تینا چهارسوقی امین
250 subscribers
328 photos
174 videos
9 files
209 links
Linguistics (PhD)/Rhetoric & Critical Discourse Analyst
https://zil.ink/tinachamin
Download Telegram
🔻*زن ایرانی، از خیابان ۵۷ تا خیابان جنگ رمضان (۲)*

تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک

🔸️#یادداشت_اختصاصی

اگر از منظر تحلیل گفتمانی نگاه کنیم، این راهبرد در واقع کوششی برای گسستن پیوستار تاریخی نقش‌آفرینی زنان در انقلاب اسلامی است. زن ایرانی که در گفتمان انقلاب به‌عنوان کنشگری مسئول در قبال سرنوشت جامعه تعریف شده بود، در این روایت تحریف‌شده به سوژه‌ای تقلیل می‌یابد که کنش سیاسی او صرفاً در قالب اعتراض به یک هنجار فرهنگی معنا پیدا می‌کند. به بیان دیگر، اگر گفتمان انقلاب اسلامی زن را در مقام سازنده جامعه معرفی می‌کند، روایت تحریف‌شده می‌کوشد او را در سطح یک کنش نمادین محدود کند.

با این حال، تجربه تاریخی جامعه ایرانی نشان داده است که این پیوستار گفتمانی به‌آسانی گسسته نمی‌شود. درست همان‌گونه که در سال‌های انقلاب، زنان با تنوع نگرش‌ها، طبقات، خاستگاه‌های فرهنگی و سبک‌های کنش، در خیابان‌های انقلاب حضور یافتند و حرکت مردمی را از یک اعتراض صرف به یک تحول اجتماعی فراگیر ارتقا دادند، امروز نیز در میدان چندوجهی «خیابان جنگ رمضان» همین الگوی حضور متکثر در حال بازآفرینی است. از زنان کارآفرین تا مادران محلات، از دانشجویان تا فعالان فرهنگی، از کنشگران داوطلب در شبکه‌های امدادی تا زنان پیش‌برنده ابتکارات محلی، هرکدام به شکلی متمایز در پایداری اجتماعی، مدیریت بحران‌های اقتصادی-روانی و تقویت همبستگی محلی نقش‌آفرینی می‌کنند. این حضور نه یک حضور نمایشی، بلکه کنشی عمیقاً اجتماعی و برخاسته از زیست واقعی زنان در بطن جامعه است.

به همین اعتبار، شباهت میان نقش زنان در معجزه انقلاب اسلامی و نقش آنان در مقاومت اجتماعی امروز کاملاً عینی و ملموس است. در انقلاب، خیابان صحنه ظهور زنانی بود که با حضور متنوع و چندلایه‌شان روح مردمی انقلاب را شکل دادند و در تجربه جنگ رمضان نیز صحنه نشان‌دهندهٔ همان تنوع و تکثر است. حضور زنان در این میدان‌ها نه تماشاگرانه است و نه منفعل؛ بلکه تجسد همان منطق گفتمانی است که انقلاب اسلامی بنا نهاد:
زن ایرانی، حامل امید، معمار همبستگی، و یکی از نیروهای اصلی شکل‌دهنده به پویایی تاریخی جامعه.

در پایان یاد بریده‌ای از کتاب «آتش بدون دود» نادر ابراهیمی افتادم: «دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است. مردان، انگار که برای حضور در معرکه‌ سیاست به دنیا می‌آیند؛ اما زنان، بر این میدان منت می‌گذارند که پا در آن می‌نهند.
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت می‌جنگد، آن‌جا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...»

📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه

eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔴 در برنامه‌ای چند جمله عرض کرده بودم که گویا صلاح ندانستند و به همراه چند جملهٔ دیگر حذفش کردند:

«کمترین احترام به مردمی که تمام این شب‌ها خودجوش در خیابان هستند و نشان دادند پای ارزش‌ها و آرمان‌های نظام و وطن هستند، این است که شفاف و صادقانه و صریح با آنها حرف بزنیم و آگاهشان کنیم.
مثلا الان که هیئتی از مسئولان در حال مذاکره در #پاکستان هستند، مردم حق دارند از جزئیات این رویداد صادقانه و در چارچوب خطوط امنیتی مطلع شوند.
ایران که مثل آمریکا ۳۰۰ نفر نفرستاده، بلکه حدوداً ۸۶ نفر هیئت اعزامی را تشکیل می‌دهند. مردم حتی حق دارند بدانند حضور این افراد چه معنی‌ای دارد و هرکدام با چه توجیه و خاصیتی همراه هئیت شده‌اند و چه کارایی‌ای دارند. حتی از #متن نشست‌ها و روند مذاکرات نه به صورت کلی‌گویی بلکه آنچه شایسته‌است بداند ضمن حفظ خطوط امنیتی. و... »

حالا کاری ندارم چرا در برنامه مذکور این جملات به همراه چند مورد دیگر حذف شد؛ الان حرفم ضرورت همان شفاف‌سازی صادقانه‌ای است که عرض کرده بودم.

🔺اینکه مردم بدانند چرا فلان چهره‌های رسانه‌ای از خبرگزاری‌ها به این سفر رفته‌اند، ضمن ایجاد مطالبه به حق از اطلاع‌رسانی دقیق آنها، باعث میشد بازار کلی‌گویی و دروغ و شایعه و تحلیل‌های ضد و نقیض و... کمتر مردم را فریب دهد.
اما نه تنها این موارد انجام نشد، بلکه نه حضور اهالی رسانه، نه حضور مشاوران خاص، نه مسئولین خاص، هیچکدام شفاف نشد و امروز می‌بینیم خروجی‌ها هم چندان موثر هم نبوده...
چون یا در مقام سکوت و ابهام و پرده‌پوشی و توجیه هستند یا دروغ به هم بافتن و گزارش‌های کلی‌گویی و حتی کذب و تحلیل‌های تخیلی...
یک نفر هم که بالاخره دست به شفاف‌سازی و بیان حقایق زد، با این همه روز فاصلهٔ زمانی بوده، در صورتی که انتظار واقعی از حضور آقای نبویان این بود که در بدو بازگشت به ایران، این شفاف‌سازی را در حق مردم انجام دهند. (الحمدلله که بالاخره انجام شد...)

🔺این میان چه اتفاقی میان مردم افتاد؟
بازار شایعه‌پردازی داغ شد،
تعلیق اطلاع‌رسانی ذهن و کنجکاوی به حق مردم را فرسایش داد
و علیه مطلعینی که به حق و با آگاهی در سخنرانی‌ها مردم را مطلع می‌کردند، هجمه شد و پروژه‌های رسانه‌ای برای خراب کردن، تضعیف و غبارآلود کردن فضای پرسش‌ها و مطالبات و آگاهی‌بخشی آنها، کلید خورد.

درست است که دوستان و اطرافیان پروژه بگیرمان هم عیان‌تر شدند، اما از این همه نااهلی چه سود؟

⚠️ چه زمانی بالاخره متوجه می‌شوید که باید به موقع، شفاف، صریح و صادقانه (با حفظ چارچوب امنیتی از آنچه باید بدانند) با مردم حرف بزنید؟ نمی‌شود از مردم انتظار داشته باشید سنگر خیابان را محکم حفظ کنند و خوراک دلگرمی و پشتوانه سیاسی و اجتماعی برای شما فراهم کنند، اما نه تنها در اطلاع‌رسانی به رسمیت نشناسیدشان بلکه در پشت صحنه خطوط قرمز رهبری را نیز رد کنید!!! مگر غیر این است که همان خطوط قرمز اتفاقاً بر حفظ منافع ملی و امنیت ملی بنا شده است؟ پس عدول از آنها چه توجیهی دارد؟
🔴 اعتماد مردم را به بازی نگیرید و به اسم امر ولی، رفتار دیگری نکنید!

┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
تینا چهارسوقی امین
Video
[جملاتی از این بخش برنامه حذف شد که گمانم شرح این دغدغه‌ام که تکراری هم است، نیاز به کمی توضیح دارد]

🔺معتقدم تبدیل وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی حضرت امام خمینی(ره) به یک واحد درسی اجباری در دانشگاه‌ها(مثل دانشگاه آزاد)، ناخواسته ضربه‌ای به فهم عمیق این متن راهبردی وارد کرد (بارها به این مسئله در کلاس‌ها و برخی گفت‌وگو‌ها اشاره کرده‌ام). این متن صرفاً یک وصیت‌نامه شخصی نیست؛ بلکه سندی فکری و سیاسی برای ترسیم چارچوب‌ها، دغدغه‌ها و مسیر آینده جمهوری اسلامی است. متنی از این سنخ، در اصل باید در فضای گفت‌وگو، تأمل و مواجهه آزاد فکری خوانده شود؛ اما وقتی به قالب واحد درسی، سرفصل، آزمون و پاس کردن تقلیل پیدا می‌کند، اغلب به یک تکلیف اداری-آموزشی تبدیل می‌شود. نتیجه هم معمولاً روشن است: به‌جای آنکه دانشجو با متن درگیر شود و افق‌های آن را بفهمد، صرفاً تلاش می‌کند آن را برای امتحان و بستن واحدهای آموزشی حفظ کند.

مسئله البته فقط اجبار درسی نیست؛ نحوه ارائه و شیوه تدریس نیز نقش تعیین‌کننده دارد. وقتی متنی با چنین وزن معرفتی و تاریخی، با روش‌های آموزشی کم‌رمق، غیرجذاب و گاه صرفاً گزارشی تدریس می‌شود، طبیعی است که ظرفیت‌های عمیق آن برای نسل جدید آشکار نشود. در حالی که این متن اساساً می‌توانست موضوع ده‌ها حلقه گفت‌وگو، کارگاه فکری، روایت تحلیلی و مواجهه انتقادی در دانشگاه‌ها باشد.

🔺همین نقد را می‌توان درباره برخی دروس دیگر نیز مطرح کرد؛ از جمله درس‌هایی مانند «تاریخ دفاع مقدس». تجربه دفاع مقدس از آن سنخ پدیده‌هایی است که فهم آن بیش از هر چیز به «روایت»، «زیست‌جهان»، «حافظه جمعی» و «همدلی تاریخی» نیاز دارد. اما وقتی چنین تجربه‌ای در قالب یک درس رسمی با نمره و امتحان عرضه می‌شود، خطر آن وجود دارد که به‌جای شکل‌گیری پیوند عاطفی و معرفتی، صرفاً یک مواجهه حداقلی و رفع تکلیفی شکل بگیرد. در واقع، آنچه باید به تدریج درونی و فهمیده شود، به یک محتوای درسی تقلیل می‌یابد.

به نظرم مسئله اصلی اینجاست: همه مفاهیم را نمی‌توان با منطق «واحد درسی اجباری» منتقل کرد. برخی معارف، به‌ویژه آنهایی که با هویت تاریخی، تجربه جمعی و افق‌های فکری یک جامعه گره خورده‌اند، بیشتر از مسیر گفت‌وگو، روایت، تجربه مشترک و مواجهه آزاد فکری درونی می‌شوند تا از مسیر الزام آموزشی.

همین نگرانی درباره «بیانیه گام دوم انقلاب» نیز وجود داشته و دارد. خوشبختانه تا این لحظه به یک واحد درسی اجباری تبدیل نشده است. به نظر می‌رسد تجربه‌های پیشین نشان داده که تبدیل چنین متونی به درس رسمی، لزوماً به تعمیق فهم آنها کمک نمی‌کند و گاه حتی اثر معکوس می‌گذارد.

🔺اکنون که وزیر آموزش‌وپرورش از اضافه شدن روایت‌هایی از جنگ رمضان به کتاب‌های درسی سخن گفته‌اند، این پرسش دوباره مطرح می‌شود: چگونه می‌توان روایتی را که باید به شکل‌گیری یک فهم تاریخی و معرفتی کمک کند، وارد نظام آموزشی کرد بی‌آنکه به دلزدگی، سطحی‌شدن یا مصرف صرفاً امتحانی دچار شود؟ پاسخ این پرسش، به‌گمان من، بیش از هر چیز به «طراحی شیوه‌های روایت و آموزش» بازمی‌گردد.

حتماً زمان آن رسیده که در کنار نظام رسمی آموزش، به شیوه‌های دیگری برای انتقال این معارف فکر کنیم: حلقه‌های گفت‌وگو، روایت‌های چندصدایی، مواجهه‌های انتقادی، تجربه‌های میدانی، مستندهای تحلیلی و فضاهایی که دانشجو و دانش‌آموز در آنها نه برای نمره، بلکه برای فهمیدن وارد میدان شوند.

معرفت، بیش از آنکه محصول اجبار آموزشی باشد، نتیجه اقناع، گفت‌وگو و تجربه است. اگر این اصل جدی گرفته نشود، حتی مهم‌ترین متون و روایت‌های تاریخی ما نیز ممکن است در ذهن نسل جدید، به چیزی بیش از چند صفحه جزوه امتحانی تبدیل نشوند.


📺 مشاهده کامل این قسمت در [تلوبیون]

┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇮🇷حزب‌اللهی...
پرچم ایران با نشانه الله ☫ در دست داری یعنی حزب‌اللهی هستی.

لینک مشاهده در [تلوبیون]

┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇮🇷حزب‌اللهی...
پرچم ایران با نشانه الله ☫ در دست داری یعنی حزب‌اللهی هستی.

لینک مشاهده در [آپارات]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
✍🏻 مرد پوشالی و چاهِ مسموم شده

وحدت، انسجام، همبستگی، یکپارچگی و... حتماً واجب، عالی و مهم است.
تفرقه، چنددستگی، قطبی‌سازی و... حتماً اشتباه، مضر و تضعیف‌کننده است.
در این موارد شکی داریم؟ خیر.

اما انگار فراموش می‌شود که حاصل شدن و مستمر ماندنِ وحدتِ این سرمایهٔ اجتماعی آنقدرها هم ساده و بدیهی نیست و الزاماتی دارد. وحدت نه محصول اراده‌ یک‌سویه است و نه نتیجه‌ حذف اختلاف‌ها؛ بلکه پدیده‌ای اجتماعی است که برای شکل‌گیری و استمرار، به مجموعه‌ای از پیش‌شرط‌ها، سازوکارها و کنش‌های متقابل نیاز دارد. [ قبلاً درباره بخش کوچکی از آن [اینجا](https://ble.ir/tina_ch_amin/-8090426927729193494/1776921524823) گفته‌ام]

یکی دیگر از پیش‌شرط‌های وحدت و اتحاد، آگاهی‌بخشی و شفافیت در قبال مطالبات است، آن هم برای مردمی که تامل می‌کنند و از سحرگاه ۱۰ اسفند به بعد با بعثت حضور خود، میدان معنایی جدیدی به سنگر‌های نظامی وطن اضافه کرده‌اند. وحدت پایدار بدون امکان پرسش، نقد و مطالبه، بیش از آنکه واقعی باشد، صوری و شکننده خواهد بود.

وحدت، امر فرمایشی و نمایشی و پروژه‌ای نیست!
اینکه هر مطالبه و نقد و پرسش و دغدغه‌ای را به چوب تفرقه یا وحدت‌شکنی بزنید، حتماً اشتباه است.
هر صدایی که آگاهی می‌دهد و پرسشگری می‌کند، آن هم از مهم‌ترین و اثرگذارترین رویداد جاری، منجر به تفرقه می‌شود و از گلوی دشمن است؟! چرا؟
اتفاقاً آنچه می‌تواند به منافع دشمنان یاری رساند، خاموش‌کردن صداها، محدودکردن آگاهی و بی‌اعتبارسازی آگاهی‌دهنده، مطالبه‌گر و مطالبه‌گری است. وحدتی که بر ندانستن، نپرسیدن و انفعال بنا شود، نه وحدت واقعی، بلکه شکلی از انسجام جعلی و ناپایدار است.

این چه طرز حفظ وحدت است؟ وحدت جعلی در جهل؟
با سفسطهٔ «مسموم کردن چاه و مرد پوشالی» خطابه می‌کنید و برچسب می‌زنید که هرکسی بگوید و بپرسد، در دعوای انتخاباتی و جناحی و ضدانقلابی وارد شده و یا اطلاعاتش جعلی است و یا هدفش دیده‌شدن و خفن بودن است!!
یا تا وقتی اطلاعات به شما برسد خوب است ولی اگر به بقیه برسد، بد است!
عجیب است...
وحدت و اتحاد پروژه‌ای و یا حول منافع شخصی یک نفر نیست؛ وحدت حول منافع ملی و ذیل زعامت رهبر معظم و خطوط ترسیم شده ایشان است.
این مردم بزرگ، به خوبی درک می‌کنند مخاطبان واقعی «بزرگ شوید» چه کسانی هستند.

┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
✍🏻 دوره سکوت نظامی، نه دوره سکوت روایی!

در فضای فرساینده جنگ، یک واقعیت بنیادین وجود دارد: با مردم باید شفاف، صادقانه و به‌موقع سخن گفت (به کررات از این نیاز گفته‌ام و بارها ضرورت این اصل را در نوشته‌ها و پیام‌های مختلفم تکرار کرده‌ام). فشار اصلی جنگ همیشه در میدان نبرد خلاصه نمی‌شود؛ بخش بزرگی از آن در ذهن و روان جامعه شکل می‌گیرد. وقتی سکوت یا تأخیر در اطلاع‌رسانی رخ دهد، خلأ ایجادشده فوراً با شایعات و روایت‌های غیررسمی پر می‌شود؛ روایت‌هایی که نه دقیق‌اند و نه قابل‌اعتماد.

آگاهی، منبع اصلی تاب‌آوری اجتماعی است. جامعه‌ای که اطلاع روشن و مستند دارد، حتی با خبرهای سخت نیز سازگار می‌شود. مردم زمانی که تصویر درستی از واقعیت و چشم‌انداز پیش رو داشته باشند، کمتر درگیر اضطراب جمعی می‌شوند و همکاری بیشتری نشان می‌دهند. اما وقتی آگاهی به‌جای نهادهای رسمی، از دل شایعه‌ها و منبع‌های محدود اطلاعاتی به دست آید، احساس ناامنی و بی‌اعتمادی تشدید می‌شود.

در این میان باید به یک نکته مهم توجه کرد: جنگ روایت، نه یک حاشیه، بلکه ضریب‌دهنده فرسایش نظامی و اقتصادی است. هر خلأ اطلاع‌رسانی، تبدیل به میدان عملیات روانی می‌شود و فشار را بر جامعه چند برابر می‌کند. با یک روایت‌سازی نادرست، می‌توان هزینه‌های جنگ را برای مردم به مراتب سنگین‌تر جلوه داد؛ درست به همان اندازه که یک اطلاع‌رسانی دقیق و به‌موقع می‌تواند این فشار را تعدیل کند. اکنون ما با خلأ روایت داخلی روبه‌رو هستیم، یعنی مردم در تعلیق روایی به سر می‌برند.

به همین دلیل، همان‌طور که کشور در شرایط جنگی به سخنگوی نظامی، سخنگوی امنیتی و سخنگوی ویژه مذاکرات بین‌المللی نیاز دارد، وجود یک سخنگوی معتبر اقتصادی نیز ضروری است. نگرانی‌های اقتصادی مردم، از قیمت‌ها و بازار گرفته تا سیاست‌های حمایتی و مدیریت بحران، در مرکز فشار روانی جنگ قرار دارد و اگر به آن پاسخ روشن داده نشود، میدان برای شایعه و سوداگری باز می‌شود. همانطور که اکنون شاهد رفتارهای پر زیان کاسبان جنگ هستیم که چگونه یکباره با افزایش قیمت‌ها، شوک به جامعه تزریق می‌کنند؛ ولی در مقابل فقط می‌شنویم که قیمت‌ها در کنترل است و نظارت وجود دارد.

اما مسئله فقط داشتن سخنگویان متعدد نیست؛ هماهنگی میان آن‌ها اهمیت حیاتی دارد. در لایه‌های مختلف نظامی، امنیتی، دیپلماسی خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد باید یک خط خبری واحد و مبتنی بر واقعیت وجود داشته باشد. هر عدم‌هماهنگی، هر پیام دوگانه و هر تناقض، مستقیماً به اعتماد عمومی آسیب می‌زند و اثرگذاری روایت رسمی را کاهش می‌دهد. مسلم است که منظور از هماهنگی و خط خبری واحد، جعل واقعیت یا کتمان حقایق یا صرفاً حرکت بر مدار «همه چی خیلی خوبه و تحت کنترله» نیست.

جامعه امروز به سخنگویی نیاز دارد که هم اعتبار تخصصی داشته باشد، هم قدرت تبیین، هم توان ایجاد اعتماد. سخن گفتن با مردم یک وظیفه فرعی نیست؛ بخشی از مدیریت جنگ است. هر توضیح دقیق، هر شفافیت به‌موقع، بخشی از جنگ روایت را خنثی می‌کند و سرمایه اعتماد عمومی را تقویت. در روزهای دشوار، بزرگ‌ترین پشتوانه یک کشور، همین اعتماد و همراهی مردم است؛ و این سرمایه تنها با گفت‌وگوی صادقانه و پیوسته با جامعه حفظ می‌شود.

┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
آیا مواظب فتنه اقتصادی هستید؟

چون به نظر می‌رسد از لایه فتنه فرهنگی که به اسم حفظ وحدت و تکثر و بالابردن پذیرش و...، غافل هستید و یا چشمانتان را به روی آن بسته‌اید.
فشار فتنه اقتصادی را حس نمی‌کنید؟
این گرانی‌ها تنها اثر وضعی جنگ نیست، بلکه رهاسازی مافیاها، تزئینی بودن نظارت، سوءمدیریت و نتیجه همان سیاست‌های غلط اقتصادی سال ۱۴۰۴ است.
وقتی اجازه می‌دهید قیمت مسکن در بنگاه‌ها و توسط دلال‌ها تنظیم شود و خودتان فقط یک قیمت الکی و نمادین در رسانه‌ها بیان می‌کنید، همین می‌شود.
اگر اکنون قاطعانه و شفاف و محکم جلوی کاسبان جنگ و گران‌سازی‌ها را نگیرید، چند روز دیگر دیر است! قوه مجریه و قوه قضائیه باید در همکاری مستقیم و سریع و ضربتی با یکدیگر این کاسبان را در هر لایه‌ای بگیرند و علنی برخورد کنند، تا روان مردم کمتر آزرده شود.
به والله برخورد قاطعانه با این جماعت و متوقف ساختن این چرخه معیوب اهمیتش کمتر از اهمیت برخورد با اغتشاشگران مجرم و جاسوسان و وطن‌فروش‌ها نیست.

┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
📺 برنامه تلویزیونی دُردانه

🔻موضوع : جایابی زنان درگفتمان سیاسی

با حضور:
🔸تینا چهارسوقی امین
دکتری زبان‌شناسی همگانی

📽تهیه کننده و کارگردان : علی شمس
🖋سردبیر: دکتر شیما فتورچیان

📅 پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه
🕔 ساعت ۱۷:۳۰
🎬 پخش از شبکه اصفهان

دردانه ، نخستین برنامه اندیشگانی زنان در سیمای اصفهان

@dordaneh_tv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 بریده‌ای از برنامه تلویزیونی دُردانه

🔻موضوع : جایابی زنان درگفتمان سیاسی

با حضور:
🔸تینا چهارسوقی امین
دکتری زبان‌شناسی همگانی

📽تهیه کننده و کارگردان : علی شمس
🖋سردبیر: دکتر شیما فتورچیان

📅 پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه
🕔 ساعت ۱۷:۳۰
🎬 پخش از شبکه اصفهان

لینک تماشای کامل برنامه
https://telewebion.ir/episode/0x16c0e128


*دردانه ، نخستین برنامه اندیشگانی زنان در سیمای اصفهان*

@dordaneh_tv
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
تینا چهارسوقی امین
Photo
🔺وقتی رسانه نمی‌رساند...

✍🏻پلاکاردها فقط چند واژه روی مقوا نیستند؛ فشرده‌ترین و صریح‌ترین شکلِ بیان افکار عمومی‌اند.
در اکنونی که خبرها میان ملاحظات سیاسی، روایت‌های جهت‌دار و تیترهای هیجانی گم می‌شوند، این نوشته‌های ساده‌ی خیابانی‌اند که بی‌واسطه سخن مردم را بازتاب می‌دهند.

پلاکاردها زبانِ لحظه‌های انباشتِ سکوت‌اند؛ زمانی که جامعه احساس می‌کند آنچه باید گفته شود، یا شنیده نمی‌شود یا آن‌گونه که هست روایت نمی‌شود. در چنین وضعیتی، مردم خود دست به تولید معنا می‌زنند؛ کوتاه، روشن، مستقیم و بدون پیچیدگی‌های مرسوم رسانه‌ای.

اهمیت پلاکاردها در همین اصالت است.
نه وابسته به اتاق خبرند، نه گرفتار رقابت برای جذب مخاطب، و نه اسیر چارچوب‌های رسمی روایت. آن‌ها از متن زندگی روزمره بیرون می‌آیند و دقیقاً به همین دلیل، قدرت اثرگذاری پیدا می‌کنند. هر پلاکارد، تلاشی است برای بازگرداندن معنا به فضای عمومی؛ برای اینکه مطالبه، تحریف نشود و صدای مردم در میان هیاهوی خبرسازی‌ها گم نماند.

در بسیاری از بزنگاه‌ها، آنچه واقعاً افکار عمومی را نمایندگی می‌کند، نه تیترهای پرزرق‌وبرق رسانه‌ها، بلکه همان جمله‌هایی است که مردم بر دست گرفته‌اند.

📢 وقتی رسانه نمی‌رساند، پلاکاردها رسانه می‌شوند.

┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
جلسهٔ مجازی صحنی که کمتر از یک سوم کل نمایندگان وصل شدند، رسمیت دارد؟ خیر.
بعد از مدتها، فرمالیته و با رپورتاژ‌های فراوان جلسه‌ای برگزار شد تا مثلا بگویند همه در مجلس فعالند و قوه مقننه پویاست و تک نفره نیست...
ارتباط مستقیمی وجود دارد میان نیرویی که مردمِ در خیابان را با مداحی سرگرم و نمایندگان مردم را صرفاً با نوشتن بیانیه‌های حمایتی و تمجیدی مشغول می‌خواهد.

┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔰 گزارش مکتوب از آنچه در برنامه دردانه عرض کردم
[با سپاس از بزرگواران رسانهٔ فکرت]
مطالعه گزارش کامل:

🌐 https://fekrat.net/article/lnk/104882

┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺مشارکت سیاسی و اجتماعی نه فقط حق، بلکه تکلیف زنان است...

📺 بریده‌ای از برنامه تلویزیونی دُردانه با موضوع:
جایابی زنان در گفتمان سیاسی

🔸کارشناس: دکتر تینا چهارسوقی امین
📽تهیه کننده و کارگردان : علی شمس
🖋سردبیر و مجری: دکتر شیما فتورچیان

[تماشای کامل این برنامه از تلوبیون]

دردانه ، نخستین برنامه اندیشگانی زنان در سیمای اصفهان
@dordaneh_tv

[این برنامه در هفته اول دی ماه ۱۴۰۴ ضبط شده است]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin