✍🏻نامِ جنگ و سیاستِ معنا
🔴 چرا تبدیل نام «جنگ رمضان» به «جنگ خلیج فارس» خطای روایی است؟
در شلوغی گروههای مختلف متنی خواندم مبنی بر پیشنهادهایی برای تغییر نام «جنگ رمضان» به «جنگ خلیج فارس» یا عباراتی از این دست... (نام نویسنده و مرجع انتشارش خاطرم نیست و متأسفانه ذخیرهاش نکردم). درست است که هنوز جایی رسماً نام جنگ رمضان ثبت نشده و به فراخور فضای رسانه ملی و آنچه در کلام مسئولین و اصحاب رسانه جاری شده است، آن را مینامند؛ اما این پیشنهاد تغییر نام را اشتباه و اتفاقاً انتخاب عنوان فعلی را گزینه درستی میدانم.
اگر از منظر تحلیل گفتمان به مسئله نگاه کنیم، نامگذاری جنگ صرفاً یک «برچسب توصیفی» نیست؛ بلکه نوعی کنش گفتمانی است که چارچوب معنایی، هویت جمعی و حافظه تاریخی یک رویداد را میسازد. به همین دلیل، بحث بر سر «جنگ رمضان» یا «جنگ خلیج فارس» در واقع بحث بر سر این است که کدام چارچوب معنایی قرار است تجربه جنگ را در حافظه جمعی تثبیت کند.
نخست، نام «جنگ رمضان» دلالتی زمانی ـ معنوی دارد که مستقیماً تجربه زیسته جامعه را بازنمایی میکند. وقوع جنگ در ماه رمضان و جنگیدن در حالی که جامعه در وضعیت روزهداری است، یک وضعیت خاص و پرمعنا میسازد: تلفیق ریاضت، صبر و مقاومت. در سنت اسلامی نیز رمضان همواره با لحظات سرنوشتساز تاریخی پیوند داشته است (مانند جنگ بدر یا فتح مکه). بنابراین این نامگذاری، جنگ را در یک افق معنوی و تاریخی بزرگتر قرار میدهد؛ افقی که مفاهیمی چون صبر، مجاهدت و استقامت را فعال میکند. در مقابل، «خلیج فارس» بیشتر یک نشانگر جغرافیایی است و از نظر بار معنایی، لزوماً تجربه وجودی و اخلاقی جنگ را بازنمایی نمیکند.
دوم، نام «جنگ خلیج فارس» ناخواسته جنگ را به سطح یک منازعه ژئوپلیتیکی تقلیل میدهد؛ یعنی نزاعی بر سر آبراهها، منابع انرژی یا کنترل تنگهها. چنین نامی چارچوب تفسیر جنگ را به منطق رقابتهای ژئواستراتژیک نزدیک میکند؛ همان چارچوبی که در ادبیات قدرتهای بزرگ رایج است. در حالی که «جنگ رمضان» به جای آنکه جنگ را در منطق رقابتهای قدرت تعریف کند، آن را در افق مقاومت و پایداری اجتماعی معنا میکند. به بیان دیگر، نام جنگ را به «جغرافیا» تقلیل میدهد، اما نام جنگ رمضان آن را به «وضعیت تاریخی ـ اخلاقی» پیوند میزند.
سوم، از منظر گفتمانشناسی سیاسی، نام «خلیج فارس» در اینجا کارکردی هویتگرایانه دارد که میتواند ناخواسته به نوعی دوگانهسازی قومی یا ملی دامن بزند. استدلالهایی مبنی بر برجستهسازی هویت فارسی در برابر اقوام غیرایرانی، در واقع جنگ را در چارچوبی قومیتی صورتبندی میکند؛ در حالی که تجربه تاریخی ایران نشان میدهد انسجام اجتماعی در لحظات بحرانی بیشتر بر پایه همبستگی مدنی و دینی شکل گرفته است تا بر اساس تمایزات قومی. «رمضان» به عنوان یک نشانه زمانی ـ دینی، ظرفیت همبستگی گستردهتری دارد و جامعه را حول یک تجربه مشترک آیینی و معنوی گرد میآورد، نه حول یک تمایز قومی.
چهارم، نامگذاری مبتنی بر جغرافیا معمولاً زمانی معنا دارد که جغرافیا خود صحنه اصلی و تعیینکننده جنگ باشد. بسیاری از جنگهایی که به نام مناطق جغرافیایی شناخته میشوند (مانند جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱) به این دلیل چنین نامی گرفتهاند که محور اصلی عملیات در همان جغرافیا بوده است. اگر چنین وضعیتی هنوز تحقق نیافته یا حتی صرفاً در حد احتمال است، نامگذاری پیشاپیش بر اساس آن، نوعی پیشفرضگذاری روایی است. «جنگ رمضان» اما بر یک واقعیت قطعی استوار است: زمان وقوع جنگ.
پنجم، از منظر حافظه جمعی، نامهایی که واجد بار نمادین و عاطفی هستند ماندگاری بیشتری دارند. نمونه تاریخی در ایران «دفاع مقدس» است که صرفاً یک توصیف زمانی یا جغرافیایی نبود، بلکه یک چارچوب معنایی بود. «رمضان» نیز از همین جنس است: نشانهای که فوراً مجموعهای از معانی فرهنگی، دینی و عاطفی را فعال میکند. در حالی که «خلیج فارس» اگرچه از نظر هویتی مهم است، اما در این زمینه بیشتر نقش یک نشانه جغرافیایی دارد تا یک استعاره فرهنگی.
در نهایت، «جنگ رمضان» یک استعاره فشرده از وضعیت تاریخی جامعه را حمل میکند: جامعهای که در شرایط ریاضت و خویشتنداری دینی (حتی اقتصادی)، پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه و بحران اغتشاشی دی ماه، ناگهان با جنگ مواجه شده و در همان وضعیت معنوی از خود دفاع میکند. این نام هم زمانمند است، هم معنامند، و هم تجربه زیسته مردم را بازنمایی میکند. در مقابل، «جنگ خلیج فارس» بیش از آنکه تجربه اجتماعی جنگ را توضیح دهد، آن را در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیکی بازتعریف میکند.
به همین دلیل، اگر هدف از نامگذاری تثبیت یک روایت معنادار از جنگ در حافظه تاریخی باشد، «جنگ رمضان» از نظر گفتمانی نامی غنیتر، دقیقتر و حامل بار نمادین قویتری است.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔴 چرا تبدیل نام «جنگ رمضان» به «جنگ خلیج فارس» خطای روایی است؟
در شلوغی گروههای مختلف متنی خواندم مبنی بر پیشنهادهایی برای تغییر نام «جنگ رمضان» به «جنگ خلیج فارس» یا عباراتی از این دست... (نام نویسنده و مرجع انتشارش خاطرم نیست و متأسفانه ذخیرهاش نکردم). درست است که هنوز جایی رسماً نام جنگ رمضان ثبت نشده و به فراخور فضای رسانه ملی و آنچه در کلام مسئولین و اصحاب رسانه جاری شده است، آن را مینامند؛ اما این پیشنهاد تغییر نام را اشتباه و اتفاقاً انتخاب عنوان فعلی را گزینه درستی میدانم.
اگر از منظر تحلیل گفتمان به مسئله نگاه کنیم، نامگذاری جنگ صرفاً یک «برچسب توصیفی» نیست؛ بلکه نوعی کنش گفتمانی است که چارچوب معنایی، هویت جمعی و حافظه تاریخی یک رویداد را میسازد. به همین دلیل، بحث بر سر «جنگ رمضان» یا «جنگ خلیج فارس» در واقع بحث بر سر این است که کدام چارچوب معنایی قرار است تجربه جنگ را در حافظه جمعی تثبیت کند.
نخست، نام «جنگ رمضان» دلالتی زمانی ـ معنوی دارد که مستقیماً تجربه زیسته جامعه را بازنمایی میکند. وقوع جنگ در ماه رمضان و جنگیدن در حالی که جامعه در وضعیت روزهداری است، یک وضعیت خاص و پرمعنا میسازد: تلفیق ریاضت، صبر و مقاومت. در سنت اسلامی نیز رمضان همواره با لحظات سرنوشتساز تاریخی پیوند داشته است (مانند جنگ بدر یا فتح مکه). بنابراین این نامگذاری، جنگ را در یک افق معنوی و تاریخی بزرگتر قرار میدهد؛ افقی که مفاهیمی چون صبر، مجاهدت و استقامت را فعال میکند. در مقابل، «خلیج فارس» بیشتر یک نشانگر جغرافیایی است و از نظر بار معنایی، لزوماً تجربه وجودی و اخلاقی جنگ را بازنمایی نمیکند.
دوم، نام «جنگ خلیج فارس» ناخواسته جنگ را به سطح یک منازعه ژئوپلیتیکی تقلیل میدهد؛ یعنی نزاعی بر سر آبراهها، منابع انرژی یا کنترل تنگهها. چنین نامی چارچوب تفسیر جنگ را به منطق رقابتهای ژئواستراتژیک نزدیک میکند؛ همان چارچوبی که در ادبیات قدرتهای بزرگ رایج است. در حالی که «جنگ رمضان» به جای آنکه جنگ را در منطق رقابتهای قدرت تعریف کند، آن را در افق مقاومت و پایداری اجتماعی معنا میکند. به بیان دیگر، نام جنگ را به «جغرافیا» تقلیل میدهد، اما نام جنگ رمضان آن را به «وضعیت تاریخی ـ اخلاقی» پیوند میزند.
سوم، از منظر گفتمانشناسی سیاسی، نام «خلیج فارس» در اینجا کارکردی هویتگرایانه دارد که میتواند ناخواسته به نوعی دوگانهسازی قومی یا ملی دامن بزند. استدلالهایی مبنی بر برجستهسازی هویت فارسی در برابر اقوام غیرایرانی، در واقع جنگ را در چارچوبی قومیتی صورتبندی میکند؛ در حالی که تجربه تاریخی ایران نشان میدهد انسجام اجتماعی در لحظات بحرانی بیشتر بر پایه همبستگی مدنی و دینی شکل گرفته است تا بر اساس تمایزات قومی. «رمضان» به عنوان یک نشانه زمانی ـ دینی، ظرفیت همبستگی گستردهتری دارد و جامعه را حول یک تجربه مشترک آیینی و معنوی گرد میآورد، نه حول یک تمایز قومی.
چهارم، نامگذاری مبتنی بر جغرافیا معمولاً زمانی معنا دارد که جغرافیا خود صحنه اصلی و تعیینکننده جنگ باشد. بسیاری از جنگهایی که به نام مناطق جغرافیایی شناخته میشوند (مانند جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱) به این دلیل چنین نامی گرفتهاند که محور اصلی عملیات در همان جغرافیا بوده است. اگر چنین وضعیتی هنوز تحقق نیافته یا حتی صرفاً در حد احتمال است، نامگذاری پیشاپیش بر اساس آن، نوعی پیشفرضگذاری روایی است. «جنگ رمضان» اما بر یک واقعیت قطعی استوار است: زمان وقوع جنگ.
پنجم، از منظر حافظه جمعی، نامهایی که واجد بار نمادین و عاطفی هستند ماندگاری بیشتری دارند. نمونه تاریخی در ایران «دفاع مقدس» است که صرفاً یک توصیف زمانی یا جغرافیایی نبود، بلکه یک چارچوب معنایی بود. «رمضان» نیز از همین جنس است: نشانهای که فوراً مجموعهای از معانی فرهنگی، دینی و عاطفی را فعال میکند. در حالی که «خلیج فارس» اگرچه از نظر هویتی مهم است، اما در این زمینه بیشتر نقش یک نشانه جغرافیایی دارد تا یک استعاره فرهنگی.
در نهایت، «جنگ رمضان» یک استعاره فشرده از وضعیت تاریخی جامعه را حمل میکند: جامعهای که در شرایط ریاضت و خویشتنداری دینی (حتی اقتصادی)، پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه و بحران اغتشاشی دی ماه، ناگهان با جنگ مواجه شده و در همان وضعیت معنوی از خود دفاع میکند. این نام هم زمانمند است، هم معنامند، و هم تجربه زیسته مردم را بازنمایی میکند. در مقابل، «جنگ خلیج فارس» بیش از آنکه تجربه اجتماعی جنگ را توضیح دهد، آن را در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیکی بازتعریف میکند.
به همین دلیل، اگر هدف از نامگذاری تثبیت یک روایت معنادار از جنگ در حافظه تاریخی باشد، «جنگ رمضان» از نظر گفتمانی نامی غنیتر، دقیقتر و حامل بار نمادین قویتری است.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشکل این فارسیزبانانِ جنگطلبِ خواهان عصر حجر این است که کارشناسان و رسانهچیهایشان امثال همین امید خلیلی و سالومه و تینا قاضیمراد و... هستند، که کف هنرشان طغرل بفرمایید شام و سقف هنرشان تونل زمانِ پر از فریب بوده...
امثال علی حمید و علی پیرهادی هم برای بیدار شدنشان دیر است؛ آن زمان که از ۱۸ و ۱۹ دی حمایت کردید پیمانهٔ هفت خط وطنفروشی را سر کشیدید...
نهایت بحث دیشب این وطنفروشان چه شد؟ اینکه اپوزیسیون باید یک ساختار نظامی مسلح تشکیل بدهد تا بتواند ادامه مسیر را از دست ترامپ بگیرد و خودش ادامه دهد.
شما حقیرتر از آن هستید که ارزش معاوضه داشته باشید تا فردای بعد از جنگ شما را برگردانند و جلوی چشم همین ملت محاکمه کنند.
کشورهای میزبان شما باید از این بخش دیاسپورای ایرانی تست سلامت روان بگیرند که بسیاری از این سلطنتطلبان یا IQ لازم را ندارند یا از منظر خشونتطلبی برای سایر شهروندانشان خطرناک هستند.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
امثال علی حمید و علی پیرهادی هم برای بیدار شدنشان دیر است؛ آن زمان که از ۱۸ و ۱۹ دی حمایت کردید پیمانهٔ هفت خط وطنفروشی را سر کشیدید...
نهایت بحث دیشب این وطنفروشان چه شد؟ اینکه اپوزیسیون باید یک ساختار نظامی مسلح تشکیل بدهد تا بتواند ادامه مسیر را از دست ترامپ بگیرد و خودش ادامه دهد.
شما حقیرتر از آن هستید که ارزش معاوضه داشته باشید تا فردای بعد از جنگ شما را برگردانند و جلوی چشم همین ملت محاکمه کنند.
کشورهای میزبان شما باید از این بخش دیاسپورای ایرانی تست سلامت روان بگیرند که بسیاری از این سلطنتطلبان یا IQ لازم را ندارند یا از منظر خشونتطلبی برای سایر شهروندانشان خطرناک هستند.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیدوارم خیلی زود این وطنفروشِ کودن دستگیر بشود... / و امثال او.
و به جای ضبط آن کلیپهای حرفهایشان و ابراز پشیمانیِ الکی بعد از دستگیری، او را به وسط میدان انقلاب و ونک ببرند و چشم در چشم همین مردم حرف بزند و جواب بشنود.
📞یک ماهه میدانهارو ول نمیکنن اینا....من میدونم نتانیاهو انسانه شرافت داره...تو رو خدا به «نتانیاهوی بزرگوار و شاهزاده رضای بزرگوار» بگید ما رو از دست اینها نجات بدن؛ داریم روانی میشم! اگر میخوان زیرساختها رو بزنن، بزنن، فقط اینها را بمباران کنن...🔴
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
و به جای ضبط آن کلیپهای حرفهایشان و ابراز پشیمانیِ الکی بعد از دستگیری، او را به وسط میدان انقلاب و ونک ببرند و چشم در چشم همین مردم حرف بزند و جواب بشنود.
📞یک ماهه میدانهارو ول نمیکنن اینا....من میدونم نتانیاهو انسانه شرافت داره...تو رو خدا به «نتانیاهوی بزرگوار و شاهزاده رضای بزرگوار» بگید ما رو از دست اینها نجات بدن؛ داریم روانی میشم! اگر میخوان زیرساختها رو بزنن، بزنن، فقط اینها را بمباران کنن...🔴
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
صبر استراتژیک
تا اینجا، این تمدن است که بر توحش چیره شده؛
اما کار تمام نشده.
مبادا راه را نیمهکاره رها کنیم!
راه پیشرو دشوارتر است.
از این صبر استراتژیک نه ذوق کنیم نه دق!
هوشیارانه، انگشت روی ماشه، دست روی تثبیت دستاوردهای حاصل شده، پا در میدان، سر در دیپلماسی و قلب ...
قلبهایِ از فراق مچالهای، که برای اربعین هم هنوز وقت سوگواریاش نرسیده، چون باید خیابان را با قدرت بیشتری حفظ کند.
از دسیسهها و توطئههای وطنفروشان و ضدانقلابان فرصتطلب غافل نشویم، مجالشان ندهیم.
شدت دغل و مکر دشمن را فراموش نکنیم و عرصه اطلاعاتی برایش مهیا نکنیم.
واقعبین باشیم اما تحلیلهای گمراهکننده و دلسردکننده ندهیم.
به جایش، از توانِ جمعی تا توانِ نظامی را بازسازی کنیم.
رضایتمندی برای زمانی است که اهدافی که برایش خون ریخته شده، حاصل شود.
لبیک گفتهایم، پس نه جلو بیفتیم نه عقب بمانیم.
همچنان وَ اِن یَکاد بخوانید و در فراز کنید.
و سرآخر
خراب آن کس که آبادت نخواهد وطن
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
تا اینجا، این تمدن است که بر توحش چیره شده؛
اما کار تمام نشده.
مبادا راه را نیمهکاره رها کنیم!
راه پیشرو دشوارتر است.
از این صبر استراتژیک نه ذوق کنیم نه دق!
هوشیارانه، انگشت روی ماشه، دست روی تثبیت دستاوردهای حاصل شده، پا در میدان، سر در دیپلماسی و قلب ...
قلبهایِ از فراق مچالهای، که برای اربعین هم هنوز وقت سوگواریاش نرسیده، چون باید خیابان را با قدرت بیشتری حفظ کند.
از دسیسهها و توطئههای وطنفروشان و ضدانقلابان فرصتطلب غافل نشویم، مجالشان ندهیم.
شدت دغل و مکر دشمن را فراموش نکنیم و عرصه اطلاعاتی برایش مهیا نکنیم.
واقعبین باشیم اما تحلیلهای گمراهکننده و دلسردکننده ندهیم.
به جایش، از توانِ جمعی تا توانِ نظامی را بازسازی کنیم.
رضایتمندی برای زمانی است که اهدافی که برایش خون ریخته شده، حاصل شود.
لبیک گفتهایم، پس نه جلو بیفتیم نه عقب بمانیم.
همچنان وَ اِن یَکاد بخوانید و در فراز کنید.
و سرآخر
خراب آن کس که آبادت نخواهد وطن
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
«اگر به نام عدالتخواهی و به نام انقلابیگری، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کردهایم، از خطّ امام منحرف شدهایم. اگر به نام انقلابیگری، به نام عدالتخواهی به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانی که از لحاظ فکری با ما مخالفند، امّا میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادهایم، از خطّ امام منحرف شدهایم. اگر بخواهیم به نام انقلابیگری و رفتار انقلابی، امنیت را از بخشی از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خطّ امام منحرف شدهایم.»
۱۳۹۰/۳/۱۴
از بیانات رهبر شهیدمان دربارهٔ انحراف از خط حضرت امام خمینی (رحمت خدا بر هر دو عزیزمان)
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
۱۳۹۰/۳/۱۴
از بیانات رهبر شهیدمان دربارهٔ انحراف از خط حضرت امام خمینی (رحمت خدا بر هر دو عزیزمان)
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
Forwarded from رسانه تصویری آن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقی امین، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from رسانه تصویری آن
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقی امین، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from رسانه تصویری آن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقی امین، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from رسانه تصویری آن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقی امین، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from رسانه تصویری آن
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقی امین، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from رسانه تصویری آن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقی امین، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
رسانه تصویری آن
⬅️ ارجاع دوباره به آنچه در این بریده عرض کردم...
پاسخ دادن مهم است، اما بیان پیشدستانه مهمتر.
بیان پیشدستانه به معنی بیان عجولانه و بیدقت نیست.
اگر به موقع، شفاف، صادقانه و صریح روایت درست را بیان نکنی، مجبور میشوی پاسخ بدهی.
وقتی پاسخ واکنشی میدهی، در چارچوب مفهومی طرف مقابل بازی میکنی و در رد و تکذیب و اصلاح و حتی تایید مشروط طرف مقابل مجبور میشوی با همان چارچوب مفهومی او واکنش نشان بدهی.
اما در روایت پیشدستانه، زمین معنا در دست توست، تو شرایط را تعیین میکنی و واژهها و مفاهیم را با آرایش مطلوب خود وارد زمین میکنی.
روایت پیشدستانه، روایت دست اول، اعتمادزا است؛ حتی اگر بر سر اقناعش بحث باشد.
روایتی که با فاصله بعد از غبار همهمه و شایعه و گله و پاسخهای موازی و بعضاً متناقض و ... بیان میشود، در همان ابتدا اعتمادزدوده شده و اقناع آتیاش نیز به مراتب دشوارتر است.
ناطقهٔ حکمرانی ما باید یاد بگیرد به موقع پیشدستانه روایت کند، هماهنگی درون ساختاری داشته باشد، اقناعکننده روایت کند، صادق و شفاف باشد و صرفاً بازیکنِ زمینِ بازیِ کلامیِ طرف مقابل نباشد؛ و در مقابل انفعال و بینظمیاش فقط مردم را به سعهٔ صدر و مغلوب نشدن در برابر فریبهای روانی طرف مقابل دعوت نکند!
#سامانه_پدافند_گفتمانی
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
پاسخ دادن مهم است، اما بیان پیشدستانه مهمتر.
بیان پیشدستانه به معنی بیان عجولانه و بیدقت نیست.
اگر به موقع، شفاف، صادقانه و صریح روایت درست را بیان نکنی، مجبور میشوی پاسخ بدهی.
وقتی پاسخ واکنشی میدهی، در چارچوب مفهومی طرف مقابل بازی میکنی و در رد و تکذیب و اصلاح و حتی تایید مشروط طرف مقابل مجبور میشوی با همان چارچوب مفهومی او واکنش نشان بدهی.
اما در روایت پیشدستانه، زمین معنا در دست توست، تو شرایط را تعیین میکنی و واژهها و مفاهیم را با آرایش مطلوب خود وارد زمین میکنی.
روایت پیشدستانه، روایت دست اول، اعتمادزا است؛ حتی اگر بر سر اقناعش بحث باشد.
روایتی که با فاصله بعد از غبار همهمه و شایعه و گله و پاسخهای موازی و بعضاً متناقض و ... بیان میشود، در همان ابتدا اعتمادزدوده شده و اقناع آتیاش نیز به مراتب دشوارتر است.
ناطقهٔ حکمرانی ما باید یاد بگیرد به موقع پیشدستانه روایت کند، هماهنگی درون ساختاری داشته باشد، اقناعکننده روایت کند، صادق و شفاف باشد و صرفاً بازیکنِ زمینِ بازیِ کلامیِ طرف مقابل نباشد؛ و در مقابل انفعال و بینظمیاش فقط مردم را به سعهٔ صدر و مغلوب نشدن در برابر فریبهای روانی طرف مقابل دعوت نکند!
#سامانه_پدافند_گفتمانی
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔖 #روایت_جنگ | #یادداشت
🔻صدایِ ایستادگی، نه صدایِ شکستن استخوانها
▫️از خطای استعاری تا خطای محاسباتی دشمن
از منظر شناختی، استعارهٔ «شکستن استخوانهای نظام» در بستر فرهنگی ایران کارکرد ندارد، زیرا با طرحوارههای بنیادی ذهن ایرانی ناسازگار است. در ذهن مردمی که شهادت را حیات میدانند، شکست، مرگ نیست بلکه آغاز تولدی دیگر است. این تصویر، بدن ایران را بدنی منفعل و شکننده میپندارد؛ حال آنکه در واقعیت تاریخی، این بدن موجودی خودترمیمگر است. استخوانهایش اگر هم ترک بردارند، دوباره جوش میخورند؛ و گاه از دل همان شکست، نیرویی تازه برای ایستادن زاده میشود.
از همین رو، آنچه دشمنان میپندارند «صدای شکستن استخوان» است، در گوش تاریخ ایران بیشتر شبیه صدای ایستادن دوباره پیکری است که هنوز زنده است و هنوز میتپد.
✍️ دکتر تینا چهارسوقی امین، مدرس دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
🖇نسخه کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
🔖 روایت جنگ را در کانال ایتای مجله خردورزی بخوانید:
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
🔻صدایِ ایستادگی، نه صدایِ شکستن استخوانها
▫️از خطای استعاری تا خطای محاسباتی دشمن
از منظر شناختی، استعارهٔ «شکستن استخوانهای نظام» در بستر فرهنگی ایران کارکرد ندارد، زیرا با طرحوارههای بنیادی ذهن ایرانی ناسازگار است. در ذهن مردمی که شهادت را حیات میدانند، شکست، مرگ نیست بلکه آغاز تولدی دیگر است. این تصویر، بدن ایران را بدنی منفعل و شکننده میپندارد؛ حال آنکه در واقعیت تاریخی، این بدن موجودی خودترمیمگر است. استخوانهایش اگر هم ترک بردارند، دوباره جوش میخورند؛ و گاه از دل همان شکست، نیرویی تازه برای ایستادن زاده میشود.
از همین رو، آنچه دشمنان میپندارند «صدای شکستن استخوان» است، در گوش تاریخ ایران بیشتر شبیه صدای ایستادن دوباره پیکری است که هنوز زنده است و هنوز میتپد.
✍️ دکتر تینا چهارسوقی امین، مدرس دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
🖇نسخه کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
🔖 روایت جنگ را در کانال ایتای مجله خردورزی بخوانید:
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
Forwarded from رسانه فکرت|گفتگو،تحلیل،آگاهی
🎧 گفتگوی اختصاصی فکرت
🔶 موضوع | «چالشهای روایت حماسه و واقعگرایی»
🎙 تینا چهارسوقی امین
(دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل)
📆 ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
📍 #پادکست | #جنگنامه
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
🔶 موضوع | «چالشهای روایت حماسه و واقعگرایی»
🎙 تینا چهارسوقی امین
(دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل)
📆 ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
📍 #پادکست | #جنگنامه
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
Forwarded from رسانه فکرت|گفتگو،تحلیل،آگاهی
1405.01.26 تینا امین
<unknown>
🎙 #پادکست | نسبت زبانمندی حماسه و واقعگرایی
به مناسبت ایام اربعین شهادت رهبری
👤 #تینا_چهارسوقی_امین
02:00 | بعثت مردم، چگونگی انجام رسالت
08:00 | شجاعت و جسارت مردم در رسالت
13:00 | چگونه باید حماسه را روایت کرد؟
17:00 | پاتوسی ارزشمند است که از دل لوگوس بیاید
26:00 | همیشه در زمین دوم روایت هستیم
30:00 |روایت آوینی چگونه باید باشد؟
33:00 | رتوریک صداقت
40:00 | ریشه نگاه یاس آلود نخبگان کجاست
47:00 | تعالی باید در همه حوزهها باشد
01:00:00 | اشتباهات رسانه ای حاکمیت
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
به مناسبت ایام اربعین شهادت رهبری
👤 #تینا_چهارسوقی_امین
02:00 | بعثت مردم، چگونگی انجام رسالت
08:00 | شجاعت و جسارت مردم در رسالت
13:00 | چگونه باید حماسه را روایت کرد؟
17:00 | پاتوسی ارزشمند است که از دل لوگوس بیاید
26:00 | همیشه در زمین دوم روایت هستیم
30:00 |روایت آوینی چگونه باید باشد؟
33:00 | رتوریک صداقت
40:00 | ریشه نگاه یاس آلود نخبگان کجاست
47:00 | تعالی باید در همه حوزهها باشد
01:00:00 | اشتباهات رسانه ای حاکمیت
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
⁉️چرا بیانیهٔ جبهه اصلاحات با منطق مقاومت در تعارض است؟
✍🏻 واکاوی انتقادی بیانیهٔ ۱ اردیبهشت جبهه اصلاحات
باز هم بیانیهای دیگر که یا با بیدقتی نوشته شده یا آگاهانه مقابل منطق راهبردی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. بیانیهای که در حمایت از مسیر دیپلماسی منتشر شده است، در ظاهر تلاش میکند میان میدان و مذاکره پیوند برقرار کند و از «دیپلماسی مقتدرانه» سخن بگوید، اما اگر آن را در چارچوب منطق مقاومت و ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی تحلیل کنیم، چند جابهجایی مهم گفتمانی در آن دیده میشود که با روح عزتمندی و تجربه تاریخی سیاست خارجی جمهوری اسلامی سازگار نیست.
1️⃣ نخستین نکته، جایگاهی است که این بیانیه برای دیپلماسی تعریف میکند. در متن، دیپلماسی «عالیترین تجلی حکمرانی مدرن برای حلوفصل منازعات» معرفی شده است. این گزاره در ظاهر جملهای عمومی به نظر میرسد، اما در واقع دیپلماسی را از سطح یک ابزار در منظومه قدرت ملی به سطح یک ارزش برتر ارتقا میدهد. در حالی که در منطق راهبردی جمهوری اسلامی، دیپلماسی یکی از ابزارهای پیشبرد اهداف کلان انقلاب است و نه نقطه اوج عقلانیت سیاسی. تجربه چهار دهه اخیر نیز نشان داده است که آنچه به دیپلماسی ایران اعتبار میبخشد، نه خود مذاکره بلکه اقتدار میدانی، قدرت بازدارندگی و توان مقاومت در برابر فشارهاست. بنابراین تبدیل دیپلماسی به عالیترین تجلی حکمرانی، نوعی جابهجایی مفهومی است که با منطق مقاومت فاصله دارد.
2️⃣ دومین مسئله به پیشفرضی بازمیگردد که در عبارت «بازگرداندن کشور به توازن راهبردی در نظم منطقهای و جهانی» نهفته است. این جمله به طور ضمنی چنین القا میکند که ایران باید به نوعی توازن در نظم موجود جهانی بازگردد؛ گویی مسئله اصلی، تطبیق با ساختار نظم بینالمللی است. حال آنکه گفتمان انقلاب اسلامی اساساً بر نقد همین نظم مسلط شکل گرفته است. جمهوری اسلامی خود را صرفاً بازیگری برای انطباق با نظم هژمونیک نمیداند، بلکه به دنبال تغییر موازنهها و شکلدهی به نظمی عادلانهتر است. از این منظر، مفروض گرفتن مشروعیت نظم موجود و سخن گفتن از بازگشت به آن، با روح استقلالطلبانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی همخوانی کامل ندارد.
3️⃣ نکته سوم به نحوه صورتبندی نسبت میان میدان و دیپلماسی مربوط میشود. در متن بیانیه تأکید شده است که همه داراییها و ابزارهای قدرت ملی باید در خدمت موفقیت دیپلماسی قرار گیرند. در حالی که در منطق مقاومت، نسبت این دو دقیقاً برعکس تعریف میشود: قدرت میدانی و توان بازدارندگی پشتوانه دیپلماسی است، نه اینکه میدان در خدمت موفقیت مذاکره قرار گیرد. دیپلماسی زمانی مؤثر است که بر قدرت واقعی تکیه داشته باشد، اما این به معنای آن نیست که هدف نهایی سیاست ملی، موفقیت در میز مذاکره باشد. هدف اصلی، حفظ استقلال، امنیت و عزت کشور است و دیپلماسی تنها یکی از ابزارهای تحقق این هدف به شمار میرود.
ادامه دارد....
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
✍🏻 واکاوی انتقادی بیانیهٔ ۱ اردیبهشت جبهه اصلاحات
باز هم بیانیهای دیگر که یا با بیدقتی نوشته شده یا آگاهانه مقابل منطق راهبردی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. بیانیهای که در حمایت از مسیر دیپلماسی منتشر شده است، در ظاهر تلاش میکند میان میدان و مذاکره پیوند برقرار کند و از «دیپلماسی مقتدرانه» سخن بگوید، اما اگر آن را در چارچوب منطق مقاومت و ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی تحلیل کنیم، چند جابهجایی مهم گفتمانی در آن دیده میشود که با روح عزتمندی و تجربه تاریخی سیاست خارجی جمهوری اسلامی سازگار نیست.
1️⃣ نخستین نکته، جایگاهی است که این بیانیه برای دیپلماسی تعریف میکند. در متن، دیپلماسی «عالیترین تجلی حکمرانی مدرن برای حلوفصل منازعات» معرفی شده است. این گزاره در ظاهر جملهای عمومی به نظر میرسد، اما در واقع دیپلماسی را از سطح یک ابزار در منظومه قدرت ملی به سطح یک ارزش برتر ارتقا میدهد. در حالی که در منطق راهبردی جمهوری اسلامی، دیپلماسی یکی از ابزارهای پیشبرد اهداف کلان انقلاب است و نه نقطه اوج عقلانیت سیاسی. تجربه چهار دهه اخیر نیز نشان داده است که آنچه به دیپلماسی ایران اعتبار میبخشد، نه خود مذاکره بلکه اقتدار میدانی، قدرت بازدارندگی و توان مقاومت در برابر فشارهاست. بنابراین تبدیل دیپلماسی به عالیترین تجلی حکمرانی، نوعی جابهجایی مفهومی است که با منطق مقاومت فاصله دارد.
2️⃣ دومین مسئله به پیشفرضی بازمیگردد که در عبارت «بازگرداندن کشور به توازن راهبردی در نظم منطقهای و جهانی» نهفته است. این جمله به طور ضمنی چنین القا میکند که ایران باید به نوعی توازن در نظم موجود جهانی بازگردد؛ گویی مسئله اصلی، تطبیق با ساختار نظم بینالمللی است. حال آنکه گفتمان انقلاب اسلامی اساساً بر نقد همین نظم مسلط شکل گرفته است. جمهوری اسلامی خود را صرفاً بازیگری برای انطباق با نظم هژمونیک نمیداند، بلکه به دنبال تغییر موازنهها و شکلدهی به نظمی عادلانهتر است. از این منظر، مفروض گرفتن مشروعیت نظم موجود و سخن گفتن از بازگشت به آن، با روح استقلالطلبانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی همخوانی کامل ندارد.
3️⃣ نکته سوم به نحوه صورتبندی نسبت میان میدان و دیپلماسی مربوط میشود. در متن بیانیه تأکید شده است که همه داراییها و ابزارهای قدرت ملی باید در خدمت موفقیت دیپلماسی قرار گیرند. در حالی که در منطق مقاومت، نسبت این دو دقیقاً برعکس تعریف میشود: قدرت میدانی و توان بازدارندگی پشتوانه دیپلماسی است، نه اینکه میدان در خدمت موفقیت مذاکره قرار گیرد. دیپلماسی زمانی مؤثر است که بر قدرت واقعی تکیه داشته باشد، اما این به معنای آن نیست که هدف نهایی سیاست ملی، موفقیت در میز مذاکره باشد. هدف اصلی، حفظ استقلال، امنیت و عزت کشور است و دیپلماسی تنها یکی از ابزارهای تحقق این هدف به شمار میرود.
ادامه دارد....
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
4️⃣ چهارمین نکته به نوع مواجهه بیانیه با منتقدان مذاکرات مربوط میشود. در متن آمده است که «دیپلماسیگریزی» میتواند به اندازه «گریز از صحنه نبرد» به اقتدار ملی لطمه بزند. این نوع صورتبندی، در عمل نوعی معادلسازی میان نقد مذاکره و نوعی رفتار غیرعقلانی یا هراسآلود ایجاد میکند. حال آنکه در تجربه تاریخی جمهوری اسلامی، تردید نسبت به مذاکره با قدرتهای بدعهد نه از سر ترس از دیپلماسی، بلکه از دل تجربههای عینی بدعهدی و بیاعتمادی شکل گرفته است. مخالفت با برخی مذاکرات یا توافقها الزاماً به معنای مخالفت با اصل دیپلماسی نیست، بلکه میتواند ناشی از تحلیل متفاوت نسبت به رفتار طرف مقابل باشد.
5️⃣ پنجمین مسئله به کاربرد مفاهیمی مانند «نظم مبتنی بر قواعد بینالمللی» بازمیگردد. این اصطلاح در ادبیات روابط بینالملل غالباً به همان نظمی اشاره دارد که قدرتهای غربی آن را طراحی و مدیریت میکنند. استفاده مثبت و بیچالش از این مفهوم، بدون توجه به ماهیت نابرابر آن، میتواند نوعی پذیرش ضمنی همان ساختاری تلقی شود که جمهوری اسلامی همواره آن را نقد کرده است. در حالی که نگاه مقاومت بر این نکته تأکید دارد که بسیاری از این قواعد، نه قواعدی بیطرف بلکه ابزارهایی در خدمت حفظ برتری قدرتهای بزرگ هستند.
6️⃣ در نهایت، بیانیه با این ادعا به پایان میرسد که هرگونه تضعیف مذاکرهکنندگان یا طرح اختلافات داخلی میتواند «بازی در زمین بدخواهان» تلقی شود. چنین گزارهای عملاً مرز میان نقد دلسوزانه و تخریب را مخدوش میکند. در سنت سیاسی جمهوری اسلامی، نقد درونگفتمانی و بحث درباره سیاستهای کلان همواره وجود داشته و بخشی از پویایی نظام بوده است. تبدیل هرگونه نقد به نوعی همراهی با دشمن، نه تنها کمکی به تقویت عقلانیت تصمیمگیری نمیکند، بلکه فضای گفتوگوی کارشناسی را نیز محدود میسازد.
در مجموع، این بیانیه هرچند میکوشد از پیوند میدان و دیپلماسی سخن بگوید، اما در سطح مفاهیم و پیشفرضهای گفتمانی بیشتر به یک چارچوب «دیپلماسیمحور» نزدیک میشود تا «مقاومتمحور». در حالی که تجربه راهبردی جمهوری اسلامی نشان داده است که عزت و اقتدار ملی نه از مسیر اولویت دادن به مذاکره، بلکه از ترکیب قدرت، بازدارندگی، استقلال و دیپلماسی هوشمندانه به دست میآید؛ دیپلماسیای که در خدمت راهبرد مقاومت باشد، نه جایگزین آن.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
5️⃣ پنجمین مسئله به کاربرد مفاهیمی مانند «نظم مبتنی بر قواعد بینالمللی» بازمیگردد. این اصطلاح در ادبیات روابط بینالملل غالباً به همان نظمی اشاره دارد که قدرتهای غربی آن را طراحی و مدیریت میکنند. استفاده مثبت و بیچالش از این مفهوم، بدون توجه به ماهیت نابرابر آن، میتواند نوعی پذیرش ضمنی همان ساختاری تلقی شود که جمهوری اسلامی همواره آن را نقد کرده است. در حالی که نگاه مقاومت بر این نکته تأکید دارد که بسیاری از این قواعد، نه قواعدی بیطرف بلکه ابزارهایی در خدمت حفظ برتری قدرتهای بزرگ هستند.
6️⃣ در نهایت، بیانیه با این ادعا به پایان میرسد که هرگونه تضعیف مذاکرهکنندگان یا طرح اختلافات داخلی میتواند «بازی در زمین بدخواهان» تلقی شود. چنین گزارهای عملاً مرز میان نقد دلسوزانه و تخریب را مخدوش میکند. در سنت سیاسی جمهوری اسلامی، نقد درونگفتمانی و بحث درباره سیاستهای کلان همواره وجود داشته و بخشی از پویایی نظام بوده است. تبدیل هرگونه نقد به نوعی همراهی با دشمن، نه تنها کمکی به تقویت عقلانیت تصمیمگیری نمیکند، بلکه فضای گفتوگوی کارشناسی را نیز محدود میسازد.
در مجموع، این بیانیه هرچند میکوشد از پیوند میدان و دیپلماسی سخن بگوید، اما در سطح مفاهیم و پیشفرضهای گفتمانی بیشتر به یک چارچوب «دیپلماسیمحور» نزدیک میشود تا «مقاومتمحور». در حالی که تجربه راهبردی جمهوری اسلامی نشان داده است که عزت و اقتدار ملی نه از مسیر اولویت دادن به مذاکره، بلکه از ترکیب قدرت، بازدارندگی، استقلال و دیپلماسی هوشمندانه به دست میآید؛ دیپلماسیای که در خدمت راهبرد مقاومت باشد، نه جایگزین آن.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔻*زن ایرانی، از خیابان ۵۷ تا خیابان جنگ رمضان (۱)*
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️#یادداشت_اختصاصی
در تاریخ تحولات اجتماعی ایران، برخی لحظهها چنان تراکمی از اراده اجتماعی و معنای تاریخی در خود دارند که میتوان آنها را «لحظههای جهش گفتمانی» نامید. انقلاب اسلامی یکی از این لحظههاست؛ رخدادی که نه صرفاً در سطح قدرت سیاسی، بلکه در سطح معنا و هویت اجتماعی جامعه ایرانی دگرگونی آفرید. در میان همه عناصر این تحول، نقشآفرینی زنان جایگاهی ممتاز دارد؛ تا آنجا که امام خمینی(ره) در توصیف این دگرگونی تصریح کردند: «آنچه در ایران بزرگتر از هر چیز بود، تحولی است که در بانوان ایران حاصل شد» (۲/۳/۱۳۶۰). این گزاره در واقع بیانگر یک قاعده گفتمانی است: هرگاه زنان به متن تحولات اجتماعی وارد شوند، تاریخ شتابی دیگر مییابد.
در گفتمان انقلاب اسلامی، زن نه بهعنوان یک کنشگر حاشیهای، بلکه بهمثابه یکی از پیشرانهای اصلی تحول اجتماعی تعریف شد. این تعریف تازه، بخشی از بازآرایی معنایی جامعه ایرانی بود. زن انقلابی در این چارچوب هم حامل هویت فرهنگی و دینی جامعه بود و هم عامل کنش اجتماعی و سیاسی. به همین دلیل امام خمینی (ره) در همان سالهای نخست انقلاب با صراحت از ضرورت گسترش میدان حضور زنان سخن گفتند: «خواهرهایی که تاکنون داخل مسائل روز نبودند، داخل بشوند» (۲۹/۶/۱۳۵۸). این فراخوان، صرفاً دعوت به مشارکت اجتماعی نبود؛ بلکه تثبیت جایگاه زن بهعنوان سوژه فعال در تحولات تاریخی جامعه به شمار میآمد.
همین منطق گفتمانی امروز نیز در آنچه از آن بهعنوان «جنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم» یاد میشود، قابل مشاهده است. اگر جنگ تحمیلی نخست در میدان نظامی و دفاع مقدس شکل گرفت و مراحل بعدی آن در عرصههای امنیتی و منطقهای ادامه یافت، مرحله کنونی از منظر قدرت نرم بیش از هر چیز در میدان افکار عمومی، فرهنگ، اقتصاد اجتماعی و زیست روزمره جریان دارد. در چنین میدانی، مقاومت بیش از آنکه در خطوط کلاسیک نبرد شکل گیرد، در شبکههای اجتماعیِ جامعه و در کنشهای روزمره مردم معنا پیدا میکند. در این میان، زنان به دلیل جایگاه ویژهشان در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه، بار دیگر در خط مقدم تولید امید اجتماعی، حفظ همبستگی و تقویت سرمایه اجتماعی قرار گرفتهاند.
اما درست در همین نقطه است که تقابل گفتمانی نیز آشکار میشود. زیرا هرجا یک نیروی اجتماعی به عنصر پیشران تبدیل شود، تلاش برای مصادره معنای آن نیز آغاز میشود. به عنوان مثال در سال ۱۴۰۱، یکی از مهمترین راهبردهای خط تحریف و آشوب، دقیقاً بر همین محور شکل گرفت: بهرهبرداری از ارزش و جایگاه زن در جامعه ایرانی برای تعریف نوعی کنشگری جعلی و فرعی. در این روایت بدیل، تلاش شد تا مسئلهای مانند حجاب بهعنوان «محور مبارزه زن ایرانی» بازنمایی شود؛ گویی هویت و کنش تاریخی زن ایرانی در نزاعی تقلیلیافته بر سر یک نماد ظاهری خلاصه میشود.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️#یادداشت_اختصاصی
در تاریخ تحولات اجتماعی ایران، برخی لحظهها چنان تراکمی از اراده اجتماعی و معنای تاریخی در خود دارند که میتوان آنها را «لحظههای جهش گفتمانی» نامید. انقلاب اسلامی یکی از این لحظههاست؛ رخدادی که نه صرفاً در سطح قدرت سیاسی، بلکه در سطح معنا و هویت اجتماعی جامعه ایرانی دگرگونی آفرید. در میان همه عناصر این تحول، نقشآفرینی زنان جایگاهی ممتاز دارد؛ تا آنجا که امام خمینی(ره) در توصیف این دگرگونی تصریح کردند: «آنچه در ایران بزرگتر از هر چیز بود، تحولی است که در بانوان ایران حاصل شد» (۲/۳/۱۳۶۰). این گزاره در واقع بیانگر یک قاعده گفتمانی است: هرگاه زنان به متن تحولات اجتماعی وارد شوند، تاریخ شتابی دیگر مییابد.
در گفتمان انقلاب اسلامی، زن نه بهعنوان یک کنشگر حاشیهای، بلکه بهمثابه یکی از پیشرانهای اصلی تحول اجتماعی تعریف شد. این تعریف تازه، بخشی از بازآرایی معنایی جامعه ایرانی بود. زن انقلابی در این چارچوب هم حامل هویت فرهنگی و دینی جامعه بود و هم عامل کنش اجتماعی و سیاسی. به همین دلیل امام خمینی (ره) در همان سالهای نخست انقلاب با صراحت از ضرورت گسترش میدان حضور زنان سخن گفتند: «خواهرهایی که تاکنون داخل مسائل روز نبودند، داخل بشوند» (۲۹/۶/۱۳۵۸). این فراخوان، صرفاً دعوت به مشارکت اجتماعی نبود؛ بلکه تثبیت جایگاه زن بهعنوان سوژه فعال در تحولات تاریخی جامعه به شمار میآمد.
همین منطق گفتمانی امروز نیز در آنچه از آن بهعنوان «جنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم» یاد میشود، قابل مشاهده است. اگر جنگ تحمیلی نخست در میدان نظامی و دفاع مقدس شکل گرفت و مراحل بعدی آن در عرصههای امنیتی و منطقهای ادامه یافت، مرحله کنونی از منظر قدرت نرم بیش از هر چیز در میدان افکار عمومی، فرهنگ، اقتصاد اجتماعی و زیست روزمره جریان دارد. در چنین میدانی، مقاومت بیش از آنکه در خطوط کلاسیک نبرد شکل گیرد، در شبکههای اجتماعیِ جامعه و در کنشهای روزمره مردم معنا پیدا میکند. در این میان، زنان به دلیل جایگاه ویژهشان در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه، بار دیگر در خط مقدم تولید امید اجتماعی، حفظ همبستگی و تقویت سرمایه اجتماعی قرار گرفتهاند.
اما درست در همین نقطه است که تقابل گفتمانی نیز آشکار میشود. زیرا هرجا یک نیروی اجتماعی به عنصر پیشران تبدیل شود، تلاش برای مصادره معنای آن نیز آغاز میشود. به عنوان مثال در سال ۱۴۰۱، یکی از مهمترین راهبردهای خط تحریف و آشوب، دقیقاً بر همین محور شکل گرفت: بهرهبرداری از ارزش و جایگاه زن در جامعه ایرانی برای تعریف نوعی کنشگری جعلی و فرعی. در این روایت بدیل، تلاش شد تا مسئلهای مانند حجاب بهعنوان «محور مبارزه زن ایرانی» بازنمایی شود؛ گویی هویت و کنش تاریخی زن ایرانی در نزاعی تقلیلیافته بر سر یک نماد ظاهری خلاصه میشود.
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔻*زن ایرانی، از خیابان ۵۷ تا خیابان جنگ رمضان (۲)*
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️#یادداشت_اختصاصی
اگر از منظر تحلیل گفتمانی نگاه کنیم، این راهبرد در واقع کوششی برای گسستن پیوستار تاریخی نقشآفرینی زنان در انقلاب اسلامی است. زن ایرانی که در گفتمان انقلاب بهعنوان کنشگری مسئول در قبال سرنوشت جامعه تعریف شده بود، در این روایت تحریفشده به سوژهای تقلیل مییابد که کنش سیاسی او صرفاً در قالب اعتراض به یک هنجار فرهنگی معنا پیدا میکند. به بیان دیگر، اگر گفتمان انقلاب اسلامی زن را در مقام سازنده جامعه معرفی میکند، روایت تحریفشده میکوشد او را در سطح یک کنش نمادین محدود کند.
با این حال، تجربه تاریخی جامعه ایرانی نشان داده است که این پیوستار گفتمانی بهآسانی گسسته نمیشود. درست همانگونه که در سالهای انقلاب، زنان با تنوع نگرشها، طبقات، خاستگاههای فرهنگی و سبکهای کنش، در خیابانهای انقلاب حضور یافتند و حرکت مردمی را از یک اعتراض صرف به یک تحول اجتماعی فراگیر ارتقا دادند، امروز نیز در میدان چندوجهی «خیابان جنگ رمضان» همین الگوی حضور متکثر در حال بازآفرینی است. از زنان کارآفرین تا مادران محلات، از دانشجویان تا فعالان فرهنگی، از کنشگران داوطلب در شبکههای امدادی تا زنان پیشبرنده ابتکارات محلی، هرکدام به شکلی متمایز در پایداری اجتماعی، مدیریت بحرانهای اقتصادی-روانی و تقویت همبستگی محلی نقشآفرینی میکنند. این حضور نه یک حضور نمایشی، بلکه کنشی عمیقاً اجتماعی و برخاسته از زیست واقعی زنان در بطن جامعه است.
به همین اعتبار، شباهت میان نقش زنان در معجزه انقلاب اسلامی و نقش آنان در مقاومت اجتماعی امروز کاملاً عینی و ملموس است. در انقلاب، خیابان صحنه ظهور زنانی بود که با حضور متنوع و چندلایهشان روح مردمی انقلاب را شکل دادند و در تجربه جنگ رمضان نیز صحنه نشاندهندهٔ همان تنوع و تکثر است. حضور زنان در این میدانها نه تماشاگرانه است و نه منفعل؛ بلکه تجسد همان منطق گفتمانی است که انقلاب اسلامی بنا نهاد:
زن ایرانی، حامل امید، معمار همبستگی، و یکی از نیروهای اصلی شکلدهنده به پویایی تاریخی جامعه.
در پایان یاد بریدهای از کتاب «آتش بدون دود» نادر ابراهیمی افتادم: «دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است. مردان، انگار که برای حضور در معرکه سیاست به دنیا میآیند؛ اما زنان، بر این میدان منت میگذارند که پا در آن مینهند.
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...»
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
تینا چهارسوقی امین
مدرس دانشگاه، پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔸️#یادداشت_اختصاصی
اگر از منظر تحلیل گفتمانی نگاه کنیم، این راهبرد در واقع کوششی برای گسستن پیوستار تاریخی نقشآفرینی زنان در انقلاب اسلامی است. زن ایرانی که در گفتمان انقلاب بهعنوان کنشگری مسئول در قبال سرنوشت جامعه تعریف شده بود، در این روایت تحریفشده به سوژهای تقلیل مییابد که کنش سیاسی او صرفاً در قالب اعتراض به یک هنجار فرهنگی معنا پیدا میکند. به بیان دیگر، اگر گفتمان انقلاب اسلامی زن را در مقام سازنده جامعه معرفی میکند، روایت تحریفشده میکوشد او را در سطح یک کنش نمادین محدود کند.
با این حال، تجربه تاریخی جامعه ایرانی نشان داده است که این پیوستار گفتمانی بهآسانی گسسته نمیشود. درست همانگونه که در سالهای انقلاب، زنان با تنوع نگرشها، طبقات، خاستگاههای فرهنگی و سبکهای کنش، در خیابانهای انقلاب حضور یافتند و حرکت مردمی را از یک اعتراض صرف به یک تحول اجتماعی فراگیر ارتقا دادند، امروز نیز در میدان چندوجهی «خیابان جنگ رمضان» همین الگوی حضور متکثر در حال بازآفرینی است. از زنان کارآفرین تا مادران محلات، از دانشجویان تا فعالان فرهنگی، از کنشگران داوطلب در شبکههای امدادی تا زنان پیشبرنده ابتکارات محلی، هرکدام به شکلی متمایز در پایداری اجتماعی، مدیریت بحرانهای اقتصادی-روانی و تقویت همبستگی محلی نقشآفرینی میکنند. این حضور نه یک حضور نمایشی، بلکه کنشی عمیقاً اجتماعی و برخاسته از زیست واقعی زنان در بطن جامعه است.
به همین اعتبار، شباهت میان نقش زنان در معجزه انقلاب اسلامی و نقش آنان در مقاومت اجتماعی امروز کاملاً عینی و ملموس است. در انقلاب، خیابان صحنه ظهور زنانی بود که با حضور متنوع و چندلایهشان روح مردمی انقلاب را شکل دادند و در تجربه جنگ رمضان نیز صحنه نشاندهندهٔ همان تنوع و تکثر است. حضور زنان در این میدانها نه تماشاگرانه است و نه منفعل؛ بلکه تجسد همان منطق گفتمانی است که انقلاب اسلامی بنا نهاد:
زن ایرانی، حامل امید، معمار همبستگی، و یکی از نیروهای اصلی شکلدهنده به پویایی تاریخی جامعه.
در پایان یاد بریدهای از کتاب «آتش بدون دود» نادر ابراهیمی افتادم: «دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است. مردان، انگار که برای حضور در معرکه سیاست به دنیا میآیند؛ اما زنان، بر این میدان منت میگذارند که پا در آن مینهند.
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...»
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک
🔴 در برنامهای چند جمله عرض کرده بودم که گویا صلاح ندانستند و به همراه چند جملهٔ دیگر حذفش کردند:
«کمترین احترام به مردمی که تمام این شبها خودجوش در خیابان هستند و نشان دادند پای ارزشها و آرمانهای نظام و وطن هستند، این است که شفاف و صادقانه و صریح با آنها حرف بزنیم و آگاهشان کنیم.
مثلا الان که هیئتی از مسئولان در حال مذاکره در #پاکستان هستند، مردم حق دارند از جزئیات این رویداد صادقانه و در چارچوب خطوط امنیتی مطلع شوند.
ایران که مثل آمریکا ۳۰۰ نفر نفرستاده، بلکه حدوداً ۸۶ نفر هیئت اعزامی را تشکیل میدهند. مردم حتی حق دارند بدانند حضور این افراد چه معنیای دارد و هرکدام با چه توجیه و خاصیتی همراه هئیت شدهاند و چه کاراییای دارند. حتی از #متن نشستها و روند مذاکرات نه به صورت کلیگویی بلکه آنچه شایستهاست بداند ضمن حفظ خطوط امنیتی. و... »
حالا کاری ندارم چرا در برنامه مذکور این جملات به همراه چند مورد دیگر حذف شد؛ الان حرفم ضرورت همان شفافسازی صادقانهای است که عرض کرده بودم.
🔺اینکه مردم بدانند چرا فلان چهرههای رسانهای از خبرگزاریها به این سفر رفتهاند، ضمن ایجاد مطالبه به حق از اطلاعرسانی دقیق آنها، باعث میشد بازار کلیگویی و دروغ و شایعه و تحلیلهای ضد و نقیض و... کمتر مردم را فریب دهد.
اما نه تنها این موارد انجام نشد، بلکه نه حضور اهالی رسانه، نه حضور مشاوران خاص، نه مسئولین خاص، هیچکدام شفاف نشد و امروز میبینیم خروجیها هم چندان موثر هم نبوده...
چون یا در مقام سکوت و ابهام و پردهپوشی و توجیه هستند یا دروغ به هم بافتن و گزارشهای کلیگویی و حتی کذب و تحلیلهای تخیلی...
یک نفر هم که بالاخره دست به شفافسازی و بیان حقایق زد، با این همه روز فاصلهٔ زمانی بوده، در صورتی که انتظار واقعی از حضور آقای نبویان این بود که در بدو بازگشت به ایران، این شفافسازی را در حق مردم انجام دهند. (الحمدلله که بالاخره انجام شد...)
🔺این میان چه اتفاقی میان مردم افتاد؟
بازار شایعهپردازی داغ شد،
تعلیق اطلاعرسانی ذهن و کنجکاوی به حق مردم را فرسایش داد
و علیه مطلعینی که به حق و با آگاهی در سخنرانیها مردم را مطلع میکردند، هجمه شد و پروژههای رسانهای برای خراب کردن، تضعیف و غبارآلود کردن فضای پرسشها و مطالبات و آگاهیبخشی آنها، کلید خورد.
درست است که دوستان و اطرافیان پروژه بگیرمان هم عیانتر شدند، اما از این همه نااهلی چه سود؟
⚠️ چه زمانی بالاخره متوجه میشوید که باید به موقع، شفاف، صریح و صادقانه (با حفظ چارچوب امنیتی از آنچه باید بدانند) با مردم حرف بزنید؟ نمیشود از مردم انتظار داشته باشید سنگر خیابان را محکم حفظ کنند و خوراک دلگرمی و پشتوانه سیاسی و اجتماعی برای شما فراهم کنند، اما نه تنها در اطلاعرسانی به رسمیت نشناسیدشان بلکه در پشت صحنه خطوط قرمز رهبری را نیز رد کنید!!! مگر غیر این است که همان خطوط قرمز اتفاقاً بر حفظ منافع ملی و امنیت ملی بنا شده است؟ پس عدول از آنها چه توجیهی دارد؟
🔴 اعتماد مردم را به بازی نگیرید و به اسم امر ولی، رفتار دیگری نکنید!
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
«کمترین احترام به مردمی که تمام این شبها خودجوش در خیابان هستند و نشان دادند پای ارزشها و آرمانهای نظام و وطن هستند، این است که شفاف و صادقانه و صریح با آنها حرف بزنیم و آگاهشان کنیم.
مثلا الان که هیئتی از مسئولان در حال مذاکره در #پاکستان هستند، مردم حق دارند از جزئیات این رویداد صادقانه و در چارچوب خطوط امنیتی مطلع شوند.
ایران که مثل آمریکا ۳۰۰ نفر نفرستاده، بلکه حدوداً ۸۶ نفر هیئت اعزامی را تشکیل میدهند. مردم حتی حق دارند بدانند حضور این افراد چه معنیای دارد و هرکدام با چه توجیه و خاصیتی همراه هئیت شدهاند و چه کاراییای دارند. حتی از #متن نشستها و روند مذاکرات نه به صورت کلیگویی بلکه آنچه شایستهاست بداند ضمن حفظ خطوط امنیتی. و... »
حالا کاری ندارم چرا در برنامه مذکور این جملات به همراه چند مورد دیگر حذف شد؛ الان حرفم ضرورت همان شفافسازی صادقانهای است که عرض کرده بودم.
🔺اینکه مردم بدانند چرا فلان چهرههای رسانهای از خبرگزاریها به این سفر رفتهاند، ضمن ایجاد مطالبه به حق از اطلاعرسانی دقیق آنها، باعث میشد بازار کلیگویی و دروغ و شایعه و تحلیلهای ضد و نقیض و... کمتر مردم را فریب دهد.
اما نه تنها این موارد انجام نشد، بلکه نه حضور اهالی رسانه، نه حضور مشاوران خاص، نه مسئولین خاص، هیچکدام شفاف نشد و امروز میبینیم خروجیها هم چندان موثر هم نبوده...
چون یا در مقام سکوت و ابهام و پردهپوشی و توجیه هستند یا دروغ به هم بافتن و گزارشهای کلیگویی و حتی کذب و تحلیلهای تخیلی...
یک نفر هم که بالاخره دست به شفافسازی و بیان حقایق زد، با این همه روز فاصلهٔ زمانی بوده، در صورتی که انتظار واقعی از حضور آقای نبویان این بود که در بدو بازگشت به ایران، این شفافسازی را در حق مردم انجام دهند. (الحمدلله که بالاخره انجام شد...)
🔺این میان چه اتفاقی میان مردم افتاد؟
بازار شایعهپردازی داغ شد،
تعلیق اطلاعرسانی ذهن و کنجکاوی به حق مردم را فرسایش داد
و علیه مطلعینی که به حق و با آگاهی در سخنرانیها مردم را مطلع میکردند، هجمه شد و پروژههای رسانهای برای خراب کردن، تضعیف و غبارآلود کردن فضای پرسشها و مطالبات و آگاهیبخشی آنها، کلید خورد.
درست است که دوستان و اطرافیان پروژه بگیرمان هم عیانتر شدند، اما از این همه نااهلی چه سود؟
⚠️ چه زمانی بالاخره متوجه میشوید که باید به موقع، شفاف، صریح و صادقانه (با حفظ چارچوب امنیتی از آنچه باید بدانند) با مردم حرف بزنید؟ نمیشود از مردم انتظار داشته باشید سنگر خیابان را محکم حفظ کنند و خوراک دلگرمی و پشتوانه سیاسی و اجتماعی برای شما فراهم کنند، اما نه تنها در اطلاعرسانی به رسمیت نشناسیدشان بلکه در پشت صحنه خطوط قرمز رهبری را نیز رد کنید!!! مگر غیر این است که همان خطوط قرمز اتفاقاً بر حفظ منافع ملی و امنیت ملی بنا شده است؟ پس عدول از آنها چه توجیهی دارد؟
🔴 اعتماد مردم را به بازی نگیرید و به اسم امر ولی، رفتار دیگری نکنید!
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
زیلینک
تینا چهارسوقی امین
Linguistics (Ph.D.) | Rhetoric & Critical Discourse Analyst | دکترای زبانشناسی، کارشناس حوزه تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک