به وقت #خاطرات عروسی
4 سال پیش عروسی پسرعموم بود
خاطرهی قشنگی نیست
کلا عروسیش دلگیر بود
عروس مامانش و خواهرش اجازه نمیدادن برقصه برامون عجیب بود تا حالا ندیده بودیم
پسرعموم آدم کثیف هیز و شکاکیه
به هممون پیام میداد و میگفت دوسمون داره هممون ازش بدمون میاد برا هممون دردسر درست کرد
شب عروس به هممون (خودم خواهرام دختر عموهام عمههام)نگاه میکرد 🤢
هنوزم همون آدم عوضیه،اما خانمش خیلی دختر خوبیه🥲
: @TimeToWedding 🤍"
4 سال پیش عروسی پسرعموم بود
خاطرهی قشنگی نیست
کلا عروسیش دلگیر بود
عروس مامانش و خواهرش اجازه نمیدادن برقصه برامون عجیب بود تا حالا ندیده بودیم
پسرعموم آدم کثیف هیز و شکاکیه
به هممون پیام میداد و میگفت دوسمون داره هممون ازش بدمون میاد برا هممون دردسر درست کرد
شب عروس به هممون (خودم خواهرام دختر عموهام عمههام)نگاه میکرد 🤢
هنوزم همون آدم عوضیه،اما خانمش خیلی دختر خوبیه🥲
: @TimeToWedding 🤍"
😐1.07K👍75👀38💔24❤18🤣4
به وقت #خاطرات عروسی
سلام
منم به ذهنم اومد یه خاطره بگم
من دخترم و شب خواستگاری داییم از زنداییم بود و اونا رفتن باهم اتاق که صحبتاشونو بکنن
اونموقع من بچه بودم حدوداً ۷-۸ سالم بود
شیرینی هارو چیده بودن رو سینی و دادن دست من که براشون ببرم داخل اتاق تعارف کنم
منم استرس داشتم و رفتم اتاق و درحین اینکه زنداییم داشت شیرینی برمیداشت من گو*زیدم😊
اصلاً هم به روی خودم نیاوردم و اونجارو ترک کردم و اونارو با بوی گو*زم تنها گذاشتم🤡
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
منم به ذهنم اومد یه خاطره بگم
من دخترم و شب خواستگاری داییم از زنداییم بود و اونا رفتن باهم اتاق که صحبتاشونو بکنن
اونموقع من بچه بودم حدوداً ۷-۸ سالم بود
شیرینی هارو چیده بودن رو سینی و دادن دست من که براشون ببرم داخل اتاق تعارف کنم
منم استرس داشتم و رفتم اتاق و درحین اینکه زنداییم داشت شیرینی برمیداشت من گو*زیدم😊
اصلاً هم به روی خودم نیاوردم و اونجارو ترک کردم و اونارو با بوی گو*زم تنها گذاشتم🤡
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.47K😐63👍37❤11👀1
#سوال
نظر شما چیه؟🤔
میخاستم بپرسم اختلاف سنی ۱۵ سال خوبه ؟؟ یا کلا اختلاف سنیایی زیاد خوبن ؟ ممنون میشم راهنماییم کنید
: @TimeToWedding 🤍"
نظر شما چیه؟
میخاستم بپرسم اختلاف سنی ۱۵ سال خوبه ؟؟ یا کلا اختلاف سنیایی زیاد خوبن ؟ ممنون میشم راهنماییم کنید
: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👀341😐277👍72🤣17❤10
به وقت #خاطرات عروسی
سلام
اوایل ازدواجم بود و خیلی یخم باز نشده بود،و از همسرم یمقدار خجالت میکشیدم،یه شب ،یه مقدار کمی توت فرنگی آورد تو اتاق خوابمون و گفت میخوام یشب رویایی بسازم برات،خلاصه ما دراز کشیدیم و هر کدوم از توت فرنگی رو گذاشت رو یه قسمت از بدن من،منم تکون نمیخوردم ک مبادا صحنه رویاییمون خراب بشه ،یکم ک صبر کردم شروع کرد قربون صدقه رفتنمو همزمان یدونه از توت فرنگی رو میزاشت دهن خودش تا تموم شدن و همش و خورد،منم دلم اب شده بود،آخر سر هم گفت خب پاشو،کار خاصی هم نکرد،اونموقع به روش نیاوردم ،حالا بعد از گذشت ده سال تعریف میکنم ازش میپرسم واقعا اونموقع نیتت از اون کار چ بوده،میزنه زیرش میگه یادم نیست😅😅😅
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
اوایل ازدواجم بود و خیلی یخم باز نشده بود،و از همسرم یمقدار خجالت میکشیدم،یه شب ،یه مقدار کمی توت فرنگی آورد تو اتاق خوابمون و گفت میخوام یشب رویایی بسازم برات،خلاصه ما دراز کشیدیم و هر کدوم از توت فرنگی رو گذاشت رو یه قسمت از بدن من،منم تکون نمیخوردم ک مبادا صحنه رویاییمون خراب بشه ،یکم ک صبر کردم شروع کرد قربون صدقه رفتنمو همزمان یدونه از توت فرنگی رو میزاشت دهن خودش تا تموم شدن و همش و خورد،منم دلم اب شده بود،آخر سر هم گفت خب پاشو،کار خاصی هم نکرد،اونموقع به روش نیاوردم ،حالا بعد از گذشت ده سال تعریف میکنم ازش میپرسم واقعا اونموقع نیتت از اون کار چ بوده،میزنه زیرش میگه یادم نیست😅😅😅
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.93K😐146👍38❤22👀11
به وقت #خاطرات عروسی
سلام
منم به ذهنم اومد یه خاطره بگم
من دخترم و شب خواستگاری داییم از زنداییم بود و اونا رفتن باهم اتاق که صحبتاشونو بکنن
اونموقع من بچه بودم حدوداً ۷-۸ سالم بود
شیرینی هارو چیده بودن رو سینی و دادن دست من که براشون ببرم داخل اتاق تعارف کنم
منم استرس داشتم و رفتم اتاق و درحین اینکه زنداییم داشت شیرینی برمیداشت من گو*زیدم😊
اصلاً هم به روی خودم نیاوردم و اونجارو ترک کردم و اونارو با بوی گو*زم تنها گذاشتم🤡
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
منم به ذهنم اومد یه خاطره بگم
من دخترم و شب خواستگاری داییم از زنداییم بود و اونا رفتن باهم اتاق که صحبتاشونو بکنن
اونموقع من بچه بودم حدوداً ۷-۸ سالم بود
شیرینی هارو چیده بودن رو سینی و دادن دست من که براشون ببرم داخل اتاق تعارف کنم
منم استرس داشتم و رفتم اتاق و درحین اینکه زنداییم داشت شیرینی برمیداشت من گو*زیدم😊
اصلاً هم به روی خودم نیاوردم و اونجارو ترک کردم و اونارو با بوی گو*زم تنها گذاشتم🤡
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.32K😐80👍38❤13
به وقت #خاطرات عروسی
اقا ما جدیدن رفتیم عروسی نوه خاله ی بابام بود یجوریفامیل بودیم بعد روی میز ما همه خودی بودن تا یهو چند نفر اومدن جدید بعد من گوشیمو گذاشتم رو میز رفتم دستمو بشورم که برگشتم دنبال گوشیم بودم که دیدم وای گوشیم نیس همونوزدمزیرگریه انقدر حالم بد شد زنگ زدم دعوا شد کلی از اینجور چیزا عمم فشارش افتاد اصن خیلی عروسی بدی بود حتا خود عروس هم بعد از ۲هفته طلاق گرفت😐
: @TimeToWedding 🤍"
اقا ما جدیدن رفتیم عروسی نوه خاله ی بابام بود یجوریفامیل بودیم بعد روی میز ما همه خودی بودن تا یهو چند نفر اومدن جدید بعد من گوشیمو گذاشتم رو میز رفتم دستمو بشورم که برگشتم دنبال گوشیم بودم که دیدم وای گوشیم نیس همونوزدمزیرگریه انقدر حالم بد شد زنگ زدم دعوا شد کلی از اینجور چیزا عمم فشارش افتاد اصن خیلی عروسی بدی بود حتا خود عروس هم بعد از ۲هفته طلاق گرفت😐
: @TimeToWedding 🤍"
😐1.29K🤣84👍36👀18❤8💔2
به وقت #خاطرات عروسی
آقا من یه پسر عمه داشتم یعنی بازم پسر عمه داشتم ولی این فقط از من بزرگتر بود بخاطر همین روش کراش داشتم🤣 همیشه تو عروسیا دلم میخواست بمن نگاه کنه و توجه کنه ولی اون عاشق دختر عمه م بود و من همش شاهد نگاه هاو تیک زدن های عاشقانه این دوتا بودم😭😂بخاطر همین همیشه عروسیا کوفتم میشد
گذشت و بزرگ شدیم اون پسر عمم زن گرفت و من و دختر عمم مجردیم، الانم دختر عمم با یکی از بچه های دانشگاه من رل زده😂😂
ولی من همچنان تو فاز ازدواج سنتی گیر کردم یعنی قبلا رل رو امتحان کردم بهم نمیچسبید دیگه دعا کنید از یه پیشنهاد سنتی خوشم بیاد🥲
: @TimeToWedding 🤍"
آقا من یه پسر عمه داشتم یعنی بازم پسر عمه داشتم ولی این فقط از من بزرگتر بود بخاطر همین روش کراش داشتم🤣 همیشه تو عروسیا دلم میخواست بمن نگاه کنه و توجه کنه ولی اون عاشق دختر عمه م بود و من همش شاهد نگاه هاو تیک زدن های عاشقانه این دوتا بودم😭😂بخاطر همین همیشه عروسیا کوفتم میشد
گذشت و بزرگ شدیم اون پسر عمم زن گرفت و من و دختر عمم مجردیم، الانم دختر عمم با یکی از بچه های دانشگاه من رل زده😂😂
ولی من همچنان تو فاز ازدواج سنتی گیر کردم یعنی قبلا رل رو امتحان کردم بهم نمیچسبید دیگه دعا کنید از یه پیشنهاد سنتی خوشم بیاد🥲
: @TimeToWedding 🤍"
❤766🤣286😐97👍82👀15👏12💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣354😐24❤22👍17💔1
به وقت #خاطرات عروسی
تو محل کار باهاش آشنا شدم عاشق شدیم یک سال و نیم دوست بودیم الان داریم نامزد میکنیم
صرفا برای اونایی که هیچوقت خدا حوصله ندارن خاطره هارو بخونن ،
بیشتر از این نتونستم خلاصه کنم😂
: @TimeToWedding 🤍"
تو محل کار باهاش آشنا شدم عاشق شدیم یک سال و نیم دوست بودیم الان داریم نامزد میکنیم
صرفا برای اونایی که هیچوقت خدا حوصله ندارن خاطره هارو بخونن ،
بیشتر از این نتونستم خلاصه کنم😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.27K👍66❤50😐28👀6
#چت
اینجا اولين روزایی بود ک
رلم رفت سربازی
اون روز ی حسی بهم میگف پیام میده وقتی پیام داد از ذوق نمیدونستم چی بگم بهش🥲
: @TimeToWedding 🤍"
اینجا اولين روزایی بود ک
رلم رفت سربازی
اون روز ی حسی بهم میگف پیام میده وقتی پیام داد از ذوق نمیدونستم چی بگم بهش🥲
: @TimeToWedding 🤍"
😐543❤239👍45👏11👀2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😐188👍38❤8👏4💔2🤣1
به وقت #خاطرات عروسی
سلام دوستان
چندوقت پیش عروسی پسرخالم بود وسطای عروسی زنداییم گف یه زنگ بزن به داییت بیاد بچه رو بگیره همش گریه میکنه نمیزاره برقصم اقا این زندایی من به شدت عصبیه و داییم مث چی از زنش میترسه اسم داییم جواده و ما تو فامیل جوادی صداش میکنیم منم گوشی بابام دستم بود رفتم تو مخاطبینش دیدم یه جوادی داره همونو گرفتم دادم زنداییم یکی دو بار زنگ زدیم جواب نداد بار سوم خودش زنگ زد یهو زنداییم عصبانی داد زد کجایی تو هرچی زنگ میزنم جواب نمیدی اون بنده خدا پشت خطم با تعجب گف خانم شما با کی کار دارین تازههه فهمیدم جوادی که سیو شده بود دایی جواد من نبود و همکار بابام بود بعدا تر همکار بابام به بابام گفته واویلا چقد خانومت عصبیه 😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام دوستان
چندوقت پیش عروسی پسرخالم بود وسطای عروسی زنداییم گف یه زنگ بزن به داییت بیاد بچه رو بگیره همش گریه میکنه نمیزاره برقصم اقا این زندایی من به شدت عصبیه و داییم مث چی از زنش میترسه اسم داییم جواده و ما تو فامیل جوادی صداش میکنیم منم گوشی بابام دستم بود رفتم تو مخاطبینش دیدم یه جوادی داره همونو گرفتم دادم زنداییم یکی دو بار زنگ زدیم جواب نداد بار سوم خودش زنگ زد یهو زنداییم عصبانی داد زد کجایی تو هرچی زنگ میزنم جواب نمیدی اون بنده خدا پشت خطم با تعجب گف خانم شما با کی کار دارین تازههه فهمیدم جوادی که سیو شده بود دایی جواد من نبود و همکار بابام بود بعدا تر همکار بابام به بابام گفته واویلا چقد خانومت عصبیه 😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.27K👍60😐28❤18