به وقت #خاطرات عروسی
یه دوستمون راجع ب سفید پوشیدن تو عروسی گفته بود من یاد عروسی برادرهام افتادم. برادرای من با دو تا خواهر ازدواج کردن و تمام مراسماشون از خواستگاری تا عروسی تو ی روز بود. مادر زن داداشام تو عروسی آرایشش از دخترا خیلی سنگین تر بود، موهاشو لایت کرده بود، تاجم گذاشته بود بعد ی لباسم پوشیده بود پرکااار رنگشم خودش میگفت شیریه ولی به سفید میزد ینی باید دقیق میشدی تا میفهمیدی سفید نیست، سن و سالیم نداره جوون میزنه اگه یکم لباسش پفم داشت با عروس اشتباه میگرفتیش! زن داداشام خصوصا بزرگه که حساس تره خیلی ناراحت شدن. همه پشت سرش حرف میزدن تو روش تیکه انداختن. حتی تو فامیلا خودشون. آخه زن با دخترای خودت آخه؟؟
: @TimeToWedding 🤍"
یه دوستمون راجع ب سفید پوشیدن تو عروسی گفته بود من یاد عروسی برادرهام افتادم. برادرای من با دو تا خواهر ازدواج کردن و تمام مراسماشون از خواستگاری تا عروسی تو ی روز بود. مادر زن داداشام تو عروسی آرایشش از دخترا خیلی سنگین تر بود، موهاشو لایت کرده بود، تاجم گذاشته بود بعد ی لباسم پوشیده بود پرکااار رنگشم خودش میگفت شیریه ولی به سفید میزد ینی باید دقیق میشدی تا میفهمیدی سفید نیست، سن و سالیم نداره جوون میزنه اگه یکم لباسش پفم داشت با عروس اشتباه میگرفتیش! زن داداشام خصوصا بزرگه که حساس تره خیلی ناراحت شدن. همه پشت سرش حرف میزدن تو روش تیکه انداختن. حتی تو فامیلا خودشون. آخه زن با دخترای خودت آخه؟؟
: @TimeToWedding 🤍"
🤣983😐258👍114❤11👀9
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😐117🤣98👍31❤6👏6👀5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍30❤7🤣1
به وقت #خاطرات عروسی
دخترم 17
این خاطره ی برا ی سال یپشه ک عروسی داییم بود
عروس ی دختر خاله داشت فوقالعاده کلاس میزاشت ینی خیلییییییی فک میکرد شاهزادست دختره ی پشت کوهی(دلم پره ازش) 😂😂
من از ی هفته قبل از عروسی گفته بودم خودم میخوام رقص چاقوی داییمو برم این دختره میگفت من از بچگی گفتم من میخوام رقص چاقو دختر خالمو برم نمیخواست بزاره من برم رقصو
اقا منم ب مامانم گفتم وقتی کیک و چاقو رو اوردن تو حواست باشه این دختره ی پرو چتقو رو بر نداره ندش ب من دیگه😂
ما وسط بودیم ک کیکو اوردن با چاقو رو چاقو تو دست مامانم بود مامانم با چاقو اومد وسط
منم ک اصن حواسم سره جای خودش نبود و نمیدونستم چیکار میکردم ب خاطر اینکه پسر خاله هام بجای آب ی چی دیگه داده بودن بهم رفتم چاقو رو گرفتم از مامانم و رفتم وسط با چاقو رقصیدم😐💔🤣
اونجا یهو این خواننده هه اهنگو نگه داشت گفت چتقو چی میگه اون وسط😐😐😐😐😐🤣🤣🤣🤣
و اونجا بود ک دلم میخواست جلو اون 2 هزار نفر ادم اب شم و برم تو زمین😂
الانم فیلماشو میبینم چشامو میبندم ک نبینمش😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
دخترم 17
این خاطره ی برا ی سال یپشه ک عروسی داییم بود
عروس ی دختر خاله داشت فوقالعاده کلاس میزاشت ینی خیلییییییی فک میکرد شاهزادست دختره ی پشت کوهی(دلم پره ازش) 😂😂
من از ی هفته قبل از عروسی گفته بودم خودم میخوام رقص چاقوی داییمو برم این دختره میگفت من از بچگی گفتم من میخوام رقص چاقو دختر خالمو برم نمیخواست بزاره من برم رقصو
اقا منم ب مامانم گفتم وقتی کیک و چاقو رو اوردن تو حواست باشه این دختره ی پرو چتقو رو بر نداره ندش ب من دیگه😂
ما وسط بودیم ک کیکو اوردن با چاقو رو چاقو تو دست مامانم بود مامانم با چاقو اومد وسط
منم ک اصن حواسم سره جای خودش نبود و نمیدونستم چیکار میکردم ب خاطر اینکه پسر خاله هام بجای آب ی چی دیگه داده بودن بهم رفتم چاقو رو گرفتم از مامانم و رفتم وسط با چاقو رقصیدم😐💔🤣
اونجا یهو این خواننده هه اهنگو نگه داشت گفت چتقو چی میگه اون وسط😐😐😐😐😐🤣🤣🤣🤣
و اونجا بود ک دلم میخواست جلو اون 2 هزار نفر ادم اب شم و برم تو زمین😂
الانم فیلماشو میبینم چشامو میبندم ک نبینمش😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣675😐155👍90❤15👀12
#چت
ما الان ۷ساله ک باهمیم🖇
اون ۲۱ سالشه من دخترم ۱۹سالمه
خیلی زود شروع کردیم😶
همیشه اینقدر مهربون و صبوره🥹❤️
: @TimeToWedding 🤍"
ما الان ۷ساله ک باهمیم🖇
اون ۲۱ سالشه من دخترم ۱۹سالمه
خیلی زود شروع کردیم😶
همیشه اینقدر مهربون و صبوره🥹❤️
: @TimeToWedding 🤍"
❤673😐442🤣105👍46👀19👏8
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍153😐76🤣5❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤259😐89👍19👀10👏9
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤90😐16👍7👏5
به وقت #خاطرات عروسی
متاسفانه خاطره من خوش نیست
دیشب عروسی پسر داییم بود پسر دایی که از وقتی پونزده سالم بود مدام کنار کوشم میخوند که دوستم داره وهی ابراز علاقه میکرد وزمانی که هژده سالم بود بهش اوکی دادم و یک سال باهم تلفونی حرف میزدیم قرار مون ازدواج بود طی این مدت هر چند وقت یه بار میگفت تو کاراش به مشکل مالی برخورده و ازم پول میخواست من احمقم که همه پس اندازم رو دادم بهش و تمام جواهراتی که بابام و مامانم به مناسبت های مختلف برام گرفته بود فروختم و بهش دادم پولش رو آخرین بخاطر اینکه گفتم دیکه پول ندارم با من تمام کرد بهم گفت من درکش نمیکنم همیشه هم میگفت پولت رو بر میگردونم
اون همه پولم که بر نگردوند خودم رو ول کرد رفت با یکی ازدواج کرد دیشب عروسیش بود از اول تا آخریش رقصیدم و وقتی اومدم خونه تا خود صبح بخاطر حماقتم عر زدم😭😭😭😭
: @TimeToWedding 🤍"
متاسفانه خاطره من خوش نیست
دیشب عروسی پسر داییم بود پسر دایی که از وقتی پونزده سالم بود مدام کنار کوشم میخوند که دوستم داره وهی ابراز علاقه میکرد وزمانی که هژده سالم بود بهش اوکی دادم و یک سال باهم تلفونی حرف میزدیم قرار مون ازدواج بود طی این مدت هر چند وقت یه بار میگفت تو کاراش به مشکل مالی برخورده و ازم پول میخواست من احمقم که همه پس اندازم رو دادم بهش و تمام جواهراتی که بابام و مامانم به مناسبت های مختلف برام گرفته بود فروختم و بهش دادم پولش رو آخرین بخاطر اینکه گفتم دیکه پول ندارم با من تمام کرد بهم گفت من درکش نمیکنم همیشه هم میگفت پولت رو بر میگردونم
اون همه پولم که بر نگردوند خودم رو ول کرد رفت با یکی ازدواج کرد دیشب عروسیش بود از اول تا آخریش رقصیدم و وقتی اومدم خونه تا خود صبح بخاطر حماقتم عر زدم😭😭😭😭
: @TimeToWedding 🤍"
😐1.39K👍68🤣43❤39👀38💔19👏12