به وقت عروسی :
139K subscribers
3.85K photos
1.89K videos
10 files
327 links
Download Telegram
به وقت #خاطرات عروسی

میدونم طولانیه ولی بخونین😂
خاطره عروسی من برمیگرده به سال 90 عید نوروز 9 سالم بود کلی آدم جمع شدیم رفتیم مسافرت عروسی هم بود کلی ذوق داشتم مخصوصا اینکه همبازی هام هم بودن و هم مسافرت و تفریح بود و هم 2 تا عروسی یکیش 2 فروردین بود دومی هم 6 یا4 فروردین
یکی عروسی دختر خاله و پسر دایی بابام بندر ماشهر  (عروسی خونه بابای عروس بود) دومی هم عروسی دختر عمه بابام بود اونم بندر کنگان بود
خاطره من مال عروسی اوله  رفتیم عروسی اولی و کلی رقصیدیم و کلی شکلات جمع کردم بس که رو سر عروس میریختن مامانم هر بار منو میدید با دس پر میرفتم  میگف شکلات‌ها رو از کجا میاری تو گذشت و گذشت آخر شب شد و زنا منتظر دستمال عروس از اونجایی که قرار بود عروس رو بیارن شیراز عروسی بگیرن و دیده بودن عیده و کلی مهمون میاد ماهشهر گفته بودن عروسی رو خونه بابای عروس میگیرم بعد عروس رو می‌بریم شیراز اتاق عروس دوماد رو هم شیراز آماده کرده بودن نه خونه پدر عروس زنا هم منتظر گرفتن دستمال 
خلاصه گفتن چیکار کنیم چیکار نکنیم به همسایه که از فامیلشون هم بود گفتن عروس دوماد رو می‌فرستیم خونه شما کاراشون رو بکنن زنا پشت در دستمال بگیرن و برن اینا عروس رو آماده کردن از در خونه بابای دختره تا خونه همسایه باز کلی شکلات ریختن روسر عروس من همینطور دامن لباسم رو گرفته بودم و شکلات جمع میکردن پشت سرشون اینا رفتن تو خونه و ما پشت در بودیم
شنیدم زنا میگن شکلات‌ها تموم شد برید یه بسته دیگه بیارید یا چند کیلو بخرید بیارید  که وقتی دستمال رو بهمون دادن بریزیم سر دوماد منم خوشحال که بازم شکلات میریزن یهو زنا گفتن بچه ها برید خونه بابای عروس اونجا آهنگ گذاشتن
من میگفتم من نمیرم میخوان شکلات بریزن به زور ما رو فرستادن و گفتن که میایم اونجا شکلات میریزیم باز
ما هم گول خوردیم برگشتیم 😂
پاتختی رو هم شیراز خونه پدر دوماد گرفتن وقتی از مسافرت برگشتیم رفتیم برا تبریک و..... اینا خونشون دوتا قسمت داره دوتا ساختمون جدا وقتی رفتیم به مامانم گفتم من میخوام برم پیش عروس مامانم گف بیا بریم شربتی چیزی میارن عروس هم میاد پیشمون گفتم نه پدر دوماد سیگار میکشه خفمون میکنه میرم پیش عروس آقا من رفتم دیدم در نیمه بازه و عروس دوماد افتادن رو همدیگه در حال لب و بوس اونجا مونده بودم که برم تو یا نرم اگه میرفتم تو زشت بود اگه میرفتم پیش مامانم اینا هم میگفتن چرا برگشتی مگه در رو برات باز نکردن
من حدود 5 یا 10 دیقه پشت در بودم که چیکار کنم گفتم الان اینا بلند میشن میبینن من پشت درم و دارم نگاه میکنم هم زشت میشه  دل و زدم به دریا و بدون یاالله و چیزی رفتم تو با صدای بلند گفتم سلام
بنده های خدا کپ کرده بودن زود دس و پاشون و جمع کردن یه سلام احوال پرسی کردن و لباساشون رو مرتب کردن
بنده خدا عروسه هی بهم میگف چی دیدی میگفتم هیچی 😂

: @TimeToWedding 🤍"
🤣842😐135👍11823👀11💔1
به وقت #خاطرات عروسی

اقا یه مدت بود من دختر دایی کوچیکم رو دوست داشتم حدودا ۳سال از من کوچیکتر بود
بعدش ما با هم رفته بودیم با خانواده هامون سفر
باهم داشتیم از کوه بالا میرفتیم که پاش لیز خورد منم محکم گرفتم بغلم
از همونجا علاقه اصلیمون شروع شد
و الان دو ساله که نامزدیم

: @TimeToWedding 🤍"
1.16K🤣100👍83😐73👀17👏8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عروس داماد برفی در خیابان ولی عصر

: @TimeToWedding 🤍"
294😐45🤣17👍10👏8👀2
164👍16👀8😐7🤣4👏1
#چت
وقتی حالم بد بود بابت یه فاصله . . . که هنوزم ادامه داره و کم مونده که تموم بشه :):
خودشم حالش خوب نبود ، بع تب حتی شاید بدتر ا خودم ولی تاثیری که تو وایب خوبم داشت و داره پرستیدنیست:))
بابتت تو دنیا خدا رو روزی هزار بار شکر میکنم :)

: @TimeToWedding 🤍"
👍196106😐47🤣14👏2👀2
#سوال
نظر شما چیه؟🤔

به نظرتون پسرا حداقل چه شرایطی ‌از لحاظ مالی داشته باشن که وارد رابطه بشن؟ با این شرایط، هرچی زحمت میکشیم توی این کشور انگار درجا میزنیم‌، میخوای ماشین بگیری، روز به روز قیمت بالاتر و بی‌کیفیت تر میشه، خونه اجاره کنی قیمتا واقعا بالاست، تازه این یه چیز، اما برخلاف سایر کشورا رهن هم میخوان اونم خیلی سنگین، وسایل خونه و... هم که دیگه نگم، هزینه زندگی و خورد و خوراک و تفریح و نیازهای زندگی و....
اگه وضعیت اقتصادی بده، چجوری این همه آدم وارد رابطه میشن و ازدواج میکنن؟

: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍30126😐18👀7🤣3💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز عروسیت اینجوری پر انرژی بمون👰🏻‍♀️⚡️

: @TimeToWedding 🤍"
79👍14👏4🤣1
به وقت #خاطرات عقد

😐🙌خاطره خوبی ندارم از عقد من عقد خودم بود طالاری ک میخواستم رو کنسرل کردن ی سالن خیلی بعد گرفتن مهمون ها جا نمیشدن لباس عقد نگرفتن برام ۱ ساعت قبل عقدم رفتم ی لباس هول هولکی گرفتم مبجوری حتی یدونه کاشت ناخون نبردن منو گفتن پول نیس  ولی .. خودشون ۳ . ۴ ملیونی لباس گرفتن 😐😂بترش میدونی چیه نذاشتن کفشی ک خودم میخوام رو بگیرم  ی کفشی گرفتم اونجا پام لیز خورد وسط افتادم زمین
متنفرم از روز عقدم حال بهم زن ترین خاطرع زندگیمه

: @TimeToWedding 🤍"
😐87852👍34🤣25👀21💔20
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
116😐48👍22👏3👀3
به وقت #خاطرات عروسی

سلام
دخترم ۱۷
من شب عروسی پسر عموم انقدر رقصیده بودم و یادم رفته بود چیزی بخورم و حتی شامم نخوردم آخرای عروسی دیگه فشارم افتاده بود داشتم غش میکردم😂
ولی خوش گذشت عروسی خوبی بود

: @TimeToWedding 🤍"
😐529🤣211👍2817👏4👀4
Mahi - Ali Montazeri
-T.me/TimetoWedding
آهنگ بریدن کیک عروس 🍰

: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍22😐155🤣1
به وقت #خاطرات عروسی

ارزش خواندن بالاااااا

دعوت شده بودیم  عروسی یکی از اقوام دور

خونواده ما خیلی وقت شناسه راس ساعت رسیدیم ولی در کمال تعجب دیدیم خیلی شلوغه و همه مهمونا مثل ما زود اومدن😐

مراسم  توی تالار بود که قسمت زنونه مردونه با معماری دو طبقه از هم جدا میشد

مادرم و داداش کوچیکم رفتن قسمت زنونه طبقه بالا

منم داشتم تو حیاط منتظر یه آشنا میگشتم که حداقل غریبی نکنم😬

یهو دیدم  تدارکاتی صدا میکنه آقایون بفرمایید شام طبقه پایین
گفتم چقدر زود هنوز که شروع نشده نکنه ما دیر اومدیم🤔

خلاصه همراه جماعت شدم و معذب رفتم نشستم وسط چهار تا آدم هیکلی ماشالا سیبیلا کت کلفت منم یه جوون لاغر استخوانی 😑

دیدم خدایا من چرا اینجا هیچکس نمی‌شناسم یهو دیدم به زبان ترکی حرف میزنن😐

دیگه واقعا عجیب شد هرچقدر فکر کردم دیدم آخه نه عروس ترکه نه دوماد هردوتا لر هستن!!🫤

خلاصه گفتم شاید فامیل ترک هم داشتن دعوت کردن که من اومدم قسمت اونا نشستم🤔

غذا آوردن سبزی پلو با ماهیچه سلطنتی🫠

من ترکی بلد بودم باهاشون ترکی حرف میزدم سر سفره و حسابی گرم گرفتم باهاشون و صد بار گفتم که چقدر فامیلای پایه ای هستن و خوشحال شدم از آشنایی باهاشون😍

هی برام غذا میکشیدن بزور
میگفتن دو پرس بخور سه پرس بخور تو جوونی پسر جااااان😂

خلاصه که واقعا شام چسبید اصلا عشق کردم 😋

غذا تموم شد داشتم سومین نوشابه رو سر می‌کشیدم که تدارکاتی اومد گفت

آقایون عزیز مهمون های عروسی بعدی تشریف آوردن شما بیزحمت از این در خارج بشید که از اونا پذیرایی کنیم

من گفتم چقدر زود عروسی تموم شد
ای بابا ولی خدایی خوشگذشت

خندون و خرم اومدم بیرون که یهو یخ کردم
دیدم تازه فامیلای خودمون دارن میان😂😂

آقا چشمتون روز بد نبینه از این در رفتم بیرون از اون در دوباره اومدم تو

بیچاره اون تدارکاتیه چنان داشت نگام میکرد اومد موقع شام دوباره بالاسرم گفت عزیز شما چیزی نیاز نداری گفتم نه عااااالی که اونم خندید گفت نوش جووونت😂😂😂😂

خلاصه همیشه سروقت رسیدن هم کار درستی نیست عزیزان😂😂😂😂

: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.87K👍172😐2821👀8👏3
به وقت #خاطرات عروسی

سلامم 🙂
زیاد طولش نمیدم
عروسی خالم بود رفتم آرایشگاه تر زد تو صورتم
عروسی پسر عموم رفتم بازم تر زد تو صورتم!
و حالا این ماه عروسی پسر عمه ام هست میخوام برم آرایشگاه ولی نمیخوام برم!!!
اعصابم خرابه اون دوتا آریشگاه قبلی که رفتم اصلاخوب نبود حالا تعریف این یکی رو خیلی شنیدم
نیمدونم چیکا کنم اصن  ... 🫥🫤

: @TimeToWedding 🤍"
😐440🤣107👍48👀149💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عروسی‌ام عروسی شمالیا😍

: @TimeToWedding 🤍"
👍20687😐34🤣6👏5👀3
به وقت #خاطرات عروسی

سلام دخترم ۱۸
حدودا کلاس چهارم و پنجم بودم ک عروسی یکی از فامیلامون بود و منم چون قدم بلنده و دختر کم داشتن منم واسه رقص حنا بندون بردن(تو مراسم کوردا هست نمیدونم فرهنگای دیگه داشته باشن یا نه)
ازونجا ک قدم زیادی بلنده هیچوقت کفش پاشنه بلند پام نکرده بودم و اون شب اولین بارم بود.
بزور راه میرفتم چ برسه به رقص😂و جوگیر شدم بین چیزایی ک باید باهاشون میرقصیدیم سبد سیبو برداشتم خیلییییی سنگین بود و مث خر پشیمون بودم ولی رقصه شروع شده بود و دوربینا زوووم🤦‍♀😂
تو فیلمه همش با خودم کلنجار میرم بتونم درست راه برم نیوفتم و سیبا از دستم نیوفتن😂

: @TimeToWedding 🤍"
🤣535😐57👍3013👀10
132😐41👍18👀2
#عکس_شما
بعد از تو هیچکس را دوست نخواهم داشت :)

: @TimeToWedding 🤍"
410👍26🤣15😐13👀11
#سوال
نظر شما چیه؟🤔

سلام،دخترم24،من بایه آقایی چهارساله تورابطم، به بهانه های مختلف خواستگاریو عقب میندازه،دوسال اول خدمت بود،خدمتش ک تموم شد ،بهش گفتم وقتش نشده پاپیش بزاری گفت کارندارم گفتم اشکال نداره گفت نه خانوادم راضی نمیشن بیان،دنبال کار میگشت پیدا نمیکرد،رفت رستوران کارکرد بهش گفتم الان کار داری دیگ ،گفت آره ولی حقوقش کمه،الانم که مریض شده و میگه تا مریضیم خوب نشه و نرم سرکار نمیتونم بیام خواستگاری،به نظرتون چیکار کنم؟
بهم میگه عاشقتم و اگه نبودم رابطمونو تموم میکردم،ولی حس میکنم عاشقم نیس واقعن💔

: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍545😐74👀47🤣3121