#چت
واکنش این پسر به تمام ناراحتی هام🥹
یعنی جوری که این آدم حوصله ام و داره و نازم و میکشه خودم ندارم واقعا :)))
: @TimeToWedding 🤍"
واکنش این پسر به تمام ناراحتی هام🥹
یعنی جوری که این آدم حوصله ام و داره و نازم و میکشه خودم ندارم واقعا :)))
: @TimeToWedding 🤍"
❤739😐130💔42🤣34👍30👏7👀1
#سوال
نظر شما چیه؟🤔
سلام من دخترم ۲۱ سالمه
راستش یکم درد و دلِ و یکم سوال🥲
من پدر و مادرم از هم جدا شدن و من ۸ ساله با پدربزرگ و مادربزرگ و پدرم و همین طور خواهرم زندگی می کنم تو این مدت خیلی اتفاق های خوب و بد گذشت تا رسید به جایی که من رفتم دانشگاه با بدبختی قبول شدم و الان ۲ سال میگذره مادرم ول نمی کنه و من اصلا از اون موقع ندیدمش و به خاطر مادرم که بماند خیانت کرد و رفت به خاطر همینم میگین تو ام مثل مادرت میشی و کلی اذیت شدم و میشم..درسته بی محبت بزرگ شدم اما بازم حواسم به خواهرم بود و هست..
و اینجا خیلی بهم سخت میگذره..
چون کانالِ عروسی بود گفتم بپرسم ببینم ازدواج کنم وضعم بهتر میشه یا بد تر؟
خیلی سردرگمم و اصلا نمیدونم قراره چی بشه چی کار کنم کلا نا امیدم..!
نه حوصله مونده واسم نه اعصاب
همه هم فکر می کنن بد اخلاقم اما نمبدونن که چقدر کمبود محبت دارم✨🥺
یکم طولانی شد پوزش :)❤️
: @TimeToWedding 🤍"
نظر شما چیه؟
سلام من دخترم ۲۱ سالمه
راستش یکم درد و دلِ و یکم سوال🥲
من پدر و مادرم از هم جدا شدن و من ۸ ساله با پدربزرگ و مادربزرگ و پدرم و همین طور خواهرم زندگی می کنم تو این مدت خیلی اتفاق های خوب و بد گذشت تا رسید به جایی که من رفتم دانشگاه با بدبختی قبول شدم و الان ۲ سال میگذره مادرم ول نمی کنه و من اصلا از اون موقع ندیدمش و به خاطر مادرم که بماند خیانت کرد و رفت به خاطر همینم میگین تو ام مثل مادرت میشی و کلی اذیت شدم و میشم..درسته بی محبت بزرگ شدم اما بازم حواسم به خواهرم بود و هست..
و اینجا خیلی بهم سخت میگذره..
چون کانالِ عروسی بود گفتم بپرسم ببینم ازدواج کنم وضعم بهتر میشه یا بد تر؟
خیلی سردرگمم و اصلا نمیدونم قراره چی بشه چی کار کنم کلا نا امیدم..!
نه حوصله مونده واسم نه اعصاب
همه هم فکر می کنن بد اخلاقم اما نمبدونن که چقدر کمبود محبت دارم✨🥺
یکم طولانی شد پوزش :)❤️
: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔1.01K❤77👍75😐8👀6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤174👍26😐20💔7👀2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤36👍11🤣8👀2
به وقت #خاطرات ازدواج
خب سلام...قضیه ازدواج من خیلی خنده داره
دخترم بیست و سه
من هفت سال پیش بنا به دلایلی حضانتم داده میشه به خالم که ترکیه زندگی میکنه پس منم بزرگ میشم اونجا و توی دبیرستان با یه پسره آشنا میشم که من شونزده سالم بود اون نوزده از همونجا به به شدت با هم دعوا داشتیم و واقعا همو میزدیم....اون دبیرستان که تموم شد من رفتم سرکارو اینا و من سرکار دوباره این آقا رو میبینم با هم کنار اومدیم نزدیک یه سال با هم دوست صمیمی شده بودیم...و من اخر سر دوبار ازش خواستگاری کردم و بار دوم واقعا زانو زدم ولی ردم کرد...من خیلی دوستش داشتم...خیلی ناراحت و اینا بودم بعد از چند وقت، وقت گذروندن با هم اون میاد برای بار آخر درخواست میده و حقیقتا من با سر قبول کردم(دریغ از ذره ای سیاست)و ازدواج کردیم و اینا(رسم و رسومشون برای ازدواج مزخرف بود)و پدر و مادرش هم بابت ایرانی بودن من ناراضی بودن ولی خب مجبور شدن قبول کنن...الان هم به دلیل مشکلات فنی😂بنده باردارم و این شد داستان ازدواج من
: @TimeToWedding 🤍"
خب سلام...قضیه ازدواج من خیلی خنده داره
دخترم بیست و سه
من هفت سال پیش بنا به دلایلی حضانتم داده میشه به خالم که ترکیه زندگی میکنه پس منم بزرگ میشم اونجا و توی دبیرستان با یه پسره آشنا میشم که من شونزده سالم بود اون نوزده از همونجا به به شدت با هم دعوا داشتیم و واقعا همو میزدیم....اون دبیرستان که تموم شد من رفتم سرکارو اینا و من سرکار دوباره این آقا رو میبینم با هم کنار اومدیم نزدیک یه سال با هم دوست صمیمی شده بودیم...و من اخر سر دوبار ازش خواستگاری کردم و بار دوم واقعا زانو زدم ولی ردم کرد...من خیلی دوستش داشتم...خیلی ناراحت و اینا بودم بعد از چند وقت، وقت گذروندن با هم اون میاد برای بار آخر درخواست میده و حقیقتا من با سر قبول کردم(دریغ از ذره ای سیاست)و ازدواج کردیم و اینا(رسم و رسومشون برای ازدواج مزخرف بود)و پدر و مادرش هم بابت ایرانی بودن من ناراضی بودن ولی خب مجبور شدن قبول کنن...الان هم به دلیل مشکلات فنی😂بنده باردارم و این شد داستان ازدواج من
: @TimeToWedding 🤍"
😐963🤣197👍71❤50👀23👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤455💔60👍41😐19👀1
به وقت #خاطرات عروسی
سلام چطورین آقا!
ماه پیش عروسی یکی از فامیل های طرف پدری بود و از طرفی که خیلی اوپن مایند بودن و دخترا و پسراشون راحت بودن البته(تا یه حدی)آقا ما رفتیم عروسی و سر شام که رسیدیم خواهر عروس که فامیل ما میشد تقریبا حالش بد میشه و اونجا می فهمن که این دختره بارداره و کلا عروسی بهم خورد که هیچ کن فیکون شد😂
و عروسی به یاد ماندنی ای شد
: @TimeToWedding 🤍"
سلام چطورین آقا!
ماه پیش عروسی یکی از فامیل های طرف پدری بود و از طرفی که خیلی اوپن مایند بودن و دخترا و پسراشون راحت بودن البته(تا یه حدی)آقا ما رفتیم عروسی و سر شام که رسیدیم خواهر عروس که فامیل ما میشد تقریبا حالش بد میشه و اونجا می فهمن که این دختره بارداره و کلا عروسی بهم خورد که هیچ کن فیکون شد😂
و عروسی به یاد ماندنی ای شد
: @TimeToWedding 🤍"
😐667🤣137👍21👀11💔8❤5👏3
#سوال
نظر شما چیه؟🤔
به نظرتون چیکار کنم
دونفر هستن که خب اومدن خاستگاری
یکیشون وکالت خونده یکیشون عمران
هردوتاشون پولدار هستن ولی خب قیافه معمولی دارن نه خوشگلن نه زشت قدشون هم سه چهار سانت بلند تر از منه
الان نمیدونم باید کدومو انتخاب کنم میشه راهنمایی کنید
: @TimeToWedding 🤍"
نظر شما چیه؟
به نظرتون چیکار کنم
دونفر هستن که خب اومدن خاستگاری
یکیشون وکالت خونده یکیشون عمران
هردوتاشون پولدار هستن ولی خب قیافه معمولی دارن نه خوشگلن نه زشت قدشون هم سه چهار سانت بلند تر از منه
الان نمیدونم باید کدومو انتخاب کنم میشه راهنمایی کنید
: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😐557🤣81👍30👀16❤10💔3
#سوال
نظر شما چیه؟🤔
سلام . ملاک دخترا برای ازدواج چیه ؟
( من نمیتونم روان دخترا رو بخونم.)
: @TimeToWedding 🤍"
نظر شما چیه؟
سلام . ملاک دخترا برای ازدواج چیه ؟
( من نمیتونم روان دخترا رو بخونم.)
: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤣249👍33😐13❤3👏1👀1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤96👍18😐13💔1👀1
به وقت #خاطرات عقد
سلام من دخترم و ۱۸ سالمه
روز عقدم نامزدم اومد دنبالم عجله داشتیم زدیم به راه که توی جاده لاستیکهای ماشین بی دلیل پنچر شدن
به هرکی زنگ میزدیم جواب نمیدادن
ماهممجبور شدیم با لباس عروس و کت شلوار تو خیابون راه بیوفتیم واسه تاکسی گرفتن تا دم تالار😂
ولی همیشه بهش فکر میکنیم از خنده قش میکنیم
همه آدما هم واسمون بوق میزدن و میگفتن مبارکه
: @TimeToWedding 🤍"
سلام من دخترم و ۱۸ سالمه
روز عقدم نامزدم اومد دنبالم عجله داشتیم زدیم به راه که توی جاده لاستیکهای ماشین بی دلیل پنچر شدن
به هرکی زنگ میزدیم جواب نمیدادن
ماهممجبور شدیم با لباس عروس و کت شلوار تو خیابون راه بیوفتیم واسه تاکسی گرفتن تا دم تالار😂
ولی همیشه بهش فکر میکنیم از خنده قش میکنیم
همه آدما هم واسمون بوق میزدن و میگفتن مبارکه
: @TimeToWedding 🤍"
❤853🤣218👍37😐11💔6👏4👀2
به وقت #خاطرات عروسی
سلام
چند سال پیش عروسی خالم بود
خالم با یک داییم با ما ناتنی هستن بعد هیچ کدوم از دایی هام راضی نبودن به این ازدواج میگفتن پسره نه شغل داره نه سرمایه داره هنوز درسش تموم نشده سربازیم که نرفته بابای پسره هم راضی نیست گفته حتی یک قرونم کمک نمیکنم بیخیال شو هنوز جفتتون ۲۰ سال بیشتر سن ندارین با این پسره ازدواج نکن یا صبر کن حداقل سربازیشو بره خالمم گفت اصلا به شما ربطی نداره پسر خالمه دوست دارم باهاش ازدواج کنم
خلاصه شب جشن عروسی بود داماد وسط رقص دونفره عروس دوماد دست انداخت توی دهنه خودش لپشو باز کرد گفت ببین دندونم خراب شده درد میکنه 😂😂😂 بعد خالم دستشو گرفت آورد پایین
عروسی تموم شد عروس رو تا دم آپارتمانشون همراهی کردیم بعد همه منتظر بودن اینا برن داخل که بریم یهو داماد برگشت گفت من متعلق به همتونم اصلا نگران نباشین 😂😂😂😂خواهر داماد محکم زد تو سرش درو باز مرد اینو هلش داد بعدم درو بست
دیگه بماند کن موقع برگشتن یک ساعت و نیم توی آسانسور گیر کردیم 😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
چند سال پیش عروسی خالم بود
خالم با یک داییم با ما ناتنی هستن بعد هیچ کدوم از دایی هام راضی نبودن به این ازدواج میگفتن پسره نه شغل داره نه سرمایه داره هنوز درسش تموم نشده سربازیم که نرفته بابای پسره هم راضی نیست گفته حتی یک قرونم کمک نمیکنم بیخیال شو هنوز جفتتون ۲۰ سال بیشتر سن ندارین با این پسره ازدواج نکن یا صبر کن حداقل سربازیشو بره خالمم گفت اصلا به شما ربطی نداره پسر خالمه دوست دارم باهاش ازدواج کنم
خلاصه شب جشن عروسی بود داماد وسط رقص دونفره عروس دوماد دست انداخت توی دهنه خودش لپشو باز کرد گفت ببین دندونم خراب شده درد میکنه 😂😂😂 بعد خالم دستشو گرفت آورد پایین
عروسی تموم شد عروس رو تا دم آپارتمانشون همراهی کردیم بعد همه منتظر بودن اینا برن داخل که بریم یهو داماد برگشت گفت من متعلق به همتونم اصلا نگران نباشین 😂😂😂😂خواهر داماد محکم زد تو سرش درو باز مرد اینو هلش داد بعدم درو بست
دیگه بماند کن موقع برگشتن یک ساعت و نیم توی آسانسور گیر کردیم 😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣629😐271👍48❤16👀14
سلام پسرم ۲۱
دیت من زیادی متفاوت بود جریان مال ۴ سال پیشه بعد از ۷ ماه رابطه مجازی بالاخره تونستم که برم شهرشون و ببینمش با کلی استرس رفتم سرمحل قرار یهو زنگ زد گفت پاشو بیا خونمون گفتم مگه قرار نبود کافه باشیم؟
گفت اشکال نداره بیا خونمون اینجا راحت تریم خونمونم خالیه
من اون موقع ته گناهم همین بود که دوست دختر داشته باشم اصلا به اون چیزای +18 فکر نمیکردم ساعت ۵ بعد از ظهر که رسیدم خونشون
تا حدود ساعت ۱۱ فیلم دیدیم و حرف زدیم
ساعت ۱۱ که خواستم برم دستمو گرفت گفت وایسا گفتم جانم گفت بیا تو اتاق یه چیزی هست میخوام نشونت بدم همینطوری که بهش خیره شده بودم دستم و گرفت برد تو اتاق یهو ادامه داستان
دیت من زیادی متفاوت بود جریان مال ۴ سال پیشه بعد از ۷ ماه رابطه مجازی بالاخره تونستم که برم شهرشون و ببینمش با کلی استرس رفتم سرمحل قرار یهو زنگ زد گفت پاشو بیا خونمون گفتم مگه قرار نبود کافه باشیم؟
گفت اشکال نداره بیا خونمون اینجا راحت تریم خونمونم خالیه
من اون موقع ته گناهم همین بود که دوست دختر داشته باشم اصلا به اون چیزای +18 فکر نمیکردم ساعت ۵ بعد از ظهر که رسیدم خونشون
تا حدود ساعت ۱۱ فیلم دیدیم و حرف زدیم
ساعت ۱۱ که خواستم برم دستمو گرفت گفت وایسا گفتم جانم گفت بیا تو اتاق یه چیزی هست میخوام نشونت بدم همینطوری که بهش خیره شده بودم دستم و گرفت برد تو اتاق یهو ادامه داستان
🤣97😐78👍27💔10❤9👀5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍16❤5🤣3👀1
به وقت #خاطرات عقد
سلام سلاام
حضرات اومدم از خاطره عقد عموم بهتون بگم اون موقع من ۸ سالم بود و بچه شیطونی بودم
حالا از رقصیدناا و قردادنای من اون وسط بگذریم میرسیم به وقتی ک عروسو از اریشگاه اوردن بیرون😂😔من یواشکی سوار ماشین عروسو دوماد شدم چون ریزا میز بودم اون عقب مشخص نبودم
با اینکه یادم نمیاد چی میگفتن تو ماشین ولی وقتی منم باهاشون میاده شدم چشاشون ۴ تا شده بود😂😂اخر شب بود رسیدیم خونه
خونه عموم طبقه بالا ما میشد اومد بره بالا گفتم عمو ینی شما دیگه زنو شوهرین کنار هم میخابین؟ عموم از خجالت هیچیی نگفت و برام سوال شد و چرا جوابمو نمیده الان فهمیدم تو په شرایطی قرارشون دادممم😂😂😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام سلاام
حضرات اومدم از خاطره عقد عموم بهتون بگم اون موقع من ۸ سالم بود و بچه شیطونی بودم
حالا از رقصیدناا و قردادنای من اون وسط بگذریم میرسیم به وقتی ک عروسو از اریشگاه اوردن بیرون😂😔من یواشکی سوار ماشین عروسو دوماد شدم چون ریزا میز بودم اون عقب مشخص نبودم
با اینکه یادم نمیاد چی میگفتن تو ماشین ولی وقتی منم باهاشون میاده شدم چشاشون ۴ تا شده بود😂😂اخر شب بود رسیدیم خونه
خونه عموم طبقه بالا ما میشد اومد بره بالا گفتم عمو ینی شما دیگه زنو شوهرین کنار هم میخابین؟ عموم از خجالت هیچیی نگفت و برام سوال شد و چرا جوابمو نمیده الان فهمیدم تو په شرایطی قرارشون دادممم😂😂😂😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣753👍49😐47👀11❤9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣494👍20❤17😐17👀3💔2