به وقت #خاطرات ازدواج
سلام میخواستم از خاطره آشناییم با همسرم بگم
خب من الان ۱۸ سالمه موقعی که ۱۵ سالم بود عاشق ازدواج کردن بودم یعنی جونمو میدادم که ازدواج کنم و همیشه هم میگفتم میخوام با یه عرب ازدواج کنم حالا ببینین ما یه بار که رفته بودیم کربلا اونجا رفتم به امام حسین گفتم که من شوهر میخوام و اینا بچه بودم دیگه بعد اومدیم بیرون نشستیم و اینا بعد اونجا دو نفر داشتن ترکی صحبت میکردن منم اون موقع تازه مدرک زبان استانبولیم و اینارو گرفته بودم اومدم باهاشون حرف زدم که فهمیدم اینا ترک ترکیه نیستن و ترک عراقن اصا پرام ریخته بود خلاصه حرف زدیم و اینا یه بچه شیرینم داشتن پیششون خواهر شوهر و زنداداش بودن انقد که خوشگل بودن شبیه این اروپاییا و تو اربیل زندگی میکردن خلاصه اینا از من خوششون اومد سن منو پرسیدن و گفتن خیلی کوچیکی وگرنه یه برادر دارم خیلی خوبه و اینا منم که عاشق ازدواج گفتم اشکال نداره🤣🤦♀️
خلاصه. مامانم هی میگفت هنوز بچه ای هنوز کوچیکی بابامم همینطور گفتم نه من دوس دارم ازدواج کنم خلاصه اومدن خواستگاری دیدم ای جان پسره چقد خوشگله یک سال نامزد موندیم بعدش بهترین عروسی رو برام گرفت جوری که فامیلای بابام چشماشون داشت در می اومد دختر عمه هام هی میومدن پیشش قر میدادن چون فکر میکردن عربا چندتا زن میگیرن میخواستن زن دومش بشن ولی نمیدونستن که تو رسم ترکای عراق چند همسری وجود نداره 🤦♀️🤦♀️🤣
خلاصه الان دوسال از ازدواجم گذشته و منو همسرم عاشقانه همدیگه رو دوست داریم
لطفا قضاوت های بی جا نکنید من خودم تصمیم گرفتم که تو سن کم ازدواج کنم
و قرار نمیشه چون شما دوست ندارین تو سن کم ازدواج کنین منم نکنم🙏🏻
: @TimeToWedding 🤍"
سلام میخواستم از خاطره آشناییم با همسرم بگم
خب من الان ۱۸ سالمه موقعی که ۱۵ سالم بود عاشق ازدواج کردن بودم یعنی جونمو میدادم که ازدواج کنم و همیشه هم میگفتم میخوام با یه عرب ازدواج کنم حالا ببینین ما یه بار که رفته بودیم کربلا اونجا رفتم به امام حسین گفتم که من شوهر میخوام و اینا بچه بودم دیگه بعد اومدیم بیرون نشستیم و اینا بعد اونجا دو نفر داشتن ترکی صحبت میکردن منم اون موقع تازه مدرک زبان استانبولیم و اینارو گرفته بودم اومدم باهاشون حرف زدم که فهمیدم اینا ترک ترکیه نیستن و ترک عراقن اصا پرام ریخته بود خلاصه حرف زدیم و اینا یه بچه شیرینم داشتن پیششون خواهر شوهر و زنداداش بودن انقد که خوشگل بودن شبیه این اروپاییا و تو اربیل زندگی میکردن خلاصه اینا از من خوششون اومد سن منو پرسیدن و گفتن خیلی کوچیکی وگرنه یه برادر دارم خیلی خوبه و اینا منم که عاشق ازدواج گفتم اشکال نداره🤣🤦♀️
خلاصه. مامانم هی میگفت هنوز بچه ای هنوز کوچیکی بابامم همینطور گفتم نه من دوس دارم ازدواج کنم خلاصه اومدن خواستگاری دیدم ای جان پسره چقد خوشگله یک سال نامزد موندیم بعدش بهترین عروسی رو برام گرفت جوری که فامیلای بابام چشماشون داشت در می اومد دختر عمه هام هی میومدن پیشش قر میدادن چون فکر میکردن عربا چندتا زن میگیرن میخواستن زن دومش بشن ولی نمیدونستن که تو رسم ترکای عراق چند همسری وجود نداره 🤦♀️🤦♀️🤣
خلاصه الان دوسال از ازدواجم گذشته و منو همسرم عاشقانه همدیگه رو دوست داریم
لطفا قضاوت های بی جا نکنید من خودم تصمیم گرفتم که تو سن کم ازدواج کنم
و قرار نمیشه چون شما دوست ندارین تو سن کم ازدواج کنین منم نکنم🙏🏻
: @TimeToWedding 🤍"
👍1.23K😐431❤222🤣166👏20👀19💔11
#عکس_شما
اینم دست ما🤵♂👰♀🫶
از سال ۹۳ باهم بودیم تا بلاخره بعداز کلی سختی و مخالفت ها بهم رسیدیم😍
۱۴۰۲/۱۲/۱۲هم عروسی مون بود🥰
: @TimeToWedding 🤍"
اینم دست ما🤵♂👰♀🫶
از سال ۹۳ باهم بودیم تا بلاخره بعداز کلی سختی و مخالفت ها بهم رسیدیم😍
۱۴۰۲/۱۲/۱۲هم عروسی مون بود🥰
: @TimeToWedding 🤍"
❤844👍52💔21🤣16👀15👏5
به وقت #خاطرات ازدواج
سلام منم میخوام ازعروسیم بگم عروسی من خیلی ساده بودمنم اونموقع سیزده سالم بودوهیچی نمیفهمیدم حتی یک لباس عروس خوشگلم برام نگرفته بودن که ذوق کنم😑 ولی شوهرم منوخیلی دوست داشت من که درک نمیکردم که دوستش داشته باشم ولی الان اون منومث گذشته خیلی دوستم داره منم الان دوستش دارم🥲
: @TimeToWedding 🤍"
سلام منم میخوام ازعروسیم بگم عروسی من خیلی ساده بودمنم اونموقع سیزده سالم بودوهیچی نمیفهمیدم حتی یک لباس عروس خوشگلم برام نگرفته بودن که ذوق کنم😑 ولی شوهرم منوخیلی دوست داشت من که درک نمیکردم که دوستش داشته باشم ولی الان اون منومث گذشته خیلی دوستم داره منم الان دوستش دارم🥲
: @TimeToWedding 🤍"
❤838😐211💔44👍37🤣27👀10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣255❤41👍18😐13💔4
تجربه ازدواج :
یه تجربه از یکی از اقوام بگم که من خودم درس عبرت شد برام🙂
سال ۹۵ بود دختر دایی مامانم تو محل کار با یه آقا پسری آشنا میشه و از هم خوششون میاد
دختره ۲۰ سالش بود پسره ۲۵
دایی مامانم زیاد اوضاع مالی خوبی نداشت و اصلا هم مذهبی نیستن پسره برعکس باباش کارخونه فرش داشت و خانواده به شدت هزار مذهبی (پسره از نظر ظاهری ام یوسفی بود برا خودش)
قرار بر خاستگاری میشه و خانواده ها باهم آشنا میشن حرف بله برون و این حرف ها که میشه مادر پسره مخالفت میکنه و کلا همه چیز رو بهم می ریزه انگاری یه عروس مذهبی و سطح درآمدی خودشون میخواسته 🤦🏻♀ خلاصه نمیزاره پسرش با دختردایی ازدواج کنه و پسرم پاشو تو یه کفش میکنه همین دختره رو میخوام وگرنه هیچ وقت ازدواج نمیکنم🥲
پنج ماه میگذره حال پسره بد میشه و تشنج های بسیار شدید میفهمن بیماری صرع داره😕قبل این مریضی نصف دختر های آشنا شون میخواستن با این پسر طفلک ازدواج کنن ولی وقتی فهمیدن مریضه همه قصد ادامه تحصیل داشتن
خلاصه مادر پسره به غلط کردم میوفته و دوباره میان خاستگاری دختردایی مامانم دایی مامانم هم اول در میاد میگه اون زمان که عاشق هم بودن شما مخالفت کردی حالا که دستت جایی بند نیس بعد سه سال میای خاستگاری دختر من دوباره
هیچی دیگه دایی مامانم مخالفت میکنه ولی دختره هنوز پسره رو دوست داشته حتی بعضی وقتا ام میرفته بیمارستان دیدنش
این دو کفتر عاشق با تمام سختی ها باهم ازدواج میکنن و دختردایی مامانم مث روز اول همسرش رو دوست داره انگار نه انگار مریضه
پسره ام کل دارایی شو به نام دختر دایی میزنه و باهم یه قنادی میزنن تو تهران حاصل این عشق هم میشه پسرشون آقا امید چون به این اعتقاد دارن بدون امید نمیشه زندگی کرد و نفس خانوم چون مامان و باباشون بدون همدیگه میمیرن
برای خدا کاری نداره کسی رو بخواد بزرگ و عزیز کنه♥️
: @TimeToWedding 🤍"
یه تجربه از یکی از اقوام بگم که من خودم درس عبرت شد برام🙂
سال ۹۵ بود دختر دایی مامانم تو محل کار با یه آقا پسری آشنا میشه و از هم خوششون میاد
دختره ۲۰ سالش بود پسره ۲۵
دایی مامانم زیاد اوضاع مالی خوبی نداشت و اصلا هم مذهبی نیستن پسره برعکس باباش کارخونه فرش داشت و خانواده به شدت هزار مذهبی (پسره از نظر ظاهری ام یوسفی بود برا خودش)
قرار بر خاستگاری میشه و خانواده ها باهم آشنا میشن حرف بله برون و این حرف ها که میشه مادر پسره مخالفت میکنه و کلا همه چیز رو بهم می ریزه انگاری یه عروس مذهبی و سطح درآمدی خودشون میخواسته 🤦🏻♀ خلاصه نمیزاره پسرش با دختردایی ازدواج کنه و پسرم پاشو تو یه کفش میکنه همین دختره رو میخوام وگرنه هیچ وقت ازدواج نمیکنم🥲
پنج ماه میگذره حال پسره بد میشه و تشنج های بسیار شدید میفهمن بیماری صرع داره😕قبل این مریضی نصف دختر های آشنا شون میخواستن با این پسر طفلک ازدواج کنن ولی وقتی فهمیدن مریضه همه قصد ادامه تحصیل داشتن
خلاصه مادر پسره به غلط کردم میوفته و دوباره میان خاستگاری دختردایی مامانم دایی مامانم هم اول در میاد میگه اون زمان که عاشق هم بودن شما مخالفت کردی حالا که دستت جایی بند نیس بعد سه سال میای خاستگاری دختر من دوباره
هیچی دیگه دایی مامانم مخالفت میکنه ولی دختره هنوز پسره رو دوست داشته حتی بعضی وقتا ام میرفته بیمارستان دیدنش
این دو کفتر عاشق با تمام سختی ها باهم ازدواج میکنن و دختردایی مامانم مث روز اول همسرش رو دوست داره انگار نه انگار مریضه
پسره ام کل دارایی شو به نام دختر دایی میزنه و باهم یه قنادی میزنن تو تهران حاصل این عشق هم میشه پسرشون آقا امید چون به این اعتقاد دارن بدون امید نمیشه زندگی کرد و نفس خانوم چون مامان و باباشون بدون همدیگه میمیرن
برای خدا کاری نداره کسی رو بخواد بزرگ و عزیز کنه♥️
: @TimeToWedding 🤍"
❤2.16K👍220💔32😐28👏19👀7
Forwarded from به وقت عروسی :
اگ تو عروسی پریود شدیم چیکار کنیم؟
1 - از اپلیکیشن های مدیریت و ثبت پریود استفاده کنید!
چه قاعدگی منظمی داشته باشید و چه قاعدگی تان نامنظم باشد، استفاده از اپلیکیشن ها و تقویم های قاعدگی برایتان ضروری است. با استفاده از این اپلیکیشن ها می توانید الگوی مخصوص خود در پریود را پیدا کنید. برای مثال می توانید از روی علائم جسمی و روحی خاص خود در روزهای مختلف، متوجه زمان دقیق پریود خود شوید. می توانید روز های قاعدگی تان را رصد کنید و ببینید چه روز هایی خونریزی سبک تر و چه روز هایی خونریزی سنگین تری دارید و میزان شدت قاعدگی تان را متوجه شوید. علائمی که در پریود و قبل از آن دارید مانند نفخ، سردرد، خستگی و غیره را در اپلیکیششن ثبت می کنید و در روز های مهم مثل عروسی، با پیش بینی و در نظر داشتن علائم ممکن، برای مواجهه با آن ها آمادگی بیشتری خواهید داشت!
: @TimeToWedding 🤍"
1 - از اپلیکیشن های مدیریت و ثبت پریود استفاده کنید!
چه قاعدگی منظمی داشته باشید و چه قاعدگی تان نامنظم باشد، استفاده از اپلیکیشن ها و تقویم های قاعدگی برایتان ضروری است. با استفاده از این اپلیکیشن ها می توانید الگوی مخصوص خود در پریود را پیدا کنید. برای مثال می توانید از روی علائم جسمی و روحی خاص خود در روزهای مختلف، متوجه زمان دقیق پریود خود شوید. می توانید روز های قاعدگی تان را رصد کنید و ببینید چه روز هایی خونریزی سبک تر و چه روز هایی خونریزی سنگین تری دارید و میزان شدت قاعدگی تان را متوجه شوید. علائمی که در پریود و قبل از آن دارید مانند نفخ، سردرد، خستگی و غیره را در اپلیکیششن ثبت می کنید و در روز های مهم مثل عروسی، با پیش بینی و در نظر داشتن علائم ممکن، برای مواجهه با آن ها آمادگی بیشتری خواهید داشت!
: @TimeToWedding 🤍"
👍115👀9😐4❤3🤣3
به وقت #خاطرات زفاف
سلام من پسرم و 16سالمه
این خاطره بر میگرده به چند سال پیش و متعلق به عروسیه نوهئ عموم هست ...
چند سال پیش داماد و عروس میرن تو اتاق و لباس هاشون رو که عوض میکنن میرن رو کار بعد اینا تو اتاقشون ی پنجره هست که کاملا روبه روی جاده هس و از خونه های بغل میشه تو اتاق و دید زد این داماد میاد میره پرده رو میکشه برق هم خاموش میکنه بعد میاد میره رو کار
این دوتا که همزمان رو کار بودن داماد از رو تخت میوفته و دوتا دستاش میشکنه😂😂بعد یواشکی میره بیمارستان ..
چن ماه این شاه داماد یواشکی میرفت بیرون 😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام من پسرم و 16سالمه
این خاطره بر میگرده به چند سال پیش و متعلق به عروسیه نوهئ عموم هست ...
چند سال پیش داماد و عروس میرن تو اتاق و لباس هاشون رو که عوض میکنن میرن رو کار بعد اینا تو اتاقشون ی پنجره هست که کاملا روبه روی جاده هس و از خونه های بغل میشه تو اتاق و دید زد این داماد میاد میره پرده رو میکشه برق هم خاموش میکنه بعد میاد میره رو کار
این دوتا که همزمان رو کار بودن داماد از رو تخت میوفته و دوتا دستاش میشکنه😂😂بعد یواشکی میره بیمارستان ..
چن ماه این شاه داماد یواشکی میرفت بیرون 😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.11K😐214👍51❤15👀15💔7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣319😐85👍29❤15💔7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👏105😐92🤣41👍27❤8💔3👀1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣109👏56👍38😐13❤11👀9
به وقت عروسی :
عروسی دهه ۵۰✨️ : @TimeToWedding 🤍"
داستان کلیپ :
عروسی در تهران
سال 1351 برگزار شده👰🏻♀️🤵🏻♂️
عروس16 ساله و داماد 25 ساله بودن
فریدون فروغی هم دوست آقا دوماد بودن و اومدن و براشون اون شب برنامه اجرا کردن
حاصل این ازدواج پنج تا دختر و شش تا نوه هست.
: @TimeToWedding 🤍"
عروسی در تهران
سال 1351 برگزار شده👰🏻♀️🤵🏻♂️
عروس16 ساله و داماد 25 ساله بودن
فریدون فروغی هم دوست آقا دوماد بودن و اومدن و براشون اون شب برنامه اجرا کردن
حاصل این ازدواج پنج تا دختر و شش تا نوه هست.
: @TimeToWedding 🤍"
❤326👍43💔12👏5👀4
به وقت #خاطرات عروسی
امید وارم حال دلتون خوب باشه.
دوستان خواهش میکنم اگه از اشنا های دورتون و به مراسمتون دعوت میکنین
از شرایط مراسمم آگاهشون کنید.
چند هفته پیش عروسی دعوت شدیم با خانواده خالم خیلی شیک و اوکی با دختر خالم کردیم...
دم تالار شنیدیم مراسم مختلطه تا اینجام مشکلی نبود خوشحالم شدیم
وقتی وارد شدیم مختلط بودن اما با چادر و پوشیه اصن یک وضعی بودیم من ودختر خالم اون وسط 😂😂
لباس دختر خالم تا روی زانو و پاهاش لخت میکاپمونم ک نگم همین وبگم که تا وقتی که بشینم رو صندلی زناشون مارو با چشماشون تیکه پاره کردن😂😂
خلاصه که حتی واسه دستشویی ام نمیتونستیم بلند شیم..😂😂💔
ممنوننن ک خوندین
: @TimeToWedding 🤍"
امید وارم حال دلتون خوب باشه.
دوستان خواهش میکنم اگه از اشنا های دورتون و به مراسمتون دعوت میکنین
از شرایط مراسمم آگاهشون کنید.
چند هفته پیش عروسی دعوت شدیم با خانواده خالم خیلی شیک و اوکی با دختر خالم کردیم...
دم تالار شنیدیم مراسم مختلطه تا اینجام مشکلی نبود خوشحالم شدیم
وقتی وارد شدیم مختلط بودن اما با چادر و پوشیه اصن یک وضعی بودیم من ودختر خالم اون وسط 😂😂
لباس دختر خالم تا روی زانو و پاهاش لخت میکاپمونم ک نگم همین وبگم که تا وقتی که بشینم رو صندلی زناشون مارو با چشماشون تیکه پاره کردن😂😂
خلاصه که حتی واسه دستشویی ام نمیتونستیم بلند شیم..😂😂💔
ممنوننن ک خوندین
: @TimeToWedding 🤍"
🤣808👍70😐59💔18❤14👀10
داستان کلیپ :
افسانه و قاسم👰🏻♀️🤵🏻♂️
عروس 29 و داماد 34 ساله
سال 1356 در تهران ازدواج کردن
ازدواج سنتی نوه عمه با نوه دایی
دارای دو فرزند پسر و یک فرزند دختر و دو نوه هستند.
: @TimeToWedding 🤍"
افسانه و قاسم👰🏻♀️🤵🏻♂️
عروس 29 و داماد 34 ساله
سال 1356 در تهران ازدواج کردن
ازدواج سنتی نوه عمه با نوه دایی
دارای دو فرزند پسر و یک فرزند دختر و دو نوه هستند.
: @TimeToWedding 🤍"
❤241😐35👍19
به وقت #خاطرات زفاف
سلام من یکسال از عروسیم میگذره
عاقا ما رسم داریم تو شب عروسی بعد زن شدن عروس دستمالو تحویل بدن
عاقا ما خداحافظی کردیمو مراسم تموم شد ( تو یه ساختمون سه طبقه زندگی میکنیم خودمون وسطی نشستین جاریم بالا مادرشوهرم پایین)
خلاصه که ما اومدیمو رفتیم تو خونه و جاریم اومد دستمالو بهمون داد که ما کارو شروع کنیم و خودش رفت بعدش منم با کلی ترس و گریه لباسامو در اوردمو خلاصه شوهرم یکم آرومم کرد بعد که رفتیم رو کار و کار تموم شد خون در حد بریدگی یه دست ریخته بود رو پارچه بعد من فکر کردم بیشتر باید باشه حالا کل زنای پیر فامیلم خونه ی مادرشوهرم منتظر بودن😂😂 منم کلی گریه و زاری که من نمیزارم دستمالو ببری نشون بدی بعدش شوهرمو محبور کردم عکس پارچه رو برای مامانم و عمه م بفرستیم🤣 که فرستادیمو خلاصه گفتن اوکیه و ببرین بدین
هنوزم که هنوز داریم به اون شب میخندیم😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام من یکسال از عروسیم میگذره
عاقا ما رسم داریم تو شب عروسی بعد زن شدن عروس دستمالو تحویل بدن
عاقا ما خداحافظی کردیمو مراسم تموم شد ( تو یه ساختمون سه طبقه زندگی میکنیم خودمون وسطی نشستین جاریم بالا مادرشوهرم پایین)
خلاصه که ما اومدیمو رفتیم تو خونه و جاریم اومد دستمالو بهمون داد که ما کارو شروع کنیم و خودش رفت بعدش منم با کلی ترس و گریه لباسامو در اوردمو خلاصه شوهرم یکم آرومم کرد بعد که رفتیم رو کار و کار تموم شد خون در حد بریدگی یه دست ریخته بود رو پارچه بعد من فکر کردم بیشتر باید باشه حالا کل زنای پیر فامیلم خونه ی مادرشوهرم منتظر بودن😂😂 منم کلی گریه و زاری که من نمیزارم دستمالو ببری نشون بدی بعدش شوهرمو محبور کردم عکس پارچه رو برای مامانم و عمه م بفرستیم🤣 که فرستادیمو خلاصه گفتن اوکیه و ببرین بدین
هنوزم که هنوز داریم به اون شب میخندیم😂
: @TimeToWedding 🤍"
💔772🤣448😐221👍54❤13👀9