#نظرات_شما 💌
چه مردم خاطره عقد و عروسی دارن
من هنوز منتظر نتایج سبزههاییم که سیزده بدر گره زدم 😐
: @TimeToWedding 🤍"
چه مردم خاطره عقد و عروسی دارن
من هنوز منتظر نتایج سبزههاییم که سیزده بدر گره زدم 😐
: @TimeToWedding 🤍"
🤣312👍21😐13❤7
❤217👍18💔13🤣2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😐208❤108🤣17👏1💔1
👏203👍76💔24❤15🤣6
💔617🤣25❤18😐18👀7👍5😱4
#سوال
نظر شما چیه؟🤔
سلام دخترم ۱۹سالمه
۵ماهه رو یه پسر۲۲ساله کراشم که متاسفانه مشاور معلم فرهنگیان هس
بخاطر نزدیک شدن بهش برا دوسم که کنکوری هس مشاور گرفتم و خودم هر ماه یک و نیم میلیون به مشاوره میدم فقط به این دلیل که وقتی به دوستم پیام میده یا زنگ میزنه بشنوم یا مشاوره حضوری میذاره ببینمش بنظر شما اگه بهش بگیم چی میگه چه واکنشی نشون میده؟🤧😂
: @TimeToWedding 🤍"
نظر شما چیه؟🤔
سلام دخترم ۱۹سالمه
۵ماهه رو یه پسر۲۲ساله کراشم که متاسفانه مشاور معلم فرهنگیان هس
بخاطر نزدیک شدن بهش برا دوسم که کنکوری هس مشاور گرفتم و خودم هر ماه یک و نیم میلیون به مشاوره میدم فقط به این دلیل که وقتی به دوستم پیام میده یا زنگ میزنه بشنوم یا مشاوره حضوری میذاره ببینمش بنظر شما اگه بهش بگیم چی میگه چه واکنشی نشون میده؟🤧😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣531😐276💔17❤16👀8👍6😱4
💔287👍29❤6🤣1😐1👀1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💔331😐68❤11🤣10👍2😱1
#توییت
از ماشین عروس دیگه بدم میاد
از خنچه عروس داماد بدم میاد ... از این نفسی که دارم میکشم حالم به هم میخوره.
: @TimeToWedding 🤍"
از ماشین عروس دیگه بدم میاد
از خنچه عروس داماد بدم میاد ... از این نفسی که دارم میکشم حالم به هم میخوره.
: @TimeToWedding 🤍"
💔642😐89🤣23❤19👍8👏3😱2
#توییت
فیلم عروسیم رو گرفتم اندازه گیم آف ترونز خرج کردیم خروجیش شده اخراجی های سه.
: @TimeToWedding 🤍"
فیلم عروسیم رو گرفتم اندازه گیم آف ترونز خرج کردیم خروجیش شده اخراجی های سه.
: @TimeToWedding 🤍"
💔345🤣203❤8😱6👍3👀2
به وقت #خاطرات آشنایی
سلام. داداش کوچیکم وقتی ششم میخوند، میومد خونه از معلمشون میگفت و منم همیشه مشتاق بودم این اقا معلمه رو ببینم ولی فرصت نمیشد . روز معلم که شد داداشم یادش رفت هدیهاش رو ببره با خودش و منم فرصت رو غنیمت دونستم و هی گفتم عه کادوش مونده خونه و الان پیش بچه ها ناراحت میشه و فلانو هرجوری بود کادو رو زدم زیربغلم و راهیه مدرسه شدم.درست از وقتی که پامو گذاشتم حیاط یه تپش قلبی اومد سراغم و زنگ کلاس بود و کسی تو حیاط نبود.رفتم سالن و با هرقدمی که سمت کلاسشون برمیداشتم قلبم به حلقم نزدیکتر میشد و در رو باز کردم و دیدم مشغول تشکر از بچه ها بود که چشام برق زد فکر کنم اینبار دیگه واقعا عاشق شده بودم=) دستام و پاهام یه جوری یخ زده بودن که هرثانیه ممکنه بود بزنم زیر گریه:/(خییلییی خجالتیم و تو اون لحظه کل کلاس زل زده بودن به من) منم به تته پته گفتم که اره خواهر فلانی هستم کادوش مونده خونه و اومد گرفت و کلی تشکر کرد و منم هول هولکی یه چیزی گفتم و سریع جیم شدم. یادمه کل مسیر برگشت همش به دستام نگاه میکردم که چطور میلرزیدن و بعدا ها طی گذشت دو سال اینا با اون اقا ارتباط گرفتیم کاملا اتفاقی ولی ارتباطمون عاشقانه نبود(هنوز بهم اعتراف نکرده بودیم) تا اینکه تو یه عروسی مادر ایشون منو میبنن و میرن بهش میگن و اونم میشناسه و هفته پیش اومدن خواستگاری . من از وقتی دیدمش تا الان عاشقشم و درسته من اول عاشق شدم اما اون عمیقتر دوستم داره. هنوزم به حلقه تو دستم نگاه میکنم و باورم نمیشه بالاخره بهش رسیدم!چون وقتی اولین بار دیدمش رسیدن بهش برام غیرممکن بود.شمام به غیرممکن ها فکر نکنین شاید اونی شد که میخواستین...
: @TimeToWedding 🤍"
سلام. داداش کوچیکم وقتی ششم میخوند، میومد خونه از معلمشون میگفت و منم همیشه مشتاق بودم این اقا معلمه رو ببینم ولی فرصت نمیشد . روز معلم که شد داداشم یادش رفت هدیهاش رو ببره با خودش و منم فرصت رو غنیمت دونستم و هی گفتم عه کادوش مونده خونه و الان پیش بچه ها ناراحت میشه و فلانو هرجوری بود کادو رو زدم زیربغلم و راهیه مدرسه شدم.درست از وقتی که پامو گذاشتم حیاط یه تپش قلبی اومد سراغم و زنگ کلاس بود و کسی تو حیاط نبود.رفتم سالن و با هرقدمی که سمت کلاسشون برمیداشتم قلبم به حلقم نزدیکتر میشد و در رو باز کردم و دیدم مشغول تشکر از بچه ها بود که چشام برق زد فکر کنم اینبار دیگه واقعا عاشق شده بودم=) دستام و پاهام یه جوری یخ زده بودن که هرثانیه ممکنه بود بزنم زیر گریه:/(خییلییی خجالتیم و تو اون لحظه کل کلاس زل زده بودن به من) منم به تته پته گفتم که اره خواهر فلانی هستم کادوش مونده خونه و اومد گرفت و کلی تشکر کرد و منم هول هولکی یه چیزی گفتم و سریع جیم شدم. یادمه کل مسیر برگشت همش به دستام نگاه میکردم که چطور میلرزیدن و بعدا ها طی گذشت دو سال اینا با اون اقا ارتباط گرفتیم کاملا اتفاقی ولی ارتباطمون عاشقانه نبود(هنوز بهم اعتراف نکرده بودیم) تا اینکه تو یه عروسی مادر ایشون منو میبنن و میرن بهش میگن و اونم میشناسه و هفته پیش اومدن خواستگاری . من از وقتی دیدمش تا الان عاشقشم و درسته من اول عاشق شدم اما اون عمیقتر دوستم داره. هنوزم به حلقه تو دستم نگاه میکنم و باورم نمیشه بالاخره بهش رسیدم!چون وقتی اولین بار دیدمش رسیدن بهش برام غیرممکن بود.شمام به غیرممکن ها فکر نکنین شاید اونی شد که میخواستین...
: @TimeToWedding 🤍"
❤799😐54💔26👍22🤣7👏5👀5