Forwarded from رسانه تصویری آن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقی امین، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from رسانه تصویری آن
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقی امین، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from رسانه تصویری آن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقی امین، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
رسانه تصویری آن
⬅️ ارجاع دوباره به آنچه در این بریده عرض کردم...
پاسخ دادن مهم است، اما بیان پیشدستانه مهمتر.
بیان پیشدستانه به معنی بیان عجولانه و بیدقت نیست.
اگر به موقع، شفاف، صادقانه و صریح روایت درست را بیان نکنی، مجبور میشوی پاسخ بدهی.
وقتی پاسخ واکنشی میدهی، در چارچوب مفهومی طرف مقابل بازی میکنی و در رد و تکذیب و اصلاح و حتی تایید مشروط طرف مقابل مجبور میشوی با همان چارچوب مفهومی او واکنش نشان بدهی.
اما در روایت پیشدستانه، زمین معنا در دست توست، تو شرایط را تعیین میکنی و واژهها و مفاهیم را با آرایش مطلوب خود وارد زمین میکنی.
روایت پیشدستانه، روایت دست اول، اعتمادزا است؛ حتی اگر بر سر اقناعش بحث باشد.
روایتی که با فاصله بعد از غبار همهمه و شایعه و گله و پاسخهای موازی و بعضاً متناقض و ... بیان میشود، در همان ابتدا اعتمادزدوده شده و اقناع آتیاش نیز به مراتب دشوارتر است.
ناطقهٔ حکمرانی ما باید یاد بگیرد به موقع پیشدستانه روایت کند، هماهنگی درون ساختاری داشته باشد، اقناعکننده روایت کند، صادق و شفاف باشد و صرفاً بازیکنِ زمینِ بازیِ کلامیِ طرف مقابل نباشد؛ و در مقابل انفعال و بینظمیاش فقط مردم را به سعهٔ صدر و مغلوب نشدن در برابر فریبهای روانی طرف مقابل دعوت نکند!
#سامانه_پدافند_گفتمانی
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
پاسخ دادن مهم است، اما بیان پیشدستانه مهمتر.
بیان پیشدستانه به معنی بیان عجولانه و بیدقت نیست.
اگر به موقع، شفاف، صادقانه و صریح روایت درست را بیان نکنی، مجبور میشوی پاسخ بدهی.
وقتی پاسخ واکنشی میدهی، در چارچوب مفهومی طرف مقابل بازی میکنی و در رد و تکذیب و اصلاح و حتی تایید مشروط طرف مقابل مجبور میشوی با همان چارچوب مفهومی او واکنش نشان بدهی.
اما در روایت پیشدستانه، زمین معنا در دست توست، تو شرایط را تعیین میکنی و واژهها و مفاهیم را با آرایش مطلوب خود وارد زمین میکنی.
روایت پیشدستانه، روایت دست اول، اعتمادزا است؛ حتی اگر بر سر اقناعش بحث باشد.
روایتی که با فاصله بعد از غبار همهمه و شایعه و گله و پاسخهای موازی و بعضاً متناقض و ... بیان میشود، در همان ابتدا اعتمادزدوده شده و اقناع آتیاش نیز به مراتب دشوارتر است.
ناطقهٔ حکمرانی ما باید یاد بگیرد به موقع پیشدستانه روایت کند، هماهنگی درون ساختاری داشته باشد، اقناعکننده روایت کند، صادق و شفاف باشد و صرفاً بازیکنِ زمینِ بازیِ کلامیِ طرف مقابل نباشد؛ و در مقابل انفعال و بینظمیاش فقط مردم را به سعهٔ صدر و مغلوب نشدن در برابر فریبهای روانی طرف مقابل دعوت نکند!
#سامانه_پدافند_گفتمانی
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔖 #روایت_جنگ | #یادداشت
🔻صدایِ ایستادگی، نه صدایِ شکستن استخوانها
▫️از خطای استعاری تا خطای محاسباتی دشمن
از منظر شناختی، استعارهٔ «شکستن استخوانهای نظام» در بستر فرهنگی ایران کارکرد ندارد، زیرا با طرحوارههای بنیادی ذهن ایرانی ناسازگار است. در ذهن مردمی که شهادت را حیات میدانند، شکست، مرگ نیست بلکه آغاز تولدی دیگر است. این تصویر، بدن ایران را بدنی منفعل و شکننده میپندارد؛ حال آنکه در واقعیت تاریخی، این بدن موجودی خودترمیمگر است. استخوانهایش اگر هم ترک بردارند، دوباره جوش میخورند؛ و گاه از دل همان شکست، نیرویی تازه برای ایستادن زاده میشود.
از همین رو، آنچه دشمنان میپندارند «صدای شکستن استخوان» است، در گوش تاریخ ایران بیشتر شبیه صدای ایستادن دوباره پیکری است که هنوز زنده است و هنوز میتپد.
✍️ دکتر تینا چهارسوقی امین، مدرس دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
🖇نسخه کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
🔖 روایت جنگ را در کانال ایتای مجله خردورزی بخوانید:
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔻صدایِ ایستادگی، نه صدایِ شکستن استخوانها
▫️از خطای استعاری تا خطای محاسباتی دشمن
از منظر شناختی، استعارهٔ «شکستن استخوانهای نظام» در بستر فرهنگی ایران کارکرد ندارد، زیرا با طرحوارههای بنیادی ذهن ایرانی ناسازگار است. در ذهن مردمی که شهادت را حیات میدانند، شکست، مرگ نیست بلکه آغاز تولدی دیگر است. این تصویر، بدن ایران را بدنی منفعل و شکننده میپندارد؛ حال آنکه در واقعیت تاریخی، این بدن موجودی خودترمیمگر است. استخوانهایش اگر هم ترک بردارند، دوباره جوش میخورند؛ و گاه از دل همان شکست، نیرویی تازه برای ایستادن زاده میشود.
از همین رو، آنچه دشمنان میپندارند «صدای شکستن استخوان» است، در گوش تاریخ ایران بیشتر شبیه صدای ایستادن دوباره پیکری است که هنوز زنده است و هنوز میتپد.
✍️ دکتر تینا چهارسوقی امین، مدرس دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
🖇نسخه کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
🔖 روایت جنگ را در کانال ایتای مجله خردورزی بخوانید:
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
Forwarded from رسانه فکرت|گفتگو،تحلیل،آگاهی
🎧 گفتگوی اختصاصی فکرت
🔶 موضوع | «چالشهای روایت حماسه و واقعگرایی»
🎙 تینا چهارسوقی امین
(دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل)
📆 ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
📍 #پادکست | #جنگنامه
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
🔶 موضوع | «چالشهای روایت حماسه و واقعگرایی»
🎙 تینا چهارسوقی امین
(دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل)
📆 ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
📍 #پادکست | #جنگنامه
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
Forwarded from رسانه فکرت|گفتگو،تحلیل،آگاهی
1405.01.26 تینا امین
<unknown>
🎙 #پادکست | نسبت زبانمندی حماسه و واقعگرایی
به مناسبت ایام اربعین شهادت رهبری
👤 #تینا_چهارسوقی_امین
02:00 | بعثت مردم، چگونگی انجام رسالت
08:00 | شجاعت و جسارت مردم در رسالت
13:00 | چگونه باید حماسه را روایت کرد؟
17:00 | پاتوسی ارزشمند است که از دل لوگوس بیاید
26:00 | همیشه در زمین دوم روایت هستیم
30:00 |روایت آوینی چگونه باید باشد؟
33:00 | رتوریک صداقت
40:00 | ریشه نگاه یاس آلود نخبگان کجاست
47:00 | تعالی باید در همه حوزهها باشد
01:00:00 | اشتباهات رسانه ای حاکمیت
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
به مناسبت ایام اربعین شهادت رهبری
👤 #تینا_چهارسوقی_امین
02:00 | بعثت مردم، چگونگی انجام رسالت
08:00 | شجاعت و جسارت مردم در رسالت
13:00 | چگونه باید حماسه را روایت کرد؟
17:00 | پاتوسی ارزشمند است که از دل لوگوس بیاید
26:00 | همیشه در زمین دوم روایت هستیم
30:00 |روایت آوینی چگونه باید باشد؟
33:00 | رتوریک صداقت
40:00 | ریشه نگاه یاس آلود نخبگان کجاست
47:00 | تعالی باید در همه حوزهها باشد
01:00:00 | اشتباهات رسانه ای حاکمیت
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
⁉️چرا بیانیهٔ جبهه اصلاحات با منطق مقاومت در تعارض است؟
✍🏻 واکاوی انتقادی بیانیهٔ ۱ اردیبهشت جبهه اصلاحات
باز هم بیانیهای دیگر که یا با بیدقتی نوشته شده یا آگاهانه مقابل منطق راهبردی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. بیانیهای که در حمایت از مسیر دیپلماسی منتشر شده است، در ظاهر تلاش میکند میان میدان و مذاکره پیوند برقرار کند و از «دیپلماسی مقتدرانه» سخن بگوید، اما اگر آن را در چارچوب منطق مقاومت و ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی تحلیل کنیم، چند جابهجایی مهم گفتمانی در آن دیده میشود که با روح عزتمندی و تجربه تاریخی سیاست خارجی جمهوری اسلامی سازگار نیست.
1️⃣ نخستین نکته، جایگاهی است که این بیانیه برای دیپلماسی تعریف میکند. در متن، دیپلماسی «عالیترین تجلی حکمرانی مدرن برای حلوفصل منازعات» معرفی شده است. این گزاره در ظاهر جملهای عمومی به نظر میرسد، اما در واقع دیپلماسی را از سطح یک ابزار در منظومه قدرت ملی به سطح یک ارزش برتر ارتقا میدهد. در حالی که در منطق راهبردی جمهوری اسلامی، دیپلماسی یکی از ابزارهای پیشبرد اهداف کلان انقلاب است و نه نقطه اوج عقلانیت سیاسی. تجربه چهار دهه اخیر نیز نشان داده است که آنچه به دیپلماسی ایران اعتبار میبخشد، نه خود مذاکره بلکه اقتدار میدانی، قدرت بازدارندگی و توان مقاومت در برابر فشارهاست. بنابراین تبدیل دیپلماسی به عالیترین تجلی حکمرانی، نوعی جابهجایی مفهومی است که با منطق مقاومت فاصله دارد.
2️⃣ دومین مسئله به پیشفرضی بازمیگردد که در عبارت «بازگرداندن کشور به توازن راهبردی در نظم منطقهای و جهانی» نهفته است. این جمله به طور ضمنی چنین القا میکند که ایران باید به نوعی توازن در نظم موجود جهانی بازگردد؛ گویی مسئله اصلی، تطبیق با ساختار نظم بینالمللی است. حال آنکه گفتمان انقلاب اسلامی اساساً بر نقد همین نظم مسلط شکل گرفته است. جمهوری اسلامی خود را صرفاً بازیگری برای انطباق با نظم هژمونیک نمیداند، بلکه به دنبال تغییر موازنهها و شکلدهی به نظمی عادلانهتر است. از این منظر، مفروض گرفتن مشروعیت نظم موجود و سخن گفتن از بازگشت به آن، با روح استقلالطلبانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی همخوانی کامل ندارد.
3️⃣ نکته سوم به نحوه صورتبندی نسبت میان میدان و دیپلماسی مربوط میشود. در متن بیانیه تأکید شده است که همه داراییها و ابزارهای قدرت ملی باید در خدمت موفقیت دیپلماسی قرار گیرند. در حالی که در منطق مقاومت، نسبت این دو دقیقاً برعکس تعریف میشود: قدرت میدانی و توان بازدارندگی پشتوانه دیپلماسی است، نه اینکه میدان در خدمت موفقیت مذاکره قرار گیرد. دیپلماسی زمانی مؤثر است که بر قدرت واقعی تکیه داشته باشد، اما این به معنای آن نیست که هدف نهایی سیاست ملی، موفقیت در میز مذاکره باشد. هدف اصلی، حفظ استقلال، امنیت و عزت کشور است و دیپلماسی تنها یکی از ابزارهای تحقق این هدف به شمار میرود.
ادامه دارد....
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
✍🏻 واکاوی انتقادی بیانیهٔ ۱ اردیبهشت جبهه اصلاحات
باز هم بیانیهای دیگر که یا با بیدقتی نوشته شده یا آگاهانه مقابل منطق راهبردی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. بیانیهای که در حمایت از مسیر دیپلماسی منتشر شده است، در ظاهر تلاش میکند میان میدان و مذاکره پیوند برقرار کند و از «دیپلماسی مقتدرانه» سخن بگوید، اما اگر آن را در چارچوب منطق مقاومت و ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی تحلیل کنیم، چند جابهجایی مهم گفتمانی در آن دیده میشود که با روح عزتمندی و تجربه تاریخی سیاست خارجی جمهوری اسلامی سازگار نیست.
1️⃣ نخستین نکته، جایگاهی است که این بیانیه برای دیپلماسی تعریف میکند. در متن، دیپلماسی «عالیترین تجلی حکمرانی مدرن برای حلوفصل منازعات» معرفی شده است. این گزاره در ظاهر جملهای عمومی به نظر میرسد، اما در واقع دیپلماسی را از سطح یک ابزار در منظومه قدرت ملی به سطح یک ارزش برتر ارتقا میدهد. در حالی که در منطق راهبردی جمهوری اسلامی، دیپلماسی یکی از ابزارهای پیشبرد اهداف کلان انقلاب است و نه نقطه اوج عقلانیت سیاسی. تجربه چهار دهه اخیر نیز نشان داده است که آنچه به دیپلماسی ایران اعتبار میبخشد، نه خود مذاکره بلکه اقتدار میدانی، قدرت بازدارندگی و توان مقاومت در برابر فشارهاست. بنابراین تبدیل دیپلماسی به عالیترین تجلی حکمرانی، نوعی جابهجایی مفهومی است که با منطق مقاومت فاصله دارد.
2️⃣ دومین مسئله به پیشفرضی بازمیگردد که در عبارت «بازگرداندن کشور به توازن راهبردی در نظم منطقهای و جهانی» نهفته است. این جمله به طور ضمنی چنین القا میکند که ایران باید به نوعی توازن در نظم موجود جهانی بازگردد؛ گویی مسئله اصلی، تطبیق با ساختار نظم بینالمللی است. حال آنکه گفتمان انقلاب اسلامی اساساً بر نقد همین نظم مسلط شکل گرفته است. جمهوری اسلامی خود را صرفاً بازیگری برای انطباق با نظم هژمونیک نمیداند، بلکه به دنبال تغییر موازنهها و شکلدهی به نظمی عادلانهتر است. از این منظر، مفروض گرفتن مشروعیت نظم موجود و سخن گفتن از بازگشت به آن، با روح استقلالطلبانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی همخوانی کامل ندارد.
3️⃣ نکته سوم به نحوه صورتبندی نسبت میان میدان و دیپلماسی مربوط میشود. در متن بیانیه تأکید شده است که همه داراییها و ابزارهای قدرت ملی باید در خدمت موفقیت دیپلماسی قرار گیرند. در حالی که در منطق مقاومت، نسبت این دو دقیقاً برعکس تعریف میشود: قدرت میدانی و توان بازدارندگی پشتوانه دیپلماسی است، نه اینکه میدان در خدمت موفقیت مذاکره قرار گیرد. دیپلماسی زمانی مؤثر است که بر قدرت واقعی تکیه داشته باشد، اما این به معنای آن نیست که هدف نهایی سیاست ملی، موفقیت در میز مذاکره باشد. هدف اصلی، حفظ استقلال، امنیت و عزت کشور است و دیپلماسی تنها یکی از ابزارهای تحقق این هدف به شمار میرود.
ادامه دارد....
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
4️⃣ چهارمین نکته به نوع مواجهه بیانیه با منتقدان مذاکرات مربوط میشود. در متن آمده است که «دیپلماسیگریزی» میتواند به اندازه «گریز از صحنه نبرد» به اقتدار ملی لطمه بزند. این نوع صورتبندی، در عمل نوعی معادلسازی میان نقد مذاکره و نوعی رفتار غیرعقلانی یا هراسآلود ایجاد میکند. حال آنکه در تجربه تاریخی جمهوری اسلامی، تردید نسبت به مذاکره با قدرتهای بدعهد نه از سر ترس از دیپلماسی، بلکه از دل تجربههای عینی بدعهدی و بیاعتمادی شکل گرفته است. مخالفت با برخی مذاکرات یا توافقها الزاماً به معنای مخالفت با اصل دیپلماسی نیست، بلکه میتواند ناشی از تحلیل متفاوت نسبت به رفتار طرف مقابل باشد.
5️⃣ پنجمین مسئله به کاربرد مفاهیمی مانند «نظم مبتنی بر قواعد بینالمللی» بازمیگردد. این اصطلاح در ادبیات روابط بینالملل غالباً به همان نظمی اشاره دارد که قدرتهای غربی آن را طراحی و مدیریت میکنند. استفاده مثبت و بیچالش از این مفهوم، بدون توجه به ماهیت نابرابر آن، میتواند نوعی پذیرش ضمنی همان ساختاری تلقی شود که جمهوری اسلامی همواره آن را نقد کرده است. در حالی که نگاه مقاومت بر این نکته تأکید دارد که بسیاری از این قواعد، نه قواعدی بیطرف بلکه ابزارهایی در خدمت حفظ برتری قدرتهای بزرگ هستند.
6️⃣ در نهایت، بیانیه با این ادعا به پایان میرسد که هرگونه تضعیف مذاکرهکنندگان یا طرح اختلافات داخلی میتواند «بازی در زمین بدخواهان» تلقی شود. چنین گزارهای عملاً مرز میان نقد دلسوزانه و تخریب را مخدوش میکند. در سنت سیاسی جمهوری اسلامی، نقد درونگفتمانی و بحث درباره سیاستهای کلان همواره وجود داشته و بخشی از پویایی نظام بوده است. تبدیل هرگونه نقد به نوعی همراهی با دشمن، نه تنها کمکی به تقویت عقلانیت تصمیمگیری نمیکند، بلکه فضای گفتوگوی کارشناسی را نیز محدود میسازد.
در مجموع، این بیانیه هرچند میکوشد از پیوند میدان و دیپلماسی سخن بگوید، اما در سطح مفاهیم و پیشفرضهای گفتمانی بیشتر به یک چارچوب «دیپلماسیمحور» نزدیک میشود تا «مقاومتمحور». در حالی که تجربه راهبردی جمهوری اسلامی نشان داده است که عزت و اقتدار ملی نه از مسیر اولویت دادن به مذاکره، بلکه از ترکیب قدرت، بازدارندگی، استقلال و دیپلماسی هوشمندانه به دست میآید؛ دیپلماسیای که در خدمت راهبرد مقاومت باشد، نه جایگزین آن.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
5️⃣ پنجمین مسئله به کاربرد مفاهیمی مانند «نظم مبتنی بر قواعد بینالمللی» بازمیگردد. این اصطلاح در ادبیات روابط بینالملل غالباً به همان نظمی اشاره دارد که قدرتهای غربی آن را طراحی و مدیریت میکنند. استفاده مثبت و بیچالش از این مفهوم، بدون توجه به ماهیت نابرابر آن، میتواند نوعی پذیرش ضمنی همان ساختاری تلقی شود که جمهوری اسلامی همواره آن را نقد کرده است. در حالی که نگاه مقاومت بر این نکته تأکید دارد که بسیاری از این قواعد، نه قواعدی بیطرف بلکه ابزارهایی در خدمت حفظ برتری قدرتهای بزرگ هستند.
6️⃣ در نهایت، بیانیه با این ادعا به پایان میرسد که هرگونه تضعیف مذاکرهکنندگان یا طرح اختلافات داخلی میتواند «بازی در زمین بدخواهان» تلقی شود. چنین گزارهای عملاً مرز میان نقد دلسوزانه و تخریب را مخدوش میکند. در سنت سیاسی جمهوری اسلامی، نقد درونگفتمانی و بحث درباره سیاستهای کلان همواره وجود داشته و بخشی از پویایی نظام بوده است. تبدیل هرگونه نقد به نوعی همراهی با دشمن، نه تنها کمکی به تقویت عقلانیت تصمیمگیری نمیکند، بلکه فضای گفتوگوی کارشناسی را نیز محدود میسازد.
در مجموع، این بیانیه هرچند میکوشد از پیوند میدان و دیپلماسی سخن بگوید، اما در سطح مفاهیم و پیشفرضهای گفتمانی بیشتر به یک چارچوب «دیپلماسیمحور» نزدیک میشود تا «مقاومتمحور». در حالی که تجربه راهبردی جمهوری اسلامی نشان داده است که عزت و اقتدار ملی نه از مسیر اولویت دادن به مذاکره، بلکه از ترکیب قدرت، بازدارندگی، استقلال و دیپلماسی هوشمندانه به دست میآید؛ دیپلماسیای که در خدمت راهبرد مقاومت باشد، نه جایگزین آن.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔻*زن ایرانی، از خیابان ۵۷ تا خیابان جنگ رمضان (۱)*
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️#یادداشت_اختصاصی
در تاریخ تحولات اجتماعی ایران، برخی لحظهها چنان تراکمی از اراده اجتماعی و معنای تاریخی در خود دارند که میتوان آنها را «لحظههای جهش گفتمانی» نامید. انقلاب اسلامی یکی از این لحظههاست؛ رخدادی که نه صرفاً در سطح قدرت سیاسی، بلکه در سطح معنا و هویت اجتماعی جامعه ایرانی دگرگونی آفرید. در میان همه عناصر این تحول، نقشآفرینی زنان جایگاهی ممتاز دارد؛ تا آنجا که امام خمینی(ره) در توصیف این دگرگونی تصریح کردند: «آنچه در ایران بزرگتر از هر چیز بود، تحولی است که در بانوان ایران حاصل شد» (۲/۳/۱۳۶۰). این گزاره در واقع بیانگر یک قاعده گفتمانی است: هرگاه زنان به متن تحولات اجتماعی وارد شوند، تاریخ شتابی دیگر مییابد.
در گفتمان انقلاب اسلامی، زن نه بهعنوان یک کنشگر حاشیهای، بلکه بهمثابه یکی از پیشرانهای اصلی تحول اجتماعی تعریف شد. این تعریف تازه، بخشی از بازآرایی معنایی جامعه ایرانی بود. زن انقلابی در این چارچوب هم حامل هویت فرهنگی و دینی جامعه بود و هم عامل کنش اجتماعی و سیاسی. به همین دلیل امام خمینی (ره) در همان سالهای نخست انقلاب با صراحت از ضرورت گسترش میدان حضور زنان سخن گفتند: «خواهرهایی که تاکنون داخل مسائل روز نبودند، داخل بشوند» (۲۹/۶/۱۳۵۸). این فراخوان، صرفاً دعوت به مشارکت اجتماعی نبود؛ بلکه تثبیت جایگاه زن بهعنوان سوژه فعال در تحولات تاریخی جامعه به شمار میآمد.
همین منطق گفتمانی امروز نیز در آنچه از آن بهعنوان «جنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم» یاد میشود، قابل مشاهده است. اگر جنگ تحمیلی نخست در میدان نظامی و دفاع مقدس شکل گرفت و مراحل بعدی آن در عرصههای امنیتی و منطقهای ادامه یافت، مرحله کنونی از منظر قدرت نرم بیش از هر چیز در میدان افکار عمومی، فرهنگ، اقتصاد اجتماعی و زیست روزمره جریان دارد. در چنین میدانی، مقاومت بیش از آنکه در خطوط کلاسیک نبرد شکل گیرد، در شبکههای اجتماعیِ جامعه و در کنشهای روزمره مردم معنا پیدا میکند. در این میان، زنان به دلیل جایگاه ویژهشان در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه، بار دیگر در خط مقدم تولید امید اجتماعی، حفظ همبستگی و تقویت سرمایه اجتماعی قرار گرفتهاند.
اما درست در همین نقطه است که تقابل گفتمانی نیز آشکار میشود. زیرا هرجا یک نیروی اجتماعی به عنصر پیشران تبدیل شود، تلاش برای مصادره معنای آن نیز آغاز میشود. به عنوان مثال در سال ۱۴۰۱، یکی از مهمترین راهبردهای خط تحریف و آشوب، دقیقاً بر همین محور شکل گرفت: بهرهبرداری از ارزش و جایگاه زن در جامعه ایرانی برای تعریف نوعی کنشگری جعلی و فرعی. در این روایت بدیل، تلاش شد تا مسئلهای مانند حجاب بهعنوان «محور مبارزه زن ایرانی» بازنمایی شود؛ گویی هویت و کنش تاریخی زن ایرانی در نزاعی تقلیلیافته بر سر یک نماد ظاهری خلاصه میشود.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️#یادداشت_اختصاصی
در تاریخ تحولات اجتماعی ایران، برخی لحظهها چنان تراکمی از اراده اجتماعی و معنای تاریخی در خود دارند که میتوان آنها را «لحظههای جهش گفتمانی» نامید. انقلاب اسلامی یکی از این لحظههاست؛ رخدادی که نه صرفاً در سطح قدرت سیاسی، بلکه در سطح معنا و هویت اجتماعی جامعه ایرانی دگرگونی آفرید. در میان همه عناصر این تحول، نقشآفرینی زنان جایگاهی ممتاز دارد؛ تا آنجا که امام خمینی(ره) در توصیف این دگرگونی تصریح کردند: «آنچه در ایران بزرگتر از هر چیز بود، تحولی است که در بانوان ایران حاصل شد» (۲/۳/۱۳۶۰). این گزاره در واقع بیانگر یک قاعده گفتمانی است: هرگاه زنان به متن تحولات اجتماعی وارد شوند، تاریخ شتابی دیگر مییابد.
در گفتمان انقلاب اسلامی، زن نه بهعنوان یک کنشگر حاشیهای، بلکه بهمثابه یکی از پیشرانهای اصلی تحول اجتماعی تعریف شد. این تعریف تازه، بخشی از بازآرایی معنایی جامعه ایرانی بود. زن انقلابی در این چارچوب هم حامل هویت فرهنگی و دینی جامعه بود و هم عامل کنش اجتماعی و سیاسی. به همین دلیل امام خمینی (ره) در همان سالهای نخست انقلاب با صراحت از ضرورت گسترش میدان حضور زنان سخن گفتند: «خواهرهایی که تاکنون داخل مسائل روز نبودند، داخل بشوند» (۲۹/۶/۱۳۵۸). این فراخوان، صرفاً دعوت به مشارکت اجتماعی نبود؛ بلکه تثبیت جایگاه زن بهعنوان سوژه فعال در تحولات تاریخی جامعه به شمار میآمد.
همین منطق گفتمانی امروز نیز در آنچه از آن بهعنوان «جنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم» یاد میشود، قابل مشاهده است. اگر جنگ تحمیلی نخست در میدان نظامی و دفاع مقدس شکل گرفت و مراحل بعدی آن در عرصههای امنیتی و منطقهای ادامه یافت، مرحله کنونی از منظر قدرت نرم بیش از هر چیز در میدان افکار عمومی، فرهنگ، اقتصاد اجتماعی و زیست روزمره جریان دارد. در چنین میدانی، مقاومت بیش از آنکه در خطوط کلاسیک نبرد شکل گیرد، در شبکههای اجتماعیِ جامعه و در کنشهای روزمره مردم معنا پیدا میکند. در این میان، زنان به دلیل جایگاه ویژهشان در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه، بار دیگر در خط مقدم تولید امید اجتماعی، حفظ همبستگی و تقویت سرمایه اجتماعی قرار گرفتهاند.
اما درست در همین نقطه است که تقابل گفتمانی نیز آشکار میشود. زیرا هرجا یک نیروی اجتماعی به عنصر پیشران تبدیل شود، تلاش برای مصادره معنای آن نیز آغاز میشود. به عنوان مثال در سال ۱۴۰۱، یکی از مهمترین راهبردهای خط تحریف و آشوب، دقیقاً بر همین محور شکل گرفت: بهرهبرداری از ارزش و جایگاه زن در جامعه ایرانی برای تعریف نوعی کنشگری جعلی و فرعی. در این روایت بدیل، تلاش شد تا مسئلهای مانند حجاب بهعنوان «محور مبارزه زن ایرانی» بازنمایی شود؛ گویی هویت و کنش تاریخی زن ایرانی در نزاعی تقلیلیافته بر سر یک نماد ظاهری خلاصه میشود.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔻*زن ایرانی، از خیابان ۵۷ تا خیابان جنگ رمضان (۲)*
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️#یادداشت_اختصاصی
اگر از منظر تحلیل گفتمانی نگاه کنیم، این راهبرد در واقع کوششی برای گسستن پیوستار تاریخی نقشآفرینی زنان در انقلاب اسلامی است. زن ایرانی که در گفتمان انقلاب بهعنوان کنشگری مسئول در قبال سرنوشت جامعه تعریف شده بود، در این روایت تحریفشده به سوژهای تقلیل مییابد که کنش سیاسی او صرفاً در قالب اعتراض به یک هنجار فرهنگی معنا پیدا میکند. به بیان دیگر، اگر گفتمان انقلاب اسلامی زن را در مقام سازنده جامعه معرفی میکند، روایت تحریفشده میکوشد او را در سطح یک کنش نمادین محدود کند.
با این حال، تجربه تاریخی جامعه ایرانی نشان داده است که این پیوستار گفتمانی بهآسانی گسسته نمیشود. درست همانگونه که در سالهای انقلاب، زنان با تنوع نگرشها، طبقات، خاستگاههای فرهنگی و سبکهای کنش، در خیابانهای انقلاب حضور یافتند و حرکت مردمی را از یک اعتراض صرف به یک تحول اجتماعی فراگیر ارتقا دادند، امروز نیز در میدان چندوجهی «خیابان جنگ رمضان» همین الگوی حضور متکثر در حال بازآفرینی است. از زنان کارآفرین تا مادران محلات، از دانشجویان تا فعالان فرهنگی، از کنشگران داوطلب در شبکههای امدادی تا زنان پیشبرنده ابتکارات محلی، هرکدام به شکلی متمایز در پایداری اجتماعی، مدیریت بحرانهای اقتصادی-روانی و تقویت همبستگی محلی نقشآفرینی میکنند. این حضور نه یک حضور نمایشی، بلکه کنشی عمیقاً اجتماعی و برخاسته از زیست واقعی زنان در بطن جامعه است.
به همین اعتبار، شباهت میان نقش زنان در معجزه انقلاب اسلامی و نقش آنان در مقاومت اجتماعی امروز کاملاً عینی و ملموس است. در انقلاب، خیابان صحنه ظهور زنانی بود که با حضور متنوع و چندلایهشان روح مردمی انقلاب را شکل دادند و در تجربه جنگ رمضان نیز صحنه نشاندهندهٔ همان تنوع و تکثر است. حضور زنان در این میدانها نه تماشاگرانه است و نه منفعل؛ بلکه تجسد همان منطق گفتمانی است که انقلاب اسلامی بنا نهاد:
زن ایرانی، حامل امید، معمار همبستگی، و یکی از نیروهای اصلی شکلدهنده به پویایی تاریخی جامعه.
در پایان یاد بریدهای از کتاب «آتش بدون دود» نادر ابراهیمی افتادم: «دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است. مردان، انگار که برای حضور در معرکه سیاست به دنیا میآیند؛ اما زنان، بر این میدان منت میگذارند که پا در آن مینهند.
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...»
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️#یادداشت_اختصاصی
اگر از منظر تحلیل گفتمانی نگاه کنیم، این راهبرد در واقع کوششی برای گسستن پیوستار تاریخی نقشآفرینی زنان در انقلاب اسلامی است. زن ایرانی که در گفتمان انقلاب بهعنوان کنشگری مسئول در قبال سرنوشت جامعه تعریف شده بود، در این روایت تحریفشده به سوژهای تقلیل مییابد که کنش سیاسی او صرفاً در قالب اعتراض به یک هنجار فرهنگی معنا پیدا میکند. به بیان دیگر، اگر گفتمان انقلاب اسلامی زن را در مقام سازنده جامعه معرفی میکند، روایت تحریفشده میکوشد او را در سطح یک کنش نمادین محدود کند.
با این حال، تجربه تاریخی جامعه ایرانی نشان داده است که این پیوستار گفتمانی بهآسانی گسسته نمیشود. درست همانگونه که در سالهای انقلاب، زنان با تنوع نگرشها، طبقات، خاستگاههای فرهنگی و سبکهای کنش، در خیابانهای انقلاب حضور یافتند و حرکت مردمی را از یک اعتراض صرف به یک تحول اجتماعی فراگیر ارتقا دادند، امروز نیز در میدان چندوجهی «خیابان جنگ رمضان» همین الگوی حضور متکثر در حال بازآفرینی است. از زنان کارآفرین تا مادران محلات، از دانشجویان تا فعالان فرهنگی، از کنشگران داوطلب در شبکههای امدادی تا زنان پیشبرنده ابتکارات محلی، هرکدام به شکلی متمایز در پایداری اجتماعی، مدیریت بحرانهای اقتصادی-روانی و تقویت همبستگی محلی نقشآفرینی میکنند. این حضور نه یک حضور نمایشی، بلکه کنشی عمیقاً اجتماعی و برخاسته از زیست واقعی زنان در بطن جامعه است.
به همین اعتبار، شباهت میان نقش زنان در معجزه انقلاب اسلامی و نقش آنان در مقاومت اجتماعی امروز کاملاً عینی و ملموس است. در انقلاب، خیابان صحنه ظهور زنانی بود که با حضور متنوع و چندلایهشان روح مردمی انقلاب را شکل دادند و در تجربه جنگ رمضان نیز صحنه نشاندهندهٔ همان تنوع و تکثر است. حضور زنان در این میدانها نه تماشاگرانه است و نه منفعل؛ بلکه تجسد همان منطق گفتمانی است که انقلاب اسلامی بنا نهاد:
زن ایرانی، حامل امید، معمار همبستگی، و یکی از نیروهای اصلی شکلدهنده به پویایی تاریخی جامعه.
در پایان یاد بریدهای از کتاب «آتش بدون دود» نادر ابراهیمی افتادم: «دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است. مردان، انگار که برای حضور در معرکه سیاست به دنیا میآیند؛ اما زنان، بر این میدان منت میگذارند که پا در آن مینهند.
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...»
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔴 در برنامهای چند جمله عرض کرده بودم که گویا صلاح ندانستند و به همراه چند جملهٔ دیگر حذفش کردند:
«کمترین احترام به مردمی که تمام این شبها خودجوش در خیابان هستند و نشان دادند پای ارزشها و آرمانهای نظام و وطن هستند، این است که شفاف و صادقانه و صریح با آنها حرف بزنیم و آگاهشان کنیم.
مثلا الان که هیئتی از مسئولان در حال مذاکره در #پاکستان هستند، مردم حق دارند از جزئیات این رویداد صادقانه و در چارچوب خطوط امنیتی مطلع شوند.
ایران که مثل آمریکا ۳۰۰ نفر نفرستاده، بلکه حدوداً ۸۶ نفر هیئت اعزامی را تشکیل میدهند. مردم حتی حق دارند بدانند حضور این افراد چه معنیای دارد و هرکدام با چه توجیه و خاصیتی همراه هئیت شدهاند و چه کاراییای دارند. حتی از #متن نشستها و روند مذاکرات نه به صورت کلیگویی بلکه آنچه شایستهاست بداند ضمن حفظ خطوط امنیتی. و... »
حالا کاری ندارم چرا در برنامه مذکور این جملات به همراه چند مورد دیگر حذف شد؛ الان حرفم ضرورت همان شفافسازی صادقانهای است که عرض کرده بودم.
🔺اینکه مردم بدانند چرا فلان چهرههای رسانهای از خبرگزاریها به این سفر رفتهاند، ضمن ایجاد مطالبه به حق از اطلاعرسانی دقیق آنها، باعث میشد بازار کلیگویی و دروغ و شایعه و تحلیلهای ضد و نقیض و... کمتر مردم را فریب دهد.
اما نه تنها این موارد انجام نشد، بلکه نه حضور اهالی رسانه، نه حضور مشاوران خاص، نه مسئولین خاص، هیچکدام شفاف نشد و امروز میبینیم خروجیها هم چندان موثر هم نبوده...
چون یا در مقام سکوت و ابهام و پردهپوشی و توجیه هستند یا دروغ به هم بافتن و گزارشهای کلیگویی و حتی کذب و تحلیلهای تخیلی...
یک نفر هم که بالاخره دست به شفافسازی و بیان حقایق زد، با این همه روز فاصلهٔ زمانی بوده، در صورتی که انتظار واقعی از حضور آقای نبویان این بود که در بدو بازگشت به ایران، این شفافسازی را در حق مردم انجام دهند. (الحمدلله که بالاخره انجام شد...)
🔺این میان چه اتفاقی میان مردم افتاد؟
بازار شایعهپردازی داغ شد،
تعلیق اطلاعرسانی ذهن و کنجکاوی به حق مردم را فرسایش داد
و علیه مطلعینی که به حق و با آگاهی در سخنرانیها مردم را مطلع میکردند، هجمه شد و پروژههای رسانهای برای خراب کردن، تضعیف و غبارآلود کردن فضای پرسشها و مطالبات و آگاهیبخشی آنها، کلید خورد.
درست است که دوستان و اطرافیان پروژه بگیرمان هم عیانتر شدند، اما از این همه نااهلی چه سود؟
⚠️ چه زمانی بالاخره متوجه میشوید که باید به موقع، شفاف، صریح و صادقانه (با حفظ چارچوب امنیتی از آنچه باید بدانند) با مردم حرف بزنید؟ نمیشود از مردم انتظار داشته باشید سنگر خیابان را محکم حفظ کنند و خوراک دلگرمی و پشتوانه سیاسی و اجتماعی برای شما فراهم کنند، اما نه تنها در اطلاعرسانی به رسمیت نشناسیدشان بلکه در پشت صحنه خطوط قرمز رهبری را نیز رد کنید!!! مگر غیر این است که همان خطوط قرمز اتفاقاً بر حفظ منافع ملی و امنیت ملی بنا شده است؟ پس عدول از آنها چه توجیهی دارد؟
🔴 اعتماد مردم را به بازی نگیرید و به اسم امر ولی، رفتار دیگری نکنید!
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
«کمترین احترام به مردمی که تمام این شبها خودجوش در خیابان هستند و نشان دادند پای ارزشها و آرمانهای نظام و وطن هستند، این است که شفاف و صادقانه و صریح با آنها حرف بزنیم و آگاهشان کنیم.
مثلا الان که هیئتی از مسئولان در حال مذاکره در #پاکستان هستند، مردم حق دارند از جزئیات این رویداد صادقانه و در چارچوب خطوط امنیتی مطلع شوند.
ایران که مثل آمریکا ۳۰۰ نفر نفرستاده، بلکه حدوداً ۸۶ نفر هیئت اعزامی را تشکیل میدهند. مردم حتی حق دارند بدانند حضور این افراد چه معنیای دارد و هرکدام با چه توجیه و خاصیتی همراه هئیت شدهاند و چه کاراییای دارند. حتی از #متن نشستها و روند مذاکرات نه به صورت کلیگویی بلکه آنچه شایستهاست بداند ضمن حفظ خطوط امنیتی. و... »
حالا کاری ندارم چرا در برنامه مذکور این جملات به همراه چند مورد دیگر حذف شد؛ الان حرفم ضرورت همان شفافسازی صادقانهای است که عرض کرده بودم.
🔺اینکه مردم بدانند چرا فلان چهرههای رسانهای از خبرگزاریها به این سفر رفتهاند، ضمن ایجاد مطالبه به حق از اطلاعرسانی دقیق آنها، باعث میشد بازار کلیگویی و دروغ و شایعه و تحلیلهای ضد و نقیض و... کمتر مردم را فریب دهد.
اما نه تنها این موارد انجام نشد، بلکه نه حضور اهالی رسانه، نه حضور مشاوران خاص، نه مسئولین خاص، هیچکدام شفاف نشد و امروز میبینیم خروجیها هم چندان موثر هم نبوده...
چون یا در مقام سکوت و ابهام و پردهپوشی و توجیه هستند یا دروغ به هم بافتن و گزارشهای کلیگویی و حتی کذب و تحلیلهای تخیلی...
یک نفر هم که بالاخره دست به شفافسازی و بیان حقایق زد، با این همه روز فاصلهٔ زمانی بوده، در صورتی که انتظار واقعی از حضور آقای نبویان این بود که در بدو بازگشت به ایران، این شفافسازی را در حق مردم انجام دهند. (الحمدلله که بالاخره انجام شد...)
🔺این میان چه اتفاقی میان مردم افتاد؟
بازار شایعهپردازی داغ شد،
تعلیق اطلاعرسانی ذهن و کنجکاوی به حق مردم را فرسایش داد
و علیه مطلعینی که به حق و با آگاهی در سخنرانیها مردم را مطلع میکردند، هجمه شد و پروژههای رسانهای برای خراب کردن، تضعیف و غبارآلود کردن فضای پرسشها و مطالبات و آگاهیبخشی آنها، کلید خورد.
درست است که دوستان و اطرافیان پروژه بگیرمان هم عیانتر شدند، اما از این همه نااهلی چه سود؟
⚠️ چه زمانی بالاخره متوجه میشوید که باید به موقع، شفاف، صریح و صادقانه (با حفظ چارچوب امنیتی از آنچه باید بدانند) با مردم حرف بزنید؟ نمیشود از مردم انتظار داشته باشید سنگر خیابان را محکم حفظ کنند و خوراک دلگرمی و پشتوانه سیاسی و اجتماعی برای شما فراهم کنند، اما نه تنها در اطلاعرسانی به رسمیت نشناسیدشان بلکه در پشت صحنه خطوط قرمز رهبری را نیز رد کنید!!! مگر غیر این است که همان خطوط قرمز اتفاقاً بر حفظ منافع ملی و امنیت ملی بنا شده است؟ پس عدول از آنها چه توجیهی دارد؟
🔴 اعتماد مردم را به بازی نگیرید و به اسم امر ولی، رفتار دیگری نکنید!
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
تینا چهارسوقی امین
Video
[جملاتی از این بخش برنامه حذف شد که گمانم شرح این دغدغهام که تکراری هم است، نیاز به کمی توضیح دارد]
🔺معتقدم تبدیل وصیتنامه سیاسی ـ الهی حضرت امام خمینی(ره) به یک واحد درسی اجباری در دانشگاهها(مثل دانشگاه آزاد)، ناخواسته ضربهای به فهم عمیق این متن راهبردی وارد کرد (بارها به این مسئله در کلاسها و برخی گفتوگوها اشاره کردهام). این متن صرفاً یک وصیتنامه شخصی نیست؛ بلکه سندی فکری و سیاسی برای ترسیم چارچوبها، دغدغهها و مسیر آینده جمهوری اسلامی است. متنی از این سنخ، در اصل باید در فضای گفتوگو، تأمل و مواجهه آزاد فکری خوانده شود؛ اما وقتی به قالب واحد درسی، سرفصل، آزمون و پاس کردن تقلیل پیدا میکند، اغلب به یک تکلیف اداری-آموزشی تبدیل میشود. نتیجه هم معمولاً روشن است: بهجای آنکه دانشجو با متن درگیر شود و افقهای آن را بفهمد، صرفاً تلاش میکند آن را برای امتحان و بستن واحدهای آموزشی حفظ کند.
مسئله البته فقط اجبار درسی نیست؛ نحوه ارائه و شیوه تدریس نیز نقش تعیینکننده دارد. وقتی متنی با چنین وزن معرفتی و تاریخی، با روشهای آموزشی کمرمق، غیرجذاب و گاه صرفاً گزارشی تدریس میشود، طبیعی است که ظرفیتهای عمیق آن برای نسل جدید آشکار نشود. در حالی که این متن اساساً میتوانست موضوع دهها حلقه گفتوگو، کارگاه فکری، روایت تحلیلی و مواجهه انتقادی در دانشگاهها باشد.
🔺همین نقد را میتوان درباره برخی دروس دیگر نیز مطرح کرد؛ از جمله درسهایی مانند «تاریخ دفاع مقدس». تجربه دفاع مقدس از آن سنخ پدیدههایی است که فهم آن بیش از هر چیز به «روایت»، «زیستجهان»، «حافظه جمعی» و «همدلی تاریخی» نیاز دارد. اما وقتی چنین تجربهای در قالب یک درس رسمی با نمره و امتحان عرضه میشود، خطر آن وجود دارد که بهجای شکلگیری پیوند عاطفی و معرفتی، صرفاً یک مواجهه حداقلی و رفع تکلیفی شکل بگیرد. در واقع، آنچه باید به تدریج درونی و فهمیده شود، به یک محتوای درسی تقلیل مییابد.
به نظرم مسئله اصلی اینجاست: همه مفاهیم را نمیتوان با منطق «واحد درسی اجباری» منتقل کرد. برخی معارف، بهویژه آنهایی که با هویت تاریخی، تجربه جمعی و افقهای فکری یک جامعه گره خوردهاند، بیشتر از مسیر گفتوگو، روایت، تجربه مشترک و مواجهه آزاد فکری درونی میشوند تا از مسیر الزام آموزشی.
همین نگرانی درباره «بیانیه گام دوم انقلاب» نیز وجود داشته و دارد. خوشبختانه تا این لحظه به یک واحد درسی اجباری تبدیل نشده است. به نظر میرسد تجربههای پیشین نشان داده که تبدیل چنین متونی به درس رسمی، لزوماً به تعمیق فهم آنها کمک نمیکند و گاه حتی اثر معکوس میگذارد.
🔺اکنون که وزیر آموزشوپرورش از اضافه شدن روایتهایی از جنگ رمضان به کتابهای درسی سخن گفتهاند، این پرسش دوباره مطرح میشود: چگونه میتوان روایتی را که باید به شکلگیری یک فهم تاریخی و معرفتی کمک کند، وارد نظام آموزشی کرد بیآنکه به دلزدگی، سطحیشدن یا مصرف صرفاً امتحانی دچار شود؟ پاسخ این پرسش، بهگمان من، بیش از هر چیز به «طراحی شیوههای روایت و آموزش» بازمیگردد.
حتماً زمان آن رسیده که در کنار نظام رسمی آموزش، به شیوههای دیگری برای انتقال این معارف فکر کنیم: حلقههای گفتوگو، روایتهای چندصدایی، مواجهههای انتقادی، تجربههای میدانی، مستندهای تحلیلی و فضاهایی که دانشجو و دانشآموز در آنها نه برای نمره، بلکه برای فهمیدن وارد میدان شوند.
معرفت، بیش از آنکه محصول اجبار آموزشی باشد، نتیجه اقناع، گفتوگو و تجربه است. اگر این اصل جدی گرفته نشود، حتی مهمترین متون و روایتهای تاریخی ما نیز ممکن است در ذهن نسل جدید، به چیزی بیش از چند صفحه جزوه امتحانی تبدیل نشوند.
📺 مشاهده کامل این قسمت در [تلوبیون]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔺معتقدم تبدیل وصیتنامه سیاسی ـ الهی حضرت امام خمینی(ره) به یک واحد درسی اجباری در دانشگاهها(مثل دانشگاه آزاد)، ناخواسته ضربهای به فهم عمیق این متن راهبردی وارد کرد (بارها به این مسئله در کلاسها و برخی گفتوگوها اشاره کردهام). این متن صرفاً یک وصیتنامه شخصی نیست؛ بلکه سندی فکری و سیاسی برای ترسیم چارچوبها، دغدغهها و مسیر آینده جمهوری اسلامی است. متنی از این سنخ، در اصل باید در فضای گفتوگو، تأمل و مواجهه آزاد فکری خوانده شود؛ اما وقتی به قالب واحد درسی، سرفصل، آزمون و پاس کردن تقلیل پیدا میکند، اغلب به یک تکلیف اداری-آموزشی تبدیل میشود. نتیجه هم معمولاً روشن است: بهجای آنکه دانشجو با متن درگیر شود و افقهای آن را بفهمد، صرفاً تلاش میکند آن را برای امتحان و بستن واحدهای آموزشی حفظ کند.
مسئله البته فقط اجبار درسی نیست؛ نحوه ارائه و شیوه تدریس نیز نقش تعیینکننده دارد. وقتی متنی با چنین وزن معرفتی و تاریخی، با روشهای آموزشی کمرمق، غیرجذاب و گاه صرفاً گزارشی تدریس میشود، طبیعی است که ظرفیتهای عمیق آن برای نسل جدید آشکار نشود. در حالی که این متن اساساً میتوانست موضوع دهها حلقه گفتوگو، کارگاه فکری، روایت تحلیلی و مواجهه انتقادی در دانشگاهها باشد.
🔺همین نقد را میتوان درباره برخی دروس دیگر نیز مطرح کرد؛ از جمله درسهایی مانند «تاریخ دفاع مقدس». تجربه دفاع مقدس از آن سنخ پدیدههایی است که فهم آن بیش از هر چیز به «روایت»، «زیستجهان»، «حافظه جمعی» و «همدلی تاریخی» نیاز دارد. اما وقتی چنین تجربهای در قالب یک درس رسمی با نمره و امتحان عرضه میشود، خطر آن وجود دارد که بهجای شکلگیری پیوند عاطفی و معرفتی، صرفاً یک مواجهه حداقلی و رفع تکلیفی شکل بگیرد. در واقع، آنچه باید به تدریج درونی و فهمیده شود، به یک محتوای درسی تقلیل مییابد.
به نظرم مسئله اصلی اینجاست: همه مفاهیم را نمیتوان با منطق «واحد درسی اجباری» منتقل کرد. برخی معارف، بهویژه آنهایی که با هویت تاریخی، تجربه جمعی و افقهای فکری یک جامعه گره خوردهاند، بیشتر از مسیر گفتوگو، روایت، تجربه مشترک و مواجهه آزاد فکری درونی میشوند تا از مسیر الزام آموزشی.
همین نگرانی درباره «بیانیه گام دوم انقلاب» نیز وجود داشته و دارد. خوشبختانه تا این لحظه به یک واحد درسی اجباری تبدیل نشده است. به نظر میرسد تجربههای پیشین نشان داده که تبدیل چنین متونی به درس رسمی، لزوماً به تعمیق فهم آنها کمک نمیکند و گاه حتی اثر معکوس میگذارد.
🔺اکنون که وزیر آموزشوپرورش از اضافه شدن روایتهایی از جنگ رمضان به کتابهای درسی سخن گفتهاند، این پرسش دوباره مطرح میشود: چگونه میتوان روایتی را که باید به شکلگیری یک فهم تاریخی و معرفتی کمک کند، وارد نظام آموزشی کرد بیآنکه به دلزدگی، سطحیشدن یا مصرف صرفاً امتحانی دچار شود؟ پاسخ این پرسش، بهگمان من، بیش از هر چیز به «طراحی شیوههای روایت و آموزش» بازمیگردد.
حتماً زمان آن رسیده که در کنار نظام رسمی آموزش، به شیوههای دیگری برای انتقال این معارف فکر کنیم: حلقههای گفتوگو، روایتهای چندصدایی، مواجهههای انتقادی، تجربههای میدانی، مستندهای تحلیلی و فضاهایی که دانشجو و دانشآموز در آنها نه برای نمره، بلکه برای فهمیدن وارد میدان شوند.
معرفت، بیش از آنکه محصول اجبار آموزشی باشد، نتیجه اقناع، گفتوگو و تجربه است. اگر این اصل جدی گرفته نشود، حتی مهمترین متون و روایتهای تاریخی ما نیز ممکن است در ذهن نسل جدید، به چیزی بیش از چند صفحه جزوه امتحانی تبدیل نشوند.
📺 مشاهده کامل این قسمت در [تلوبیون]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
تلوبیون
۲۲ فروردین ۱۴۰۵ - من ایرانم | نسیم - ۲۲ فروردین ماه ۱۴۰۵
۲۲ فروردین ۱۴۰۵ - من ایرانم | نسیم - ۲۲ فروردین ماه ۱۴۰۵ . تلوبیون مرجع پخش زنده شبکه های تلویزیون ، دانلود رایگان فیلم ایرانی و خارجی ، دانلود انیمیشن و کارتن ، سریال آرشیو و برناهه های صدا و سیما - ۲۳:۳۰
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇮🇷حزباللهی...
پرچم ایران با نشانه الله ☫ در دست داری یعنی حزباللهی هستی.
لینک مشاهده در [تلوبیون]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
پرچم ایران با نشانه الله ☫ در دست داری یعنی حزباللهی هستی.
لینک مشاهده در [تلوبیون]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇮🇷حزباللهی...
پرچم ایران با نشانه الله ☫ در دست داری یعنی حزباللهی هستی.
لینک مشاهده در [آپارات]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
پرچم ایران با نشانه الله ☫ در دست داری یعنی حزباللهی هستی.
لینک مشاهده در [آپارات]
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
✍🏻 مرد پوشالی و چاهِ مسموم شده
وحدت، انسجام، همبستگی، یکپارچگی و... حتماً واجب، عالی و مهم است.
تفرقه، چنددستگی، قطبیسازی و... حتماً اشتباه، مضر و تضعیفکننده است.
در این موارد شکی داریم؟ خیر.
اما انگار فراموش میشود که حاصل شدن و مستمر ماندنِ وحدتِ این سرمایهٔ اجتماعی آنقدرها هم ساده و بدیهی نیست و الزاماتی دارد. وحدت نه محصول اراده یکسویه است و نه نتیجه حذف اختلافها؛ بلکه پدیدهای اجتماعی است که برای شکلگیری و استمرار، به مجموعهای از پیششرطها، سازوکارها و کنشهای متقابل نیاز دارد. [ قبلاً درباره بخش کوچکی از آن [اینجا](https://ble.ir/tina_ch_amin/-8090426927729193494/1776921524823) گفتهام]
یکی دیگر از پیششرطهای وحدت و اتحاد، آگاهیبخشی و شفافیت در قبال مطالبات است، آن هم برای مردمی که تامل میکنند و از سحرگاه ۱۰ اسفند به بعد با بعثت حضور خود، میدان معنایی جدیدی به سنگرهای نظامی وطن اضافه کردهاند. وحدت پایدار بدون امکان پرسش، نقد و مطالبه، بیش از آنکه واقعی باشد، صوری و شکننده خواهد بود.
وحدت، امر فرمایشی و نمایشی و پروژهای نیست!
اینکه هر مطالبه و نقد و پرسش و دغدغهای را به چوب تفرقه یا وحدتشکنی بزنید، حتماً اشتباه است.
هر صدایی که آگاهی میدهد و پرسشگری میکند، آن هم از مهمترین و اثرگذارترین رویداد جاری، منجر به تفرقه میشود و از گلوی دشمن است؟! چرا؟
اتفاقاً آنچه میتواند به منافع دشمنان یاری رساند، خاموشکردن صداها، محدودکردن آگاهی و بیاعتبارسازی آگاهیدهنده، مطالبهگر و مطالبهگری است. وحدتی که بر ندانستن، نپرسیدن و انفعال بنا شود، نه وحدت واقعی، بلکه شکلی از انسجام جعلی و ناپایدار است.
این چه طرز حفظ وحدت است؟ وحدت جعلی در جهل؟
با سفسطهٔ «مسموم کردن چاه و مرد پوشالی» خطابه میکنید و برچسب میزنید که هرکسی بگوید و بپرسد، در دعوای انتخاباتی و جناحی و ضدانقلابی وارد شده و یا اطلاعاتش جعلی است و یا هدفش دیدهشدن و خفن بودن است!!
یا تا وقتی اطلاعات به شما برسد خوب است ولی اگر به بقیه برسد، بد است!
عجیب است...
وحدت و اتحاد پروژهای و یا حول منافع شخصی یک نفر نیست؛ وحدت حول منافع ملی و ذیل زعامت رهبر معظم و خطوط ترسیم شده ایشان است.
این مردم بزرگ، به خوبی درک میکنند مخاطبان واقعی «بزرگ شوید» چه کسانی هستند.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
وحدت، انسجام، همبستگی، یکپارچگی و... حتماً واجب، عالی و مهم است.
تفرقه، چنددستگی، قطبیسازی و... حتماً اشتباه، مضر و تضعیفکننده است.
در این موارد شکی داریم؟ خیر.
اما انگار فراموش میشود که حاصل شدن و مستمر ماندنِ وحدتِ این سرمایهٔ اجتماعی آنقدرها هم ساده و بدیهی نیست و الزاماتی دارد. وحدت نه محصول اراده یکسویه است و نه نتیجه حذف اختلافها؛ بلکه پدیدهای اجتماعی است که برای شکلگیری و استمرار، به مجموعهای از پیششرطها، سازوکارها و کنشهای متقابل نیاز دارد. [ قبلاً درباره بخش کوچکی از آن [اینجا](https://ble.ir/tina_ch_amin/-8090426927729193494/1776921524823) گفتهام]
یکی دیگر از پیششرطهای وحدت و اتحاد، آگاهیبخشی و شفافیت در قبال مطالبات است، آن هم برای مردمی که تامل میکنند و از سحرگاه ۱۰ اسفند به بعد با بعثت حضور خود، میدان معنایی جدیدی به سنگرهای نظامی وطن اضافه کردهاند. وحدت پایدار بدون امکان پرسش، نقد و مطالبه، بیش از آنکه واقعی باشد، صوری و شکننده خواهد بود.
وحدت، امر فرمایشی و نمایشی و پروژهای نیست!
اینکه هر مطالبه و نقد و پرسش و دغدغهای را به چوب تفرقه یا وحدتشکنی بزنید، حتماً اشتباه است.
هر صدایی که آگاهی میدهد و پرسشگری میکند، آن هم از مهمترین و اثرگذارترین رویداد جاری، منجر به تفرقه میشود و از گلوی دشمن است؟! چرا؟
اتفاقاً آنچه میتواند به منافع دشمنان یاری رساند، خاموشکردن صداها، محدودکردن آگاهی و بیاعتبارسازی آگاهیدهنده، مطالبهگر و مطالبهگری است. وحدتی که بر ندانستن، نپرسیدن و انفعال بنا شود، نه وحدت واقعی، بلکه شکلی از انسجام جعلی و ناپایدار است.
این چه طرز حفظ وحدت است؟ وحدت جعلی در جهل؟
با سفسطهٔ «مسموم کردن چاه و مرد پوشالی» خطابه میکنید و برچسب میزنید که هرکسی بگوید و بپرسد، در دعوای انتخاباتی و جناحی و ضدانقلابی وارد شده و یا اطلاعاتش جعلی است و یا هدفش دیدهشدن و خفن بودن است!!
یا تا وقتی اطلاعات به شما برسد خوب است ولی اگر به بقیه برسد، بد است!
عجیب است...
وحدت و اتحاد پروژهای و یا حول منافع شخصی یک نفر نیست؛ وحدت حول منافع ملی و ذیل زعامت رهبر معظم و خطوط ترسیم شده ایشان است.
این مردم بزرگ، به خوبی درک میکنند مخاطبان واقعی «بزرگ شوید» چه کسانی هستند.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
ble.ir
بله | کانال تینا چهارسوقی امین
Linguistics (PhD)/Rhetoric & Critical Discourse Analyst
https://zil.ink/tinachamin
https://zil.ink/tinachamin
✍🏻 دوره سکوت نظامی، نه دوره سکوت روایی!
در فضای فرساینده جنگ، یک واقعیت بنیادین وجود دارد: با مردم باید شفاف، صادقانه و بهموقع سخن گفت (به کررات از این نیاز گفتهام و بارها ضرورت این اصل را در نوشتهها و پیامهای مختلفم تکرار کردهام). فشار اصلی جنگ همیشه در میدان نبرد خلاصه نمیشود؛ بخش بزرگی از آن در ذهن و روان جامعه شکل میگیرد. وقتی سکوت یا تأخیر در اطلاعرسانی رخ دهد، خلأ ایجادشده فوراً با شایعات و روایتهای غیررسمی پر میشود؛ روایتهایی که نه دقیقاند و نه قابلاعتماد.
آگاهی، منبع اصلی تابآوری اجتماعی است. جامعهای که اطلاع روشن و مستند دارد، حتی با خبرهای سخت نیز سازگار میشود. مردم زمانی که تصویر درستی از واقعیت و چشمانداز پیش رو داشته باشند، کمتر درگیر اضطراب جمعی میشوند و همکاری بیشتری نشان میدهند. اما وقتی آگاهی بهجای نهادهای رسمی، از دل شایعهها و منبعهای محدود اطلاعاتی به دست آید، احساس ناامنی و بیاعتمادی تشدید میشود.
در این میان باید به یک نکته مهم توجه کرد: جنگ روایت، نه یک حاشیه، بلکه ضریبدهنده فرسایش نظامی و اقتصادی است. هر خلأ اطلاعرسانی، تبدیل به میدان عملیات روانی میشود و فشار را بر جامعه چند برابر میکند. با یک روایتسازی نادرست، میتوان هزینههای جنگ را برای مردم به مراتب سنگینتر جلوه داد؛ درست به همان اندازه که یک اطلاعرسانی دقیق و بهموقع میتواند این فشار را تعدیل کند. اکنون ما با خلأ روایت داخلی روبهرو هستیم، یعنی مردم در تعلیق روایی به سر میبرند.
به همین دلیل، همانطور که کشور در شرایط جنگی به سخنگوی نظامی، سخنگوی امنیتی و سخنگوی ویژه مذاکرات بینالمللی نیاز دارد، وجود یک سخنگوی معتبر اقتصادی نیز ضروری است. نگرانیهای اقتصادی مردم، از قیمتها و بازار گرفته تا سیاستهای حمایتی و مدیریت بحران، در مرکز فشار روانی جنگ قرار دارد و اگر به آن پاسخ روشن داده نشود، میدان برای شایعه و سوداگری باز میشود. همانطور که اکنون شاهد رفتارهای پر زیان کاسبان جنگ هستیم که چگونه یکباره با افزایش قیمتها، شوک به جامعه تزریق میکنند؛ ولی در مقابل فقط میشنویم که قیمتها در کنترل است و نظارت وجود دارد.
اما مسئله فقط داشتن سخنگویان متعدد نیست؛ هماهنگی میان آنها اهمیت حیاتی دارد. در لایههای مختلف نظامی، امنیتی، دیپلماسی خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد باید یک خط خبری واحد و مبتنی بر واقعیت وجود داشته باشد. هر عدمهماهنگی، هر پیام دوگانه و هر تناقض، مستقیماً به اعتماد عمومی آسیب میزند و اثرگذاری روایت رسمی را کاهش میدهد. مسلم است که منظور از هماهنگی و خط خبری واحد، جعل واقعیت یا کتمان حقایق یا صرفاً حرکت بر مدار «همه چی خیلی خوبه و تحت کنترله» نیست.
جامعه امروز به سخنگویی نیاز دارد که هم اعتبار تخصصی داشته باشد، هم قدرت تبیین، هم توان ایجاد اعتماد. سخن گفتن با مردم یک وظیفه فرعی نیست؛ بخشی از مدیریت جنگ است. هر توضیح دقیق، هر شفافیت بهموقع، بخشی از جنگ روایت را خنثی میکند و سرمایه اعتماد عمومی را تقویت. در روزهای دشوار، بزرگترین پشتوانه یک کشور، همین اعتماد و همراهی مردم است؛ و این سرمایه تنها با گفتوگوی صادقانه و پیوسته با جامعه حفظ میشود.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
در فضای فرساینده جنگ، یک واقعیت بنیادین وجود دارد: با مردم باید شفاف، صادقانه و بهموقع سخن گفت (به کررات از این نیاز گفتهام و بارها ضرورت این اصل را در نوشتهها و پیامهای مختلفم تکرار کردهام). فشار اصلی جنگ همیشه در میدان نبرد خلاصه نمیشود؛ بخش بزرگی از آن در ذهن و روان جامعه شکل میگیرد. وقتی سکوت یا تأخیر در اطلاعرسانی رخ دهد، خلأ ایجادشده فوراً با شایعات و روایتهای غیررسمی پر میشود؛ روایتهایی که نه دقیقاند و نه قابلاعتماد.
آگاهی، منبع اصلی تابآوری اجتماعی است. جامعهای که اطلاع روشن و مستند دارد، حتی با خبرهای سخت نیز سازگار میشود. مردم زمانی که تصویر درستی از واقعیت و چشمانداز پیش رو داشته باشند، کمتر درگیر اضطراب جمعی میشوند و همکاری بیشتری نشان میدهند. اما وقتی آگاهی بهجای نهادهای رسمی، از دل شایعهها و منبعهای محدود اطلاعاتی به دست آید، احساس ناامنی و بیاعتمادی تشدید میشود.
در این میان باید به یک نکته مهم توجه کرد: جنگ روایت، نه یک حاشیه، بلکه ضریبدهنده فرسایش نظامی و اقتصادی است. هر خلأ اطلاعرسانی، تبدیل به میدان عملیات روانی میشود و فشار را بر جامعه چند برابر میکند. با یک روایتسازی نادرست، میتوان هزینههای جنگ را برای مردم به مراتب سنگینتر جلوه داد؛ درست به همان اندازه که یک اطلاعرسانی دقیق و بهموقع میتواند این فشار را تعدیل کند. اکنون ما با خلأ روایت داخلی روبهرو هستیم، یعنی مردم در تعلیق روایی به سر میبرند.
به همین دلیل، همانطور که کشور در شرایط جنگی به سخنگوی نظامی، سخنگوی امنیتی و سخنگوی ویژه مذاکرات بینالمللی نیاز دارد، وجود یک سخنگوی معتبر اقتصادی نیز ضروری است. نگرانیهای اقتصادی مردم، از قیمتها و بازار گرفته تا سیاستهای حمایتی و مدیریت بحران، در مرکز فشار روانی جنگ قرار دارد و اگر به آن پاسخ روشن داده نشود، میدان برای شایعه و سوداگری باز میشود. همانطور که اکنون شاهد رفتارهای پر زیان کاسبان جنگ هستیم که چگونه یکباره با افزایش قیمتها، شوک به جامعه تزریق میکنند؛ ولی در مقابل فقط میشنویم که قیمتها در کنترل است و نظارت وجود دارد.
اما مسئله فقط داشتن سخنگویان متعدد نیست؛ هماهنگی میان آنها اهمیت حیاتی دارد. در لایههای مختلف نظامی، امنیتی، دیپلماسی خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد باید یک خط خبری واحد و مبتنی بر واقعیت وجود داشته باشد. هر عدمهماهنگی، هر پیام دوگانه و هر تناقض، مستقیماً به اعتماد عمومی آسیب میزند و اثرگذاری روایت رسمی را کاهش میدهد. مسلم است که منظور از هماهنگی و خط خبری واحد، جعل واقعیت یا کتمان حقایق یا صرفاً حرکت بر مدار «همه چی خیلی خوبه و تحت کنترله» نیست.
جامعه امروز به سخنگویی نیاز دارد که هم اعتبار تخصصی داشته باشد، هم قدرت تبیین، هم توان ایجاد اعتماد. سخن گفتن با مردم یک وظیفه فرعی نیست؛ بخشی از مدیریت جنگ است. هر توضیح دقیق، هر شفافیت بهموقع، بخشی از جنگ روایت را خنثی میکند و سرمایه اعتماد عمومی را تقویت. در روزهای دشوار، بزرگترین پشتوانه یک کشور، همین اعتماد و همراهی مردم است؛ و این سرمایه تنها با گفتوگوی صادقانه و پیوسته با جامعه حفظ میشود.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
❗آیا مواظب فتنه اقتصادی هستید؟
چون به نظر میرسد از لایه فتنه فرهنگی که به اسم حفظ وحدت و تکثر و بالابردن پذیرش و...، غافل هستید و یا چشمانتان را به روی آن بستهاید.
فشار فتنه اقتصادی را حس نمیکنید؟
این گرانیها تنها اثر وضعی جنگ نیست، بلکه رهاسازی مافیاها، تزئینی بودن نظارت، سوءمدیریت و نتیجه همان سیاستهای غلط اقتصادی سال ۱۴۰۴ است.
وقتی اجازه میدهید قیمت مسکن در بنگاهها و توسط دلالها تنظیم شود و خودتان فقط یک قیمت الکی و نمادین در رسانهها بیان میکنید، همین میشود.
اگر اکنون قاطعانه و شفاف و محکم جلوی کاسبان جنگ و گرانسازیها را نگیرید، چند روز دیگر دیر است! قوه مجریه و قوه قضائیه باید در همکاری مستقیم و سریع و ضربتی با یکدیگر این کاسبان را در هر لایهای بگیرند و علنی برخورد کنند، تا روان مردم کمتر آزرده شود.
به والله برخورد قاطعانه با این جماعت و متوقف ساختن این چرخه معیوب اهمیتش کمتر از اهمیت برخورد با اغتشاشگران مجرم و جاسوسان و وطنفروشها نیست.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
چون به نظر میرسد از لایه فتنه فرهنگی که به اسم حفظ وحدت و تکثر و بالابردن پذیرش و...، غافل هستید و یا چشمانتان را به روی آن بستهاید.
فشار فتنه اقتصادی را حس نمیکنید؟
این گرانیها تنها اثر وضعی جنگ نیست، بلکه رهاسازی مافیاها، تزئینی بودن نظارت، سوءمدیریت و نتیجه همان سیاستهای غلط اقتصادی سال ۱۴۰۴ است.
وقتی اجازه میدهید قیمت مسکن در بنگاهها و توسط دلالها تنظیم شود و خودتان فقط یک قیمت الکی و نمادین در رسانهها بیان میکنید، همین میشود.
اگر اکنون قاطعانه و شفاف و محکم جلوی کاسبان جنگ و گرانسازیها را نگیرید، چند روز دیگر دیر است! قوه مجریه و قوه قضائیه باید در همکاری مستقیم و سریع و ضربتی با یکدیگر این کاسبان را در هر لایهای بگیرند و علنی برخورد کنند، تا روان مردم کمتر آزرده شود.
به والله برخورد قاطعانه با این جماعت و متوقف ساختن این چرخه معیوب اهمیتش کمتر از اهمیت برخورد با اغتشاشگران مجرم و جاسوسان و وطنفروشها نیست.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
📺 برنامه تلویزیونی دُردانه
🔻موضوع : جایابی زنان درگفتمان سیاسی
با حضور:
🔸تینا چهارسوقی امین
دکتری زبانشناسی همگانی
📽تهیه کننده و کارگردان : علی شمس
🖋سردبیر: دکتر شیما فتورچیان
📅 پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه
🕔 ساعت ۱۷:۳۰
🎬 پخش از شبکه اصفهان
✨ دردانه ، نخستین برنامه اندیشگانی زنان در سیمای اصفهان
@dordaneh_tv
🔻موضوع : جایابی زنان درگفتمان سیاسی
با حضور:
🔸تینا چهارسوقی امین
دکتری زبانشناسی همگانی
📽تهیه کننده و کارگردان : علی شمس
🖋سردبیر: دکتر شیما فتورچیان
📅 پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه
🕔 ساعت ۱۷:۳۰
🎬 پخش از شبکه اصفهان
✨ دردانه ، نخستین برنامه اندیشگانی زنان در سیمای اصفهان
@dordaneh_tv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 بریدهای از برنامه تلویزیونی دُردانه
🔻موضوع : جایابی زنان درگفتمان سیاسی
با حضور:
🔸تینا چهارسوقی امین
دکتری زبانشناسی همگانی
📽تهیه کننده و کارگردان : علی شمس
🖋سردبیر: دکتر شیما فتورچیان
📅 پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه
🕔 ساعت ۱۷:۳۰
🎬 پخش از شبکه اصفهان
لینک تماشای کامل برنامه
https://telewebion.ir/episode/0x16c0e128
✨ *دردانه ، نخستین برنامه اندیشگانی زنان در سیمای اصفهان*
@dordaneh_tv
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔻موضوع : جایابی زنان درگفتمان سیاسی
با حضور:
🔸تینا چهارسوقی امین
دکتری زبانشناسی همگانی
📽تهیه کننده و کارگردان : علی شمس
🖋سردبیر: دکتر شیما فتورچیان
📅 پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه
🕔 ساعت ۱۷:۳۰
🎬 پخش از شبکه اصفهان
لینک تماشای کامل برنامه
https://telewebion.ir/episode/0x16c0e128
✨ *دردانه ، نخستین برنامه اندیشگانی زنان در سیمای اصفهان*
@dordaneh_tv
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin