چرا همواره باید به مذاکرات ایران-آمریکا بدبین بود؟
چرا همواره از نشان دادن حسن نیت خود به آمریکا پشیمان شدیم؟
چرا همواره مسیر مذاکرات برای ما خسارتبار بود؟
چرا...
«تجربه»
اگر مشتاقید درباره سابقه مذاکرات ایران و امریکا بدانید پیشنهاد میکنم زمان بگذارید و مستند «پرونده باز» را ببینید؛ آنچه از مصدق تا هاشمیرفسنجانی و خاتمی و احمدینژاد و روحانی اتفاق افتاد.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
چرا همواره از نشان دادن حسن نیت خود به آمریکا پشیمان شدیم؟
چرا همواره مسیر مذاکرات برای ما خسارتبار بود؟
چرا...
«تجربه»
اگر مشتاقید درباره سابقه مذاکرات ایران و امریکا بدانید پیشنهاد میکنم زمان بگذارید و مستند «پرونده باز» را ببینید؛ آنچه از مصدق تا هاشمیرفسنجانی و خاتمی و احمدینژاد و روحانی اتفاق افتاد.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
vod.rubika.ir
سریال پرونده باز | تماشای آنلاین فیلم و سریال | روبیکا
سریال پرونده باز
مستند | تاریخی | ایران | 1404 |
مستند «پرونده باز» که در مرکز هنری رسانهای نهضت تولید شده است به بررسی مذاکرات ایران و آمریکا در دوران مصدق، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، احمدینژاد و روحانی با رویکرد و مستندات خاصی میپردازد.
کارگردان،…
مستند | تاریخی | ایران | 1404 |
مستند «پرونده باز» که در مرکز هنری رسانهای نهضت تولید شده است به بررسی مذاکرات ایران و آمریکا در دوران مصدق، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، احمدینژاد و روحانی با رویکرد و مستندات خاصی میپردازد.
کارگردان،…
نبرد مقدس 3 جلد 1 (2).pdf
5.2 MB
💢 مجموعه نبرد مقدس ۳ (جلد ۱)
🔻مجموعه پیش رو روایت مکتوبیست از روزها و لحظاتی که در طول جنگ رمضان بر ما گذشته و میگذرد؛ مجموعهای از نوشتهها، یادداشتها و محتواهایی که به قلم اساتید و دانشجویان دانشگاه، در واکنش به اتفاقات این جنگ شکل گرفتهاند.
این فایل، تنها یک گردآوری ساده نیست؛ ثبت بخشی از احساسات، دغدغهها، تحلیلها و نگاههای دانشگاهیان به روزهاییست که هر کدام به نوعی بر ما اثر گذاشت.
امیدواریم این مجموعه، علاوه بر مرور آنچه گذشت، فرصتی برای تأمل، همدلی و ماندگار شدن صدای دانشگاه در این مقطع تاریخی باشد.
🔸پایگاه اطلاعرسانی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
روابط عمومی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
https://eitaa.com/cuir_ac
🔸[یادداشتهایم در صفحات ۳، ۱۷، ۲۴ و ۴۷]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔻مجموعه پیش رو روایت مکتوبیست از روزها و لحظاتی که در طول جنگ رمضان بر ما گذشته و میگذرد؛ مجموعهای از نوشتهها، یادداشتها و محتواهایی که به قلم اساتید و دانشجویان دانشگاه، در واکنش به اتفاقات این جنگ شکل گرفتهاند.
این فایل، تنها یک گردآوری ساده نیست؛ ثبت بخشی از احساسات، دغدغهها، تحلیلها و نگاههای دانشگاهیان به روزهاییست که هر کدام به نوعی بر ما اثر گذاشت.
امیدواریم این مجموعه، علاوه بر مرور آنچه گذشت، فرصتی برای تأمل، همدلی و ماندگار شدن صدای دانشگاه در این مقطع تاریخی باشد.
🔸پایگاه اطلاعرسانی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
روابط عمومی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
https://eitaa.com/cuir_ac
🔸[یادداشتهایم در صفحات ۳، ۱۷، ۲۴ و ۴۷]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
جلد2.pdf
2.7 MB
💢 مجموعه نبرد مقدس۳ (جلد دوم)
🔻مجموعه پیش رو جلد دوم از مجموعه روایت مکتوب از روزها و لحظات جنگ رمضان است؛ مجموعهای از نوشتهها، یادداشتها و محتواهایی که به قلم اساتید و دانشجویان دانشگاه، در واکنش به اتفاقات این جنگ شکل گرفتهاند.
این فایل، تنها یک گردآوری ساده نیست؛ ثبت بخشی از احساسات، دغدغهها، تحلیلها و نگاههای دانشگاهیان به روزهاییست که هر کدام به نوعی بر ما اثر گذاشت.
امیدواریم این مجموعه، علاوه بر مرور آنچه گذشت، فرصتی برای تأمل، همدلی و ماندگار شدن صدای دانشگاه در این مقطع تاریخی باشد.
💢 [جلد اول مجموعه نبرد مقدس۳
](https://ble.ir/tina_ch_amin/4662665128341888550/1778422952310)
#نبردمقدس۳
#معاونت_پژوهش
🔸پایگاه اطلاعرسانی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
روابط عمومی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
https://eitaa.com/cuir_ac
🔸[یادداشتهایم در صفحات ۴۰، ۴۷، ۷۳، ۸۲]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔻مجموعه پیش رو جلد دوم از مجموعه روایت مکتوب از روزها و لحظات جنگ رمضان است؛ مجموعهای از نوشتهها، یادداشتها و محتواهایی که به قلم اساتید و دانشجویان دانشگاه، در واکنش به اتفاقات این جنگ شکل گرفتهاند.
این فایل، تنها یک گردآوری ساده نیست؛ ثبت بخشی از احساسات، دغدغهها، تحلیلها و نگاههای دانشگاهیان به روزهاییست که هر کدام به نوعی بر ما اثر گذاشت.
امیدواریم این مجموعه، علاوه بر مرور آنچه گذشت، فرصتی برای تأمل، همدلی و ماندگار شدن صدای دانشگاه در این مقطع تاریخی باشد.
💢 [جلد اول مجموعه نبرد مقدس۳
](https://ble.ir/tina_ch_amin/4662665128341888550/1778422952310)
#نبردمقدس۳
#معاونت_پژوهش
🔸پایگاه اطلاعرسانی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
روابط عمومی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
https://eitaa.com/cuir_ac
🔸[یادداشتهایم در صفحات ۴۰، ۴۷، ۷۳، ۸۲]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
✍🏻✍🏻
🔰وصیتنامه سیاسی-الهی، قطبنما و منشور تداوم انقلاب و شناسنامهٔ جمهوری اسلامی ایران
🔹بخش اول
سیوهفت سال از آن شامگاه گدازان در جماران میگذرد؛ زمانی که نه فقط یک رهبر سیاسی، که معمارِ یک دنیای جدید از میان ما رفت. در سنتِ حکمرانی الهی، رهبران با جسمشان نمیمانند، بلکه با کلماتشان تداوم مییابند. امام روحالله خمینی(س) با هوشمندیِ تاریخیِ خویش، میراثی را به جای گذاشت که فراتر از یک مکتوبِ اخلاقی، در حقیقت «قانون اساسیِ حرکتِ انقلاب» در دورانِ پس از خویش است. وصیتنامه سیاسیالهی او، سندی است که هویتِ جمهوری اسلامی را در تلاطمهای زمانه صیانت میکند و مرزهایِ میانِ «صرافت انقلابی» و «صلابت ساختاری» را ترسیم مینماید. بدیهی است که عظمت و ابعادِ کثرتگرای این متنِ متعالی، بسیار فراتر از گنجایشِ یک جستار یا تحلیلِ کوتاه است و آنچه در این چند خط بازخوانی میشود، تنها اشارتی است به قدر بضاعت و غواصی در ساحلِ اقیانوسی که امام برای نسلهای آینده به یادگار نهاده است.
🔺در این سند، امام با لحنی روشن، صریح و برخاسته از تجربهای عمیق، مخاطب اصلی خود را «ملت» قرار میدهد. آغاز وصیتگونه او با تعابیری چون «وصیت اینجانب به ملت شریف آن است که...» نشان میدهد که این متن نه نامهای برای گروهی خاص، بلکه میثاقی عمومی با مردم و نسلهای آینده است. امام، انقلاب را ملک شخصی هیچ فرد، جناح یا طبقهای نمیداند؛ آن را امانتی الهی و مردمی میبیند که صیانت از آن بر دوش همگان نهاده شده است. در همین نکته، یکی از کلیدهای فهم وصیتنامه نهفته است: جمهوری اسلامی در اندیشه امام، نظامی است که باید همزمان به «اسلامیت» و «جمهوریت» خود وفادار بماند؛ نه اسلامیت آن به تشریفات فروکاسته شود و نه جمهوریت آن از مردم تهی گردد.
🔺وصیتنامه امام، پیش از آنکه یک متن سیاسی باشد، یک «بیانیه هویتی» است. امام در همان سطور آغازین، با استناد به حدیثِ ثقلین، انقلاب اسلامی را در تداومِ حرکتِ انبیای الهی و در پیوندِ ناگسستنی با ثقلِ اکبر و عترت طاهرین تعریف میکند. این آغازگری، صرفاً یک تبرکِ زبانی نیست؛ بلکه یک «جانماییِ راهبردی» است. امام میخواهد به آیندگان بگوید که این انقلاب، یک شورشِ طبقاتی یا یک کودتایِ سیاسی برای جابجاییِ قدرت نیست، بلکه «امانتی الهی» است که ریشه در تکوین و تشریع دارد. او با صراحتی تکاندهنده مینویسد: «این انقلاب بزرگ که دستِ اجانب و مستکبران را از ایران عزیز کوتاه کرد، با تأییداتِ غیبی الهی پیروز گردید.» این نگاهِ توحیدی، زیربنای «اقتدارِ ملی» در اندیشه امام است؛ اقتداری که نه بر زر و زور، که بر اتکال به قدرتِ لایزالِ حق استوار است.
🔹ادامه دارد...
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔰وصیتنامه سیاسی-الهی، قطبنما و منشور تداوم انقلاب و شناسنامهٔ جمهوری اسلامی ایران
🔹بخش اول
سیوهفت سال از آن شامگاه گدازان در جماران میگذرد؛ زمانی که نه فقط یک رهبر سیاسی، که معمارِ یک دنیای جدید از میان ما رفت. در سنتِ حکمرانی الهی، رهبران با جسمشان نمیمانند، بلکه با کلماتشان تداوم مییابند. امام روحالله خمینی(س) با هوشمندیِ تاریخیِ خویش، میراثی را به جای گذاشت که فراتر از یک مکتوبِ اخلاقی، در حقیقت «قانون اساسیِ حرکتِ انقلاب» در دورانِ پس از خویش است. وصیتنامه سیاسیالهی او، سندی است که هویتِ جمهوری اسلامی را در تلاطمهای زمانه صیانت میکند و مرزهایِ میانِ «صرافت انقلابی» و «صلابت ساختاری» را ترسیم مینماید. بدیهی است که عظمت و ابعادِ کثرتگرای این متنِ متعالی، بسیار فراتر از گنجایشِ یک جستار یا تحلیلِ کوتاه است و آنچه در این چند خط بازخوانی میشود، تنها اشارتی است به قدر بضاعت و غواصی در ساحلِ اقیانوسی که امام برای نسلهای آینده به یادگار نهاده است.
🔺در این سند، امام با لحنی روشن، صریح و برخاسته از تجربهای عمیق، مخاطب اصلی خود را «ملت» قرار میدهد. آغاز وصیتگونه او با تعابیری چون «وصیت اینجانب به ملت شریف آن است که...» نشان میدهد که این متن نه نامهای برای گروهی خاص، بلکه میثاقی عمومی با مردم و نسلهای آینده است. امام، انقلاب را ملک شخصی هیچ فرد، جناح یا طبقهای نمیداند؛ آن را امانتی الهی و مردمی میبیند که صیانت از آن بر دوش همگان نهاده شده است. در همین نکته، یکی از کلیدهای فهم وصیتنامه نهفته است: جمهوری اسلامی در اندیشه امام، نظامی است که باید همزمان به «اسلامیت» و «جمهوریت» خود وفادار بماند؛ نه اسلامیت آن به تشریفات فروکاسته شود و نه جمهوریت آن از مردم تهی گردد.
🔺وصیتنامه امام، پیش از آنکه یک متن سیاسی باشد، یک «بیانیه هویتی» است. امام در همان سطور آغازین، با استناد به حدیثِ ثقلین، انقلاب اسلامی را در تداومِ حرکتِ انبیای الهی و در پیوندِ ناگسستنی با ثقلِ اکبر و عترت طاهرین تعریف میکند. این آغازگری، صرفاً یک تبرکِ زبانی نیست؛ بلکه یک «جانماییِ راهبردی» است. امام میخواهد به آیندگان بگوید که این انقلاب، یک شورشِ طبقاتی یا یک کودتایِ سیاسی برای جابجاییِ قدرت نیست، بلکه «امانتی الهی» است که ریشه در تکوین و تشریع دارد. او با صراحتی تکاندهنده مینویسد: «این انقلاب بزرگ که دستِ اجانب و مستکبران را از ایران عزیز کوتاه کرد، با تأییداتِ غیبی الهی پیروز گردید.» این نگاهِ توحیدی، زیربنای «اقتدارِ ملی» در اندیشه امام است؛ اقتداری که نه بر زر و زور، که بر اتکال به قدرتِ لایزالِ حق استوار است.
🔹ادامه دارد...
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔹بخش دوم
🔺در تحلیلِ گفتمان این سند، به گزارهای بنیادین برمیخوریم که کلیدواژه بقایِ نظام است: «رمزِ بقایِ انقلاب اسلامی همان رمزِ پیروزی است؛ و رمزِ پیروزی را ملت میدانند و نسلهای آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکنِ اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدتِ کلمه برای همان انگیزه و مقصد بود.» امام در اینجا، یک فرمولِ تمدنساز ارائه میدهد. او بقا را تابعی از «ایمان» و «اتحاد» میداند. در این نگاه، هر عاملی که انگیزه الهی را به سمتِ دنیاطلبی سوق دهد، یا وحدتِ کلمه را به تفرقه و قبیلهگرایی بدل سازد، در حقیقت تیشهای است که بر ریشه بقای انقلاب زده میشود. این هشدار، یک تحلیلِ عمیق در بابِ «زوالِ قدرت» است که در قالب وصیتی الهی صورتبندی شده است.
🔺یکی از درخشانترین بخشهای وصیتنامه، آسیبشناسیِ ساختارهایِ مدیریتی و خطرهایِ درونی است. امام با نگاهی تیزبین، به «نفوذ» اشاره میکند؛ نه لزوماً نفوذِ فیزیکیِ جاسوسان، بلکه نفوذِ اندیشههایِ بیگانه در کالبدِ کارگزاران. او هشدار میدهد که: «نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد». «نااهل» در قاموسِ امام، کسی است که به آرمانهایِ مستضعفان پشت کرده و در زرقوبرقِ قدرت، هویتِ اصیلِ خویش را گم کرده است. او بهویژه به حوزههای علمیه و دانشگاهها نهیب میزند که حافظِ استقلالِ فکری باشند. امام بهخوبی میدانست که اگر «مغزِ متفکر» یک ملت دچارِ «خودباختگی» شود، استقلالِ سیاسی آن ملت تنها پوستهای توخالی خواهد بود. او با بیانی استوار مینویسد: «از نقشههایِ شیطانیِ قدرتهایِ بزرگ، استیلا بر فرهنگ و آموزش و پرورش است.»
🔺یکی از برجستهترین ابعاد وصیتنامه، تأکید امام بر اصل استقلال و نفی وابستگی است. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» که در ادبیات انقلاب جایگاهی محوری دارد، در منظومه وصیتنامه نیز به صورت یک اصل هویتی قابل فهم است. این شعار، صرفاً موضعی سیاسی در برابر دو بلوک قدرت زمانه نبود؛ بلکه اعلام بلوغ تاریخی ملتی بود که میخواست از حاشیه فرمانبری بیرون آید و بر مدار اراده، ایمان و فرهنگ خود بایستد. از این رو، هر سخن از تعامل، رابطه، سیاست خارجی یا تنشزدایی، اگر به قیمت فراموشی استقلال و خودباوری باشد، با روح وصیتنامه ناسازگار است. امام در متن وصیتنامه، پیوسته نسبت به سلطهپذیری، غربزدگی، خودباختگی و اعتماد سادهانگارانه به قدرتهای سلطهگر هشدار میدهد. بنابراین اگر گفته شود که در منطق امام، «تنشزدایی» هرگز به معنای «وادادگی گفتمانی» نیست، این سخن هنگامی اعتبار دارد که بر همین بنیاد استوار شود: استقلال در اندیشه امام، نه حالت انزوا، بلکه ایستادن آگاهانه بر پای خویش است؛ گفتوگو بدون تسلیم، تعامل بدون خودفراموشی، و سیاستورزی بدون ترک اصول.
🔺وصیتنامه امام، مانیفستِ «استقلالِ واقعی» است. امام در فرازی مهم، از ملت و جوانان میخواهد که از «وابستگی» رها شوند و به خودباوری برسند. او با تکیه بر تجربه تاریخیِ تلخِ دورانِ استبداد، میگوید: «ما باید بیدار شویم و به خود آییم و بدانیم که قدرتهایِ بزرگ از پیشرفتِ ما نمیترسند، از بیداریِ ما میترسند.» این استراتژیِ «توازنِ مثبت» که امام در وصیتنامه ترسیم میکند، بر این پایه استوار است که جمهوری اسلامی باید قطبِ تأثیرگذار باشد، نه اقمارِ تأثیرپذیر. او در عینِ دعوت به صلح و پیوند با ملتهایِ مسلمان، بر ایستادگی در برابرِ مستکبران پای میفشارد. این نگاه، پاسخی صریح به کسانی است که گمان میکنند راهِ پیشرفت از معبرِ تسلیم میگذرد. امام معتقد بود که هزینه مقاومت، بهمراتب کمتر از هزینه سازش است؛ چرا که سازش به معنایِ از دست دادنِ «هویت» و «عزت» است.
🔺بخش دیگری از وصیتنامه که اهمیتِ راهبردیِ فوقالعادهای در تعیینِ چشمانداز نظام دارد، تأکید بر «ولایت فقیه» است. امام این اصل را ضامنِ سلامتِ حرکتِ نظام از انحرافات میداند. عبارتِ مشهورِ «پشتیبانِ ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد»، در حقیقت یک دکترینِ امنیتی-سیاسی است. از منظرِ امام، ولایت فقیه نه یک نهادِ در عرضِ دیگر نهادها، بلکه قطبنمایِ حرکت و لنگرگاهِ ثبات در طوفانهایِ سیاسی است. او در وصیتنامه، بر لزومِ هوشیاریِ مجلسِ خبرگان و سایرِ ارکانِ نظارتی تأکید میکند تا این جایگاه، همواره منزه از آلودگیهای جناحی باقی بماند و بتواند مأموریتِ تاریخی خود را در حفظِ جهتگیریِ اسلامیِ نظام انجام دهد.
🔹 ادامه دارد...
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔺در تحلیلِ گفتمان این سند، به گزارهای بنیادین برمیخوریم که کلیدواژه بقایِ نظام است: «رمزِ بقایِ انقلاب اسلامی همان رمزِ پیروزی است؛ و رمزِ پیروزی را ملت میدانند و نسلهای آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکنِ اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدتِ کلمه برای همان انگیزه و مقصد بود.» امام در اینجا، یک فرمولِ تمدنساز ارائه میدهد. او بقا را تابعی از «ایمان» و «اتحاد» میداند. در این نگاه، هر عاملی که انگیزه الهی را به سمتِ دنیاطلبی سوق دهد، یا وحدتِ کلمه را به تفرقه و قبیلهگرایی بدل سازد، در حقیقت تیشهای است که بر ریشه بقای انقلاب زده میشود. این هشدار، یک تحلیلِ عمیق در بابِ «زوالِ قدرت» است که در قالب وصیتی الهی صورتبندی شده است.
🔺یکی از درخشانترین بخشهای وصیتنامه، آسیبشناسیِ ساختارهایِ مدیریتی و خطرهایِ درونی است. امام با نگاهی تیزبین، به «نفوذ» اشاره میکند؛ نه لزوماً نفوذِ فیزیکیِ جاسوسان، بلکه نفوذِ اندیشههایِ بیگانه در کالبدِ کارگزاران. او هشدار میدهد که: «نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد». «نااهل» در قاموسِ امام، کسی است که به آرمانهایِ مستضعفان پشت کرده و در زرقوبرقِ قدرت، هویتِ اصیلِ خویش را گم کرده است. او بهویژه به حوزههای علمیه و دانشگاهها نهیب میزند که حافظِ استقلالِ فکری باشند. امام بهخوبی میدانست که اگر «مغزِ متفکر» یک ملت دچارِ «خودباختگی» شود، استقلالِ سیاسی آن ملت تنها پوستهای توخالی خواهد بود. او با بیانی استوار مینویسد: «از نقشههایِ شیطانیِ قدرتهایِ بزرگ، استیلا بر فرهنگ و آموزش و پرورش است.»
🔺یکی از برجستهترین ابعاد وصیتنامه، تأکید امام بر اصل استقلال و نفی وابستگی است. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» که در ادبیات انقلاب جایگاهی محوری دارد، در منظومه وصیتنامه نیز به صورت یک اصل هویتی قابل فهم است. این شعار، صرفاً موضعی سیاسی در برابر دو بلوک قدرت زمانه نبود؛ بلکه اعلام بلوغ تاریخی ملتی بود که میخواست از حاشیه فرمانبری بیرون آید و بر مدار اراده، ایمان و فرهنگ خود بایستد. از این رو، هر سخن از تعامل، رابطه، سیاست خارجی یا تنشزدایی، اگر به قیمت فراموشی استقلال و خودباوری باشد، با روح وصیتنامه ناسازگار است. امام در متن وصیتنامه، پیوسته نسبت به سلطهپذیری، غربزدگی، خودباختگی و اعتماد سادهانگارانه به قدرتهای سلطهگر هشدار میدهد. بنابراین اگر گفته شود که در منطق امام، «تنشزدایی» هرگز به معنای «وادادگی گفتمانی» نیست، این سخن هنگامی اعتبار دارد که بر همین بنیاد استوار شود: استقلال در اندیشه امام، نه حالت انزوا، بلکه ایستادن آگاهانه بر پای خویش است؛ گفتوگو بدون تسلیم، تعامل بدون خودفراموشی، و سیاستورزی بدون ترک اصول.
🔺وصیتنامه امام، مانیفستِ «استقلالِ واقعی» است. امام در فرازی مهم، از ملت و جوانان میخواهد که از «وابستگی» رها شوند و به خودباوری برسند. او با تکیه بر تجربه تاریخیِ تلخِ دورانِ استبداد، میگوید: «ما باید بیدار شویم و به خود آییم و بدانیم که قدرتهایِ بزرگ از پیشرفتِ ما نمیترسند، از بیداریِ ما میترسند.» این استراتژیِ «توازنِ مثبت» که امام در وصیتنامه ترسیم میکند، بر این پایه استوار است که جمهوری اسلامی باید قطبِ تأثیرگذار باشد، نه اقمارِ تأثیرپذیر. او در عینِ دعوت به صلح و پیوند با ملتهایِ مسلمان، بر ایستادگی در برابرِ مستکبران پای میفشارد. این نگاه، پاسخی صریح به کسانی است که گمان میکنند راهِ پیشرفت از معبرِ تسلیم میگذرد. امام معتقد بود که هزینه مقاومت، بهمراتب کمتر از هزینه سازش است؛ چرا که سازش به معنایِ از دست دادنِ «هویت» و «عزت» است.
🔺بخش دیگری از وصیتنامه که اهمیتِ راهبردیِ فوقالعادهای در تعیینِ چشمانداز نظام دارد، تأکید بر «ولایت فقیه» است. امام این اصل را ضامنِ سلامتِ حرکتِ نظام از انحرافات میداند. عبارتِ مشهورِ «پشتیبانِ ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد»، در حقیقت یک دکترینِ امنیتی-سیاسی است. از منظرِ امام، ولایت فقیه نه یک نهادِ در عرضِ دیگر نهادها، بلکه قطبنمایِ حرکت و لنگرگاهِ ثبات در طوفانهایِ سیاسی است. او در وصیتنامه، بر لزومِ هوشیاریِ مجلسِ خبرگان و سایرِ ارکانِ نظارتی تأکید میکند تا این جایگاه، همواره منزه از آلودگیهای جناحی باقی بماند و بتواند مأموریتِ تاریخی خود را در حفظِ جهتگیریِ اسلامیِ نظام انجام دهد.
🔹 ادامه دارد...
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔹بخش سوم
🔺عدالتِ اجتماعی و توجه به «کوخنشینان» در مقابل «کاخنشینان»، از دیگر دالهایِ مرکزی این سند است. امام با لحنی سرشار از مهر به تودههایِ مردم و با عتاب به مسئولان، یادآوری میکند که این مردم بودند که بارِ انقلاب را بر دوش کشیدند. او مینویسد: «به مجالس و دولت و دستاندرکاران توصیه مینمایم که قدر این ملت را بدانند و در خدمتگزاری به آنان، خصوصاً مجاهدان و مستضعفان و مظلومان که نورِ چشمانِ ما هستند، فروگذار نکنند.» این فراز، سنگِ محکِ کارآمدی در جمهوری اسلامی است. از نظر امام، حکومتی که از مردم فاصله بگیرد و نخبگانش به سمتِ اشرافیگری میل کنند، در حقیقت از مسیرِ وصیتنامه خارج شده است. وصیتنامه، مسئولیت را نه یک «امتیاز»، که یک «بارِ امانت» تعریف میکند که حسابرسیِ آن در محضرِ حق، بسیار سخت و دقیق خواهد بود.
🔺وصیتنامه همچنین بر جایگاه مردم بهعنوان صاحبان اصلی انقلاب تأکید دارد. امام در سراسر این متن، با مردم سخن میگوید، به آنان اعتماد میکند و آنان را حافظان حقیقی انقلاب میداند. این اعتماد، امری تشریفاتی نیست؛ ریشه در تجربه تاریخی نهضت دارد. انقلاب اسلامی بدون حضور مردم، نه شکل میگرفت و نه به پیروزی میرسید. بنابراین هر نوع فاصله گرفتن از مردم، بیاعتنایی به دردهای آنان، یا تبدیل مسئولیت به امتیاز، با روح وصیتنامه در تعارض است. امام در این متن، بارها مسئولان و کارگزاران را به خدمت، سادهزیستی، پرهیز از اشرافیت و توجه به محرومان فرامیخواند. در منطق او، انقلاب برای محرومان و مستضعفان صرفاً شعار نداد؛ بلکه آنان را به مرکز معنا و مشروعیت سیاسی آورد. از این رو، عدالت اجتماعی در وصیتنامه، زینت کلام نیست؛ شاخص وفاداری به انقلاب است.
🔺در این میان، تأکید امام بر دانشگاهها، حوزههای علمیه، جوانان و نخبگان نیز بسیار معنادار است. او میدانست که آینده یک نظام، پیش از آنکه در میدان سیاست رقم بخورد، در میدان اندیشه ساخته میشود. اگر دانشگاه و حوزه از هویت خویش جدا شوند، اگر جوانان از تاریخ و آرمانهای خود بیگانه شوند، و اگر دانش و دین از مسئولیت اجتماعی تهی گردند، جامعه بهتدریج دچار فرسایش معنایی خواهد شد. وصیتنامه از این حیث، هشدارنامهای برای نهادهای فکری و فرهنگی است. امام بهروشنی میفهمید که استقلال سیاسی بدون استقلال فکری پایدار نمیماند. ملتی که روایت خود را از دست بدهد، دیر یا زود در روایت دیگران زندگی خواهد کرد.
🔺زیباییشناسیِ نوشتاریِ امام در وصیتنامه، آمیزهای از صلابتِ یک فقیه و رقتِ یک عارف است. او در پایانِ متن، با کلماتی که دلِ هر خوانندهای را میلرزاند، با ملتِ ایران وداع میکند: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل الهی از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم.» این جملات، تنها یک وداعِ شخصی نیست؛ بلکه گواهی بر «حقانیتِ مسیر» است. کسی میتواند با چنین آرامشی کوچ کند که اطمینان داشته باشد بذرِ حقیقت را در زمینِ تاریخ نشانده است. وصیتنامه امام، گواهیِ این صدق و استقامت است.
🔺اما نکته کلیدی که نباید از آن غفلت کرد، نسبتِ این «وصیت» با «سیره» است. وصیتنامه، میوه و ثمره یک عمر مجاهدت است؛ اما برای فهم چگونگی تکوین این اندیشه و درک ظرافتهای رهبریِ امام، نمیتوان تنها به این متن بسنده کرد. اگر وصیتنامه را «نقشه راه» بدانیم، «صحیفه امام» با آن ۲۱ جلدِ درخشان، شرحِ جزئیاتِ مسیر و دایرةالمعارفِ انقلاب است. در صحیفه است که میبینیم امام چگونه با بحرانهایِ بزرگ، از جنگ تا تحریم و از اختلافاتِ داخلی تا توطئههایِ خارجی، روبرو میشد. صحیفه، تجلیگاهِ منطقِ عملیِ امام است. لذا، توصیه موکدم به همگان آن است که برای نجات از تحریفِ امام و برای فهمِ هویتِ تداومبخشِ نظام، از صحیفهخوانی غافل نشوند که بدون مطالعه دقیق آن، فهمِ ما از وصیتنامه، فهمی انتزاعی و بریده از واقعیت تاریخی خواهد بود.
🔺در پایان، باید گفت سی و هفتمین سالگرد ارتحال امام، فرصتی است تا بار دیگر میثاقنامه خود را با «روحِ انقلاب» تجدید کنیم. وصیتنامه سیاسیالهی امام، سندی منقضینشدنی است؛ چرا که آرمانهایِ آن، یعنی عدالت، آزادی، معنویت و استقلال، آرمانهایی فطری و ابدیاند. ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که «عقلانیتِ انقلابیِ» مستتر در کلام امام را مبنای تحلیلهای خود قرار دهیم. امام به ما آموخت که اگر با خدا باشیم، هیچ قدرتی توان شکست دادن ما را نخواهد داشت؛ و وصیتنامه او، شرحِ همین حقیقتِ ساده اما بنیادین است. پاسداری از این سند، پاسداری از آینده ایران و شکوهِ تمدنِ نوینِ اسلامی است.
🌿سلام بر او روزی که زاده شد، روزی که قیام کرد و روزی که با دلی آرام، به دیدارِ معبود شتافت.🌿
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔺عدالتِ اجتماعی و توجه به «کوخنشینان» در مقابل «کاخنشینان»، از دیگر دالهایِ مرکزی این سند است. امام با لحنی سرشار از مهر به تودههایِ مردم و با عتاب به مسئولان، یادآوری میکند که این مردم بودند که بارِ انقلاب را بر دوش کشیدند. او مینویسد: «به مجالس و دولت و دستاندرکاران توصیه مینمایم که قدر این ملت را بدانند و در خدمتگزاری به آنان، خصوصاً مجاهدان و مستضعفان و مظلومان که نورِ چشمانِ ما هستند، فروگذار نکنند.» این فراز، سنگِ محکِ کارآمدی در جمهوری اسلامی است. از نظر امام، حکومتی که از مردم فاصله بگیرد و نخبگانش به سمتِ اشرافیگری میل کنند، در حقیقت از مسیرِ وصیتنامه خارج شده است. وصیتنامه، مسئولیت را نه یک «امتیاز»، که یک «بارِ امانت» تعریف میکند که حسابرسیِ آن در محضرِ حق، بسیار سخت و دقیق خواهد بود.
🔺وصیتنامه همچنین بر جایگاه مردم بهعنوان صاحبان اصلی انقلاب تأکید دارد. امام در سراسر این متن، با مردم سخن میگوید، به آنان اعتماد میکند و آنان را حافظان حقیقی انقلاب میداند. این اعتماد، امری تشریفاتی نیست؛ ریشه در تجربه تاریخی نهضت دارد. انقلاب اسلامی بدون حضور مردم، نه شکل میگرفت و نه به پیروزی میرسید. بنابراین هر نوع فاصله گرفتن از مردم، بیاعتنایی به دردهای آنان، یا تبدیل مسئولیت به امتیاز، با روح وصیتنامه در تعارض است. امام در این متن، بارها مسئولان و کارگزاران را به خدمت، سادهزیستی، پرهیز از اشرافیت و توجه به محرومان فرامیخواند. در منطق او، انقلاب برای محرومان و مستضعفان صرفاً شعار نداد؛ بلکه آنان را به مرکز معنا و مشروعیت سیاسی آورد. از این رو، عدالت اجتماعی در وصیتنامه، زینت کلام نیست؛ شاخص وفاداری به انقلاب است.
🔺در این میان، تأکید امام بر دانشگاهها، حوزههای علمیه، جوانان و نخبگان نیز بسیار معنادار است. او میدانست که آینده یک نظام، پیش از آنکه در میدان سیاست رقم بخورد، در میدان اندیشه ساخته میشود. اگر دانشگاه و حوزه از هویت خویش جدا شوند، اگر جوانان از تاریخ و آرمانهای خود بیگانه شوند، و اگر دانش و دین از مسئولیت اجتماعی تهی گردند، جامعه بهتدریج دچار فرسایش معنایی خواهد شد. وصیتنامه از این حیث، هشدارنامهای برای نهادهای فکری و فرهنگی است. امام بهروشنی میفهمید که استقلال سیاسی بدون استقلال فکری پایدار نمیماند. ملتی که روایت خود را از دست بدهد، دیر یا زود در روایت دیگران زندگی خواهد کرد.
🔺زیباییشناسیِ نوشتاریِ امام در وصیتنامه، آمیزهای از صلابتِ یک فقیه و رقتِ یک عارف است. او در پایانِ متن، با کلماتی که دلِ هر خوانندهای را میلرزاند، با ملتِ ایران وداع میکند: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل الهی از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم.» این جملات، تنها یک وداعِ شخصی نیست؛ بلکه گواهی بر «حقانیتِ مسیر» است. کسی میتواند با چنین آرامشی کوچ کند که اطمینان داشته باشد بذرِ حقیقت را در زمینِ تاریخ نشانده است. وصیتنامه امام، گواهیِ این صدق و استقامت است.
🔺اما نکته کلیدی که نباید از آن غفلت کرد، نسبتِ این «وصیت» با «سیره» است. وصیتنامه، میوه و ثمره یک عمر مجاهدت است؛ اما برای فهم چگونگی تکوین این اندیشه و درک ظرافتهای رهبریِ امام، نمیتوان تنها به این متن بسنده کرد. اگر وصیتنامه را «نقشه راه» بدانیم، «صحیفه امام» با آن ۲۱ جلدِ درخشان، شرحِ جزئیاتِ مسیر و دایرةالمعارفِ انقلاب است. در صحیفه است که میبینیم امام چگونه با بحرانهایِ بزرگ، از جنگ تا تحریم و از اختلافاتِ داخلی تا توطئههایِ خارجی، روبرو میشد. صحیفه، تجلیگاهِ منطقِ عملیِ امام است. لذا، توصیه موکدم به همگان آن است که برای نجات از تحریفِ امام و برای فهمِ هویتِ تداومبخشِ نظام، از صحیفهخوانی غافل نشوند که بدون مطالعه دقیق آن، فهمِ ما از وصیتنامه، فهمی انتزاعی و بریده از واقعیت تاریخی خواهد بود.
🔺در پایان، باید گفت سی و هفتمین سالگرد ارتحال امام، فرصتی است تا بار دیگر میثاقنامه خود را با «روحِ انقلاب» تجدید کنیم. وصیتنامه سیاسیالهی امام، سندی منقضینشدنی است؛ چرا که آرمانهایِ آن، یعنی عدالت، آزادی، معنویت و استقلال، آرمانهایی فطری و ابدیاند. ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که «عقلانیتِ انقلابیِ» مستتر در کلام امام را مبنای تحلیلهای خود قرار دهیم. امام به ما آموخت که اگر با خدا باشیم، هیچ قدرتی توان شکست دادن ما را نخواهد داشت؛ و وصیتنامه او، شرحِ همین حقیقتِ ساده اما بنیادین است. پاسداری از این سند، پاسداری از آینده ایران و شکوهِ تمدنِ نوینِ اسلامی است.
🌿سلام بر او روزی که زاده شد، روزی که قیام کرد و روزی که با دلی آرام، به دیدارِ معبود شتافت.🌿
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
تحرکات و پروژههای فرهنگی اخیر، عجیب و مشکوک است (از رویدادهای هنری و تفریحی تا اکران فیلمهای سینما تا بازگشت چهرهها...). این بدبینی نیست، بلکه هشدار است از آنچه نرم و هدفمند در حال اجرا است.
رونوشت به کمیسیون فرهنگی مجلس!
اکنون رصد، نظارت، پیگیری و پاسخگرفتن دقیقِ دستگاه به دستگاه را میطلبد.
@tina_ch_amin
رونوشت به کمیسیون فرهنگی مجلس!
اکنون رصد، نظارت، پیگیری و پاسخگرفتن دقیقِ دستگاه به دستگاه را میطلبد.
@tina_ch_amin
اگر جلسات وبیناری مجلس رسمی نیست، پس تصمیمات اتخاذ شده در کمیسیونها چطور بدون صحن و در جلسات غیررسمی وبیناری میتواند به بررسی گذاشته شود؟
تقلیل وظیفه نمایندگی صرفاً به دغدغه تریبون داشتن برای صحبت کردن، اشتباه است. اصلا مقایسه شأن و رسمیت و اثرگذاری حتی یک دقیقه نطق داخل صحن با هر سخنرانی و تریبون دیگری، تضعیف جایگاه مجلس است. اگر با تریبون و سخنرانی بیرون صحن میشد همه وظایف و رسالتهای نمایندگی را انجام داد که چرا کلا نمایندهای انتخاب میشود؟
در شرایط نرمال تعطیلات صحن طی هر ماه به علت ایجاد امکان رسیدگی به امور داخلی حوزه انتخابیه و بعد از جلسات فشردهٔ سه هفتهای، چه ربطی به این میزان تعطیلی متوالی فعلی دارد؟
و...
مسئله امنیتی و رعایت امنیت قوه مقننه قابل درک است؛ ولی خلاصه اگر میخواهید برای تعطیلی صحن توضیحاتی ارائه دهید، بهتر است درگیر سفسطه نشوید تا توضیحات قابل قبول و باورپذیرتر شود.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
تقلیل وظیفه نمایندگی صرفاً به دغدغه تریبون داشتن برای صحبت کردن، اشتباه است. اصلا مقایسه شأن و رسمیت و اثرگذاری حتی یک دقیقه نطق داخل صحن با هر سخنرانی و تریبون دیگری، تضعیف جایگاه مجلس است. اگر با تریبون و سخنرانی بیرون صحن میشد همه وظایف و رسالتهای نمایندگی را انجام داد که چرا کلا نمایندهای انتخاب میشود؟
در شرایط نرمال تعطیلات صحن طی هر ماه به علت ایجاد امکان رسیدگی به امور داخلی حوزه انتخابیه و بعد از جلسات فشردهٔ سه هفتهای، چه ربطی به این میزان تعطیلی متوالی فعلی دارد؟
و...
مسئله امنیتی و رعایت امنیت قوه مقننه قابل درک است؛ ولی خلاصه اگر میخواهید برای تعطیلی صحن توضیحاتی ارائه دهید، بهتر است درگیر سفسطه نشوید تا توضیحات قابل قبول و باورپذیرتر شود.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔴گفتوگو هم قربانیِ اقتصاد توجه شده
✍🏻 چرا امثال رینگشوها قتلگاهِ گفتوگوی اصیل هستند؟
مدتی است شاهد گونهای از برنامههای گفتوگومحور هستیم که در ظاهر ادعای «شفافیت» و «صدای مردم» دارند، اما در باطن، چیزی جز نمایش جدل نیستند، نمونه برنامهٔ اینترنتی «رینگشو». ضمن محترم شمردن تلاشهای تولیدکنندگان که حتماً زحمت بسیار میکشند، من با این مدل برنامهسازی مشکل دارم و معتقدم این سبک نه تنها به حل مسائل کمکی نمیکند، بلکه آگاهانه فضای گفتوگو را تخریب میکند .
چرا؟
۱. تقلیل گفتوگو به مچگیری (صنعتِ جدل به جای مفاهمه):
در گفتوگوی اصیل، هدف رسیدن به تفاهم یا دستکم صورتبندی دقیقِ اختلاف است. اما در این برنامهها، هدف از پیش تعیین شده است: شکست دادنِ طرف مقابل. استفاده از تکنیکهای رتوریکِ تخریبی، سوءاستفاده از سفسطه، و تکیه بر اطلاعاتِ زرد و اخبار جعلی برای به گوشهٔ رینگ بردن مهمان، گفتوگو را به مبارزه تنبهتن تبدیل میکند. در این فضای خصمانه، مهمان نه برای پاسخ دادن، بلکه برای دفاع کردن از خود در برابر هجمه میآید و پرسشگر نیز نه برای پرسیدن، بلکه برای اثبات برتری خود؛ در چنین ساختاری، حقیقت نخستین قربانی است.
۲. نهادینهسازی شنیدنِ ناقص و تقطیعِ معرفتی:
یکی از آسیبهای بزرگ این برنامهها، آموزشِ ناخودآگاهِ شنیدنِ ناقص به مخاطب است. وقتی ساختارِ برنامه مبتنی بر مداخله و قطع کردن است، به بیننده یاد میدهیم که صبر و حوصله برای شنیدنِ استدلالهای پیچیده را کنار بگذارد. ما با تقطیعِ کلام عملاً تقطیعِ اندیشه میکنیم. وقتی یک گزاره منطقی پیش از آنکه به نتیجه برسد با متلک یا پرچم قرمز قطع میشود، مخاطب نمیتواند فرآیند استدلال را دنبال کند. این یعنی ما جامعه را به «شنیدنِ بریدهبریده» عادت میدهیم که نتیجهاش جز سطحینگری و قضاوتهای شتابزده نیست.
۳. اسارت در دام اقتصادِ توجه:
این برنامهها به جای خدمت به افکار عمومی، در خدمتِ الگوریتمهای شبکههای اجتماعی هستند. تولیدِ کلیپهای وایرال، لحظاتِ عصبی، و تقابلهای هیجانی، سوختِ موتورِ اقتصاد توجه است. در این زیستبوم، حقیقت جایی ندارد؛ آنچه ارزشمند است، تنش است. وقتی فرآیندِ یک گفتوگو به ابزاری برای جذبِ کلیک تبدیل شود، دیگر نباید انتظار داشت که نتیجه آن «آگاهی» باشد. ما در اینجا با نمایشِ گفتوگو مواجهیم، نه خودِ گفتوگو.
۴. تخریبِ اعتماد و انسجام اجتماعی:
گفتوگوی اصیل، پلِ میانِ تفاوتهاست. اما این مدل دیوار میانِ مردم و مسئولان (و حتی میانِ اقشارِ مختلف مردم) را بلندتر میکند. وقتی دیالوگها بر مدارِ کینه، متلک و هیجان میچرخد، جامعه فرسوده میشود. این برنامهها نه تنها سوادِ گفتوگو را آموزش نمیدهند، بلکه گفتوگو را «سمی» میکنند. آنها به جامعه القا میکنند که تنها راهِ شنیده شدن، فریاد زدن و پریدن در کلامِ دیگری است.
ما به جای رینگِ مبارزه با گفتوگو، به تریبونهای تحلیلی نیاز داریم؛ فضاهایی که در آن صبرِ معرفتی فضیلت شمرده شود، نه نقطه ضعف. این مدل برنامهها شاید برای بازارِ رسانه سودآور باشند، اما برای فرهنگِ عمومی و بلوغِ سیاسیِ جامعه، خسارت هستند. برای برونرفت از وضعیت فعلی، باید به جای «جدل»، «استدلال» را تمرین کنیم و از رسانههایی که حقیقت را قربانیِ وایرالشدن میکنند، فاصله بگیریم.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
✍🏻 چرا امثال رینگشوها قتلگاهِ گفتوگوی اصیل هستند؟
مدتی است شاهد گونهای از برنامههای گفتوگومحور هستیم که در ظاهر ادعای «شفافیت» و «صدای مردم» دارند، اما در باطن، چیزی جز نمایش جدل نیستند، نمونه برنامهٔ اینترنتی «رینگشو». ضمن محترم شمردن تلاشهای تولیدکنندگان که حتماً زحمت بسیار میکشند، من با این مدل برنامهسازی مشکل دارم و معتقدم این سبک نه تنها به حل مسائل کمکی نمیکند، بلکه آگاهانه فضای گفتوگو را تخریب میکند .
چرا؟
۱. تقلیل گفتوگو به مچگیری (صنعتِ جدل به جای مفاهمه):
در گفتوگوی اصیل، هدف رسیدن به تفاهم یا دستکم صورتبندی دقیقِ اختلاف است. اما در این برنامهها، هدف از پیش تعیین شده است: شکست دادنِ طرف مقابل. استفاده از تکنیکهای رتوریکِ تخریبی، سوءاستفاده از سفسطه، و تکیه بر اطلاعاتِ زرد و اخبار جعلی برای به گوشهٔ رینگ بردن مهمان، گفتوگو را به مبارزه تنبهتن تبدیل میکند. در این فضای خصمانه، مهمان نه برای پاسخ دادن، بلکه برای دفاع کردن از خود در برابر هجمه میآید و پرسشگر نیز نه برای پرسیدن، بلکه برای اثبات برتری خود؛ در چنین ساختاری، حقیقت نخستین قربانی است.
۲. نهادینهسازی شنیدنِ ناقص و تقطیعِ معرفتی:
یکی از آسیبهای بزرگ این برنامهها، آموزشِ ناخودآگاهِ شنیدنِ ناقص به مخاطب است. وقتی ساختارِ برنامه مبتنی بر مداخله و قطع کردن است، به بیننده یاد میدهیم که صبر و حوصله برای شنیدنِ استدلالهای پیچیده را کنار بگذارد. ما با تقطیعِ کلام عملاً تقطیعِ اندیشه میکنیم. وقتی یک گزاره منطقی پیش از آنکه به نتیجه برسد با متلک یا پرچم قرمز قطع میشود، مخاطب نمیتواند فرآیند استدلال را دنبال کند. این یعنی ما جامعه را به «شنیدنِ بریدهبریده» عادت میدهیم که نتیجهاش جز سطحینگری و قضاوتهای شتابزده نیست.
۳. اسارت در دام اقتصادِ توجه:
این برنامهها به جای خدمت به افکار عمومی، در خدمتِ الگوریتمهای شبکههای اجتماعی هستند. تولیدِ کلیپهای وایرال، لحظاتِ عصبی، و تقابلهای هیجانی، سوختِ موتورِ اقتصاد توجه است. در این زیستبوم، حقیقت جایی ندارد؛ آنچه ارزشمند است، تنش است. وقتی فرآیندِ یک گفتوگو به ابزاری برای جذبِ کلیک تبدیل شود، دیگر نباید انتظار داشت که نتیجه آن «آگاهی» باشد. ما در اینجا با نمایشِ گفتوگو مواجهیم، نه خودِ گفتوگو.
۴. تخریبِ اعتماد و انسجام اجتماعی:
گفتوگوی اصیل، پلِ میانِ تفاوتهاست. اما این مدل دیوار میانِ مردم و مسئولان (و حتی میانِ اقشارِ مختلف مردم) را بلندتر میکند. وقتی دیالوگها بر مدارِ کینه، متلک و هیجان میچرخد، جامعه فرسوده میشود. این برنامهها نه تنها سوادِ گفتوگو را آموزش نمیدهند، بلکه گفتوگو را «سمی» میکنند. آنها به جامعه القا میکنند که تنها راهِ شنیده شدن، فریاد زدن و پریدن در کلامِ دیگری است.
ما به جای رینگِ مبارزه با گفتوگو، به تریبونهای تحلیلی نیاز داریم؛ فضاهایی که در آن صبرِ معرفتی فضیلت شمرده شود، نه نقطه ضعف. این مدل برنامهها شاید برای بازارِ رسانه سودآور باشند، اما برای فرهنگِ عمومی و بلوغِ سیاسیِ جامعه، خسارت هستند. برای برونرفت از وضعیت فعلی، باید به جای «جدل»، «استدلال» را تمرین کنیم و از رسانههایی که حقیقت را قربانیِ وایرالشدن میکنند، فاصله بگیریم.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⭕چرا گفتگوهای ما بیمعنا میشوند⁉️
خیلی وقتها فکر میکنیم فقط کافیست «حرف بزنیم» تا مشکل حل شود، اما ما یک اشتباه بزرگ انجام میدهیم: خلط میان «گفتگو» و «گفتمان»!
گفتمان چیست⁉️ گفتگو چیست⁉️
🗣 کارگاه مهارتهای گفتگو در کانون رسالت
📣بلندتر حرف نزن… بهتر گفتگو کن
مدرس : دکتر تینا چهارسوقی امین
«روابط عمومی کانون رسالت»
#مهارت_گفتگو #دکترتیناامین
⬅️ این کارگاه در ۵ اسفند ۱۴۰۴ برگزار شده است.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
خیلی وقتها فکر میکنیم فقط کافیست «حرف بزنیم» تا مشکل حل شود، اما ما یک اشتباه بزرگ انجام میدهیم: خلط میان «گفتگو» و «گفتمان»!
گفتمان چیست⁉️ گفتگو چیست⁉️
🗣 کارگاه مهارتهای گفتگو در کانون رسالت
📣بلندتر حرف نزن… بهتر گفتگو کن
مدرس : دکتر تینا چهارسوقی امین
«روابط عمومی کانون رسالت»
#مهارت_گفتگو #دکترتیناامین
⬅️ این کارگاه در ۵ اسفند ۱۴۰۴ برگزار شده است.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«...از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در هر موردی که به آمریکا مسئولین این کشور اعتماد کردند ضربه خوردند...»
@tina_ch_amin
@tina_ch_amin
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاسبان وحدت که برچسب تندرو دستشان گرفتهاند و به هرکسی که مخالفشان است میچسبانند...
چرا؟ چون برچسب زدن راحت است و مانع از شنیدن و فهم عمیق میشود...
از سوی دیگر هم تندروهای عرصه موجسواری که بیبنیان و بیمبنا، این روزها تئورسین حوزه انسجام و وحدت شدهاند و با تزهایی که خود ناقض وحدت است، شعار انسجام اجتماعی و عدم قطبیسازی سر میدهند.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
چرا؟ چون برچسب زدن راحت است و مانع از شنیدن و فهم عمیق میشود...
از سوی دیگر هم تندروهای عرصه موجسواری که بیبنیان و بیمبنا، این روزها تئورسین حوزه انسجام و وحدت شدهاند و با تزهایی که خود ناقض وحدت است، شعار انسجام اجتماعی و عدم قطبیسازی سر میدهند.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
❤1
در فقدان اطلاعرسانی شفاف و آگاهیبخشی صادقانه مسئولان به مردم، تئوریزه کردن توافق به اسم تبیین، چیزی جز بزک کردن توافق و موجسواری حامیانِ خوشخیال و آمریکاپرست نیست!
هروقت متن دقیق و اصلی برای عموم منتشر شد، تئوریزه کردن را کلید بزنید.
این هولِ پیشینیای که دارید، نگرانکنندهتر است.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
هروقت متن دقیق و اصلی برای عموم منتشر شد، تئوریزه کردن را کلید بزنید.
این هولِ پیشینیای که دارید، نگرانکنندهتر است.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
👍1
✍🏻 در میانهٔ دیپلماسی مهآلود، امر فقط امر ولی
🔺 در گفتمان انقلاب اسلامی، اعتبار هر کنش سیاسی تنها زمانی رسمیت مییابد که با شاقول و سنجهٔ مکتب امام خمینی (ره) و امتداد خط رهبری سنجیده شود. در این هندسه فکری، دال مرکزی و فصلالخطاب، خط امام راحل، منویات رهبر شهیدمان و مقام معظم رهبری است و هر قرائت و تحلیلی خارج از این چارچوب، در بهترین حالت یک دال شناور و فاقد مرجعیت نهایی خواهد بود. از همین منظر است که هرگونه توافق یا مذاکره یا تفاهمنامه، زمانی میتواند واجد اعتبار سیاسی و پذیرفتنی در ساحت اجتماعی باشد که با اصولِ عزت، حکمت و مصلحت و شروط مورد تأکید رهبری پیوندی ارگانیک پیدا کند.
🔺مسئله صرفاً یک توافق سیاسی نیست. مسئله اصلی آن است که چنین توافقی چقدر با تجربه زیسته و حافظه تاریخی ملت ایران سنخیت و پیوند دارد؟
از کودتای ۲۸ مرداد تا سلسله بدعهدیهای آمریکا در دولتهای مختلف، از شکست برجام تا شهادت رهبر عزیزمان و سرداران و فرماندهان و سربازان و مردم مظلوممان، حافظه جمعی ایرانیان مملو از نشانههایی است که بیاعتمادی به آمریکا و رژیم جعلی اسرائیل را به یک واقعیت تاریخی و اجتماعی تبدیل کرده است. به همین دلیل، هر اندازه که روایتهای رسانهای بر این توافق رنگ و لعاب بپاشند و بزک کنند، باز هم پذیرش آن در افکار عمومی با دشواری و تردیدی جدی مواجه خواهد بود.
خطر آنجاست که عدهای میخواهند حافظه تاریخی ملت را با عملیات و پروژههای رسانهای بازنویسی کنند!
🔺در این میان، بخشی از جریان دیپلمات ـ بوروکرات به جای گفتوگوی صادقانه با مردم و پذیرش مسئولیت تصمیمات خود، از ابهام به عنوان یک تاکتیک سیاسی استفاده میکند. برای مخاطب خارجی در شبکههای اجتماعی بینالمللی پیام مینویسند، اما در برابر افکار عمومی داخلی از شفافیت پرهیز میکنند. این همان دیپلماسی ابهام و تاکتیک حوالهدادن هزینههاست؛ راهبردی که میکوشد مسئولیت پیامدها و ناکامیهای احتمالی آتی را از دوش تصمیمگیران بردارد و در نهایت به زمین رهبری منتقل کند. گویی برخی میخواهند هم پذیرش توافق و هم بار توضیح و توجیه آن را بر عهده رهبری بگذارند و خود از پاسخگویی بگریزند، همانطور که از دلایل زمینهسازی شهادت رهبر بعد از ذوقزدگیهای مذاکراتی شانه خالی کردند.
🔺در امر مذاکره و تصمیمات کلان، معیار نهایی نه سلیقه این یا آن چهره سیاسی و نه محاسبات تکنوکراتیک، بلکه «امر ولی» است (هرچند که سابقه و تجربهٔ زمین گذاشتن امر ولی را نیز به چشم دیدهایم). تجربه تاریخی نیز مؤید همین واقعیت است که مردم انقلابی در بزنگاههای حساس، نه به سیاسیون، بلکه به صلابت و بصیرت رهبری تکیه میکنند؛ زیرا در این نقطه است که سیاست با حقیقت و مصلحت با آرمان پیوند میخورد. البته همانگونه که رهبر شهید تصریح کردهاند، از سال ۱۳۳۲ تاکنون هر جا مسئولان این کشور به آمریکا اعتماد کردهاند، نتیجه آن چیزی جز خسارت و ضربه برای ملت ایران نبوده است.
🔴 آنچه سایهٔ سنگینی بر همه این جریانها انداخته،
پدیده کاسبان وحدت است. کسانی که خود در عرصه مذاکره تندرو هستند، برچسب تندرو را به ابزاری برای حذف منتقدان تبدیل کردهاند و هر صدای متفاوتی را با این انگ از میدان گفتوگو خارج میکنند. جای تعجب آنجاست که برخی از موجسوارانْ بدون بنیان و مبنا، امروز در جایگاه نظریهپرداز انسجام ملی نشستهاند و با طرح گزارههایی که خود منشأ شکاف و دوگانگی است، شعار عدم قطبیسازی سر میدهند. آنان آگاهانه و یا از سر جهل بسیار در تلاش هستند که حقیقت را در پوشش وحدتی ظاهری و تصنعی پنهان کنند؛ حال آنکه وحدت واقعی نه از مسیر خاموش کردن نقد و مطالبه، بلکه از مسیر آگاهیبخشی، تبیین صادقانه، شفافیت، مسئولیتپذیری و تمسک به اصول بنیادین انقلاب اسلامی حاصل میشود.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
🔺 در گفتمان انقلاب اسلامی، اعتبار هر کنش سیاسی تنها زمانی رسمیت مییابد که با شاقول و سنجهٔ مکتب امام خمینی (ره) و امتداد خط رهبری سنجیده شود. در این هندسه فکری، دال مرکزی و فصلالخطاب، خط امام راحل، منویات رهبر شهیدمان و مقام معظم رهبری است و هر قرائت و تحلیلی خارج از این چارچوب، در بهترین حالت یک دال شناور و فاقد مرجعیت نهایی خواهد بود. از همین منظر است که هرگونه توافق یا مذاکره یا تفاهمنامه، زمانی میتواند واجد اعتبار سیاسی و پذیرفتنی در ساحت اجتماعی باشد که با اصولِ عزت، حکمت و مصلحت و شروط مورد تأکید رهبری پیوندی ارگانیک پیدا کند.
🔺مسئله صرفاً یک توافق سیاسی نیست. مسئله اصلی آن است که چنین توافقی چقدر با تجربه زیسته و حافظه تاریخی ملت ایران سنخیت و پیوند دارد؟
از کودتای ۲۸ مرداد تا سلسله بدعهدیهای آمریکا در دولتهای مختلف، از شکست برجام تا شهادت رهبر عزیزمان و سرداران و فرماندهان و سربازان و مردم مظلوممان، حافظه جمعی ایرانیان مملو از نشانههایی است که بیاعتمادی به آمریکا و رژیم جعلی اسرائیل را به یک واقعیت تاریخی و اجتماعی تبدیل کرده است. به همین دلیل، هر اندازه که روایتهای رسانهای بر این توافق رنگ و لعاب بپاشند و بزک کنند، باز هم پذیرش آن در افکار عمومی با دشواری و تردیدی جدی مواجه خواهد بود.
خطر آنجاست که عدهای میخواهند حافظه تاریخی ملت را با عملیات و پروژههای رسانهای بازنویسی کنند!
🔺در این میان، بخشی از جریان دیپلمات ـ بوروکرات به جای گفتوگوی صادقانه با مردم و پذیرش مسئولیت تصمیمات خود، از ابهام به عنوان یک تاکتیک سیاسی استفاده میکند. برای مخاطب خارجی در شبکههای اجتماعی بینالمللی پیام مینویسند، اما در برابر افکار عمومی داخلی از شفافیت پرهیز میکنند. این همان دیپلماسی ابهام و تاکتیک حوالهدادن هزینههاست؛ راهبردی که میکوشد مسئولیت پیامدها و ناکامیهای احتمالی آتی را از دوش تصمیمگیران بردارد و در نهایت به زمین رهبری منتقل کند. گویی برخی میخواهند هم پذیرش توافق و هم بار توضیح و توجیه آن را بر عهده رهبری بگذارند و خود از پاسخگویی بگریزند، همانطور که از دلایل زمینهسازی شهادت رهبر بعد از ذوقزدگیهای مذاکراتی شانه خالی کردند.
🔺در امر مذاکره و تصمیمات کلان، معیار نهایی نه سلیقه این یا آن چهره سیاسی و نه محاسبات تکنوکراتیک، بلکه «امر ولی» است (هرچند که سابقه و تجربهٔ زمین گذاشتن امر ولی را نیز به چشم دیدهایم). تجربه تاریخی نیز مؤید همین واقعیت است که مردم انقلابی در بزنگاههای حساس، نه به سیاسیون، بلکه به صلابت و بصیرت رهبری تکیه میکنند؛ زیرا در این نقطه است که سیاست با حقیقت و مصلحت با آرمان پیوند میخورد. البته همانگونه که رهبر شهید تصریح کردهاند، از سال ۱۳۳۲ تاکنون هر جا مسئولان این کشور به آمریکا اعتماد کردهاند، نتیجه آن چیزی جز خسارت و ضربه برای ملت ایران نبوده است.
🔴 آنچه سایهٔ سنگینی بر همه این جریانها انداخته،
پدیده کاسبان وحدت است. کسانی که خود در عرصه مذاکره تندرو هستند، برچسب تندرو را به ابزاری برای حذف منتقدان تبدیل کردهاند و هر صدای متفاوتی را با این انگ از میدان گفتوگو خارج میکنند. جای تعجب آنجاست که برخی از موجسوارانْ بدون بنیان و مبنا، امروز در جایگاه نظریهپرداز انسجام ملی نشستهاند و با طرح گزارههایی که خود منشأ شکاف و دوگانگی است، شعار عدم قطبیسازی سر میدهند. آنان آگاهانه و یا از سر جهل بسیار در تلاش هستند که حقیقت را در پوشش وحدتی ظاهری و تصنعی پنهان کنند؛ حال آنکه وحدت واقعی نه از مسیر خاموش کردن نقد و مطالبه، بلکه از مسیر آگاهیبخشی، تبیین صادقانه، شفافیت، مسئولیتپذیری و تمسک به اصول بنیادین انقلاب اسلامی حاصل میشود.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
❤3
میدانید چه چیزی در این تبریکها و ذوقزدگیهای پیرامون توافق، نگرانکننده که نه، بلکه ناامیدکننده است؟
✅ اینکه از این حجم اعتماد به آمریکا و هر نوع امپریالیستی، متعجب میشوی.
✅اینکه سابقه بدعهدی و عدم تعهد آمریکاییها اینقدر راحت فراموش شده.
✅اینکه چطور اینقدر راحت از ظاهر واژهها احساس قدرت درک میشود ولی این حجم ابهام و عدم قطعیتی که عبارات دارند، آزارشان نمیدهد.
✅اینکه برای جملاتی تبریک میگویند که با تضمین اجرایی شدنش فاصلهٔ فاحشی دارد.
✅اینکه تاکتیک از این ستون به آن ستون فرجه و طی ۳۰ روز و ۶۰ روز همه چیز درست میشه، را باور کردهاند.
✅اینکه باور دارند راحت بر میگردیم به وضعیت قبل از ۹ اسفند، اصلا شما بگو قبل از ۱۴۰۴، و انگار نه انگار که این همه خسارت جبرانناپذیر جانی و مالی، از صدر تا ذیل نظام و در میان مردم بر ما وارد شده.
✅اینکه هر نوع مخالفت با آمریکاپرستی را به تقابل جناحی و دستهبندیِ سیاسی داخلی کشور تقلیل میدهند.
✅اینکه عدم اعتماد به ذات آمریکایی را به اسم عدم اعتماد به شخصیتهای سیاسیِ داخلی، جعل میکنند.
✅ اینکه این امر را بهترین فرصت برای ساخت روایت قهرمانی و اسطورهسازی از شخصیتهای سیاسی میدانند تا پوششی شود بر همه ناکارآمدیها.
✅ اینکه باز همه مسائل داخلی و گشایش اقتصادی و... را صرفاً به این توافق گره زدهاند و انگار نه انگار که با وجود بالاترین توافقها اگر سیاستهای اقتصادی داخلی درست نشود، بدتر میشود و بهتر نمیشود.
✅ از مسائل تکنیکی تنگه هرمز و رقیقسازی و... که در متن واضح است اما گویا نمیخواهند درک کنند هم بگذریم.
✅ و...
توافق بشود یا نشود، توافق عالی یا متوسط یا فاجعه باشد، این دست تفکرها و رفتارهاست که مخرب و ویرانکننده است.
@tina_ch_amin
✅ اینکه از این حجم اعتماد به آمریکا و هر نوع امپریالیستی، متعجب میشوی.
✅اینکه سابقه بدعهدی و عدم تعهد آمریکاییها اینقدر راحت فراموش شده.
✅اینکه چطور اینقدر راحت از ظاهر واژهها احساس قدرت درک میشود ولی این حجم ابهام و عدم قطعیتی که عبارات دارند، آزارشان نمیدهد.
✅اینکه برای جملاتی تبریک میگویند که با تضمین اجرایی شدنش فاصلهٔ فاحشی دارد.
✅اینکه تاکتیک از این ستون به آن ستون فرجه و طی ۳۰ روز و ۶۰ روز همه چیز درست میشه، را باور کردهاند.
✅اینکه باور دارند راحت بر میگردیم به وضعیت قبل از ۹ اسفند، اصلا شما بگو قبل از ۱۴۰۴، و انگار نه انگار که این همه خسارت جبرانناپذیر جانی و مالی، از صدر تا ذیل نظام و در میان مردم بر ما وارد شده.
✅اینکه هر نوع مخالفت با آمریکاپرستی را به تقابل جناحی و دستهبندیِ سیاسی داخلی کشور تقلیل میدهند.
✅اینکه عدم اعتماد به ذات آمریکایی را به اسم عدم اعتماد به شخصیتهای سیاسیِ داخلی، جعل میکنند.
✅ اینکه این امر را بهترین فرصت برای ساخت روایت قهرمانی و اسطورهسازی از شخصیتهای سیاسی میدانند تا پوششی شود بر همه ناکارآمدیها.
✅ اینکه باز همه مسائل داخلی و گشایش اقتصادی و... را صرفاً به این توافق گره زدهاند و انگار نه انگار که با وجود بالاترین توافقها اگر سیاستهای اقتصادی داخلی درست نشود، بدتر میشود و بهتر نمیشود.
✅ از مسائل تکنیکی تنگه هرمز و رقیقسازی و... که در متن واضح است اما گویا نمیخواهند درک کنند هم بگذریم.
✅ و...
توافق بشود یا نشود، توافق عالی یا متوسط یا فاجعه باشد، این دست تفکرها و رفتارهاست که مخرب و ویرانکننده است.
@tina_ch_amin
«بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی...»
پس نظر آن یک نفر که مخالف بود، با نظر رهبر انقلاب یکی بود...
@tina_ch_amin
پس نظر آن یک نفر که مخالف بود، با نظر رهبر انقلاب یکی بود...
@tina_ch_amin
👍2👏2👎1💔1
تینا چهارسوقی امین
🔴 کارکرد #صحن را بیخاصیت کردهاند... جلسات کمیسیونها سر جای خودش، اما وظیفهٔ صحن چیز دیگریست... 🔺مردم باید ببینند و بشنوند که نمایندهٔ آنها در صحن برای مطالبات آنان چه میکند. جلسات کمیسیونها حتی اگر با فشردهترین و موثرترین حالت ممکن هم پیش برود اما…
۶ خرداد بود این چند خط...
و همچنان هیچی....
و همچنان هیچی....
Forwarded from رسانه رهبر انقلاب اسلامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👌1
در قطع بودن اینترنت، کسبوکارهای مجازی آسیب دیدند و نیاز به حمایت دارند.
اما این چیزی که این روزها به اسم این حمایت و در قالب رویداد(مثلا فرهنگی) پرتکرار درحال انجامه، کاملا آزاد، بدون هرگونه نظارت محتوایی و دور از خط قرمز و چارچوب فرهنگی، پیش میره...
خلاصه الان ترند(گرایه) ایونت(رویداد) رفتنه!
کارِ فرهنگی، یله و رها.
متولی فرهنگی، یله و رهاتر.
نظارت، بدون صاحب.
زیستبومِ فرهنگی ما، در فقدان نظارت، و محاصرهٔ مدیران فرهنگ نابلد و مدیران نافرهنگی، درگیر جریانهای نفوذ است و آزادی الانش را مدیون باجی است که برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدیهای اقتصادی و اجتماعی، از دولت گرفته.
@tina_ch_amin
اما این چیزی که این روزها به اسم این حمایت و در قالب رویداد(مثلا فرهنگی) پرتکرار درحال انجامه، کاملا آزاد، بدون هرگونه نظارت محتوایی و دور از خط قرمز و چارچوب فرهنگی، پیش میره...
خلاصه الان ترند(گرایه) ایونت(رویداد) رفتنه!
کارِ فرهنگی، یله و رها.
متولی فرهنگی، یله و رهاتر.
نظارت، بدون صاحب.
زیستبومِ فرهنگی ما، در فقدان نظارت، و محاصرهٔ مدیران فرهنگ نابلد و مدیران نافرهنگی، درگیر جریانهای نفوذ است و آزادی الانش را مدیون باجی است که برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدیهای اقتصادی و اجتماعی، از دولت گرفته.
@tina_ch_amin
❤1👍1👎1
مگر نمیگفتید که با بیحجابهایِ تجمعات خیابان و دستههای عزاداری مهربان باشید و با رواداری صحبت کنید که نکند پراکنده و ناراحت بشوند...! خب فکر کنید منتقدان و مطالبهگران و آنهایی که به دلیل تجربه نگران هستند هم بیحجابند، با آنها هم مهربان صحبت کنید و اینجا هم نیاز به عصبانیت پشت تریبون نیست.
@tina_ch_amin
@tina_ch_amin
👍3👏1👌1