Forwarded from روزنامه آگاه
مشق خشونت در نمایشخانگی
▪️نمایش خشونت در سینما و شبکه نمایش خانگی ایران، در سالهای اخیر از یک ابزار روایی به یک چالش اخلاقی و زیباشناختی تغییر ماهیت داده است. ما با پدیده خشونت عریان روبهرو هستیم که مرزهای واقعگرایی را پشت سر گذاشته و به مرز پورنوگرافی خشونت نزدیک شده است.
▪️در آثاری که در پلتفرمهای آنلاین عرضه میشوند، دیگر خبری از استعاره یا فاصلهگذاریهای هنری نیست؛ بلکه دوربین با جزئیاتی وسواسگونه، لحظات شکنجه، قتلهای فجیع و تحقیر انسانی را به تصویر میکشد.
▪️بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سازندگان این آثار، خشونت را به عنوان میانبری برای جلب توجه مخاطب و ایجاد شوک به کار میگیرند. در نقدهای منتشر شده بر این آثار، این بحث مطرح شده است که آیا نمایش بیپروای خونریزی، واقعا در خدمت بازنمایی آسیبهای اجتماعی است یا صرفا تلاشی است برای پنهان کردن ضعفهای فیلمنامه؟
▪️در نهایت، آنچه روشن است، هشدار نسبت به زیباییشناسی خشونت است. وقتی خشونت با ابزار سینمایی و موسیقایی ترکیب میشود، ناخودآگاه برای مخاطب جذاب جلوه میکند....
🌐 ادامه مطلب را اینجا بخوانید
🔘@agaah_ir
🖥 Agaah.ir
▪️نمایش خشونت در سینما و شبکه نمایش خانگی ایران، در سالهای اخیر از یک ابزار روایی به یک چالش اخلاقی و زیباشناختی تغییر ماهیت داده است. ما با پدیده خشونت عریان روبهرو هستیم که مرزهای واقعگرایی را پشت سر گذاشته و به مرز پورنوگرافی خشونت نزدیک شده است.
▪️در آثاری که در پلتفرمهای آنلاین عرضه میشوند، دیگر خبری از استعاره یا فاصلهگذاریهای هنری نیست؛ بلکه دوربین با جزئیاتی وسواسگونه، لحظات شکنجه، قتلهای فجیع و تحقیر انسانی را به تصویر میکشد.
▪️بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سازندگان این آثار، خشونت را به عنوان میانبری برای جلب توجه مخاطب و ایجاد شوک به کار میگیرند. در نقدهای منتشر شده بر این آثار، این بحث مطرح شده است که آیا نمایش بیپروای خونریزی، واقعا در خدمت بازنمایی آسیبهای اجتماعی است یا صرفا تلاشی است برای پنهان کردن ضعفهای فیلمنامه؟
▪️در نهایت، آنچه روشن است، هشدار نسبت به زیباییشناسی خشونت است. وقتی خشونت با ابزار سینمایی و موسیقایی ترکیب میشود، ناخودآگاه برای مخاطب جذاب جلوه میکند....
🌐 ادامه مطلب را اینجا بخوانید
🔘@agaah_ir
🖥 Agaah.ir
❤1👍1👌1
آنجا که علیرضا عصار میخواند:
«...خونریختن حادثهای دلخراش نیست
وقتی جنون عادت روزانه میشود...»
🔺مشق خشونت در نمایش خانگی
▪️نمایش خشونت در سینما و شبکه نمایش خانگی ایران، در سالهای اخیر از یک ابزار روایی به یک چالش اخلاقی و زیباشناختی تغییر ماهیت داده است. ما با پدیده خشونت عریان روبهرو هستیم که مرزهای واقعگرایی را پشت سر گذاشته و به مرز پورنوگرافی خشونت نزدیک شده است.
▪️در آثاری که در پلتفرمهای آنلاین عرضه میشوند، دیگر خبری از استعاره یا فاصلهگذاریهای هنری نیست؛ بلکه دوربین با جزئیاتی وسواسگونه، لحظات شکنجه، قتلهای فجیع و تحقیر انسانی را به تصویر میکشد.
▪️بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سازندگان این آثار، خشونت را به عنوان میانبری برای جلب توجه مخاطب و ایجاد شوک به کار میگیرند. در نقدهای منتشر شده بر این آثار، این بحث مطرح شده است که آیا نمایش بیپروای خونریزی، واقعا در خدمت بازنمایی آسیبهای اجتماعی است یا صرفا تلاشی است برای پنهان کردن ضعفهای فیلمنامه؟
◾مسئله صرفا بازنمایی واقعیت اجتماعی نیست؛ بلکه اهمیت «چگونگی» این بازنمایی است. مسئله خشونت در غالب سریالها و فیلمها به عنوان یک کنش موثر، کارآمد و گرهگشا صورتبندی میشود.
اینجاست که ما دیگر صرفا واقعیت سطح جامعه را بازتاب نمیدهیم، بلکه از بازتاب واقعیت عبور کرده و وارد «اعتبارسازی گفتمانی» برای امر خشونت میشویم. این مسئله بهویژه برای مخاطب نوجوانی که سازوکارهای مهار شناختی ذهنیاش هنوز تثبیت نشده و به باورمندی و ثبات شناختی کامل نرسیده، خطرناک است. وقتی او با چنین آثاری مواجه میشود، خشونت را نه فقط به عنوان یک تصویر، بلکه به عنوان یک گزینه قابلفهم و مشروع کنشی در ذهن خود اعتبارسازی میکند.
◾در واقع ما در مدیریت فرهنگی، مصرفکننده آن چیزی هستیم که مدیریت اقتصادی و سیاسی برای ما رقم میزند و به طور کلی هم اصلا فهم اشتباهی هم از مدیریت فرهنگی دارند؛ یعنی فکر میکنند واقعا فرهنگ امری است که ما باید طبق بقیه سازوکارها بنشینیم برایش نسخه پیچی کنیم و آن نسخه را به زور تزریق کنیم به نهادهای مصرفکننده و جامعه. در صورتی که مدیریت فرهنگی یعنی «فرهنگی مدیریت کردن اوضاع»؛ فرهنگی مدیریت کردن امر هنر، سینما، شعر، تئاتر، موسیقی، هویت، امر سیاسی و امر اقتصادی؛ یعنی بتوانی همه اینها را فرهنگی مدیریت کنی.
◾ما ساحتهای دیگر گفتوگو را معنادار نکردهایم. نوجوان ما احساس شنیده شدن یا مشارکت موثر ندارد. ما به یک نوجوان ۱۷ ساله مسئولیت اجتماعی رأی دادن را بار میکنیم اما به او اجازه نمیدهیم مطالبهگری کند یا بستر تمرین برای اعتراض و گفتوگو را ندارد.
🌐کامل این گفتوگو را در سایت روزنامه آگاه یا خبرگزاری مهر بخوانید:
https://agaah.ir/x3bp39
http://mehrnews.com/x3bp7Y
🗞️ شماره ۴۸۰ روزنامه آگاه، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
🔘@agaah_ir
🖥 Agaah.ir
@tina_ch_amin
«...خونریختن حادثهای دلخراش نیست
وقتی جنون عادت روزانه میشود...»
🔺مشق خشونت در نمایش خانگی
▪️نمایش خشونت در سینما و شبکه نمایش خانگی ایران، در سالهای اخیر از یک ابزار روایی به یک چالش اخلاقی و زیباشناختی تغییر ماهیت داده است. ما با پدیده خشونت عریان روبهرو هستیم که مرزهای واقعگرایی را پشت سر گذاشته و به مرز پورنوگرافی خشونت نزدیک شده است.
▪️در آثاری که در پلتفرمهای آنلاین عرضه میشوند، دیگر خبری از استعاره یا فاصلهگذاریهای هنری نیست؛ بلکه دوربین با جزئیاتی وسواسگونه، لحظات شکنجه، قتلهای فجیع و تحقیر انسانی را به تصویر میکشد.
▪️بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سازندگان این آثار، خشونت را به عنوان میانبری برای جلب توجه مخاطب و ایجاد شوک به کار میگیرند. در نقدهای منتشر شده بر این آثار، این بحث مطرح شده است که آیا نمایش بیپروای خونریزی، واقعا در خدمت بازنمایی آسیبهای اجتماعی است یا صرفا تلاشی است برای پنهان کردن ضعفهای فیلمنامه؟
◾مسئله صرفا بازنمایی واقعیت اجتماعی نیست؛ بلکه اهمیت «چگونگی» این بازنمایی است. مسئله خشونت در غالب سریالها و فیلمها به عنوان یک کنش موثر، کارآمد و گرهگشا صورتبندی میشود.
اینجاست که ما دیگر صرفا واقعیت سطح جامعه را بازتاب نمیدهیم، بلکه از بازتاب واقعیت عبور کرده و وارد «اعتبارسازی گفتمانی» برای امر خشونت میشویم. این مسئله بهویژه برای مخاطب نوجوانی که سازوکارهای مهار شناختی ذهنیاش هنوز تثبیت نشده و به باورمندی و ثبات شناختی کامل نرسیده، خطرناک است. وقتی او با چنین آثاری مواجه میشود، خشونت را نه فقط به عنوان یک تصویر، بلکه به عنوان یک گزینه قابلفهم و مشروع کنشی در ذهن خود اعتبارسازی میکند.
◾در واقع ما در مدیریت فرهنگی، مصرفکننده آن چیزی هستیم که مدیریت اقتصادی و سیاسی برای ما رقم میزند و به طور کلی هم اصلا فهم اشتباهی هم از مدیریت فرهنگی دارند؛ یعنی فکر میکنند واقعا فرهنگ امری است که ما باید طبق بقیه سازوکارها بنشینیم برایش نسخه پیچی کنیم و آن نسخه را به زور تزریق کنیم به نهادهای مصرفکننده و جامعه. در صورتی که مدیریت فرهنگی یعنی «فرهنگی مدیریت کردن اوضاع»؛ فرهنگی مدیریت کردن امر هنر، سینما، شعر، تئاتر، موسیقی، هویت، امر سیاسی و امر اقتصادی؛ یعنی بتوانی همه اینها را فرهنگی مدیریت کنی.
◾ما ساحتهای دیگر گفتوگو را معنادار نکردهایم. نوجوان ما احساس شنیده شدن یا مشارکت موثر ندارد. ما به یک نوجوان ۱۷ ساله مسئولیت اجتماعی رأی دادن را بار میکنیم اما به او اجازه نمیدهیم مطالبهگری کند یا بستر تمرین برای اعتراض و گفتوگو را ندارد.
🌐کامل این گفتوگو را در سایت روزنامه آگاه یا خبرگزاری مهر بخوانید:
https://agaah.ir/x3bp39
http://mehrnews.com/x3bp7Y
🗞️ شماره ۴۸۰ روزنامه آگاه، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
🔘@agaah_ir
🖥 Agaah.ir
@tina_ch_amin
آگاه
مشق خشونت در نمایشخانگی
زهرا بذرافکن- خبرنگار گروه فرهنگ: نمایش خشونت در سینما و شبکه نمایش خانگی ایران، در سالهای اخیر از یک ابزار روایی به یک چالش اخلاقی و زیباشناختی تغییر ماهیت داده است. ما با پدیده خشونت عریان روبهرو هستیم که مرزهای واقعگرایی را پشت سر گذاشته و به مرز پورنوگرافی…
❤1🔥1👏1
این تصویر، چند خطی از چکیده صحبتهایم در آذر ۱۴۰۱ در جلسهای به میزبانی رئیس قوه مقننه است، که در گزارش فشردهای به همراه صحبتهای سایر حاضرین در جلسه مکتوب شده. میخواهم بگویم این امر که سامعه و ناطقه ساختار دچار مشکل است را پیش از این هم بارها گفتهام و همچنان معتقدم مشکل گفت و شنود جدی و بحرانی است.
✍🏻و اما چند خطی درباره بحران گفت و شنود در «گفتمانِ سیاستزدودهٔ سیاستزده»
👇🏻👇🏻👇🏻
@tina_ch_amin
✍🏻و اما چند خطی درباره بحران گفت و شنود در «گفتمانِ سیاستزدودهٔ سیاستزده»
👇🏻👇🏻👇🏻
@tina_ch_amin
❤1🔥1👏1
تینا چهارسوقی امین
این تصویر، چند خطی از چکیده صحبتهایم در آذر ۱۴۰۱ در جلسهای به میزبانی رئیس قوه مقننه است، که در گزارش فشردهای به همراه صحبتهای سایر حاضرین در جلسه مکتوب شده. میخواهم بگویم این امر که سامعه و ناطقه ساختار دچار مشکل است را پیش از این هم بارها گفتهام و…
✍🏻 «گفتمانِ سیاستزدودهٔ سیاستزده»
در جامعهٔ سیاستزدودهای که در همه لایهها عمیقاً سیاستزده است، امر سیاسی از سطح بیان رسمی کنار گذاشته میشود بیآنکه از زندگی روزمره مردم حذف شود. سیاست دیگر بهمثابه گفتوگوی روشن درباره توزیع قدرت و عرصهای برای حل تعارضها و چانهزنی بر سر منافع عمومی فهم نمیشود، بلکه به زبان خنثیِ مدیریتی یا توصیههای سیاستگذارانه و اخلاقی فروکاسته میگردد. در این وضعیت، ادراک سیاسی جامعه دچار معنازدایی میشود؛ مسئله وجود دارد، رنج وجود دارد، اما زبان مشترکی برای صورتبندی آن شکل نمیگیرد.
پیامد این گسست، تهیشدن دالهای حکمرانی است. واژهها در سطح رسمی فقط تکرار میشوند، اما به تجربه زیسته مردم دلالت ندارند. یعنی واژههای حکمرانی یا معنا ندارند یا معنایش با معنای زیست تجربی مردم متفاوت است. فاصله میان «زبان رسمی» و «زیستجهان» هر روز بیشتر میشود. این شکاف فقط به نشنیدن محدود نمیماند؛ اختلال در شنیدن، مقدمه اختلال در گفتن است. حکمرانی که صدای جامعه را نمیشنود، بهتدریج توان سخنگفتن معنادار با آن را نیز از دست میدهد، زیرا زبانش از بازخورد اجتماعی تهی میشود و به پژواک خود بسنده میکند.
در چنین بستری، فقدان زبان اعتراض نیز خود را نشان میدهد. اعتراض یا در سکوتی فرساینده فروکاسته میشود، یا در هیجانی بیسامان و پرگوییِ بیافق تخلیه میگردد که امکان ترجمه به مطالبهای منسجم را ندارد. نه سکوت الزاماً نشانه رضایت است و نه همهمه دلالت بر مشارکت دارد؛ هر دو میتوانند محصول اختلال در گردش معنا باشند. نتیجه، جامعهای است که در آن کرختی نهادی و التهاب اجتماعی همزمان حضور دارند؛ سیاست از عرصه رسمی رانده شده، اما در لایههای عاطفی و غیررسمی انباشته میشود.
بحران گفتوگو در ساحت رسانه رسمی تا فضای مجازی تا تمام لایههای جامعه (عمودی و افقی) برجسته است. کرختی نهادی در کنار التهاب اجتماعی مینشیند. دستگاه سامعه مختل میشود و بهدنبال آن، دستگاه بیان نیز دچار لکنت میگردد. در این چرخه، هم حکمرانی از جامعه فاصله میگیرد و هم جامعه از امکان صورتبندی عقلانیِ مطالبات خود محروم میشود؛ و این همان پارادوکس سیاستزدودگیِ سیاستزده است.
برای خروج از این پارادوکس، پیش از هر چیز نیازمند احیای «تخیل سیاسی» هستیم؛ چراکه جامعهای که در بند لکنت زبان گرفتار است، اساساً قدرت تصویرگری آینده را از دست میدهد و در تکرار ملالآور اکنونِ خود غرق میشود. این بازسازی زبانی تنها از طریق احیای نهادهای میانجی (نهادهای مدنی، مدارس، دانشگاهها، مساجد، احزاب، صنوف، کرسیهای آزاداندیشی، محافل گفتوگویی و...)میسر است؛ نهادهایی که نه صرفاً به عنوان ابزار قدرت، بلکه در مقام «مترجمانِ معنا» عمل میکنند تا رنجهای عریان مردم را به مطالبات سیاسیِ منسجم تبدیل کنند. تنها در این صورت است که میتوان عدالت را از یک مفهوم انتزاعی و اخلاقی، به پروژهای عملی برای ترمیم مطالبات و ناعدالتیهای معیشتی (حق زیستن) و منزلتی (هویت و حق بودن) بدل کرد و با پیوند زدن دوباره «زبان رسمی» به «زیستجهان مردم»، از همهمه بیافق به سوی گفتوگوی سازنده حرکت نمود.
@tina_ch_amin
در جامعهٔ سیاستزدودهای که در همه لایهها عمیقاً سیاستزده است، امر سیاسی از سطح بیان رسمی کنار گذاشته میشود بیآنکه از زندگی روزمره مردم حذف شود. سیاست دیگر بهمثابه گفتوگوی روشن درباره توزیع قدرت و عرصهای برای حل تعارضها و چانهزنی بر سر منافع عمومی فهم نمیشود، بلکه به زبان خنثیِ مدیریتی یا توصیههای سیاستگذارانه و اخلاقی فروکاسته میگردد. در این وضعیت، ادراک سیاسی جامعه دچار معنازدایی میشود؛ مسئله وجود دارد، رنج وجود دارد، اما زبان مشترکی برای صورتبندی آن شکل نمیگیرد.
پیامد این گسست، تهیشدن دالهای حکمرانی است. واژهها در سطح رسمی فقط تکرار میشوند، اما به تجربه زیسته مردم دلالت ندارند. یعنی واژههای حکمرانی یا معنا ندارند یا معنایش با معنای زیست تجربی مردم متفاوت است. فاصله میان «زبان رسمی» و «زیستجهان» هر روز بیشتر میشود. این شکاف فقط به نشنیدن محدود نمیماند؛ اختلال در شنیدن، مقدمه اختلال در گفتن است. حکمرانی که صدای جامعه را نمیشنود، بهتدریج توان سخنگفتن معنادار با آن را نیز از دست میدهد، زیرا زبانش از بازخورد اجتماعی تهی میشود و به پژواک خود بسنده میکند.
در چنین بستری، فقدان زبان اعتراض نیز خود را نشان میدهد. اعتراض یا در سکوتی فرساینده فروکاسته میشود، یا در هیجانی بیسامان و پرگوییِ بیافق تخلیه میگردد که امکان ترجمه به مطالبهای منسجم را ندارد. نه سکوت الزاماً نشانه رضایت است و نه همهمه دلالت بر مشارکت دارد؛ هر دو میتوانند محصول اختلال در گردش معنا باشند. نتیجه، جامعهای است که در آن کرختی نهادی و التهاب اجتماعی همزمان حضور دارند؛ سیاست از عرصه رسمی رانده شده، اما در لایههای عاطفی و غیررسمی انباشته میشود.
بحران گفتوگو در ساحت رسانه رسمی تا فضای مجازی تا تمام لایههای جامعه (عمودی و افقی) برجسته است. کرختی نهادی در کنار التهاب اجتماعی مینشیند. دستگاه سامعه مختل میشود و بهدنبال آن، دستگاه بیان نیز دچار لکنت میگردد. در این چرخه، هم حکمرانی از جامعه فاصله میگیرد و هم جامعه از امکان صورتبندی عقلانیِ مطالبات خود محروم میشود؛ و این همان پارادوکس سیاستزدودگیِ سیاستزده است.
برای خروج از این پارادوکس، پیش از هر چیز نیازمند احیای «تخیل سیاسی» هستیم؛ چراکه جامعهای که در بند لکنت زبان گرفتار است، اساساً قدرت تصویرگری آینده را از دست میدهد و در تکرار ملالآور اکنونِ خود غرق میشود. این بازسازی زبانی تنها از طریق احیای نهادهای میانجی (نهادهای مدنی، مدارس، دانشگاهها، مساجد، احزاب، صنوف، کرسیهای آزاداندیشی، محافل گفتوگویی و...)میسر است؛ نهادهایی که نه صرفاً به عنوان ابزار قدرت، بلکه در مقام «مترجمانِ معنا» عمل میکنند تا رنجهای عریان مردم را به مطالبات سیاسیِ منسجم تبدیل کنند. تنها در این صورت است که میتوان عدالت را از یک مفهوم انتزاعی و اخلاقی، به پروژهای عملی برای ترمیم مطالبات و ناعدالتیهای معیشتی (حق زیستن) و منزلتی (هویت و حق بودن) بدل کرد و با پیوند زدن دوباره «زبان رسمی» به «زیستجهان مردم»، از همهمه بیافق به سوی گفتوگوی سازنده حرکت نمود.
@tina_ch_amin
👍2💔2🔥1
🔴 از سریال تا اینستاگرام
خشونت چگونه عادی میشود؟
🗓️ چهارشنبه ۲۹ بهمن
🕔 ساعت ۱۷
🌐 پخش زنده از پلتفرم http://on-news.ir
@tina_ch_amin
خشونت چگونه عادی میشود؟
🗓️ چهارشنبه ۲۹ بهمن
🕔 ساعت ۱۷
🌐 پخش زنده از پلتفرم http://on-news.ir
@tina_ch_amin
❤2👍1👏1
Forwarded from رسانه تصویری آن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقیامین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from رسانه تصویری آن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقیامین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👌1
Forwarded from رسانه تصویری آن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقیامین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3💔1
Forwarded from رسانه تصویری آن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تینا چهارسوقیامین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در گفتوگو با رسانه تصویری «آن»:
#مثبت_آن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
📢دو ساعت سرمایهگذاری روی مهمترین مهارت زندگی
👌یک کارگاه متفاوت
مهارتهای گفتگو = مهارت ساختن رابطه
⏰ سه شنبه ۵ اسفند ساعت ۱۴ تا ۱۶
🎤 کارگاهی تعاملی، تمرینی و متفاوت
در این کارگاه یاد میگیری:
✔ زبان بدن حرفهای
✔ کنترل هیجان در بحث
✔ مدیریت تعارض
✔ تکنیکهای شنیدن فعال
✔ پاسخ هوشمندانه به انتقاد
💬 چون آینده متعلق به کسانی است که خوب گفتگو میکنند.
🗣مدرس: دکتر تینا امین
مکان: تالار فیروزه کانون رسالت
📜همراه با اعطای گواهینامه حضور در کارگاه برای شرکت کنندگان.
آدرس و موقعیت مکانی کانون:
دریان نو تقاطع زنجان شمالی و سروش ، جنب مسجدالنبی (ص)، کانون رسالت
https://nshn.ir/7bvHvnQx42DT
📍دوستانتان را برای شرکت در نشست پنجم اسفند، کانون رسالت دعوت بفرمایید.
«روابط عمومی کانون رسالت»
#مهارت_گفتگو #کارگاه #تغییر #دکترتیناامین #سرمایه_گذاری #اطلاع_رسانی #کانون_رسالت #زمستان #اسفند #سال1404
@tina_ch_amin
👌یک کارگاه متفاوت
مهارتهای گفتگو = مهارت ساختن رابطه
⏰ سه شنبه ۵ اسفند ساعت ۱۴ تا ۱۶
🎤 کارگاهی تعاملی، تمرینی و متفاوت
در این کارگاه یاد میگیری:
✔ زبان بدن حرفهای
✔ کنترل هیجان در بحث
✔ مدیریت تعارض
✔ تکنیکهای شنیدن فعال
✔ پاسخ هوشمندانه به انتقاد
💬 چون آینده متعلق به کسانی است که خوب گفتگو میکنند.
🗣مدرس: دکتر تینا امین
مکان: تالار فیروزه کانون رسالت
📜همراه با اعطای گواهینامه حضور در کارگاه برای شرکت کنندگان.
آدرس و موقعیت مکانی کانون:
دریان نو تقاطع زنجان شمالی و سروش ، جنب مسجدالنبی (ص)، کانون رسالت
https://nshn.ir/7bvHvnQx42DT
📍دوستانتان را برای شرکت در نشست پنجم اسفند، کانون رسالت دعوت بفرمایید.
«روابط عمومی کانون رسالت»
#مهارت_گفتگو #کارگاه #تغییر #دکترتیناامین #سرمایه_گذاری #اطلاع_رسانی #کانون_رسالت #زمستان #اسفند #سال1404
@tina_ch_amin
❤2
Forwarded from خانه اندیشهورزان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ساختار گفتمان و بایستههای اقناع در رابطه حاکمیت و ملت
در نظریات نوین ارتباطی، «اقناع» نه یک غایت ایستا، بلکه فرایندی مستمر و پویاست. هرگاه اقناع به مثابه تنها هدفِ یک گفتمان نگریسته شود، خطرِ توسل به ابزارهای ناپایدار افزایش مییابد؛ حال آنکه پایداری یک گفتمان در گرو تقویت «مفصلبندیهای داخلی» و ایجاد تعلق جمعی است.
دکتر تینا چهارسوقی امین، در مصاحبه با خانه اندیشهورزان در حاشیه اولین شب از افطارهای اندیشهورزی، به کالبدشکافی مسیرهای جدید پیوند میان لایههای مختلف هویتی و نهاد قدرت میپردازد. او با تأکید بر مفهوم استعارههای زبانی، پرهیز از دوقطبیسازی و به رسمیت شناختن سلایق به ریشههای «احساس تعلق» و ضرورت بازسازی فضای گفتمانی برای جلوگیری از گسستهای اجتماعی میپردازد.
#کلیپ
#جامعهشناسی_سیاسی
#افطاری_اندیشهورزان
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
در نظریات نوین ارتباطی، «اقناع» نه یک غایت ایستا، بلکه فرایندی مستمر و پویاست. هرگاه اقناع به مثابه تنها هدفِ یک گفتمان نگریسته شود، خطرِ توسل به ابزارهای ناپایدار افزایش مییابد؛ حال آنکه پایداری یک گفتمان در گرو تقویت «مفصلبندیهای داخلی» و ایجاد تعلق جمعی است.
دکتر تینا چهارسوقی امین، در مصاحبه با خانه اندیشهورزان در حاشیه اولین شب از افطارهای اندیشهورزی، به کالبدشکافی مسیرهای جدید پیوند میان لایههای مختلف هویتی و نهاد قدرت میپردازد. او با تأکید بر مفهوم استعارههای زبانی، پرهیز از دوقطبیسازی و به رسمیت شناختن سلایق به ریشههای «احساس تعلق» و ضرورت بازسازی فضای گفتمانی برای جلوگیری از گسستهای اجتماعی میپردازد.
#کلیپ
#جامعهشناسی_سیاسی
#افطاری_اندیشهورزان
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
❤2
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً
یتیم شدیم...
@tina_ch_amin
یتیم شدیم...
@tina_ch_amin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖤 مَرد بود رهبرم
مصاف بود و جنگ بود
امام ما حذر نکرد
فدائیان خویش را
برای خود سپر نکرد!
به روی قلب میهنم
به افتخار حک کنید
که مَرد بود رهبرم،
فرار از خطر نکرد!
#سید_حمیدرضا_برقعی
@tina_ch_amin
مصاف بود و جنگ بود
امام ما حذر نکرد
فدائیان خویش را
برای خود سپر نکرد!
به روی قلب میهنم
به افتخار حک کنید
که مَرد بود رهبرم،
فرار از خطر نکرد!
#سید_حمیدرضا_برقعی
@tina_ch_amin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خدایا کمکمان کن قله را گم نکنیم...
⚫ «رهبر برای او قله بود»
♦️ قله و دامنه، استعاره پر مفهومی که
فرزندان انقلاب در جنگ، آن را عامل پیروزی میدانستند ...
قله را بنیانگذار و رهبری و دامنه را فرزندان انقلاب تشکیل میدهند؛ که در این مفهوم نه قله بدون دامنه معنا دارد و نه دامنه بدون قله!
▫️بازنشر بریدهای از «برنامه تلویزیونی جهت» دی ماه ۱۴۰۳
@tina_ch_amin
⚫ «رهبر برای او قله بود»
♦️ قله و دامنه، استعاره پر مفهومی که
فرزندان انقلاب در جنگ، آن را عامل پیروزی میدانستند ...
قله را بنیانگذار و رهبری و دامنه را فرزندان انقلاب تشکیل میدهند؛ که در این مفهوم نه قله بدون دامنه معنا دارد و نه دامنه بدون قله!
▫️بازنشر بریدهای از «برنامه تلویزیونی جهت» دی ماه ۱۴۰۳
@tina_ch_amin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«هیچ وقت خون شهید هدر نمیرود، خون شهید به زمین نمیریزد. خون شهید هر قطرهاش تبدیل به صدها قطره و هزارها قطره، بلكه به دریایی از خون میگردد و در پیكر اجتماع وارد میشود.»
استاد شهید مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی (ع)، ص ۸۷
@tina_ch_amin
استاد شهید مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی (ع)، ص ۸۷
@tina_ch_amin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت فتح ۱۴۰۴ با صدای سید مرتضی آوینی
روایت فتحی که گویی آوینی برای امروز و این ثانیههای ما گفته...
@tina_ch_amin
روایت فتحی که گویی آوینی برای امروز و این ثانیههای ما گفته...
@tina_ch_amin
حال ما در هِجر یوسف کمتر از یعقوب نیست
او پسر گم کرده بود و ما پدر گم کردهایم
🖤 اولین شب جمعه بدون حضرت آقا
فاتحه و صلوات نثار روحِ پر فتوح قائد امت حضرت آیتالله العظمی شهید سید علی خامنهای
💔در دلگیری این #شب_جمعه چقدر بیشتر دلتنگ کربلا هستم.
#امیری_حسین_و_نعم_الامیر
@tina_ch_amin
او پسر گم کرده بود و ما پدر گم کردهایم
🖤 اولین شب جمعه بدون حضرت آقا
فاتحه و صلوات نثار روحِ پر فتوح قائد امت حضرت آیتالله العظمی شهید سید علی خامنهای
💔در دلگیری این #شب_جمعه چقدر بیشتر دلتنگ کربلا هستم.
#امیری_حسین_و_نعم_الامیر
@tina_ch_amin
تینا چهارسوقی امین
چه میکنید بزرگواران!!!؟؟ باور بفرمایید این بیانیه نسبتی با «ایران برای همه ایرانیان، فردای بهتر برای ایرانیان» ندارد... جایگاهی که بالقوه باید بازوی ارائه راهحلهای موثر باشد را با خامنگاری و خاماندیشی به جایگاهی تهدیدزا تقلیل ندهید... آه و صدآه... @tina_ch_amin
باز هم اشتباه دفعات اخیر تکرار میشود!
و واقعاً چرا بر استمرار این دست اشتباهات در قالب بیانیههای نمادین پافشاری وجود دارد!!!
آن هم وقتی نیروی متخاصم و تجاوزگر دنبال تسلیم بیقید و شرط ایران است و توهم برگرداندن عظمت به ایران را دارد!
@tina_ch_amin
و واقعاً چرا بر استمرار این دست اشتباهات در قالب بیانیههای نمادین پافشاری وجود دارد!!!
آن هم وقتی نیروی متخاصم و تجاوزگر دنبال تسلیم بیقید و شرط ایران است و توهم برگرداندن عظمت به ایران را دارد!
@tina_ch_amin
تینا چهارسوقی امین
باز هم اشتباه دفعات اخیر تکرار میشود! و واقعاً چرا بر استمرار این دست اشتباهات در قالب بیانیههای نمادین پافشاری وجود دارد!!! آن هم وقتی نیروی متخاصم و تجاوزگر دنبال تسلیم بیقید و شرط ایران است و توهم برگرداندن عظمت به ایران را دارد! @tina_ch_amin
✍🏻تأملی در بیانیهٔ اخیر جبههٔ اصلاحات
«نسخهنویسیِ پرادعا و بیپشتوانه»
بیانیه اخیر جبههٔ اصلاحات بیش از آنکه یک ارزیابی دقیق از وضعیت کشور باشد، به نظر میرسد تلاشی برای بازآرایی روایت مسئولیت سیاسی است. در این روایت، نظام فکری پشت بیانیه خود را در جایگاه ناظر خیرخواه و نسخهپرداز قرار میدهد، حال آنکه بخش قابل توجهی از نیروهای همین جریان طی دهههای گذشته در سطوح مختلف قدرت و مدیریت حضور داشتهاند. این جابهجایی موقعیت، از «بازیگر درون ساختار» به «منتقد بیرونی»، صرفاً یک ضعف تحلیلی نیست؛ بیشتر شبیه نوعی گریز از مواجهه صریح با مسئولیتهای تاریخی است. وقتی یک جریان سیاسی بدون بازخوانی کارنامه خود، ناگهان در مقام داوری وضعیت میایستد، طبیعی است که روایت ارائهشده فاصله قابل توجهی با واقعیتهای سیاسی پیدا کند.
زمانبندی طرح چنین مواضعی نیز محل پرسش جدی است. در شرایطی که جامعه با فشارهای بیرونی و فضای امنیتی پرتنش روبهروست، طرح گزارههایی که مستقیماً به بنیانهای تصمیمگیری و مشروعیت سیاسی کشور میپردازد، عملاً به معنای گشودن یک جبهه تازه منازعه درونی است. در چنین موقعیتی، انتظار میرود نیروهای سیاسی در تشخیص اولویتها دقت بیشتری داشته باشند؛ زیرا هر متنی که انرژی فضای عمومی را از مدیریت بحران به سمت نزاع داخلی سوق دهد، ناخواسته به تشدید شکافها کمک میکند.
افزون بر این، در متن بیانیه نوعی بزرگنمایی نقش و ظرفیت سیاسی نیز دیده میشود؛ گویی حل بحرانها در گرو سازمانیافتن جامعه حول چارچوبی است که این جریان پیشنهاد میکند. چنین ادعایی، بدون پشتوانه اجتماعی متناسب و بدون توجه به پیچیدگیهای واقعی میدان سیاست، بیشتر به یک صورتبندی آرمانی شبیه است تا یک پیشنهاد عملی. به همین دلیل طرح چنین بیانیهای در این مقطع، عملاً میتواند بهانهای برای تصویرسازی از شکاف داخلی در اختیار مخالفان خارجی کشور قرار دهد؛ نتیجهای که بهوضوح با هدف اعلامشده بیانیه در تضاد است.
صورتبندی خود متن مشکل جدی دارد. بیانیه با زبانی اخلاقی و هشدارهای کلی میکوشد موضعی در قامت «عقلانیت ملی» اتخاذ کند، اما میان این ادعاها و امکان تحقق عملی آنها پیوند روشنی دیده نمیشود. حاصل کار متنی است که بیش از آنکه راهحل مشخصی ارائه دهد، در پی بازتعریف جایگاه این جریان در میدان سیاست است. به بیان دیگر، متن بیشتر به بازتوزیع نمادین نقشها میپردازد تا ارائه راهکاری که بتواند واقعاً گرهی از وضعیت موجود باز کند.
بنابراین مسئله صرفاً اختلاف نظر با این موضعگیری سیاسی نیست و این نقد را به تقابل سیاسی تقلیل ندهید؛ چرا که این نقد از سر خیرخواهی بوده و برای از دست رفتن ظرفیتهای گفتمانی افسوس میخورم. مسئله این است که این بیانیه هم در پذیرش مسئولیت گذشته دچار خلأ است، هم در تشخیص اولویتهای موقعیتی کشور دقت لازم را ندارد، و هم در ارائه راهکارهای عملی از سطح کلیگویی فراتر نمیرود. وقتی یک متن در هر سه سطح با چنین کاستیهایی روبهروست، طبیعی است که نتوان آن را به عنوان یک مداخله سیاسی مؤثر یا راهگشا تلقی کرد.
از این منظر، شاید مهمترین نکته آن باشد که وزن واقعی چنین متنی درست فهمیده شود. بیانیهای که در تشخیص موقعیت، در نسبت با مسئولیت گذشته و در ارائه راهحلهای عملی دچار این میزان آشفتگی تحلیلی است، بیش از آنکه شایسته تبدیل شدن به محور جدال عمومی باشد، باید در همان حدی که هست دیده شود: یک موضعگیری سیاسی با ادعاهای بزرگ اما پشتوانه تحلیلی محدود. اشاره روشن به خطاهای آن (از جمله گشودن نزاع داخلی در لحظه بحران، بزرگنمایی جایگاه سیاسی خود و نادیده گرفتن کارنامه گذشته) برای روشن شدن مسئله کفایت میکند؛ فراتر از این، هرچه دامنه مجادله گستردهتر شود، تنها به برجسته شدن متنی کمک میکند که در واقعیت سیاسی وزن تعیینکنندهٔ داخلی ندارد اما در خارج چراغ سبزی میشود به نشانهٔ ضعف و مشروعسازی تداوم تخاصم و تجاوز و مداخله.
@tina_ch_amin
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
https://zil.ink/tinachamin
https://eitaa.com/Tina_Ch_Amin
https://ble.ir/tina_ch_amin
«نسخهنویسیِ پرادعا و بیپشتوانه»
بیانیه اخیر جبههٔ اصلاحات بیش از آنکه یک ارزیابی دقیق از وضعیت کشور باشد، به نظر میرسد تلاشی برای بازآرایی روایت مسئولیت سیاسی است. در این روایت، نظام فکری پشت بیانیه خود را در جایگاه ناظر خیرخواه و نسخهپرداز قرار میدهد، حال آنکه بخش قابل توجهی از نیروهای همین جریان طی دهههای گذشته در سطوح مختلف قدرت و مدیریت حضور داشتهاند. این جابهجایی موقعیت، از «بازیگر درون ساختار» به «منتقد بیرونی»، صرفاً یک ضعف تحلیلی نیست؛ بیشتر شبیه نوعی گریز از مواجهه صریح با مسئولیتهای تاریخی است. وقتی یک جریان سیاسی بدون بازخوانی کارنامه خود، ناگهان در مقام داوری وضعیت میایستد، طبیعی است که روایت ارائهشده فاصله قابل توجهی با واقعیتهای سیاسی پیدا کند.
زمانبندی طرح چنین مواضعی نیز محل پرسش جدی است. در شرایطی که جامعه با فشارهای بیرونی و فضای امنیتی پرتنش روبهروست، طرح گزارههایی که مستقیماً به بنیانهای تصمیمگیری و مشروعیت سیاسی کشور میپردازد، عملاً به معنای گشودن یک جبهه تازه منازعه درونی است. در چنین موقعیتی، انتظار میرود نیروهای سیاسی در تشخیص اولویتها دقت بیشتری داشته باشند؛ زیرا هر متنی که انرژی فضای عمومی را از مدیریت بحران به سمت نزاع داخلی سوق دهد، ناخواسته به تشدید شکافها کمک میکند.
افزون بر این، در متن بیانیه نوعی بزرگنمایی نقش و ظرفیت سیاسی نیز دیده میشود؛ گویی حل بحرانها در گرو سازمانیافتن جامعه حول چارچوبی است که این جریان پیشنهاد میکند. چنین ادعایی، بدون پشتوانه اجتماعی متناسب و بدون توجه به پیچیدگیهای واقعی میدان سیاست، بیشتر به یک صورتبندی آرمانی شبیه است تا یک پیشنهاد عملی. به همین دلیل طرح چنین بیانیهای در این مقطع، عملاً میتواند بهانهای برای تصویرسازی از شکاف داخلی در اختیار مخالفان خارجی کشور قرار دهد؛ نتیجهای که بهوضوح با هدف اعلامشده بیانیه در تضاد است.
صورتبندی خود متن مشکل جدی دارد. بیانیه با زبانی اخلاقی و هشدارهای کلی میکوشد موضعی در قامت «عقلانیت ملی» اتخاذ کند، اما میان این ادعاها و امکان تحقق عملی آنها پیوند روشنی دیده نمیشود. حاصل کار متنی است که بیش از آنکه راهحل مشخصی ارائه دهد، در پی بازتعریف جایگاه این جریان در میدان سیاست است. به بیان دیگر، متن بیشتر به بازتوزیع نمادین نقشها میپردازد تا ارائه راهکاری که بتواند واقعاً گرهی از وضعیت موجود باز کند.
بنابراین مسئله صرفاً اختلاف نظر با این موضعگیری سیاسی نیست و این نقد را به تقابل سیاسی تقلیل ندهید؛ چرا که این نقد از سر خیرخواهی بوده و برای از دست رفتن ظرفیتهای گفتمانی افسوس میخورم. مسئله این است که این بیانیه هم در پذیرش مسئولیت گذشته دچار خلأ است، هم در تشخیص اولویتهای موقعیتی کشور دقت لازم را ندارد، و هم در ارائه راهکارهای عملی از سطح کلیگویی فراتر نمیرود. وقتی یک متن در هر سه سطح با چنین کاستیهایی روبهروست، طبیعی است که نتوان آن را به عنوان یک مداخله سیاسی مؤثر یا راهگشا تلقی کرد.
از این منظر، شاید مهمترین نکته آن باشد که وزن واقعی چنین متنی درست فهمیده شود. بیانیهای که در تشخیص موقعیت، در نسبت با مسئولیت گذشته و در ارائه راهحلهای عملی دچار این میزان آشفتگی تحلیلی است، بیش از آنکه شایسته تبدیل شدن به محور جدال عمومی باشد، باید در همان حدی که هست دیده شود: یک موضعگیری سیاسی با ادعاهای بزرگ اما پشتوانه تحلیلی محدود. اشاره روشن به خطاهای آن (از جمله گشودن نزاع داخلی در لحظه بحران، بزرگنمایی جایگاه سیاسی خود و نادیده گرفتن کارنامه گذشته) برای روشن شدن مسئله کفایت میکند؛ فراتر از این، هرچه دامنه مجادله گستردهتر شود، تنها به برجسته شدن متنی کمک میکند که در واقعیت سیاسی وزن تعیینکنندهٔ داخلی ندارد اما در خارج چراغ سبزی میشود به نشانهٔ ضعف و مشروعسازی تداوم تخاصم و تجاوز و مداخله.
@tina_ch_amin
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
https://zil.ink/tinachamin
https://eitaa.com/Tina_Ch_Amin
https://ble.ir/tina_ch_amin