به وقت #خاطرات زفاف
سلام من یکسال از عروسیم میگذره
عاقا ما رسم داریم تو شب عروسی بعد زن شدن عروس دستمالو تحویل بدن
عاقا ما خداحافظی کردیمو مراسم تموم شد ( تو یه ساختمون سه طبقه زندگی میکنیم خودمون وسطی نشستین جاریم بالا مادرشوهرم پایین)
خلاصه که ما اومدیمو رفتیم تو خونه و جاریم اومد دستمالو بهمون داد که ما کارو شروع کنیم و خودش رفت بعدش منم با کلی ترس و گریه لباسامو در اوردمو خلاصه شوهرم یکم آرومم کرد بعد که رفتیم رو کار و کار تموم شد خون در حد بریدگی یه دست ریخته بود رو پارچه بعد من فکر کردم بیشتر باید باشه حالا کل زنای پیر فامیلم خونه ی مادرشوهرم منتظر بودن😂😂 منم کلی گریه و زاری که من نمیزارم دستمالو ببری نشون بدی بعدش شوهرمو محبور کردم عکس پارچه رو برای مامانم و عمه م بفرستیم🤣 که فرستادیمو خلاصه گفتن اوکیه و ببرین بدین
هنوزم که هنوز داریم به اون شب میخندیم😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام من یکسال از عروسیم میگذره
عاقا ما رسم داریم تو شب عروسی بعد زن شدن عروس دستمالو تحویل بدن
عاقا ما خداحافظی کردیمو مراسم تموم شد ( تو یه ساختمون سه طبقه زندگی میکنیم خودمون وسطی نشستین جاریم بالا مادرشوهرم پایین)
خلاصه که ما اومدیمو رفتیم تو خونه و جاریم اومد دستمالو بهمون داد که ما کارو شروع کنیم و خودش رفت بعدش منم با کلی ترس و گریه لباسامو در اوردمو خلاصه شوهرم یکم آرومم کرد بعد که رفتیم رو کار و کار تموم شد خون در حد بریدگی یه دست ریخته بود رو پارچه بعد من فکر کردم بیشتر باید باشه حالا کل زنای پیر فامیلم خونه ی مادرشوهرم منتظر بودن😂😂 منم کلی گریه و زاری که من نمیزارم دستمالو ببری نشون بدی بعدش شوهرمو محبور کردم عکس پارچه رو برای مامانم و عمه م بفرستیم🤣 که فرستادیمو خلاصه گفتن اوکیه و ببرین بدین
هنوزم که هنوز داریم به اون شب میخندیم😂
: @TimeToWedding 🤍"
💔772🤣448😐221👍54❤13👀9
به وقت #خاطرات ازدواج
منم اومدم از خاطره شب عروسیم بگم من توی 25 سالگی با پسر عموم که مربی ورزش بود ازدواج کردم ما قبلا با هم رابطه ای نداشتیم ولی هر دومون عاشق هم بودیم اقا ما همه مراسم هامون به خوبی گذشت تا رسید به مراسم بله برون من مهریه نمیخواستم چون عقیدم این بود که من وسیله نیستم که خودمو بفروشم اما پدر مادرم قبول نمیکردن میگفتن مهریه پشتیوانه دختر هست آخرشم با دعوا خودم موفق شدم حرفمو به کرسی نشوندم🙂😂 مهریه منم شد حق طلاق و اینکه و اینکه هر موقع با هم به تفاهم نرسیدیم و خواستیم جدا بشیم باید شش ماه تمام عاشقانه کنار هم باشیم و انواع و اقسام عاشقانه ها رو انجام بدیم آقا این ها گذشت و رسید به شب عقد مراسم تموم شد و شوهرم با دمش گردو میشکست 😂بابام رسید گفت عمو نکنه خبری هست آخ که فقط بمیرم برا قیافه اون موقعش شد شبیه آدمای که همه چی رو توی یک ثانیه از دست میدن😂😂 بعدش بابام گفت شوخی کردم و کلا خونه خودمون رو خالی کردن و همه با هم رفتن خونه پدر شوهرم یعنی عموم خلاصه که تا صبح ما بیدار بودیم 😂 و میگفت این همه سال از ترس اینکه سلیطه بازی در بیاری جلو نمیومدم حالا باید جبران کنم
: @TimeToWedding 🤍"
منم اومدم از خاطره شب عروسیم بگم من توی 25 سالگی با پسر عموم که مربی ورزش بود ازدواج کردم ما قبلا با هم رابطه ای نداشتیم ولی هر دومون عاشق هم بودیم اقا ما همه مراسم هامون به خوبی گذشت تا رسید به مراسم بله برون من مهریه نمیخواستم چون عقیدم این بود که من وسیله نیستم که خودمو بفروشم اما پدر مادرم قبول نمیکردن میگفتن مهریه پشتیوانه دختر هست آخرشم با دعوا خودم موفق شدم حرفمو به کرسی نشوندم🙂😂 مهریه منم شد حق طلاق و اینکه و اینکه هر موقع با هم به تفاهم نرسیدیم و خواستیم جدا بشیم باید شش ماه تمام عاشقانه کنار هم باشیم و انواع و اقسام عاشقانه ها رو انجام بدیم آقا این ها گذشت و رسید به شب عقد مراسم تموم شد و شوهرم با دمش گردو میشکست 😂بابام رسید گفت عمو نکنه خبری هست آخ که فقط بمیرم برا قیافه اون موقعش شد شبیه آدمای که همه چی رو توی یک ثانیه از دست میدن😂😂 بعدش بابام گفت شوخی کردم و کلا خونه خودمون رو خالی کردن و همه با هم رفتن خونه پدر شوهرم یعنی عموم خلاصه که تا صبح ما بیدار بودیم 😂 و میگفت این همه سال از ترس اینکه سلیطه بازی در بیاری جلو نمیومدم حالا باید جبران کنم
: @TimeToWedding 🤍"
🤣827😐114👍88❤41💔13👀9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣347😐184💔40👍23❤16👀3👏1
به وقت #خاطرات زفاف
سلام
من میخوام خاطره شب زفاف دختر خالمو بگم
اول اینکه دختر خالم نمیخواست با پسر عمش ازدواج کنه و چنبار شب خاستگاری و بله برون فرار کرده بود خونه اقوام
ولی خب زور خانواده روش بود بلخره با هزار جور داستان و بدبختی اینا ازدواج کردن
و چون فرار کرده بود کلی حرف پشتش بود از زنای فامیل
من اون موقع ۱۰ سالم بود
خلاصه بعد کش مکش ها بلاخره ازدواج کردن و دختر خالم جثه ظریفی داره اسکینی ریز اندامه شوهرش ازون گولاخا و هیکلی درشتا شب زفاف جوری رابطه برقرار میکنن ک دختر خالم بیمارستانی میشه دو روز🤦♀
ولی خالم اون شب فقط نگران پارچه بوده
یادمه پارچه رو اورد جلوی همه باز کرد نشون میداد میگف بیاید دیدین دخترم پاک بود هی میگفتین فلانه پارچه رو من یادمه خیلیییی خونی بود و اینکه الان با گذشت ۱۵ سال ی دختر و پسر دارن و ظواهر نشون میده خوشبختن
طولانی شد ببخشید ✨
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
من میخوام خاطره شب زفاف دختر خالمو بگم
اول اینکه دختر خالم نمیخواست با پسر عمش ازدواج کنه و چنبار شب خاستگاری و بله برون فرار کرده بود خونه اقوام
ولی خب زور خانواده روش بود بلخره با هزار جور داستان و بدبختی اینا ازدواج کردن
و چون فرار کرده بود کلی حرف پشتش بود از زنای فامیل
من اون موقع ۱۰ سالم بود
خلاصه بعد کش مکش ها بلاخره ازدواج کردن و دختر خالم جثه ظریفی داره اسکینی ریز اندامه شوهرش ازون گولاخا و هیکلی درشتا شب زفاف جوری رابطه برقرار میکنن ک دختر خالم بیمارستانی میشه دو روز🤦♀
ولی خالم اون شب فقط نگران پارچه بوده
یادمه پارچه رو اورد جلوی همه باز کرد نشون میداد میگف بیاید دیدین دخترم پاک بود هی میگفتین فلانه پارچه رو من یادمه خیلیییی خونی بود و اینکه الان با گذشت ۱۵ سال ی دختر و پسر دارن و ظواهر نشون میده خوشبختن
طولانی شد ببخشید ✨
: @TimeToWedding 🤍"
💔1.28K👍86😐79❤37🤣28👀8
#سوال
نظر شما چیه؟🤔
سلام دوستان خسته نباشید پسرم
چند روز دیگه میخام خواستگاری
اگه درباره مهریه حرف شد هر چی گفتن قبول کنم؟؟ تا چقدرش معقوله؟
دوستانی که جدیدا رفتن و ازدواج کردم راهنمایی کنند ممنون میشم
(با سکه ۴۱ میلیونی)
: @TimeToWedding 🤍"
نظر شما چیه؟🤔
سلام دوستان خسته نباشید پسرم
چند روز دیگه میخام خواستگاری
اگه درباره مهریه حرف شد هر چی گفتن قبول کنم؟؟ تا چقدرش معقوله؟
دوستانی که جدیدا رفتن و ازدواج کردم راهنمایی کنند ممنون میشم
(با سکه ۴۱ میلیونی)
: @TimeToWedding 🤍"
💔295👍30🤣14😐14❤9👀2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣197❤94😐37👍27👏10💔1
به وقت #خاطرات عروسی
سلام بچهها این خاطره عروسی خالمه
5 سال پیش بود همهچی اوکی بود (تالار و مهمان و پذیرایی و...) تا این که نوبت شام شد🫠😂
قرار بود از یه رستوران شام بیارن تالار و پخش بشع😬
برادر داماد وانتآبی داشت و قرار شد اون بره شامو از رستوران برداره بیاره
خلاصع ک برگشتنی این تصادف میکنه و کلا کبابا داغون میشن😂🫨ناچار شام کنسل شد و همه برگشتن خونهشون🤌🏻🤦🏻♀
: @TimeToWedding 🤍"
سلام بچهها این خاطره عروسی خالمه
5 سال پیش بود همهچی اوکی بود (تالار و مهمان و پذیرایی و...) تا این که نوبت شام شد🫠😂
قرار بود از یه رستوران شام بیارن تالار و پخش بشع😬
برادر داماد وانتآبی داشت و قرار شد اون بره شامو از رستوران برداره بیاره
خلاصع ک برگشتنی این تصادف میکنه و کلا کبابا داغون میشن😂🫨ناچار شام کنسل شد و همه برگشتن خونهشون🤌🏻🤦🏻♀
: @TimeToWedding 🤍"
🤣799💔237😐92👍34❤2👏2👀2
به وقت #خاطرات عروسی
سلام
این در مورد عروسی یکی از دوستان مادرمه
ایشون بعد رقصیدن و اینا یکی از دخترای اقوام نزدیکش غش میکنه تو پیست رقص
بعد مامانم کادو رو قبل این داد
منم ب فکر این بودم که کاش اون پول رو نمیدادی شاید الان عروسی کنسل شد و به عزا خطم شد
خیلی صحنه ی بدی بود همه با آرایش به گریه افتاده بودن بعد من به فکر شام بودم😂🥲😂😂😭
خلاصه اینکه اون دختر خانوم بعدش بهوش اومدن و همه چی درست شد،خدا خیرت بده هرجا ک هستی و بهوش اومدی وگرنه من دق میکردم😂😆😆
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
این در مورد عروسی یکی از دوستان مادرمه
ایشون بعد رقصیدن و اینا یکی از دخترای اقوام نزدیکش غش میکنه تو پیست رقص
بعد مامانم کادو رو قبل این داد
منم ب فکر این بودم که کاش اون پول رو نمیدادی شاید الان عروسی کنسل شد و به عزا خطم شد
خیلی صحنه ی بدی بود همه با آرایش به گریه افتاده بودن بعد من به فکر شام بودم😂🥲😂😂😭
خلاصه اینکه اون دختر خانوم بعدش بهوش اومدن و همه چی درست شد،خدا خیرت بده هرجا ک هستی و بهوش اومدی وگرنه من دق میکردم😂😆😆
: @TimeToWedding 🤍"
🤣663😐124👍38❤13💔12👀6👏1
به وقت #خاطرات عقد
سلام به همه میخوام یه خاطره از دوران عقد داییم بگم!
همهما خونه مامان بزرگم بودیم،اینا تو اتاق بودن...بابا بزرگم اومد من گفتم صداشون کنم که بیان سلام بگن[بابا بزرگم یه ژاندارم خیلی خشک و خشن]چشتون روز بد نبینه درو یهو باز کردم که دیدم دایی و زنداییم روی کارن و با تعجب منو نگاه میکنن...یادمه زنداییم سته مشکی تنش بود😂🤣
خلاصه بیاین گاو نباشیم! هرجایی نریم روی کار
: @TimeToWedding 🤍"
سلام به همه میخوام یه خاطره از دوران عقد داییم بگم!
همهما خونه مامان بزرگم بودیم،اینا تو اتاق بودن...بابا بزرگم اومد من گفتم صداشون کنم که بیان سلام بگن[بابا بزرگم یه ژاندارم خیلی خشک و خشن]چشتون روز بد نبینه درو یهو باز کردم که دیدم دایی و زنداییم روی کارن و با تعجب منو نگاه میکنن...یادمه زنداییم سته مشکی تنش بود😂🤣
خلاصه بیاین گاو نباشیم! هرجایی نریم روی کار
: @TimeToWedding 🤍"
🤣824😐113👍69💔12👀5❤3
تجربه عروسی :
سلام امیدوارم همیشه حال دلتون خوب باشه
این خاطره مربوط به عروسی داییمه
که بلانسبت شما عروس خانم یه گاو تشریف داشتن و هنوزم همون گاوه سابقه🥲😂
آقا اینا خانوادتن ندید بدید بودن و واسه عروسیش هرررررچی فامیل داشتن دعوت کرده بودن حتی بیشتر از ما که خانواده دوماد بودیم.
عیبشون نمیکنم اما از همه لحاظ از ما پایین ترن. شعور،تیپ،اخلاق و...
جالبه که همین خانم پشت سرمون از ما تعریف میکنه و کلاس میذاره واسه فامیلا و دوستاش بعد توی صورت خودمون میخواد بگه آره منم کسی هستم ادعا میگیره😐😶
شب عروسیش تا تونست با فامیلاش رقصید اصلا نگفت که ماهم وجود داریم .تا یکیمون میرفتیم رو به روش پشتش رو میکرد🥲 ایناست که آدمو میسوزوند
به شخصیت طرفتونم موقع ازدواج کردن خیلی دقت کنین
: @TimeToWedding 🤍"
سلام امیدوارم همیشه حال دلتون خوب باشه
این خاطره مربوط به عروسی داییمه
که بلانسبت شما عروس خانم یه گاو تشریف داشتن و هنوزم همون گاوه سابقه🥲😂
آقا اینا خانوادتن ندید بدید بودن و واسه عروسیش هرررررچی فامیل داشتن دعوت کرده بودن حتی بیشتر از ما که خانواده دوماد بودیم.
عیبشون نمیکنم اما از همه لحاظ از ما پایین ترن. شعور،تیپ،اخلاق و...
جالبه که همین خانم پشت سرمون از ما تعریف میکنه و کلاس میذاره واسه فامیلا و دوستاش بعد توی صورت خودمون میخواد بگه آره منم کسی هستم ادعا میگیره😐😶
شب عروسیش تا تونست با فامیلاش رقصید اصلا نگفت که ماهم وجود داریم .تا یکیمون میرفتیم رو به روش پشتش رو میکرد🥲 ایناست که آدمو میسوزوند
به شخصیت طرفتونم موقع ازدواج کردن خیلی دقت کنین
: @TimeToWedding 🤍"
👍666😐241🤣38💔28👀20❤3👏2
#عکس_شما
فکرشم نمیکردم بهم برسیم
ولی خدا خودش خاست
به خدا اعتماد کنید و مطمعن باشید که جواب می گیرید🥲
: @TimeToWedding 🤍"
فکرشم نمیکردم بهم برسیم
ولی خدا خودش خاست
به خدا اعتماد کنید و مطمعن باشید که جواب می گیرید🥲
: @TimeToWedding 🤍"
❤794👍44💔31😐13👏12🤣4👀3
به وقت #خاطرات عروسی
سلام
آقا خاطرم مربوط میشه به وقتی که ۱۳ سالم بود ما برای عروسی پسر خاله مادرم دعوت شده بودیم
(وقتی ۱۲سالم بود خاله مادرم میخواس منو واسه پسرش بگیره
منم اولین بارم بود شنیده بودم همچین چیزیو با خودم هی میگفتم ازدواج تو این سن😠خلاصه کلی عصبانی ناراحت شدم رو نداشتم اصن به پدرم نزدیک بشم یا تو چشاش نگاه کنم خلاصه ردش کردیم خداروشکررر🙌)
آره دیگه رفتیم عروسی همه چی داش خوب پیش میرفت داماد اومد با عروس برقصه خانوما همه حجاب یهو آخر رقص داماد بحثش شد با خواهر عروس قهر کرد رفت بعدش دیگه داماد نیومد و خاله مادرم و دختر خاله ها و خواهرا و مادر عروس رفتن تو خونه (عروسی تو حیاط گرفته بودن) باهم حرف میزدن و خلوت کرده بودن
آخرش از بقیه که پرسیدم چرا داماد قهر کرد؟
معلوم شد خواهر عروس داشته شاباشارو واسه خودشون جمع میکرده در حالیکه خرج عروسی رو خانواده داماد دادن 🐒
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
آقا خاطرم مربوط میشه به وقتی که ۱۳ سالم بود ما برای عروسی پسر خاله مادرم دعوت شده بودیم
(وقتی ۱۲سالم بود خاله مادرم میخواس منو واسه پسرش بگیره
منم اولین بارم بود شنیده بودم همچین چیزیو با خودم هی میگفتم ازدواج تو این سن😠خلاصه کلی عصبانی ناراحت شدم رو نداشتم اصن به پدرم نزدیک بشم یا تو چشاش نگاه کنم خلاصه ردش کردیم خداروشکررر🙌)
آره دیگه رفتیم عروسی همه چی داش خوب پیش میرفت داماد اومد با عروس برقصه خانوما همه حجاب یهو آخر رقص داماد بحثش شد با خواهر عروس قهر کرد رفت بعدش دیگه داماد نیومد و خاله مادرم و دختر خاله ها و خواهرا و مادر عروس رفتن تو خونه (عروسی تو حیاط گرفته بودن) باهم حرف میزدن و خلوت کرده بودن
آخرش از بقیه که پرسیدم چرا داماد قهر کرد؟
معلوم شد خواهر عروس داشته شاباشارو واسه خودشون جمع میکرده در حالیکه خرج عروسی رو خانواده داماد دادن 🐒
: @TimeToWedding 🤍"
😐899🤣198👍61💔19👀15❤3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤225🤣79💔52😐44👍20👀4