به وقت #خاطرات عروسی
سلام
چند سال پیش عروسی خالم بود
خالم با یک داییم با ما ناتنی هستن بعد هیچ کدوم از دایی هام راضی نبودن به این ازدواج میگفتن پسره نه شغل داره نه سرمایه داره هنوز درسش تموم نشده سربازیم که نرفته بابای پسره هم راضی نیست گفته حتی یک قرونم کمک نمیکنم بیخیال شو هنوز جفتتون ۲۰ سال بیشتر سن ندارین با این پسره ازدواج نکن یا صبر کن حداقل سربازیشو بره خالمم گفت اصلا به شما ربطی نداره پسر خالمه دوست دارم باهاش ازدواج کنم
خلاصه شب جشن عروسی بود داماد وسط رقص دونفره عروس دوماد دست انداخت توی دهنه خودش لپشو باز کرد گفت ببین دندونم خراب شده درد میکنه 😂😂😂 بعد خالم دستشو گرفت آورد پایین
عروسی تموم شد عروس رو تا دم آپارتمانشون همراهی کردیم بعد همه منتظر بودن اینا برن داخل که بریم یهو داماد برگشت گفت من متعلق به همتونم اصلا نگران نباشین 😂😂😂😂خواهر داماد محکم زد تو سرش درو باز مرد اینو هلش داد بعدم درو بست
دیگه بماند کن موقع برگشتن یک ساعت و نیم توی آسانسور گیر کردیم 😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
چند سال پیش عروسی خالم بود
خالم با یک داییم با ما ناتنی هستن بعد هیچ کدوم از دایی هام راضی نبودن به این ازدواج میگفتن پسره نه شغل داره نه سرمایه داره هنوز درسش تموم نشده سربازیم که نرفته بابای پسره هم راضی نیست گفته حتی یک قرونم کمک نمیکنم بیخیال شو هنوز جفتتون ۲۰ سال بیشتر سن ندارین با این پسره ازدواج نکن یا صبر کن حداقل سربازیشو بره خالمم گفت اصلا به شما ربطی نداره پسر خالمه دوست دارم باهاش ازدواج کنم
خلاصه شب جشن عروسی بود داماد وسط رقص دونفره عروس دوماد دست انداخت توی دهنه خودش لپشو باز کرد گفت ببین دندونم خراب شده درد میکنه 😂😂😂 بعد خالم دستشو گرفت آورد پایین
عروسی تموم شد عروس رو تا دم آپارتمانشون همراهی کردیم بعد همه منتظر بودن اینا برن داخل که بریم یهو داماد برگشت گفت من متعلق به همتونم اصلا نگران نباشین 😂😂😂😂خواهر داماد محکم زد تو سرش درو باز مرد اینو هلش داد بعدم درو بست
دیگه بماند کن موقع برگشتن یک ساعت و نیم توی آسانسور گیر کردیم 😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣629😐271👍48❤16👀14
سلام پسرم ۲۱
دیت من زیادی متفاوت بود جریان مال ۴ سال پیشه بعد از ۷ ماه رابطه مجازی بالاخره تونستم که برم شهرشون و ببینمش با کلی استرس رفتم سرمحل قرار یهو زنگ زد گفت پاشو بیا خونمون گفتم مگه قرار نبود کافه باشیم؟
گفت اشکال نداره بیا خونمون اینجا راحت تریم خونمونم خالیه
من اون موقع ته گناهم همین بود که دوست دختر داشته باشم اصلا به اون چیزای +18 فکر نمیکردم ساعت ۵ بعد از ظهر که رسیدم خونشون
تا حدود ساعت ۱۱ فیلم دیدیم و حرف زدیم
ساعت ۱۱ که خواستم برم دستمو گرفت گفت وایسا گفتم جانم گفت بیا تو اتاق یه چیزی هست میخوام نشونت بدم همینطوری که بهش خیره شده بودم دستم و گرفت برد تو اتاق یهو ادامه داستان
دیت من زیادی متفاوت بود جریان مال ۴ سال پیشه بعد از ۷ ماه رابطه مجازی بالاخره تونستم که برم شهرشون و ببینمش با کلی استرس رفتم سرمحل قرار یهو زنگ زد گفت پاشو بیا خونمون گفتم مگه قرار نبود کافه باشیم؟
گفت اشکال نداره بیا خونمون اینجا راحت تریم خونمونم خالیه
من اون موقع ته گناهم همین بود که دوست دختر داشته باشم اصلا به اون چیزای +18 فکر نمیکردم ساعت ۵ بعد از ظهر که رسیدم خونشون
تا حدود ساعت ۱۱ فیلم دیدیم و حرف زدیم
ساعت ۱۱ که خواستم برم دستمو گرفت گفت وایسا گفتم جانم گفت بیا تو اتاق یه چیزی هست میخوام نشونت بدم همینطوری که بهش خیره شده بودم دستم و گرفت برد تو اتاق یهو ادامه داستان
🤣97😐78👍27💔10❤9👀5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍16❤5🤣3👀1
به وقت #خاطرات عقد
سلام سلاام
حضرات اومدم از خاطره عقد عموم بهتون بگم اون موقع من ۸ سالم بود و بچه شیطونی بودم
حالا از رقصیدناا و قردادنای من اون وسط بگذریم میرسیم به وقتی ک عروسو از اریشگاه اوردن بیرون😂😔من یواشکی سوار ماشین عروسو دوماد شدم چون ریزا میز بودم اون عقب مشخص نبودم
با اینکه یادم نمیاد چی میگفتن تو ماشین ولی وقتی منم باهاشون میاده شدم چشاشون ۴ تا شده بود😂😂اخر شب بود رسیدیم خونه
خونه عموم طبقه بالا ما میشد اومد بره بالا گفتم عمو ینی شما دیگه زنو شوهرین کنار هم میخابین؟ عموم از خجالت هیچیی نگفت و برام سوال شد و چرا جوابمو نمیده الان فهمیدم تو په شرایطی قرارشون دادممم😂😂😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام سلاام
حضرات اومدم از خاطره عقد عموم بهتون بگم اون موقع من ۸ سالم بود و بچه شیطونی بودم
حالا از رقصیدناا و قردادنای من اون وسط بگذریم میرسیم به وقتی ک عروسو از اریشگاه اوردن بیرون😂😔من یواشکی سوار ماشین عروسو دوماد شدم چون ریزا میز بودم اون عقب مشخص نبودم
با اینکه یادم نمیاد چی میگفتن تو ماشین ولی وقتی منم باهاشون میاده شدم چشاشون ۴ تا شده بود😂😂اخر شب بود رسیدیم خونه
خونه عموم طبقه بالا ما میشد اومد بره بالا گفتم عمو ینی شما دیگه زنو شوهرین کنار هم میخابین؟ عموم از خجالت هیچیی نگفت و برام سوال شد و چرا جوابمو نمیده الان فهمیدم تو په شرایطی قرارشون دادممم😂😂😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣753👍49😐47👀11❤9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣494👍20❤17😐17👀3💔2
تجربه عروسی :
چن تا نکته برا اینکه وقتی رفتین عروسی کورد ها حواستون باشه اذیت نشین❤️
1_هیچ وقت تو عروسی کورد ها لباس های بلند یا خیلی بدن نما نپوشین(مث دکلته و اینا)چون وقتی میرین تو عروسیه ۹۵ درصدشون لباس کوردی میپوشن و خیلی معذب میشین اگه خیلی تو دید باشین
2_حواستون باشه قبل عروسی کفشایی بپوشین که خواستین برقصین(رقص کوردی)اذیت نشین چون طولانی اکثرا کم کمش ۵ ساعت عروسی کورد ها و اگه کفشاتون راحت نباشه عروسی براتون عذاب میشه و هم نمیتونین برقصین چون اکثرا رقص تند و همه ب هم وصلن اگه بیفتین کلا خراب کاری میشه
3_حتما قبل عروسی ارایش تون رو تکمیل کنین که اونجا خواستین ارایشتون رو ترمیم کنین فوقش ی رژ یا ریمل باشه
4_لباس کوردی خواستین بپوشین حتما حواستون باشه بعضی لباس های کوردی خیلی سنگین واقعا چون برا طرح قشنگ باشه خیلی سنگ ب کار بردن و ممکنه اونجا کمردرد بگیرین اگه کفشتون خوب نباشه و لباس سنگین باشه
5_تو عروسی ها حواستون به بچه هاتون باشه که وقتی دارن شاباش یا شکلات میریزن رو سر عروس و دوماد یهویی نپره جلو پا عروس دوماد چون هم فیلم اونا خراب میشه هم خیلی ناخوشایند هم برا اینکه برن کنار بچه ها بد بهشون نگاه میکنن
6_حتما از قبل اگه میرین ارایشگاه یا کسی موهاتونو درست میکنه طوری نباشه که بره تو چشمتون یا مدام دستتون بهش باشه که درستش کنین ی مدل خوب پیدا کنین که موهاتونو جمع کنه که باز نشه ی ذره رقصیدین
7_وقتی خواستین برین تو عروسی بشینین ی جایی رو انتخاب کنین که نزدیک بلند گو ها نباشه خیلی چون واقعا سردرد میگرین که هیچ گوشتون هم اسیب میبینه چون برا اینکه جو رقص ب وجود بیاد اهنگ رو خیلی زیاد میکنن
: @TimeToWedding 🤍"
چن تا نکته برا اینکه وقتی رفتین عروسی کورد ها حواستون باشه اذیت نشین❤️
1_هیچ وقت تو عروسی کورد ها لباس های بلند یا خیلی بدن نما نپوشین(مث دکلته و اینا)چون وقتی میرین تو عروسیه ۹۵ درصدشون لباس کوردی میپوشن و خیلی معذب میشین اگه خیلی تو دید باشین
2_حواستون باشه قبل عروسی کفشایی بپوشین که خواستین برقصین(رقص کوردی)اذیت نشین چون طولانی اکثرا کم کمش ۵ ساعت عروسی کورد ها و اگه کفشاتون راحت نباشه عروسی براتون عذاب میشه و هم نمیتونین برقصین چون اکثرا رقص تند و همه ب هم وصلن اگه بیفتین کلا خراب کاری میشه
3_حتما قبل عروسی ارایش تون رو تکمیل کنین که اونجا خواستین ارایشتون رو ترمیم کنین فوقش ی رژ یا ریمل باشه
4_لباس کوردی خواستین بپوشین حتما حواستون باشه بعضی لباس های کوردی خیلی سنگین واقعا چون برا طرح قشنگ باشه خیلی سنگ ب کار بردن و ممکنه اونجا کمردرد بگیرین اگه کفشتون خوب نباشه و لباس سنگین باشه
5_تو عروسی ها حواستون به بچه هاتون باشه که وقتی دارن شاباش یا شکلات میریزن رو سر عروس و دوماد یهویی نپره جلو پا عروس دوماد چون هم فیلم اونا خراب میشه هم خیلی ناخوشایند هم برا اینکه برن کنار بچه ها بد بهشون نگاه میکنن
6_حتما از قبل اگه میرین ارایشگاه یا کسی موهاتونو درست میکنه طوری نباشه که بره تو چشمتون یا مدام دستتون بهش باشه که درستش کنین ی مدل خوب پیدا کنین که موهاتونو جمع کنه که باز نشه ی ذره رقصیدین
7_وقتی خواستین برین تو عروسی بشینین ی جایی رو انتخاب کنین که نزدیک بلند گو ها نباشه خیلی چون واقعا سردرد میگرین که هیچ گوشتون هم اسیب میبینه چون برا اینکه جو رقص ب وجود بیاد اهنگ رو خیلی زیاد میکنن
: @TimeToWedding 🤍"
👍472😐96❤68👏5💔4🤣3👀1
#چت
رابطه لانگم قشنگیا خودش داره🥺😻
ما خیلی فاصله مکانی داریم ولی ماهی ۲ ۳ روز پیش همیم
۳ ماه دیگم عقدمونه💑
: @TimeToWedding 🤍"
رابطه لانگم قشنگیا خودش داره🥺😻
ما خیلی فاصله مکانی داریم ولی ماهی ۲ ۳ روز پیش همیم
۳ ماه دیگم عقدمونه💑
: @TimeToWedding 🤍"
❤588🤣36👍31😐29💔17👀4👏1
#سوال
نظر شما چیه؟🤔
سلام دخترم 18
من خیلی دختر ازدواجی ام
و تا حالاام هرچی خواستگار داشتم مامانمینا ردش کردن
درسته چندتاشون شرایط خوبی نداشتن ولی واقعا خیلی سختگیرن
نمیدونم چیکار کنم با این سختگیریشون
لطفا کمک کنید نظر بدید
: @TimeToWedding 🤍"
نظر شما چیه؟
سلام دخترم 18
من خیلی دختر ازدواجی ام
و تا حالاام هرچی خواستگار داشتم مامانمینا ردش کردن
درسته چندتاشون شرایط خوبی نداشتن ولی واقعا خیلی سختگیرن
نمیدونم چیکار کنم با این سختگیریشون
لطفا کمک کنید نظر بدید
: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤣455😐119👍40💔18❤12👀2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍156🤣83❤20💔2👀2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤117👍23😐8🤣6💔4👀2
تو جلسه اول خواستگاری چه سوالایی میپرسید تو جلسه معارفه
بیاد بگید از تجربه هاتون استفاده کنیم
بیاد بگید از تجربه هاتون استفاده کنیم
👍82❤6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍34❤7👏1
تجربه خواستگاری :
سلام من ۲۵ سالمه ، دخترم
همین چند وقت پیش یکی از اقوام تماس گرفت برای خواستگاری برای پسرشون
بعد گفتن فلان روز میان خواستگاری که هم رو ببینیم و صحبت کنیم
بعد وقتی اومدن رفتار آقا پسر خیلی خشک و بد بود و بدون اینکه با من صحبت کنن رفتن(همون صحبت مرسوم که خانم و آقا در اتاقی یه مقدار سوال میپرسن)
این کارشون واقعا به شخصیت من و خانوادم برخورد
خواهشم از خانواده ها این هست که بدون رضایت فرزندتون خواستگاری نرید چون واقعا اینکار توهین بزرگیه به طرف مقابلتون
: @TimeToWedding 🤍"
سلام من ۲۵ سالمه ، دخترم
همین چند وقت پیش یکی از اقوام تماس گرفت برای خواستگاری برای پسرشون
بعد گفتن فلان روز میان خواستگاری که هم رو ببینیم و صحبت کنیم
بعد وقتی اومدن رفتار آقا پسر خیلی خشک و بد بود و بدون اینکه با من صحبت کنن رفتن(همون صحبت مرسوم که خانم و آقا در اتاقی یه مقدار سوال میپرسن)
این کارشون واقعا به شخصیت من و خانوادم برخورد
خواهشم از خانواده ها این هست که بدون رضایت فرزندتون خواستگاری نرید چون واقعا اینکار توهین بزرگیه به طرف مقابلتون
: @TimeToWedding 🤍"
👍891😐38👀13❤12💔6🤣3
به وقت #خاطرات عروسی
عموی مامانم تو عروسی پسرش حسابی به خودش رسیده بود و کت و شلوار جدید خریده بود
عروسی تو روستا بود
داشتیم میرفتیم دنبال عروس دوماد
وسطاش یه دشت سرسبز و پر گل دیدیم و همه پیاده شدند
عروس دوماد هم یکم اونور تر پیاده شدند تا فیلم بردار از اونا جداگانه فیلم بگیره
اینور بزرگ تر های فامیل جمع شده بودن دوره سره عمو خان و داشتن راجب عروسی و خرج و مرجش حرف میزدن
یکی از پسر بچه ها یواشکی از اون بمب های کبریتی روشن میکنه میندازه تو جیب عموی مامانم😔🤦🏻♀😂
بمبه میترکه و نصف کت خاکستر میشه و عموی بیچاره داد میکشه همزمان که داره فوش میده کتشو تکون میده
خلاصه این بیچاره رو بزور آرومش کردن و فامیلا گفتن بخاطره عروسی پسرت گذشت کن و فلان
: @TimeToWedding 🤍"
عموی مامانم تو عروسی پسرش حسابی به خودش رسیده بود و کت و شلوار جدید خریده بود
عروسی تو روستا بود
داشتیم میرفتیم دنبال عروس دوماد
وسطاش یه دشت سرسبز و پر گل دیدیم و همه پیاده شدند
عروس دوماد هم یکم اونور تر پیاده شدند تا فیلم بردار از اونا جداگانه فیلم بگیره
اینور بزرگ تر های فامیل جمع شده بودن دوره سره عمو خان و داشتن راجب عروسی و خرج و مرجش حرف میزدن
یکی از پسر بچه ها یواشکی از اون بمب های کبریتی روشن میکنه میندازه تو جیب عموی مامانم😔🤦🏻♀😂
بمبه میترکه و نصف کت خاکستر میشه و عموی بیچاره داد میکشه همزمان که داره فوش میده کتشو تکون میده
خلاصه این بیچاره رو بزور آرومش کردن و فامیلا گفتن بخاطره عروسی پسرت گذشت کن و فلان
: @TimeToWedding 🤍"
😐622🤣182👍41💔40❤7👀6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍165🤣138❤13😐10💔5
تجربه شما :
سلام دخترم 25
من ترکم (تبریز) و یه پارتنر کورد(قزوین) داشتم:)
میخوام از رابطم که به ازدواج ختم نشد بگم براتون...
داستان از جایی شروع که ما ۴ سال رل بودیم یک سال مجازی بود مابقی اومده بود شهر ما دانشگاه درس میخوند
آقا ما اوکی بودیم البته تا زمانی که خانواده هامون نمیدونستن
قضیه اینطوری شد که خب خانواده من مذهبی بودن از اینا که عروسی مختلط نداشتیم و اگه دعوت میشدیم با معذرت خواهی رد میکردیم دعوت طرفو
بعد اینا کورد بودن عروسیاشون مختلط ،اولین دلیلشون واسع نارضایتی
دومین دلیل اختلاف طبقاتی بود
خب ما مستاجر بودیم حتی ماشین هم نداشتیم ولی اونا وضعشون خیلی از ما بهتر بود هم خونه داشتن هم ماشین
وضع خونمون هم خیلی درست حسابی نبود همچی قدیمی بود فرشای کهنه و ...
سومین دلیل تفاوت سنی من پارتنرم بود ایشون از من یک سال کوچیک تر بود
با اینکه خودم وضع مالیم خوب بود و جایگاه اجتماعی درستی داشتم
ولی متأسفانه خانواده آقا مخالفت شدیدی کردن و خانوادش گفتن پسر ما با 24 سال سن حداقل ماشین داره ولی شما پدرت 50 سالشه نه ماشین نه خونه نه دکوراسیون خونتون هیچی ندارین
و بی توجه به علاقه بین منو پارتنرم اونا رفتن آقا پسر هم خودشو به هر دری زد که بشه ولی دیگه پدرم نذاشت :)))
و اینطوری شد که هیچوقت نرسیدیم بهمدیگه :)💔
خواهشم اینه توروخدا برای بچهاتون ارزش قائل بشید و مایه سرافکندگی بچتون نشید هیچ وقت:)
: @TimeToWedding 🤍"
سلام دخترم 25
من ترکم (تبریز) و یه پارتنر کورد(قزوین) داشتم:)
میخوام از رابطم که به ازدواج ختم نشد بگم براتون...
داستان از جایی شروع که ما ۴ سال رل بودیم یک سال مجازی بود مابقی اومده بود شهر ما دانشگاه درس میخوند
آقا ما اوکی بودیم البته تا زمانی که خانواده هامون نمیدونستن
قضیه اینطوری شد که خب خانواده من مذهبی بودن از اینا که عروسی مختلط نداشتیم و اگه دعوت میشدیم با معذرت خواهی رد میکردیم دعوت طرفو
بعد اینا کورد بودن عروسیاشون مختلط ،اولین دلیلشون واسع نارضایتی
دومین دلیل اختلاف طبقاتی بود
خب ما مستاجر بودیم حتی ماشین هم نداشتیم ولی اونا وضعشون خیلی از ما بهتر بود هم خونه داشتن هم ماشین
وضع خونمون هم خیلی درست حسابی نبود همچی قدیمی بود فرشای کهنه و ...
سومین دلیل تفاوت سنی من پارتنرم بود ایشون از من یک سال کوچیک تر بود
با اینکه خودم وضع مالیم خوب بود و جایگاه اجتماعی درستی داشتم
ولی متأسفانه خانواده آقا مخالفت شدیدی کردن و خانوادش گفتن پسر ما با 24 سال سن حداقل ماشین داره ولی شما پدرت 50 سالشه نه ماشین نه خونه نه دکوراسیون خونتون هیچی ندارین
و بی توجه به علاقه بین منو پارتنرم اونا رفتن آقا پسر هم خودشو به هر دری زد که بشه ولی دیگه پدرم نذاشت :)))
و اینطوری شد که هیچوقت نرسیدیم بهمدیگه :)💔
خواهشم اینه توروخدا برای بچهاتون ارزش قائل بشید و مایه سرافکندگی بچتون نشید هیچ وقت:)
: @TimeToWedding 🤍"
💔1.42K👍123😐39❤22👀10🤣6