به وقت #خاطرات عروسی
من پسرم ۳ونیم سالشه...عروسی خواهر زاده شوهرم بود...براش لباسای خوشگل گرفتم کلی بهش رسیدم...آقا ما تا سوارماشین شدیم دراز کشید خوابید،تالارم رسیدیم هرکاری کردم بیدارنشد،خودم رفتم تو مجلس،شوهرمم گفتم هروقت بیدارشد بهم زنگ بزن...آقاااا تاآخرمجلس بیدارنشد،عروس کشونم رفتیم رسیدیم درخونه داماد،فشفشه روشن کرده بودن،اون موقع بیدارشد گف عههه مامان عروسی😂
: @TimeToWedding 🤍"
من پسرم ۳ونیم سالشه...عروسی خواهر زاده شوهرم بود...براش لباسای خوشگل گرفتم کلی بهش رسیدم...آقا ما تا سوارماشین شدیم دراز کشید خوابید،تالارم رسیدیم هرکاری کردم بیدارنشد،خودم رفتم تو مجلس،شوهرمم گفتم هروقت بیدارشد بهم زنگ بزن...آقاااا تاآخرمجلس بیدارنشد،عروس کشونم رفتیم رسیدیم درخونه داماد،فشفشه روشن کرده بودن،اون موقع بیدارشد گف عههه مامان عروسی😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.45K😐82👍34❤30💔8👀5
به وقت #خاطرات عقد
سلام من عاشق پسر دایی بابام شده بودم
اما چون بهش نگفتم اون با ی نفر دیگ ازدواج کرد
روز عقدش من ظاهرم حفظ کردم که نفهمن ، عاقد شروع کرد خطبه عقد خوندن
من گوشی خاله پسره رو گرفتم که فیلم برداری کنم اتقدر ناراحت و عصبی بودم که یادم رفته بود فیلم بگیرم و بعدا متوجه شدم که چ گندی زدم
اما برام مهم نبود اون لحظه فقط میخواستم گریه کنم 🥲
: @TimeToWedding 🤍"
سلام من عاشق پسر دایی بابام شده بودم
اما چون بهش نگفتم اون با ی نفر دیگ ازدواج کرد
روز عقدش من ظاهرم حفظ کردم که نفهمن ، عاقد شروع کرد خطبه عقد خوندن
من گوشی خاله پسره رو گرفتم که فیلم برداری کنم اتقدر ناراحت و عصبی بودم که یادم رفته بود فیلم بگیرم و بعدا متوجه شدم که چ گندی زدم
اما برام مهم نبود اون لحظه فقط میخواستم گریه کنم 🥲
: @TimeToWedding 🤍"
💔1.08K😐158👍26❤13🤣11
به وقت #خاطرات زفاف
من و دوست پسرم عاشق هم بودیم و نزدیک به ۷ سال باهام توی رابطه بودیم چند بار اومد خواستگاری ولی خانواده ها راضی نبودن اون به زور خانواده اش رو میآورد خانواده منم از رفتار اونا رضایت نمیدادن چون قرار بودع ک دوست پسرم با دختر عموش ازدواج کنه دیگ با هزار بدبختی خانواده ها رو با تهدید به خودکشی راضی کردیم شب عقدمون بابام به رضا (شوهرم) گفت که امشب و خوابیدی صبح قبل از اینکه از خواب بیدار بشم رفتی 😂 اون هم از ترس صبح ساعت ۶ رفت مادرمم که قسم داد بهش باهام رابطه نداشته باشه 😅 هیچی دیگ چشمتون روز بد نیاره شب عروسیمون تلافی همه رو در آورد نزاشت پام برسه به خونه میگفت که هفت سال تحمل کردم دیگ نمیکشم 😂تا یک هفته یه لنگه پا راه میرفتم ولی خب واقعا ارزشش و داشت و کنارش خوش بخت ترینم
: @TimeToWedding 🤍"
من و دوست پسرم عاشق هم بودیم و نزدیک به ۷ سال باهام توی رابطه بودیم چند بار اومد خواستگاری ولی خانواده ها راضی نبودن اون به زور خانواده اش رو میآورد خانواده منم از رفتار اونا رضایت نمیدادن چون قرار بودع ک دوست پسرم با دختر عموش ازدواج کنه دیگ با هزار بدبختی خانواده ها رو با تهدید به خودکشی راضی کردیم شب عقدمون بابام به رضا (شوهرم) گفت که امشب و خوابیدی صبح قبل از اینکه از خواب بیدار بشم رفتی 😂 اون هم از ترس صبح ساعت ۶ رفت مادرمم که قسم داد بهش باهام رابطه نداشته باشه 😅 هیچی دیگ چشمتون روز بد نیاره شب عروسیمون تلافی همه رو در آورد نزاشت پام برسه به خونه میگفت که هفت سال تحمل کردم دیگ نمیکشم 😂تا یک هفته یه لنگه پا راه میرفتم ولی خب واقعا ارزشش و داشت و کنارش خوش بخت ترینم
: @TimeToWedding 🤍"
❤1.78K🤣557👍109😐102💔17👀13👏4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤215😐30👍17💔11
به وقت #خاطرات ازدواج
سلام میخواستم از خاطره آشناییم با همسرم بگم
خب من الان ۱۸ سالمه موقعی که ۱۵ سالم بود عاشق ازدواج کردن بودم یعنی جونمو میدادم که ازدواج کنم و همیشه هم میگفتم میخوام با یه عرب ازدواج کنم حالا ببینین ما یه بار که رفته بودیم کربلا اونجا رفتم به امام حسین گفتم که من شوهر میخوام و اینا بچه بودم دیگه بعد اومدیم بیرون نشستیم و اینا بعد اونجا دو نفر داشتن ترکی صحبت میکردن منم اون موقع تازه مدرک زبان استانبولیم و اینارو گرفته بودم اومدم باهاشون حرف زدم که فهمیدم اینا ترک ترکیه نیستن و ترک عراقن اصا پرام ریخته بود خلاصه حرف زدیم و اینا یه بچه شیرینم داشتن پیششون خواهر شوهر و زنداداش بودن انقد که خوشگل بودن شبیه این اروپاییا و تو اربیل زندگی میکردن خلاصه اینا از من خوششون اومد سن منو پرسیدن و گفتن خیلی کوچیکی وگرنه یه برادر دارم خیلی خوبه و اینا منم که عاشق ازدواج گفتم اشکال نداره🤣🤦♀️
خلاصه. مامانم هی میگفت هنوز بچه ای هنوز کوچیکی بابامم همینطور گفتم نه من دوس دارم ازدواج کنم خلاصه اومدن خواستگاری دیدم ای جان پسره چقد خوشگله یک سال نامزد موندیم بعدش بهترین عروسی رو برام گرفت جوری که فامیلای بابام چشماشون داشت در می اومد دختر عمه هام هی میومدن پیشش قر میدادن چون فکر میکردن عربا چندتا زن میگیرن میخواستن زن دومش بشن ولی نمیدونستن که تو رسم ترکای عراق چند همسری وجود نداره 🤦♀️🤦♀️🤣
خلاصه الان دوسال از ازدواجم گذشته و منو همسرم عاشقانه همدیگه رو دوست داریم
لطفا قضاوت های بی جا نکنید من خودم تصمیم گرفتم که تو سن کم ازدواج کنم
و قرار نمیشه چون شما دوست ندارین تو سن کم ازدواج کنین منم نکنم🙏🏻
: @TimeToWedding 🤍"
سلام میخواستم از خاطره آشناییم با همسرم بگم
خب من الان ۱۸ سالمه موقعی که ۱۵ سالم بود عاشق ازدواج کردن بودم یعنی جونمو میدادم که ازدواج کنم و همیشه هم میگفتم میخوام با یه عرب ازدواج کنم حالا ببینین ما یه بار که رفته بودیم کربلا اونجا رفتم به امام حسین گفتم که من شوهر میخوام و اینا بچه بودم دیگه بعد اومدیم بیرون نشستیم و اینا بعد اونجا دو نفر داشتن ترکی صحبت میکردن منم اون موقع تازه مدرک زبان استانبولیم و اینارو گرفته بودم اومدم باهاشون حرف زدم که فهمیدم اینا ترک ترکیه نیستن و ترک عراقن اصا پرام ریخته بود خلاصه حرف زدیم و اینا یه بچه شیرینم داشتن پیششون خواهر شوهر و زنداداش بودن انقد که خوشگل بودن شبیه این اروپاییا و تو اربیل زندگی میکردن خلاصه اینا از من خوششون اومد سن منو پرسیدن و گفتن خیلی کوچیکی وگرنه یه برادر دارم خیلی خوبه و اینا منم که عاشق ازدواج گفتم اشکال نداره🤣🤦♀️
خلاصه. مامانم هی میگفت هنوز بچه ای هنوز کوچیکی بابامم همینطور گفتم نه من دوس دارم ازدواج کنم خلاصه اومدن خواستگاری دیدم ای جان پسره چقد خوشگله یک سال نامزد موندیم بعدش بهترین عروسی رو برام گرفت جوری که فامیلای بابام چشماشون داشت در می اومد دختر عمه هام هی میومدن پیشش قر میدادن چون فکر میکردن عربا چندتا زن میگیرن میخواستن زن دومش بشن ولی نمیدونستن که تو رسم ترکای عراق چند همسری وجود نداره 🤦♀️🤦♀️🤣
خلاصه الان دوسال از ازدواجم گذشته و منو همسرم عاشقانه همدیگه رو دوست داریم
لطفا قضاوت های بی جا نکنید من خودم تصمیم گرفتم که تو سن کم ازدواج کنم
و قرار نمیشه چون شما دوست ندارین تو سن کم ازدواج کنین منم نکنم🙏🏻
: @TimeToWedding 🤍"
👍1.23K😐431❤222🤣166👏20👀19💔11
#عکس_شما
اینم دست ما🤵♂👰♀🫶
از سال ۹۳ باهم بودیم تا بلاخره بعداز کلی سختی و مخالفت ها بهم رسیدیم😍
۱۴۰۲/۱۲/۱۲هم عروسی مون بود🥰
: @TimeToWedding 🤍"
اینم دست ما🤵♂👰♀🫶
از سال ۹۳ باهم بودیم تا بلاخره بعداز کلی سختی و مخالفت ها بهم رسیدیم😍
۱۴۰۲/۱۲/۱۲هم عروسی مون بود🥰
: @TimeToWedding 🤍"
❤844👍52💔21🤣16👀15👏5
به وقت #خاطرات ازدواج
سلام منم میخوام ازعروسیم بگم عروسی من خیلی ساده بودمنم اونموقع سیزده سالم بودوهیچی نمیفهمیدم حتی یک لباس عروس خوشگلم برام نگرفته بودن که ذوق کنم😑 ولی شوهرم منوخیلی دوست داشت من که درک نمیکردم که دوستش داشته باشم ولی الان اون منومث گذشته خیلی دوستم داره منم الان دوستش دارم🥲
: @TimeToWedding 🤍"
سلام منم میخوام ازعروسیم بگم عروسی من خیلی ساده بودمنم اونموقع سیزده سالم بودوهیچی نمیفهمیدم حتی یک لباس عروس خوشگلم برام نگرفته بودن که ذوق کنم😑 ولی شوهرم منوخیلی دوست داشت من که درک نمیکردم که دوستش داشته باشم ولی الان اون منومث گذشته خیلی دوستم داره منم الان دوستش دارم🥲
: @TimeToWedding 🤍"
❤838😐211💔44👍37🤣27👀10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣255❤41👍18😐13💔4
تجربه ازدواج :
یه تجربه از یکی از اقوام بگم که من خودم درس عبرت شد برام🙂
سال ۹۵ بود دختر دایی مامانم تو محل کار با یه آقا پسری آشنا میشه و از هم خوششون میاد
دختره ۲۰ سالش بود پسره ۲۵
دایی مامانم زیاد اوضاع مالی خوبی نداشت و اصلا هم مذهبی نیستن پسره برعکس باباش کارخونه فرش داشت و خانواده به شدت هزار مذهبی (پسره از نظر ظاهری ام یوسفی بود برا خودش)
قرار بر خاستگاری میشه و خانواده ها باهم آشنا میشن حرف بله برون و این حرف ها که میشه مادر پسره مخالفت میکنه و کلا همه چیز رو بهم می ریزه انگاری یه عروس مذهبی و سطح درآمدی خودشون میخواسته 🤦🏻♀ خلاصه نمیزاره پسرش با دختردایی ازدواج کنه و پسرم پاشو تو یه کفش میکنه همین دختره رو میخوام وگرنه هیچ وقت ازدواج نمیکنم🥲
پنج ماه میگذره حال پسره بد میشه و تشنج های بسیار شدید میفهمن بیماری صرع داره😕قبل این مریضی نصف دختر های آشنا شون میخواستن با این پسر طفلک ازدواج کنن ولی وقتی فهمیدن مریضه همه قصد ادامه تحصیل داشتن
خلاصه مادر پسره به غلط کردم میوفته و دوباره میان خاستگاری دختردایی مامانم دایی مامانم هم اول در میاد میگه اون زمان که عاشق هم بودن شما مخالفت کردی حالا که دستت جایی بند نیس بعد سه سال میای خاستگاری دختر من دوباره
هیچی دیگه دایی مامانم مخالفت میکنه ولی دختره هنوز پسره رو دوست داشته حتی بعضی وقتا ام میرفته بیمارستان دیدنش
این دو کفتر عاشق با تمام سختی ها باهم ازدواج میکنن و دختردایی مامانم مث روز اول همسرش رو دوست داره انگار نه انگار مریضه
پسره ام کل دارایی شو به نام دختر دایی میزنه و باهم یه قنادی میزنن تو تهران حاصل این عشق هم میشه پسرشون آقا امید چون به این اعتقاد دارن بدون امید نمیشه زندگی کرد و نفس خانوم چون مامان و باباشون بدون همدیگه میمیرن
برای خدا کاری نداره کسی رو بخواد بزرگ و عزیز کنه♥️
: @TimeToWedding 🤍"
یه تجربه از یکی از اقوام بگم که من خودم درس عبرت شد برام🙂
سال ۹۵ بود دختر دایی مامانم تو محل کار با یه آقا پسری آشنا میشه و از هم خوششون میاد
دختره ۲۰ سالش بود پسره ۲۵
دایی مامانم زیاد اوضاع مالی خوبی نداشت و اصلا هم مذهبی نیستن پسره برعکس باباش کارخونه فرش داشت و خانواده به شدت هزار مذهبی (پسره از نظر ظاهری ام یوسفی بود برا خودش)
قرار بر خاستگاری میشه و خانواده ها باهم آشنا میشن حرف بله برون و این حرف ها که میشه مادر پسره مخالفت میکنه و کلا همه چیز رو بهم می ریزه انگاری یه عروس مذهبی و سطح درآمدی خودشون میخواسته 🤦🏻♀ خلاصه نمیزاره پسرش با دختردایی ازدواج کنه و پسرم پاشو تو یه کفش میکنه همین دختره رو میخوام وگرنه هیچ وقت ازدواج نمیکنم🥲
پنج ماه میگذره حال پسره بد میشه و تشنج های بسیار شدید میفهمن بیماری صرع داره😕قبل این مریضی نصف دختر های آشنا شون میخواستن با این پسر طفلک ازدواج کنن ولی وقتی فهمیدن مریضه همه قصد ادامه تحصیل داشتن
خلاصه مادر پسره به غلط کردم میوفته و دوباره میان خاستگاری دختردایی مامانم دایی مامانم هم اول در میاد میگه اون زمان که عاشق هم بودن شما مخالفت کردی حالا که دستت جایی بند نیس بعد سه سال میای خاستگاری دختر من دوباره
هیچی دیگه دایی مامانم مخالفت میکنه ولی دختره هنوز پسره رو دوست داشته حتی بعضی وقتا ام میرفته بیمارستان دیدنش
این دو کفتر عاشق با تمام سختی ها باهم ازدواج میکنن و دختردایی مامانم مث روز اول همسرش رو دوست داره انگار نه انگار مریضه
پسره ام کل دارایی شو به نام دختر دایی میزنه و باهم یه قنادی میزنن تو تهران حاصل این عشق هم میشه پسرشون آقا امید چون به این اعتقاد دارن بدون امید نمیشه زندگی کرد و نفس خانوم چون مامان و باباشون بدون همدیگه میمیرن
برای خدا کاری نداره کسی رو بخواد بزرگ و عزیز کنه♥️
: @TimeToWedding 🤍"
❤2.16K👍220💔32😐28👏19👀7
Forwarded from به وقت عروسی :
اگ تو عروسی پریود شدیم چیکار کنیم؟
1 - از اپلیکیشن های مدیریت و ثبت پریود استفاده کنید!
چه قاعدگی منظمی داشته باشید و چه قاعدگی تان نامنظم باشد، استفاده از اپلیکیشن ها و تقویم های قاعدگی برایتان ضروری است. با استفاده از این اپلیکیشن ها می توانید الگوی مخصوص خود در پریود را پیدا کنید. برای مثال می توانید از روی علائم جسمی و روحی خاص خود در روزهای مختلف، متوجه زمان دقیق پریود خود شوید. می توانید روز های قاعدگی تان را رصد کنید و ببینید چه روز هایی خونریزی سبک تر و چه روز هایی خونریزی سنگین تری دارید و میزان شدت قاعدگی تان را متوجه شوید. علائمی که در پریود و قبل از آن دارید مانند نفخ، سردرد، خستگی و غیره را در اپلیکیششن ثبت می کنید و در روز های مهم مثل عروسی، با پیش بینی و در نظر داشتن علائم ممکن، برای مواجهه با آن ها آمادگی بیشتری خواهید داشت!
: @TimeToWedding 🤍"
1 - از اپلیکیشن های مدیریت و ثبت پریود استفاده کنید!
چه قاعدگی منظمی داشته باشید و چه قاعدگی تان نامنظم باشد، استفاده از اپلیکیشن ها و تقویم های قاعدگی برایتان ضروری است. با استفاده از این اپلیکیشن ها می توانید الگوی مخصوص خود در پریود را پیدا کنید. برای مثال می توانید از روی علائم جسمی و روحی خاص خود در روزهای مختلف، متوجه زمان دقیق پریود خود شوید. می توانید روز های قاعدگی تان را رصد کنید و ببینید چه روز هایی خونریزی سبک تر و چه روز هایی خونریزی سنگین تری دارید و میزان شدت قاعدگی تان را متوجه شوید. علائمی که در پریود و قبل از آن دارید مانند نفخ، سردرد، خستگی و غیره را در اپلیکیششن ثبت می کنید و در روز های مهم مثل عروسی، با پیش بینی و در نظر داشتن علائم ممکن، برای مواجهه با آن ها آمادگی بیشتری خواهید داشت!
: @TimeToWedding 🤍"
👍115👀9😐4❤3🤣3
به وقت #خاطرات زفاف
سلام من پسرم و 16سالمه
این خاطره بر میگرده به چند سال پیش و متعلق به عروسیه نوهئ عموم هست ...
چند سال پیش داماد و عروس میرن تو اتاق و لباس هاشون رو که عوض میکنن میرن رو کار بعد اینا تو اتاقشون ی پنجره هست که کاملا روبه روی جاده هس و از خونه های بغل میشه تو اتاق و دید زد این داماد میاد میره پرده رو میکشه برق هم خاموش میکنه بعد میاد میره رو کار
این دوتا که همزمان رو کار بودن داماد از رو تخت میوفته و دوتا دستاش میشکنه😂😂بعد یواشکی میره بیمارستان ..
چن ماه این شاه داماد یواشکی میرفت بیرون 😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام من پسرم و 16سالمه
این خاطره بر میگرده به چند سال پیش و متعلق به عروسیه نوهئ عموم هست ...
چند سال پیش داماد و عروس میرن تو اتاق و لباس هاشون رو که عوض میکنن میرن رو کار بعد اینا تو اتاقشون ی پنجره هست که کاملا روبه روی جاده هس و از خونه های بغل میشه تو اتاق و دید زد این داماد میاد میره پرده رو میکشه برق هم خاموش میکنه بعد میاد میره رو کار
این دوتا که همزمان رو کار بودن داماد از رو تخت میوفته و دوتا دستاش میشکنه😂😂بعد یواشکی میره بیمارستان ..
چن ماه این شاه داماد یواشکی میرفت بیرون 😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.11K😐214👍51❤15👀15💔7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣319😐85👍29❤15💔7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👏105😐92🤣41👍27❤8💔3👀1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣109👏56👍38😐13❤11👀9
به وقت عروسی :
عروسی دهه ۵۰✨️ : @TimeToWedding 🤍"
داستان کلیپ :
عروسی در تهران
سال 1351 برگزار شده👰🏻♀️🤵🏻♂️
عروس16 ساله و داماد 25 ساله بودن
فریدون فروغی هم دوست آقا دوماد بودن و اومدن و براشون اون شب برنامه اجرا کردن
حاصل این ازدواج پنج تا دختر و شش تا نوه هست.
: @TimeToWedding 🤍"
عروسی در تهران
سال 1351 برگزار شده👰🏻♀️🤵🏻♂️
عروس16 ساله و داماد 25 ساله بودن
فریدون فروغی هم دوست آقا دوماد بودن و اومدن و براشون اون شب برنامه اجرا کردن
حاصل این ازدواج پنج تا دختر و شش تا نوه هست.
: @TimeToWedding 🤍"
❤326👍43💔12👏5👀4