Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😐236👍35🤣12👀6❤3
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤89😐36👍20
به وقت #خاطرات عروسی
این خاطره برای عروسی خودمه
من اهل روستا هشتم اینجا هم زود ازدواج میکنن ۱۳ سالم بود اومدن نشونم کردم ۱۵ سالگی رفتم سر خونه و زندگیم خلاصه کلام شب عروسی و داستان هاش خیلی ترسیده بودم شوهر من والا مثل اون رمان ها جنتلمن و کلاش نبود
از دار دنیا تو قیافه دوتا چشم داشت
من بهش گفتم بیا زیپ لباسم باز کن اومد
باز کنه زد لباس و پاره کرد و رفت بزور در اوردم تا صبح نشستم اونو دوختم بعدش که تموم شد رفتم پیش شوهرم گفتم چی شد گفت چی گفتم همون نخود چی و خلاصه ای آنقدر اصول بود تا دوماه بعد عروسی من هنوز دختر بودم بعدش به زور من بکارت زد پسره اسکله الان شش ماهه حاملم ی دونه خیار برا نخریده نشسته داره امپراطور بادها میبینه خلاصه از زندگیم راضیم چون مادرشوهرم مرده
: @TimeToWedding 🤍"
این خاطره برای عروسی خودمه
من اهل روستا هشتم اینجا هم زود ازدواج میکنن ۱۳ سالم بود اومدن نشونم کردم ۱۵ سالگی رفتم سر خونه و زندگیم خلاصه کلام شب عروسی و داستان هاش خیلی ترسیده بودم شوهر من والا مثل اون رمان ها جنتلمن و کلاش نبود
از دار دنیا تو قیافه دوتا چشم داشت
من بهش گفتم بیا زیپ لباسم باز کن اومد
باز کنه زد لباس و پاره کرد و رفت بزور در اوردم تا صبح نشستم اونو دوختم بعدش که تموم شد رفتم پیش شوهرم گفتم چی شد گفت چی گفتم همون نخود چی و خلاصه ای آنقدر اصول بود تا دوماه بعد عروسی من هنوز دختر بودم بعدش به زور من بکارت زد پسره اسکله الان شش ماهه حاملم ی دونه خیار برا نخریده نشسته داره امپراطور بادها میبینه خلاصه از زندگیم راضیم چون مادرشوهرم مرده
: @TimeToWedding 🤍"
🤣2.11K😐1.08K👍72👀36❤18👏7
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤98👍17😐6👀5
به وقت #خاطرات عروسی
منو شوهرم وفتی تازه عقد کرده بودیم شبش شوهرم گفت جاریمو برادرشوهرمو برداشته گفت بریم بیرون با ماشین جداگونه حالا رفتیم و شام خوردیم شوهرم گقت بریم خونه دیگ برگشتنی دیدم شوهرم میره جاهای خیلی دور گفتم کجا گفت صداتو در نیار بریم یکم خوش بگذرونیم منو میگی پرام ریخته بود از شوهر عقدی خودم ترسیدم هعی برادر شوهرم هم زنگ میزد کجایین نمیایین شوهرم گفت شما برین ما میزیم خرید داریم تو شهر خودمون گم شده بودیم به خاطر یه خوشگزرونی از مردم میپرسیدیم چطوری میتونیم برگردیم😅
: @TimeToWedding 🤍"
منو شوهرم وفتی تازه عقد کرده بودیم شبش شوهرم گفت جاریمو برادرشوهرمو برداشته گفت بریم بیرون با ماشین جداگونه حالا رفتیم و شام خوردیم شوهرم گقت بریم خونه دیگ برگشتنی دیدم شوهرم میره جاهای خیلی دور گفتم کجا گفت صداتو در نیار بریم یکم خوش بگذرونیم منو میگی پرام ریخته بود از شوهر عقدی خودم ترسیدم هعی برادر شوهرم هم زنگ میزد کجایین نمیایین شوهرم گفت شما برین ما میزیم خرید داریم تو شهر خودمون گم شده بودیم به خاطر یه خوشگزرونی از مردم میپرسیدیم چطوری میتونیم برگردیم😅
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.21K😐107👍40❤31👀9
به وقت #خاطرات عروسی
خاطره من از عقد خودمونه.ما چند سال پیش ک میخاستیم عقد کنیم اول قرار بود عقد بالا سر حضرت بریم ولی چون کرونا بود تعداد کمی میتونستن بیان .کنسل شد .بعد تصمیم گرفتیم یه عقد خیلی ساده با خانواده خودم و همسرم داخل خونه بگیریم.اما پسر پایین گفت میاد میوه آرایی میکنه ازونورم چون من با همسرم یه زمانی دوست بودیم در ارتباط بودیم اونم یهو گفت دف زن و باند ورقص نور گرفته.اینطوری شد ک یه عقد ساده تبدیل شد به اینکه من ساعت دو رفتم لباس گرفتم تا چهار آرایش کرده سر سفره عقد بودم.کیک و شیرینی هم همسرم گرفت و خلاصه تبدیل شد به یه مجلس کامل😂🫣.
برای شام هم برادرم از کبابی خودش غذارو تهیه کرد قوم و خویش آماده ما هم مجلس رو گرم کردن.با تمام سادگی و یهویی بودنش اما واقعا لذت بخش بود...
: @TimeToWedding 🤍"
خاطره من از عقد خودمونه.ما چند سال پیش ک میخاستیم عقد کنیم اول قرار بود عقد بالا سر حضرت بریم ولی چون کرونا بود تعداد کمی میتونستن بیان .کنسل شد .بعد تصمیم گرفتیم یه عقد خیلی ساده با خانواده خودم و همسرم داخل خونه بگیریم.اما پسر پایین گفت میاد میوه آرایی میکنه ازونورم چون من با همسرم یه زمانی دوست بودیم در ارتباط بودیم اونم یهو گفت دف زن و باند ورقص نور گرفته.اینطوری شد ک یه عقد ساده تبدیل شد به اینکه من ساعت دو رفتم لباس گرفتم تا چهار آرایش کرده سر سفره عقد بودم.کیک و شیرینی هم همسرم گرفت و خلاصه تبدیل شد به یه مجلس کامل😂🫣.
برای شام هم برادرم از کبابی خودش غذارو تهیه کرد قوم و خویش آماده ما هم مجلس رو گرم کردن.با تمام سادگی و یهویی بودنش اما واقعا لذت بخش بود...
: @TimeToWedding 🤍"
❤1.13K👍104👏23😐22🤣17
به وقت #خاطرات عروسی
دخترم ۱۹ سالمه /خاطره خوشی نیست ولی عروسی پسرخالم بود و منم خیلی دوسش داشتم منتها اون بدسلیقه بود و رفت دوست دختر بیریختشو گرفت =|
بهرحال ماهم دعوت شدیم ولی یه اتفاقایی افتاد که اذیتم کرد مثلا موقع خوشامد گفتن عروس داماد عروس با همه سر میز ما دست داد ولی با من نداد و حتی سلام نکردن جفتشون :) پسرخالم که کلا من واسش نامرئی شده بودم با اینکه تا اون روز هیچ بدی ای نکرده بودم و حتی هیچ برخوردی ما نداشتیم و بخاطر سنتی بودن خانواده هامون حتی صمیمی هم نبودیم زیاد ولی بازم این رفتارش اذیتم کرد و بعد یه سال هنوز بهش فکر میکنم با اینکه اون حسی بهم نداشت ولی توقع یه رفتار عادی رو ازشون داشتم واضحا طوری رفتار میکرد که انگار خودش و زنش از من بدشونمیومد اونم بدون هیچ دلیل یا کدورت خاصی:)و گذشت و تقریبا آخر شب بود که مامان و زنداییم گفتن کمی برقصم منم واسه اینکه تا جلب توجه نکنم بلند شدم وقتی هم رفتم تو پیست موقعی بود که عروس دسته گل باید پرت میکرد ، عروس دسته گل رو پرت کرد و منی که یه گوشه پیست وایساده بودم افتاد رو دستم و سر خورد افتاد ولی خاهر داماد، یاهمون دخترخالم بلندش کرد داد دستم گفت مال تو بود =| منم با اینکه حال روحیم خوب نبود جلوی دوربین مجبوری یکمی رقصیدم با دسته گل
اینو بگم اگه از علاقه کسی به خودتون با خبر میشید حتی غیر مستقیم اگه اون طرف رو حتی نمیخاید و کس دیگه ای رو دوست دارید بازم به اون شخص احترام بزارید و مثل یه آدم عادی باهاش رفتار کنید
بعلاوه پشت سرش چرت و پرت بهم نبافید مخصوصا اگر فامیل نزدیک بودید چون خبرا زود میپیچه :)
: @TimeToWedding 🤍"
دخترم ۱۹ سالمه /خاطره خوشی نیست ولی عروسی پسرخالم بود و منم خیلی دوسش داشتم منتها اون بدسلیقه بود و رفت دوست دختر بیریختشو گرفت =|
بهرحال ماهم دعوت شدیم ولی یه اتفاقایی افتاد که اذیتم کرد مثلا موقع خوشامد گفتن عروس داماد عروس با همه سر میز ما دست داد ولی با من نداد و حتی سلام نکردن جفتشون :) پسرخالم که کلا من واسش نامرئی شده بودم با اینکه تا اون روز هیچ بدی ای نکرده بودم و حتی هیچ برخوردی ما نداشتیم و بخاطر سنتی بودن خانواده هامون حتی صمیمی هم نبودیم زیاد ولی بازم این رفتارش اذیتم کرد و بعد یه سال هنوز بهش فکر میکنم با اینکه اون حسی بهم نداشت ولی توقع یه رفتار عادی رو ازشون داشتم واضحا طوری رفتار میکرد که انگار خودش و زنش از من بدشونمیومد اونم بدون هیچ دلیل یا کدورت خاصی:)و گذشت و تقریبا آخر شب بود که مامان و زنداییم گفتن کمی برقصم منم واسه اینکه تا جلب توجه نکنم بلند شدم وقتی هم رفتم تو پیست موقعی بود که عروس دسته گل باید پرت میکرد ، عروس دسته گل رو پرت کرد و منی که یه گوشه پیست وایساده بودم افتاد رو دستم و سر خورد افتاد ولی خاهر داماد، یاهمون دخترخالم بلندش کرد داد دستم گفت مال تو بود =| منم با اینکه حال روحیم خوب نبود جلوی دوربین مجبوری یکمی رقصیدم با دسته گل
اینو بگم اگه از علاقه کسی به خودتون با خبر میشید حتی غیر مستقیم اگه اون طرف رو حتی نمیخاید و کس دیگه ای رو دوست دارید بازم به اون شخص احترام بزارید و مثل یه آدم عادی باهاش رفتار کنید
بعلاوه پشت سرش چرت و پرت بهم نبافید مخصوصا اگر فامیل نزدیک بودید چون خبرا زود میپیچه :)
: @TimeToWedding 🤍"
👍1.66K😐82❤81👏39🤣18💔6👀1
#چت
دقیقا یک سال پیش این پیامو شب ماهگردمون زمانی از پسرم دریافت کردم که سرباز بود🫀🥺
ما بودیم و دوسال دوری و با گوشی نوکیا سادش اینجوری منو دلگرم میکرد ...🥲🫠💜
: @TimeToWedding 🤍"
دقیقا یک سال پیش این پیامو شب ماهگردمون زمانی از پسرم دریافت کردم که سرباز بود🫀🥺
ما بودیم و دوسال دوری و با گوشی نوکیا سادش اینجوری منو دلگرم میکرد ...🥲🫠💜
: @TimeToWedding 🤍"
❤555👍54🤣29😐23👀7
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍111😐7❤5🤣3
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤118👍51😐26👏6
به وقت #خاطرات عروسی
اومدم یه خاطره کوچیک بگم
بین فامیل پدریم که همه مذهبی ان پدر من باهمشون ۱۸۰ درجه فرق داره
شب عروسی دختر عموم که دعوت کردن با پدرش برقصه
عموم خیلی بی حس داشت میرقصید
من ۱۸ سالمه و پدرم ۴۶
منو پدرم رفتیم کنار سن
خیلی با شور و هیجان با آهنگ دختر دارم شاه ندارع رقصیدیم
جوری که همه نگاه ها به من بود چون خانواده داماد خیلی راحت بودن خانواده ما سگ مذهب الکی
اون شب خیلی بع من خوش گذشت🥲
و فیلم بردار از ما فیلم گرفته بود و بهمون از رقص منو پدرم فیلم داد
من اون شب با پدرم خیلی درخشیدیم🥲❤️
: @TimeToWedding 🤍"
اومدم یه خاطره کوچیک بگم
بین فامیل پدریم که همه مذهبی ان پدر من باهمشون ۱۸۰ درجه فرق داره
شب عروسی دختر عموم که دعوت کردن با پدرش برقصه
عموم خیلی بی حس داشت میرقصید
من ۱۸ سالمه و پدرم ۴۶
منو پدرم رفتیم کنار سن
خیلی با شور و هیجان با آهنگ دختر دارم شاه ندارع رقصیدیم
جوری که همه نگاه ها به من بود چون خانواده داماد خیلی راحت بودن خانواده ما سگ مذهب الکی
اون شب خیلی بع من خوش گذشت🥲
و فیلم بردار از ما فیلم گرفته بود و بهمون از رقص منو پدرم فیلم داد
من اون شب با پدرم خیلی درخشیدیم🥲❤️
: @TimeToWedding 🤍"
❤1.56K😐218👍81🤣33👏31👀5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍34❤12🤣4😐4