به وقت #خاطرات عروسی
سلاممم
آقا عروسی یکی از داییام بود
اینا تقریبا 1 ماه بعد عقد عجله عجله ای عروسی گرفتن ماهم مونده بودیم چرا اینطوری میکنن😐😂
بعد تو عروسی دیدیم عروس که زنداییم باشه زیاد نمیرقصه همش رو مبل نشسته میوه میخوره کفش پاشه بلندشو نمیپوشه
بعد نگو باردار بوده😁😐😂
هیچی دیگ الان 1 ساله ازواج کردن ولی بچشون 11 ماهشه🤣🙂
: @TimeToWedding 🤍"
سلاممم
آقا عروسی یکی از داییام بود
اینا تقریبا 1 ماه بعد عقد عجله عجله ای عروسی گرفتن ماهم مونده بودیم چرا اینطوری میکنن😐😂
بعد تو عروسی دیدیم عروس که زنداییم باشه زیاد نمیرقصه همش رو مبل نشسته میوه میخوره کفش پاشه بلندشو نمیپوشه
بعد نگو باردار بوده😁😐😂
هیچی دیگ الان 1 ساله ازواج کردن ولی بچشون 11 ماهشه🤣🙂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.28K😐105👍31❤24👀13💔8
تجربه عروسی :
سلام
آقا ما یه عروسی رفتیم من اومدم ازخودم عکس و داب بگیرم با آهنگ رقص و... فامیلای عروس و داماد فک کردن من دارم از اونا فیلم میگیرم به کارایی کردن فقط میتونم بگم اشکمن و تو عروسی درآوردن
واقعا حالم بد بود حتی الان هم بعد از نزدیک به ده ماه حالم بده و یه چندماه دیگه عروسی اون یکی پسرشونه و من نمیرم
فقط میخوام بگم لطفا توی عروسیاتون اشک یکی دیگه رو درنیارید
حتی اگه بخوایم فیلمم بگیریم فیلم شما به درد ما نمیخوره و توی رسانه پخش نمیشه
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
آقا ما یه عروسی رفتیم من اومدم ازخودم عکس و داب بگیرم با آهنگ رقص و... فامیلای عروس و داماد فک کردن من دارم از اونا فیلم میگیرم به کارایی کردن فقط میتونم بگم اشکمن و تو عروسی درآوردن
واقعا حالم بد بود حتی الان هم بعد از نزدیک به ده ماه حالم بده و یه چندماه دیگه عروسی اون یکی پسرشونه و من نمیرم
فقط میخوام بگم لطفا توی عروسیاتون اشک یکی دیگه رو درنیارید
حتی اگه بخوایم فیلمم بگیریم فیلم شما به درد ما نمیخوره و توی رسانه پخش نمیشه
: @TimeToWedding 🤍"
💔689😐104👍101🤣26❤18👀4
به وقت #خاطرات عروسی
عروسی زن عموم بود و اینا خیلی مذهبی و اینجوری
مام رفتیم همچی خوب بود تا اونجایی که قرار شد نوار قرمز به کمرش ببندن تو تبریز رسمه اخه داداش زن عموم که ازش کوچیکتر هم بود غیرتش زد بالا که امرا بزارم ببندین و اینا اخه قرار بر اینه داداش داماد ببنده اون نوار رو
هیچی دیگه یه دعوایی کرد اونو این از این وسط بابام نوار بست فوری و عموم دست زن عموم رو گرفته رفتن و ما و دوسه تایی که متوجه شدیم دنبالش رفتیم😂
: @TimeToWedding 🤍"
عروسی زن عموم بود و اینا خیلی مذهبی و اینجوری
مام رفتیم همچی خوب بود تا اونجایی که قرار شد نوار قرمز به کمرش ببندن تو تبریز رسمه اخه داداش زن عموم که ازش کوچیکتر هم بود غیرتش زد بالا که امرا بزارم ببندین و اینا اخه قرار بر اینه داداش داماد ببنده اون نوار رو
هیچی دیگه یه دعوایی کرد اونو این از این وسط بابام نوار بست فوری و عموم دست زن عموم رو گرفته رفتن و ما و دوسه تایی که متوجه شدیم دنبالش رفتیم😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣486😐91👍48❤12💔11👏2👀1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤250🤣21👍15👏12👀11💔7😐6
به وقت #خاطرات عروسی
سلام
ما یه عروسی رفته بودیم بعد عروس و داماد دیر کرده بودن بعد دف زن ها هم منتظر وایساده بودن یهو یه دختر یه لباس سفید پوشیده بود عینهو عروس بعد شکل و ظاهرش هم مثل عروسا بود اومد ما هم فک کردیم عروسه بلند شدیم دف زن ها هم فک کردن عروسه بلند شدن به دف زدن بعدش فهمیدیم ایشون عروس نیستن اصن یه افتضاح بدی
ازتون خواهش میکنم تو روز عروسی سفید نپوشید و خودتون و شبیه عروس نکنید😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
ما یه عروسی رفته بودیم بعد عروس و داماد دیر کرده بودن بعد دف زن ها هم منتظر وایساده بودن یهو یه دختر یه لباس سفید پوشیده بود عینهو عروس بعد شکل و ظاهرش هم مثل عروسا بود اومد ما هم فک کردیم عروسه بلند شدیم دف زن ها هم فک کردن عروسه بلند شدن به دف زدن بعدش فهمیدیم ایشون عروس نیستن اصن یه افتضاح بدی
ازتون خواهش میکنم تو روز عروسی سفید نپوشید و خودتون و شبیه عروس نکنید😂
: @TimeToWedding 🤍"
👍727🤣267😐46❤13👀9
به وقت #خاطرات خواستگاری
سلام منم اومدم از تجربه خواستگاریم بگم😂🥲که آقا من با رلم کات کردم بد چون امتحان وکنکور داشتم حالم خیلی بد بود انقد گریه کردم دیگ چشام باز نمیشد بد نگو آقا با خانوادم هماهنگ کرده بود منم غروب فرداش رفتم پشت بوم ک کتاب بخونم بد مامانم زنگ زد ک بیا پایین میخایم شام بخوریم
منم با دمپایی های سربازی داداشم تاب سفید شلوار میکی موس زرد جلوشون وایسادم ی لیوان هم دستم بود فقط نگاشون میکردم بد دوباره گفتن ی قرار دیگ بزاریم ک عروس یکم به خودش برسه آبروم رفت بد شبش ی دعوایی کردیم با هم ک نگو زنگ زد ک گفت خوشت اومد منم زدم بلاکش کردم اما الان نامزدیم😂🥲
مرسی که خوندی:))
: @TimeToWedding 🤍"
سلام منم اومدم از تجربه خواستگاریم بگم😂🥲که آقا من با رلم کات کردم بد چون امتحان وکنکور داشتم حالم خیلی بد بود انقد گریه کردم دیگ چشام باز نمیشد بد نگو آقا با خانوادم هماهنگ کرده بود منم غروب فرداش رفتم پشت بوم ک کتاب بخونم بد مامانم زنگ زد ک بیا پایین میخایم شام بخوریم
منم با دمپایی های سربازی داداشم تاب سفید شلوار میکی موس زرد جلوشون وایسادم ی لیوان هم دستم بود فقط نگاشون میکردم بد دوباره گفتن ی قرار دیگ بزاریم ک عروس یکم به خودش برسه آبروم رفت بد شبش ی دعوایی کردیم با هم ک نگو زنگ زد ک گفت خوشت اومد منم زدم بلاکش کردم اما الان نامزدیم😂🥲
مرسی که خوندی:))
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.21K❤165😐112👍38👀17💔10
به وقت #خاطرات خواستگاری
خواستگاری دختر دایی م بود یه دختر خاله کوچیک داشتم خیلی به این بشر وابسته بود
داییم اینا و مراسم خواستگاری طبقه بالا بود خاله م طبقه پایین می شستن
از قضا دختر خاله من از همون اول خونه داییم بوده حتی بزرگ های فامیل هم نبودن این فسقل بچه تو خواستگاری بوده
میره تو اتاق قایم میشه
دختر داییم و نامزدش کل حرف هارو که میزنن این گریه کنان میاد بیرون به پسره میگه نمی زارم بدزدیش برو خونه تون 😂
ازدواج نکردن باهم ولی خوب هر موقع خواستگار برای دختر داییم میاد اول اتاق رو چک میکنن
: @TimeToWedding 🤍"
خواستگاری دختر دایی م بود یه دختر خاله کوچیک داشتم خیلی به این بشر وابسته بود
داییم اینا و مراسم خواستگاری طبقه بالا بود خاله م طبقه پایین می شستن
از قضا دختر خاله من از همون اول خونه داییم بوده حتی بزرگ های فامیل هم نبودن این فسقل بچه تو خواستگاری بوده
میره تو اتاق قایم میشه
دختر داییم و نامزدش کل حرف هارو که میزنن این گریه کنان میاد بیرون به پسره میگه نمی زارم بدزدیش برو خونه تون 😂
ازدواج نکردن باهم ولی خوب هر موقع خواستگار برای دختر داییم میاد اول اتاق رو چک میکنن
: @TimeToWedding 🤍"
🤣842👍32😐28❤13
به وقت #خاطرات خواستگاری
آقا همین قبل محرم بود ی خواستگاری داشتم ایشون ترکیه زندگی میکردن و خانوادشون منو پسندیده بودن اومده بودن برای پسرشون خاستگاری منم شب خواستگاری همه چیز اوکیبود خوب پیش میرفت تا نوبت ب حرف زدن ما رسید رفتیم اتاق پیشت سالن پذیرایی نشستیم حرف بزنیم پسره ن برداشت ن گزاشت گفت آقا من خودم دوس دختر دارم عاشق اونم و اونو میخام خانوادم مخالفت میکنن منم ب اجباره خانواده اینجام گفت ازتون معذرت میخام در این این باره اگ با احساساتتون بازی شده یا درگیر چیزا دیگ شدین اینا گفت فقط از این اینجا رفتیم بگین ب تفاهم این حرفا نرسیدیم و شما منو پسند نکردین
منم رفتم همینا رو گفتم
ولی پدر پسره شک کرد همونجا زد تو گوش پسره چون فهمیده بود ماجرا رو فک کنم ب پسره گقت اگ خیال کردی برا اون دختره برات میرم خاستگاری اشتباه کردی بعدم باباهه گذاشت رفت خانوادش هم عذرخواهی کردن رفتن
فقط پسره موند طفلی دلم خیلی براش میسوخت🥲
: @TimeToWedding 🤍"
آقا همین قبل محرم بود ی خواستگاری داشتم ایشون ترکیه زندگی میکردن و خانوادشون منو پسندیده بودن اومده بودن برای پسرشون خاستگاری منم شب خواستگاری همه چیز اوکیبود خوب پیش میرفت تا نوبت ب حرف زدن ما رسید رفتیم اتاق پیشت سالن پذیرایی نشستیم حرف بزنیم پسره ن برداشت ن گزاشت گفت آقا من خودم دوس دختر دارم عاشق اونم و اونو میخام خانوادم مخالفت میکنن منم ب اجباره خانواده اینجام گفت ازتون معذرت میخام در این این باره اگ با احساساتتون بازی شده یا درگیر چیزا دیگ شدین اینا گفت فقط از این اینجا رفتیم بگین ب تفاهم این حرفا نرسیدیم و شما منو پسند نکردین
منم رفتم همینا رو گفتم
ولی پدر پسره شک کرد همونجا زد تو گوش پسره چون فهمیده بود ماجرا رو فک کنم ب پسره گقت اگ خیال کردی برا اون دختره برات میرم خاستگاری اشتباه کردی بعدم باباهه گذاشت رفت خانوادش هم عذرخواهی کردن رفتن
فقط پسره موند طفلی دلم خیلی براش میسوخت🥲
: @TimeToWedding 🤍"
💔1.63K😐83👍61🤣27❤10👀3
Remix podcast 132
-T.me/TimeToWedding
❤31👍10😐4🤣3👀3👏2
به وقت #خاطرات عروسی
سلام منم اومدم خاطرمو بگم..
تقریبا کلاس سوم چهارم بودم که داییم عروسی کرد..
خدا شاهده از ۲ ماه قبل عروسی من جنگگگ و دعوااا که شب اول عروسی میخوام برم خونه اینا بخوابم (چون کلا خیلی خیلی داییمو دوست داشتم)
بعد دایی و زن داییم میگفتن اشکالی نداره بیا طفلکیا نمیدونستن چی باید بگن ولی مامانم خیلی قاطع میگفت نه نمیشه منم که نمیفهمیدم علتش چیه گیر میدادم که حداقل بگو چرا نمیذاری اونم هیچی نمیگفت خلاصه که منو مهار کردن و به خیر گذشت😂
داییم بعد چند سال جدا شد و دوباره ازدواج کرد..اینا عروسی رو یه شهر برگزار کردن ولی خونشون یه شهر دیگه بود.. بعد مراسم اومدن سوار ماشین شدن رفتن که برن خونشون، خوب که رسیدن دیدن کلید یادشون رفته😂 مجبورشدن برنخونه کسی بمونن
کلا داییم از شب اول شانس نیاورد طفلی
ببخشید طولانی شد🙏
: @TimeToWedding 🤍"
سلام منم اومدم خاطرمو بگم..
تقریبا کلاس سوم چهارم بودم که داییم عروسی کرد..
خدا شاهده از ۲ ماه قبل عروسی من جنگگگ و دعوااا که شب اول عروسی میخوام برم خونه اینا بخوابم (چون کلا خیلی خیلی داییمو دوست داشتم)
بعد دایی و زن داییم میگفتن اشکالی نداره بیا طفلکیا نمیدونستن چی باید بگن ولی مامانم خیلی قاطع میگفت نه نمیشه منم که نمیفهمیدم علتش چیه گیر میدادم که حداقل بگو چرا نمیذاری اونم هیچی نمیگفت خلاصه که منو مهار کردن و به خیر گذشت😂
داییم بعد چند سال جدا شد و دوباره ازدواج کرد..اینا عروسی رو یه شهر برگزار کردن ولی خونشون یه شهر دیگه بود.. بعد مراسم اومدن سوار ماشین شدن رفتن که برن خونشون، خوب که رسیدن دیدن کلید یادشون رفته😂 مجبورشدن برنخونه کسی بمونن
کلا داییم از شب اول شانس نیاورد طفلی
ببخشید طولانی شد🙏
: @TimeToWedding 🤍"
🤣855😐70👍57💔38❤10👀3
به وقت #خاطرات زفاف
این داستان برا فامیل دورمون بوده
این دوتا ازدواجشون تو روستا بود یعنی اونجا زندگی میکردن بعد تعریف میکرد که تو روستا رسم دارن شب عروسی زنو شوهر که میرن تو خونه ساقدوشای داماد باید دور خونه رو تا نزدیکای صبح بگردن پرسیدم چرا؟ گفت مثلا اون زمان اگه من به یکی قبل شوهرم جواب رد داده بودم اون میاد دعا مینویسه میندازه دور خونه (البته اگه خیلی کینه ای باشه)بعد این زنو شوهر میرن توخونه بعد چند دقیقه داماد از تو خونه درمیاد میره پیش ساقدوشا بهشون میگه این وانمیسه میگه مگه میشه بگو بهش یجا وایسه تو کارتو انجام بدی دیگه داماد میگه نههه منظورم اینههه(خودتون بگیرید دیگه چیو میگه😂)
دختره میگفت اره دیگه با ی بدبختی درستش کردیم اون شبو گذروندیم
: @TimeToWedding 🤍"
این داستان برا فامیل دورمون بوده
این دوتا ازدواجشون تو روستا بود یعنی اونجا زندگی میکردن بعد تعریف میکرد که تو روستا رسم دارن شب عروسی زنو شوهر که میرن تو خونه ساقدوشای داماد باید دور خونه رو تا نزدیکای صبح بگردن پرسیدم چرا؟ گفت مثلا اون زمان اگه من به یکی قبل شوهرم جواب رد داده بودم اون میاد دعا مینویسه میندازه دور خونه (البته اگه خیلی کینه ای باشه)بعد این زنو شوهر میرن توخونه بعد چند دقیقه داماد از تو خونه درمیاد میره پیش ساقدوشا بهشون میگه این وانمیسه میگه مگه میشه بگو بهش یجا وایسه تو کارتو انجام بدی دیگه داماد میگه نههه منظورم اینههه(خودتون بگیرید دیگه چیو میگه😂)
دختره میگفت اره دیگه با ی بدبختی درستش کردیم اون شبو گذروندیم
: @TimeToWedding 🤍"
🤣602😐263👍51❤12👀10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤456💔46😐40🤣33👍23👀4
تجربه عروسی :
سلام
یکی از ممبرای کانال خاطره ایی رو گفت که برای منم دقیقا همین اتفاق افتاد خواستم منم بگم شاید فرهنگ سازی شه
منم عروسی همراه خانوادم دعوت بودم میخواستم عکس از خودم بگیرم طبقه بالای تالار ک هیچکس نبود نه پشت سرم نه کنارم
یکی از فامیلای داماد بعد عروسی ب همه فامیل زنگ زده بود ک فلانی از عروس ما از بالا عکس و فیلم گرفته از رقص همه مون
داشتم دق میکردم
نه عروسی شون نه عروسشون مال این حرفا نبودن ک ارزش فیلم گرفتن داشته باشن
انقدر اعتماد ب نفس و تخیلات ک به راحتی تهمت بزنن ب ادم از کجا میاد
خواستم بگم فضای مجازی پره از همه چیز نیازی پخش عکس از ادمای معمولی نیس
مهمون دعوت میکنید جنبه ش رو داشته باشید
چقدر مدتها بعد از اون شب به من و خانواده م زهرمار شد
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
یکی از ممبرای کانال خاطره ایی رو گفت که برای منم دقیقا همین اتفاق افتاد خواستم منم بگم شاید فرهنگ سازی شه
منم عروسی همراه خانوادم دعوت بودم میخواستم عکس از خودم بگیرم طبقه بالای تالار ک هیچکس نبود نه پشت سرم نه کنارم
یکی از فامیلای داماد بعد عروسی ب همه فامیل زنگ زده بود ک فلانی از عروس ما از بالا عکس و فیلم گرفته از رقص همه مون
داشتم دق میکردم
نه عروسی شون نه عروسشون مال این حرفا نبودن ک ارزش فیلم گرفتن داشته باشن
انقدر اعتماد ب نفس و تخیلات ک به راحتی تهمت بزنن ب ادم از کجا میاد
خواستم بگم فضای مجازی پره از همه چیز نیازی پخش عکس از ادمای معمولی نیس
مهمون دعوت میکنید جنبه ش رو داشته باشید
چقدر مدتها بعد از اون شب به من و خانواده م زهرمار شد
: @TimeToWedding 🤍"
👍600😐72💔47👀12❤8🤣1