ، دلم به همین بودنت خوشه ، اما دستم که بهت نمیرسه ...
گاهی به خودم میگم ،کاش ستاره تو هم مثل بقیه بود ،نزدیک ، مثل همه ی لیلی ها
اما دل بستن که دست خود آدم نیست .
میون این هم بندت ، یکیو خواستی که تموم بی قراری و دلتنگی های عالم رو تو دلش تاب بیاره
میدونی ؟ راز عجیبیه
هیچ مجنونی به لیلی ای دل نمی بنده
این لیلیه که مجنون رو برای دچار شدن انتخاب میکنه ...
داستان شب و ستاره هاش جلوه زندگی آدم هاست ، دلبستن هاو بریدنا
رسیدن ها و جدایی ...
قدر و اندازه آدم ها هم به بزرگی
ستاره های زندگیشونه

مراقب باشید ستاره هاتون حقیر
و کوچیک نباشن...

@tnarr🌙
Forwarded from سیگنال 🍂
Delam Roshaneh
Fatemeh
فرقی نداشت دیشب
و امشب برای من

جز آنکه بر نبودِ تو
یک شب اضافه شد...

#نجمه_زارع

@Tnarr🌿
🍃
آدم ها هرچه که بیشتر پی راز دلشان را می گیرند ،بیشتر پی می برند که تنهایند ، تا جایی که به این بی کسی و غربت عادت می کنند ، می شود یه قسمتی از زندگی ، می شود درد بی درمان دل هر آدمی
انسان به دوست نیاز دارد ، رفیق می خواهد ...یک نفر که پای حرف های نگفته اش بنشیند ، یک نفر که حرف های آدم را از چشمانش معنا کند . هرچه که تنهایی ما بزرگ و بزرگتر می شود ، جنس رفاقت ها هم عوض می شود .
فرقی نمی کند ، این دوست برادرت باشد ، پدر و مادر ت باشند و یا همسرت
آدم ها یکی را باید داشته باشند برای روزهای کم آوردن ، برای دلتنگی های گاه و بی گاهی که سراغ هر انسانی می آید .
فرقی نمیکند این رفیق چقدر از تو دور است و فاصله بینتان افتاده ، دوستی کهنه و قدیمی که پشت روزمرگی های زندگی فراموشت نکرده ...
مهم این است که آدم یکی را داشته باشد
یکی که با تمام دوری ها و عوض شدن هایت ،هنوز هم دوست داشتن هایش
رنگ نباخته ...

آدم باید یکی را داشته باشد
برای روزاهایی که هیچکس نیست
برای شب هایی که بی قراری و دلتنگی امان انسان را می برد
بدون داشتن دوست زندگی سخت است
خیلی سخت ...

#یارفیق...


@Tnarr🌿
اگر دلمان میان روضه ها لرزید
اگر قرار شد اشکی برای امام خود بریزیم
برای تنهایی و غربتش باشد
برای بی مرامی امثال خودمان ...
برای بی وفایی هایمان
زخم دل حسین است که درد دارد
نه سم اسبان نامردمان کوفه...

@Tnarr🌿
@Tnarr🌙
گاهی دلم فقط
به نگاهی از تو خوش است
آقا...

🍃 @Tnarr
دیگر واقعه تمام شده ، و همه رفته اند
همه رفته اند و زینب مانده تنها بر روی تلی بلند ، آن ها که فراغ چشیده اند می دانند تنهایی بعد از از دست دادن عزیزی را ، ‌و کدام عزیزی عزیزتر از حسین زهرا ، زینب در تنهایی بعد فراغ برادر نشسته است و اشک می ریزد ، نه آنچنان که من و شما نگاه می کنیم ، زینب
‎غیر زیبایی در آن بیابان بلا نمی بیند ، آدمی وقتی روحش بزرگ می شود به چه مرتبه ای می رسد که ، آن همه مصیبت و سختی را زیبایی می بیند ، نگاهی به زندگی های خودمان بی اندازیم ، در بهترین سیر حیاتمان خدا جایی ندارد ، شاکر نبوده و نیستیم ، تا دردی می رسد ، غصه ای به سراغمان می آید یقه عالم و آدم را می گیریم ،خدا که جای خودش را دارد
یادمان می رود یک نفری هواسش به ما هست ، اگر دل داده باشی ، میدانی مجنون لیلی اش را هیچگاه ز خاطر نمی برد . اما امروز رسم دلدادگی ها هم عوض شده ، تاب امتحان و ابتلا را بانویی چون زینب دارد فقط انگار
زینبی که برادر و فرزندانش را آنگونه می دانید
تکه تکه می کنند اما باز هم راضی هست به رضای محبوبش ، دختر فاطمه آدم راخجالت کش می کند ، دلم به حال خودم می سوزد راستش ، زینب اما می گرید ، تنهای و بی مونس ، در بلندی ای می نشیند و اشک می ریزد ، اما نه برای آنچه در کربلا دیده است ، نه برای دست های جدا شده عباس و نه برای گلوی تشنه و بریده علی اصغر و نه برای بدن پاره پاره شده علی اکبر و قاسمش
زینب تنها برای ما می گرید ، برای بی وفایی هایمان ، برای غربت برادرش حسین ، زینب برای ما میگرید که راه را می شناسیم اما خودمان را به بیراهه میزنیم و امام خود را تنها می گذاریم ، برای جسم هایی که سیاه به تن می کنند اما دل هایشان در بند دنیاست ، از زبان های که نام برادرش را می برند اما دست هایشان برای یزید می لرزد زینب برای من می گرید که گیر حرف زدن ها و بی عملی خودش هست و تزویر و تظاهر بند بند وجودش را گرفته برای ما که کاری برای امام زمانمان نمی کنیم ، برای نمازی که پشت صدای طبل ها و شیپور عذاداری هایمان گم می شود
آهای رفیق ، سرت را اگر نزدیک بیاوری، صدای گریه ها و زمزمه های زینب را می شنوی در پستویی دلت ، که ندای هل من ناصر ینصرنی برادرش را هر روز برایمان سر می دهد ،
برای مایی که لحظه ای تاب غصه زینب را نداریم ، زیاد نیست این حجم نارفیقی و بی معرفتی ؟ اگر هم می دانیم که چه کرده ایم و راضی هستیم به اشک های دختر علی ، وای به حال ما ...

🍁 @Tnarr