به وقت #خاطرات عروسی
دخترم ۱۶
چند سال پیش که حدودا ۱۱ یا ۱۲سالم بود میخواستیم بریم عروسی پسر خالم بعد همه خوشحال چون فامیل ما یجوریه که این پسر خالم که الان عروسیش بود از همه بزرگتر بود بقیه همه در حد ۱۴ تا زیر ۱۹ برا همین همه ذوق داشتن منو بگی اصلا رو زمین بند نبودم ازبس که هیجان داشتم برم عروسی😂🤭
آقا گذشت و بلاخره شب عروسی رسید بعد منم رفته بودم آرایشگاه یه لباس قرمزم تنم کرده بودن، خلاصه ما حرکت کردیم و رفتیم بعد مرد و زن جدا بودن اما پسر بچه هارو میزاشتن بیان سمت زنا منم که فقط و فقط با هدف این رفته بودم که اونجا کلی برقصم یهو چشمم خورد به یکی از پسر خاله هام که همیشه ازش خوشم میومد بعد اون دوسال از من بزرگتره شانس من اونم اومده بود قسمت زنا کنار مامانش بود😐
منم که همینجوری خجالتی اونم که اومد دیگه از جام تکون نخوردم گذشت و آخر شب شد اومد سمتم همینجوری حرف زدیم و بازی کردیم بعد موهامو مسخره کرد منم توجه نکردم ولی یجوری بود کلا حسش، آقا این بلاخره رفت داخل مردا منو بگی از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم همه نشسته بودن ببین همههههه بعد منم رفته بودم وسط یه آهنگ پلی شد انگار اینا که داخل عمرشون نرقصیدن مثل دیوونه ها تنها اون وسط میرقصیدم تا اون پسر خالم که خوشم میاد ازش نیاد یهو یکی از دختر خاله هام اومد دستمو گرفت گفت بیا بریم آبرومونو بردی منم کلی خورد تو ذوقم 🥲بعد خالم اینا و مامانم همه بهم میخندیدن درکل شب خیلی بامزه ای بود البته که پسر خالمم خوشش میاد از منا😐 اون پسر خالمم هنوز هستش و من هنوز روش کراشم و چند ماه دیگه هم قراره بره سربازی و همچنان نمیدونه خدا میدونه بعدش چی میشه دیگه😑🤍
: @TimeToWedding 🤍"
دخترم ۱۶
چند سال پیش که حدودا ۱۱ یا ۱۲سالم بود میخواستیم بریم عروسی پسر خالم بعد همه خوشحال چون فامیل ما یجوریه که این پسر خالم که الان عروسیش بود از همه بزرگتر بود بقیه همه در حد ۱۴ تا زیر ۱۹ برا همین همه ذوق داشتن منو بگی اصلا رو زمین بند نبودم ازبس که هیجان داشتم برم عروسی😂🤭
آقا گذشت و بلاخره شب عروسی رسید بعد منم رفته بودم آرایشگاه یه لباس قرمزم تنم کرده بودن، خلاصه ما حرکت کردیم و رفتیم بعد مرد و زن جدا بودن اما پسر بچه هارو میزاشتن بیان سمت زنا منم که فقط و فقط با هدف این رفته بودم که اونجا کلی برقصم یهو چشمم خورد به یکی از پسر خاله هام که همیشه ازش خوشم میومد بعد اون دوسال از من بزرگتره شانس من اونم اومده بود قسمت زنا کنار مامانش بود😐
منم که همینجوری خجالتی اونم که اومد دیگه از جام تکون نخوردم گذشت و آخر شب شد اومد سمتم همینجوری حرف زدیم و بازی کردیم بعد موهامو مسخره کرد منم توجه نکردم ولی یجوری بود کلا حسش، آقا این بلاخره رفت داخل مردا منو بگی از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم همه نشسته بودن ببین همههههه بعد منم رفته بودم وسط یه آهنگ پلی شد انگار اینا که داخل عمرشون نرقصیدن مثل دیوونه ها تنها اون وسط میرقصیدم تا اون پسر خالم که خوشم میاد ازش نیاد یهو یکی از دختر خاله هام اومد دستمو گرفت گفت بیا بریم آبرومونو بردی منم کلی خورد تو ذوقم 🥲بعد خالم اینا و مامانم همه بهم میخندیدن درکل شب خیلی بامزه ای بود البته که پسر خالمم خوشش میاد از منا😐 اون پسر خالمم هنوز هستش و من هنوز روش کراشم و چند ماه دیگه هم قراره بره سربازی و همچنان نمیدونه خدا میدونه بعدش چی میشه دیگه😑🤍
: @TimeToWedding 🤍"
👍318😐178🤣62❤34👀22💔1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤413🤣95👍25😐23👏5
تجربه عروسی:
ی عروسی داشتیم ساعت از ۱۱ اینا گذشته بود قرار بود برادر من عرق بیاره ک نتونسته بود جور کن ب ی دلیلی
نیاورده بودن دیه براش
اینجا بود ک ی فکر بکر ب سرم زد اوردم اب و نیم لیتر عرق رو ریختیم تو ی قابلمه قاطی کردیم ریختیم بطری با داداشم دادیم دست پسرای مجلس
بعد فک کن اینا ک فک میکردن عرقه تا صب ۵ عین خل و چلا میزدنو و میکوبیدن و میخندیدن و ب داداشم گفته بودن داداش دمت گرم عجب عرقیه ساخته بهمون
فقد موندم ینی یکیشون نگفت این عرق نی؟😐
چچوری بهشون ساخته بود خودم موندم
فقد ایییین ک ملت گیجن یا خودشو ردن گیجی 😐😂 (منطروم ادمای عروسی ک با اب مست شده بودن)😐😂
: @TimeToWedding 🤍"
ی عروسی داشتیم ساعت از ۱۱ اینا گذشته بود قرار بود برادر من عرق بیاره ک نتونسته بود جور کن ب ی دلیلی
نیاورده بودن دیه براش
اینجا بود ک ی فکر بکر ب سرم زد اوردم اب و نیم لیتر عرق رو ریختیم تو ی قابلمه قاطی کردیم ریختیم بطری با داداشم دادیم دست پسرای مجلس
بعد فک کن اینا ک فک میکردن عرقه تا صب ۵ عین خل و چلا میزدنو و میکوبیدن و میخندیدن و ب داداشم گفته بودن داداش دمت گرم عجب عرقیه ساخته بهمون
فقد موندم ینی یکیشون نگفت این عرق نی؟😐
چچوری بهشون ساخته بود خودم موندم
فقد ایییین ک ملت گیجن یا خودشو ردن گیجی 😐😂 (منطروم ادمای عروسی ک با اب مست شده بودن)😐😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣950😐55👍48❤11👀7💔2
#چت
خیلی خوبه کسی رو داشته باشی هم بهترین رفیقت باشه هم پارتنرت ☺️🥰
رفیق و شریک راه سرنوشتمن ❤️🔥
: @TimeToWedding 🤍"
خیلی خوبه کسی رو داشته باشی هم بهترین رفیقت باشه هم پارتنرت ☺️🥰
رفیق و شریک راه سرنوشتمن ❤️🔥
: @TimeToWedding 🤍"
❤391😐64👍21🤣3
#سوال
نظر شما چیه؟🤔
سلام یه سوال داشتم
عقد محضری دعوتم زندایی عروسم نمیدونم برم آرایشگاه یا نه؟؟
خودمم تازه عروسم و چندماهه عقد کردم🥲
میشه لطفا نظر بدید؟؟
: @TimeToWedding 🤍"
نظر شما چیه؟
سلام یه سوال داشتم
عقد محضری دعوتم زندایی عروسم نمیدونم برم آرایشگاه یا نه؟؟
خودمم تازه عروسم و چندماهه عقد کردم🥲
میشه لطفا نظر بدید؟؟
: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍381😐70❤2👀2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😐345❤67🤣23👍16👀5👏1
تجربه خواستگاری:
یادمه این اولین آخرین خاستگار من تو 14 سالگی بود 😂😂
توی محرم شب یازدهم روضه خونه عمم بودیم اخراش بود ک مهمونا برن خواهرشوهر عمم اومد به بابام گفت که میشه برای امر خیر بیایم خونتون بابامم گفت برای چی گفتش دخترت برای پسرم بگیریم بابامم ن گذاشت ن برداشت بین اون همه جمع به کوردی گفت (راد تِرِم) ینی برات میگوزم منم خر افتاده بودم گردن بابام قربونت برم فداتشم بابایی خودمی خلاصه همین دیگ 😂😂❤️
: @TimeToWedding 🤍"
یادمه این اولین آخرین خاستگار من تو 14 سالگی بود 😂😂
توی محرم شب یازدهم روضه خونه عمم بودیم اخراش بود ک مهمونا برن خواهرشوهر عمم اومد به بابام گفت که میشه برای امر خیر بیایم خونتون بابامم گفت برای چی گفتش دخترت برای پسرم بگیریم بابامم ن گذاشت ن برداشت بین اون همه جمع به کوردی گفت (راد تِرِم) ینی برات میگوزم منم خر افتاده بودم گردن بابام قربونت برم فداتشم بابایی خودمی خلاصه همین دیگ 😂😂❤️
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.13K😐226👍45❤19👀15👏5
تجربه عروسی:
اقا یکی از خاطرات خیلی بدمو میخوام بگم که برا شمام تجربه بشه
راستش من و پسر عمه م بهم علاقه داشتیم از یه طرفم پسر عموم منو میخواست
و هروقت منو با پسر عمه م میدید حسودی میکرد و دیوونه میشد خلاصه که یه روز رفته بودیم عروسی دختر عموم ینی خواهر همین پسر عموم
اونجا به بهانه حرف زدن منو برد رختکن و خیلی ببخشید و بزور تجاوز کرد بهم و کرد منو. تا مجبور شم باهاش ازدواج کنم و منم افسرده شدم و تا یه مدت عشق و عاشقی یادم رفت
خلاصه که به بستگاننتون هم اعتماد نکنید
: @TimeToWedding 🤍"
اقا یکی از خاطرات خیلی بدمو میخوام بگم که برا شمام تجربه بشه
راستش من و پسر عمه م بهم علاقه داشتیم از یه طرفم پسر عموم منو میخواست
و هروقت منو با پسر عمه م میدید حسودی میکرد و دیوونه میشد خلاصه که یه روز رفته بودیم عروسی دختر عموم ینی خواهر همین پسر عموم
اونجا به بهانه حرف زدن منو برد رختکن و خیلی ببخشید و بزور تجاوز کرد بهم و کرد منو. تا مجبور شم باهاش ازدواج کنم و منم افسرده شدم و تا یه مدت عشق و عاشقی یادم رفت
خلاصه که به بستگاننتون هم اعتماد نکنید
: @TimeToWedding 🤍"
😐1.26K👍84👀42🤣40❤13💔12👏2
تجربه عروسی:
نمیدونم خاطره هست یا تجربه یا شایدم هر دو
خوب پسر داییم چهار سال تمام دونبالم بود که هی میگفت دوسم داره و بهم علاقه داره و بدون من نمیتونه و این حرفا من بهش توجه نمیکردم ولی سال پنجم با خودم گفتم این که این چهار سال دونبال من بوده حتمن واقعا دوستم داره بهش اوکی دادم بعد شش ماه فهمیدم توی مدت چهارسال با دخترا زیادی بوده ولی همه تقصیر را انداخت گردن من گفت چون بهم توجه نمیکردی مجبور بودم با بقیه دخترا باشم خوب بخشیدم گذشتم از اشتباهش دیگه واقعا دوسش داشتم و بهش وابسته بودم ولی بعد چند مدت الکی باهام دعوا راه انداخت و تموم کرد یک هفته بعدش رفت خاستگاری یکی دیگه ودو شب پیش جشن عقدش بود توجشنش شرکت نکردم و تا صبح تو به حال خودم گریه کردم ولی بعدش تصمیم گرفتم کلا از زنده گیم حذفش کنم با وجود اینکه حالم خوب نیست ولی کوشش میکنم قوی باشم
ولی واقعا نمیدونم بعضی ها چی بیمار ی دارن که اینهمه تلاش میکنن تا یکی رو وابسته خودش کنه بعدش ولش کنه
: @TimeToWedding 🤍"
نمیدونم خاطره هست یا تجربه یا شایدم هر دو
خوب پسر داییم چهار سال تمام دونبالم بود که هی میگفت دوسم داره و بهم علاقه داره و بدون من نمیتونه و این حرفا من بهش توجه نمیکردم ولی سال پنجم با خودم گفتم این که این چهار سال دونبال من بوده حتمن واقعا دوستم داره بهش اوکی دادم بعد شش ماه فهمیدم توی مدت چهارسال با دخترا زیادی بوده ولی همه تقصیر را انداخت گردن من گفت چون بهم توجه نمیکردی مجبور بودم با بقیه دخترا باشم خوب بخشیدم گذشتم از اشتباهش دیگه واقعا دوسش داشتم و بهش وابسته بودم ولی بعد چند مدت الکی باهام دعوا راه انداخت و تموم کرد یک هفته بعدش رفت خاستگاری یکی دیگه ودو شب پیش جشن عقدش بود توجشنش شرکت نکردم و تا صبح تو به حال خودم گریه کردم ولی بعدش تصمیم گرفتم کلا از زنده گیم حذفش کنم با وجود اینکه حالم خوب نیست ولی کوشش میکنم قوی باشم
ولی واقعا نمیدونم بعضی ها چی بیمار ی دارن که اینهمه تلاش میکنن تا یکی رو وابسته خودش کنه بعدش ولش کنه
: @TimeToWedding 🤍"
😐689👍445❤112👏60👀23💔18🤣7
تجربه عروسی:
با سلام من داستان خاصی نمیخوام تعریف کنم. فقط ی تقاضا دارم از پسرا. خواهش میکنم ازتون تو عروسیا مست نکنید ما بدبختا میریم کلی لباس میخریم ارایشگاه میریم کلی ذوق و فلان برای فرد مورد علاقمون بعد طرف مست کرده اصلا مارو تو عروسی ندیده و یادش نیست اصا🤣🤣
: @TimeToWedding 🤍"
با سلام من داستان خاصی نمیخوام تعریف کنم. فقط ی تقاضا دارم از پسرا. خواهش میکنم ازتون تو عروسیا مست نکنید ما بدبختا میریم کلی لباس میخریم ارایشگاه میریم کلی ذوق و فلان برای فرد مورد علاقمون بعد طرف مست کرده اصلا مارو تو عروسی ندیده و یادش نیست اصا🤣🤣
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.47K👍82😐71❤12👀7💔2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤248🤣56😐15👍12👏3👀1
به وقت #خاطرات عروسی
سلام همگی
عروسی دخترخالم بود...منم اون موقع کلاس چهارم بودم
عروسی و مراسم اوکی بود و همهچی سرجاش
بعد از عروسی، جلوی در خونه داماد آتیش روشن کردنو شروع کردن به رقصیدن دور آتیش
آقا منم که خیلی کرم میریختم کلا، رفتم از صندوق ماشین کپسول گاز (کپسولایی که باهاش فندک پر میکنن) برداشتمو بدو بدو اومدم انداختم داخل آتیش😂😐
سریع فرارکردم...خلاصه هرکی فرار کرد یه طرفیو بعد چند ثانیه بوووووم😂
کپسول ترکید آتیش پخش شد بزرگ شد اصلا یه وضعی. خلاصه از بابام کلی کتک خوردم ولی الان همه میگن میخندن
: @TimeToWedding 🤍"
سلام همگی
عروسی دخترخالم بود...منم اون موقع کلاس چهارم بودم
عروسی و مراسم اوکی بود و همهچی سرجاش
بعد از عروسی، جلوی در خونه داماد آتیش روشن کردنو شروع کردن به رقصیدن دور آتیش
آقا منم که خیلی کرم میریختم کلا، رفتم از صندوق ماشین کپسول گاز (کپسولایی که باهاش فندک پر میکنن) برداشتمو بدو بدو اومدم انداختم داخل آتیش😂😐
سریع فرارکردم...خلاصه هرکی فرار کرد یه طرفیو بعد چند ثانیه بوووووم😂
کپسول ترکید آتیش پخش شد بزرگ شد اصلا یه وضعی. خلاصه از بابام کلی کتک خوردم ولی الان همه میگن میخندن
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.02K😐173👍43👀9❤8
#چت
وقتی از دنیا ناامیدی و از مشکلات زندگی خسته شدی و یکی داری که حال تو خوب کنه❤️🙂
: @TimeToWedding 🤍"
وقتی از دنیا ناامیدی و از مشکلات زندگی خسته شدی و یکی داری که حال تو خوب کنه❤️🙂
: @TimeToWedding 🤍"
😐490❤169👍42🤣37👀6👏3💔2
#سوال
نظر شما چیه؟🤔
سلام من پنج سال پیش با یکی دوست بودم ک خیلی خیلی دوسش داشتم و براش همه کار کردم البته چند بار کات کردیم ولی برگشتیم بهم ولی یکبار سر قضیه ک از من رابطه جنسی خواست و من قبولش نکردم منو بلاک کرد و چند روز بعد خبر نامزدیش رسید الن یک دختر داره
ازین قضیه چند سال میگذره و من هنوز کنار نیومدم و اینکه دگه از رابطه و دوست داشتن میترسم اسفند ماه ۲۵ سالم میشه حتا آبجی کوچکتر از من ازدواج کرده من هنوز نتونستم چون میترسم از مرد و ازدواج
خواستگار دارم نمیتونم قبول کنم نمیدونم چرا
یک بنده خدا است از راه دور خیلی ابراز علاقه میکنه جون فدا میکنه ولی من بیخیالم و هیچ حسی ندارم براش
نظر شما چیه؟
چیزی بگین ک نظرم در این مورد عوض بشه.
: @TimeToWedding 🤍"
نظر شما چیه؟
سلام من پنج سال پیش با یکی دوست بودم ک خیلی خیلی دوسش داشتم و براش همه کار کردم البته چند بار کات کردیم ولی برگشتیم بهم ولی یکبار سر قضیه ک از من رابطه جنسی خواست و من قبولش نکردم منو بلاک کرد و چند روز بعد خبر نامزدیش رسید الن یک دختر داره
ازین قضیه چند سال میگذره و من هنوز کنار نیومدم و اینکه دگه از رابطه و دوست داشتن میترسم اسفند ماه ۲۵ سالم میشه حتا آبجی کوچکتر از من ازدواج کرده من هنوز نتونستم چون میترسم از مرد و ازدواج
خواستگار دارم نمیتونم قبول کنم نمیدونم چرا
یک بنده خدا است از راه دور خیلی ابراز علاقه میکنه جون فدا میکنه ولی من بیخیالم و هیچ حسی ندارم براش
نظر شما چیه؟
چیزی بگین ک نظرم در این مورد عوض بشه.
: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍359😐105❤20👀16💔5🤣4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤146😐21👍20👀2🤣1
تجربه خواستگاری:
خواستگاری خاله کوچیکمبود کلن دوسال ازمبزرگتره
بعدش عروس تو اتاق بود من شومیز سفید پوشیدم
وقتی از اتاق اومدم بیرون فکر کردن من عروسم مادر بزرگ داماد گفت ماشالا عروسمون چ خوشگله قیاففه من دقیقا اینطوری بود:😐
بعدش خودمم تعجب کردم
داداش داماد ک منو میشناخت(چونک خالم و شوهرخالم باهم رل بودن)
گفت نه ایشون خداروشکر مجردن
داداش داماد روم کراش زد
و بعله اون شب بود ک خاستگاری هردوتامونباهم شد😂😂
ولی خب من قبول نکردم
بیچاره دامادمون پشماش ریخت
: @TimeToWedding 🤍"
خواستگاری خاله کوچیکمبود کلن دوسال ازمبزرگتره
بعدش عروس تو اتاق بود من شومیز سفید پوشیدم
وقتی از اتاق اومدم بیرون فکر کردن من عروسم مادر بزرگ داماد گفت ماشالا عروسمون چ خوشگله قیاففه من دقیقا اینطوری بود:😐
بعدش خودمم تعجب کردم
داداش داماد ک منو میشناخت(چونک خالم و شوهرخالم باهم رل بودن)
گفت نه ایشون خداروشکر مجردن
داداش داماد روم کراش زد
و بعله اون شب بود ک خاستگاری هردوتامونباهم شد😂😂
ولی خب من قبول نکردم
بیچاره دامادمون پشماش ریخت
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.31K😐82👍41❤15👀10